نکات و توضیحاتی چند در رابطه با حقوق بشر اسلامی

نکات و توضیحاتی چند در رابطه با حقوق بشر اسلامی : امروزه فریاد حمایت از حقوق بشر شغل رایج مدعیان زیادی است که عملکرد و نظام فکری بسیاری از این مدعیان هیچ گونه نسبتی با حقوق بشر ندارد ، اما اسلام از ۱۴ قرن پیش در مورد حقوق و آزادی های مختلف بشر تئوری ها و ایده هایی را مطرح کرده است که در این مقاله کوتاه و مختصر پاره ای از مهم ترین تئوری های حقوق بشر اسلامی مورد بررسی قرار می گیرد .

تساوی حقوق زن و مرد و نژادهای مختلف

آیه ۱۳ سوره حجرات که در این آیه خداوند می فرماید ای مردم ما شما را از یک زن و مرد آفریدیم و تفاوت هایی که در میان شما از حیث قبیله و ملیت نهادیم برای آن است که شناسایی افراد از یکدیگر میّسر باشد و بدانید که ارزشمند ترین شما نزد خدا پرهیزکارترین شماست ، در ماده ششم قانون حقوق بشر اسلامی که تمامی مواد آن بر حسب آیات و روایات تدوین شده نیز این موضوع بیان گردیده است .

حقوق بشر اسلامی

حق مالکیت تمامی افراد در جامعه

ماده ۲۵ قانون حقوق بشر اسلامی بر اساس آیه ۳۲ سوره نساء مقرر می دارد : هر انسانی حق کسب مشروع اعم از کشاورزی و صنعتی و بازرگانی و غیره بدون احتکار یا خیانت و وارد کردن ضرر به خود یا دیگران خواه به طور مستقیم یا غیر مستقیم دارد .

حمایت از حقوق کارگران

پیامبر اسلام (ص) درباره کارگران و پرداخت حقوق آنان می فرمایند : هرکس در پرداخت دستمزد به کارگری ستم کند خداوند بهشت را بر او حرام می کند ، ماده ۲۱ قانون حقوق بشر اسلامی نیز بر همین اساس مقرر نموده : کار حق هر انسانی است و برای دولت و جامعه تکلیف است که ایفاء و اجرای این حق را برای تمام کسانی که توانایی انجام کاری را دارند تضمین نماید .

نگاه مثبت و قانونمند به رشد اقتصادی

در اسلام به دارایی‌ های مادی به عنوان ابزاری برای احیای ارزش ها و رشد و تعالی مادی و معنوی انسان با دید مثبت توجه شده است ، قرآن کریم از مال و ثروت به عنوان “خیر” یاد کرده است و برای حفظ مال و جلوگیری از تضییع آن قوانین گوناگونی وضع نموده است .

در بین بخش های گوناگون فقه و حقوق شیعه که بالغ بر ۶۰ فصل می باشد ۲۵ بخش از آن به قانون گذاری در مورد اموال و دارایی ها و چگونگی کسب و حفظ و نگهداری آن اختصاص یافته است ، از جمله می‌توان به بخش‌های : عطیه ، دین ، رهن ، حجر ، ضمان ، کفالت ، صلح ، شرکت ، مضاربه ، ودیعه ، عاریه ، مزارعه ، مساقات ، اجاره ، زکات ، خمس ، وکالت ، شفعه ، وصایا ، غصب و … اشاره نمود ، که این حجم از موارد حقوقی در قوانین اسلام بیانگر مهم بودن مسئله مال و ضرورت جلوگیری از هدر رفتن سرمایه های مادی در نظر اسلام می باشد و می توان گفت با آنکه وابستگی به مال و ثروت در مکتب اسلام مذموم است اما تضییع و اسراف و تبذیر آن نیز به شدت نکوهش شده است .

امید شاه مرادی – مشاور حقوقی و وکیل پایه یک دادگستری

ماهیت خودکشی

ماهیت خودکشی  : خودکشی که از آن به انتحار نیز تعبیر می گردد ، یک امر تصادفی نیست بلکه با هدف و نقشه قبلی توأم با میل و اراده مرتکب به وقوع می پیوندد . به همین جهت این پدیده شامل انسانی می شود که عمداً خود را بکشد ، چنانچه شخصی بر اثر تقصیر یا خطای خویش ( اقدام غیر عمد علیه خویش ) کشته شود ، بحث خود کشی مطرح نمی شود بنابراین بر عکس دیگر کشی در خود کشی عنوان غیر عمد یا خطایی وجود ندارد .

اگر چه خودکشی جرم محسوب نمی گردد ، لیکن در صورتیکه شخصی از طریق فضای مجازی معاونت در خود کشی دیگری نماید ، مطابق قانون جرائم رایانه ای مجرم محسوب می گردد . در این مقاله از وب سایت وکیل شاه مرادی به اختصار مهم ترین مباحث مربوط به پدیده خودکشی مورد بررسی قرار می گیرد .

ماهیت خودکشی

انگیزه خودکشی

انگیزه هر شخص از خودکشی متفاوت از دیگری است ، شناخت این انگیزه ها به خصوص در پیش گیری از وقوع خود کشی حائز اهمیت است ، به همین جهت انواع مختلف از خودکشی مطرح می شود که مهم ترین آن به شرح ذیل است :

1. خود کشی ناشی از انگیزه آنی

در این مورد شخص دستخوش فشار درونی ناگهانی می گردد و بی مقدمه اقدام به خودکشی می نماید .

2. خود کشی بر اثر ترس

موارد بسیاری وجود دارد که انگیزه خود کشی بر اثر ترس از پذیرش مسئولیت های زندگی عادی است ، که غالباً هم بر اساس فقر مالی پیش می آید .

3. خود کشی عصبی

شخص دچار حزن و اندوه شده یا اختلالات دیگر روانی منجر به ایجاد قصد خود کشی شده است .

انواع خود کشی

خود کشی به ۳ دسته تقسیم می گردد ؛

  1. خود کشی کامل : خود کشی که منجر به مرگ مرتکب می شود ،
  2. خود کشی ناقص : اقدام به خودکشی صورت می گیرد ولی به هر دلیل عمل شخص منجر به فوت نمی گردد ،
  3. خود کشی احساسی : در این حالت تنها تمایل به خودکشی در شخص وجود دارد و به مرحله ظهور و اقدام نرسیده است .

ضمانت اجراهای حقوقی و کیفری خود کشی

ضمانت اجراهای خودکشی به دو دسته اصلی تقسیم می گردد که به شرح ذیل است :

۱_ در صورت زنده ماندن شخص

سقوط وصف عدالت در پذیرش شهادت ، مستفاد از ماده ۱۷۷ قانون مجازات اسلامی یکی از شرایط لازم جهت پذیرش شهادت شرعی ، عدالت شاهد در زمان ادای شهادت است ، هم چنین مطابق ماده ۱۸۱ قانون فوق الذکر برای عادل شخصی است که گناه کبیره مرتکب نگردد و اصرار بر گناه صغیره نیز نداشته باشد ؛ از آنجا که خود کشی از گناهان کبیره محسوب می گردد ، لذا خود کشی کننده اگر زنده بماند فاقد وصف عدالت بوده و نمی تواند ادای شهادت نماید .

۲_ در صورت فوت شخص

الف ) انتفاء بیمه عمر

مطابق ماده ۲۷ قانون شرایط عمومی بیمه های جامع عمر و پس انداز ، چنانچه بیمه گذار طی دو سال از شروع بیمه خودکشی کند ، بیمه گر هیچ تعهدی در قبال اشخاص تحت پوشش بیمه نداشته و تنها مسئول باز پرداخت سرمایه اخذ شده را دارد .

ب) بطلان وصیت

مستفاد از ماده ۸۳۶ قانون مدنی چنانچه شخصی به قصد خود کشی خود را مجروح نماید ، سپس وصیت نماید ، در صورت فوت شخص خود کشی کننده وصیت نامه وی باطل است .

مفهوم دعوای مستقیم

مفهوم دعوای مستقیم  : هر تعهد دارای سه رکن اصلی دائن ، مدیون و موضوع تعهد می باشد ، موضوع تعهد همچون رشته ای است که دو رکن دیگر تعهد را به هم پیوند می دهد و علّت اصلی شکل گرفتن هر تعهدی ، موضوع آن است . موضوع تعهد یعنی امری که مدیون در برابر دیگری بر عهده می گیرد که ممکن است ناظر به انجام یا خودداری از انجام کار معین یا تملیک مال باشد .

در تعریف دعاوی مستقیم باید گفت حقی است که طلبکار بی واسطه و مستقیم نسبت به مدیون پیدا می کند . دو خصیصه اصلی دارد، اول آنکه خواهان می تواند حق خود را به نام و حساب خود طرح کند ، دوم آنکه نتیجه دعاوی مستقیم از دارایی مدیون به دارایی دائن وارد می شود .

مفهوم دعوای مستقیم

مزایای طرح دعوای مستقیم

طرح دعوای مستقیم دارای دو مزیت اصلی است که به شرح ذیل می باشد .

۱_ مستقل بودن دعوای مستقیم

در این نوع از دعوا بعد از ایجاد حق ، این حق استقلال داشته و مصون از ایرادات و روابط بدهکار و طلبکار می باشد ، بر خلاف دعوای غیر مستقیم که اگر به هر دلیل تعهد مدیون ، ساقط گردد مبنای این دعوا نیز از بین می رود .

۲_ جلوگیری از تکرار پرداخت

نتیجه این دعوا برخلاف دعوای غیر مستقیم متعلق به خواهان است ، به عبارت دیگر در دعوای غیر مستقیم این خطر برای خواهان وجود دارد که با وجود اخذ رای به نفع خویش ، نتیجه دعوا متعلق به سایر طلبکاران باشد و چیزی عاید وی نگردد .

اقسام دعاوی مستقیم

حقوقدانان دعاوی مستقیم را به دو دسته ” دعاوی مستقیم پرداخت ” و ” دعاوی مستقیم مسئولیت ” تقسیم کرده اند :

الف ) دعاوی مستقیم پرداخت

دعوایی است که دائن ایفای تعهد را از مدیون مطالبه نماید و به حکم قانون مطابق حق به وجود آمده خویش بتواند علیه مدیون طرح دعوا نماید . غالب مصادیق دعاوی مستقیم در حقوق ایران از همین دسته از دعاوی می باشد .

ب) دعاوی مستقیم مسئولیت

دعوای شخص بر علیه مسئولی است که با وی رابطه مستقیم نداشته است ، به عنوان مثال می توان به دعوای مصرف کننده کالا علیه تولید کننده اصلی ( و نه فروشنده ) اشاره نمود و یا رجوع شخص زیان دیده از حمل و نقل کالا به متصدی حمل و نقل ناشی از همین حق می باشد .

فایده دعوای مستقیم مسئولیت

دعاوی مستقیم مسئولیت یا به عبارت دیگر مسئولیت مدنی ، در رویه قضایی فواید بسیاری دارد ، چرا که از بسیاری دعاوی بیهوده و زائد جلوگیری می کند ، همچنین از حجم و اطاله دادرسی می کاهد و خواهان زودتر به حق خود می رسد . اگر قائل به مسئولیت مدنی نباشیم در مثال دعوای مصرف کننده علیه تولید کننده سابق الذکر ، زیان دیده بایستی علیه فروشنده طرح دعوی نماید و پس از آن فروشنده علیه ید ماقبل خویش تا به تولید کننده اصلی برسد که در نتیجه صرف هزینه و وقت گزافی به همراه خواهد داشت .

امید شاه مرادی ، مشاور حقوقی و وکیل پایه یک دادگستری

وکیل جرم اختلاس

وکیل جرم اختلاس : اختلاس از جمله جرائم مهمی است که در تمام کشورها دارای مجازات سنگین می باشد ، می توان گفت علت جرم انگاری این عمل با توجه به آنکه ذاتاً نوعی خیانت در امانت محسوب می شود ، جلوگیری از سوء رفتار های احتمالی کارمندان علیه اموال دولتی می باشد . تخصصی بودن دعاوی مربوط به اختلاس و مجازات سنگین جرم مذکور ایجاب می نماید که قبل از هرگونه دفاع از خود در مقابل این اتهام ، اقدام به اخذ مشاوره حقوقی از وکیل متخصص جرم اختلاس نمایید .

ماهیت جرم اختلاس

اختلاس در لغت به معنای جدا کردن و ربودن است .

اختلاس در اصطلاح حقوقی :

“چنانچه کارمندی عمداً اموال و اسناد دولتی یا اشخاص توسط مستخدمین و کارمندان قوای سه قوه و ارگان های عمومی که برحسب وظیفه در اختیار مرتکب قرار گرفته است ، به نفع خویش یا دیگری برداشت یا تصاحب نماید “.

وکیل جرم اختلاس

هر جرمی از سه عنصر تشکیل می شود که عبارتند از : عنصر قانونی ، عنصر مادی و عنصر معنوی یا روانی . جرم اختلاس نیز از این قاعده مستثنی نیست ، بدیهی است تا زمانی که عناصر تشکیل دهنده جرمی توسط مرجع صالح رسیدگی کننده احراز نشود ، صدور حکم و مجازات مرتکب بر اساس آن فاقد وجاهت قانونی و برخلاف اصول کلی حقوقی و عدالت است . در این مقاله اختصاراً به تبیین این عناصر پرداخته شده است .

عنصر قانونی جرم اختلاس

عنصر قانونی به معنی پیش بینی ضمانت اجراء ارتکاب جرم توسط قانونگذار است . به عبارت دیگر تا زمانی که فعل یا ترک فعلی توسط قانونگذار جرم شناخته نشده باشد ، نمی‌توان کسی را به اتهام ارتکاب آن مجازات نمود . تنها مستند قانونی جرم اختلاس ماده ۵ قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشا اختلاس و کلاهبرداری می باشد ، البته قانونگذار در برخی قوانین نیز اعمالی را اختلاس یا در حکم آن دانسته و مورد جرم انگاری قرار داده است از جمله این موارد می توان به مواد ۸۳ ، ۸۴ و ۱۱۹ قانون مجارات نیرو های مسلح اشاره نمود .

عنصر مادی جرم اختلاس

به تحقق رفتار مجرمانه در عالم واقع عنصر مادی جرم گفته می شود ، در هر جرمی عنصر مادی از سایر جرائم متفاوت است ،در جرم اختلاس رفتار مجرمانه ( برداشت ،تصاحب و تلف اموال ) می باشد ، عنصر مادی گستره وسیعی دارد که بیان تمام نکات آن از حوصله این مقاله خارح است ، لکن برخی از مهم ترین نکات عنصر مادی جرم اختلاس به شرح ذیل است :

  1. موضوع جرم اعم از اموال منقول و غیر منقول است ،
  2. اسناد اعتباری ، حواله جات و سهام شرکت ها می تواند موضوع جرم مذکور قرار گیرد
  3. وجود رابطه استخدامی مابین مرتکب با یکی از ارگان های دولتی از شروط اساسی تحقق اختلاس می باشد
  4. اموال موضوع جرم بایستی به مرتکب جهت انجام وظیفه سپرده شده باشد .

عنصر روانی جرم اختلاس

اختلاس از جمله جرائمی است که باید اراده و عمد در ارتکاب آن احراز شود ، بنابراین چنانچه مرتکب از روی سهل انگاری یا اشتباه اموالی را که حسب وظیفه به وی سپرده شده را تصاحب نماید ؛ نمی توان تحت عنوان اختلاس مجازات نمود .

امید شاه مرادی وکیل پایه یک دادگستری و مشاور حقوقی

وکیل دعاوی تصادفات رانندگی

وکیل دعاوی تصادفات رانندگی : هم زمان با ورود ماشین و رانندگی اشخاص پدیده تصادفات رانندگی نیز به وجود آمده است و بخش قابل توجهی از اوقات محاکم به رسیدگی دعاوی ناشی از تصادفات رانندگی اختصاص یافته است ، این دعاوی را می‌توان به سه دسته اصلی تقسیم نمود ، که عبارتند از :

  1. دعوای مطالبه خسارت بدنی ناشی از تصادفات رانندگی
  2. دعوای مطالبه خسارت مالی ناشی از تصادفات رانندگی
  3. دعوای افت قیمت خودرو .

با توجه به اهمیت موضوع و شیوع آن ، به بررسی هر کدام از این دعاوی اختصاراً پرداخته شده است ، لکن قبل از ورود به بحث ، پیشنهاد می گردد جهت حصول نتیجه هر چه بهتر از همراهی وکیل پایه یک دادگستری آگاه به قوانین مربوطه بهره مند گردید.

دعوای مطالبه خسارت بدنی ناشی از تصادفات رانندگی

تصادفات رانندگی علاوه بر امکان وارد آوردن آسیب به ماشین ممکن است موجب صدمه دیدن اشخاص داخل یا خارج از خودرو گردد . در مورد خسارت بدنی می‌توان به ماده یک قانون بیمه اجباری خسارت وارد شده به اشخاص ثالث در اثر حوادث ناشی از وسیله نقلیه اشاره نمود که مطابق ماده مذکور دیه یا ارش ناشی از صدمات بدنی قابل مطالبه می باشد .

وکیل دعاوی تصادفات رانندگی

علاوه بر ماده فوق الذکر بایستی مطابق قانون مجازات اسلامی موجبات ضمان ، وجود داشته باشد ، در نتیجه می توان گفت که مطالبه خسارت بدنی در تصادفات رانندگی و در نهایت وصول دیه یا ارش ، ماهیت دوگانه دارد که هم مجازات تلقی شده و هم راه جبران خسارت می باشد . بدیهی است که جنبه غیر کیفری آن ( جبران خسارت ) بر جنبه کیفری ، غلبه دارد . در مطالبه خسارت بدنی ۳ عامل باید ثابت گردد تا دادگاه حکم به پرداخت خسارت صادر نماید ؛ این سه عامل عبارتند از

  1. وقوع حادثه رانندگی ،
  2. ورود آسیب بدنی ،
  3. وجود رابطه سببیت میان حادثه رانندگی و آسیب دیدگی بدنی .

فقدان هر یک از این سه عامل موجب شکست خواهان در این دعوا خواهد شد .

دعوای مطالبه خسارت مالی ناشی از تصادفات رانندگی

مطابق اصول حاکم در کشور ، اموال اشخاص از جمله حقوقی است که باید از تعرض دور بوده و در صورت ورود خسارت یا تلف شدن آن ، قوانینی وضع شده باشد که مطابق این قوانین زیان دیده بتواند جبران خسارت وارد شده بر اموال خویش را از مراجع ذی ربط قانونی بخواهد . در همین راستا قوانینی وضع شده است که از جمله این قوانین می توان به مواد ۳۲۸ و ۳۳۱ قانون مدنی و ماده ۱ قانون مسئولیت مدنی اشاره نمود . در حوادث رانندگی نیز چنانچه در میزان خسارت وارد شده شرکت بیمه و زیان دیده به توافق برسند به دو طریق جبران خسارت صورت می گیرد ؛

  • اول : مبلغ توافق شده به صورت نقدی به زیان دیده پرداخت می شود ،
  • دوم : وسیله نقلیه خسارت دیده در تعمیر گاه مجاز یا تعمیر گاه مورد توافق ، تعمیر گردد و سپس تا میزان تعیین شده توسط بیمه پرداخت شود . در صورت عدم توافق ، به درخواست و هزینه زیان دیده ، موضوع جهت تعیین میزان خسارت به ارزیاب ارجاع می شود ، هریک از طرفین می توانند طی بیست روز از تاریخ اعلام نظر کتبی ارزیاب ، اقدام به طرح دعوی نمایند .

دعوای افت قیمت

دعوای افت قیمت تنها در صورتی متصور است که خودروی آسیب دیده کارکرده نباشد ، به عبارت دیگر در مطالبه افت قیمت خودرو ، لازم است که خودروی مربوطه قبل از حادثه نو باشد ، همچنین لازم است که در این دعوا تقصیر خوانده ثابت گردد ، منظور از تقصیر اثبات عمد در ورود خسارت نمی باشد بلکه همان مفهوم اخص تقصیر مد نظر است . مفهوم اخص تقصیر عبارت است از بی احتیاطی ، بی مبالاتی ، عدم مهارت و عدم رعایت نظامات دولتی .

وکیل جرم تغییر کاربری اراضی

وکیل جرم تغییر کاربری اراضی : تغییر کاربری به حالتی گفته می شود که در اثر یک سری اقدامات انسانی زمینی از استفاده اولیه خویش خارج شده و در حالت غیر مورد مطلوب از آن بهره برداری گردد ، در یک تعریف جامع می توان گفت که منظور از تغییر کاربری اراضی ، تبدیل غیر مجاز فضای سبز اراضی زراعی یا باغ ها به فضاهای مسکونی ، صنعتی و غیره که منجر به از بین رفتن توان اکولوژیکی آن شده و دارای آثار و تبعات منفی طبیعی و زیست محیطی می گردد است .

با توجه به اینکه محیط زیست میراث آیندگان بوده که نزد ما امانت است به همین جهت تخریب این میراث ارزشمند با سختگیریهای قانونی همراه است ، با این وصف در اینگونه موارد و پرونده ها حضور وکیل پایه یک دادگستری آگاه به قوانین مرتبط با محیط زیست بسیار حائز اهمیت خواهد بود .

پیشینه قانونگذاری حفاظت از اراضی

اولین قانونی که به طور ویژه و خاص از حفاظت اراضی و تغییر کاربری اراضی کشاورزی حمایت نمود ؛ قانون گسترش کشاورزی مصوب سال ۱۳۵۴ بود که برای اولین بار تغییر کاربری اراضی کشاورزی را ممنوع اعلام نمود ، قانونگذار ایران در آخرین اقدامات خود جهت حمایت از تغییر کاربری غیرمجاز اقدام به تصویب قانون اصلاح قانون حفظ کاربری اراضی زراعی و باغها مصوب سال ۱۳۸۵ نموده است .

وکیل جرم تغییر کاربری اراضی

چه زمانی جرم تغییر کاربری اراضی رخ میدهد ؟

اصل قانونی بودن جرم و مجازات اقتضا می نماید که تنها ارتکاب اعمالی مذموم و در خور مجازات باشد که قانونگذار از آن اعمال تحت عنوان جرم یاد نموده باشد . در مورد جرم تغییر کاربری اراضی نیز باید گفت ارتکاب اعمالی که طبق تشخیص وزارت جهاد کشاورزی تغییر کاربری محسوب می شود ، در صورتی که بدون اخذ مجوز از کمیسیون مربوطه انجام شود جرم تغییر کاربری اراضی محقق می گردد .

انواع تغییر کاربری

قانونگذار صرفاً از دو نوع کاربری حمایت نموده است ؛

  1. تغییر کاربری اراضی مربوط به کشاورزی و امور زراعی ،
  2. تغییر کاربری باغات ، دیگر کاربری ها را که عموماً در خارج از شهرها مصداق پیدا نمی کند و مربوط به محیط های شهری می گردند از حمایت قانون حفظ کاربری اراضی زراعی و باغ ها مصوب سال ۷۴ با اصلاحات سال ۱۳۸۵ خارج است ، تغییر کاربری این اراضی در قوانین شهرداری و قانون زمین شهری مورد توجه قانونگذار قرار گرفته است .

مالک یا متصرف قانونی بودن مرتکب

از شروط تحقق جرم تغییر کاربری اراضی می توان به ماده ۳ قانون حفظ اراضی زراعی و باغها و بند “ذ” ماده ۱ آیین نامه اجرایی قانون مذکور اشاره نمود ، در این مواد تصریح شده مرتکب این جرم باید مالک یا متصرف قانونی اعم از شخص حقیقی یا حقوقی باشد ؛ بنابراین چنانچه مرتکب غیر از این اشخاص باشد ، عمل وی مشمول وصف کیفری تغییر اراضی نمی گردد .

تبدیل اراضی شرط تحقق جرم

صرف از بین بردن حالت زراعی اراضی کشاورزی و مساقی باغات ، بدون تبدیل آن اراضی به یکی از مصادیق تغییر کاربری موضوع ماده ۱۰ قانون اراضی زراعی و باغها ، جرم مذکور محقق نمی گردد. به عنوان مثال چنانچه شخصی باغی را آتش بزند بدون آنکه قصد تغییر و تبدیل آن به کاربری دیگر را داشته باشد ، عمل وی را نمی توان مشمول جرم تغییر کاربری اراضی دانست و باید تحت عنوان مجرمانه دیگری با او برخورد قانونی شود .

مشاور حقوقی دعوای اعتراض ثالث

مشاور حقوقی دعوای اعتراض ثالث : در رسیدگی محاکم ، اصل بر ذی حق و ذی سمت بودن اشخاص دعوت شده به دادرسی است ، لکن گاهاً به حق اشخاصی طی تصمیم دادگاه خلل وارد می شود که در جریان دادرسی اصلی سمت و حقی به صورت قانونی نداشته اند تا به عنوان طرف دعوا حضور یابند ، لذا قانونگذار ایران به صورت عام در قانون آیین دادرسی مدنی و قانون اجرای احکام تحت عنوان ” اعتراض ثالث ” و به صورت خاص در سایر قوانین مانند آیین نامه اجرایی ماده ۵۰ قانون تامین اجتماعی به وضع مقررات جهت رسیدگی به ادعای اشخاصی که از آراء صادره از محاکم در مورد دیگران متضرر می شوند ، پرداخته است . پیشنهاد می گردد در این خصوص جهت سهولت در کسب مطلوب قبل از هرگونه اقدام از مشاوره حقوقی وکیل پایه یک دادگستری بهره مند گردید .

شرایط طرح دعوای اعتراض ثالث

همانطور که گفته شد قانون آیین دادرسی مدنی به صورت عام به دعوای اعتراض ثالث پرداخته است و آنچه که در سایر قوانین تحت عنوان اعتراض ثالث وضع شده است ، شروط اختصاصی در موارد استثناء و مذکور در آن قوانین است ؛ لذا در این مقاله نیز به تبیین شرایط مذکور در قانون آیین دادرسی مدنی پرداخته شده است ، که این شرایط عبارتند از :

  1. دعوای اصلی منتج به صدور حکم یا قرار شده باشد ،
  2. رای مذکور موجب تضییع حقوق مدعی به عنوان ثالث باشد ،
  3. عدم دخالت معترض ثالث در دادرسی .

مشاور حقوقی دعوای اعتراض ثالث

دعوای اصلی منتج به صدور رای شده باشد

اعتراض ثالث تنها در صورتی متصور است که دعوای مابین طرفین منتهی به صدور رای قطعی شده باشد ؛ مرجع رسیدگی به دعوای اعتراض ثالث دادگاه صادرکننده حکم قطعی می باشد ، بنابراین چنانچه شخصی از حکم غیر قطعی دادگاه متضرر گردد ، مدعی ثالث نمی‌تواند در موعد تجدید نظر خواهی اقدام به طرح دعوا نماید و باید منتظر بماند تا حکم مرحله بدوی قطعی شود و یا اینکه یکی از اصحاب دعوا نسبت به حکم صادره ، تجدید نظر خواهی نماید تا بتواند تحت عنوان وارد ثالث موضوع ماده ۳۳۵ قانون آیین دادرسی مدنی اقدام نماید .

در خصوص قرار نیز شخص ثالث نسبت به قرار نهایی و قرارهایی مانند تأمین خواسته می‌تواند طرح دعوا نماید ؛ بنابراین قرارهای اعدادی مانند ‌قرار ارجاع امر به کارشناس ، امکان طرح دعوا توسط ثالث وجود ندارد چرا که ماهیتاً به حقوق شخص ثالث از این طریق خللی وارد نمی گردد ؛ البته برخی حقوقدانان معتقد هستند که مطلق قرارها حتی قرارهای اعدادی توسط معترض ثالث قابل درخواست رسیدگی است .

رای دادگاه موجب تضییع حقوق ثالث شده باشد

برای آنکه شخص ثالث بتواند نسبت به رای قطعی صادر شده توسط محاکم قضایی طرح دعوا نماید بایستی ذینفع باشد به عبارت دیگر باید به واسطه صدور رای مذکور حقی از حقوق مدعی ثالث مختل شده باشد همانطور که در دعوای اصلی نیز یکی از لوازم دادرسی عادلانه ، ذی نفع بودن خواهان است ، در اعتراض ثالث نیز مدعی باید ذی نفع باشد تا به دعوای او رسیدگی شود .

عدم دخالت معترض ثالث در دادرسی

در مشاور حقوقی دعوای اعتراض ثالث : این شرط به این معنا می باشد که معترض ثالث در دادرسی تحت هیچ عنوانی حاضر نشده باشد ، بنابراین حتی اشخاصی که در دادرسی تحت عنوان وارد ثالث یا مجلوب ثالث حضور داشتند ، نمی‌توانند نسبت به تصمیم دادگاه تحت عنوان اعتراض ثالث اقدام نمایند چراکه این اشخاص نیز همانند خواهان و خوانده از اصحاب دعوا به حساب می آیند ، لکن در عکس این مورد امکان طرح دعوا وجود دارد به عنوان مثال چنانچه شخصی در دعوای تقسیم ترکه حضور نداشته باشد حتی در صورتی که جزئی از ورثه متوفی باشد جهت طرح دعوا بایستی تحت عنوان اعتراض ثالث اقدامات لازم را نماید .

محجوریت ورشکستگان

محجوریت ورشکستگان : همانگونه که داد و ستد و خرید و فروش لازمه زندگی اجتماعی انسان ها می باشد ورشکستگی نیز با تاریخ مبادلات در قرون و اعصار متمادی هم عنان بوده است ، ورشکسته به حالتی گفته می شود که تاجر از پرداخت دیون خویش باز مانده باشد محجوریت وی در این حالت کلی و عام نبوده و به طور خاص جهت حفظ حقوق طلبکاران طراحی شده است ، در این مقاله نیز علاوه بر تبیین محجوریت ورشکستگان ، به معنای اعسار و تفاوت ورشکستگی با اعسار نیز به طور اختصار می پردازیم .

معنای اعسار ( تفلیس )

در لغت” فلس” را به معنای انتقال از حالت توان گری به حالت ناتوانی مالی دانسته‌اند و مفلس یعنی کسی که پس از غناء و بی نیازی مالی مبتلا به فقر و تهی دستی شده است ، به عبارت دیگر مفلس کسی است که دارایی انبوه او به وجوه خرده و جزئی تبدیل شده است ، این حالت در مورد اشخاص حقیقی غیر تاجر متصور می باشد و شامل اشخاص حقوقی و تجار نمی گردد .

محجوریت ورشکستگان

تفاوت ورشکستگی با اعسار

در اصطلاح حقوقی محجوریت ورشکستگان :  اعسار یک وضعیت مالی است ، اما ورشکستگی یک وضعیت قضائی است که نیاز به اعلام رسمی دادگاه دارد . اعسار به این معناست که فرد در وضعیتی قرار می گیرد که قادر به پرداخت دیون خود نباشد ، در این مورد تفاوتی بین اینکه شخص بالفعل قادر به پرداخت بدهی خود نباشد و یا این که به علّت عدم دسترسی به اموال خود از عهده پرداخت بدهی برنیاید نیست ، اما در ورشکستگی تاجر دیگر قادر به پرداخت دیون خود نمی باشد و این عدم پرداخت ناشی از عدم دسترسی به اموال نیست ؛ به عبارت دیگر اعسار بن بست موقت و ورشکستگی یک بن‌بست قطعی است .

شرایط اعلام ورشکستگی در قانون تجارت

در قانون تجارت شرایط اعلام ورشکستگی در ماده‌ای به طور مشخص و روشن بیان نگردیده است و تنها در ماده ۴۱۲ آن قانون آمده است که ورشکستگی تاجر یا شرکت تجاری در نتیجه توقف از تأدیه وجوهی که بر عهده اوست حاصل می گردد ، با توجه به مفاد ماده مذکور و ماده ۴۱۵ قانون فوق الذکر این نتیجه گرفته می شود که حکم ورشکستگی شخصیت تجاری ( اعم از تاجر یا شرکت ) پس از توقف و ناتوانی از پرداخت اولین دین به درخواست مدیون یا طلبکار یا مدعی العموم ، صادر می شود .

شرایط ورشکستگی در فقه اسلامی

در فقه اسلامی شرایطی جهت ورشکسته شناخته شدن شخص بیان گردیده که به شرح ذیل می باشد :

1. ثابت شدن بدهکاری شخص نزد قاضی :

زیرا صادر کننده حکم ورشکستگی قاضی است و باید دیون و ناتوانی مدیون از پرداخت آن نزد وی ثابت گردد تا حکم منصفانه و مبتنی بر حقیقت صادر گردد .

2. قاصر بودن دارایی از پاسخ‌گویی به بدهی :

زیرا اگر اموال زائد بر بدهی ، یا مساوی باشد ، حجر بی معناست ، علی الخصوص در صورتی که به طور موقت شخص دسترسی به تمام یا قسمتی از اموال خود را نداشته باشد .

محدوده محجوریت ورشکستگان

مستند قانونی محدوده ممنوعیت تصرفات ورشکسته ماده ۴۱۸ قانون تجارت می باشد .

ورشکسته از تمامی تصرفات بدوی که ارتباط با مال داشته باشد منع می گردد ، البته تصرفی که مستلزم تحصیل مال باشد مانند قبول وصیت قطعاً بلا اشکال است و مراد تصرفات ابتدایی است که به دارایی موجود در حال حجر تعلق می گیرد. هم چنین است تصرفات غیر مالی که در این نوع از تصرفات ، شخص ورشکسته ممنوعیتی نداشته مگر آنکه به نوعی مرتبط با اموال وی گردد به عنوان مثال چنانچه ورشکسته مردی باشد و بخواهد با دختری ازدواج نماید ایرادی ندارد ولی نمی تواند مهریه همسر خویش را از اموالی قرار دهد که به موجب ورشکستگی از تصرف در آنها ممنوع شده است .

جهت کسب اطلاعات بیشتر می توانید به قسمت های دیگر این وب سایت وکیل شاه مرادی مراجعه نمایید .

ماهیت عدم النفع و امکان مطالبه آن

ماهیت عدم النفع و امکان مطالبه آن  : عدم النفع را می توان چنین تعریف نمود که : فعل یا ترک فعلی که سبب جلوگیری از وقوع منفعتی گردد که مقدمه و مقتضای آن حاصل شده باشد ؛ لازم به ذکر است که فعل یا ترک فعل مورد ادعا باید سبب اصلی عدم النفع باشد . در حقوق اسلام ، ما بین فقها در زمینه ماهیت و امکان وصول عدم النفع اختلاف نظر وجود دارد .

برخی مانند صاحب کتاب جواهر مخالف دریافت خسارت ناشی از عدم النفع بودند و در مقابل بعضی فقها مانند مرحوم مقدس اردبیلی معتقد به ضمان محرومیت از کار و جبران تفویت منفعت ( عدم النفع ) بودند . لکن امام خمینی در کتاب تحریر الوسیله به تبعیت از قول مشهور ، مسئولیتی برای جبران خسارت قائل نمی باشند مگر اینکه منافع مدت حبس یا منع از عمل توسط حابس ، که در این صورت حابس ملزم به پرداخت اجرت می باشد . خلاصه کلام اینکه مشهور فقها عدم النفع را ضرر نمی دانند ، بنابراین در صورت تفویت منفعت نمی توان جبران آن را از طرف درخواست نمود .

ماهیت عدم النفع و امکان مطالبه آن

رابطه قاعده اتلاف و عدم النفع

قاعده اتلاف یعنی هرکس مال دیگری را تلف کند ، ضامن است . منظور از‌ این قاعده آن است که مرتکب مال موجود دیگری را از بین ببرد ، نه مال و منفعتی که در آینده بدست آورده می شود ، بنابراین قاعده اتلاف ربطی به عدم النفع ندارد .

رابطه قاعده لاضرر و عدم النفع

قاعده لاضرر در اسلام به معنای نکوهش ورود ضرر است در حالیکه عدم النفع به معنای جلوگیری از منتفع شدن دیگری می باشد ؛ با این حال عده ای اعتقاد دارند که این دو نهاد به یک معنا هستند .

عدم النفع در قانون آیین دادرسی مدنی

قانونگذار ایران در تبصره ۲ ماده ۵۱۵ و ماده۲۶۷ قانون آیین دادرسی مدنی ، خسارت ناشی از عدم النفع را قابل مطالبه نمی داند . در این مواد قانونگذار با تاسی از قاعده فقهی ” عدم النفع لیس بضرر” و پیروی از قول اکثر فقها در مورد ضرر تلقی ننمودن عدم النفع کرده و چون عدم النفع را ضرر نمی شمرد ، مطالبه خسارت ناشی از آن را نیز جایز ندانسته و رد نموده است .

عدم النفع در حقوق بین الملل

عدم النفع در حقوق بین الملل تحت شرایطی قابل مطالبه می باشد ؛ این شرایط عبارتند از :

  1. عدم النفع قطعی و مسلم باشد ( احتمالی نباشد )
  2. انتظار خواهان از جبران، یک انتظار معقول و عرفی باشد
  3. قرارداد به صورت نامشروع نقض شده باشد ( بنابراین چنانچه فسخ قرار داد مبتنی بر مجوزی قانونی باشد جایی برای خسارت عدم النفع باقی نمی ماند )

امکان مطالبه خسارت ناشی از عدم النفع در قانون آیین دادرسی کیفری

در رابطه با ماهیت عدم النفع و امکان مطالبه آن : قانونگذار ایران امکان مطالبه جبران خسارت ناشی از عدم النفع را در ماده ۱۴ قانون آیین دادرسی کیفری پذیرفته است ؛ البته در ماده فوق الذکر نیز محدودیت هایی وجود دارد که عبارتند از ؛ اولاً : عدم النفع صدق اتلاف نماید ، ثانیاً : عدم النفع در مواردی که شامل دیه یا تعزیرات منصوص شرعی باشند ، نمی شود .

وکیل شاه مرادی – مشاور حقوقی و وکیل پایه یک دادگستری

پیش گیری از وقوع جرم

پیش گیری از وقوع جرم : بی‌ تردید پیشگیری ، بهتر از درمان است و به مراتب هزینه ‌های کمتری دربر دارد . یکی از مسائل و موضوعات اساسی که امروزه در ابعاد فراملی ، ملی و منطقه ‌ای مطرح گردیده است ، جرائم وآسیب‌های اجتماعی است که عمدتاً بهداشت روانی افراد را خدشه ‌دار می‌سازد. بنابراین توجه به مقوله‌ی پیشگیری و اجرای برنامه‌های هدفمند جهت پیشگیری از بروز و وقــوع جــرائم و آسیب‌ها در شـــرایط کنونی جامعـــه ضرورتـی اجتناب ‌ناپذیر است ، در ادامه با وکیل شاه مرادی همراه باشید.

سیاست جنایی کشورهای مختلف در دهه‌ های اخیر ، عرصه ‌ی تقابل میان دیدگاه ‌های کلاسیک سزاگرایانه (که مبتنی بر عبرت‌ آموزی و بازدارندگی حاصل از مجازات) و یا رویکردهای بازپرورانه ( که تلاش آن بر اساس اصلاح مجرمان و بازگرداندن آنان به جامعه) بوده، استوار شده است . نقطه اشتراک این دو دیدگاه مداخله آن ‌ها پس از ارتکاب جرم می ‌باشد . با این حال ظهور دیدگاه سومی به نام “پیش گیری”، سیاست‌ها و برنامه‌های نظام عدالت کیفری را دستخوش تحول کرد .

پیش گیری از وقوع جرم

نقطه تمایز اصلی این دیدگاه نسبت به دیدگاه‌های بیان شده قدم گذاشتن به مراحل پیش از ارتکاب جرم است. به این ترتیب ، برنامه‌ریزی برای کنترل جرم ، پیش از وقوع جرم صورت می‌گیرد و نقطه‌ی ‌تمرکز پلیس و دستگاه قضایی به “پیش‌بینی امکان ارتکاب جرم در آینده و تلاش برای مهار کردن آن” معطوف می‌شود .

ضرورت پیش گیری از وقوع جرم

پدیده‌ ی بزه یکی از انکارناپذیرترین واقعیت‌های جوامع است و یکی از سنجیده ‌ترین روش‌ها برای مهار جرم ، اعمال راهکارهای پیشگیری از وقوع جرم می‌ باشد . بی‌تردید امروزه دیگر صرفاً برخورد قانونی و کیفری با مجرم و بزهکار تنها راه مداخله در کنترل آن نیست و اتخاذ تدابیر غیر‌کیفری برای پیش گیری ضرورتی اجتناب ‌ناپذیر است. برخلاف تصور برخی که پیشگیری از وقوع جرم را رسالت و وظیفه نهاد یا تشکیلات خاصی می ‌پندارند باید گفت تحقق این مهم مشارکت گسترده و عزم ملّی تمامی ارکان دولت ، جامعه و آحاد ملت را می‌ طلبد .

مفهوم پیش گیری از وقوع جرم

امروزه زمانی‌ که از مقوله‌ ی پیش گیری از وقوع جرم سخن می‌گوییم مقصود، مجموعه فعالیت‌ها و تدابیری است که از پایه و اساس مانع وقوع جرم و فعالیّت یافتن عمل مجرمانه می‌شود و با ریشه ‌ها و علل پیدایش جرائم مبارزه می ‌کند . نقش مسئولان و دست‌اندرکاران‌ ، شناسایی علل، زمینه‌ها و بسترهای موجد جرم و در نتیجه برنامه ‌ریزی هدفمند جهت استفاده بهینه از ایده‌ها ، شرایط و امکانات موجود برای از بین بردن عوامل و زدودن آثار و پیامدهای ناشی از جرم و آسیب در جامعه و گروه هدف ، اصلاح و بازاجتماعی نمودن آسیب‌ دیدگان از جرم است .

در این میان نقش مردم بیش از مسئولان است ، زیرا به واسطه آگاهی نسبت به حقوق و تکالیف خویش و نقش ‌آفرینی هدفمندشان از طریق پایبندی به ایفای آن‌ها در موقعیت‌ها و پایگاه‌های اجتماعی مختلف که حسب مورد در آن قرار می‌گیرند ، می‌توانند به نوبه خود از بروز جرم و آسیب پیش گیری نمایند . بی‌تردید تحقق این مهم در گرو ارتقای سطح آگاهی‌های عمومی و حقوقی آحاد مردم و تنویر افکار عمومی جامعه است تا بستر لازم را برای مشارکت همگانی در فرآیند پیش گیری از وقوع جرائم و آسیب ‌های اجتماعی فراهم نماید .