نوشته‌ها

تأیید بطلان قرارداد به جهت در رهن بودن ملک

تأیید بطلان قرارداد به جهت در رهن بودن ملک : تأیید بطلان قرارداد به جهت در رهن بودن ملک : ماده ی 793 قانون مدنی اشعار می دارد راهن نمی تواند در رهن ، تصرفی کند که منافی حق مرتهن باشد . مگر به اذن مرتهن ؛ بنابراین در خصوص ضمانت اجرای انتقال ملکی که در رهن دیگری است دو نظر وجود دارد : نظر اول معتقد است که با توجه به ماده 57 قانون اجرای احکام مدنی چنین معامله ای غیر نافذ است و با رد آن ازطرف مرتهن معامله باطل خواهد بود و عده ای دیگر بر این نظرند که تصرفات حقوقی ، خلاف حق مرتهن باطل و بلاثر است . به هر حال بر اساس هر دو نظریه فوق ، اگر مالک نسبت به ملک معامله ای انجام دهد که با حق مرتهن منافی باشد ، مرتهن می تواند ، تأیید بطلان قرارداد را از دادگاه بخواهد .

 

تأیید بطلان قرارداد به جهت در رهن بودن ملک

آیا در فروش املاکی که در رهن بانک هستند ، اذن بانک لازم است ؟

مطابق با ماده 133 برنامه لایحه ششم مصوب اسفند 1395 ، برای تنظیم و ثبت سند معاملات راجع به انتقال مالکیت املاک که در رهن بانک ها و موسسات مالی و اعتباری قرار گرفته اند ، اذن مرتهن لازم نیست ؛ لکن این موضوع باید پس از استعلام از بانک و تعیین میزان بدهی توسط سردفتر تنظیم اسناد رسمی به اطلاع منتقل الیه برسد . انتقال مال مذکور ، نافی حقوق مرتهن در وصول مطالبات خود از محل مال مرهون در صورت عدم پرداخت دین در مهلت مقرر نخواهد بود .

 

رهن مکرر یا مازاد چیست ؟ چنانچه مالک ، ملک خود را که در رهن شخصی است برای بار دیگر در رهن مرتهن یا شخص ثالثی قرار دهد رهن مکرر یا مازاد گفته می شود .

 

آیا رهن مکرر یا مازاد ملک باطل است ؟

اگر راهن ، ملک خود را بار دیگر در رهن دیگری قرار دهد ، عمل او منافی حق مرتهن اول نیست و رهن دوم که اصطلاحاً رهن مازاد گفته می شود ، صحیح است با حفظ حق تقدم مرتهن اول نسبت به مرتهن دوم .

 

اجاره ملک رهنی

اگر مالک ملک خود را اجاره دهد ، قرارداد اجاره در صورتی صحیح است که ، تسلیم آن به مستاجر ، حق مرتهن را در معرض خطر قرار ندهد و مدت آن کوتاه تر از دین باشد . در چنین مواردی اگر مستأجر به راهن که موجر نیز هست مبلغی به عنوان ودیعه یا قرض الحسنه پرداخت کند و قرارداد رهنی به دلیل عدم وصول طلب مرتهن منجر به صدور اجراییه و تخلیه ی ملک شود ، مستاجر می بایست مبلغ ودیعه را از موجر مطالبه کند و حق مراجعه به مرتهن ندارد .

طرفین دعوای تأیید بطلان قرارداد به جهت در رهن بودن ملک :

در دعوای تأیید بطلان قرارداد به جهت در رهن بودن ، مرتهن یا کسی که ملک در رهن اوست خواهان دعوی است و دعوی به طرفیت راهن و شخص ثالثی که قرارداد با او منعقد شده است ، طرح می شود . البته این حق برای راهن و شخصی که طرف قرارداد راهن است نیز وجود دارد که نسبت به طرح دعوی اقدام کند .

 

جهت کسب اطلاعات بیشتر ، قبل از طرح دادخواست یا دفاع در دعوی و اخذ مشاوره از وکیل ملکی با ما تماس بگیرید . تلفن تماس : 09123939759

تأیید انفساخ قرارداد

تأیید انفساخ قرارداد : تأیید انفساخ قرارداد :انفساخ به معنی انحلال قهری یا خود به خود در عقود است . به عبارت بهتر انحلالی که اراده طرفین در آن نقشی ندارد را انفساخ می گویند . مانند تلف مبیع قبل از قبض و یا فوت یا حجر یکی از طرفین در عقود جایز .

 

 

تأیید انفساخ قرارداد

 

به طور کلی انحلال قرارداد به سه صورت امکان پذیر است :

 

  • انحلال به تراضی که در اصطلاح اقاله و یا تفاسخ نامیده می شود . بدین گونه که همان اراده های موجد عقد ، عقد را با توافق یکدیگر منحل می کنند .
  • انحلال ارادی که با تصمیم یکی از طرفین انجام می شود و یک عمل حقوقی است و برخلاف اقاله که در شمار قراردادها ست ، ایقاع محسوب شده و نیازی به تراضی ندارد . انحلال ارادی را فسخ و اختیاری که طرف عقد لازم در فسخ آن دارد ، را خیار می گویند .
  • انحلال قهری که خود به خود انجام می شود و اراده طرفین در آن نقشی ندارد و در اصطلاح به آن انفساخ می گویند . مانند تلف مبیع قبل از قبض ( ماده 387 قانون مدنی ) و فوت یا حجر در عقود جایز ( ماده 954 قانون مدنی )

 

بنابر این این امکان وجود دارد که عقود و قراردادها پس از آن که به صورت صحیح تشکیل شدند ، در شرایطی بدون نیاز به اراده حقوقی جدید ، منحل شوند . برای این نوع از انحلال عقد ، واژه ی انفساخ به کار برده می شود .

 

انفساخ قرارداد به دو شکل قابل تصور است . ممکن است ، انفساخ به حکم قانون باشد یا در قرارداد ، شرط شود در صورت ایجاد شرایط خاصی ، مانند عدم انجام تعهد از سوی یکی از طرفین ، قرارداد منحل و منفسخ شود . لازم به ذکر است که شرط انفساخ صرفاً در قراردادی معتبر است که قابل انحلال باشد و انحلال آن نیز نیاز به تشریفات خاص نداشته باشد .

 

اگر چه پس از انفساخ عقد ، ضرورتی برای ارائه دادخواست حقوقی وجود ندارد و کسی که از انفساخ نفع می برد ، می تواند در صورت استناد طرف دیگر به قرارداد ، به عنوان دفاع ، به انفساخ استناد کند ؛ اما در برخی موارد ذی نفع به جهت تعیین تکلیف موضوع و یا ادعاهای احتمالی که ممکن است از سوی طرف دیگر قرارداد مطرح شود و یا برای استفاده ار آثار حقوقی انفساخ می تواند ، دادخواست تأیید انفساخ را تقدیم دادگاه کند .

 

تأیید انفساخ قرارداد و رأی صادر شده در مورد آن :

دادگاه تنها انفساخ را تأیید می کند و رأی دادگاه نیاز به صدور اجراییه ندارد .

 

جهت کسب اطلاعات بیشتر ، قبل از طرح دادخواست یا دفاع در دعوی و اخذ مشاوره از وکیل ملکی با ما تماس بگیرید . تلفن تماس : 09123939759

تأیید فسخ قرارداد به جهت غَبن فاحش

تأیید فسخ قرارداد به جهت غَبن فاحش : تأیید فسخ قرارداد به جهت غَبن فاحش : معنای غبن : غبن در لغت به معنای فریفتن و گول زدن است و در اصطلاح حقوقی به معنای به هم خوردن تعادل ارزش اقتصادی عوضین است . غبن زمانی محقق می شود که میان ارزش واقعی ملک و ارزش تعیین شده در قرارداد ، اختلاف وجود داشته باشد . مثلاً ؛ اگر شخصی ملکی را به مبلغ دویست میلیون تومان بخرد ، در حالی که ارزش واقعی ملک کمتر از این مبلغ باشد ، خریدار در این حالت مغبون شده است و اختیار فسخ معامله را پیدا می کند . مبنای غبن ، قاعده لاضرر ، یعنی ضرورت پرهیز از ضرر و جبران آن است .

 

تأیید فسخ قرارداد به جهت غَبن فاحش

 

فاحش بودن غبن را عرف مشخص می کند و غبنی که عرفاً قابل مسامحه باشد به مغبون حق فسخ نمی دهد . لازم به ذکر است که در شرایط کنونی اکثر دادگاه ها ، فاحش بودن غبن را از طریق ارجاع به کارشناس رسمی احراز می کنند .  با توجه به اصل لزوم قراردادها و در مورد اختلاف ، مدعی غبن باید فاحش بودن آن را ثابت کند .

 

شرایط ایجاد خیار غبن :

یکی از شرایط اساسی ایجاد خیار غبن فاحش این است که غبن در زمان انعقاد قرارداد ، وجود داشته باشد . همچنین در صورتی که مغبون در حین معامله عالم به قیمت معامله بوده است خیار فسخ نخواهد داشت .

اگر معلوم شود ، مغبون در هر شرایطی ، به صورت گرفتن معامله تمایل داشته و آن را منعقد می ساخته ، غبن ولو آن که فاحش باشد موجد حق فسخ نیست .

 

مبنای حقوقی دادخواست تأیید فسخ قرارداد به جهت غَبن فاحش :

در صورتی که اختلاف ارزش معاملاتی ملک با ارزش واقعی از حد متعارف بیشتر باشد و به حدی باشد که قابل مسامحه نباشد ، اصطلاحاً غبن فاحش در قرارداد وجود دارد که این غبن برای کسی که متضرر شده است ، حق فسخ ایجاد می کند . فرد مغبون می تواند ، پس از علم به غبن به هر طریق ممکن از جمله ارسال اظهار نامه رسمی ، اقدام به فسخ قرارداد کند و سپس تأیید فسخ خود را از دادگاه بخواهد .

نحوه اجرای رأی تأیید فسخ قرارداد به جهت غبن فاحش

دادگاه نقشی در فسخ قرارداد ندارد و صرفاً فسخ صورت گرفته را تأیید و اعلام می کند . به همین خاطر این رآی ، جنبه اجرایی ندارد .

 

جهت کسب اطلاعات بیشتر ، قبل از طرح دادخواست یا دفاع در دعوی و اخذ مشاوره از وکیل ملکی با ما تماس بگیرید . تلفن تماس : 09123939759

الزام به رفع ممانعت از حق

الزام به رفع ممانعت از حق : الزام به رفع ممانعت از حق :دعوی الزام به رفع ممانعت از حق یکی از دعاوی رایج در اموال عیر منقول می باشد که به موجب آن صاحب حق انتفاع و ارتفاق ، جهت اعاده ی وضع به حالت قبل از تصرف به دادگاه رجوع می کند و رفع ممانعت را از دادگاه می خواهد .

 

الزام به رفع ممانعت از حق

 

قانون آیین دادرسی مدنی در مورد دعوای ممانعت از حق در ماده 159بیان نموده : دعوای ممانعت از حق عبارت است از تقاضای کسی که رفع ممانعت از حق ارتفاق یا انتفاع خود را در ملک دیگری بخواهد .

 

بنابراین چنانچه کسی مانع استفاده حقوق قانونی شخص در ملکی شود ؛ ممانعت از حق کرده است .

 

در دعوای ممانعت از حق ، خواهان از مرجع قضایی می خواهد تا مانعی را که سبب جلوگیری وی از بهره مندی از حقوق ارتفاقی شده است را رفع کند .

 

شرایط دادخواست الزام به رفع ممانعت از حق

برای اینکه دعوای ممانعت از حق به نتیجه برسد و دادگاه به رفع ممانعت رأی بدهد ، باید شرایط ذیل فراهم باشد :

  1.  سبق تصرف خواهان : یعنی خواهان ثابت کند که از حق مورد نظر استفاده می کرده است .
  2.  ممانعت فعلی خوانده : باید ثابت شود که خوانده از حق خواهان جلوگیری کرده است .
  3.  عدم رضایت خواهان : باید این ممانعت بدون حق و بدون رضایت خواهان بوده باشد .

در دعوای الزام به رفع ممانعت از حق ، خواهان دعوی ، صاحب حق انتفاع یا ارتفاق است که از حق خود محروم شده است . خوانده هم کسی است که از حق خواهان جلوگیری کرده است . کسی که ممانعت کرده ، ممکن است ، مالک ملک مجاور یا شخص دیگری باشد .

در دعوای  الزام به رفع ممانعت از حق ، دادگاه صرفاً به این موضوع رسیدگی می کند که آیا خواهان دارای حق ارتفاق و یا انتفاع است و آیا خوانده از چنین حقی جلوگیری کرده است یا خیر ؛ بنابراین در دعوای ممانعت از حق ، دادگاه وارد دلایل مالکیت ملک نمی شود .

 

نحوه اجرای رأی ممانعت از حق

دعوای ممانعت از حق به محض صدور رآی بدوی قابلیت اجرایی دارد و تجدید نظر از آن ، اجرای حکم را به تأخیر نمی اندازد . بنابراین پس از صدور حکم ، اجراییه صادر و رأی اجرا می شود .

 

جهت کسب اطلاعات بیشتر در خصوص الزام به رفع ممانعت از حق ، قبل از طرح دادخواست یا دفاع در دعوی و اخذ مشاوره از وکیل ملکی با ما تماس بگیرید . تلفن تماس : 09123939759

 

الزام به رفع مزاحمت

الزام به رفع مزاحمت : الزام به رفع مزاحمت : مطابق با ماده 160 قانون آیین دادرسی مدنی ، دعوای مزاحمت عبارت است از : دعوایی که به موجب آن متصرف مال غیر منقول ، درخواست جلوگیری از مزاحمت کسی را می کند که نسبت به متصرفات او مزاحم است ، بدون اینکه مال را از تصرف متصرف خارج کرده باشد ؛ بنابراین بدون اینکه ملک از تصرف مالک خارج شود ، نسبت به تصرفات مالک مزاحمت ایجاد شده است و اجازه بهره برداری مناسب متصرف را از ملک نمی دهد . مثل اینکه شخصی با تخلیه مصالح و یا با ریختن زباله در ورودی ملک دیگری ، برای مالک مزاحمت ایجاد کند .

الزام به رفع مزاحمت

در دعوای مزاحمت باید ارکان زیر موجود باشد :

  1. تصرف سابق خواهان بدون مزاحمت
  2. مزاحمت فعلی خوانده بدون رضایت خواهان
  3. غیر قانونی بودن مزاحمت خوانده

 

دادخواست الزام به رفع مزاحمت مزاحمت :

در دعوای مزاحمت ، خواهان باید ثابت کند که موضوع دعوا حسب مورد ، قبل از خارج شدن ملک از تصرف وی و یا قبل از ممانعت و یا مزاحمت در تصرف و یا مورد استفاده ی او بوده و بدون رضایت او و یا به غیر وسیله قانونی از تصرف وی خارج شده است .

در دعوای مزاحمت از حق ، خواهان دعوی کسی است که نسبت به تصرفات او مزاحمت شده است . مزاحم ملک نیز خوانده ی دعوا است .

نحوه اجرای رأی مزاحمت از حق

دعوای الزام به رفع مزاحمت از حق بلافاصله پس از صدور حکم دادگاه بدوی و قبل از قطعیت ، رأی اجرا می شود و تجدید نظرخواهی محکوم علیه ، تاثیری در اجرای رأی ندارد .

 

جهت کسب اطلاعات بیشتر در خصوص الزام به رفع مزاحمت از حق ، قبل از طرح دادخواست یا دفاع در دعوی و اخذ مشاوره از وکیل ملکی با ما تماس بگیرید . تلفن تماس : 09123939759

افراز ملک توسط دادگاه

افراز ملک توسط دادگاه : معنای افراز : افراز به معنای تقسم ملک مشاعی بین شر کا است . در افراز ملک توسط دادگاه آنچه مهم است تعدد مالکین ملک می باشد و چنانچه ملک فاقد شریک باشد نمی توان دعوای افراز ملک مطرح نمود .

 

 

افراز ملک توسط دادگاه

تفاوت تفکیک ملک مشاع و دعوای افراز :

تفاوت تفکیک ملک مشاع و دعوای افراز در این است که در تفکیک ملک مشاعی ، حالت اشاعه ملک از بین نمی رود ولی در افراز ملک ، از حالت اشاعه خارج و به قطعات اختصاصی تقسیم می شود .

افراز ملک مشاع با درخواست یکی از شرکا هم انجام می شود ولی در تفکیک ملک ، موافقت تمامی مالکین لازم است .

 

دعوی افراز ملک توسط دادگاه

مطابق با ماده 1 قانون افراز و فروش املاک مشاع مصوب 1357 : افراز املاک مشاع که جریان ثبتی آنها خاتمه یافته باشد اعم از اینکه در دفتر املاک ثبت شده یا نشده باشد در صورتی که مورد تقاضای یک یا چند شریک باشد ، با واحد ثبتی محلی خواهد بود که ملک مذکور در حوزه آن واقع است . واحد ثبتی با رعایت کلیه ی قوانین و مقررات ، ملک مورد تقاضا را افراز می کند . بنابر این در حالت عادی درخواست افراز ملک مستقیماً به اداره ثبت اسناد محل وقوع ملک داده می شود .

مفهوم مخالف ماده بالا این است که چنانچه جریان ثبتی ملکی خاتمه نیافته باشد ، مرجع رسیدگی به دعوای افراز ملک ، دادگاه محل وقوع ملک می باشد همچنین در مواردی که بین شرکا غایب مفقود الاثر یا محجور باشد ، دادگاه محل وقوع ملک صالح به رسیدگی است .

اگر ملک دارای سابقه ثبتی باشد ، دادگاه پس از ثبت دادخواست و تعیین وقت رسیدگی ، آخرین وضعیت ثبتی ملک و میزان سهم هر یک از مالکین مشاعی را از اداره ثبت استعلام می کند و پس از دریافت پاسخ استعلام ، قرار ارجاع امر به کارشناسی را صادر می کند . کارشناس رسمی پس از بررسی ملک نسبت به قابل افراز بودن و یا نبودن ملک و در صورت قابلیت افراز ، نحوه تقسیم ملک را مشخص و به دادگاه تقدیم می کند . چنانچه ملک غیر قابل افراز باشد ، دادگاه حکم به غیر قابل افراز بودن ملک می دهد . اگر ملک قابل افراز باشد و مالکین به نظر کارشناس معترض نباشند ، دادگاه بر مبنای نظر کارشناس حکم به افراز ملک می دهد و چنانچه مالکین نسبت به نظریه کارشناس معترض باشند ، دادگاه سهم مالکین را مشخص می کند .

اجرای حکم افراز ملک

حکم افراز ملک جنبه ی اعلامی دارد بنابراین نیاز به صدور اجراییه ندارد . متقاضی ، حکم افراز ملک را به اداره ثبت محل تقدیم می کند و پس از آن پرونده برای متصدی دفتر املاک ، ارسال می شود و او نیز حدود و مشخصات هر قطعه افرازی را در دفتر املاک ثبت کرده و سپس سند مالکیت مشاعی اولیه را باطل و سند جدید را صادر و به امضای مسئول اداره ثبت می رساند .

 

جهت کسب اطلاعات بیشتر در خصوص افراز ملک، قبل از طرح دادخواست یا دفاع در دعوی و اخذ مشاوره از وکیل ملکی با ما تماس بگیرید . تلفن تماس: 09123939759

تخلیه به جهت نیاز به سکونت

تخلیه به جهت نیاز به سکونت : تخلیه به جهت نیاز به سکونت : مطابق با بند 3 ماده 15 قانون روابط موجر و مستأجر سال 1356 ، پس از انقضای مدت اجاره ، در صورتی که محل کسب یا پیشه یا تجارت ، مناسب برای سکنی هم باشد و مالک برای سکونت خود یا اولاد یا پدر یا مادر یا همسر خود درخواست تخلیه کند ، دادگاه ضمن صدور حکم تخلیه ، به پرداخت حق کسب یا پیشه یا تجارت نیز حکم خواهد داد .

 

لازم به ذکر است که اشخاصی که در بند 3 ماده 15 قانون روابط موجر و مستأجر سال 1356 ذکر شده اند و به استناد نیاز آنها به محل سکونت ، می توان دادخواست تخلیه تقدیم کرد ، حصری هستند و نمی توان با تفسیر موسع ، این رابطه را به اشخاص دیگر تعمیم داد .

 

تخلیه به جهت نیاز به سکونت

نحوه رسیدگی به دعوی تخلیه به جهت نیاز به سکونت:

دادگاه پس از بررسی وضعیت ملک و قابلیت سکونت آن و احراز نیاز اشخاص فوق به سکونت ، ابتدا پرونده را به کارشناس رسمی دادگستری جهت ارزیابی میزان حق کسب و پیشه ارجاع می دهد و پس از قطعیت نظر کارشناس رسمی ، اقدام به صدور رأی تخلیه به جهت نیاز به سکونت با تعیین مهلت سه ماهه برای موجر جهت پرداخت حق کسب و پیشه و مهلتی ده روزه تا دو ماهه برای مستأجر جهت تخلیه ، می کند .

 

مهلت سه ماهه مالک از تاریخ قطعیت رأی و مهلت مستأجر از تاریخ پرداخت حق کسب و پیشه خواهد بود . و در صورت عدم پرداخت مبلغ حق کسب و پیشه در مهلت مذکور ، رأی صادره کان لم یکن می شود .

 

اگر موجر در مهلت تعیین شده در رأی صادره ، اقدام به پرداخت حق کسب و پیشه کند ، پس از اتمام مهلت تعیین شده برای مستأجر ، اجرای احکام دادگاه ، اقدام به تخلیه ملک می کند .

 

جهت کسب اطلاعات بیشتر ، قبل از طرح دادخواست یا دفاع در دعوی و اخذ مشاوره از وکیل ملکی با ما تماس بگیرید . تلفن تماس : 09123939759

تخلیه ی مستأجر به دلیل نیاز شخصی

تخلیه ی مستأجر به دلیل نیاز شخصی : تخلیه ی مستأجر به دلیل نیاز شخصی : بر اساس ماده 15 قانون روابط موجر و مستأجر مصوب 1356 ، یکی از جهاتی که مالک ملک استیجاری دارای حق کسب و پیشه می تواند اقدام به تخلیه ملک تجاری کند ، تخلیه به منظور احتیاج شخص موجر برای کسب یا پیشه یا تجارت است .

بنابراین مالک نمی تواند به استناد نیاز فرزندان یا نزدیکان ، درخواست تخلیه را تقدیم کند و صرفاً نیاز فعلی خود موجر جهت امرار معاش معمول زندگی ، مجوز تخلیه ملک است .

البته برخی از محاکم با وحدت ملاک از بند سه ماده 15 قانون روابط موجر و مستأجر مصوب 1356 بر خلاف نظر فوق ، عقیده دارند و به استناد نیاز شخصی فرزندان مالک نیز حکم به تخلیه صادر می کنند .

در درخواست تخلیه ی مستأجر به دلیل نیاز شخصی ، مالک می تواند با اثبات این که برای گذراندن زندگی و امرار معاش ، نیازمند به کسب و کار در ملک تجاری است ، تقاضای تخلیه ی مستأجر به دلیل نیاز شخصی را تقدیم کند .

مثلاً ممکن است موجر بازنشسته شده باشد و در صدد باشد با تخلیه ی ملک خود به کسب و کار در آن جا بپردازد که در این صورت لازم است به پیوست دادخواست ، مستندات و مدارک بازنشستگی خود را که حاکی از بیکار بودن وی است ارائه دهد .

 

تخلیه ی مستأجر به دلیل نیاز شخصی

رسیدگی به دعوی تخلیه ی مستأجر به دلیل نیاز شخصی :

دادگاه پس از بررسی ادله و مستندات ، چنان چه علیه مالک رأی صادر کند ، از اعتبار امر مختومه برخوردار است .

یعنی اگر موجر بخواهد مجدداً همان دعوی را در دادگاه مطرح کند ، قابل رسیدگی دوباره نیست . مگر اینکه تغییر در وضعیت موجر پیدا شده باشد . اگر دادگاه نیاز شخصی مالک را احراز کرد ، پس از جلب نظر کارشناس و ارزیابی مبلغ حق کسب و پیشه ، اقدام به صدور رأی مبنی بر تخلیه ملک می کند و در ضمن رأی مهلتی سه ماهه جهت پرداخت حق کسب و پیشه به موجر و مهلتی ده روزه تا دو ماهه برای تخلیه ملک به مستأجر می دهد . شروع مهلت مستأجر از تاریخ پرداخت مبلغ حق کسب و پیشه می باشد . چنان چه پس از پرداخت مبلغ حق کسب و پیشه ، مستأجر در مهلت مقرر در حکم اقدام به تخلیه ملک نکند ، اجرای احکام ملک را تخلیه می کند .

 

جهت کسب اطلاعات بیشتر ، قبل از طرح دادخواست یا دفاع در دعوی و اخذ مشاوره از وکیل ملکی با ما تماس بگیرید . تلفن تماس : 09123939759

تخلیه مستأجر به دلیل عدم پرداخت اجاره بها

تخلیه مستأجر به دلیل عدم پرداخت اجاره بها : تخلیه مستأجر به دلیل عدم پرداخت اجاره بها : مطابق با ماده 6 قانون روابط موجر و مستأجر مصوب 1356، مستأجر مکلف است ، در موعد معین در اجاره نامه اجرت المسمی و پس از انقضای مدت اجاره اجرت المثل را به میزان اجرت المسمی ، آخر هر ماه اجاری ظرف ده روز به موجر یا نماینده ی قانونی او بپردازد .

هر گاه اجاره نامه ای در بین نباشد ، اجاره بها را به میزانی که بین طرفین مقرر و یا عملی شده و در صورتی که میزان آن معلوم نباشد ، به عنوان اجرت المثل مبلغی که متناسب با اجاره ی املاک مشابه تشخیص می دهد ، برای هر ماه تا دهم ماه بعد به موجر یا نماینده قانونی او پرداخت یا در صندوق ثبت و یا بانکی که از طرف سازمان ثبت تعیین می شود ، سپرده و قبض رسید را اگر اجاره نامه رسمی است به دفتر خانه ی تنظیم کننده ی سند و هر گاه اجاره نامه عادی بوده یا اجاره نامه ای در بین نباشد ، قبض رسید را باتعیین محل اقامت موجر به یکی از دفاتر رسمی نزدیک ملک تسلیم و رسید دریافت دارد .

 

دفتر خانه باید منتهی ظرف ده روز به وسیله ی اداره ی ثبت محل ، مراتب را به موجر یا نماینده ی قانونی او اخطار کند که برای دریافت وجه تودیع شده به دفتر خانه مزبور مراجعه کنند .

 

 

تخلیه مستأجر به دلیل عدم پرداخت اجاره بها

مبنای حقوقی دادخواست تخلیه مستأجر به دلیل عدم پرداخت اجاره بها

 

دعوی تخلیه مستأجر به دلیل عدم پرداخت اجاره بها  در مورد قراردادهای اجاره ی املاک تجاری دارای حق کسب و پیشه که قبل از سال 1376 بسته شده است ، مطرح می شود . مستأجر مکلف است در موعد معین در اجاره نامه ، اجاره ی ملک دارای حق کسب و پیشه را بپردازد و پس از پایان مدت قرارداد اجاره و ادامه ی رابطه استیجاری ، اجرت المثل را به همان میزان اجاره در آخر هر ماه ، ظرف ده روز به مالک بپردازد . حال اگر مستأجر به موقع اجاره بها را نپردازد ، اظهارنامه ی رسمی ( در موردی که اجاره نامه عادی است و یا اجاره نامه ای در بین نباشد ) و یا اخطاریه های دفترخانه ( در مورد اجاره نامه رسمی ) از سوی موجر برای وی فرستاده می شود و ده روز مهلت برای پرداخت اقساط عقب افتاده به وی داده می شود .در صورت عدم پرداخت اجاره بها یا پرداخت با تأخیر ، مالک می تواند ، نسبت به طرح دعوای تخلیه به جهت عدم پرداخت اجاره بها ، اقدام کند .

 

نحوه اجرای رأی :

دادگاه در صورت احراز تخلف مستأجر ، اقدام به صدور رأی ، مبنی بر تخلیه ی ملک به دلیل عدم پرداخت اجاره بها می کند و به مستأجر مهلت می دهد ، ظرف مدتی که از ده روز کمتر و از دو ماه بیشتر نیست ، ملک را تخلیه کرده و تحویل مالک دهد .

حکم صادر شده پس از قطعیت برای اجرا به واحد اجرای احکام مدنی فرستاده می شود و اجرای احکام مدنی در مهلت تعیین شده از سوی دادگاه ، بدون آن که مبلغی با عنوان حق کسب و پیشه از موجر دریافت کند ، نسبت به تخلیه ی ملک اقدام خواهد کرد .

 

جهت کسب اطلاعات بیشتر ، قبل از طرح دادخواست یا دفاع در دعوی و اخذ مشاوره از وکیل ملکی با ما تماس بگیرید . تلفن تماس : 09123939759

تخلیه به جهت تغییر شغل

تخلیه به جهت تغییر شغل : تخلیه به جهت تغییر شغل : در قراردادهای اجاره املاک تجاری که قبل از سال 1376 منعقد شده است و مشمول قانون روابط موجر و مستأجر سال 1356 می شوند ، هر گاه مورد اجاره برای شغل معینی اجاره داده شده باشد و مستأجر بدون رضایت موجر ، اقدام به تغییر شغل خود کند ، مالک می تواند تخلیه ی مورد اجاره را به لحاظ تغییر شغل از دادگاه بخواهد . مگر این که شغل جدید ، عرفاً مشابه ی شغل سابق باشد .

 

چنان چه شغل معینی در اجاره نامه قید نشده باشد و موجر و مستأجر نیز برای شغل معینی ، عقد اجاره را منعقد نکرده باشند ، دعوی فسخ و تخلیه به جهت تغییر شغل ، پذیرفته نمی شود . همچنین در صورت انتقال ملک ، حق تخلیه به جهت تغییر شغل که در زمان مالک قبلی ایجاد شده است ، به مالک جدید منتقل نمی شود البته برخی محاکم معتقدند که این حق به مالک جدید منتقل می شود .

 

تخلیه به جهت تغییر شغل

دعوی تخلیه به جهت تغییر شغل :

در دعوی تخلیه به جهت تغییر شغل ، مالکی که متقاضی تخلیه ی مورد اجاره است ، خواهان دعوی می باشد و به طرفیت مستأجری که شغل خود را تغییر داده است ، دعوی طرح می کند .

دادگاه پس از استماع اظهارات طرفین در جلسه رسیدگی و بررسی مستندات خواهان و در صورت لزوم با ارجاع امر به کارشناسی و یا معاینه ی محل ، پس از احراز تغییر شغل از سوی مستأجر ، رأی به تخلیه ی ملک صادر می کند و در ضمن رأی مهلتی که از ده روز کمتر و از دو ماه بیشتر نباشد ، جهت تخلیه ملک به مستأجر داده می شود . این نوع تخلیه بدون احتساب حق کسب و پیشه می باشد و مستأجر بدون دریافت وجهی بابت حق کسب و پیشه ، اقدام به تخلیه خواهد کرد .

 

اجرای رأی با صدور اجراییه امکان پذیر است و به مستأجر ابلاغ می شود تا ظرف مهلت تعیین شده در رأی ، اقدام به تخلیه ی ملک کند . در صورت استنکاف مستأجر از تخلیه ، اجرای احکام دادگاه اقدام به تخلیه ی ملک می کند .

 

جهت کسب اطلاعات بیشتر ، قبل از طرح دادخواست یا دفاع در دعوی و اخذ مشاوره از وکیل ملکی با ما تماس بگیرید . تلفن تماس : 09123939759