اقدامات لازم بعد از فوت صاحب چک

اقدامات لازم بعد از فوت صاحب چک : از مهمترین سوالاتی که بعد از فوت یک فرد مطرح می گردد این است که تکلیف حقوق و تعهدات وی چه می شود؟ به عنوان مثال اگر فردی یک چک را از دیگری دریافت کرده باشد .

  • اما قبل از دریافت وجه آن فوت نماید آیا وراث وی می‌توانند نسبت به دریافت وجه چک اقدام کنند؟
  • اگر صادرکننده چک فوت کند تکلیف دارنده چک برای وصول وجه آن چه می شود؟
  • یا بهتر است تا سوال خود را اینگونه بپرسیم که اقدامات لازم بعد از فوت صاحب چک چیست؟

این مسئله را در ادامه ، توسط وکیل چک تشریح می کنیم .

انواع دارایی متوفی

زمانی که یک فرد فوت می کند دارایی‌های او به دو بخش دارایی مثبت و دارایی منفی تقسیم می شوند. دارایی مثبت به آن بخش از دارایی متوفی اطلاق می گردد که شامل اموال منقول و غیرمنقول، اعم از وجوه نقد، طلا، سکه، منسوجات، املاک، مستغلات و حقوق مادی و معنوی است؛ در این خصوص می‌توان به حق یک فرد در خصوص مراجعه به بانک و مطالبه وجه چکی که به نام او صادر شده است اشاره نمود. دارایی های دیگر نیز همانند زمین، باغ، خانه، مغازه، زیورآلات و … نیز مشخص و مشهود هستند و نیاز به تعریف ندارند.

اقدامات لازم بعد از فوت صاحب چک

دارای منفی نقطه مقابل این اموال بوده و به تمامی بدهی ها، قروض، دیون، تعهدات و تکالیفی اطلاق می گردد که متوفی در زمان حیات خود مکلف به پرداخت یا اجرای آنها بوده است؛ از چالش برانگیزترین مسائلی که در حوزه حقوق مدنی و امور حسبی مطرح می گردد همین بخش است و این که تکلیف دیون و تعهدات متوفی بعد از فوت چیست؟ به عنوان مثال می‌توان به مهریه زن اشاره نمود که یکی از تعهدات مالی مرد در قباله زوجه می باشد و بعد از فوت شوهر نیز قابل مطالبه است .

نحوه وصول وجه چک بعد از فوت صاحب چک

وراث متوفی باید در وهله اول به شورای حل اختلاف مراجعه کرده و درخواست مهر و موم ترکه، تصفیه ترکه و صدور گواهی انحصار وراثت نمایند. مرجع صالح در این زمینه مبادرت به انجام اقدامات فوق نموده و سعی می‌کند با خارج کردن دارایی‌های منفی از تمام اموال متوفی ترکه را تصفیه نموده و سهم الارث وراث را از اموالی که باقی مانده است پرداخت نماید.

در این خصوص یکی از وراث متوفی می تواند بعد از کسب اجازه از مرجع صالح، چک صادر شده به نام مورث را نزد بانک محال علیه برده و نسبت به نقد شدن وجه آن اقدام نماید. این مبلغ ممکن است برای پرداخت دیون، قروض و اجرای تعهدات و تکالیف متوفی به کار گرفته شود یا به عنوان اموال و دارایی های مثبت به نسبت قانونی میان وراث تقسیم گردد. در هر صورت نحوه تقسیم آن میان وراث و یا ارائه وجه آن به طلبکاران باید با مجوز قانونی و طبق مندرجات گواهی حصر وراثت باشد .

وصول وجه چک بعد از فوت صادر کننده آن

مهمتر از مورد قبلی می توان به زمانی اشاره کرد که فردی متعهد به پرداخت وجه چک بوده و قبل از پرداخت آن فوت نماید. بدین صورت که صادر کننده چک یک چک وعده دار یا بدون وعده را به طرفیت دیگری امضا کرده و پیش از پرداخت وجه آن از دنیا برود. در این شرایط اگر خبر فوت صادر کننده به بانک محال علیه برسد حساب های وی مسدود شده و دارنده چک نمی‌تواند نسبت به وصول وجه چک اقدام کند.

در این خصوص وی می‌تواند به دادگاه مراجعه کرده و به عنوان یکی از کسانی که اجازه درخواست صدور گواهی انحصار وراثت را دارد نسبت به این امر اقدام نموده و در زمان تصفیه ترکه، وجه چک را به نسبت اموال متوفی در مقایسه با طلب سایر طلبکاران دریافت نماید. نکته قابل توجه در این خصوص، تبدیل شدن تمام بدهی های مدت دار متوفی به حال می باشد بنابراین اگر متوفی که چک مدت دار را صادر کرده باشد به محض فوت وی این چک به یک دین حال تبدیل شده و دارنده چک می تواند نسبت به وصول وجه آن از طریق مراجع حقوقی اقدام نماید .

نکته : دریافت وجه چکی که دارنده یا صادر کننده آن فوت شده است توسط وراث یا نماینده قانونی متوفی صورت می گیرد و هر گونه تصرف یا تصاحب وجه آن پیش از دستور مرجع قضایی خلاف قانون می باشد. وصول وجه چک در این شرایط نیازمند درخواست گواهی حصر وراثت، تهیه لیست اموال متوفی، مهر و موم ترکه، تصفیه ترکه و مواردی از این قبیل می باشد بنابراین بهتر است انجام این اقدامات را به وکیل چک بسپارید.

راه های تبدیل حبس و خرید مجازات حبس یا زندان

راه های تبدیل حبس و خرید مجازات حبس یا زندان : از مهمترین چالش هایی که یک فرد بعد از محکومیت به جرائم عمد و غیرعمد با آن ها مواجه می شود مسئله حبس و زندانی شدن است به همین علت به دنبال راه های تبدیـل حبـس می گردد تا بتواند شرایط بهتری را برای تحمل مجازات ایجاد کند. راه های تبدیل حبس چندان متنوع نیستند اما قطعاً بر تحمل مجازات حبس و زندان ارجحیت دارند و به نوعی لطف در حق مجرم قلمداد می شود. این مسئله را در ادامه تشریح می کنیم ، با وکیل شاه مرادی همراه باشید…

تبدیل حبس

تبدیـل حبـس با تقلیل آن متفاوت است اما بسیاری از مردم این دو اصطلاح را به جای یکدیگر بکار می برند شاید هم علت آن کاهش اثرات نامطلوب حبس به دنبال تبدیل شدن آن باشد که باعث می گردد تا بسیاری از مردم جامعه، تبدیل حبس را با عنوان تقلیل مجازات نیز بشناسند .

راه های تبدیل حبس

در طول تاریخ هر گاه فردی به اتهام جرمی در محکمه عدالت به مجازات خاصی محکوم می گردید به تحمل همان مجازاتی که برای او مقرر شده بود محکوم شده و نمی توانست خلاف آن را انجام دهد. اما با گذشت زمان و پیشرفت جوامع و همچنین با توسعه علم روان شناسی، رفتار شناسی و جامعه شناسی، راه های دیگری در نظر گرفته شد که به کاهش رفتارهای پرخطر در جامعه منجر گردید. یکی از این موارد راه های تـبدیل حـبس به جزای نقدی و سایر مجازات ها بود .

نحوه تبـدیل حبـس

در این خصوص لازم است تا یک دوره مراقبتی سپری شود. البته در برخی از جرائم غیر سنگین و بخصوص جرائم غیر عمد دادگاه می تواند در همان وهله اول حکم به تبدیل مجازات داده و فرد را در صورت پرداخت جزای نقدی یا انجام سایر کارهایی که از جانب مقام قضایی تعیین می شود از زندانی شدن رها کند اما در موارد حادتر یک دوره مراقبتی در نظر گرفته می شود و فرد در صورت موفقیت در این مرحله می تواند درخواست تبدیـل حبـس را از مقام قضایی داشته باشد.

دوره مراقبت بدین صورت است که محکوم علیه در یک بازه زمانی مشخص باید از خود حسن رفتار نشان دهد و یا به یکی از هنرها و حرفه هایی که از جانب دادگاه مشخص شده است مسلط گردد به نحوی که بتواند برای جامعه مفید واقع شده و بتواند تاثیرات مطلوبی را بر جامعه داشته باشد. این دوره باتوجه به اینکه جرم ارتکابی از چه نوعی است و مجازات حبس نیز تا چه اندازه شدید می باشد بسیار متفاوت است .

راه های تبدیل حبس به جزای نقدی و غیرنقدی

در این خصوص راه های متفاوتی تعیین شده است که البته مهمترین آن ها همین تبدیل حبس به جزای نقدی است اما روش های دیگر برای جرائم سنگین تر بکار می روند. بنابراین اصولاً از تبدیل حبس به جزای نقدی در جرائم کم اهمیت استفاده می کنند. راه های تبدیل حبس به صورت ذیل است:

  1. تبدیل حبس به خدمات عمومی رایگان
  2. تبـدیل حـبس به جزای نقدی؛ این نوع تبـدیل حبـس با جزای نقدی روزانه که بعدا مطرح می شود متفاوت است. در این روش فرد باید در زمان تبدیل مجازات این مبلغ را به صورت کامل پرداخت کند. به عنوان مثال دادگاه بیان می دارد که فرد به سه ماه حبس محکوم شده است و تبدیل آن به مبلغ نه میلیون تومان وجه نقد امکان پذیر است.
  3. تبدیـل حبـس به جزای نقدی روزانه؛ در این روش فرد باید مبلغ مشخصی از درآمد ماهیانه خود را به حساب دادگستری واریز کند تا بتواند از شرایط تبدیـل حبـس بهره مند شود. در برخی از موارد نیز که فرد دارای شغل مشخصی نیست دادگاه وی را به کار گمارده و یک سوم یا یک چهارم از مبلغ مورد نظر را به عنوان مجازات مقرر از حقوق وی کسر می کند.
  4. محرومیت های اجتماعی! این روش یکی از مهمترین روش های تبدیل حبس به مجازات های غیر نقدی است. در این روش فرد طبق نظر دادگاه از برخی حقوق عادی و روزمره خود محروم می شود تا نظم جامعه حفظ شده و در عین حال بتواند محکوم علیه را نیز از حقوق انسانی مربوط به راه های تبـدیل حبـس بهره مند کند.

نحوه تبدیل حبس

در این خصوص به شدت جرم ارتکابی و نوع آن دقت می کنند. در جرائم عمدی اصولاً دادگاه یک حبس سه ماهه را برای محکوم علیه تعیین می کند اما بعد از آن تحت شرایط خاصی می توان از راه های تبدیل حبس استفاده کرد که به درخواست مجرم بستگی دارد. اگر جرم عمدی دارای مجازاتی کمتر از سه ماه باشد قاضی موظف به تبدیل مجازات است.

اگر مجازاتی برابر با سه ماه تا شش ماه داشته باشد قاضی در صورتی موظف به اعمال تبدیل مجازات است که فرد سابقه کیفری موثر نداشته باشد. اگر جرم عمدی باشد و مجازات آن بیش از شش ماه، قاضی می تواند حکم به تبدیل مجازات بدهد یا خیر.

در جرائم غیر عمد شرایط فرق می کند. اگر مجازات جرم عمدی کمتر از دو سال باشد قاضی باید نسبت به تبدیل مجازات اقدام نماید اما اگر بیشتر از دو سال باشد در این زمینه اختیار کامل داشته و می تواند حکم به تبدیل مجازات بدهد یا خیر!

نحوه اقدام برای توقیف ماشین برای مهریه

اقدام برای توقیف ماشین برای مهریه چگونه و از کجا باید انجام گیرد ؟ مهریه در نظام حقوقی ایران به یکی از مهم ترین و چالش برانگیز ترین حقوق مالی زن تبدیل شده است. در دنیای امروز و برخلاف گذشته میزان مهریه به شدت بالا رفته و اصولاً به صورت پرداخت سکه مقرر می گردد. با توجه به افزایش میزان مهریه و همچنین حفظ ارزش آن در گذر زمان و همچنین با توجه به عدم توانایی مرد برای پرداخت مهریه در اغلب موارد امکان تقسیط مهریه، گرفتن حکم اعسار مطلق و یا توقیف اموال زوج برای الزام به پرداخت مهریه وجود دارد .

خودروی شخصی یکی از موارد مستثنیات دین در نظام حقوقی سابق بود اما در نظام کنونی و قوانین جدید از شمول مستثنیات دین خارج شده و امروزه قابلیت توقیف برای پرداخت مهریه را دارد؛ به همین علت تصمیم گرفته‌ایم در این مقاله به چگونگی توقیف ماشین برای مهریه بپردازیم. بنابراین پیشنهاد می کنیم با مطالعه این مقاله وکیل مهریه را همراهی کنید .

توقیف ماشین برای مهریه

مراجع صلاحیتدار جهت توقیف ماشین برای مهریه

در وهله اول باید بدانید که جهت مطالبه مهریه باید به کجا مراجعه کنید هر کدام از مراجعی که برای مطالبه مهریه صلاحیتدار شناخته شوند امکان صدور دستور توقیف ماشین جهت پرداخت مهریه را دارند. در حقوق مدنی ایران دو مرجع ذیل به عنوان مراجع صلاحیتدار برای مطالبه مهریه شناخته شده‌اند. این مراجع عبارتند از:

  • دادگاه حقوقی و به عبارت دقیق‌تر دادگاه خانواده
  • دایره اجرای ثبت

البته مرجع سومی نیز برای مطالبه مهریه وجود دارد که در موارد محدود می توان به آن مراجعه نمود و آن شورای حل اختلاف است. در واقع شما اگر مهریه مندرج در سند اردواج کمتر از بیست میلیون تومان باشد ، می توانید مطالبه آنرا از طریق شورای حل اختلاف پیگیری نمایید مشروط بر اینکه درخواست مهریه با تقاضای طلاق همراه نباشد .

نحوه توقیف ماشین برای مهریه

تفاوتی ندارد دادخواست مهریه را از طریق دادگاه خانواده انجام می دهید یا از طریق دوایر اجرای ثبت ، در هر صورت شما باید همزمان با ارائه دادخواست مهریه تقاضای تأمین خواسته نمایید و در این شرایط اموال متعلق به زوج را معرفی کنید. بنابراین اگر زوج صاحب یک یا چند خودرو است باید مشخصات خودرو ها را با استعلام از پلیس راهور به مرجع مربوطه تحویل نمایید تا قرار توقیف آنها صادر گردد.

قرار توقیف بدان معناست که اگر زوج در مهلت مقرر اقدام به پرداخت مهریه نکند خودروی مورد نظر در هر کجای کشور که رویت گردد توقیف شده و برای مراتب بعدی به دادگاه اعلام می گردد. همچنین مرد نمی تواند پس از ارائه دادخواست مهریه و تقاضای تأمین خواسته نسبت به فروش یا انتقال مالکیت خودرو اقدام نماید و هرگونه فروش یا انتقال مالکیت بعد از تاریخ مورد نظر در صورت عدم رضایت زوجه باطل خواهد بود.

توقیف خودروی در رهن برای مهریه

در همه موارد امکان توقیف خودرو به آن سادگی که در مطالب فوق بیان کرده‌ایم وجود ندارد و مشکلات متعددی ممکن است در خصوص توقیف خودرو و یا عدم توقیف آن وجود داشته باشد. یکی از نکات مهمی که در این زمینه مطرح می گردد افزایش خودروهای متعلق به افراد است که همچنان در رهن شرکت خودروسازی هستند. در این موارد مالکیت زوج بر خودروی مورد نظر تکمیل نشده است و مالکیت قطعی منوط است به پرداخت تمام اقساط خودرو و بدهی های احتمالی و همچنین جریمه دیر کرد پرداخت اقساط مورد نظر!

در این موارد دادگاه حکم به توقیف خودرو صادر می کند اما زن تنها به اندازه اقساطی که توسط مرد پرداخت شده است صاحب ماشین مورد نظر شده و می توان از محل آن مبادرت به دریافت مهریه نماید و بیشتر از آن همچنان در رهن شرکت خودروسازی باقی می ماند. بنابراین اگر همسر شما دارای یک خودرو است که ۵۰ درصد از اقساط آن پرداخت شده و ۵۰ درصد دیگر پرداخت نشده است شما می توانید به اندازه ۵۰ درصد از ارزش ماشین مورد نظر را برای دریافت مهریه صاحب شوید.

ماشین امرار معاش مرد قابل توقیف نیست

از مهمترین مواردی که در نظام حقوقی جدید باید به آن توجه نمود خارج شدن ماشین از مستثنیات دین است اما باید به این نکته نیز توجه داشته باشیم که وسایل کار و امرار معاش افراد در زمره مستثنیات دین قرار می گیرند. بنابراین اگر زوج صاحب یک ماشین باشد که با آن امرار معاش می‌کند و در واقع شغل او محسوب می گردد یا بخش قابل توجهی از فعالیت‌های شغلی او را در بر می‌گیرد نمی‌توان حکم به توقیف ماشین برای پرداخت مهریه داد.

نکته قابل توجه این است که اگر ماشین مورد نظر یک ماشین لوکس باشد و فعالیتهای شغلی را بتوان با یک ماشین ساده تر و ارزان تر انجام داد دادگاه حکم به فروش ماشین لوکس و پرداخت مهریه از این طریق می دهد مشروط بر اینکه به اندازه‌ خرید یک ماشین ساده تر با همان قابلیت ها از پول فروش خودرو مورد نظر به مرد تسلیم گردد تا بتواند فعالیت شغلی خود را از سر گرفته و امرار معاش نماید.

نحوه اقدام برای اعسار از هزینه دادرسی

اعسار از هزینه دادرسی چیست و چگونه باید اقدام کرد ؟  اعسار یکی از اصطلاحات رایج در علم حقوق و همچنین در میان مشاورین حقوقی و وکلای این رشته است با این حال عامه اجتماع آشنایی چندانی با آن نداشته و اصولاً بسیاری از افراد جامعه از وجود چنین مفهومی در قانون آگاه نیستند. حتی بسیاری از افراد ممکن است اطلاعات ناچیزی در خصوص این مبحث داشته باشند اما به جرأت می‌توان گفت که اغلب آنان اطلاعات دقیق و حساب شده ای در خصوص اعسار ندارند. ما در این مقاله به بررسی کلیات مربوط به اعسار و بررسی یکی از مهمترین انواع آن در قالب اعسـار از هـزینه دادرسـی خواهیم پرداخت .

اعسار به چه معناست؟

اعسار به معنای رنج، سختی، دشواری و نداشتن است. در علم حقوق زمانی به کار می رود که یک فرد به انجام یک کار یا پرداخت یک مال محکوم شده است اما از لحاظ بدنی یا وضعیت مالی قادر به اجرای حکم نمی باشد. البته این مفهوم در قوانین امروزی صرفاً برای عدم توانایی پرداخت محکومیت های مالی و سایر موارد قانونی که فرد باید هزینه خاصی را بابت آنها پرداخت کند به کار می رود .

اعسار از هزینه دادرسی

در این زمینه امروز با دو نوع اعسار از پرداخت هزینه دادرسی و اعسار از پرداخت محکومیت مالی در قالب طلب یا مجازات نقدی مواجه هستیم. آنچه که در این مقاله مورد توجه ماست بررسی شرایط اعسار از پرداخت هزینه دادرسی می باشد که در ادامه بیان می گردد .

دادخواست اعسار از هزینه دادرسی

مراجعه به دادگستری و درخواست دادرسی برای برخی از دعاوی مشمول هزینه های بسیار بالا از قبیل هزینه باطل کردن تمبر، مراجعه به تحقیقات محلی، درخواست نظریه از کارشناس رسمی و مواردی از این قبیل می باشد. اصولاً دعاوی مالی همانند درخواست مطالبه مهریه هزینه دادرسی بالاتری را در مقایسه با دعاوی غیر مالی همانند تخلیه ید دارند با این حال اعسار از هـزینه دادرسـی مشمول تمام موارد فوق اعم از دعاوی مالی یا غیر مالی می گردد مشروط بر اینکه شرایط اعسار در فردی که درخواست دادرسی داده است اثبات گردد .

اثبات اعـسار از هـزینه دادرسـی

فردی که دادخواست مربوطه را تنظیم میکند باید دادخواست دیگری را تحت عنوان اعسار از پرداخت هزینه دادرسی ارائه کند. در واقع خواهان در این شرایط از دادگاه درخواست می کند تا وی را به صورت نسبی یا مطلق از پرداخت هزینه دادرسی معاف کند. برای اثبات این امر نیاز است تا عدم توانایی مالی فرد از پرداخت هزینه دادرسی با توجه به میزان دارایی او بررسی گردد .

بنابراین اگر فرد هیچگونه ملک و املاکی نداشته باشد و یا حتی یک حساب بانکی که نشان از سرمایه و وجه نقد هرچند به صورت جزئی در هیچ کدام از بانک های سراسر کشور یا خارج از آن ندارد ادعای اعسار وی مورد موافقت قرار می‌گیرد. در این شرایط دادگاه دادخواست مورد نظر را به جریان می اندازد و اگر خوانده محکوم گردد علاوه بر محکومیت اجرای حکم صادره باید هزینه دادرسی را نیز پرداخت نماید در غیر اینصورت خواهان باید بعد از رفع اعسار نسبت به پرداخت هزینه مورد نظر اقدام کند .

نکاتی در خصوص اعسار از هزینه دادرسی

  • اعسـار از هزینه دادرسـی قابلیت انتقال به دیگران را ندارد و صرفاً در خصوص معسر صادر می شود ؛ بنابراین اگر معسر فوت نماید وراث او نمی‌توانند با توجه به اثبات ادعای اعسار مورث از پرداخت هزینه دادرسی سرباز بزنند مگر اینکه ادعای اعسار آنان نیز توسط دادگاه محرز گردد .
  • فرد در زمان تنظیم دادخواست اعسـار باید نوع آن را بیان کند. نوع اعسار ممکن است به صورت مطلق باشد یا نسبی. اگر درخواست اعسار مطلق داده شود به آن معناست که فرد هیچگونه مبلغی جهت پرداخت هزینه دادرسی ندارد اما اعسار نسبی بدان معناست که توانایی پرداخت هزینه دادرسی به صورت تقسیط شده را دارد .
  • رسیدگی به ادعای اعسار در همان محکمه ای صورت می گیرد که دعوی اصلی نیز در آن جریان دارد .
  • ادعای اعسار از پرداخت هزینه دادرسی را علاوه بر دادگاههای عمومی، شورای حل اختلاف نیز می تواند رسیدگی کند مشروط بر اینکه دعوی اصلی در شورای حل اختلاف مطرح شده باشد .
  • معمولا کسانی که با درخواست آنان در خصوص اعسار موافقت به عمل می آید در دعاوی بسیار مهم می توانند از وکیل تسخیری نیز استفاده کنند. در این خصوص کافیست از دادگاه یک وکیل تسخیری درخواست کنید و پرداخت تعرفه حق الوکاله نیز به بعد از رفع اعسار موکول می گردد .

نکاتی پیرامون تأمین خواسته کیفری

نکاتی پیرامون تأمین خواسته کیفری و نحوه اقدام به آن : بزه دیده می تواند ضرر و زیان های ناشی از جرم را اعم از ضرر و زیان مادی ، معنوی و ممکن الحصول را مورد مطالبه قرار دهد که به آن دعوای خصوص یا دعوای ضرر و زیان ناشی از جرم می گویند ، در این خصوص شاکی باید دادخواست مربوطه را با رعایت تشریفات آیین دادرسی مدنی نزد دادگاه کیفری تا قبل از اعلام ختم دادرسی طرح نماید .

ممکن است به جهت طولانی شدن روند رسیدگی ضرر و زیان هایی که مورد مطالبه مدعی خصوصی است عملاً مورد تضییع یا تفریط قرار گیرد مثل اینکه متهم اموال خود را انتقال دهد یا اینکه آن مال یا اموال را از بین ببرد یا از دسترس خارج نماید که در نهایت شاکی یا مدعی خصوص نتواند به حق خود برسد ، به همین جهت قانونگذار این اجازه را به شاکی یا مدعی خصوصی داده که در ابتدای کار یعنی در مرحله تحقیقات مقدماتی تقاضایی تحت عنوان تأمین خواسته به مقام رسیدگی کننده تقدیم نماید . حال چنانچه شاکی اقدام به توقیف اموال متهم نماید ، نسبت به آن اموال دارای حق اولویت و تقدم خواهد بود . در ادامه با توضیحات وکیل کیفری همراه باشید…

تأمین خواسته کیفری

تقاضای تأمین خواسته و تکلیف بازپرس به قبولی درخواست تأمین خواسته

تقاضای تأمین خواسته نزد مقام تحقیق صورت می گیرد که حسب مورد می تواند دادیار ، بازپرس یا قاضی دادگاه باشد .
اگر تقاضای تأمین خواسته مبتنی بر ادله قابل قبول باشد ، بازپرس مکلف است این تقاضا را بپذیرد و قرار تأمین خواسته صادر نماید . بنابراین قرار تأمین خواسته زمانی صادر می گردد که تقاضای شاکی مبتنی بر ادله قابل قبول باشد .
بازپرس برای صدور تأمین خواسته مستقل بوده و نیازی به اخذ موافقت دادستان ندارد .

چنانچه درخواست تأمین خواسته مورد موافقت بازپرس قرار گرفت ، قرار تأمین خواسته صادر ، ابلاغ و پس از آن اجرا می شود . ( این یک قاعده کلی است )

لازم به ذکر است در موارد فوریت بازپرس می تواند دستور اجرای قبل از ابلاغ را صادر نماید یعنی قبل از اینکه تأمین خواسته به مشتکی عنه ابلاغ گردد ، آن را اجرا نمود چرا که قانونگذار این اجازه را به بازپرس اعطاء نموده است . البته در این لازم است موضوع را به اطلاع دادستان برساند .

تأثیر خواسته شاکی در صدور تأمـین خـواسته

چنانچه خواسته شاکی عین معین باشد همان مال توقیف می شود .
اگر خواسته شاکی عین معین نباشد معادل ریالی ارزش ضرر و زیان هایی که به شاکی وارد شده ، از اموال متهم توقیف می شود .

ممکن است خواسته شاکی عین معین باشد اما توقیف آن ممکن نباشد که در این صورت معادل ضرر و زیان هایی که به شاکی وارد شده است از سایر اموال متهم توقیف خواهد شد .

 

آیا متهم می تواند به قرار تأمین خـواسته اعتراض نماید ؟

در پاسخ باید گفت بله متهم می تواند به قرار تأمین خواسته اعتراض نماید اما اعتراض متهم مانع از اجرای حکم نیست به عبارت دیگر تأمین خواسته فوراً اجرا می شود .

چنانچه متهم در ایران باشد ظرف 10 روز از تاریخ ابلاغ می تواند به قرار صادره اعتراض نماید اما چنانچه متهم خارج از کشور باشد مهلت اعتراض 30 روز خواهد بود .

مرجع اعتراض به تأمین خواسته کجاست ؟

چنانچه تأمین خواسته کیفری در دادسرا صادر شده باشد ، دادگاه بدوی صالح به رسیدگی به اصل جرم به این اعتراض رسیدگی خواهد نمود .
چنانچه این قرار توسط دادگاه صادر شده باشد ، قابل اعتراض نخواهد بود .

چنانچه ثالثی به قرار تأمین خواسته اعتراض داشته باشد تکلیف چیست ؟

در این صورت اعتراض باید در دادگاه های حقوقی مطرح شود که در این مورد محاکم حقوقی مطابق با مقررات اجرای احکام مدنی به این اعتراض رسیدگی خواهند نمود .

پس از اینکه تأمین خواسته مورد اجرا قرار می گیرد لازم است شاکی خواسته خود را در قالب دادخواست ظرف مهلت قانونی تقدیم دادگاه صالح نماید در غیر اینصورت به تقاضای متهم از این تأمین رفع اثر می گردد .

مهلت قانونی در آیین دادرسی مدنی تا قبل از ختم دادرسی و مهلت 10 روزه است که در مبحث تأمین خواسته حقوقی به تفصیل توضیح داده شده است .

معمولاً در رویه بدین شکل است که چنانچه اموال متهم توقیف گردد ، بازپرس در اخذ تأمین کیفری سختگیری کمتری خواهد نمود و فی الواقع این موضوع در صدور تأمین کیفری مد نظر قرار می گیرد .

اگر در پرونده جزایی به هر کیفیت مختومه گردد به فرض مثال قرار منع تعقیب ، قرار موقوفی تعقیب و … صادر گردد ، در این حالت از قرار تأمین خواسته رفع اثر می گردد .

در اجرای تأمین خواسته نمی توان از فعالیتهای تولیدی ، خدماتی و کشاورزی جلوگیری نمود و هدف از وضع چنین قوانینی حمایت از بخش تولید ، صنعت ، خدمات و کشاورزی است .

با این حال به استناد ماده 114 قانون آیین دادرسی کیفری جلوگیری از فعالیتهای کشاورزی ، تولیدی و خدماتی در اجرای تأمین خواسته ممنوع است مگر در مواردی که حسب قرائن معقول و ادله مثبته ادامه این فعالیتها متضمن ارتکاب اعمال مجرمانه ای باشد که مضر به سلامت ، مخل امنیت جامعه و یا نظم عمومی باشد که در این صورت بازپرس مکلف است با اطلاع دادستان حسب مورد از آن بخش از فعالیتها جلوگیری نماید و این تصمیم ظرف پنج روز قابل اعتراض در دادگاه کیفری مربوطه است .

نظارت اطلاعی دادستان

در 2 مورد دادستان نظارت اطلاعی در خصوص تأمین خواسته خواهد داشت که یک مورد مربوط به جلوگیری از فعالیتهای کشاورزی ، تولیدی و خدماتی است و دیگری مربوط به زمانی است که بازپرس بخواهد قرار تأمین خواسته را قبل از ابلاغ به موقع اجرا بگذارد .

رفع ابهام و اجمال از قرار تأمین خواسته بر عهده چه مرجعی است ؟

رفع ابهام و اجمال از قرار تأمین خواسته بر عهده همان مقامی است که قرار تأمین خواسته را صادر نموده است . اما رفع مشکلات و اشکالات ناشی از اجرای آن بر عهده دادستان یا قاضی اجرای احکام صورت خواهد گرفت .

اعسار از پرداخت محکوم به و شرایط آن !!!

اعسار از پرداخت محکوم به : یکی از مهمترین مسائلی که مورد توجه شرع و حقوق دانان قرار گرفته است مسئله اعسار می باشد. اعسار به معنای دشواری بوده و در واقع به دشوار بودن اجرای حکم یا پرداخت هزینه دادرسی از جانب خواهان یا محکوم علیه اشاره دارد. در این خصوص می توان به اعسار از هزینه دادرسی و اعسار از پرداخت محکوم به اشاره نمود. اعسار از پرداخت محکوم به در شرایطی مطرح می شود که یک فرد به موجب حکم قطعی دادگاه باید وجه نقدی را به فرد یا دولت پرداخت کند. در ادامه این مبحث را به صورت کامل تشریح خواهیم کرد.

انواع اعسار در قوانین ایران

باتوجه به اینکه برخی از افراد برای ادای دینی که بر گردن آن هاست و یا برای طرح دادخواست در دادگاه نیاز به پرداخت وجه دارند و پرداخت آن نیز مشروط است بر اینکه این افراد سرمایه ای را داشته باشند تا از محل آن مبادرت به پرداخت مبلغ مورد نظر کنند قوانین داخلی ایران از مقوله اعسار برای کسانی نام برده اند که باتوجه به مبلغ خواسته و یا هزینه دادرسی توانایی پرداخت مبلغ مورد نظر را ندارند.

اعسار از پرداخت محکوم به

در این شرایط می توانند درخواست اعسار مطلق یا نسبی نمایند. این تقاضا باید به صورت رسمی و در قالب دادخواست به دادگاهی ارائه گردد که به دعوی اصلی رسیدگی می کند. فرد می تواند تقاضای اعسار نسبی دهد یا مطلق! اعسار نسبی بدین صورت است که فرد توانایی پرداخت هزینه به صورت یکجا را ندارد اما می تواند آن را به صورت تقسیط پرداخت کند.

البته ممکن است فرد توانایی پرداخت وجه مذکور را نداشته باشد اما این مشکل به صورت محدود باشد به عنوان مثال سرمایه او در رهن بانک است و تا چند ماه دیگر آزاد می شود. بنابراین درخواست اعسار نسبی می دهد و برای چند ماه از دادگاه فرصت می طلبد تا بعدا هزینه مورد نظر را پرداخت کند. این درحالیست که اعسار مطلق فرد را به صورت کامل از پرداخت هزینه دادرسی و پرداخت محکوم به معاف می کند تا زمانیکه از لحاظ مالی در شرایطی قرار گیرد که توانایی پرداخت را به دست آورد.

اعسار از پرداخت مهریه

همانطور که در عنوان مقاله نیز مشاهده می شود قرار است مصادیق اصلی اعسار از پرداخت محکوم به را تشریح کنیم. بارزترین نوع آن در حال حاضر، عدم توانایی در پرداخت مهریه است. اصولا در اغلب موارد اعسار نسبی پذیرفته می شود و دادگاه به مرد این فرصت را می دهد تا به صورت تقسیط مهریه مقرر را پرداخت کند.

البته قوانین دیگری نیز در این زمینه به تصویب رسیده اند که همگی به نوعی کمک به مرد محسوب می شوند به عنوان مثال در خصوص مهریه بالای 110 عدد سکه تمام بهار آزادی برای مرد حکم جلب صادر نمی گردد .

اعسار از پرداخت دیه

دیه ممکن است در قالب موارد مختلفی بر متشاکی عنه تحمیل گردد؛ دیه قتل عمد یا غیر عمد، دیه منازعه ای که به جرح و خون ریزی منتهی شده است، دیه ناشی از تصادفاتی که شرکت بیمه، تمام یا بخشی از خسارات وارده را پوشش نمی دهد و انواع مختلف دیگر که ممکن است به علت سهل انگاری یا از روی عمد توسط دادگاه های کیفری تعیین گردد. در این شرایط نیز فرد می تواند درخواست اعسار دهد.

البته توجه داشته باشید که اصولا پذیرش درخواست اعسار در دادگاه های حقوقی و مدنی و همچنین در پرونده هایی که عمل فرد به صورت عمد نبوده است بسیار محتمل تر است تا پرونده هایی همچون قتل یا منازعات عمدی! چرا که پذیرش ادعای اعسار در دیه موجب عمد منوط است بر توافق با قربانی یا اولیا دم.

اعسار از پرداخت نفقه

نفقه یکی از مهمترین حقوق مالی زن است و در قانون نیز بیشتر از مهریه مورد توجه واقع شده است. پرداخت نفقه یکی از تعهدات مرد است برای زن که البته در خصوص اعضای یک خانواده در خط عمودی نیز بکار می رود. درخواست نفقه به دو صورت نفقه حقوقی و نفقه کیفری مطرح می شود که ناشی از درخواست نفقه گذشته و ترک انفاق در زمان حال هستند.

میزان نفقه نیز باتوجه به وضعیت اجتماعی زن تعیین می گردد. مرد نیز می تواند در صورت محکومیت درخواست اعسار مطلق دهد یا نسبی! دادگاه توجه ویژه ای به حقوق زن در قالب نفقه دارد و در اغلب موارد با درخواست اعسار مطلق مرد برای پرداخت نفقه موافقت نمی کند مگر اینکه برای او ثابت شود مرد به هیچ وجه توانایی پرداخت نفقه را ندارد.

اعسار از پرداخت جزای نقدی

جزای نقدی یکی از انواع مجازات هایی است که در حقوق کیفری مطرح می شود و اصولاً برای مجازات های سبک و همچنین به عنوان یک مجازات تکمیل کننده بکار می رود. اگر فردی به پرداخت جزای نقدی محکوم شود می تواند درخواست اعسار دهد. حتی فرد در حبس نیز می تواند با تنظیم دادخواست اعسار از پرداخت محکوم به، از مقام قضایی درخواست نماید تا وی را به صورت نسبی یا مطلق از پرداخت مجازات تعیین شده معاف نماید. اصولاً دادگاه ها در این شرایط، افراد را ملزم به کار در محیط های خاصی می کنند و بخشی از دستمزد مورد نظر را به عنوان پرداخت محکوم به در نظر می گیرند.

امید شاه مرادی – مشاور حقوقی و وکیل پایه یک دادگستری

تعریف دعاوی طاری

دعاوی طاری کدامند ؟ دعاوی که به موجب ماده 17 قانون آیین دادرسی مدنی در اثنای رسیدگی به دعوای اصلی مطرح شوند را دعاوی طاری می نامند . در قانون آیین دادرسی مدنی 4 قسم دعوای طاری وجود دارد که عبارتند از :

  1. دعوای ورود ثالث
  2. دعوای جلب ثالث
  3. دعوای متقابل
  4. دعوای اضافی

در قانون آیین دادرسی مدنی از مواد 130 تا 143 به دعاوی طاری پرداخته شده است ( لازم به ذکر است این مواد از جمله مهمترین مواد قانون آیین دادرسی مدنی هستند )

دعاوی طاری

دعوای ورود شخص ثالث چه زمانی صورت می گیرد ؟

دعوای ورود ثالث زمانی رخ می دهد که شخص ثالثی به غیر از طرفین یا اصحاب دعوا برای خود نسبت به موضوع حقی قائل شود یا خودش را در محق شدن یکی از طرفین ذیحق بداند که ورود ثالث به شکل ورود ثالث اصلی یا تبعی صورت می گیرد . نسبت به وارد ثالث احکام خواهان بار می گردد .

جلب شخص ثالث چه زمانی صورت می گیرد ؟

زمانی که اصحاب دعوای اصلی بنا به دلایلی لازم بدانند شخص ثالثی در دعوا حاضر شود ( اصطلاحاً آن را به دعوا می کشانند ) شخص که جلب می نماید جالب ثالث و شخصی که جلب می شود را مجلوب ثالث می نامند . بر مجلوب ثالث احکام خوانده بار می گردد .

دعوای متقابل چیست ؟

چنانچه خوانده دعوای اصلی ، ادعایی را مطرح نماید و خودش مدعی گردد می شود مدعی و خواهان دعوای تقابل ، فی الواقع خواهان دعوای تقابل همان خوانده دعوای اصلی است و خوانده دعوای تقابل همان خواهان دعوای اصلی است .

خواهان دعوای تقابل = خوانده دعوای اصلی

خوانده دعوای تقابل = خواهان دعوای اصلی

دعوای اضافی

برخی از اساتید حقوق دعوای اضافی را با افزایش خواسته یکی می دانند در صورتی که تفاوتهایی بین دعوای اضافی و افزایش خواسته وجود دارد که عبارتند از :

  • دعوای اضافی مستلزم تقدیم دادخواست است در صورتی که افزایش خواسته نیاز به تقدیم دادخواست ندارد .
  • دعوای اضافی مشمول ماده 17 قانون آیین دادرسی مدنی می باشد در حالی که افزایش خواسته مشمول ماده 98 قانون آیین دادرسی مدنی است . با این توضیح که در دعوای اضافی وجود دو شرط ( تا پایان اولین جلسه رسیدگی باشد با دعوای اصلی مرتبط “یا” هم منشاء باشد ) لازم است اما در افزایش خواسته وجود سه شرط ( تا پایان اولین جلسه رسیدگی باشد با دعوای اصلی مرتبط “و” هم منشاء باشد ) به عبارت ساده تر در دعوای اضافی یا باید با دعوای اصلی مرتبط باشد یا هم منشاء در حالی که در افزایش خواسته باید هم باید با دعوای اصلی مرتبط باشد و هم اینکه هم منشاء باشد .

آیا دعاوی طاری در شورای حل اختلاف راه دارند ؟

بله کلیه دعاوی طاری در شورای حل اختلاف قابلیت طرح دارند .

آیا دعاوی طاری در دادگاه خانواده راه دارند ؟

هر چند دادگاه خانواده برابر قانون حمایت خانواده دارای قوانین خاص خود می باشد اما دعاوی طاری در دادگاه خانواده نیز قابلیت طرح دارند .

آیا دعاوی طاری در دیوان عدالت اداری راه دارند ؟

ورود ثالث و جلب شخص ثالث در دیوان عدالت اداری قابلیت طرح دارند اما دعوای اضافی و متقابل در دیوان عدالت اداری قابل طرح نیست .

در خصوص تصرف عدوانی به موجب قانون ورود ثالث مجاز می باشد در حالیکه در جلب ثالث با سکوت قانونگذار مواجه هستیم اما نظر اکثریت حقوقدانان این است که در دعاوی تصرف ، جلب ثالث امکان پذیر نیست .

امید شاه مرادی – مشاور حقوقی و وکیل پایه یک دادگستری

پرسش و پاسخ پیرامون دعاوی نفقه

پرسش و پاسخ پیرامون دعاوی نفقه : نفقه از مهم ترین موضوعاتی که در حقوق خانواده مطرح می گردد ، همانطور که در مقالات مرتبط به حقوق خانوادگی موجود در این وب سایت پرداخته شده است ؛ اشخاص واجب النفقه عبارتند از زن ، فرزند و در مواردی پدر و مادر ، موضوع نفقه به دلیل اهمیت آن از دو جنبه مدنی و کیفری قابل بررسی می باشد .

در این مقاله که توسط امید شاه مرادی وکیل پایه یک دادگستری و مشاور حقوقی متخصص نفقه و دعاوی خانوادگی تهیه و تنظیم شده ، به بعضی از سوالات پرتکرار مخاطبین محترم در خصوص نفقه پرداخته شده است .

پرسش و پاسخ پیرامون دعاوی نفقه

آیا آنچه به عنوان نفقه پرداخت می شود موجب مالکیت می گردد یا اذن در انتفاع ؟

در پاسخ باید بین اموال مصرف شدنی که با انتفاع ، از بین می روند و اموال مصرف نشدنی تفاوت قائل شد در صورتی که نفقه از اموال مصرف شدنی مانند خوراک باشد ، دریافت کننده حق تصرف مالکانه دارد و اصل بر مالکیت شخص واجب النفقه است .

در خصوص اموال مصرف نشدنی مانند مسکن اصل بر اذن در انتقاع است . البته لازم به ذکر است برخی از اموال مصرف نشدنی مانند پوشاک نیز برحسب عرف ، اصولاً موجد حق مالکانه است نه فقط اذن در انتفاع ، مگر انفاق دهنده خلاف آن را به صراحت قید نماید ‌‌.

آیا بین نفقه زن با سایر اقارب تفاوتی وجود دارد ؟

نفقه زوجه در مقایسه با نفقه اقارب دارای ویژگیها و خصوصیاتی است که عبارتند از :

  1. زن می تواند نفقه زمان گذشته خود را از شوهر مطالبه کند درحالی که سایر اقارب فقط نسبت به آینده می‌توانند مطالبه نفقه نمایند .
  2. نفقه زن مقدم بر نفقه اقارب است بدین معنا که مطابق ماده ۱۲۰۳ قانون مدنی چنانچه شخصی بضاعت مالی کافی جهت انفاق هم زمان همسر و سایر اقارب نداشته باشد تنها زن مستحق دریافت نفقه می باشد .
  3. نفقه زوجه تکلیف یک جانبه است یعنی زن هیچ گاه مکلف به پرداخت نفقه به شوهر نمی باشد این در حالی است که پرداخت نفقه سایر اقارب تکلیف متقابل است و چه بسا ممکن است خویشاوندی که یک روز از شخصی نفقه دریافت کرده در روزگار دیگر به همان شخص نفقه پرداخت نماید .
  4. نفقه زن مشروط به تمکن مالی مشارالیه و مرد نیست و حتی در صورتی که زن دارایی بیش تری از مرد داشته باشد باز هم مستحق دریافت نفقه می باشد.
  5. در تعیین مقدار نفقه زن تمکن مالی مرد در نظر گرفته نمی‌ شود و بر اساس وضعیت اجتماعی زن میزان نفقه به وی می ‌گردد لکن در خصوص نفقه سایر اقارب وضعیت معیشت پرداخت کننده در نظر گرفته می شود.

آیا به ولد زنا ( فرزند متولد شده از رابطه نا مشروع ) نفقه تعلق می گیرد ؟

وکیل نفقه : در این خصوص بین حقوق دانان اختلاف نظر وجود دارد ، اقلیت بر این نظر هستند که چون ولد زنا از والدین خویش ارث نمی برد بنابراین مستحق دریافت نفقه نیز نمی باشد ؛ لکن اکثرحقوقدانان و رویه محاکم بر این نظر هستند که همانطور که پدر در این موارد ملزم به دریافت شناسنامه برای فرزند طبیعی خود است ، بایستی نفقه وی را پرداخت نماید .

نکات کلیدی و ماهیت ولایت قهری

ماهیت ولایت قهری : ولایت قهری از طرف شارع مقدس برای پدر و جد پدری در نظر گرفته شده است .‌ یکی از آثار نسب شرعی، ولایت قهری است، در فقه و حقوق ایران فقط پدر و جد پدری حق اعمال ولایت بر محجورین را دارند .

در این خصوص بیان شده که ولایت آن‌ها در عرض هم بوده و تقدمی بین اعمال آن‌ها نیست، مگر این‌که از جهت زمانی یکی مقدم بر دیگری باشد و یا این‌که اعمال یکی از آن‌ها بیشتر به مصلحت محجور باشد ، واضح است تشخیص این امور بر عهده مرجع قضایی صالح می باشد. محجورین تحت ولایت قهری شامل صغیر و سفیه و مجنونی است که سفه یا جنون آنان متصل به زمان صغر بوده باشد. در قانون ایران برای مادر هیچ نوع ولایتی پیش‌بینی نشده و این موضوع مورد انتقاد فراوان واقع شده است.

ماهیت ولایت قهری

تعریف حقوقی ولایت قهری

ماده 1181 قانون مدنی در باب تعریف ولایت قهری بیان می‌دارد: «هریک از پدر و جد پدری نسبت به اولاد خود ولایت دارند.»
ولی قهری می‌تواند به تنهایی در اداره امور مالی مولی‌علیه تصمیم بگیرد و تنها چیزی که اختیارات ولی قهری را محدود می‌کند رعایت مصلحت محجور است. در صورتی که ولی قهری عملی را به عمد و یا تبانی دیگری به ضرر مولی‌علیه انجام دهد عمل ایشان غیرنافذ است .

شرایط نمایندگی قانونی و قلمرو اختیارات ولی قهری در حقوق ایران

ولایت قهری با پدر و جد پدری است. این ولایت در نسب قانونی موجود و ثابت است. وجود رابطه ابوت، اهلیت، مسلمان بودن و … از شرایط تحقق نمایندگی قانونی ولی قهری است و همچنین قلمرو اختیارات وی به ‌گونه ‌ای است که نباید به مولی‌علیه ضرر وارد شود . ولایت قهری از آن رو نمایندگی است که اولاً: صغیر تحت ولایت، در جریان تعیین نماینده دخالتی نداشته و هیچ صورتی از نمایندگی قراردادی وجود ندارد ، ثانیاً: ولی قهری تحت نظارت مقام قضایی نیست .

تعارض ولایت قهری پدر و جد پدری

آیا ولایت پدر وجد پدری اشتراکی است یا ترتیبی؟ این بحث به خصوص از حیث عملی حائز اهمیت است. زیرا هر گاه ولایت آن‌ها را اشتراکی بدانیم آن ‌گاه که هر دو در امری اقدام نمایند، عمل آن ‌که ابتدا اقدام نموده است نافذ و دومی باطل خواهد بود. هرگاه هر دو مقارن هم عملی متضاد را انجام دهند، مقتضی اشتراک بطلان عمل هر دو است.

زیرا ترجیح هریک، ترجیح بلا مرجح است. ولی هرگاه ولایت آن‌ها را ترتیبی بدانیم عمل آن ‌که اولویت در ولایت دارد در هر حال نافذ و معتبر خواهد بود. آنچه از ماده ۱۱۸۱ قانون مدنی استنباط می گردد این است که پدر و جد پدری در عرض یکدیگر هستند و بر طفل و سایر محجورین قهراً ولایت دارند و هیچ ‌یک از آنان بر دیگری اولویتی ندارد و به صورت هم ‌طرازی هریک از پدر و جد پدری به طور مستقل می‌تواند در امور محجور تحت ولایت خود، مداخله و تصمیم لازم اتخاذ کند و هیچ‌یک از این دو نفر نمی‌تواند از اقدام دیگری جلوگیری به‌عمل آورد، مگر این‌که به دادگاه مراجعه نماید و رأی از دادگاه مبنی بر جلوگیری از اقدام ولی دیگر به دست آورد. بدیهی است که رأی دادگاه باید مبتنی بر مصلحت محجور باشد .

در پایان لازم به ذکر است که خوانندگان گرامی می توانند جهت اخذ مشاوره حقوقی در زمینه حقوق خانواده با نگارنده این مقاله امید شاه مرادی از طریق راه های ارتباطی موجود در این وب سایت ، تماس حاصل نمایند .

مفهوم و معنی عسر و حرج

مفهوم و معنی عسر و حرج : حرج در لغت به معنای تنگنا ، ضیغ و تنگی است که در قران نیز به همین معنی به کار رفته است البته در برخی از آیات مثل آیه 91 سوره توبه ، آیه 17 سوره فتح ، آیه 38 سوره احزاب و آیه 7 سوره طلاق نیز به معنی گناه به کار رفته است ، برخی حرج را تنگترین تنگنا اضیق الضیق نیز می دانند . حرج کنایه از سختی و دشواری است .

واژه عـسر نیز به معنای دشوار ، بدخویی ، صعب ، مشکل و سخت شدن روزگار بوده و متضاد کلمه یسر می باشد معنای دیگر عسر صعوبت ، مشقت و شدت است که در فارسی از آن به دشواری و سختی تعبیر می شود .

عسر و حرج

رابطه عسر و حرج

هر چند برخی از فقها رابطه عسر و حرج را عموم خصوص مطلق دانسته اند به این معنی که عـسر اعم و مطلق از حـرج است ؛ زیرا هر ضیقی عسر است اما عکس آن صادق نیست اما به عقیده بزرگان علم قواعد فقه از جمله دکتر سید مصطفی محقق داماد رابطه عسر و حرج را تساوی می دانند.

و نه عموم خصوص مطلق ، زیرا هر عملی که انسان را به تنگنا و ضیق اندازد ، دشوار و سخت نیز می باشد و بر عکس ، هر کاری که انجام آن سخت و شاق باشد موجب تنگی و اعمال فشار بر او نیز می شود . البته این بدین معنی نیست که در میان تکالیف از حیث سهولت و دشواری تفاوتی وجود ندارد و یا اینکه حکم موجب عسر و حرج با تکلیف به ما لایطاق یکسان است .

امید شاه مرادی –مشاور حقوقی و وکیل پایه یک دادگستری