تفاوت سند رسمی و عادی در چیست ؟

چند تفاوت اصلی سند رسمی و عادی : مهمترین رکن در اسناد رسمی اعتبار و ارزش آنهاست . باید دید که همه اسناد چه عادی و چه رسمی از چه حیث اهمیت می یابند .

تفاوت سند رسمی و عادی

نسبت به سند رسمی اظهار انکار و تردید مسموع نیست و نسبت به سند رسمی می توان ادعای جعلیت نمود .

منظور از انکار و تردید چیست ؟

بر خلاف اعتقاد اکثر افراد ، انکار و تردید مترادف نبوده و با یکدیگر فرق دارند و کاربردهای مخصوص به خود را دارند . جایگاه انکار کجاست ؟ انکار در جایی رخ می دهد که سندی منتسب به خوانده در دادگاه ارائه می شود و خوانده منکر امضای آن سند می شود به فرض مثال خوانده می گوید این سند را من امضاء نکرده ام .

تفاوت سند رسمی و عادی

اگر سند ارائه شده منتسب به شخص خوانده نباشد تردید می کند. به فرض مثال در انتساب امضاء به مورث خود تردید می کند و می گوید این امضای مورث من نیست .

قانونگذار نیز در ماده 216 قانون آیین دادرسی مدنی تفاوت انکار و تردید را بیان نموده است .

همچنین قانونگذار در ماده 1292 قانون مدنی بیان داشته : در مقابل اسناد رسمی یا اسنادی که اعتبار سند رسمی را دارند. انکار و تردید مسموع نیست و طرف می تواند ادعای جعلیت نسبت به اسناد مزبور کند. یا ثابت نماید که اسناد مزبور به جهتی از جهات قانونی از اعتبار افتاده است .

فرق بین انکار و ادعای جعلیت چیست ؟

تفاوت بسیار مهم در بار اثبات دعوا ظاهر می شود به این معنی که اگر کسی سندی را انکار نماید. همانطور که در ماده 216 قانون آیین دادرسی مدنی آمده احکام منکر بر او مترتب می شود. یعنی بار اثبات دیگر بر دوش او ( منکر ) نیست بلکه بار اثبات بر گردن خواهان خواهد بود و اوست که باید ثابت نماید امضاء منتسب به خوانده است . در مورد تردید نیز وضع به همین ترتیب می باشد . اما در مورد ادعای جعلیت مدعی جعل باید ثابت نماید. که سند مجعول است بنابراین بار اثبات را باید مدعی به دوش بکشد .

قدرت اجرایی اسناد رسمی

در مبحث تفاوت سند رسمی و عادی ، باید بیان داشت : قدرت اجرایی در اسناد رسمی بسیار مهم است. تعهداتی که در یک سند رسمی درج می شود چنانچه به صورت حال ، منجز و قابل مطالبه باشد. یعنی مشروط و موجل نباشد متعهد له می تواند برای مطالبه طلب خودش به جای دادگاه از طریق صدور اجراییه با مراجعه به دفاتر اسناد رسمی یا اداره ثبت اجراییه ثبتی صادر کند .

پر واضح است که این یک امتیاز ویژه است . یعنی دیگر نیازی به سپری نمودن تشریقات طولانی و پر هزینه دادگاه نیست.  نمونه بارز این مطلب بحث مهریه زوجه است که در سند رسمی نکاح منعکس می شود .

راه معمول مراجعه به دفاتر خدمات قضایی و تقدیم دادخواست و … تا انتها می باشد. اما راه کوتاه تر و کم هزینه تر مراجعه به دفترخانه تنظیم کننده سند ازدواج و درخواست صدور اجراییه ثبتی است. که با این اقدام جریان ثبت به کار می افتد . ( امید شاه مرادی )

مشاوره با ما :

جهت اخذ مشاوره با ما تماس بگیرید : تلفن تماس : 09123939759

الزام به ایفای تعهد احداث بنا

الزام به ایفای تعهد مبنی بر احداث بنا : هر گاه شخصی در قالب قراردادی ، مانند مشارکت در ساخت پیش فروش و یا پیمانکاری ساخت ، متعهد به ساخت و تکمیل ساختمانی بر اساس شرایط قراردادی شود.

در مواقعی که شخص متعهد ، طبق زمانبندی پیش بینی شده در قرارداد ، اقدام به ساخت آن و تکمیل آن نکند. شخص ذی نفع می تواند ، دادخواست الزام شخص متعهد به ایفای تعهد ، مبنی بر احداث بنا را طرح کند.

طرفین دعوی :

وکیل امور ملکی در تهران : در دعوای الزام به ایفای تعهد مبنی بر احداث بنا ، شخصی که به نفع او تعهد ساخت بنا داده شده باشد، اصطلاحاً متعهد له نامیده می شود و خواهان دعوا است و کسی که تعهد به ساخت بنا داده است، خوانده ی دعوی محسوب می شود .

الزام به ایفای تعهد مبنی بر احداث بنا

نحوه اجرای رأی

پس از صدور حکم قطعی و محکومیت محکوم علیه ، دادگاه خوانده را ملزم می کند که تعهد خود را انجام دهد و در صورت استنکاف محکوم علیه از انجام تعهد ، خواهان می تواند با هزینه خود ملک را تکمیل و هزینه ها را از خوانده مطالبه کند. چنانچه خواهان امکان احداث بنا را نداشت و اجرای حکم از طریق شخص ثالث نیز ممکن نبود. خواهان می تواند اقدام به فسخ قرارداد کند .  مشاوره با وکیل حقوقی .

آیا پیش خریدار می تواند با قبول تکمیل باقی قرارداد ، خواستار تنظیم سند رسمی شود ؟

در مبحث الزام به ایفای تعهد مبنی بر احداث بنا . برابر قانون پیش فروش ساختمان در صورت انجام کامل تعهدات از سوی پیش خریدار ، چنانچه پیش فروشنده در مهلت پیش بینی شده در قرارداد ، موفق به تکمیل پروژه نشود. با تأیید مهندس ناظر ساختمان مبنی بر اینکه صرفاً اقدامات جزئی تا تکمیل پروژه باقی مانده است. یعنی کمتر از ده درصد پیشرفت فیزیکی مانده باشد. پیش خریدار می تواند با قبول تکمیل باقی قرارداد به دفتر اسناد رسمی مراجعه کند. و خواستار تنظیم سند رسمی به میزان قدراسهم خود بشود .

با این حال در عمل با توجه به آنکه اکثر قراردادهای پیش فروش به صورت رسمی تنظیم نمی شود. اقدام از طریق دفاتر اسناد رسمی امکان ندارد و پیش خریدار تنها می تواند از طریق دادگاه جهت احقاق حق خود ، اقدام کند .

مشاوره با ما :

تلفن تماس : 09123939759

وکیل مهر و موم ترکه و نکات مهم

نکاتی در مورد وکیل مهر و موم ترکه : به منظور حفظ اموال متوفی و همچنین تشخیص وضعیت مالی متوفی و حق و حقوق ورثه ، طلبکاران و بدهکاران ، هر یک از ورثه یا نماینده قانونی آنها و همچنین طلبکارانی که طلب آنها بر اساس سند رسمی یا حکم قطعی می باشد. در صورتی که طلب دارای وثیقه و تأمین نباشد ، می تواند از دادگاه تقاضای مهر و موم ترکه کند .

لازم به ذکر است که به تقاضای هر یک از اشخاص فوق ، با تنظیم صورت مجلس ، مهر و موم از ترکه برداشته می شود . در ادامه با توضیحات وکیل امور حسبی همراه باشید…

 

وکیل مهر و موم ترکه در تهران

مسئولیت یا عدم مسئولیت ورثه در فرضهای مختلف قبول یا رد ترکه :

ورثه در پذیرش یا نپذیرفتن ترکه می توانند یکی از موارد زیر را انتخاب کنند :

  1. قبول ترکه
  2. قبول ترکه به شرط تحریر ترکه
  3. رد ترکه

قبول ترکه :

چنانچه ورثه متوفی ، ترکه را بدون هیچ شرطی قبول کنند ، مسئول پرداخت تمام دیون متوفی می باشند . اعم از اینکه دارایی متوفی بیشتر از بدهی های او باشد یا کمتر باشد . مگر اینکه وراث (بعد از انجام امور مربوط به انحصار وراثت ) ثابت کنند که بدهی های متوفی بیشتر از ترکه او بوده که در این صورت ورثه نسبت به پرداخت مازاد آن معاف هستند . البته اثبات این امر پس از قبول ترکه ، دشوار است . چرا که قبول بدون قید و شرط ورثه ای که معمولاً از دارایی مورث خود آگاهی دارند ، حاکی از آن است که اموال باقی مانده از متوفی به اندازه ای است که بدهی های او را پرداخت کند .

نکاتی در مورد مهر و موم ترکه
قبول ترکه می تواند به صورت صریح و از طریق تنظیم سند رسمی یا سند عادی ، انجام شود و یا به طور ضمنی . مانند انجام کارهایی که نشان از قبول دارد . مانند فروش و صلح کردن ترکه .

قبول ترکه به شرط تحریر ترکه :

چنانچه ورثه نسبت به میزان اموال و بدهی های متوفی اطلاعی نداشته باشند. می توانند قبول ترکه را مشروط به تحریر ترکه کنند . پس از تحریر ترکه ، مسئولیت پرداخت بدهی های متوفی توسط وراث ، محدود به میزانی خواهد بود که در صورت تحریر ترکه قید شده است .

رد ترکه :

چنانچه ورثه ترکه را رد کنند ، ترکه متوفی در حکم ترکه متوفی بلاوارث است و ترکه توسط مدیر تصفیه ی منصوب از طرف دادگاه ، اداره خواهد شد .

رد ترکه باید به طور صریح اعم از کتبی یا شفاهی به دادگاه اعلام شود و در صورت سکوت ورثه ، اصل بر قبول ترکه می باشد .

تقسیم ترکه :

بعد از اینکه مراحل فوق طی شد ، نوبت به تقسیم ترکه می رسد . برای تقسیم ترکه ، هر یک از ورثه می توانند از دادگاه تقاضای تقسیم ترکه و تعیین سهم خود را بخواهند .

مشاوره با وکیل شاه مرادی :

جهت کسب اطلاعات بیشتر و اخذ مشاوره با ما تماس بگیرید .
تلفن تماس : 09123939759

جلوگیری از ملاقات فرزند چه تبعاتی دارد ؟

مجازات های قانونی جلوگیری از ملاقات فرزند – وکیل شاه مرادی : به دنبال طلاق ، متارکه یا هر مسئله دیگری که باعث می شود تا زوجین در یک خانه واحد سکونت نداشته باشند. حضانت فرزند یا اطفال به یکی از آن ها واگذار می شود. و برای دیگری نیز حق ملاقات فرزند ایجاد می گردد. حضانت فرزند مسئله ایست که در ابتدا باید به وسیله توافقات زوجین حل شود.

به عنوان مثال مادر بچه ها قبول می کند که از مطالبه مهریه چشم پوشی کند. اما در مقابل حق نگهداری از فرزندان را دریافت نماید. این مسئله کاملاً توافقی است اما در برخی از موارد، زوجین به توافق نمی رسند.! به عنوان مثال هر دوی آن ها طالب حضانت فرزند هستند و در مواردی هم مشاهده می کنیم که هیچ کدام از آن ها حاضر به پذیرش این مسئولیت نمی شوند. در این شرایط طبق قانون مشخص می شود که حضانت بر عهده کدام یک از طرفین قرار می گیرد.

جلوگیری از ملاقات فرزند

قانون در خصوص حضانت فرزند و حق ملاقات با فرزند چه می گوید؟

طبق قانون دختر و پسر تا هفت سالگی تحت حضانت مادر هستند البته مشروط بر اینکه مادر دچار انحطاط اخلاقی یا مواردی که باعث سلب حضانت می شود نباشد. در این مدت پدر دارای حق ملاقات با فرزند یا فرزندان خود می باشد. بعد از هفت سالگی این اولاد به سرپرستی پدر در آیند. دختر تا نه سالگی و پسر تا پانزده سالگی! در این مدت مادر حق ملاقات با فرزند یا فرزندان را به دست می آورد.

حال سوال اصلی مقاله این است که قانون گذار در خصوص مواردی که به عنوان جلوگیری از ملاقات فرزند یا ممانعت از ملاقات فرزند شناخته می شوند چه تدبیری را در نظر گرفته است؟ قطعاً ممانعت از ملاقات فرزند در صورتی که صرفاً از روی تکبر، غرور، خودخواهی و آزار و اذیت طرف مقابل باشد. یک کار غیرانسانی و بی رحمانه است.

ملاقات با فرزند

در رویه به این شکل است که معمولاً والدی که حق ملاقات با فرزند را دارد می تواند در یک هفته به مدت 24 الی 48 ساعت با فرزند خود ملاقات کند . که اصولاً این زمان برای اواخر هفته در نظر گرفته می شود .

همچنین تعیین مکان ملاقات بر عهده طرفین است که اگر با توافق صورت نگیرد توسط کلانتری تعیین می گردد. طبق قانون فردی که حضانت طفل را بر عهده دارد نمی تواند او را از کشور خارج کند یا به شهر دیگری نقل مکان کند. مگر اینکه مصلحت طفل در میان باشد. اگر هم قضیه خارج رفتن مطرح باشد دادگاه یک تأمین مناسب اخذ می کند. تا از بازگرداندن طفل به کشور اطمینان حاصل شود. قانونگذار برای اینکه از ملاقات طفل جلوگیری نشود ضمانت اجرا نیز در نظر گرفته است.

ضمانت اجرای جلوگیری از ملاقات فرزند

جلوگیری از ملاقات فرزند یک فعل کیفری است بنابراین اگر فردی مرتکب این کار شود باید عواقب آن را هم بپذیرد. شخصی که شاکی است می تواند به این دلیل از سرپرست طفل شکایت نماید. قانون گذار ضمانت اجراهای مختلفی را در نظر گرفته است که اصولا از شدت اجرایی متفاوتی برخوردار هستند ؛ هرچقدر میزان جلوگیری از ملاقات فرزند، تعداد روزهایی که ممانعت به عمل آمده است و تعداد دفعاتی که این مسئله تکرار شده است افزایش یابد. ضمانت اجراهای شدیدتری نیز در خصوص آن ها اجرا می شود.

در خصوص ضمانت اجرای جلوگیری از ملاقات فرزند می توان به مواردی از جمله جریمه های سنگین، بازداشت، حبس و حتی تجدیدنظر در خصوص حق حضانت و سلب آن از والدی اشاره کرد که مبادرت به جلوگیری از ملاقات فرزند نموده است. اگر هم فردی که حضانت طفل را بر عهده دارد او را از کشور خارج کند و دیگر به ایران بازنگرداند تأمین اخذ شده. از او به مرحله اجرا درآمده و توقیف می گردد. در صورت مواجهه با مسئله ای همانند جلوگیری از ملاقات فرزند بهتر است با مشاور حقوقی یا وکیل خانواده مشورت کنید و سپس از طریق مراجع قضایی اقدام نمایید.

5 تفاوت خیار عیب با تبری از عیوب

خیار عیب با تبری از عیوب چه تفاوت هایی باهم دارند ؟ یکی از مهمترین خیاراتی که در قانون مدنی و با پیروی از متون فقهی مورد اشاره واقع شده است “خیار عیب” نام دارد. خیار به معنای اختیاری است که یک فرد در یک معامله یا قرارداد دارد. تا بتواند با استناد به آن، معامله را فسخ نماید هر چند که طرف مقابل قرارداد به فسخ معامله راضی نباشد. خیار عیب نیز یکی از همان خیارات است و برخی از معاملات را به کل بر هم می زند. اما در برخی از موارد باعث دریافت ارش می شود بدون اینکه اصل معامله یا قرارداد آسیب ببیند.

تفاوت خیار عیب با تبری از عیوب

در مقابل خیار عیب به عنوان یک حق مالی در حقوق اسلامی با یک اصطلاح دیگر نیز مواجه هستیم که “تبری از عیوب” نام دارد. تبری از عیوب زمانی صورت می گیرد. که فروشنده در یک قرارداد خود را از مسئولیت تمام عیوب حتمی یا احتمالی که در موضوع معامله است می رهاند. و در واقع حق فسخ معامله به علت خیار عیب را از بین می برد. در این مقاله تصمیم گرفته ایم تا به صورت تفصیلی به تشریح این موضوع بپردازیم که تفاوت خیار عیب و تبری از عیوب چیست؟!

خیار عیب

در ابتدا به تعریف و بررسی خیار عیب در قراردادها می پردازیم. دریک معامله همانند عقد بیع دو شخص در مقام خریدار و فروشنده حضور دارند. در این میان هم یک موضوع با عنوان مبیع یا موضوع معامله مطرح است. و قیمتی که روی آن درج شده است و خریدار باید برای به دست آوردن کالا آن را پرداخت نماید. این مبلغ در فقه اسلامی با عنوان “ثمن” شناخته می شود. قیمت مورد نظر در فرض سلامت کالا تعیین می شود. مگر اینکه فروشنده این مسئله را تذکر دهد که این قیمت به علت معیوب بودن کالا، کمتر از مبلغ واقعی است.

البته صرفاً نمی توان به صحت و سلامت کالا چشم دوخت چرا که ثمن هم باید سالم باشد. و ارزش مادی آن دقیقاً مطابق با آن چیزی باشد که مورد توافق طرفین است. حال اگر ثمن یا مبیع معیوب باشند برای شخص مقابل حق فسخ معامله را ایجاد می کنند. این حق در قانون با عنوان خیار عیب شناخته می شود. البته در مبحثی همانند بیع، می توان به جای فسخ معامله از قواعد ارش نیز استفاده کرد یعنی مابه التفاوت کالا یا ثمن متناسب با جنس معیوب پرداخت گردد.

تبری از عیوب

تبـری به معنای دوری جستن است. تبری از عیوب یک شرط ضمن عقد است که ویژه بایع می باشد. در واقع بایع اظهار می کند. که خریدار باید تمام حواس خود را در زمان معامله بکار گیرد. و اگر بعدا متوجه نقصی در معامله شود دیگر مسئولیتی متوجه فروشنده نخواهد بود. یا اینکه از همان ابتدا عیوب را ذکر می کند و می گوید که مسئولیتی بابت این عیوب و نتایج آن ها بر عهده نمی گیرد.

تبری جستن از عیوب، در صورتی است که فروشنده از عیوب کالا تبری کرده باشد. یعنی عهده عیوب را از خود سلب کرده یا مالش را با تمام عیوب بفروشد که در صورت ظهور عیب دیگر مشتری حق رجوع به او را ندارد. اما اگر بایع از عیب خاصی تبری کرده باشد، مشتری تنها نسبت به همان عیب حق مراجعه ندارد. و اگر عیب دیگری در مبیع ایجاد شود می تواند با استناد به محدود بودن شرط تبری از عیوب خواستار فسخ یا دریافت ارش باشد.

خیار عیب و تبری از عیوب چه تفاوتی با یکدیگر دارند؟

  1. خـیار عیب در اغلب اوقات مربوط به خریدار است اما تبری از عیوب ویژه فروشنده می باشد.
  2. خیار عیب حق برهم زدن معامله است اما تبری از عیوب یکی از ابزارهای استحکام معامله می باشد. و از فسخ آن جلوگیری می کند.
  3. خیـار عیب حتی اگر در قرارداد نیز مورد اشاره واقع نشود با توجه به قواعد حقوقی قابل اجراست. اما عمل کردن به تـبری از عیـوب نیازمند اظهار آن در زمان عقد معامله و توافق طرفین در خصوص آن است.
  4. خیار عیب تنها مربوط به زمانی است که نقصان در معامله مشاهده شود. و اگر فرد سریعا برای استفاده از خیار عیب اقدام نکند حق او برای فسخ یا دریافت ارش از بین می رود اما تبری از عیوب ناظر بر آینده است. و برای همیشه در رابطه قراردادی مورد نظر اجرا می شود.
  5. بسیاری از مردم اسقاط خیار عیب را با تـبری از عـیوب یکی می دانند. حال آنکه تبری از عیوب تمام مسئولیت های ناشی از معیوب بودن کالا را از بین می برد. اما اسقاط خیار عیب از بین برنده خسارات ناشی از معیوب بودن کالا نیست.

سیر تا پیاز مزاحمت تلفنى

دریافت مشاوره حقوقی در رابطه با جرم مزاحمت تلفنی طرح دادخواست و لایحه نویسی ، مزاحمت تلفنی یکی از جرایمی است که توسط قانونگذار در سال 1375 جرم انگاری و برای آن مجازات پیش بینی شد . قانونگذار عنصر قانونى براى جرم مزاحمت تلفنى را در ماده ٦٤١ قانون مجازات اسلامى مصوب ١٣٧٥ بيان كرده است. كه عبارت است از :

شکایت از مزاحمت تلفنى

هر گاه كسى به وسيله تلفن يا دستگاه هاى مخابراتىِ ديگر براى اشخاص مزاحمت نمايد. علاوه بر اجراى مقررات خاص شركت مخابرات ، مرتكب به حبس از يك ماه تا شش ماه محكوم مى گردد .

انواع وسایل مخابراتی جهت تحقق جرم :

وسيله ارتكاب جرم مزاحمت تلفنى اعم است از تلفن هاى ثابت و همراه ، دستگاه فاكس ، تلكس ، پيجر ، رايانه ، بى سيم ، پيامك و ديگر وسايل ارتباطى مخابراتى . مشاوره با وکیل کیفری .

سوال اينجاست كه آيا تماس بدون صحبت كردن نيز مزاحمت تلفنى محسوب مى شود ؟!

جرم مزاحمت تلفنى لزوماً منوط به گفتن سخن و صحبت کردن نمی باشد . بنابراین صرف تلفن زدن ، حتى قطع كردن تلفن بدون صحبت كردن يا تماس و سكوت كردن در نيمه هاى شب نيز مزاحمت تلفنى محسوب مى شود .

جرم مزاحمت تلفنی

عنصر روانی در تحقق جرم :

جهت تحقق جرم مزاحمت تلفنی : مرتکب باید در ارتباط برقرار کردن با دیگری عامد باشد . به عبارت بهتر ، مرتکب باید قصد مزاحمت داشته باشد .

مجـازات مزاحمت تلفنی :

بر اساس ماده 641 قانون تعزیرات مصوب 1375 مجازات پیش بینی شده برای مرتکبین مزاحمت تلفنی ، حبس از یک ماه تا شش ماه می باشد . علاوه بر این ، ضمانت اجراى مخابراتى مزاحـمت تلفنى مطابق ماده ١٤ قانون شركت مخابرات در قالب قطع موقت يا دائمى خط تلفن بنا بر مرتبه تكرار مزاحــمت تلفنى می باشد . مطابق این ماده خط تلفن فرد مزاحم برای بار اول به مدت یک هفته ، برای مرتبه ی دوم به مدت سه ماه و برای بار سوم به طور دائم قطع می شود .

چنانچه ارتکاب جرم مزاحـمت تلفنی همراه با جرم دیگری مانند فحاشی یا توهین باشد. مرتکب به مجازات آن جرم نیز محکوم می شود .

مشاوره با وکیل مزاحمت تلفنی :

تلفن تماس : 09123939759

وکیل افشاى اسرار و راز

دریافت مشاوره حقوقی از وکیل افشای اسرار در تهران + طرح شکایت : در حكومت جمهورى اسلامى ، فاش كردن اسرار افراد جرم انگارى شده است منتها قانونگذار مجازات اين جرم را محدود به اشخاصى دانسته كه به مناسبت شغل خود از اسرار و اطلاعات محرمانه افراد مطلع مى گردند .

بر اين اساس منطبق با ماده ٦٤٨ قانون مجازات اسلامى مصوب ١٣٧٥ ، اطباء و جراحان و ماماها و دارو فروشان و كليه كسانى كه به مناسبت شغل يا حرفه خود محرم اسرار مى شوند ، هر گاه در غير از موارد قانونى ، اسرار مردم را افشا كنند به حبس از سه ماه و يك روز تا يك سال و به جزاى نقدى محكوم مى گردد.

وکیل افشاى اسرار و راز

وکیل افشاى اسرار

مقرره فوق ناطر است بر كليه اشخاصى كه به مناسبت شغل و حرفه خود محرم اسرار مى باشند و یا به اسرار اشخاص دسترسی پیدا می کنند ، اعم از پزشكان ، وكلا ، سران دفاتر رسمى ، جراحان ، كارشناسان رسمى ، مترجمان رسمى ، ماماها ، ماموران مراجع مالياتى ، ماموران نيروى انتظامى ، داروفروشان ، قضات و ساير ماموران مشابه .

برای تحقق جرم به کمک وکیل پایه یک دادگستری ، مرتکب باید به واسطه شغل خویش به اطلاعات و اسرار قربانی دسترسی پیدا کرده باشد . بنابراین اگر پزشکی در یک مهمانی یا جلسه ای خصوصی از اسرار شخصی دیگران آگاهی پیدا کند و یا از بیماری شخصی مطلع شود و آن را افشا کند ، موضوع مشمول عنوان افشای اسرار نخواهد بود .

وکیل افشاى اسرار

مشاوره حقوقی افشاى اسرار

در جرم افشای اسرار تعداد افرار مطلع شده از اسرار دیگران مهم نیست . به عبارت بهتر حتى مطلع كردن يك فرد هم از اين اطلاعات محرمانه مشمول مجازات فوق است .

عنصر روانی در تحقق جرم :

لازمه ی تحقق جرم افشای اسرار ، عمد در ارتکاب جرم است . به عبارت بهتر ، مرتکب باید نسبت به افشای اسرار دیگری عامد باشد .

مجازات افشای اسرار :

بر اساس ماده 648 قانون تعزیرات مصوب 1375 ، مرتکبین به تحمل سه ماه و یک روز تا یکسال حبس یا جزای نقدی محکوم می شوند .

مشاوره با وکیل امید شاه مرادی :

جهت اخذ مشاوره با وکیل کیفری تماس بگیرید . تلفن تماس : 09123939759

دعوی تقابل چیست ؟ 7 نکته اساسی !

دعوی تقابل چیست و چه مفهومی دارد ؟ یکی از دعاوی قابل طرح در مراجع حقوقی، دعوی تقابل است که به صورت دعوی متقابل نیز شناخته می شود. این دعوی به معنای خواسته مستقلی است که به صورت یک دعوی مجزا و در ارتباط با دعوی اصلی مطرح می شود. شرط اصلی آن هم اتحاد منشا می باشد. بدین صورت که باید علت اصلی هر دو دعوی به یک موضوع واحد بازگردد. و یا با یکدیگر در ارتباط کامل باشند به نحوی که صدور حکم در یک دعوی موثر در صدور حکم در دعوی دوم باشد .

دعوی متقابل

دعوی متقابل را زمانی می توانید مطرح کنید که خواسته شما قابلیت طرح دادخواست به صورت جداگانه را داشته باشد. بنابراین برخی از درخواست ها که قابلیت دعوی جداگانه را ندارند. نمی توانند به صورت مستقل و در قالب دعوی تقابل ارائه شوند. از جمله این موارد می تواند به درخواست صلح یا تهاتر اشاره نمود. که هرچند ممکن است از طرف خوانده درخواست گردد با این حال امکان طرح دادخواست جداگانه را ندارند.

دعوی تقابل

بهتر است برای آشنایی بیشتر با دعوی تقابل آن را در قالب یک مثال توضیح دهیم. یک مثال بارز در خصوص امکان طرح دعوای تقابل، دادخواست تخلیه از جانب موجر و دادخواست مطالبه هزینه های ضروری به اذن موجر از جانب مستاجر است. تصور کنید مالک یک ملک به علت اتمام مدت اجاره و عدم تخلیه ملک از جانب مستاجر، دادخواست تخلیه ملک را به مرجع قضایی صالح تقدیم می کند.

در اینجا مستاجر می داند که شرایط موجود به صدور حکم تخلیه منجر می شود. اما می تواند برای جلوگیری از حقوق معطل مانده خود، دادخواست جداگانه ای را همزمان با رسیدگی به دادخواست تخلیه، تحویل دادگاه داده و درخواست مطالبه هزینه هایی را داشته باشد، که به اذن مالک در ملک مربوطه انجام داده و بهای آن را دریافت نکرده است، در اینجا اجرای دستور تخلیه منوط است به پرداخت هزینه های اشاره شده توسط مستاجر (در صورت اثبات).

شرایط مطرح نمودن دعوای متقابل

اصلی ترین شرط ممکن برای طرح دادخواست متقابل را در ابتدای مقاله بیان کرده ایم. و گفتیم که دعوی متقابل باید با دعوی اصلی دارای منشا واحد باشد. تا بتوان آن را به صورت متقابل طرح نمود. بنابراین در مجموع می توان شرایط مطرح نمودن دعوی تقابل را شامل موارد ذیل دانست:

  • وحدت منشا یا ارتباط کامل دعوی اصلی و دعوی تقابل
  • امکان طرح دعوی متقابل به صورت یک دادخواست جداگانه
  • مطرح نمودن دعوی متقابل تا پیش از اتمام مدت اولین جلسه دادرسی

شاید بگویید زمانیکه می توان یک دعوی متقابل را به صورت جداگانه مطرح کرد چرا باید در گیر و دار شرایط دعوی متقابل گرفتار شویم؟ پاسخ این سوال کاملا واضح است. اجرای احکام هر دو دعوی به یکدیگر وابسته است و از طرف دیگر نیازی نیست تا در نوبت دهی برای رسیدگی حقوقی به این مسئله زمان زیادی را از دست بدهید .

نکاتی در خصوص دعوی تقابل

  1. دعوای تقابل در مرحله بدوی رخ می دهد. بدین صورت که خواهان دعوایی را علیه فردی دیگر که خوانده نامیده می شود. مطرح می نماید و سپس خوانده با دلایلی که ارائه می دهد. در مقابل ادعای خواهان اقامه دعوا می نماید .
  2. به نظر می رسد اگر مدارک لازم برای طرح دعوی تقابل در دادگاه بدوی وجود نداشته باشد. و در مرحله تجدیدنظر پیدا شوند باید به صورت مستقل و در قالب یک دعوی دیگر مطرح شوند .
  3. طرفین در دعوی تقابل همان طرفین در دعوی اصلی هستند. اما جای آن ها با یکدیگر عوض می شود. بنابراین خوانده در دعوی اصلی، جای خواهان در دعوی تقابل را می گیرد و بالعکس .
  4. دادگاهی که صلاحیت رسیدگی به دعوی اصلی را دارد صلاحیت رسیدگی به دعوای تقابل را هم خواهد داشت. مگر اینکه کلاً صلاحیت رسیدگی به این امر را طبق قواعد آیین دادرسی مدنی نداشته باشد.
  5. منظور از منشأ یا سبب دعوا رابطه حقوقی مشخصی است. که بر عمل یا واقعه‌ای حقوقی یا قانون خاصی مبتنی بوده و براساس آن خواهان خود را مستحق مطالبه یک درخواست می‌داند .
  6. دعوای خوانده ممکن است با دعوای اصلی دارای منشأ واحد نباشد. اما با آن ارتباط کامل داشته باشد. در این شرایط نیز می توان درخواست دعوای متقابل داد.
  7. همانطور که امکان ورود ثالث در دعوی اصلی وجود دارد. این امکان در دعوی تقابل نیز وجود خواهد داشت مشروط بر اینکه شرایط ورود ثالث به صورت کاملاً قانونی رعایت شده باشد .