سکونت زن در منزل جداگانه

سکونت زن در منزل جداگانه : حق سکونت زن در منزل جداگانه : آیا زن می تواند بدون اجازه شوهر مسکن جداگانه داشته باشد ؟ آیا زن حق داشتن مسکن جداگانه را دارد؟ آیا زن می تواند در منزل شوهرش زندگی نکند ؟در چه مواردی زن می تواند بدون اجازه شوهر در مسکن جداگانه ساکن شود ؟

در پاسخ به تمامی سوالات بالا باید عنوان نمود که : اصولاً زن باید با همسر خود در یک خانه زندگی کند . و اقامتگاه زن همان اقامتگاه و منزل شوهر محسوب می شود .

سکونت زن در منزل جداگانه

قانون مدنی در ماده 1005 محل اقامت و سکونت زن را محل اقامت شوهر عنوان کرده است اما این قاعده به صورت امری نیست و زن می تواند با داشتن شرایط زیر محل سکونت جداگانه داشته باشد .

شرایط سکونت زن در منزل جداگانه

  1. چنانچه زن در ضمن عقد نکاح یا به موجب عقدی جداگانه اختیار تعیین محل سکونت داشته باشد .
  2. چنانچه بودن زن با شوهر در یک منزل متضمن خوف ضرر بدنی یا مالی یا شرافتی برای زن باشد ، زن می تواند مسکن جداگانه اختیار کند . و در صورت ثابت شدن ضرر مزبور ، محکمه حکم بازگشت به منزل شوهر نخواهد داد. و مادام که زن در برگشتنش به منزل شوهر معذور است ، نفقه بر عهده شوهر خواهد بود .
  3. چنانچه محل سکونت تعیین شده از جانب شوهر ، برای زندگی خانوادگی و با شئون زن مناسب نباشد و عرف آن را مناسب نداند ، مانند سکونت با زن دیگر شوهر ، زن می تواند از رفتن به آن خانه امتناع کند .

در تکمیل مطالب فوق باید اذعان نمود که در صورت وجود عذر موجه زن برای ترک خانه شوهر ، نیازی ندارد تا منتظر حکم دادگاه گردد . چرا که بر اساس رأی مورخ 2/2/1323 شعبه ششم دیوان عالی کشور ، ممکن است سکونت موجب ورود زیان به زن گردد .

در مورد خوف ضرر بدنی ، مالی یا شرافتی ، زن در انتخاب مسکن جداگانه آزاد نیست و مستفاد از ماده 1116 قانون مدنی ،این انتخاب باید به تراضی یا به حکم دادگاه باشد .

در موارد فوق مادام که محاکمه بین زوجین خاتمه نیافته محل سکنای زن به تراضی طرفین معیّن می شود و در صورتی که اقربائی نباشد خود محکمه محل مورد اطمینانی را برای زن معین خواهد کرد .

برای کسب اطلاعات بیشتر و اخذ مشاوره با وکیل متخصص در دعاوی خانواده با ما تماس بگیرید . شماره تماس : 09123939759

موارد طلاق از طرف زن

موارد طلاق از طرف زن : موارد طلاق از طرف زن : زن ميتواند در موارد ذيل از دادگاه درخواست طلاق نمايد :طلاق توافق – در صورت غيبت شوهر بيش از چهار سال – در صورتى كه زن وكالت در طلاق داشته باشد – خوددارى كردن شوهر از پرداخت نفقه – عسر و حرج زوجه

 

موارد طلاق از طرف زن

موارد طلاق از طرف زن :

 

١- طلاق توافقى :

اگر بخواهيم به طور خلاصه طلاق توافقى را تعريف كنيم ، طلاق توافقى طلاقی است كه زوجين به هر دليلى تمايل به ادامه زندگى مشترك را نداشته و قصد جدايى از يكديگر را به صورت توافقى و تفاهمى دارند . بنابر اين هر گونه توافقى كه بين زن و مرد صورت مي گيرد از قبيل توافق در نفقه ، مهريه ، جهيزيه ، اجرت المثل ، حضانت و ملاقات فرزند از نظر دادگاه محترم و قابل قبول است و تمامى موارد توافق در رأى دادگاه منعكس ميشود .

مزيت طلاق توافقى در اين است كه بر خلاف بسيارى از پرونده هاى طلاق كه از طرف زوجه صورت ميگيرد ، رأى صادره از دادگاه بدوي مستند نهايي اجراى صيغه طلاق قرار ميگيرد و نيازى به ارسال پرونده به دادگاه تجديد نظر يا ديوان عالى كشور نمى باشد .

در طلاق توافقى موضوع به داورى ارجاع نميشود و دادگاه ابتدا موضوع را به مراكز مشاوره ارجاع ميدهد و طرفين ميتوانند از همان ابتدا تقاضاى طلاق توافقى را در مركز مشاوره مطرح كنند .  در صورت عدم انصراف متقاضى طلاق ، مركز مشاوره موضوع را با مشخص كردن مورد توافق جهت اتخاذ تصميم نهايى به دادگاه منعكس ميكند .

 

موارد طلاق از طرف زن :

٢-طلاق از طرف زوجه در صورت غيبت مرد:

هر گاه مردى چهار سال تمام غيبت كند به طورى كه هيچ خبرى از او نباشد ، زنِ او ميتواند تقاضاى طلاق كند ؛ كه در اين صورت دادگاه با رعايت تشريفات مربوطه از جمله انتشار آگهى به تقاضاى زن رسيدگى و حكم طلاق را صادر مى كند . البته هر گاه غيبت شوهر موجب عسر و حرج زن شود ، دادگاه ميتواند حكم طلاق زن را صادر كند ؛ اگر چه مدت غيبت شوهر كمتر از چهار سال باشد.

موارد طلاق از طرف زن :

٣-در صورتى كه زن وكالت در طلاق داشته باشد:

مي توان در ضمن عقد نكاح يا در ضمن عقد لازم ديگرى به زوجه به طور مطلق وكالت در طلاق داد . بنابراين زن مي تواند با داشتن وكالت در طلاق از دادگاه درخواست طلاق كند . البته بايد توجه داشت كه در مواردى هم كه زن از شوهر وكالت در طلاق دارد ، مستلزم طى كردن تشريفات قانونىِ مقرر است . در طلاقى كه از سوى زوجه به وكالت از زوج صورت ميگيرد ، مثل اين است كه خودِ زوج ،زوجه را مطلقه كرده است .  منتها در رويه عملى معمولا زوجه قسمتى از مهريه خود را بذل نموده و به وكالت از شوهر قبول بذل مى نمايد تا طلاق از نوع خلع محسوب شود و امكان رجوع از طلاق براى زوج وجود نداشته باشد .

البته بايد اضافه كرد كه اعطاى وكالت به زوجه در طلاق از طرف زوج ، حق طلاق از زوج را سلب نميكند . و او مي تواند هر زمان كه بخواهد زن خود را طلاق دهد .  اگر شرط شود حق طلاق منحصراً با زن باشد ، شرط باطل است و در اين صورت زن اختيار مطلقه كردن خود را ندارد .

 

موارد طلاق از طرف زن :

٤-در صورت استنكاف شوهر از پرداختن نفقه :

نفقه حقي است از حقوق مالى زن بر عهده شوهر . این حق در عقد نكاح دائم به وجود می آید و در عقد نکاح موقت زمانی زن حق نفقه دارد که در حین عقد ، حق نفقه شرط شده باشد .  نپرداختن نفقه از سمت شوهر مى تواند داراى ضمانت اجرا از جمله حق درخواست طلاق از سوى زوجه را در پيش داشته باشد .

در صورت درخواست زن به پرداخت نفقه از طرف مرد ، اصل بر عدم پرداخت نفقه است و اثبات پرداختن آن بر عهده مرد است . پس جز در مواردى كه زن مستحق نفقه نمى باشد ، با تقاضاى زن به پرداخت نفقه و صدور حكم محكوميت مرد به پرداخت و خوددارى از پرداخت نفقه و عدم امكان اجراى حكم محكوميت او ، زن مي تواند از دادگاه تقاضاى طلاق كند .

 

موارد طلاق از طرف زن :

٥- درخواست طلاق در صورت عسر و حرج زوجه :

عسر و حرج عبارت است از به وجود آمدن وضعيتي كه ادامه زندگى براى زوجه را با مشقّت و سختى همراه ساخته و تحمل آن براى زوجه ممكن نباشد . بنابراين صرف نفرت از همسر از مصاديق عسر و حرج نيست مگر اينكه به دليل موجهى باشد كه ادامه زندگى را براي زوجه متعسر كند .

 

برخى از مصاديق عسر و حرج عبارت است از :

  1. ترك زندگى خانوادگى توسط زوج حداقل به مدت شش ماه متوالى يا نه ماه متناوب در يك سال بدون عذر موجه
  2. اعتياد زوج به مواد مخدر و مشروبات الكلى
  3. محكوميت قطعى زوج به حبس پنج سال به بالا
  4. ضرب و شتم و هر گونه سوء رفتار مستمر زوج
  5. ابتلاء زوج به بيمارى صعب العلاج روانى يا سارى

 

بايد اذعان نمود كه موارد فوق جنبه حصرى ندارند و هر علت و عارضه اى كه منتسب به زن نباشد و زندگى را بر او با سختى همراه كند به طورى كه تحمل آن دشوار باشد از موارد درخواست طلاق بر اثر عسر و حرج مى باشد .

در زمان درخواست طلاق از طرف زن مبنى بر عسر و حرج بايد سببى كه زن را به عسر و حرج دچار كرده در هنگام مراجعه زن به دادگاه براى طلاق موجود باشد و زن براى رهايى از آن متوسل به طلاق شده باشد نه براى جبران ضرر گذشته .

 

لازم به ذکر است كه اثبات عسر و حرج با زوجه است . و اساساً قانع كردن دادگاه كمى سخت و مشكل است . بنابر اين به صرف درخواست طلاق مبنى بر عسر و حرج دادگاه حكم مبنی بر طلاق صادر نمي كند و تنها زمانى تصميم دادگاه قالب بر حكم طلاق است كه ادعاى زوجه را مبنى بر عسر و حرج وارد بداند .

 

در درخواست طلاق از طرف زن بر اثر عسر و حرج تمامى حقوق مالى زن محفوظ است . صدور حكم طلاق در صلاحيت دادگاه خانواده است . دادگاه خانواده مى تواند رأساً سوء رفتار زوج را احراز نمايد و نيازى به صدور حكم كيفرى در اين خصوص نيست . حتى صدور حكم دادگاه كيفرى مبنى بر برائت زوج منافاتى با احراز سوء رفتار زوج و صدور حكم طلاق ندارد .

 

جهت کسب اطلاعات بیشتر و دریافت مشاوره در خصوص طلاق و دعاوی خانواده با ما تماس بگیرید . تلفن تماس : 09123939759

فسخ نکاح قبل از نزدیکی

فسخ نکاح قبل از نزدیکی : فسخ نکاح قبل از نزدیکی در مهریه چه تاثیری دارد ؟ به موجب ماده 1101 قانون مدنی ، هر گاه عقد نکاح قبل از نزدیکی به جهتی فسخ شود زن حق مهر ندارد مگر در صورتی که موجب فسخ ، عِنَن باشد که در این صورت با وجود فسخ نکاح ، زن مستحق نصف مهر است .

فسخ نکاح قبل از نزدیکی

عنن چیست ؟ اثر آن در فسخ نکاح قبل از نزدیکی به چه صورت است ؟

عنن یکی از عیوب مرد است و حالتی است که در آن مرد قادر به مواقعه با هیچ زنی نباشد و در صورتی به زن حق فسخ نکاح را می دهد که عمل زناشویی ولو یکبار هم انجام نداده باشد .

در صورتی که نکاح به دلایلی غیر از عنن فسخ شود و همچنین در صورت عدم تعیین مهریه و فوت قبل از نزدیکی ، زن حق مهر ندارد اما در صورت عدم تعیین مهریه و به دنبال آن فسخ شدن نکاح بر اثر عِنَن ، زن مستحق نصف مهرالمثل خواهد بود .

مهرالمثل :

برای تعیین مهر المثل باید حال زن از حیث شرافت خانوادگی و سایر صفات و وضعیت او نسبت به امثال و اقارب او و همچنین معمول محل و غیره در نظر گرفته شود .

در صورت فریفته شدن مرد از سوی اشخاص ثالث ، ایجاد دین برای پرداخت مهر از سوی مرد به منزله خسارت است و مرد حق رجوع به فریب دهندگان را دارد . اما در خصوص مطالبه زیانهای مادی و معنوی زاید بر مهریه در صورتی حق مطالبه خواهد داشت که خسارات وارده با فسخ نکاح جبران نشود یا فسخ نکاح برای انسان متعارف ناممکن و مشقت بار باشد و در آخر اینکه مفهوم مخالف ماده 1101 قانون مدنی این است که در صورت نزدیکی وفسخ نکاح ، زن مستحق همه مهر خواهد بود.

برای کسب اطلاعات بیشتر قبل از اقدام به طرح دعوی و همچنین پاسخ به دعوی با مشاوره حقوقی متخصص در این زمینه تماس حاصل فرمایید . تلفن تماس : 09123939759

افشاى اسرار

افشاى اسرار : افشای اسرار مردم کاری خلاف با موازین اخلاقی است ولی جز در موارد خاص ، وصف مجرمانه ندارد . در حكومت جمهورى اسلامى ، فاش كردن اَسرار افراد جرم انگارى شده است منتها قانونگذار مجازات اين جرم را محدود به اشخاصى دانسته كه به مناسبت شغل خود از اسرار و اطلاعات محرمانه افراد مطلع مى گردند .

 

افشاى اسرار

 

بر اين اساس منطبق با ماده ٦٤٨ قانون تعزیرات مصوب ١٣٧٥ ، اطباء و جراحان و ماماها و داروفروشان و كليه كسانى كه به مناسبت شغل يا حرفه خود محرم اسرار مى شوند ، هر گاه در غير از موارد قانونى ، اسرار مردم را افشا كنند به حبس از سه ماه و يك روز تا يك سال و به جزاى نقدى محكوم مى گردد.

مقرره فوق ناطر است بر كليه اشخاصى كه به مناسبت شغل و حرفه خود محرم اسرار مى باشند ، اعم از پزشكان ، وكلا ، سران دفاتر رسمى ، جراحان ، كارشناسان رسمى ، مترجمان رسمى ، ماماها ، ماموران مراجع مالياتى ، ماموران نيروى انتظامى ، داروفروشان ، قضات و ساير ماموران مشابه . بنابراين حتى مطلع كردن يك فرد هم از اين اطلاعات محرمانه مشمول مجازات افشاى اسرار است .

لازم به توضیح است که این اشخاص باید به مناسبت شغل و حرفه ی خود به اسرار دیگران آگاه شده باشند ، مثلاً پزشکی که در مهمانی از بیماری خاص صاحب خانه یا یکی از افراد حاضر در جمع ، مطلع می شود و آن را افشا می کند و یا کسی که به موجب قانون ، اسرار دیگری را فاش می کند ، مشمول ماده 648 قانون تعزیرات نمی شود .

همان گونه که در فوق اشاره شد ، مطلع کردن حتی یک شخص نیز مشمول جرم افشای اسرار است ؛ بنابر این برای تحقق جرم ، ضرورتی ندارد که مرتکب به صورت گسترده اقدام به افشای اسرار کند .

عمد در افشاى اسرار :

در جرم افشای اسرار مرتکب باید نسبت به این امر عامد باشد . نه این که مثلاً در خواب یا مستی و یا هیپنوتیزم این کار را کرده باشد .

جرم افشاى اسرار جرم مطلق است :

جرم افشاى اسرار جرم مطلق است و اثبات ورود ضرر به کسی که اسرارش فاش شده است شرط تحقق آن نمی باشد .

 

برای کسب اطلاعات بیشتر و مشاوره حقوقی با ما تماس حاصل کنید . تلفن تماس :09123939759

جرم توهين

جرم توهين : جرم توهین یکی از جرایم علیه اشخاص است که در قانون تعزیرات مصوب 1375 با عنوان هتک حرمت اشخاص جرم انگاری شده است . توهين عبارت است از هر رفتارى كه بتواند به نحوى موجب هتک حيثيت كسى در نظر افراد متعارف و معمولى جامعه شود .

 

جرم توهين

جرم توهین ، که متأسفانه به دلیل پایین بودن آستانه صبر مردم ، وقوع آن در کشور ما رو به افزایش است ، دارای اقسام مختلفی است .

  1. توهین ساده

  2. توهین مشدده

 

توهین ساده :

عبارت از اهانتی است که علی رغم دارا بودن وصف مجرمانه ، از هیچ کیفیت مشدّده ای برخوردار نیست .

مطابق با ماده ٦٠٨ قانون تعزيرات مصوب ١٣٧٥ ، توهين به افراد از قبيل فحاشى و استعمال الفاظ رکيك چنانچه موجب حد قذف نباشد موجب مجازات شلاق تا ٧٤ ضربه و يا جزاى نقدى خواهد بود .

 

عنصر مادی جرم توهين :

هر رفتار فيزيكى اعم از گفتار ، كردار ، نوشتار ، حتى اشارات مختلف دست و چشم به هر وسیله ای ، با ارسال ایمیل یا پیامک ، مي تواند از مصاديق جرم توهين باشد . هر چند که فحاشی و استعمال الفاظ رکیک نمونه بارز جرم توهین است ؛ اما استفاده از کلمه ی (( از قبیل )) در ماده 608 قانون تعزیرات نشان از آن است که فحاشی و استفاده از الفاظ رکیک ، تنها یکی از مصادیق جرم توهین بوده و اعمالی از قبیل پرتاب کردن آب دهان بر روی دیگری ، یا هل دادن ، برداشتن عمامه و یا روسری از روی سر اشخاص و پرتاب کردن آن بر روی زمین ، برخی اشارات انگشتان دست در فرهنگ ما یا کشورهای دیگر نیز از مصادیق جرم توهین محسوب می شود .

 

شرایط و اوضاع و احوال لازم برای تحقق جرم توهين :

  1. موهن بودن رفتار : براى محقق شدن جرم توهين لازم است كه رفتار انجام شده از نظر عرفى با لحاظ زمان و مكان و طبقه اجتماعى و شخصيتى مخاطب، موهن باشد ؛ بنابراین صِرفِ خشونت در گفتار را نمی توان توهین کیفری محسوب کرد ؛ هر چند چنین رفتاری با توجه به شخصیت طرف مقابل ، بی ادبانه باشد .
  2. وجود مخاطب معین : مرتكب بايد شخص معينى را مورد توهين قرار داده باشد . توهين با تلفن ، ايميل ، پيام كوتاه و نظیر آن نيز محقق مى گردد . بنابراين نياز نيست كه مرتكب و مخاطب به صورت فيزيكى مقابل يكديگر قرار گرفته باشند تا جرم توهين محقق گردد .توهین به یک جمع گروهی مانند مخاطب قراردادن همه ی اساتید دانشگاه به بی سواد بودن ، موجب تحقق جرم توهین نیست .
  3. شخص حقیقی بودن مخاطب : با توجه به استفاده قانون گذار از لفظ “افراد” در ماده 608 ، توهین به اشخاص حقوقی جرم محسوب نمی شود چرا که مخاطب توهین باید یک شخص معین باشد و اهانت به یک دستگاه دولتی و یا خصوصی ، از مصادیق توهین نیست .
  4. توهين بايد صريح باشد بدين معنا كه تفسير بردار نباشد .

 

نتیجه ی جرم توهين :

جرم توهین یک جرم مطلق بوده و مقید به نتیجه نیست . بنابراین به صرف موهن بودن رفتار و ارتکاب عمل ، جرم توهین محقق می گردد . به عبارت بهتر در تحقق جرم توهين الزاماً نباید مخاطب ناراحت و متأثر شده باشد بلکه صرف توهين قابل مجازات است .

 

توهین مشدّده :

گاهی قانون گذار به اعتبار شخصیت و مقام طرف اهانت ، مجازات توهین را تشدید کرده است . نمونه های این توهین عبارت است از :

  1. توهین به مقام رهبری قبلی و یا فعلی ( ماده 514 قانون تعزیرات مصوب 1375 که مجازات آن ، حبس از شش ماه تا دو سال است .)
  2. توهین به سایر کارکنان و مقامات دولتی ایران : ( ماده 609 قانون تعزیرات مصوب 1375 که مجازات آن ، حبس از سه ماه تا شش ماه و یا شلاق تا 74 ضربه )
  3. توهین به مقامات سیاسی خارجی : ( ماده 517 قانون تعزیرات مصوب 1375 که مجازات آن حبس از یک ماه تا سه ماه می باشد . )
  4. توهین به صاحبان حرفه ها و مشاغل خاص : مانند توهین به وکیل دادگستری ( ماده 20 لایحه قانونی استقلال کانون وکلای دادگستری ) یا کارشناسان رسمی در حین انجام وظیفه (ماده 20 لایحه قانونی مربوط به استقلال کارشناسان رسمی ) و یا توهین به نگهبان یا مراقب در حال انجام وظیفه ( ماده 46-48-49 قانون مجازات جرایم نیروهای مسلح ) .
  5. توهین مشدّد به اعتبار جنسیت و یا سن طرف توهین : (ماده 619 قانون تعزیرات مصوب 1375 که تعرض و مزاحمت برای اطفال و یا زنان با استفاده از الفاظ و حرکات مخالف با شئون را توهین تلقی و مجازات آن را جبس از دو ماه تا شش ماه و تا 74 ضربه شلاق قرار داده است . )
  6. توهین به مقدسات دینی : ( ماده 513 قانون تعزیرات مصوب 1375 که مجازات آن حبس از یک تا پنج سال می باشد .
  7. توهین به صورت هجو : ( ماده 700 قانون تعزیرات مصوب 1375 که مجازات آن حبس از یک ماه تا شش ماه می باشد .

 

سوال اينجاست كه آيا توهين به خود هم جرم است ؟

توهین به خود جرم نیست ؛ مانند آن که پدری به فرزند خود بگوید (پدر … ) مگر آن که استفاده از آن لفظ ، توهین به دیگری باشد مثل ( منِ پدر … ) . چنان چه توهين به خود در ملاء عام و باعث جريحه دار شدن عفت عمومى شود ، در شمول ماده ٦٣٨ قانون تعزيرات قرار مي گيرد كه اينگونه بيان مى دارد : هر كس علناً در اماكن و انظار عمومى و معابر تظاهر به عمل حرامى نمايد ، علاوه بر كيفر عمل به حبس از ده روز تا دو ماه يا شلاق تا ٧٤ ضربه و در صورتى كه نفس عمل داراى كيفر نباشد فقط به حبس از ده روز تا دو ماه يا تا ٧٤ ضربه شلاق محكوم مى شود .

 

برای کسب اطلاعات بیشتر و دریافت مشاوره حقوقی توهین تماس حاصل فرمایید . شماره تماس 09123939759

نفقه

نفقه :نفقه در لغت به معنی هزینه و مخارج روزانه آمده‌ است. نفقه به معناى کمک کردن و انفاق به جهت نیکوکاری است . لازم به ذکر است ، نفقه در مواردی الزام‌آور است مثل نفقه زوجه و اقارب و خویشاوندان .

 

نفقه

 

طبق ماده ۱۱۰۷ قانون مدنى ایران، نفـقه عبارت است از: همه نیازهای متعارف و متناسب با وضعیت زن در عقد نكاح دائم ، از قبیل مسکن، البسه، غذا، اثاث منزل و هزینه‌های درمانی و بهداشتی و خادم در صورت عادت یا احتیاج به واسطه نقصان یا مرض.

بنابراين هر چيزى كه بر حسب عرف مورد احتياج زن باشد ، جزء نفـقه محسوب مى شود . در تعيين ميزان نفقه ، ملاك ، وضعيت زن است نه وضعيت اقتصادى و مالى مرد .

موارد نفقه :

  1. خوراك : خوراک مهم ترین بخش نفقـه است . بر اساس نظریه فقهی معیار در غذا، مقداری است که موجب سیر کردن یک فرد شود و میزان آن به عرف بستگی دارد . از این رو، چیزی که برای امثال او متعارف است و شخص به آن عادت کرده به طوری که با ترک آن ضرر می‌بیند .
  2. لباس : در مقدار و جنس لباس، باید به عرف شهری که در آن ساکن است رجوع شود ؛ چرا که در کیفیت و جنس لباس در هر شهر اختلافات فاحشی پیدا می‌شود . چنان چه  زن اهل تجمل است و به لباسهای تجملی نیاز دارد باید علاوه بر دیگر لباس ها، متناسب یا وضعیت امثال او، برایش لباس تهیه شود.
  3. مسكن : یکی از مهم‌ترین ارکان نفقه ، حق مسکن است و مرد باید به عنوان سرپرست خانواده منزلی متناسب با شأن همسر خود بگیرد . بنابراین، زندگی کردن زن در خانه ای متناسب با شأن و شخصیت او، از حقوق زن است و می تواند مرد را به تهیه ی خانه ای مستقل ملزم نماید .
  4. لوازم خانه: یکی دیگر از ضروریات نفـقه لوازم خانه است و کمیت و کیفیت  آن به عرف و عادت بستگی دارد .
  5. خدمتكار: چنانچه زن، از خانواده‌های اشراف ،که دارای خدمتکار و کلفت هستند ، باشد، مرد باید برایش خدمتکار بگیرد؛ اگرچه زن به بیش از یک نفر خدمتکار نیاز داشته باشد .
  6. هزینه‌های درمانی و بهداشتی: هزینه داروهایی که زن به‌طور متعارف به آن نیاز دارد و همینطور هزینه نظافت و بهداشت فردی زن بر عهده شوهر است.
  7. هزینه سفر: مخارج سفر جزء نفـقه محسوب نمی شود ، ولی اگر شوهر مایل باشد که زن را به سفر ببرد باید خرج سفر او را بدهد.

 

در چه مواردی به زوجه نفقه تعلق می‌گیرد؟

به محض وقوع عقد ازدواج ،  مرد ملزم به پرداخت مهريه و نفـقه مى باشد . البته بايد اذعان داشت كه دو شرط زیر برای وجوب نفقـه ضروری است:

  1. دایمی بودن عقد که قانون مدنی در ماده ۱۱۰۶ تصریح دارد: در عقد دایم نفقه زوجه به عهده شوهر است.

  2. تمکین کامل زوجه

 

تمکین

تمكين مخصوص و خاص زوجه است .در نکاح، تمکین به معنای پاسخ دادن زن به خواسته های مشروع جنسی همسر خود تعریف شده است اما در کتاب های حقوقی تمکین دارای دو معنای اصطلاحی است.

  1. تمکین عام، به معنی قبول ریاست شوهر بر خانواده و محترم شمردن اراده او در تربیت فرزندان و اداره مالی و اخلاقی خانواده است .
  2. تمکین خاص ناظر به رابطه جنسی زن با شوهر و پاسخ دادن به خواسته های مشروع او است.

بنابراين تمكين اعم است از تمكين عام و تمكين خاص و اثر امتناع از آن موجب نشوز و يا ناشزه شدن زن مى گردد . به اين معنا كه هر گاه زن بدون مانع مشروع از اداى وظايف زوجيت امتناع كند ، مستحق نفقه نخواهد بود . نشوز مانع استقرار نفقه است و زن ناشزه مستحق نفقه نيست .

حق حبس:

تنها زمانی که زن می‌تواند از تمکین مرد خودداری کند زمانیست که مرد از پرداخت مهريه خودداری کند. این حق که نوعی حق حبس معروف به حق امتناع زوجه است بنا به نظر مشهور تا قبل از زفاف یا اولین آميرش جنسى است.

مادهٔ ۱۰۸۵ قانون مدنی در این مورد گفته‌است: زن می‌تواند تا مهر به او تسلیم نشده از ایفاء وظایفی که در مقابل شوهر دارد امتناع کند مشروط بر اینکه مهر او حال باشد و این امتناع مسقط حق نفقه نخواهد بود .بنابراين زن مى تواند تنها در يك صورت مطالبه نفقه بدون تمكين كند و آن هم پيش از انجام اولين عمل زناشويى بين آنهاست . در اين مورد مرد نمى تواند پرداخت نفقه را مشروط بر تمكين زن كند.

اختلاف در پرداخت نفقه ميان زن و شوهر :

در صورت ايجاد اختلاف در پرداخت نفـقه ميان زن و شوهر ، اصل بر عدم پرداخت نفـقه مى باشد مگر اينكه قرائن و ظاهر زندگى ، حكايت از پرداخت داشته باشد .

استنكاف و خوددارى شوهر از پرداخت نفقـه :

زن مى تواند در صورت استنكاف شوهر از دادن نفـقه به دادگاه رجوع كند كه در اين صورت دادگاه ميزان آن را معين و شوهر را به دادن محكوم خواهد كرد . چنانچه پس از تعيين نفـقه ، مرد همچنان از پرداخت خوددارى كند اعم از اينكه خوددارى او به صورت عمدى باشد و يا به واسطه عجز و ناتوانى مالى مرد باشد ، زن مى تواند از دادگاه درخواست طلاق كند .

نفقـه در عقد انقطاع يا موقت :

در نكاح موقت ، پرداخت نفقه بر عهده مرد نيست مگر اينكه بين آنها شرط شده باشد كه پرداخت نفقه بر عهده مرد باشد .

 

جهت کسب اطلاع  بیشتر و بهرمندی از خدمات مشاوره ای با ما تماس بگیرید . تلفن تماس : 09123939759 –

تغییر نام کوچک

تغییر نام کوچک : وکیل تغییر نام کوچک : برخی از افراد از بدو تولد با نامی غیر از نام مندرج در شناسنامه مورد خطاب قرار می گیرند از این رو ممکن است با مشکلاتی رو به رو گردند ، بنابراین اقدام به تغییر نام کوچک خود از طریق وکیل تغییر نام می نمایند .

 

تغییر نام کوچک

 

برابر رای وحدت رویه شماره 2 هیئت عمومی دیوان عالی کشور تغییر نام های ممنوعه در صلاحیت اداره ثبت احوال می باشد .

 

مستفاد از ماده 995 قانون مدنی تغییر نام های غیر ممنوعه در صلاحیت محاکم یا به عبارتی دادگاه می باشد در این خصوص با عنایت به اینکه تقدیم دادخوست تحت عنوان تغییر نام کوچک نیازمند آشنایی با قانون ثبت احوال ، قوانین مرتبط ، برخی از آرای وحدت رویه ، رویه قضایی ، استناد و استدلال های محکمه پسند دارد پیشنهاد می گردد قبل از هر گونه اقدامی در این خصوص با وکیل تغییر نام مشورت نموده و سپس اقدام به تقدیم دادخواست تغییر نام کوچک نمایید .

 

تغییر نام کوچک :

قالَ رَسول الله (ص) : اِنَّ اَوَّلَ مایَنحَلُ اَحَدُكَم وَلَدهُ الاسِمُ الحَسَن
پیامبر اكرم (ص) فرمودند : اولین بخشش و عنایت شما به فرزندانتان ، انتخاب نام نیكو می باشد .

از ابتدای رابطه ی انسان با جهان ، نامگذاری برای موجودات و پدیده ها آغاز شد .نامها در تشکیل شخصیت انسان ها تأثیری انکار ناپذیر و به سزایی دارند.

نام نیكو در گرایش افراد به سمت نیکو کاری و همچنین انجام رفتار های مطلوب تأثیر بسزایی دارد . همانطور که نام نکوهیده و تحقیر آمیز می تواند منجر به گرایش اشخاص به سمت رفتار های نامطلوب و منفی ،انتقام ، انزوا و پرخاشگری شود .

دين اسلام افراد را به انتخاب نام پسندیده و خجسته و مناسب توصیه فرموده است . همچنین خداوند متعال در سوره حجرات از به کاربردن القاب ناپسند نهی فرموده و نام و عنوان ناپسند دادن را نتیجه سقوط اخلاقی و تباهی درونی دانسته است .

در عالم حقوق ، نامگذارى فرزندان يكى از تكاليف والدين محسوب مى شود كه گاهى افراد نسبت به نامى كه والدين براى او انتخاب كرده اند ناراضى بوده و تمايل براى تغيير نام کوچک خود دارد . سابقاً امکان تغییر نام کوچک  افراد در شناسنامه فقط در مراکز قضایی امکان‌پذیر بود اما طی چهار سال اخیر برای تسهیل امور اداره ثبت احوال هم به این کار ورود کرده‌ است .

مطابق با ماده ٢٠ قانون ثبت احوال انتخاب نام با اعلام کننده است ، برای نام گذاری یک نام ساده یا مرکب که عرفاً یک نام محسوب می شود انتخاب خواهد شد .

  1. انتخاب نامهائی که موجب هتک حیثیت مقدسات اسلامی می‌گردد و همچنین عناوین و القاب و نامهای زننده و مستهجن یا نامتناسب با جنس ممنوع است .

  2. تشخیص نامهای ممنوع با شورایعالی ثبت احوال می باشد و این شورا نمونه های آن را تعیین و به سازمان اعلام میکند .

  3. انتخاب نام در مورد اقلیت های دینی شناخته شده در قانون اساسی تابع زبان و فرهنگ دینی آنان است .

  4. ذکر سیادت در اسناد سجلی ساداتی که سیادت آنان در اسناد سجلی پدر و یا جد پدری مندرج باشد و یا سیادت آنان با دلائل شرعی ثابت گردد الزامی است ، مگر کسانیکه خود را سید ندانند و یا عدم سیادت آنان شرعاً احراز شود .

چه كسانى مى توانند نام کوچک خود را تغيير دهند ؟

بموجب ماده ٢٠ قانون ثبت احوال و تبصره های آن انتخاب نامهای زیر ممنوع و دارندگان آنها می توانند با رعایت مقررات مربوطه نسبت به تغییر آن اقدام نمایند .

  1. نامهائی که موجب هتک حیثیت مقدسات اسلامی می گردد .مانند : ” عبدالات ، عبدالعزی ”
    ( لات و عزی نام دو بت در مکه معظمه دوران قبل از اسلام است )
  2.  اسامی مرکبی که عرفاً یک نام محسوب نمی شوند ( اسامی مرکب ناموزون )
    مانند : ” سعید بهزاد ، شهره فاطمه ، حسین معروف به کامبیز و ….”
  3. عناوین – اعم از عناوین لشکری و یا کشوری و یا ترکیبی از اسم و عنوان .مانند : ” سروان ، سرتیپ ، دکتر ، شهردار و یا سروان محمد و و شهردار علی “
  4. القاب – اعم از ساده و مرکب . مانند : ” ملک الدوله ، خان ، یا شوکت الملک ، حاجیه سلطان و سلطانعلی “
  5. اسامی زننده و مستهجن – زننده و مستهجن آندسته از نامهائی است که بر حسب زمان ، مکان یا مورد بدلایل و جهات زیر برای دارنده آن زننده و مستهجن باشد و مراتب به تأیید شورایعالی برسد .
  6. نامهائیکه معرف صفات مذموم و مغایر با ارزشهای والای انسانی است .
    مانند : گرگ ، قوچی و ….”
  7. نامهائیکه با عرف و فرهنگ غالب و مقدسات مذهبی مردم مغایر باشد .
    مانند ” لات ، خونریز ، چنگیز و … “
  8. نامهائیکه موجبات اشاعه و ترویج فرهنگ بیگانه گردد .
    مانند : ” وانوشکا ، ژاکاردو ، شاهدوست و …. “
  9. نامهائیکه موجب تحقیر اشخاص بوده و یا معنای لغوی آن در جامعه قابل پذیرش نباشد .
    مانند : ” صد تومانی ، گت آقا ، کنیز ، گدا و … “
  10.  اسامی نامتناسب با جنس .
    مانند : ” ماشاءاله برای اناث و یا انتخاب نام اشرف و یا اکرم برای افراد ذکور”
  11. حذف کلمات زائد و غیر ضروری در نام اشخاص .
    مانند : ” قلی ، غلام ، گرگ ، ذولف و قوچ “
  12.  تصحیح اشتباهات املائی در نام اشخاص که بدلیل عدم آشنائی مامور با لهجه ها و الفاظ و معانی محلی و یا ناشی از تلفظ اظهار کننده پیش آمده .
    مانند : ” زهراب به سهراب و یا منیجه به منیژه و یا … “
  13.  هم نام بودن فرزند با پدر و یا مادر در یک خانواده .
  14. هم نام بودن برادران و یا خواهران در یک خانواده .
  15.  تغییر نامها از صورت عربی به شکل فارسی از قبیل رحمن به رحمان ، اسمعیل به اسماعیل ، اسحق به اسحاق و …
  16.  تغییر نام کسانیکه با تأیید مراجع ذیصلاح به دین مبین اسلام مشرف می شوند .
  17.  تغییر نام کسانیکه نام آنها اسامی ایام هفته باشد .
  18.  تغییر نام کسانیکه تغییر جنسیت داده و دادگاه صالحه حکم به تغییر نوع جنس در اسناد سجلی و شناسنامه آنان صادر نموده است .

پیشوند ” عبد ” خاص اسامی و صفات ذات پروردگار است و در سایر موارد متقاضی می تواند تقاضای حذف آنرا بنماید .

 

همان گونه كه در فوق اشاره شد تغيير نام فقط در مواردى ممكن است كه در قانون ذكر گرديده .آنچه كه مشخص است با توجه به ماده ٢٠ قانون ثبت احوال، برای تغییر نام های نامناسب مشکلی وجود ندارد .

تغییر نام مناسب به نامى ديگر چگونه امكانپذير است ؟

  1. براى تغيير نام غیرمذهبی به غیرمذهبی دیگر این کار با مراجعه به فراوانی پنچ سال اخیر قابل انجام است
  2. برای تغییر نام مذهبی به مذهبی باز هم با مراجعه به فراوانی پنچ سال اخیر که هر کدام بیشتر باشد قابل انجام است .

 

چه كسانى براى تغيير نام مى توانند اقدام كنند ؟!

هر یک از اشخاص زیر با رعایت موارد نامهای قابل تغییر می توانند با مراجعه به ادارات ثبت احوال نسبت به درخواست تغییر نام اقدام نمایند .

  • اشخاص ١٨ سال به بالا .
  • افراد کمتر از ١٨ سال که دارای حکم رشد باشند .
  • پدر یا جد پدری با ارائه شناسنامه خود جهت فرزندان کمتر از ١٨ سال.
  •  سرپرست قانونی ( قیم ، امین ، وصی ) برای افراد صغیر و محجور با ارائه مدارک مستند که سمت او احراز شده باشد .

چنان چه شخصی هیچ یک از شرایط مذکور در فوق را نداشته و بخواهد نام کوچک خود را تغییر دهد باید از طریق دادگاه ، دعوی تغییر نام کوچک را اقامه نماید .

جهت دریافت مشاوره حقوقی تغییر نام یا تنظیم دادخواست در این خصوص تماس حاصل فرمایید . تلفن تماس  : 09123939759

طلاق

طلاق : بهترين وكيل در زمينه طلاق چه كسى است؟ بهترين وكيل در زمينه طـلاق چه كسى است؟ امروزه یکی از مسائل و به عبارتی معضلات جامعه ، مسئله طلاق است . با توجه به این که اکثریت مردم ، اطلاعات جامع و کاملی در خصوص قوانین و مقررات مربوط به طلاق ندارند ، بهتر است در صورت نیاز با وکلای متخصص و متبحر در این زمینه مشورت و از آن ها مشاوره حقوقی دریافت نمایند . علاوه بر آشنایی با قوانین مربوط به طلاق ، آشنایی در خصوص روند رسیدگی در دادگاه ها نیز می تواند کمک شایانی به تسریع در احقاق حق نماید . با توجه به این که وکلای متخصص در زمینه طلاق علاوه بر تسلط به قوانین و مقررات مربوطه ، به روند رسیدگی در دادگاه ها نیز آشنا هستند ، بهتر است در صورت نیاز از خدمات آن ها استفاده گردد.

طلاق

بهترين وكيل در زمينه طلاق چه كسى است؟

بهترين وکیل در طـلاق کسی است که با اخذ دعاوی متعدد در امور خانواده  تجربه کافی در مورد دعاوی خانوادگی و همین طور انواع طـلاق ها را دارد و به کلیه امور مربوطه  به این دعاوی ؛ از جمله ، جهیزیه، مهريه ، عده زن ، حضانت فرزندان،اجرت المثل ، انواع طـلاق و فسخ نکاح و شرایط و آثار آن ها، حق رجوع مرد و تعیین تکلیف در مورد جهیزیه ، نفقه و … در اين زمينه آشنایی کافی دارد و همینطور با توجه به تجربه ای که در این زمینه دارد به رویه مرسوم دادگاه ها و محاکم خانواده ، آراء وحدت رویه و دکترین حقوقی در مورد طلاق کاملا آشنا است.

معنا و مفهوم طـلاق :

واژه طـلاق از ريشه عربى و به معنى گشودن گره و رها كردن است و در فقه اسلامى زائل كردن قيد ازدواج تعريف مى شود و در حقوق طـلاق به معنى پايان قانونى ازدواج و جدا شدن زوجين از يكديگر است و به دنبال آن حقوق و تكاليفى را كه زوجين به هنگام ازدواج دارا شده اند ، از بین مى رود. اصولاً طلاق هنگامى اتفاق مى افتد كه دوام و استحكام رابطه زناشويى از میان رفته و ميان زوجين عدم تفاهم ، ناسازگارى و تنش به وجود آمده است. نا گفته نماند كه طـلاق با فسخ ازدواج متفاوت است و فسخ ازدواج به معناى آن است كه ازدواج صورت گرفته از ابتدا باطل و بى اعتبار بوده و يا اينكه با داشتن يكى از شرايط موجود در قانون مدنى امكان فسخ و ابطال نكاح موجود است .

انواع طلاق

  1. طــلاق توافقى
  2. طــلاق از سمت زوج
  3. طــلاق از سمت زوجه
  4. طــلاق توافقى

 

1.طلاق توافقی

ساده ترين شكل طـلاق ، طـلاق توافقى است بدين معنا كه زوجين در مورد طـلاق و جدايى از يكديگر به توافق رسيده اند و بدين شكل زوجين با توافق در خصوص شرايط جدايى از جمله مهريه و اجرت المثل و حضانت فرزندان و غيره براى طـلاق توافقى اقدام ميكنند . بنابر اين تمام توافقات زوجين در خصوص طـلاق توافقى از نظر دادگاه قابل پذيرش و محترم است .

مدارك لازم جهت طلاق توافقى

شناسنامه و كارت ملى هر يك از زوجين – عقد نامه يا رونوشت آن.

در صورت در دسترس نبودن عقد نامه زوجين مى توانند با مراجعه به دفتر خانه اى كه ازدواج آنان راثبت كرده است و با اخذ رونوشت ازدواج از آن دفترخانه براى طلاق توافقى اقدام كنند .

گواهى عدم امكان سازش چيست؟

گواهى عدم امكان سازش همان حكم طـلاق است كه از طرف دادگاه صادر مى گردد و تا قبل از صدور اين حكم ، در صورت منصرف شدن هر يك از زوجين ، اين گواهى صادر نمى گردد. اما در صورت صدور رأى گواهى عدم امكان سازش و به دنبال آن انصراف زوجين از طـلاق توافقى چه اتفاقى مى افتد؟

در پاسخ به سوال فوق بايد اينگونه اذعان داشت كه پس از صدور رأى طلاق توافقى ، در صورت پشيمانى زوج و عدم حضور او در دفتر خانه امكان ثبت طلاق وجود نخواهد داشت مگر اينكه زوجه ضمن رأى دادگاه يا به صورت جداگانه وكالت طلاق يا همان اصطلاح حق طـلاق را داشته باشد كه در اين صورت با مراجعه زوجه به دفتر خانه طـلاق ثبت مى گردد.

 

انصراف زوجه از طلاق پس از صدور گواهی عدم امکان سازش :

اگر پس از صدور رأى طـلاق توافقى زوجه منصرف شود ، هيچ تأثيرى در ثبت طـلاق ندارد و زوج مى تواند بدون حضور زوجه در دفترخانه ،آن را ثبت كند . اگر چه در عمل ، عدم حضور زوجه يا وكيل زوجه در دفتر خانه موجب استعلام دفتر خانه از شعبه صادر كننده رأى مى شود و معمولاً دادگاه ها ى خانواده اجازه ثبت طلاق بدون رضايت زوجه را نمى دهد .

چقدر زمان ميبرد تا طلاق توافقى انجام شود؟

در صورتى كه زوجين تصميم به جدايى از يكديگر به صورت توافقى  داشته باشند ابتدا بايد به سامانه نوبت دهى طلاق مراجعه و پس از انتخاب يكى از مراكز مشاوره با حضور در جلسات مشاوره كه معمولاً بين يك تا پنج جلسه مى باشد، گواهى عدم انصراف از طلاق را از اين مراكز اخذ نموده و در پى آن دادخواست طلاق از طريق دفاتر خدمات قضايى را ثبت كنند.

لازم به ذكر است كه بعد از صدور رأى دادگاه مبنى بر گواهى عدم امكان سازش زوجين در بازه زمانى سه ماهه مى توانند به يكى از دفتر خانه ها جهت ثبت طلاق مراجعه كنند.

آيا مى توان بدون اخذ رأى از دادگاه ، جهت ثبت به دفتر خانه مراجعه كرد؟

پاسخ اين است كه هيچ زن و مردى نمى توانند بدون اخذ گواهى عدم امكان سازش كه صرفاً از طرف دادگاه خانواده صادر مى شود ، جهت ثبت طلاق توافقى و يا هر نوع طلاق ديگرى به دفترخانه جهت ثبت طلاق مراجعه كنند.

2.طلاق از طرف زوج:

در قانون حق طـلاق با مرد است و مرد مى تواند هر زمان كه بخواهد براى طلاق همسر خود اقدام كند اما بايد اذعان داشت كه در اين صورت مرد با حفظ حق و حقوقى كه به زوجه تعلق مى گيرد ، اختيار طلاق او را دارد . بدين معنا كه مرد زمانى مى تواند زن را طلاق دهد كه حقوق و تكاليف زن مانند مهريه ، نفقه ، اجرت المثل ، شرط تنصيف دارايي و …را مشخص و پرداخت كند.

شرط تنصيف دارايى به اين معنا است كه اگر طلاق به درخواست زوج باشد و همچنين در صورتى كه درخواست طلاق مبنى بر بدرفتارى زوجه نباشد ، در اين صورت زوج بايد نصف اموالى را كه در مدت زمان زندگى مشترك يعنى پس از عقد نكاح حاصل شده است را طبق دستور دادگاه به زن بدهد.

طـلاق از سوى زوج از نوع طلاق رجعى است بدين معنا كه مرد پس از ثبت طلاق در مدت زمان عده زوجه، حق رجوع از طلاق را دارد . همچنين در اين نوع طلاق ، در مدت عده مرد بايد نفقه زوجه را پرداخت كند .

3.طلاق از سمت زوجه :

به طور كلى زوجه حقى براى طلاق ندارد و طبق قانون حق طلاق به مرد داده شده است مگر در صورتى كه يكى از موارد زير موجود باشد

مطابق با قانون مدنى و مستنداً به تبصره ماده ١١٣٣، زن مى تواند با وجود شرايط مقرر در مواد١١١٩ -١١٢٩-١١٣٠ قانون مدنى از دادگاه تقاضاى طـلاق كند  . علاوه بر اين در صورت تخلف زوج از يكى از شروط ضمن عقد ، زوجه مى تواند از دادگاه تقاضاى طـلاق كند كه اين موارد عبارت است از:

 

  1. در صورتى كه زن به صورت شرط ضمن عقد ازدواج يا ضمن عقد لازم ديگرى وكالت بلاعزل براى اجراى صيغه طلاق گرفته باشد
  2. در صورت استنكاف مرد از دادن نفقه و عدم امكان اجراى حكم دادگاه و الزام مرد به پرداخت نفقه
  3. در صورتى كه دوام زوجيت موجب عسر و حرج( مشقت و سختى) زوجه باشد.
  4. ترك زندگى خانوادگى توسط زوج ، حداقل به مدت شش ماه متوالى و يا نه ماه متناوب در مدت يك سال بدون عذر موجه
  5. اعتياد زوج به يكى از انواع مواد مخدر و يا ابتلا وى به مشروبات الكى كه به اساس زندگى خانوادگى خلل وارد آورد.
  6. محكوميت قطعى زوج به حبس پنج سال يا بيشتر  همينطور محكوميت قطعى زوج بر اثر ارتكاب جرم و اجراى هر گونه مجازات كه مغاير با حيثيت و شئون خانوادگى زوجه باشد
  7. ضرب و شتم يا هر گونه سوءرفتار مستمر زوج كه عرفاً با توجه به وضعيت زوجه قابل تحمل نباشد.
  8. ابتلاء زوج به بيمارى صعب العلاج كه زندگى مشترك را مختل كند.
  9. ديوانه بودن زوج
  10. اشتغال مرد به كارى كه به حيثيت و آبروى زن و مصالح خانوادگى او لطمه بزند.
  11. بچه دار نشدن زوج پس از گذشت پنج سال از  زندگى مشترك به جهت عقيم بودن يا ديگر عوارض جسمى مرد.
  12. ازدواج مجدد مرد بدون اجازه همسر

طلاق بائن چيست؟

طـلاق بائن طلاقى است كه در آن مرد نمى تواند پس از طلاق به زن رجوع كند يعنى نمى تواند بدون عقد او را دوباره همسر خود قرار دهد . طـلاق بائن در مقابل طـلاق رجعى قرار دارد.

اقسام طلاق بائن

طـلاق هاى زير بائن محسوب مى شود:

  1. طـلاقى كه قبل از نزديكى واقع شود
  2. طـلاق صغيره:طلاق دخترى كه به نه سال تمام نرسيده . البته در قانون مدنى به جهت ممنوع بودن ازدواج دختره صغيره يا نابالغ ، اين نوع طلاق ذكر نگرديده.
  3. طـلاق زن يائسه : يائسه زنى است كه به اقتضاى سن خود عادت زنانگى نمى بيند و اين سن معمولاً پنجاه سالگى است.
  4. خلع
  5. مبارات
  6. طـلاق سوم يا سه طلاقه: يعنى سومين طلاق كه بعد از سه وصلت متوالى به عمل آيد . اعم از اينكه وصلت درنتيجه رجوع باشد يا در نتيجه نكاح جديد.

اصولاً طـلاق بائن در موضوعى است كه به حكم دادگاه باشد يعنى شوهر به حكم دادگاه الزام به طلاق همسر خويش شده باشد.

طلاق خلع

طـلاق خلع آن است كه زن به واسطه كراهتى كه از شوهر دارد در مقابل مالى كه به شوهر مى دهد طـلاق بگيرد ، اعم از اينكه مال مزبور عين مهر يا معادل مهر يا كمتر و يا بيشتر از مهر باشد.

در طـلاق خلع و مبارات ، آنچه كه زن در ازاء (طلاق) به شوهر مى بخشد فديه يا عوض نام دارد.

طـلاق خلع و مبارات از انواع طـلاق بائن است بدين معنا كه حق رجوع در ايام عده تنها براى زوجه امكان پذير است.

رجوع در طـلاق خلع و مبارات

رجوع در طـلاق خلع و مبارات از طرف زوجه با رجوع به فديه يا عوض يا آنچه كه در ازاء طـلاق بذل كرده است ، ميسّر مى شود كه در اين صورت پس از رجوع زن به فديه شوهر نيز حق رجوع به زن را پيدا مى كند. . همچنين لازم به ذكر است كه در طـلاق خلع و مبارات در صورتى كه مرد به جهات ديگر مانند يائسه بودن زن ، حق رجوع به زن را نداشته باشد ، زن نيز حق رجوع به بذل يا آنچه را كه بخشيده ندارد . چرا كه اين عمل موجب زيان مرد است و با اصل لاضرر سازگار نيست.

 

طـلاق مبارات

طـلاق مبارات آن است كه كراهت از سوى طرفين باشد ولى در اين صورت عوض و يا آنچه كه بخشيده شده نبايد از ميزان مهر بيشتر باشد و چنانچه عوض زائد بر مهر باشد ، مرد مازاد را مالك نمى شود ولى طـلاق صحيح و نافذ است.

طـلاق رجعى

مطابق با ماده ١١٤٨ قانون مدنى در طـلاق رجعى در مدت عده براى مرد حق رجوع وجود دارد .

به جز طـلاق هايى كه فوقاً ذكر گرديدو همچنين طـلاق صغيره و طـلاق ناشى از عسر و حرج زوجه، تمام طـلاق هاى ديگر رجعى محسوب مى شود . به عبارتى اصل در طـلاق رجعى بودن است و طـلاق بائن استثناء است.

نحوه اعلام رجوع در طلاق رجعى

اطلاع زن از رجوع مرد شرط تحقق رجوع نيست و تاريخ رجوع اعلان اراده شوهر مبنى بر رجوع به زن است اما زن تنها از زمان آگاهى از رجوع مكلف به ايفاء وظايف زناشويى است.

مدت زمان رجوع چقدر است؟

مدت زمانى كه در آن امكان رجوع وجود دارد مدت زمان عده است .

عده چيست؟

عده عبارت است از مدتى كه تا انقضاى آن زنى كه عقد نكاح او منحل شده است نمى تواند شوهر ديگرى را اختيار كند .كه معمولاً اين مدت سه ماه يا سه طهر است.

جهت کسب اطلاع و قبل از اقدام به دادخواست و طرح دعوی یا دفاع در دعوی با مشاوره حقوقی متخصص در این زمینه تماس حاصل فرمایید . شماره تماس : 09123939759

تغيير سن در شناسنامه

تغيير سن در شناسنامه : تغيير سن در شناسنامه : به طور كلى تغيير مطالب در شناسنامه با استناد به مواد ٩٩٥ و ٩٩٦ قانون مدنى ، امكان پذير است . اما در مورد تغيير سن شناسنامه بايد اينگونه اذعان داشت كه هر شخصى در طول عمر خود تنها مى تواند براى يكبار در مورد تغيير سن خود اقدام كند.

تغيير سن در شناسنامه

مرجع تغيير سن در شناسنامه :

در صورتى كه متقاضى تغيير سن بيش از پنج سال باشد مرجع صالح كميسيون تشخيص متشكل از فرماندار يا بخشدار ، رئيس اداره ثبت احوال محل و پزشك منتخب مدير عامل سازمان بهدارى استان و رئيس شوراى اسلامى شهر يا بخش محل شناسنامه مى باشد و چنانچه خواهان متقاضى تغيير سن در شناسنامه كمتر از پنج سال باشد در صلاحيت دادگاه عمومى خواهد بود ولى ابطال شناسنامه اعم از اينكه اختلاف تاريخ تولد مندرج در شناسنامه پنج سال يا بيش از آن باشد در صلاحيت دادگاه است .

 

طرح دعواى تغيير سن در شناسنامه :

ادعای خواهان در دعواى تغيير سن در شناسنامه مبنی بر این است كه شناسنامه متعلق به خودش است اما به دلايلى مدرخواست تغيير سن خود مانند (درج سن غير واقعى ) در شناسنامه را دارد .

مدارك لازم جهت تغيير سن در شناسنامه

  1. شناسنامه و كارت ملى و كپى آن
  2. سه قطعه عكس
  3. نمونه رأى درخواست تغيير سن در شناسنامه و الزام اداره ثبت احوال به صدور شناسنامه با تاريخ جديد

نمونه رأی تغییر سن در شناسنامه :

در مورد دادخواست تقديمى خواهان به طرفيت اداره ثبت احوال به خواسته ابطال شناسنامه با تاريخ تولد ٦١/١١/١٢ و صدور شناسنامه به تاريخ تولد ٦٤/١١/١٢ دادگاه با عنايت به اينكه حسب مستندات ابرازى خواهان و نظريه پزشكى قانونى بعنوان كارشناس كه اظهار داشته سن خواهان حدوداً ٢٧ سال مى باشد عليرغم دفاعيات اداره خوانده و درخواست رد دعواى خواهان، نظر به اينكه نظريه كارشناس مصون از ايراد و اعتراض باقى مانده است و شهرد امضاء كننده ذيل استشهاديه پيوست دادخواست نيز ادعاى خواهان را گواهى نموده اند لذا دعوى مطروحه ثابت تشخيص و به استناد مواد ٩٩٥ و ١٢٨٨ قانون مدنى و ماده ٤ قانون ثبت احوال حكم بر ابطال سند سجلى مذكور و صدور شناسنامه جديد با تاريخ تولد ٦٤/١١/١٢ با حفظ ساير مشخصات صادر و اعلام مى نمايد .

 

براى مشاوره تخصصی و کسب اطلاع بيشتر  با وکیل متخصص در این زمینه تماس بگيريد . تلفن تماس 09123939759

زمان مالکیت زن بر مهر

زمان مالکیت زن بر مهر : زمان مالکیت زن بر مهر : به موجب ماده 1082 قانون مدنی به مجرد عقد ، زن مالک مهر می شود و می تواند هر نوع تصرفی که بخواهد در آن بنماید . در توضیح باید اظهار نمود که اثرفوری مالکیت زن بر مهردر موردی است که مهر عین معین باشد و در مواردی که مهر کلی فی ذمه یا حقی بر ذمه مرد است ، زن به محض وقوع عقد ، طلبکار آن می گردد و می تواند هر زمان که بخواهد برای مطالبه آن به شوهر رجوع کند البته باید اذعان داشت که با توجه به ماده 1092 قانون مدنی ، مالکیت زن نسبت به نصف مشاع مهر ، قبل از نزدیکی ، متزلزل است و با تحقق نزدیکی مستقر می گردد .

 

زمان مالکیت زن بر مهر

 

نحوه مطالبه مهر :

زوجه می تواند برای مطالبه مهر خود علاوه بر رجوع به دادگاه ، در صورتی که مهر در سند رسمی نکاح درج شده باشد به دایره اجرای ثبت هم رجوع نماید .

 

نحوه محاسبه مهریه

با توجه به تبصره ماده 1082 قانون مدنی در صورتی که مهریه وجه رایج ایرانی باشد ، متناسب با تغییر شاخص قیمت سالانه زمان تادیه نسبت به سال اجرای عقد که توسط بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران تعیین می گردد محاسبه و پرداخت خواهد شد مگر اینکه زوجین در حین اجرای عقد به نحو دیگری تراضی کرده باشند . هدف از وضع این تبصره ، حفظ ارزش ریالی مهریه زوجه است و همچنین برای محاسبه مبلغ مهریه نرخ تورم زمان تادیه ملاک عمل قرار می گیرد نه زمان مطالبه و منظور از زمان تادیه زمان اجرای حکم قطعی و لازم الاجراست .

محاسبه مهریه به نرخ روز از ترکه متوفی :

در مواردی که محاسبه مهریه زوجه باید به نرخ روز از ترکه زوجه متوفی پرداخت شود ، تاریخ فوت مبنای محاسبه مهریه خواهد بود . نحوه محاسبه مهریه وجه رایج بدین صورت است : متوسط شاخص بها در سال قبل ، تقسیم بر متوسط شاخص بها در سال وقوع عقد ، ضربدر مهریه مندرج در عقدنامه .لازم به ذکر است که تا تمام سال به پایان نرسد ، شاخص سال قبل مد نظر قرار خواهد گرفت .

 

آیا می توان برای پرداخت مهریه مدت و اقساط تعیین کرد؟

منطبق با قانون مدنی برای پرداخت تمام یا قسمتی از مهرمی توان مدت و اقساط قرار داد . همانطور که در مطالب بالا بیان شد ، زن به محض وقوع عقد مالک مهر شده و می تواند آن را از شوهر مطالبه کند ، اما در صورتی که برای پرداخت آن مهلت در نظر گرفته شده باشد ، حق مطالبه فوری نخواهد داشت . همچنین منوط کردن مطالبه مهریه به توانایی زوج (مهریه عندالاستطاعه) ، نوعی شرط اجل است ؛ بنابراین با شرط استطاعت در انفاق به اقارب ، متفاوت است . زیرا در انفاق به اقارب ، اصل تکلیف معلق به توانایی منفق است در حالی که در مهریه عندالاستطاعه ، دین بر ذمه زوج مستقر شده و مطالبه آن تا حصول توانایی زوج ، به تاخیر می افتد .

 

چنانچه مهریه ، عندالاستطاعه باشد و تا پایان عمر ، زوج اموالی به جز مستثنیات دین نداشته باشد ، مهریه از ماترک زوج ، قابل وصول است زیرا بحث مستثنیات دین در استیفای طلب از ماترک ، موضوعیت ندارد .

 

زمان مالکیت زن بر مهر:

جهت کسب اطلاع و قبل از اقدام به دادخواست و طرح دعوی یا دفاع در دعوی با مشاوره حقوقی متخصص در این زمینه تماس حاصل فرمایید .