4 تفاوت حکم تاسیسی و حکم اعلامی

تفاوت مهم حکم تاسیسی و حکم اعلامی  : احکام دادگاه ها به انواع مختلفی تقسیم می شوند. اما همه احکام را می توان به نوعی در مجموعه حکم تاسیسی و حکم اعلامی دسته بندی نمود. بدین معنا که یک حکم یا اعلامی است یا تاسیسی! حال سوالی که مطرح می شود این است که تفاوت حکم تاسیسی و حکم اعلامی چیست؟

در ابتدا باید برای روشن شدن موضوع به تعریف هرکدام از آن ها بپردازیم. و در قالب مثال این تعاریف را شفاف سازی کنیم. بنابراین به شما پیشنهاد می دهیم با مطالعه این مقاله وکیل شاه مرادی را همراهی کنید .

حکم اعلامی به چه معناست؟

همانطور که از عنوان موضوع بر می آید به حکمی که در حال اعلام کردن موضوعی است حکم اعلامی گفته می شود؛ یعنی موضوعی برای دادگاه اثبات شده است. و به دنبال آن مبادرت به اعلام حکم متناسب با موضوع پرونده می کند. و هیچ قاعده جدیدی را در این بین نمی سازد. این مورد را با ذکر یک مثال تشریح می کنیم.

4 تفاوت حکم تاسیسی و حکم اعلامی

مثال:

تصور کنید خواسته ای را مبنی بر تأیید فسخ به دادگاه ارائه کرده اید. خوانده نیز در جریان دادرسی شرکت می کند و ضمن قبولی شرایط به وجود آمده (تأیید اعلام فسخ از هر طریقی اعم از اظهارنامه و … ) اظهارات خواهان را تأیید می کند ، در اینجا دادگاه حکم به تأیید فسخ خواهد داد. این حکم یک حکم اعلامی است و مقام قضایی هیچ وضعیت جدیدی را ایجاد نمی کند.

حکم تاسیسی به چه معناست؟

در حکم تاسیسی بر خلاف حکم اعلامی، مقام قضایی علاوه بر بررسی موضوع پرونده و اعلام حقانیت آن مبادرت به ایجاد یک وضعیت جدید هم می کند. که وابسته به قانون است. به همین علت است که اغلب مردم جامعه ما با احکام اعلامی آشنایی دارند. اما آگاهی چندانی از احکام تاسیسی ندارند. در قالب یک مثال به شفاف سازی حکم تاسیسی می پردازیم.

مثال:

تصور کنید یک فرد تاجر ورشکسته شده است. برای اینکه یک فرد به عنوان ورشکسته شناخته شود باید حتماً حکم ورشکستگی او در دادگاه صادر شود. فردی که ورشکسته شده و توانایی پرداخت بدهی های خود را با توجه به میزان درآمد و مال و اموال خود ندارد و اعلام می شود که این شخص ورشکسته است.

حال دادگاه علاوه بر حکم فوق، حکم دیگری را هم صادر می کند. مبنی بر اینکه فرد ورشکسته حق ندارد در اموال خود تصرف نماید. و باید مدیر تسویه برای رسیدگی به امور مالی او تعیین شود. این حکم در عرف جامعه وجود نداشته است. و توسط قانون گذار تاسیس شده است. حکم فوق یک وضعیت جدید را ایجاد می کند. به همین علت به عنوان حکم تاسیسی شناخته می شود.

تفاوت حکم اعلامی و حکم تاسیسی چیست؟

اکنون با توجه به تعاریف بالا می توان تفاوت حکم اعلامی و حکم تاسیسی را به خوبی دریافت .
تفاوت این احکام به شرح ذیل هستند:

  1. حکم اعلامی به وجود آورنده یک وضعیت جدید نیست. و اعلام کننده یک وضعیت خاص در گذشته است. اما حکم تاسیسی یک وضعیت جدید را ایجاد می کند که تا پیش از آن وجود نداشته است.
  2. حکم اعلامی ناظر بر گذشته است. و حکم صادره را با توجه به دینی که در گذشته ایجاد شده است صادر می کند. اما حکم تاسیسی ناظر بر آینده است.
  3. اغلب احکام دادگاه ها در مجموعه احکام اعلامی قرار میگیرند اما بخش محدودی از آن ها دارای جنبه تاسیسی هستند.
  4. مراجعه به وکیل برای امور حقوقی و کیفری از اهمیت زیادی برخوردار است. اما در خصوص احکام تاسیسی از اهمیت بالاتری برخوردار می باشد. چرا که این امور کاملاً جنبه حقوقی دارند. و عامه اجتماع از آن ها اطلاعی ندارند. این درحالیست که اغلب مردم جامعه از نتیجه احکام اعلامی به خوبی آگاهی دارند .

ایراد عدم توجه دعوا

ایراد عدم توجه دعوا : در قوانین ما اصطلاحی وجود دارد تحت عنوان “ایراد عدم توجه دعوا” که در خصوص خوانده بکار می رود. در واقع زمانی که یک دعوی حقوقی در دادگاه مطرح می شود. ممکن است تحت تاثیر برخی از شرایط نسبت به خوانده قابلیت مطرح شدن نداشته باشد. دراین شرایط وی می تواند از قانون ایراد عدم توجه دعوی، بهره مند شود.

در ادامه مقاله علاوه بر تعریف دقیق ایراد عدم توجه دعوا به بررسی شرایطی خواهیم پرداخت که منجر به صدور ایراد فوق می شوند. با وکیل شاه مرادی همراه باشید…

ایراد عدم توجه دعوا به چه معناست؟

ایراد به معنای هر نوع دفاعی است که قانون در اختیار خوانده قرار می دهد. تا بتواند با استناد به آن ها از حقوق خود دفاع نماید. عدم توجه دعوا به معنای متوجه نبودن دعوا به شخص خوانده است. آیین دادرسی مدنی در این خصوص بیان می کند.

ایراد عدم توجه دعوا

که اگر ایرادات استنادی از جانب خوانده تا پایان جلسه اول دادرسی اعلام نشوند. دادگاه تکلیفی ندارد تا به صورت جداگانه به آنها رسیدگی کند. البته این قانون دارای یک استثنا هم می باشد. بدین صورت که پذیرش طرح ایراد عدم صلاحیت ذاتی، خارج از مهلت قانونی باعث می شود. تا دادگاه مکلف گردد جدا از ماهیت و یا حتی بدون صدور رای در ماهیت دعوا نسبت به آن قرار عدم صلاحیت ذاتی را صادر نماید.

انوع ایرادات

ایرادات مختلفی در قانون آیین دادرسی مدنی مورد اشاره واقع شده اند که خوانده یا وکیل او می تواند به آن ها استناد نماید. این ایرادات با توجه به تاثیرات آن ها در دعوا به موارد ذیل طبقه بندی می شوند:

  1. ایراداتی که اثر آنها تغییر مرجع رسیدگی است. در واقع دعوا و علل مطرح شدن آن کاملا صحیح هستند. اما در دادگاه صالح مطرح نشده است. در این موارد ممکن است صلاحیت ذاتی یا صلاحیت محلی دادگاه مورد ایراد واقع شود.
  2. ایراداتی که در رسیدگی به دعوا مانع موقتی ایجاد می‌کنند. بدین معنا که در یک زمان دیگر با جمع شرایط می توان نسبت به طرح دعوی مجدد اقدام نمود.
  3. ایراداتی که در رسیدگی به دعوا مانع دائمی ایجاد می‌کنند. به این صورت که دعوی مورد نظر با همان موضوع و طرفین دعوی دیگر قابل طرح نمی باشد. به عنوان مثال زمانی که دعوا قبلا بین طرفین در دادگاه صالح مطرح شده و به صورت صحیح نیز مورد صدور حکم قطعی واقع شده است.

علل ایراد عدم توجه دعوا به خوانده

علل و مواردی که باعث می شود تا ایراد عدم توجه دعوا به خوانده مورد پذیرش واقع شود مواردذیل است:

  • دادگاه مورد نظر صلاحیت رسیدگی به پرونده را نداشته باشد. صلاحیت در برخی از موارد به صورت ذاتی و در برخی دیگر از موارد به صورت نسبی مطرح می شود.
  • دعوی بین همان اشخاص در همان دادگاه یا دادگاه هم عرض دیگری در جریان باشد.
  • دعوی بین همان اشخاص در همان دادگاه یا دادگاه هم عرض دیگری اقامه شده و به صدور حکم منجر شده باشد یا مرتبط با آن باشد. حتی اگر این دعوی میان نمایندگان دو طرف یا افرادی که قائم مقام آن ها هستند مطرح شود. و به صدور حکم نیز منجر گردد در آینده می تواند باعث ورود ایراد عدم توجه دعوی به خوانده گردد.
  • خواهان فاقد اهلیت قانونی برای مطرح کردن دعوی باشد. عدم اهلیت ممکن است ناشی از صغر سن یا مواردی همانند جنون و حتی ممنوعیت در تصرف اموال به علت حکم ورشکستگی باشد.
  • ادعای خواهان ذاتاً متوجه شخص خوانده نباشد.
  • خواهان در قالب نمایندگی اعم از وکالت، قیمومت و … طرح دعوی کند اما ادعای او مبنی بر نمایندگی قابل احراز نباشد.
  • دعوا ممکن است بر فرض ثبوت دارای اثر واقعی نباشد. همانند وقف یا حبه بدون قبض یا همان عدم تسلیم مال در نتیجه وقف یا هدیه دادن آن که اثرات وقف و هبه را از بین می برد.
  • ادعای خواهان مبنی بر یک دعوی مشروع یا رسیدن به یک حق مشروع نباشد.
  • دعوی به صورت جزمی مطرح نشود بلکه مبتنی بر یک امر احتمالی یا ظنی باشد. که همراه با شک و تردید است و نمی توان به صورت قطع بر یقین در خصوص آن مبادرت به صدور حکم نمود.
  • ممکن است همه جهات فوق رعایت شده باشند، اما خواهان در دعوی مطرح شده دارای نفع نباشد. طبق اصطلاحات حقوقی ذی نفع نباشد.
  • دعوی در خارج از مهلت قانونی اقامه شده باشد. قانون همواره برای طرح دعوا یک مدت زمان مشخص را معین نموده است. البته در بسیاری از مواقع این زمان ها به صورت عددی تعیین نشده اند. اما در برخی دیگر از شرایط حتی زمان دقیق آن ها مشخص شده است. به عنوان مثال می توان به تعیین زمان بیست روزه برای تجدیدنظرخواهی اشاره کرد. در هر صورت عدم توجه به زمان مقرر با مهلت موجود جهت طرح دعوی باعث می شود تا خوانده از ایراد عدم توجه دعوی به علت خارج شده از مهلت قانونی بهره ببرد.

الزام به ثبت ازدواج موقت و دائم

شرایط و نحوه الزام به ثبت ازدواج : یکی از مهمترین الزاماتی که طبق قوانین مدون ما برای ازدواج یا همان عقد نکاح تعیین شده است الزام به ثبت ازدواج می باشد. البته تفاوت هایی در خصوص الزام به ثبت ازدواج دائم و الزام به ثبت ازدواج موقت وجود دارد. با این حال کلیت ماجرا همان است و باید مدارک لازم برای اثبات وقوع ازدواج میان دو شخص به صورت رسمی و قانونی وجود داشته باشد.

هرچند امروزه اغلب مردم جامعه ما به این درک و فرهنگ رسیده اند که نیاز است تا ازدواج و عقد نکاح آنان به صورت رسمی ثبت گردد، اما متاسفانه برخی از افراد پای سوء استفاده از مبانی شرعی را پیش کشیده و با عنایت به اینکه ضرورت ثبت ازدواج در اسلام ذکر نشده است. دست به اقداماتی می زنند که در مواجهه با قانون قرار می گیرند. در ادامه به تشریح این موضوع خواهیم پرداخت.

الزام به ثبت ازدواج

ضرورت ثبت ازدواج دائم و موقت

در گذشته که ارتباط میان جوامع بسیار محدود بود وقوع ازدواج با حضور چند شاهد کفایت می کرد. اما امروزه دیگر اوضاع فرق کرده است و همانند گذشته نیست.

عدم ثبت ازدواج با بروز مشکلاتی همانند عدم اثبات واجب النفقه بودن از جانب زن یا عدم اثبات حق زن بر مهریه یا حتی عدم اثبات قاعده فراش در خصوص فرزندان حاصل از ارتباط میان آن ها یا حق مرد در خصوص تمکین زن همراه است. البته این واقعیت بر هیچ کسی پوشیده نیست که عدم ثبت ازدواج بیشترین معایب و مشکلات را در زندگی زن به همراه دارد به همین علت قانون ضرورت ثبت آن را تعیین نموده و برای عدم ثبت ازدواج، مجازات کیفری در نظر گرفته است.

الـزام به ثبـت ازدواج دائم

اغلب مردم جامعه ما واهمه ای از ثبت ازدواج دائم بخصوص اگر ازدواج اول آن ها باشد ندارند. به همین دلیل گزارش های محدودی از عدم ثبت ازدواج دائم ارائه می شود. که اغلب مربوط به مناطق توسعه نیافته با رسومات سنتی است هرچند در این مناطق نیز فرهنگ ثبت ازدواج دائم تا حد زیادی ریشه افکنده است.

لزوم ثبت ازدواج دائم در قوانین مختلف اعم از قانون مدنی، قانون حمایت از خانواده و متون حقوقی مورد توجه واقع شده است. و این وظیفه را بر عهده مرد گذاشته اند. بنابراین شوهر موظف است طبق قوانین موجود مبادرت به ثبت واقعه ازدواج دائم نماید.

ضمانت اجرای جرم عدم ثبت ازدواج دائم در قانون بدین نحو پیش بینی شده است که اگر شوهر نسبت به ازدواج دائم اقدام نماید و از ثبت ازدواج دائم در دفاتر رسمی خودداری کند. علاوه بر اینکه به ثبت ازدواج دائم در دفاتر ثبت ازدواج الزام می شود به پرداخت جزای نقدی درجه 5 یا حبس درجه هفت محکوم خواهد شد. همانطور که از لفظ این ماده قانونی پیداست ضمانت اجرای عدم ثبت نکاح دائم با عدم ثبت نکاح موقت متفاوت است.

الـزام به ثبـت ازدواج موقت

وکیل خانواده : عدم ثبت ازدواج موقت در جامعه ما بسیار شایع است. و متاسفانه باعث بروز مشکلات بسیار زیادی برای زنانی می شود که مبادرت به صیغه یا همان عقد موقت کرده اند. در قوانین ما الزام خاصی برای ثبت ازدواج موقت در بدو عقد نکاح غیر دائم دیده نمی شود.

بدین صورت که مرد می تواند یک زن یا چند زن را صیغه کند اما نیازی به ثبت آن ها در دفتر ثبت ازدواج هم ندارد. مگر اینکه مشمول استثنائات ثبت ازدواج موقت یا همان موارد الزام به ثبت ازدواج موقت قرار گیرد. که در ادامه به تشریح آن ها خواهیم پرداخت.

موارد الزام به ثبت ازدواج موقت

اگر زن برای ازدواج موقت شروط خاصی گذاشته باشد و یکی از این شروط هم ثبت ازدواج موقت در دفاتر رسمی ثبت ازدواج باشد. لازم است تا ثبت نکاح موقت صورت گیرد. مسئله دیگر زمانی است که زوجه باردار شود و طبق قاعده فراش هم این فرزند به شوهر او که در عقد نکاح است تعلق داشته باشد. در هر صورت باردار بودن زن حتی اگر جزء شرایط ازدواج نباشد. نیاز به ثبت ازدواج موقت را الزامی خواهد کرد. بنابراین موارد الزام به ثبت ازدواج موقت را می توان شامل موارد ذیل دانست:

  • شرط زوجه مبنی بر ثبت ازدواج موقت و پذیرش آن از جانب مرد.
  • باردار شدن زوجه.

الزام به ثبت ازدواج دوم

ازدواج دوم به صورت کلی از قوانین فوق تبعیت می کند بدین صورت که اگر مرد بخواهد یک زن دیگر بگیرد. و او را به عقد دائم خود درآورد موظف است تا این عقد را در دفاتر ثبت ازدواج به صورت رسمی ثبت نماید. اما اگر قصد صیغه کردن یا همان ازدواج موقت را دارد الزامی به ثبت ازدواج ندارد. با این حال اگر در این زمینه توافق نمایند یا زوجه باردار شود موظف خواهد بود تا عقد موقت را ثبت نماید.

ذکر این نکته بسیار مهم است که ثبت ازدواج دائم اگر به عنوان ازدواج دوم مطرح شود. در دفاتر رسمی ازدواج امکان پذیر نیست مگر اینکه همراه با حکم دادگاه باشد. البته این امر یکی از شرایط دوازده گانه ایست که حق الطلاق را برای همسر اول ایجاد می کند. بنابراین حتی اگر مرد راضی به طلاق همسر اول خود نباشد. دادگاه این حق را برای او قائل خواهد بود که خود را مطلقه نماید.

وکیل رفع ممنوع الخروجی + راهکار های ممکن

سیر تا پیاز رفع ممنوع الخروجی با وکیل شاه مرادی : همه کشورها در قوانین خود از شرایط و مواردی نام برده اند که منجر به صدور قرار ممنوع الخروجی می شود. ممنوع الخروجی در برخی از موارد از جانب دولت است. و در برخی دیگر از شرایط که عام تر است به علت درخواست یک شخص حقیقی نسبت به یک شخص حقیقی دیگر رخ می دهد. در برخی دیگر از موارد هم شاهد ممنوع الخروج شدن افراد به علت درخواست یک شخص حقوقی همانند ادارات، ارگان ها و سازمان ها هستیم. قواعد و شرایط خاصی برای رفع ممنوع الخروجی وجود دارد که در این مقاله به ذکر آن ها خواهیم پرداخت. در ادامه با وکیل شاه مرادی همراه باشید..

رفع ممنوع الخروجی بدون درخواست

در ابتدا باید این امر مهم را بدانید که مدت زمان اعتبار ممنوع الخروجی یک مدت زمان شش ماهه است. البته این مدت قابلیت تمدید هم دارد. بنابراین اگر فردی را ممنوع الخروج کرده اید به این مدت زمان شش ماهه دقت کنید. اگر بعد از گذشت شش ماه دستور تمدید ممنوع الخروجی به درخواست شخص یا ارگان مورد نظر صادر نگردد. دادستان کل کشور دستور رفع ممنوع الخروجی را صادر خواهد کرد.

رفع ممنوع الخروجی

برطرف کردن ممنوع الخروج بودن با رفع علت

انسان ها همیشه نمی توانند منتظر بمانند که مشمول گذر زمان شوند بخصوص اینکه در برخی از موارد شخصی که اقدام به ممنوع الخروجی کرده است بعد از شش ماه نیز درخواست تمدید ممنوع الخروجی را می دهد. بنابراین عاقلانه ترین کاری که می توان انجام داد این است. که به دنبال رفع علت ممنوع الخروجی باشیم. رفع علت ممنوع الخروج شدن در هر مسئله ای با مسئله دیگر متفاوت است. روش های برطرف کردن ممنوع الخروج کردن با علت های مختلف را در ادامه توسط وکیل رفع ممنوع الخروجی ذکر می کنیم.

  • اگر فردی متهم به ارتکاب جرمی است و به علت عدم دسترسی به او و به درخواست بازپرس، ممنوع الخروج شده باشد. به محض اینکه خود را به بازپرس معرفی کند. ممنوعیت خروج برای او، منتفی و مراتب به مراجع مربوط اطلاع داده می شود تا از او رفع ممنوع الخروجی صورت گیرد.
  • اگـر پس از صدور قرار مجرمیت، برای شخص توسط بازپرس، قرار ممنوعیت خروج از کشور صادر شود. شخص می تواند در مهلت مقرر (10 روزه یا 20 روزه بر حسب مورد)، به قرار صادره اعتراض کند. و در صورت موافقت دادگاه اقدام به رفع ممنوع الخروجی خود نماید.
  • اگر به دستور قاضی اجرای احکام و به علت عدم دسترسی به محکوم علیه او را ممنوع الخروج کرده باشند. شخص می تواند نزد قاضی اجرای احکام حضور پیدا کند و به محض حضور ، نسبت به لغو این دستور اقدام گردد.
  • اگـر فردی به علت بدهی مالیاتی ممنوع الخروج شده باشد. می تواند پس از پرداخت بدهی به اداره مالیات اقدام به رفع ممنوع الخروجی کند. البته استثنائاتی هم در این زمینه وجود دارد به عنوان مثال رئیس کل سازمان امور مالیاتی کشور، صرفاً برای یک بار و در مواردی از قبیل حج یا زیارت عتبات، انجام امور درمانی که ضرورت عقلانی دارند. پیگیری مسائل تجاری به قصد تسویه بدهی و سایر موارد که به تشخیص سازمان امور مالیاتی رسیده باشند. می تواند اقدام به صدور اجازه خروج از کشور برای بدهکاران مالیاتی نماید.
  • اگر فردی بابت مهریه یا هر دین دیگری به همسر خود یا دیگران بدهکار باشد. و به موجب حکم دادگاه خانواده یا دایره اجرائیات ثبت از کشور ممنوع الخروج شده باشد. می تواند پس از پرداخت کامل بدهی یا سپردن تأمین مناسب، اقدام به رفع ممنوع الخروجی نماید.
  • در قوانین جمهوری اسلامی ایران ذکر شده است که بانوان، برای خروج از کشور، نیاز به اخذ اجازه و مجوز از همسرشان دارند. فرزندان زیر 18 سال نیز اعم از اینکه دختر باشند یا پسر برای خروج از کشور به اجازه قیم یا ولی قهری خود یعنی پدر یا جد پدری دارند. این افراد نیز به نوعی در محدوده ممنوع الخروجی قرار دارند. مگر اینکه اجازه محضری برای آن ها به ثبت برسد.
  • اگر شخصی به موجب دستور بانک مرکزی ممنوع الخروج شده باشد. خروج وی از کشور، منوط به اجازه بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران است. و این مسئله نیز باید از طریق رفع علتی پیگیری شود. که منجر به صدور این دستور از جانب بانک مرکزی شده است.
  • در نهایت اینکه مشمولین نظام وظیفه یا همان خدمت سربازی می توانند با سپردن تأمین مناسب، اقدام به خروج از کشور نمایند.

مطالبه طلب بدون مدرک

نحوه پیگیری و مطالبه طلب بدون مدرک : بسیاری از ما زمانی که پولی را به دیگری قرض می دهیم. یا سرمایه ای را در اختیار او می گذاریم تا با آن کاری را راه اندازی کند به علت نسبت فامیلی یا دوستی و آشنایی دیرینه از دریافت رسید یا سفته خودداری می کنیم. این مسئله بارها و بارها سبب ایجاد مشکلات حقوقی میان مردم شده است. در همین ابتدای مقاله می گوییم که هرگز بدون دریافت رسید. یا سند و مدرک معتبر، پول خودتان را به دیگری ندهید. اما اگر این اشتباه را هم مرتکب شده اید. همچنان راه هایی برای مطالبه طلب بدون مدرک وجود دارد. در این مقاله به بررسی همین موضوع خواهیم پرداخت. با ما همراه باشید.

راه های اثبات طلب بدون مدرک

مطالبه طلب بدون مدرک

اگر بابت طلبی که از دیگری دارید هیچ رسید و سفته ای دریافت نکرده اید. می توانید از تمام ادله اثبات دعوا برای اثبات طلب خود استفاده کنید. این روش ها به شرح ذیل هستند:

اقرار

اقـرار اولین و مهمترین شیوه اثبات دعواست. اقرار به این معناست که بدهکار شخصاً و در کمال عقل و سلامت بیان کند که مبلغ مشخصی را از شما گرفته و موظف به بازپرداخت آن می باشد. البته طلب داشتن همیشه از طریق وجه نقد و اعتبار نیست. بلکه ممکن است شامل یک جنس یا کالای با ارزش نیز باشد. اما عرف جامعه، طلب داشتن را بیشتر در خصوص وجه نقد یا اعتبارات بانکی به کار می برد.

اقرار ضمنی

نوعی از اقرار وجود دارد که اقرار ضمنی نامیده می شود. اقـرار در پاراگراف قبل به معنای اقرار واقعی است. اما اگر طلبکار، اظهارنامه ای را به آدرس بدهکار ارسال کند. و رفتار بدهکار نیز به نوعی انکارکننده این طلب نباشد اقرار ضمنی است. با این حال یکی از شرایطی است که برای قاضی این علم را ایجاد می کند. که طلب مورد نظر وجود دارد و واقعی است.

شهادت شهود

کسانی که شهادت می دهند نباید نفع خاصی در این قضیه داشته باشند. به همین علت در اغلب مواقع بهره مندی از شهادت شهود امکان پذیر نیست چرا که اغلب افرادی که در محل حضور داشته اند. در برنده شدن شما در دعوی به نحوی ذی نفع هستند اعم از اینکه نفع مادی باشد یا معنوی! کسانی که شهادت می دهند همچنین باید دارای ویژگی های شهود در فقه اسلامی باشند.

سوگند

ادای سوگند مربوط به زمانی است که اظهارات طرفین باعث شود تا پرونده راه به جایی نبرد. در این شرایط قاضی می تواند از آن ها درخواست نماید تا بر صحت ادعای خود سوگند یاد کنند.

علم قاضی

به جرأت می توان گفت که علم قاضی یکی از بهترین روش های اثبات دعوا است. در واقع قاضی می تواند از هر روشی برای پی بردن به حقیقت استفاده کند به همین دلیل است که ادله اثبات دعوا را نامحدود اعلام می کنند, اگر صدا یا فیلم ضبط شده ای از بدهکار در اختیار دارید. که بدهی مورد نظر را تأیید می کند. یا اینکه تعداد شهود به حد نصاب نرسیده است. یا همان اقرار ضمنی و مواردی از این قبیل همگی در علم قاضی موثر هستند.

مرجع صالح برای مطالبه طلب بدون مدرک

با توجه به این که طرح دعوا با موضوع مطالبه طلب هر چند بدون مدرک هم باشد. جنبه حقوقی دارد، طبیعتاً رسیدگی به این گونه دعاوی در صلاحیت محاکم حقوقی است. به چنین پرونده هایی در دادگاه عمومی حقوقی رسیدگی می شود. و مطابق قانون آیین دادرسی مدنی این مرجع صلاحیت رسیدگی به انواع دعاوی حقوقی را دارد. مگر این که مواردی خاص در این زمینه پیش بینی شده باشد. که به سایر مراجع ارسال می شوند تا مورد رسیدگی واقع شوند. در حالت کلی، دادگاه عمومی حقوقی صالح به رسیدگی دعاوی مرتبط با مطالبه طلب می باشد. البته اگر پای کلاهبرداری یا خیانت در امانت در میان باشد دیگر باید به مراجع کیفری مراجعه کرد.

شما باید در ابتدا ارزش ریالی طلبی که دارید را محاسبه کنید. در واقع مرجع صالح برای رسیدگی به درخواست های مالی از طریق محاسبه ارزش ریالی طلب تعیین می شود. بنابراین اگر طلب شما کمتر از دویست میلیون ریال است. باید به شورای حل اختلاف محل اقامت خوانده مراجعه کنید. در غیر این صورت دادگاه حقوقی برای رسیدگی به این موضوع صلاحیت خواهد داشت.

نحوه تنظیم دادخواست برای مطالبه طلب بدون مدرک

در ابتدا باید دادخواست خود را به صورت دقیق تنظیم کنید. ذکر نام و مشخصات شما به همراه نام و مشخصات خوانده الزامی است. در بخش ادله اثبات دعوا هم می توانید یکی از روش های مذکور در همین مقاله را قید کنید. شما می توانید ضمن پرداختن به عنوان اصل خواسته، درخواست پرداخت خسارت تاخیر تادیه از تاریخ ابلاغ اظهارنامه تا زمان اجرای حکم و پرداخت هزینه‌ های دادرسی را هم داشته باشید. نکته مهم اینکه بهتر است حتماً قبل از تنظیم دادخواست مطالبه طلب بدون مدرک با یک وکیل حرفه ای کلاهبرداری در این زمینه مشورت کنید.

تأمین دعوای واهی + شرایط و نکات مهم

تأمین دعوای واهی : اصطلاحی همانند “دعوای واهی” به اندازه کافی برای عموم جامعه عجیب و غریب است اما اینکه “تامین دعوای واهی” چیست به مراتب عجیب تر خواهد بود. باید بگوییم که در قوانین مدون از اصطلاحاتی استفاده می شود. که مردم آشنایی چندانی با آن ها ندارند و به همین دلیل است. که همواره افراد عادی جامعه را برای طرح دعوی و دفاع از حقوق خود به گرفتن وکیل حقوقی یا کیفری تشویق می کنند.

ما امروز می خواهیم در این مقاله به تعریف این مقوله بپردازیم که تأمین دعوای واهی چیست و جزییات حاکم بر آن کدامند؟ اگر شما نیز به عنوان خوانده به شرکت در جلسه دادرسی اظهار شده اید. و مشاورتان شما را ترغیب به تأمین دعوای واهی نموده است. پیشنهاد می دهیم با ما همراه باشید تا کم و کیف این تأمین را برایتان شرح دهیم.

تأمین دعوای واهی

تأمین دعوای واهی به چه معناست؟

منظور از دعوای واهی، دعوایی است که خواهان با کمترین میزان ادله موجود نسبت به طرح آن اقدام می کند به نحوی که شانس برنده شدن او در دادگاه بسیار کم است. این دعوا باید از جانب خوانده به یک دعوای واهی شناخته شده و اثبات شود بدین صورت که وی ابراز می کند مدارک و دلایل اثبات دعوا صحیح نیستند یا اینکه کلاً دعوا از منظر قانون صحیح نمی باشد. بنابراین اگر دلایل خود را ابراز کند می تواند درخواست تأمین دعوای واهی بدهد.

پذیرش تأمین دعوای واهی از آن جهت حائز اهمیت است که بخش قابل توجهی از دعاوی بدون اطلاعات حقوقی مطرح می شوند. و صرفاً به اطاله دادرسی منجر می گردند. بنابراین قانون گذار در اینجا به حمایت از خوانده می پردازد. تا بتواند از اتلاف وقت بسیاری از مردم در قالب اطاله دادرسی و تضییع حقوق اجتماعی آن ها جلوگیری کند. قوانین مربوط به تأمین دعوای واهی حتی در قانون اساسی هم به صورت ذیل مورد توجه قرار گرفته است:

دادرسی حق افراد جامعه است و همه افراد حق دارند برای رسیدن به مطالبات خود به دادگاه صالح مراجعه کرده و دادخواهی کنند. اما این حق، حقی مطلق نیست و مدعی نمی تواند اعمال حق خویش را وسیله اضرار به غیر نماید.

تـأمیـن دعوای واهی مختص کدام دعـاوی است؟

طبق قانون آیین دادرسی مدنی در همه دعاوی حقوقی اعم از دعاوی اصلی یا طاری و درخواستهای مربوط به امورحسبی به استثنای مواردی که در قانون امور حسبی مراجعه به دادگاه ضروری اعلام شده است, خوانده می تواند برای تأدیه خسارات ناشی از هزینه دادرسی و حق الوکاله ای که احتمال دارد خواهان محکوم شود از دادگاه مورد نظر تقاضای تأمین نماید.

دادگاهی که درخواست خوانده را دریافت کرده است. اگر این تقاضا را با توجه به نوع و وضع دعوا و سایر جهات موجه بداند. قرار تأمین را صادر می کند و تا زمانی که خواهان تأمین ندهد، دادرسی متوقف خواهد ماند. اگر مدت مقرر در قرار دادگاه برای دادن تأمین منقضی گردد و خواهان تأمین ندهد به درخواست خوانده قرار رد دادخواست خواهان صادر خواهد شد.

نکته بسیای مهمی که در خصوص درخواست تأمین دعوای واهی وجود دارد این است. که خوانده دعوا ایراد طرح دعوای واهی و اخذ تأمین مناسب را باید حتماً تا قبل از جلسه اول دادرسی مطرح نماید ، بنابراین دادگاه راساً اقدام به تأمین دعوای واهی نمی کند و انجام آن منوط به درخواست خوانده می باشد. همچنین لازم است بدانید که در مرحله واخواهی نمی توان ایراد طرح دعوای واهی را مطرح نمود. و درخواست تأمین کرد چرا که واخواهی دعوای جدیدی نیست بلکه ادامه دعوای مرحله بدوی است.

نحوه اخذ تأمین دعوای واهی

درخواست شما باید طبق قواعد و مهلتی که در این مقاله ذکر گردید به دادگاه ارائه شود. در صورتی که دادگاه با درخواست شما موافقت کند دستور پرداخت تامین دعوای واهی به خواهان داده می شود و اگر خواهان طی مهلت مقرر اقدام به پرداخت تامین دعوای واهی نکند، دادرسی متوقف می شود و در صورت اتمام مهلت به درخواست خوانده، دادگاه قرار رد دادخواست را صادر می کند. نتیجه اینکه قرار تامین باید به خواهان ابلاغ گردد و این مهلت از تاریخ ابلاغ شروع خواهد شد.

همچنین لازم است بدانید که اگر دادگاه احراز نماید که هدف خواهان از طرح دعوای مورد نظر صرفاً اطاله دادرسی و غرض ورزی و تأخیر در انجام تعهد خود در مقابل خوانده بوده است. خواهان را ضمن صدور حکم یا قرار، به پرداخت سه برابر هزینه دادرسی به نفع دولت محکوم خواهد کرد.

امید شاه مرادی – وکیل پایه یک دادگستری و مشاور حقوقی

قرار بایگانی موقت چیست و چگونه انجام می شود ؟

قرار بایگانی موقت با وکیل شاه مرادی : یکی از اصطلاحات جدیدی که در عرصه حقوق و قضاوت مشاهده می شود قرار بایگانی موقت می باشد. سوالی که مطرح می شود این است که قرار بایگانی موقت چیست و شرایط صدور آن چه می باشد؟ همچنین لازم است تا نحوه اعتراض به قرار بایگانی موقت را هم بدانید. چرا که قانون گذار به آن نیز اشاره کرده است. با وکیل شاه مرادی همراه باشید تا به بررسی جوانب مختلف این مسئله بپردازیم.

قرار بایگانی موقت چیست؟

قرار بایگانی موقت

برای اینکه یک تعریف دقیق از قـرار بایـگانی موقـت ارائه کنیم لازم است تا به قانون آیین دادرسی کیفری مراجعه نماییم. طبق این قانون و ماده 80 که در سال 1392 تصویب شده است:

  • در جرائم تعزیری درجه هفت و هشت (که در قانون مجازات اسلامی به آن ها اشاره شده است)، چنانچه شاکی وجود نداشته باش.د یا شاکی خصوصی نسبت به جرم ارتکابی گذشت کرده باشد, در صورت فقدان محکومیت موثر قضایی در پرونده متهم، مقام قضایی می تواند پس از تفهیم اتهام با ملاحظه وضع اجتماع و سوابق متهم و اوضاع و احوالی که موجب وقوع جرم شده است. و همچنین در صورت ضرورت با اخذ التزام کتبی از متهم برای رعایت مقررات قانون، می تواند فقط یک بار از تعقیب متهم خودداری نماید. و قرار بایگانی پرونده را صادر کند. قرار بایگانی موقت ظرف ده روز از تاریخ ابلاغ آن قابل اعتراض است.

شرایط صدور قـرار بایـگانی مـوقت چیست؟

ماده فوق علاوه بر اینکه یک چشم انداز واقعی از قـرار بایگـانی موقت را ارائه می دهد. به ذکر شرایط لازم برای صدور این قرار نیز اشاره می کند. با توجه به ماده فوق شرایط صدور قـرار بایگـانی موقت به شرح ذیل می باشند:

  • جرم ارتکابی باید از نوع جرائم تعزیری درجه هفت یا هشت باشد.
  • در خصوص جرائم مورد نظر باید شاکی خصوصی وجود نداشته باشد یا اینکه حداقل گذشت کرده باشد.
  • متهم مورد نظر باید فاقد سابقه محکومیت کیفری موثر باشد.
  • در صورت ضرورت، متهم باید به طور کتبی به رعایت مقررات قانونی التزام داده باشد.
  • وضع اجتماعی و سوابق متهم و اوضاع و احوال موثر در ارتکاب جرم لحاظ شده باشد.

نکته ای که باید در این خصوص بدانید این است که صدور این قرار تنها توسط قاضی ممکن است. و دادستان و سایر قضات دادسرا اختیاری در این مورد ندارند. نکته دیگر قابل ذکر این است که مقام قضایی هیچ وظیفه ای در خصوص صادر کردن این قرار در صورت اثبات همه شرایط فوق ندارد.

مراحل توقیف مال منقول نزد شخص ثالث + 5 شرط مهم

شرایط و مراحل توقیف مال منقول نزد شخص ثالث : در قانون اجرای احکام مدنی با یک دسته از مواد اجرایی روبرو می شویم که مراحل توقیف مال منقول نزد شخص ثالث را مورد توجه قرار داده اند. نحوه توقیف اموال منقول و غیرمنقول بایکدیگر متفاوت است به همین علت در مواد متفاوتی از قانون اجرای احکام مدنی هم مورد توجه قرار گرفته اند. گذشته از این امانی بودن مال توقیف شده در دستان شخص ثالث نیز مسئله را قدری پیچیده تر می کند. و نیاز است تا برای توقیف آن مال به مواد 87 الی 95 قانون اجرای احکام مدنی مراجعه کرد. در ادامه ضمن بررسی کلیت موضوع به ذکر مراحل توقیف مال منقول نزد شخص ثالث خواهیم پرداخت.

منظور از توقیف مال نزد شخص ثالث چیست؟

در بسیاری از احکام دادگاه ها با محکومیت های مالی و مشابه آن ها برخورد می کنیم. اگر محکوم علیه (فردی که حکم به ضرر او صادر شده است) به صورت نقد یا از طریق تأمین اعتبارات بانکی و غیربانکی قادر به پرداخت محکومیت نباشد اموال او توقیف می شوند. حال این اموال ممکن است منقول باشند یا غیرمنقول! مسئله اصلی این است که میزان اموال توقیف شده باید حداقل هم سطح با میزان محکومیت باشد.

مراحل توقیف مال منقول نزد شخص ثالث

در برخی از موارد محکوم علیه ادعا می کند که اموال مورد نظر را در قالب امانت به شخص ثالث سپرده است. در اینجا مسئله توقیف مال نزد شخص ثالث مطرح می شود. اگر شخص ثالث منکر این قضیه نشود و به محض دریافت ابلاغیه، مال یا اموال مورد نظر را طبق قانون به مسئول مورد نظر تحویل دهد. مراحل چندانی برای توقیف مال نزد شخص ثالث وجود نخواهد داشت. در غیر این صورت لازم است تا طبق قانون با شخص ثالث برخورد گردد.

شرایط توقیف مال نزد شخص ثالث

در برخی از موارد مالی که نزد شخص ثالث است قابل توقیف نمی باشد و آن زمانیست که مال منقول در رهن یا وثیقه باشد. بنابراین تنها شرط موجود برای توقیف مال ” اعم از منقول و غیرمنقول ” نزد شخص ثالث این است که مال محکوم علیه باید نزد ثالث طلق باشد. طلق در اصطلاح حقوقی به معنای آزاد بودن است. به عبارت دیگر، مالی که در رهن یا وثیقه شخص ثالث باشد از توقیف استثناء شده و به دلیل آزاد نبودن، امکان توقیف آن وجود ندارد.

باید توجه کنید که مال حتی اگر تحت اجاره باشد باز هم قابل توقیف است اما تا زمان اتمام مدت اجاره باید حق شخص ثالث محترم شمرده شود. این امر در خصوص سایر قراردادهایی که میان شخص ثالث و محکوم علیه، سابق بر محکومیت مورد نظر منعقد شده اند اجرا می شود مشروط بر اینکه صوری بودن یا انعقاد قرارداد برای فرار از پرداخت دین اثبات نگردد. البته این را هم اضافه کنیم که وجوه نقدی که نزد شخص ثالث هستند یا طلب او قابل توقیف نیست و این مال باید به صورت واقعی، عینیت داشته باشد.

مراحل توقیف مال منقول نزد شخص ثالث به چه صورت است؟

بعد از ذکر کلیات مربوط به توقیف مال منقول نزد شخص ثالث حال به سوال اصلی مقاله برمی گردیم که مراحل توقیف این مال است. در اولین قدم لازم است تا اخطاریه تنظیم شود و به آدرس شخص ثالث ارسال گردد. اخطاریه باید شامل مواردی از جمله مشخصات هویتی شخص ثالث و محکوم علیه و همچنین مشخصات مال و میزان مال توقیف شده باشد. نیاز به ارائه دلیل و مدرک در اخطاریه نمی باشد و درج مستندات طلب نیز الزامی نیست.

شخص ثالث ده روز فرصت دارد تا نسبت به تسلیم اموال اقدام نماید. اگر شخص ثالث از تسلیم مال مورد نظر خودداری کرد مامور اجرا می تواند تلاش خود را برای دسترسی به آن مال بکار گیرد. چنانچه قادر به این کار نباشد می تواند به ارزش همان مال از اموال شخص ثالث را توقیف نماید.

5 شرط لازم

برای اینکه بتوان اموال شخص ثالث را به جای اموال منقول محکوم علیه توقیف کرد باید شروط پنج گانه ذیل اثبات شوند:

  1. باید طبق حکم دادگاه صالح، اموالی از محکوم علیه که نزد شخص ثالث است توقیف شده باشد.
  2. دادگر از شخص ثالث درخواست نموده باشد که عین مال توقیف شده محکوم علیه را به مقامات اجرایی تسلیم کند.
  3. شخص ثالث از تسلیم کردن مال منقول امتناع کند.
  4. مال توقیفی باید به صورت عین معین باشد و گرنه وجه نقد یا طلب قابل قبول نیست.
  5. دادگر نهایت تلاش خود را برای دسترسی به عین اموال نموده باشد با این وجود نتیجه ای از آن حاصل نشده باشد.

امید شاه مرادی – مشاور حقوقی و وکیل پایه یک دادگستری

تفاوت مجازات اشد با اشد مجازات چیست ؟

تفاوت مجازات اشد با اشد مجازات چیست ؟ تفاوت این 2 رو با یک مثال توضیح خواهیم داد . فرض کنید فردی مرتکب چند جرم شده که طبیعتاً برای هر جرم در قانون ، مجازات مستقلی تعیین و در نظر گرفته شده است ، انتخاب مجازات شدید تر به معنای مجازات اشد است .

بنابراین چنانچه فردی مرتکب استفاده از سند مجعول و کلاهبرداری ( کلاهبرداری بیشتر از یکصد میلیون تومان ) گردد ، مجازات تعیین شده برای جرم کلاهبرداری ( یک تا هفت سال حبس و … ) در نظر گرفته می شود چرا که مجازات کلاهبرداری بیشتر از مجازات استفاده از سند مجعول است. ( مستند به ماده 131 قانون مجازات اسلامی )

اشد مجازات را با مثال کلاهبرداری که پیشتر گفته شد توضیح خواهیم داد ، همانطور که گفته شد مستند به ماده یک قانون تشدید مجازات مرتکبین اختلاس و ارتشاء و کلاهبرداری ، مجازات شخصی که مرتکب کلاهبرداری ( بیشتر از یکصد میلیون تومان ) شده یک تا هفت سال حبس و ….. است انتخاب و تعیین هفت سال حبس یعنی اشد مجازات .

تفاوت مجازات اشد با اشد مجازات

بنابراین چنانچه مجازات جرمی دارای حداقل و حداکثر باشد ، انتخاب حداکثر به معنای اشد مجازات است .

مجازات اشد

از بین چند مجازات موجود حالت شدید تر انتخاب می گردد .

اشد مجازات

از یک مجازات که دارای حداقل و حداکثر است حالت شدید تر انتخاب گردد .

 

نکته 1

در تفاوت مجازات اشد با اشد مجازات ، چنانچه مجازات جرمی جزای نقدی یا حبس باشد اگر به شخص مرتکب حبس داده شود یعنی اشد مجازات در خصوص او اعمال شده است .

نکته 2

در خصوص اعمال مجازات اشد موضوع ماده 131 قانون مجازات اسلامی ، الزاماً نباید حداکثر میزان مجازات تعیین گردد . در مثال فوق ( استفاده از سند مجعول و کلاهبرداری ) همانطور که گفته شد مجازات کلاهبرداری ( یک تا هفت سال حبس ) به عنوان مجازات اشد برای مرتکب در نظر گرفته می شود و چنانچه در حکم صادره به شخص مجرم یک سال حبس داده شود یعنی مجازات اشد برای او در نظر گرفته شده است .

موارد الزامی و اختیاری جایگزین حبس

موارد الزامی و اختیاری جایگزین حبس : قانون مجازات اسلامی اعلام نموده است که در برخی از موارد قضات دادگاه ها موظفند از یک مجازات جایگزین برای مجازات محکومین به حبس استفاده نمایند. همچنین در برخی از موارد این الزام را برداشته و قاضی را در انتخاب مجازات جایگزین حبس مختار گذاشته است. البته ممنوعیت هایی را هم برای ارائه مجازات های جایگزین در نظر گرفته که موضوع مقاله امروز ما نمی باشد. در ادامه به ذکر و تشریح موارد الزامی و اختیاری جایگزین حبس خواهیم پرداخت.

موارد الزامی و اختیاری جایگزین حبس

موارد الزامی جایگزین حبس

با توجه به موارد مندرج در قانون مجازات اسلامی قاضی موظف است در موارد زیر به جای حبس به مجازات های جایگزین حکم دهد. این موارد عبارتند از:

  1. در جرایم عمدی که حداکثر مجازات قانونی آن ها سه ماه حبس یا کمتر است .
  2. در جرایم عمدی که حداکثر مجازات قانونی آنها از نود و یک روز تا ۶ ماه حبس تعیین شده است مشروط بر اینکه محکوم علیه دارای سابقه محکومیت کیفری عمدی به شرحی که در ذیل بیان می گردد نباشد و از اجرای آن نیز پنج سال نگذشته باشد:
    – بیش از یک فقره سابقه محکومیت قطعی به حبس تا شش ماه یا جزای نقدی بیش از ده میلیون ریال یا شلاق تعزیری.
    – یک فقره سابقه محکومیت قطعی به حبس بیش از شش ماه یا حد یا قصاص یا پرداخت بیش از یک پنجم دیه.
  3. جرایم غیر عمدی که حداکثر مجازات قانونی برای آن ها دو سال حبس یا کمتر از دو سال است.
  4. برای جرم ارتکابی، نوع یا میزان تعزیر در قوانین موضوعه تعیین نشده است. به عنوان مثال می توان به جرم انتشار عکس ها و تصاویر خلاف عفت عمومی اشاره کرد. قانون گذار صرفاً به این مسئله اشاره کرده است که انتشار عکس ها و تصاویر و مطالب خلاف عفت عمومی ممنوع و موجب تعزیر شرعی است. بنابراین مجازاتی برای آن تعیین نکرده و قاضی باید از جایگزین ها استفاده نماید.

موارد اختیاری جایگزین حبس

علاوه بر موارد فوق، قاضی مخیر است در برخی از موارد و پرونده ها نیز حکم به مجازات جایگزین حبس بدهد. این موارد طبق قانون مجازات اسلامی عبارتند از :

1- جرایم عمدی که حداکثر مجازات قانونی تعیین شده برای آن ها بیش از شش ماه تا یکسال حبس می باشد مشروط بر اینکه محکوم علیه دارای محکومیت های کیفری به شرح زیر نباشد:

  • بیش از یک فقره سابقه محکومیت قطعی به حبس تا شش ماه یا جزای نقدی بیش از ده میلیون ریال یا شلاق تعزیری.
  • یک فقره سابقه محکومیت قطعی به حبس بیش از شش ماه یا حد یا قصاص یا پرداخت بیش از یک پنجم دیه.

همانطور که مشخص است زمانیکه یک فرد مرتکب جرمی می شود و میخواهیم ببینیم آیا این شخص می تواند از قوانین مربوط به جایگزین حبس استفاده کند یا نه در وهله اول باید ببینیم جرم او عمدی بوده است یا غیر عمد! اگر جرم ارتکابی از نوع عمدی بود میزان حبس قانونی آن را در نظر می گیریم. اگر بالای شش ماه تا یکسال بود دادگاه در صورت نداشتن سوء پیشینه. رعایت مواردی که بیان گردید اختیار دارد حکم به مجازات جایگزین حبس برای او دهد و یا به حبس او حکم کند و در صورتیکه دارای محکومیت های کیفری درج شده در ادامه همان بند بود دادن حکم به جایگزین و تبدیل حبس برای آن شخص ممنوع است.

2. جرایم غیر عمدی که حداکثر مجازات قانونی آن بالای دو سال حبس است.

نکاتی که باید در خصوص مجازات های جایگزین حبس بدانید

  • در مورد اعمال مجازات های جایگزین حبس باید به این مسئله دقت کنید که به حداکثر مجازات قانونی جرم توجه می شود نه مجازاتی که توسط قاضی در حکم مورد نظر ذکر شده است. مثلاً اگر مجازات قانونی یک جرم بنابر قانون مجازات اسلامی سه ماه تا یکسال حبس باشد ملاک یک سال را در نظر می گیرند که در صورت غیر عمدی بودن جرم ارتکابی، دادگاه مکلف است به جایگزین حبس حکم دهد هرچند قاضی مرتکب را به سه ماه حبس محکوم نموده باشد.
  • دادگاه موظف است تا ضمن تعیین مجازات جایگزین، مدت مجازات حبس را نیز تعیین کند تا در صورت عدم امکان اعمال مجازات جایگزین یا تخلف از دستورات دادگاه یا عجز از پرداخت جزای نقدی و امثال آن ها مجازات حبس در خصوص محکوم علیه اعمال شود.
  • دادگاه باید در زمان صدور حکم به مجازات های جایگزین حبس، شرایط دیگری را نیز مد نظر قرار دهد از جمله گذشت شاکی، وجود جهات مخففه جرم، آثار ناشی از جرم، نوع جرم، سن، مهارت، وضعیت، شخصیت و سابقه مجرم، وضعیت بزه دیده و مواردی از این دست که در حکم نهایی موثر هستند.
  • لازم است بدانید که مجازات های جایگزین حبس به پنج گزینه تقسیم می شوند که که عبارت اند از : کک دوره مراقبت های شخصی، ارائه خدمات عمومی رایگان، پرداخت جزای نقدی، جزای نقدی روزانه، محرومیت از حقوق اجتماعی.