نوشته‌ها

جرم كلاهبردارى

جرم كلاهبردارى : در بسيارى موارد پيش آمده كه شاكى در شكايت مطروحه خود هر جرمى مانند صدور چك بلامحل و يا عدم پرداخت ديون را به عنوان كلاهبردارى قيد كرده و با اين عنوان طرح شكايت مي كند . در حالى كه صرف مالباخته بودن موجب تحقق جرم كلاهبردارى نيست و عنوان كلاهبردارى تعريف خاصِ خود را دارد . و بايد مجموع افعال مربوط به اين جرم با هم صورت گيرد تا جرم كلاهبردارى محقق گردد.

 

جرم كلاهبردارى

مفهوم کلاهبرداری :

مفهوم كلاهبردارى عبارت است از : بردن مال ديگرى از طريق توسلِ توأم با سوءنيت ، به وسايل یا عملیات متقلبانه .

بنا بر تعريف بيان شده ، جرم كلاهبردارى فقط با انجام دادن فعل مثبت صورت مي گيرد . بنابراين نمي توان ترك افعال را ولو با داشتن سوءنيت حتى اگر موجب اغفال و اضرار به ديگرى شود را در زمره ى جرم كلاهبردارى دانست . پس با اين تفاسير عدم ذكر عيوب كالا و يا مبيع از طرف فروشنده نمي تواند عنوان كلاهبردارى داشته باشد ، برای کسب اطلاعات بیشتر در این زمینه با بهترین وکیل کلاهبرداری غرب تهران تماس حاصل فرمایید.

عناصر متشکله جرم كلاهبردارى :

عنصر قانونی جرم کلاهبرداری

عنصر قانونی جرم کلاهبرداری ماده 1 و دو تبصره ی قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشا و اختلاس و کلاهبرداری و عنصر قانونی کلاهبرداری خاص ، قوانین و مواد متفرقه ای هستند که توسط وکیل کیفری در جای خود به آنها اشاره خواهیم کرد .

عنصر مادی

در کلاهبرداری رفتار مجرمانه ی مرتکب باید به شکل فعل مثبت باشد .

شرایط و اوضاع و احوال لازم برای تحقق جرم كلاهبردارى

شرایط لازم جهت تحقق جرم کلاهبرداری عبارت است از :

  • وسايلِ مورد استفاده براى اغفالِ بزه ديده بايد به صورت متقلبانه باشد.
  • شخصِ قربانى از طريق اين اعمال و وسايل متقلبانه اغفال شود و يا فريب بخورد . البته لازم به ذكر است كه اثبات توسل به وسايل متقلبانه بر عهده شاكى يا دادستان است .
  • توسل به عمليات متقلبانه مقدم بر اغفال و فريبِ قربانى باشد .
  • براى اغفال و فريب قربانى علاوه بر اينكه وسايلِ مورد استفاده بايد عرفاً و نوعاً متقلبانه باشد ، لازم است كه قربانى عملاً و شخصاً فريب خورده باشد . يعنى بين مانور هاي متقلبانه مرتكب و بزه ديده رابطه سببيت وجود داشته باشد و قربانى در نتيجه مانور و اعمال متقلبانه ى مرتكب فريب خورده و مال را به مرتكب داده باشد .
  • بزه ديده از متقلبانه بودن وسايله مرتكب آگاهى نداشته باشد .
  • انسان بودن قربانی : لازمه ی فريب خوردن قربانى ، انسان بودن او است . هر چند كه جرم كلاهبرداري رايانه اى و كلاهبرداري اشخاص حقوقى از طريق اغفالِ متصديان آن نيز قابل تصور است .
  • تعلق مال برده شده به دیگری : پس از محقق شدن تمام شرايطِ مذكور مالِ برده شده در نتيجه جرم كلاهبردارى بايد متعلق به غير باشد ، بنابراين اگر كسي حتى با توسل به عمليات متقلبانه و اغفال ديگرى مالِ متعلق به خود را از ديگرى پس بگيرد ، كلاهبردار نيست .مانند موجرى كه با توسل به عمليات متقلبانه عين مستاجره را از يد مستأجر خارج مى كند كه در اينجا عنوان كلاهبردارى منتفى است .

نتیجه حاصله در جرم کلاهبرداری

جرم كلاهبردارى از جمله جرايمى است كه نياز به تحقق نتيجه دارد . به این معنا كه براى محقق شدن آن بايد نتيجه حاصله كه بردن مال ديگرى است ، حاصل شود كه اين نتيجه مي تواند تحصيل وجوه ، تحصيل اموال ، تحصيل اسناد ، تحصيل حوالجات و قبوض و غیره باشد .

 

عنصر روانی در جرم کلاهبرداری :

عنصر روانی جرم کلاهبرداری از دو جزء سوءنیت عام و سوءنیت خاص تشکیل می شود . منظور از سوء نیت عام اراده آگاهانه فرد در ارتکاب عمل مجرمانه است . به عبارت بهتر کلاهبردار با علم به تقلبی بودن وسایل مورد استفاده ، در استفاده از آن عمد داشته است .
سوءنیت خاص : جزء دوم عنصر روانی کلاهبرداری سوءنیت خاص یعنی قصد بردن مال دیگری است .
در واقع مرتکب ، از توسل به عملیات و وسایل متقلبانه اهداف خاصی دارد .

 

جهت کسب اطلاعات بیشتر و اخذ مشاوره از وکیل کیفری با ما تماس بگیرید . تلفن تماس : 09123939759

توهین به کارمندان

توهین به کارمندان : هدف از جرم انگاری توسط قانونگذار ، حمایت از کارکنان دولت می باشد . و نوع رابطه ی استخدامی آنها با دولت ( رسمی – قراردادی و غیره ) مهم نیست .

توهین به کارمندان

 

توهین به کارمندان تنها در مورد اشخاصی صادق است که در خدمت دولت هستند ؛ بنابراین کارکنان کمیته امداد امام خمینی دولت نمی باشند و توهین به آنها تنها از حیث توهین به اشخاص عادی قابل تعقیب است .

توهین به کارمندان در ماده 609 جرم انگاری شده است . بر این اساس : هر کس با توجه به سمت یکی از رؤسای سه قوه یا معاونان رئیس جمهور یا وزرا یا یکی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی یا نمایندگان مجلس خبرگان یا اعضای شورای نگهبان یا قضات یا اعضای دیوان محاسبات یا کارکنان وزارت خانه ها و مؤسسات و شرکت های دولتی و شهرداری ها ، در حال انجام وظیفه یا به سبب آن توهین نماید ، به سه تا شش ماه حبس یا تا 74 ضربه شلاق یا پنجاه هزار تا یک میلیون ریال جزای نقدی محکوم می شود .

 

با توجه به ماده 609 قانون تعزیرات مصوب 1375 ، توهین به کارمندان به صورت حصری معین شده است و اشخاص دیگر را در بر نمی گیرد . بنابراین نمی توان کارکنان دیگر به غیر از موارد مذکور در ماده 609 تحت شمول توهین به کارمندان دولت دانست .

 

شرایط تحقق جرم توهین به کارمندان :

برای تعقیب این جرم علاوه بر داشتن شرایط لازم جهت تحقق جرم توهین عادی که در مقاله مختص به خودش، راجع به آن توضیحات لازم را داده ایم ، شرایط اختصاصی جهت تحقق جرم توهین را دارا باشد :

  • آگاهی به شمت طرف مقابل :

    توهین کننده باید با آگاهی به مقام (کارمند بودن ) طرف مقابل به او اهانت کند .

  • توهین در حال انجام وظیفه یا به سبب آن صورت گرفته باشد :

    در حال انجام وظیفه بودن مأمور دولت و یا توهین کردن به سبب انجام وظیفه از سوی کارمندان ، از ارکان تشکیل دهنده جرم توهین به کارمندان می باشد .

  • توهین به کارمندانی باشد که متصدی اعمال حاکمیتی هستند :

    منظور از اعمال حاکمیتی ، اعمالی هستند که دولت از حیث برخورداری قدرت عمومی و برای اِعمال قدرت مذبور انجام می دهد . بنابراین چنانچه کارمند در حین انجام وظیفه ، مانند سایر اشخاص عادی باشد و عمل او شامل اِعمال قدرت حاکمیتی نباشد ، مشمول عنوان توهین به کارمندان نیست .

  • لزوم حضوری بودن یا علنی بودن توهین به کارمند دولت :

    این جرم زمانی قابل تعقیب است که اهانت نسبت به مأمور به صورت حضوری و در حین اجرای مأموریت صورت گرفته باشد . بنابر این در صورتی که مرتکب در غیاب مأمور اظهار توهین آمیزی کرده باشد و یا توهین به صورت غیر علنی باشد ، وصف مجرمانه برای توهین به کارمندان را نخواهد داشت .

 

مجازات توهین :

هر کس با توجه به شرایط ذکر شده در بالا ، مرتکب توهین به یکی از افراد مذکور در ماده 609 قانون تعزیرات شود ، به سه تا شش ماه حبس یا تا 74 ضربه شلاق و یا جزای نقدی از پنجاه هزار تا یک میلیون ریال محکوم می شود .

جهت کسب اطلاعات بیشتر و اخذ مشاوره از وکیل کیفری با ما تماس بگیرید . تلفن تماس : 09123939759

توهین به زنان و کودکان

توهین به زنان و کودکان : توهین به زنان و کودکان در قانون مجازات اسلامی جرم انگاری شده است . زن بودن و صغیر بودن بزه دیده از مواردی است که موجب شده قانونگذار آن را از موارد تشدید مجازات توهین بداند .

 

توهین به زنان و کودکان

 

به موجب ماده 619 قانون تعزیرات مصوب 1375 : هر کس در اماکن عمومی یا معابر ، معترض یا مزاحم اطفال یا زنان بشود یا با الفاظ و حرکات مخالف شؤون و حیثیت به آنان توهین نماید به حبس از دو تا شش ماه و تا 74 ضربه شلاق محکوم خواهد شد .

منظور از توهین به زنان و کودکان ، تعرض و دست درازی و ایجاد مزاحمت جسمانی و یا استفاده از الفاظی است که بر خلاف عفت عمومی و حیثیت افراد می باشد .

توهین به زنان و کودکان زمانی موضوعیت دارد که شخص در محل های رفت و آمد و معابر مانند کوچه ، بازار ، خیابان ، بیابان و کلیه اماکنی که اشخاص به صورت عمومی در آنجا باشند ، مرتکب توهین به زنان و کودکانی شود که سن آن ها به بلوغ شرعی نرسیده باشد .

بنابراین توهین در منزل شخصی یا اماکن شخصی مشمول عنوان توهین به زنان و کودکان نمی شود و تحت عنوان توهین عادی قرار می گیرد حتی اگر در آن محل اشخاص دیگری حضور داشته باشند مگر اینکه آن محل به دلایلی مانند برگزاری مراسم عزاداری یا یک جشن عمومی برای ورود عموم آزاد باشد .

دلیل پیش بینی جرم توهین به زنان و کودکـان و قرار دادن آن در زمره ی جرایم توهین مشدده ، آسیب پذیر بودن قربانیان این جرم و مختل شدن نظم و عفت عمومی به دلیل وقوع این نوع جرایم می باشد . شاید به همین دلیل است که جرم توهین به زنان و کودکان در اماکن عمومی بر خلاف جرم توهین ساده از جرایم قابل گذشت نیست .

 

شرایط تحقق جرم توهین به زنان و کودکان

توهین در مکان عمومی صورت گرفته باشد .

توهین مغایر با شئؤون و حیثیت قربانی باشد .

 

مجازات توهین به زنان و کودکان :

بر اساس ماده 619 قانون تعزیرات مصوب 1375 : مجازات توهین به زنان و کودکـان دو تا شش ماه حبس و تا 74 ضربه شلاق خواهد بود .

 

جهت کسب اطلاعات بیشتر و اخذ مشاوره از وکیل کیفری با ما تماس بگیرید . تلفن تماس : 09123939759

بغی یا قیام مسلحانه

بغی یا قیام مسلحانه : مطابق با ماده 287 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 ، ” گروهی که در برابر اساس نظام جمهوری اسلامی ایران قیام مسلحانه کند باغی محسوب و در صورت استفاده از سلاح ، اعضای آن به مجازات اعدام محکوم می گردند .

در مورد ماده 287 که به جرم بغی یا قیام مسلحانه و مجازات آن اشاره کرده است ، توضیح چند نکته ضروری به نظر می رسد :

1 در متن ماده 287 قانون مجازات اسلامی از لفظ گروه استفاده شده است ؛ بنابراین به نظر می رسد که قانون گذار در ماده 287 قانون مجازات اسلامی ، قیام مسلحانه را برخاسته از یک فعالیت متشکل و نظام مند می داند . اما این که برای شمول ماده حداقل تعداد گروه باید چند نفر باشد مشخص نیست .

با وحدت ملاک از ماده 489 قانون تعزیرات مصوب 1375 و ماده 19 قانون مجازات جرایم نیروهای مسلح مصوب 1382 در میابیم که منظور از گروه قدر متیقن سه نفر یا بیشتر از سه نفر می باشد .

2 منظور از قیام مسلحانه برای شمول بغی یا قیام مسلحانه ، دست بردن به سلاح علیه اساس حکومت است .

چرا که عبارت “در صورت استفاده از سلاح” در متن ماده 287 ، نشان می دهد که کسانی باغی محسوب می شوند که خود دست به سلاح برده باشند . و اگر صرف اقدام به قیام مسلحانه از سوی گروه موجب عنوان بغی و قیام مسلحانه می شد ، همه اعضا و هواداران آن گروه مشمول ماده 287 قانون مجازات اسلامی قرار می گرفتند . بنابراین ماده 287 به دو شرط مجزا اشاره کرده است : اولاً گروه علیه اساس نظام دست به اسلحه برده باشد . دوماً متهم خاص نیز از سلاح استفاده کرده باشد ؛ چرا که در ماده 288 به این نکته اشاره کرده است . در این مورد ماده 288 قانون مجازات اسلامی اشعار می دارد :

هر گاه اعضای گروه باغی قبل از درگیری و استفاده از سلاح دستگیر شوند ، چنان چه سازمان و مرکزیت آن وجود داشته باشد به حبس تعزیری درجه سه( حبس بیش از ده سال تا پانزده سال ) و در صورتی که سازمان و مرکزیت آن از بین رفته باشد به حبس تعزیری درجه پنج ( حبس بیش از دو سال تا پنج سال ) محکوم می شوند .

 

مجازات بغی یا قیام مسلحانه

مجازات بغی و قیام مسلحانه ( باغی ) در صورت وجود شرایط فوق ، اعدام است .

اکثر پرونده های کیفری با پیچیدگی های خاص حقوقی روبه رو هستند ، شرکت در جلسات دادگاه بدون حضور وکیل کیفری عمدتاً خسارت های جبران ناپذیری به طرفین پرونده وارد خواهد کرد ؛ از همین رو پیشنهاد می شود با انتخاب وکیل متخصص کیفری و سپردن پرونده خود به آنها از بروز چنین مشکلاتی جلوگیری نمایید .

برای دریافت مشاوره تلفنی رایگان تماس بگیرید . 09123939759

تغییر نام کوچک

تغییر نام کوچک : وکیل تغییر نام کوچک : برخی از افراد از بدو تولد با نامی غیر از نام مندرج در شناسنامه مورد خطاب قرار می گیرند از این رو ممکن است با مشکلاتی رو به رو گردند ، بنابراین اقدام به تغییر نام کوچک خود از طریق وکیل تغییر نام می نمایند .

 

تغییر نام کوچک

 

برابر رای وحدت رویه شماره 2 هیئت عمومی دیوان عالی کشور تغییر نام های ممنوعه در صلاحیت اداره ثبت احوال می باشد .

 

مستفاد از ماده 995 قانون مدنی تغییر نام های غیر ممنوعه در صلاحیت محاکم یا به عبارتی دادگاه می باشد در این خصوص با عنایت به اینکه تقدیم دادخوست تحت عنوان تغییر نام کوچک نیازمند آشنایی با قانون ثبت احوال ، قوانین مرتبط ، برخی از آرای وحدت رویه ، رویه قضایی ، استناد و استدلال های محکمه پسند دارد پیشنهاد می گردد قبل از هر گونه اقدامی در این خصوص با وکیل تغییر نام مشورت نموده و سپس اقدام به تقدیم دادخواست تغییر نام کوچک نمایید .

 

تغییر نام کوچک :

قالَ رَسول الله (ص) : اِنَّ اَوَّلَ مایَنحَلُ اَحَدُكَم وَلَدهُ الاسِمُ الحَسَن
پیامبر اكرم (ص) فرمودند : اولین بخشش و عنایت شما به فرزندانتان ، انتخاب نام نیكو می باشد .

از ابتدای رابطه ی انسان با جهان ، نامگذاری برای موجودات و پدیده ها آغاز شد .نامها در تشکیل شخصیت انسان ها تأثیری انکار ناپذیر و به سزایی دارند.

نام نیكو در گرایش افراد به سمت نیکو کاری و همچنین انجام رفتار های مطلوب تأثیر بسزایی دارد . همانطور که نام نکوهیده و تحقیر آمیز می تواند منجر به گرایش اشخاص به سمت رفتار های نامطلوب و منفی ،انتقام ، انزوا و پرخاشگری شود .

دين اسلام افراد را به انتخاب نام پسندیده و خجسته و مناسب توصیه فرموده است . همچنین خداوند متعال در سوره حجرات از به کاربردن القاب ناپسند نهی فرموده و نام و عنوان ناپسند دادن را نتیجه سقوط اخلاقی و تباهی درونی دانسته است .

در عالم حقوق ، نامگذارى فرزندان يكى از تكاليف والدين محسوب مى شود كه گاهى افراد نسبت به نامى كه والدين براى او انتخاب كرده اند ناراضى بوده و تمايل براى تغيير نام کوچک خود دارد . سابقاً امکان تغییر نام کوچک  افراد در شناسنامه فقط در مراکز قضایی امکان‌پذیر بود اما طی چهار سال اخیر برای تسهیل امور اداره ثبت احوال هم به این کار ورود کرده‌ است .

مطابق با ماده ٢٠ قانون ثبت احوال انتخاب نام با اعلام کننده است ، برای نام گذاری یک نام ساده یا مرکب که عرفاً یک نام محسوب می شود انتخاب خواهد شد .

  1. انتخاب نامهائی که موجب هتک حیثیت مقدسات اسلامی می‌گردد و همچنین عناوین و القاب و نامهای زننده و مستهجن یا نامتناسب با جنس ممنوع است .

  2. تشخیص نامهای ممنوع با شورایعالی ثبت احوال می باشد و این شورا نمونه های آن را تعیین و به سازمان اعلام میکند .

  3. انتخاب نام در مورد اقلیت های دینی شناخته شده در قانون اساسی تابع زبان و فرهنگ دینی آنان است .

  4. ذکر سیادت در اسناد سجلی ساداتی که سیادت آنان در اسناد سجلی پدر و یا جد پدری مندرج باشد و یا سیادت آنان با دلائل شرعی ثابت گردد الزامی است ، مگر کسانیکه خود را سید ندانند و یا عدم سیادت آنان شرعاً احراز شود .

چه كسانى مى توانند نام کوچک خود را تغيير دهند ؟

بموجب ماده ٢٠ قانون ثبت احوال و تبصره های آن انتخاب نامهای زیر ممنوع و دارندگان آنها می توانند با رعایت مقررات مربوطه نسبت به تغییر آن اقدام نمایند .

  1. نامهائی که موجب هتک حیثیت مقدسات اسلامی می گردد .مانند : ” عبدالات ، عبدالعزی ”
    ( لات و عزی نام دو بت در مکه معظمه دوران قبل از اسلام است )
  2.  اسامی مرکبی که عرفاً یک نام محسوب نمی شوند ( اسامی مرکب ناموزون )
    مانند : ” سعید بهزاد ، شهره فاطمه ، حسین معروف به کامبیز و ….”
  3. عناوین – اعم از عناوین لشکری و یا کشوری و یا ترکیبی از اسم و عنوان .مانند : ” سروان ، سرتیپ ، دکتر ، شهردار و یا سروان محمد و و شهردار علی “
  4. القاب – اعم از ساده و مرکب . مانند : ” ملک الدوله ، خان ، یا شوکت الملک ، حاجیه سلطان و سلطانعلی “
  5. اسامی زننده و مستهجن – زننده و مستهجن آندسته از نامهائی است که بر حسب زمان ، مکان یا مورد بدلایل و جهات زیر برای دارنده آن زننده و مستهجن باشد و مراتب به تأیید شورایعالی برسد .
  6. نامهائیکه معرف صفات مذموم و مغایر با ارزشهای والای انسانی است .
    مانند : گرگ ، قوچی و ….”
  7. نامهائیکه با عرف و فرهنگ غالب و مقدسات مذهبی مردم مغایر باشد .
    مانند ” لات ، خونریز ، چنگیز و … “
  8. نامهائیکه موجبات اشاعه و ترویج فرهنگ بیگانه گردد .
    مانند : ” وانوشکا ، ژاکاردو ، شاهدوست و …. “
  9. نامهائیکه موجب تحقیر اشخاص بوده و یا معنای لغوی آن در جامعه قابل پذیرش نباشد .
    مانند : ” صد تومانی ، گت آقا ، کنیز ، گدا و … “
  10.  اسامی نامتناسب با جنس .
    مانند : ” ماشاءاله برای اناث و یا انتخاب نام اشرف و یا اکرم برای افراد ذکور”
  11. حذف کلمات زائد و غیر ضروری در نام اشخاص .
    مانند : ” قلی ، غلام ، گرگ ، ذولف و قوچ “
  12.  تصحیح اشتباهات املائی در نام اشخاص که بدلیل عدم آشنائی مامور با لهجه ها و الفاظ و معانی محلی و یا ناشی از تلفظ اظهار کننده پیش آمده .
    مانند : ” زهراب به سهراب و یا منیجه به منیژه و یا … “
  13.  هم نام بودن فرزند با پدر و یا مادر در یک خانواده .
  14. هم نام بودن برادران و یا خواهران در یک خانواده .
  15.  تغییر نامها از صورت عربی به شکل فارسی از قبیل رحمن به رحمان ، اسمعیل به اسماعیل ، اسحق به اسحاق و …
  16.  تغییر نام کسانیکه با تأیید مراجع ذیصلاح به دین مبین اسلام مشرف می شوند .
  17.  تغییر نام کسانیکه نام آنها اسامی ایام هفته باشد .
  18.  تغییر نام کسانیکه تغییر جنسیت داده و دادگاه صالحه حکم به تغییر نوع جنس در اسناد سجلی و شناسنامه آنان صادر نموده است .

پیشوند ” عبد ” خاص اسامی و صفات ذات پروردگار است و در سایر موارد متقاضی می تواند تقاضای حذف آنرا بنماید .

 

همان گونه كه در فوق اشاره شد تغيير نام فقط در مواردى ممكن است كه در قانون ذكر گرديده .آنچه كه مشخص است با توجه به ماده ٢٠ قانون ثبت احوال، برای تغییر نام های نامناسب مشکلی وجود ندارد .

تغییر نام مناسب به نامى ديگر چگونه امكانپذير است ؟

  1. براى تغيير نام غیرمذهبی به غیرمذهبی دیگر این کار با مراجعه به فراوانی پنچ سال اخیر قابل انجام است
  2. برای تغییر نام مذهبی به مذهبی باز هم با مراجعه به فراوانی پنچ سال اخیر که هر کدام بیشتر باشد قابل انجام است .

 

چه كسانى براى تغيير نام مى توانند اقدام كنند ؟!

هر یک از اشخاص زیر با رعایت موارد نامهای قابل تغییر می توانند با مراجعه به ادارات ثبت احوال نسبت به درخواست تغییر نام اقدام نمایند .

  • اشخاص ١٨ سال به بالا .
  • افراد کمتر از ١٨ سال که دارای حکم رشد باشند .
  • پدر یا جد پدری با ارائه شناسنامه خود جهت فرزندان کمتر از ١٨ سال.
  •  سرپرست قانونی ( قیم ، امین ، وصی ) برای افراد صغیر و محجور با ارائه مدارک مستند که سمت او احراز شده باشد .

چنان چه شخصی هیچ یک از شرایط مذکور در فوق را نداشته و بخواهد نام کوچک خود را تغییر دهد باید از طریق دادگاه ، دعوی تغییر نام کوچک را اقامه نماید .

جهت دریافت مشاوره حقوقی تغییر نام یا تنظیم دادخواست در این خصوص تماس حاصل فرمایید . تلفن تماس  : 09123939759

طلاق

طلاق : بهترين وكيل در زمينه طلاق چه كسى است؟ بهترين وكيل در زمينه طـلاق چه كسى است؟ امروزه یکی از مسائل و به عبارتی معضلات جامعه ، مسئله طلاق است . با توجه به این که اکثریت مردم ، اطلاعات جامع و کاملی در خصوص قوانین و مقررات مربوط به طلاق ندارند ، بهتر است در صورت نیاز با وکلای متخصص و متبحر در این زمینه مشورت و از آن ها مشاوره حقوقی دریافت نمایند . علاوه بر آشنایی با قوانین مربوط به طلاق ، آشنایی در خصوص روند رسیدگی در دادگاه ها نیز می تواند کمک شایانی به تسریع در احقاق حق نماید . با توجه به این که وکلای متخصص در زمینه طلاق علاوه بر تسلط به قوانین و مقررات مربوطه ، به روند رسیدگی در دادگاه ها نیز آشنا هستند ، بهتر است در صورت نیاز از خدمات آن ها استفاده گردد.

طلاق

بهترين وكيل در زمينه طلاق چه كسى است؟

بهترين وکیل در طـلاق کسی است که با اخذ دعاوی متعدد در امور خانواده  تجربه کافی در مورد دعاوی خانوادگی و همین طور انواع طـلاق ها را دارد و به کلیه امور مربوطه  به این دعاوی ؛ از جمله ، جهیزیه، مهريه ، عده زن ، حضانت فرزندان،اجرت المثل ، انواع طـلاق و فسخ نکاح و شرایط و آثار آن ها، حق رجوع مرد و تعیین تکلیف در مورد جهیزیه ، نفقه و … در اين زمينه آشنایی کافی دارد و همینطور با توجه به تجربه ای که در این زمینه دارد به رویه مرسوم دادگاه ها و محاکم خانواده ، آراء وحدت رویه و دکترین حقوقی در مورد طلاق کاملا آشنا است.

معنا و مفهوم طـلاق :

واژه طـلاق از ريشه عربى و به معنى گشودن گره و رها كردن است و در فقه اسلامى زائل كردن قيد ازدواج تعريف مى شود و در حقوق طـلاق به معنى پايان قانونى ازدواج و جدا شدن زوجين از يكديگر است و به دنبال آن حقوق و تكاليفى را كه زوجين به هنگام ازدواج دارا شده اند ، از بین مى رود. اصولاً طلاق هنگامى اتفاق مى افتد كه دوام و استحكام رابطه زناشويى از میان رفته و ميان زوجين عدم تفاهم ، ناسازگارى و تنش به وجود آمده است. نا گفته نماند كه طـلاق با فسخ ازدواج متفاوت است و فسخ ازدواج به معناى آن است كه ازدواج صورت گرفته از ابتدا باطل و بى اعتبار بوده و يا اينكه با داشتن يكى از شرايط موجود در قانون مدنى امكان فسخ و ابطال نكاح موجود است .

انواع طلاق

  1. طــلاق توافقى
  2. طــلاق از سمت زوج
  3. طــلاق از سمت زوجه
  4. طــلاق توافقى

 

1.طلاق توافقی

ساده ترين شكل طـلاق ، طـلاق توافقى است بدين معنا كه زوجين در مورد طـلاق و جدايى از يكديگر به توافق رسيده اند و بدين شكل زوجين با توافق در خصوص شرايط جدايى از جمله مهريه و اجرت المثل و حضانت فرزندان و غيره براى طـلاق توافقى اقدام ميكنند . بنابر اين تمام توافقات زوجين در خصوص طـلاق توافقى از نظر دادگاه قابل پذيرش و محترم است .

مدارك لازم جهت طلاق توافقى

شناسنامه و كارت ملى هر يك از زوجين – عقد نامه يا رونوشت آن.

در صورت در دسترس نبودن عقد نامه زوجين مى توانند با مراجعه به دفتر خانه اى كه ازدواج آنان راثبت كرده است و با اخذ رونوشت ازدواج از آن دفترخانه براى طلاق توافقى اقدام كنند .

گواهى عدم امكان سازش چيست؟

گواهى عدم امكان سازش همان حكم طـلاق است كه از طرف دادگاه صادر مى گردد و تا قبل از صدور اين حكم ، در صورت منصرف شدن هر يك از زوجين ، اين گواهى صادر نمى گردد. اما در صورت صدور رأى گواهى عدم امكان سازش و به دنبال آن انصراف زوجين از طـلاق توافقى چه اتفاقى مى افتد؟

در پاسخ به سوال فوق بايد اينگونه اذعان داشت كه پس از صدور رأى طلاق توافقى ، در صورت پشيمانى زوج و عدم حضور او در دفتر خانه امكان ثبت طلاق وجود نخواهد داشت مگر اينكه زوجه ضمن رأى دادگاه يا به صورت جداگانه وكالت طلاق يا همان اصطلاح حق طـلاق را داشته باشد كه در اين صورت با مراجعه زوجه به دفتر خانه طـلاق ثبت مى گردد.

 

انصراف زوجه از طلاق پس از صدور گواهی عدم امکان سازش :

اگر پس از صدور رأى طـلاق توافقى زوجه منصرف شود ، هيچ تأثيرى در ثبت طـلاق ندارد و زوج مى تواند بدون حضور زوجه در دفترخانه ،آن را ثبت كند . اگر چه در عمل ، عدم حضور زوجه يا وكيل زوجه در دفتر خانه موجب استعلام دفتر خانه از شعبه صادر كننده رأى مى شود و معمولاً دادگاه ها ى خانواده اجازه ثبت طلاق بدون رضايت زوجه را نمى دهد .

چقدر زمان ميبرد تا طلاق توافقى انجام شود؟

در صورتى كه زوجين تصميم به جدايى از يكديگر به صورت توافقى  داشته باشند ابتدا بايد به سامانه نوبت دهى طلاق مراجعه و پس از انتخاب يكى از مراكز مشاوره با حضور در جلسات مشاوره كه معمولاً بين يك تا پنج جلسه مى باشد، گواهى عدم انصراف از طلاق را از اين مراكز اخذ نموده و در پى آن دادخواست طلاق از طريق دفاتر خدمات قضايى را ثبت كنند.

لازم به ذكر است كه بعد از صدور رأى دادگاه مبنى بر گواهى عدم امكان سازش زوجين در بازه زمانى سه ماهه مى توانند به يكى از دفتر خانه ها جهت ثبت طلاق مراجعه كنند.

آيا مى توان بدون اخذ رأى از دادگاه ، جهت ثبت به دفتر خانه مراجعه كرد؟

پاسخ اين است كه هيچ زن و مردى نمى توانند بدون اخذ گواهى عدم امكان سازش كه صرفاً از طرف دادگاه خانواده صادر مى شود ، جهت ثبت طلاق توافقى و يا هر نوع طلاق ديگرى به دفترخانه جهت ثبت طلاق مراجعه كنند.

2.طلاق از طرف زوج:

در قانون حق طـلاق با مرد است و مرد مى تواند هر زمان كه بخواهد براى طلاق همسر خود اقدام كند اما بايد اذعان داشت كه در اين صورت مرد با حفظ حق و حقوقى كه به زوجه تعلق مى گيرد ، اختيار طلاق او را دارد . بدين معنا كه مرد زمانى مى تواند زن را طلاق دهد كه حقوق و تكاليف زن مانند مهريه ، نفقه ، اجرت المثل ، شرط تنصيف دارايي و …را مشخص و پرداخت كند.

شرط تنصيف دارايى به اين معنا است كه اگر طلاق به درخواست زوج باشد و همچنين در صورتى كه درخواست طلاق مبنى بر بدرفتارى زوجه نباشد ، در اين صورت زوج بايد نصف اموالى را كه در مدت زمان زندگى مشترك يعنى پس از عقد نكاح حاصل شده است را طبق دستور دادگاه به زن بدهد.

طـلاق از سوى زوج از نوع طلاق رجعى است بدين معنا كه مرد پس از ثبت طلاق در مدت زمان عده زوجه، حق رجوع از طلاق را دارد . همچنين در اين نوع طلاق ، در مدت عده مرد بايد نفقه زوجه را پرداخت كند .

3.طلاق از سمت زوجه :

به طور كلى زوجه حقى براى طلاق ندارد و طبق قانون حق طلاق به مرد داده شده است مگر در صورتى كه يكى از موارد زير موجود باشد

مطابق با قانون مدنى و مستنداً به تبصره ماده ١١٣٣، زن مى تواند با وجود شرايط مقرر در مواد١١١٩ -١١٢٩-١١٣٠ قانون مدنى از دادگاه تقاضاى طـلاق كند  . علاوه بر اين در صورت تخلف زوج از يكى از شروط ضمن عقد ، زوجه مى تواند از دادگاه تقاضاى طـلاق كند كه اين موارد عبارت است از:

 

  1. در صورتى كه زن به صورت شرط ضمن عقد ازدواج يا ضمن عقد لازم ديگرى وكالت بلاعزل براى اجراى صيغه طلاق گرفته باشد
  2. در صورت استنكاف مرد از دادن نفقه و عدم امكان اجراى حكم دادگاه و الزام مرد به پرداخت نفقه
  3. در صورتى كه دوام زوجيت موجب عسر و حرج( مشقت و سختى) زوجه باشد.
  4. ترك زندگى خانوادگى توسط زوج ، حداقل به مدت شش ماه متوالى و يا نه ماه متناوب در مدت يك سال بدون عذر موجه
  5. اعتياد زوج به يكى از انواع مواد مخدر و يا ابتلا وى به مشروبات الكى كه به اساس زندگى خانوادگى خلل وارد آورد.
  6. محكوميت قطعى زوج به حبس پنج سال يا بيشتر  همينطور محكوميت قطعى زوج بر اثر ارتكاب جرم و اجراى هر گونه مجازات كه مغاير با حيثيت و شئون خانوادگى زوجه باشد
  7. ضرب و شتم يا هر گونه سوءرفتار مستمر زوج كه عرفاً با توجه به وضعيت زوجه قابل تحمل نباشد.
  8. ابتلاء زوج به بيمارى صعب العلاج كه زندگى مشترك را مختل كند.
  9. ديوانه بودن زوج
  10. اشتغال مرد به كارى كه به حيثيت و آبروى زن و مصالح خانوادگى او لطمه بزند.
  11. بچه دار نشدن زوج پس از گذشت پنج سال از  زندگى مشترك به جهت عقيم بودن يا ديگر عوارض جسمى مرد.
  12. ازدواج مجدد مرد بدون اجازه همسر

طلاق بائن چيست؟

طـلاق بائن طلاقى است كه در آن مرد نمى تواند پس از طلاق به زن رجوع كند يعنى نمى تواند بدون عقد او را دوباره همسر خود قرار دهد . طـلاق بائن در مقابل طـلاق رجعى قرار دارد.

اقسام طلاق بائن

طـلاق هاى زير بائن محسوب مى شود:

  1. طـلاقى كه قبل از نزديكى واقع شود
  2. طـلاق صغيره:طلاق دخترى كه به نه سال تمام نرسيده . البته در قانون مدنى به جهت ممنوع بودن ازدواج دختره صغيره يا نابالغ ، اين نوع طلاق ذكر نگرديده.
  3. طـلاق زن يائسه : يائسه زنى است كه به اقتضاى سن خود عادت زنانگى نمى بيند و اين سن معمولاً پنجاه سالگى است.
  4. خلع
  5. مبارات
  6. طـلاق سوم يا سه طلاقه: يعنى سومين طلاق كه بعد از سه وصلت متوالى به عمل آيد . اعم از اينكه وصلت درنتيجه رجوع باشد يا در نتيجه نكاح جديد.

اصولاً طـلاق بائن در موضوعى است كه به حكم دادگاه باشد يعنى شوهر به حكم دادگاه الزام به طلاق همسر خويش شده باشد.

طلاق خلع

طـلاق خلع آن است كه زن به واسطه كراهتى كه از شوهر دارد در مقابل مالى كه به شوهر مى دهد طـلاق بگيرد ، اعم از اينكه مال مزبور عين مهر يا معادل مهر يا كمتر و يا بيشتر از مهر باشد.

در طـلاق خلع و مبارات ، آنچه كه زن در ازاء (طلاق) به شوهر مى بخشد فديه يا عوض نام دارد.

طـلاق خلع و مبارات از انواع طـلاق بائن است بدين معنا كه حق رجوع در ايام عده تنها براى زوجه امكان پذير است.

رجوع در طـلاق خلع و مبارات

رجوع در طـلاق خلع و مبارات از طرف زوجه با رجوع به فديه يا عوض يا آنچه كه در ازاء طـلاق بذل كرده است ، ميسّر مى شود كه در اين صورت پس از رجوع زن به فديه شوهر نيز حق رجوع به زن را پيدا مى كند. . همچنين لازم به ذكر است كه در طـلاق خلع و مبارات در صورتى كه مرد به جهات ديگر مانند يائسه بودن زن ، حق رجوع به زن را نداشته باشد ، زن نيز حق رجوع به بذل يا آنچه را كه بخشيده ندارد . چرا كه اين عمل موجب زيان مرد است و با اصل لاضرر سازگار نيست.

 

طـلاق مبارات

طـلاق مبارات آن است كه كراهت از سوى طرفين باشد ولى در اين صورت عوض و يا آنچه كه بخشيده شده نبايد از ميزان مهر بيشتر باشد و چنانچه عوض زائد بر مهر باشد ، مرد مازاد را مالك نمى شود ولى طـلاق صحيح و نافذ است.

طـلاق رجعى

مطابق با ماده ١١٤٨ قانون مدنى در طـلاق رجعى در مدت عده براى مرد حق رجوع وجود دارد .

به جز طـلاق هايى كه فوقاً ذكر گرديدو همچنين طـلاق صغيره و طـلاق ناشى از عسر و حرج زوجه، تمام طـلاق هاى ديگر رجعى محسوب مى شود . به عبارتى اصل در طـلاق رجعى بودن است و طـلاق بائن استثناء است.

نحوه اعلام رجوع در طلاق رجعى

اطلاع زن از رجوع مرد شرط تحقق رجوع نيست و تاريخ رجوع اعلان اراده شوهر مبنى بر رجوع به زن است اما زن تنها از زمان آگاهى از رجوع مكلف به ايفاء وظايف زناشويى است.

مدت زمان رجوع چقدر است؟

مدت زمانى كه در آن امكان رجوع وجود دارد مدت زمان عده است .

عده چيست؟

عده عبارت است از مدتى كه تا انقضاى آن زنى كه عقد نكاح او منحل شده است نمى تواند شوهر ديگرى را اختيار كند .كه معمولاً اين مدت سه ماه يا سه طهر است.

جهت کسب اطلاع و قبل از اقدام به دادخواست و طرح دعوی یا دفاع در دعوی با مشاوره حقوقی متخصص در این زمینه تماس حاصل فرمایید . شماره تماس : 09123939759

تغيير سن در شناسنامه

تغيير سن در شناسنامه : تغيير سن در شناسنامه : به طور كلى تغيير مطالب در شناسنامه با استناد به مواد ٩٩٥ و ٩٩٦ قانون مدنى ، امكان پذير است . اما در مورد تغيير سن شناسنامه بايد اينگونه اذعان داشت كه هر شخصى در طول عمر خود تنها مى تواند براى يكبار در مورد تغيير سن خود اقدام كند.

تغيير سن در شناسنامه

مرجع تغيير سن در شناسنامه :

در صورتى كه متقاضى تغيير سن بيش از پنج سال باشد مرجع صالح كميسيون تشخيص متشكل از فرماندار يا بخشدار ، رئيس اداره ثبت احوال محل و پزشك منتخب مدير عامل سازمان بهدارى استان و رئيس شوراى اسلامى شهر يا بخش محل شناسنامه مى باشد و چنانچه خواهان متقاضى تغيير سن در شناسنامه كمتر از پنج سال باشد در صلاحيت دادگاه عمومى خواهد بود ولى ابطال شناسنامه اعم از اينكه اختلاف تاريخ تولد مندرج در شناسنامه پنج سال يا بيش از آن باشد در صلاحيت دادگاه است .

 

طرح دعواى تغيير سن در شناسنامه :

ادعای خواهان در دعواى تغيير سن در شناسنامه مبنی بر این است كه شناسنامه متعلق به خودش است اما به دلايلى مدرخواست تغيير سن خود مانند (درج سن غير واقعى ) در شناسنامه را دارد .

مدارك لازم جهت تغيير سن در شناسنامه

  1. شناسنامه و كارت ملى و كپى آن
  2. سه قطعه عكس
  3. نمونه رأى درخواست تغيير سن در شناسنامه و الزام اداره ثبت احوال به صدور شناسنامه با تاريخ جديد

نمونه رأی تغییر سن در شناسنامه :

در مورد دادخواست تقديمى خواهان به طرفيت اداره ثبت احوال به خواسته ابطال شناسنامه با تاريخ تولد ٦١/١١/١٢ و صدور شناسنامه به تاريخ تولد ٦٤/١١/١٢ دادگاه با عنايت به اينكه حسب مستندات ابرازى خواهان و نظريه پزشكى قانونى بعنوان كارشناس كه اظهار داشته سن خواهان حدوداً ٢٧ سال مى باشد عليرغم دفاعيات اداره خوانده و درخواست رد دعواى خواهان، نظر به اينكه نظريه كارشناس مصون از ايراد و اعتراض باقى مانده است و شهرد امضاء كننده ذيل استشهاديه پيوست دادخواست نيز ادعاى خواهان را گواهى نموده اند لذا دعوى مطروحه ثابت تشخيص و به استناد مواد ٩٩٥ و ١٢٨٨ قانون مدنى و ماده ٤ قانون ثبت احوال حكم بر ابطال سند سجلى مذكور و صدور شناسنامه جديد با تاريخ تولد ٦٤/١١/١٢ با حفظ ساير مشخصات صادر و اعلام مى نمايد .

 

براى مشاوره تخصصی و کسب اطلاع بيشتر  با وکیل متخصص در این زمینه تماس بگيريد . تلفن تماس 09123939759

تأیید رجوع از هبه

تأیید رجوع از هبه : تأیید رجوع از هبه : تعریف هبه : مطابق با ماده ی 795 قانون مدنی هبه عقدی است که به موجب آن یک نفر مالی را مجاناً به کس دیگری تملیک می کند ، تملیک کننده واهب ، طرف دیگر را متّهب ، مالی را که مورد هبه است عین موهوبه می گویند .

 

تأیید رجوع از هبه

زمانی که عقد هبه بین طرفین ( واهب و متهب ) منعقد می شود و ملک در اختیار متهب قرار می گیرد ، اگر عین موهوبه یعنی همان ملک ،

موجود باشد ، واهب یا شخصی که هبه کرده است ، می تواند از آن رجوع کند .

بیشتر بخوانید : … وکیل مهریه

در موارد زیر واهب نمی تواند از هبه رجوع کند :

  1. در صورتی که متهّب پدر و مادر و یا اولاد واهب باشد .
  2. در صورتی که هبه معوض بوده و عوض هم داده شده باشد .
  3. در صورتی که عین موهوبه از ملکیت متهب خارج شده یا متعلق حق غیر واقع شود .
  4. در صورتی که در عین موهوبه تغییری حاصل شود .
  5. در صورت فوت هر یک از واهب یا متهب
  6. در صورتی که مالی به عنوان صدقه بخشیده شود

بیشتر بخوانید : وکیل طلاق توافقی

 

دادخواست تأیید رجوع از هبه :

بعد از رجوع واهب از هبه ، می تواند برای تثبیت آن دادخواست تأیید رجوع از هبه را مطرح کند ولی بهتر است از طریق اظهارنامه رسمی انجام گیرد .

در دعوای تأیید رجوع از هبه ، واهب که ملک خود را هدیه کرده است ، و حالا پشیمان شده ، خواهان دعوی است و متهب خوانده می باشد . از وقتی که واهب از هبه ی خود رجوع کند ، رجوع از هبه محقق شده است و واهب تنها برای تأیید و اعلام آن دادخواست می دهد . بنابراین رأی دادگاه در تأیید رجوع از هبه جنبه ی اعلامی داشته و نیاز به صدور اجراییه ندارد .

 

جهت کسب اطلاعات بیشتر ، قبل از طرح دادخواست یا دفاع در دعوی و اخذ مشاوره از وکیل خانواده با ما تماس بگیرید . تلفن تماس :09123939759

 

 

قلع و قمع بنای غیر مجاز

قلع و قمع بنای غیر مجاز : قلع و قمع بنای غیر مجاز :  دعوای قلع و قمع بنا به این صورت است که ، متصرف بدون اذن مالک و یا بدون مجوز قانونی یا  مجوز قراردادی ، اقداماتی مانند احداث بنا یا کاشتن درخت و زراعت در ملکی داشته باشد که در این صورت شخص ذی نفع می تواند ، دادخواست قلع و قمع بنای غیر مجاز را تقدیم کند .

خواهان در دعوای قلع و قمع کسی است که در ملک او به صورت غیر قانونی ، احداث بنا یا کاشت درخت کرده است و شخصی که در ملک دیگری ، بنا احداث کرده و یا درخت کاشته است ، خوانده محسوب می شود .

 

قلع و قمع بنای غیر مجاز

لازم به ذکر است که امکان طرح دعاوی دیگری که ارتباط کامل با موضوع قلع و قمع دارند در دادخواست وجود دارد . نظیر دعاوی خلع ید و یا رفع تصرف عدوانی .

چنانچه دعوای قلع و قمع بنا مستقل از خلع ید طرح شود ، حتماً باید بعد از دعوای خلع ید مطرح شود ؛ بنابراین قبل از خلع ید ، شنیده نمی شود . مگر در مواردی که ملک در تصرف خواهان باشد .

در صورت صدور حکم کیفری مبنی بر محکومیت متصرف به رفع تصرف عدوانی ، اگر در ملک مورد تصرف ، بنایی احداث شده و یا درختی کاشته شده باشد ، برای قلع و قمع بنا و یا درختان موجود در ملک باید دادخواست حقوقی قلع و قمع مطرح شود و امکان قلع و قمع به استناد حکم کیفری ، وجود ندارد .

 

اجرای رأی قلع و قمع بنای غیر مجاز

عملیات اجرای حکم قلع و قمع بنای غیر مجاز ، پس از قطعی شدن رأی شروع می شود و پس از صدور اجراییه ، واحد اجرا می تواند ، رأساً نسبت به قلع و قمع بنا اقدام کند .

 

جهت کسب اطلاعات بیشتر در خصوص قلع و قمع بنای غیر مجاز ، قبل از طرح دادخواست یا دفاع در دعوی و اخذ مشاوره از وکیل ملکی با ما تماس بگیرید . تلفن تماس : 09123939759

مطالبه ی بهای حق ریشه و نسق زراعی

مطالبه ی بهای حق ریشه و نسق زراعی : مطالبه ی بهای حق ریشه و نسق زراعی : یکی از مباحثی که از سوی کشاورزان در مقابل مالکین املاک زراعی مطرح می شود حق ریشه یا نسق زراعی است . حق ریشه به عنوان حق خاص متفاوت از حقوق مربوط به عرصه و اعیان ملک بوده و متعلق به کشاورزی است که بنا به عرف محلی ، در زمین دیگری فعالیت نموده و زحماتی را برای بارور کردن زمین متحمل شده است .

از دیر باز ، پس از آن که  مالکین املاک زراعی ، املاک خود را در قالب عقد اجاره در اختیار کشاورزان قرار می دادند ، کشاورزان شروع به آماده کردن زمین برای کاشت زمین و یا درخت می کردند ، در بعضی از نقاط ، عرف این گونه بود که پس از اتمام مدت قرارداد ، حقی برای کشاورز ایجاد می شد که بر اساس آن مالک قبل از تخلیه ی ملک مبلغی را به عنوان حق ریشه به کشاورز و زارع پرداخت می کرد .

 

مطالبه ی بهای حق ریشه و نسق زراعی

حق ریشه یا نسق زراعی ، نوعی حق مالی است که شباهت زیادی به حقوقی مانند حق کسب و پیشه دارد .

این حق اگر چه در منابع فقهی سابقه ندارد ؛ ولی در نظام قانونی و رویه ی قضایی کشور با استناد به عرف به رسمیت شناخته شده است .

حق ریشه تنها در مورد املاک مزروعی است و در مورد سایر املاک موضوعیت ندارد .

شرایط مطالبه ی بهای حق ریشه و نسق زراعی

زارع در صورتی می تواند مطالبه ی حق ریشه کند که ملک از دست او خارج شده باشد و در فرضی که ملک در تصرف زارع است ، مالک تعهدی نسبت به پرداخت حق ریشه ندارد ؛ بنابراین صاحب حق ریشه و نسق زراعی که اقدام به تخلیه ملک و تحویل آن به مالک کرده است ، می تواند دادخواست مطالبه ی بهای حق ریشه و نسق زراعی تقدیم کند .

 

میزان بهای حق ریشه و نسق زراعی در صورت عدم توافق بین مالک و زارع ، توسط کارشناس ارزیابی می شود .

صدور حکم محکومیت مالک زمین به پرداخت مبالغی تحت عنوان حق ریشه و نسخ زراعی در صورتی ممکن است که تصرفات زارع ناشی از اذن مالک و یا در غالب یکی از عقود زراعی باشد و غصب ایجاد حقی برای زارع نمی کند .

نحوه ی اجرای رأی

پس از صدور رأی محکومیت خوانده به پرداخت حق ریشه و قطعیت رأی ، اجراییه صادر می شود و محکوم علیه مکلف است ظرف مدت ده روز نسبت به اجرای آن اقدام کند در غیر این صورت اموال محکوم علیه از جمله ملکی که نسبت به آن ادعای حق ریشه شده است ، قابل توقیف است و از طریق مزایده به فروش می رسد .

 

جهت کسب اطلاعات بیشتر ، قبل از طرح دادخواست یا دفاع در دعوی و اخذ مشاوره از وکیل ملکی با ما تماس بگیرید . تلفن تماس : 09123939759