بغی یا قیام مسلحانه

بغی یا قیام مسلحانه : مطابق با ماده 287 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 ، ” گروهی که در برابر اساس نظام جمهوری اسلامی ایران قیام مسلحانه کند باغی محسوب و در صورت استفاده از سلاح ، اعضای آن به مجازات اعدام محکوم می گردند .

در مورد ماده 287 که به جرم بغی یا قیام مسلحانه و مجازات آن اشاره کرده است ، توضیح چند نکته ضروری به نظر می رسد :

1 در متن ماده 287 قانون مجازات اسلامی از لفظ گروه استفاده شده است ؛ بنابراین به نظر می رسد که قانون گذار در ماده 287 قانون مجازات اسلامی ، قیام مسلحانه را برخاسته از یک فعالیت متشکل و نظام مند می داند . اما این که برای شمول ماده حداقل تعداد گروه باید چند نفر باشد مشخص نیست .

با وحدت ملاک از ماده 489 قانون تعزیرات مصوب 1375 و ماده 19 قانون مجازات جرایم نیروهای مسلح مصوب 1382 در میابیم که منظور از گروه قدر متیقن سه نفر یا بیشتر از سه نفر می باشد .

2 منظور از قیام مسلحانه برای شمول بغی یا قیام مسلحانه ، دست بردن به سلاح علیه اساس حکومت است .

چرا که عبارت “در صورت استفاده از سلاح” در متن ماده 287 ، نشان می دهد که کسانی باغی محسوب می شوند که خود دست به سلاح برده باشند . و اگر صرف اقدام به قیام مسلحانه از سوی گروه موجب عنوان بغی و قیام مسلحانه می شد ، همه اعضا و هواداران آن گروه مشمول ماده 287 قانون مجازات اسلامی قرار می گرفتند . بنابراین ماده 287 به دو شرط مجزا اشاره کرده است : اولاً گروه علیه اساس نظام دست به اسلحه برده باشد . دوماً متهم خاص نیز از سلاح استفاده کرده باشد ؛ چرا که در ماده 288 به این نکته اشاره کرده است . در این مورد ماده 288 قانون مجازات اسلامی اشعار می دارد :

هر گاه اعضای گروه باغی قبل از درگیری و استفاده از سلاح دستگیر شوند ، چنان چه سازمان و مرکزیت آن وجود داشته باشد به حبس تعزیری درجه سه( حبس بیش از ده سال تا پانزده سال ) و در صورتی که سازمان و مرکزیت آن از بین رفته باشد به حبس تعزیری درجه پنج ( حبس بیش از دو سال تا پنج سال ) محکوم می شوند .

 

مجازات بغی یا قیام مسلحانه

مجازات بغی و قیام مسلحانه ( باغی ) در صورت وجود شرایط فوق ، اعدام است .

اکثر پرونده های کیفری با پیچیدگی های خاص حقوقی روبه رو هستند ، شرکت در جلسات دادگاه بدون حضور وکیل کیفری عمدتاً خسارت های جبران ناپذیری به طرفین پرونده وارد خواهد کرد ؛ از همین رو پیشنهاد می شود با انتخاب وکیل متخصص کیفری و سپردن پرونده خود به آنها از بروز چنین مشکلاتی جلوگیری نمایید .

برای دریافت مشاوره تلفنی رایگان تماس بگیرید . 09123939759

نفقه اقارب

نفقه اقارب : الزام به انفاق از قواعد آمره است و شرط خلاف آن باطل و نامشروع می باشد .نفقه اقارب شامل خوراک ، پوشاک ، مسکن و وسایل مسکن و … می باشد .

 

نفقه اقارب

چه کسی مستحق به نفقه است ؟

کسی مستحق نفقه است که ندار بوده و نتواند به وسیله اشتغال به شغلی ( حرفه ای که مناسب با شأن و لایق حال فرد ) وسائل معیشت خود را فراهم سازد .

چنانچه شخصی برای وام گرفتن اعتبار داشته باشد ، باز هم واجب النفقه محسوب می شود و همچنین دختری که از شوهر کردن امتناع کند و به خواستگاران شایسته خود پاسخ رد بدهد ، این اقدام استحقاق او را بر نفقه گرفتن از بین نمی برد .

شرایط الزام به پرداخت نفقه اقارب:

مطابق با ماده 1198 قانون مدنی کسی ملزم به پرداخت نفقه اقارب است که متمکن از دادن نفقه باشد . یعنی بتواند نفقه بدهد بدون اینکه از این حیث در وضع معیشت خود دچار مضیقه گردد . برای تشخیص تمکن باید کلیه تعهدات و وضع زندگانی شخصی او در جامعه در نظر گرفته شود .

مثلاً اگر فردی مالی زائد بر مخارج خود و زوجه اش داشته باشد ، اما در مقابل دیون حالی داشته باشد ، این دیون مقدم بر نفقه اقارب به جز نفقه اولاد است و پس از پرداخت آنها ، اگر چیزی زاید آمد صرف نفقه اقارب می شود .

 

نفقه اولاد :

نفقه اولاد بر عهده پدر است . پس از فوت پدر یا عدم قدرت او به انفاق به عهده اجداد پدری است و در صورت نبودن پدر و اجداد پدری و یا عدم قدرت آنها نفقه بر عهده مادر است . هرگاه مادر هم زنده نباشد و یا قادر به پرداخت نفقه نباشد به عهده اجداد و جدات مادری و جدات پدری واجب النفقه است.

نفقه پدر و مادر :

نفقه پدر و مادر بر عهده اولاد و یا اولادِ اولاد است . اگر پدر و مادر تنها یک فرزند داشته باشند ، همه نفقه بر عهده اوست و در صورت تعدد فرزندان ، مشترکاً و به صورت برابر باید پرداخت کنند .

تقدم نفقه زوجه بر دیگران

در صورتی که یک یا چند نفر از افراد واجب النفقه همراه با زوجه وجود داشته باشد ، زوجه مقدم بر دیگران است . نفقه زن ، طلب ممتاز است و بر سایر دیون شوهر ، مقدم است حتی بر طلب دولت بابت مالیات و طلب سازمان تأمین اجتماعی مقدم خواهد بود .

ارکان نفقه اقارب

نفقه اقارب شامل چه چیزهایی است ؟

نفقه اقارب عبارت است از مسکن و البسه و غذا و اثاث البیت به قدر رفع حاجت با در نظر گرفتن درجه استطاعت منفق البته باید اذعان داشت که نفقه منحصر به موارد مذکور نیست و در واقع هر چیزی که بر حسب عرف ، برای گذران زندگی شخص لازم است ، جزء نفقه محسوب می شود .

عدم قابلیت مطالبه نفقه گذشته توسط اقارب

زوجه در هر حال می تواند برای نفقه زمان گذشته خود اقامه دعوا نماید و طلب او از بابت نفقه مزبور ، طلب ممتاز بوده و در صورت ورشکستگی شوهر ، زن مقدم بر غرما خواهد بود ولی اقارب نسبت به نفقه گذشته حقی ندارند و فقط نسبت به آتیه می توانند مطالبه نفقه نمایند .

مزایا و امتیازات نفقه زن نسبت به نفقه اقارب

  1. نفقه زن مقدم بر نفقه اقارب است .
  2. نفقه زن طلب ممتاز محسوب می شود .
  3. نفقه گذشته زن دین حقوقی و قابل مطالبه است .
  4. نفقه زن منوط به فقر او یا تمکن شوهر نیست .
  5. نفقه زن یک تکلیف یک جانبه است و در هیچ شرایطی زن مجبور نیست که به شوهر خود نفقه بدهد ، ولی نفقه اقارب یک تکلیف دو جانبه و متقابل است .

 

جهت کسب اطلاعات بیشتر و اخذ مشاوره با ما تماس بگیرید .تلفن تماس : 09123939759

فسخ نکاح

فسخ نکاح : موارد فسخ نکاح : فسخ و طلاق از جهاتی به هم شبیه هستند ، از جمله : 1- موجب انحلال نکاح هستند . 2- عمل حقوقی یکجانبه (ایقاع) محسوب می شوند . 3- اثر فسخ نکاح و طلاق ناظر به آینده است . 4- احکام راجع به عده آنها یکسان است .

 

فسخ نکاح

 

تفاوت فسخ نکاح و طلاق :

  1. موجبات فسخ و طلاق با یکدیگر متفاوت است .
  2. فسخ نکاح فاقد تشریفات لازم برای طلاق است . مثل تکلیف رجوع به داوری .
  3. صحت طلاق منوط به شرایط خاصی در زن است . مثل پاکیزگی .
  4. در فسخ ، امکان رجوع در هیچ فرضی وجود ندارد .
  5. میزان مهر در انحلال ناشی از فسخ با طلاق متفاوت است .
  6. فسخ نکاح ممکن است از جانب مرد یا زن باشد ، ولی طلاق از جانب مرد یا به نیابت از او واقع می شود .
  7. فسخ نکاح هیچ گاه موجب ایجاد حرمت نمی شود .
  8. طلاق مخصوص نکاح دائم است ولی فسخ در نکاح موقت هم ممکن است .

 

موارد امکان فسخ نکاح :

1 – جنون :

جنون هر یک از زوجین به شرط استقرار ،اعم از اینکه مستمر یا ادواری باشد ، برای طرف مقابل موجب حق فسخ است . البته جنونی موجب حق فسخ است که مستمر باشد و جنون رهگذر موجب حق فسخ نیست و همچنین چنانچه زن پس از نکاح مجنون شود برای مرد حق فسخ وجود ندارد . لازم به ذکر است که هر نوع اختلال روانی جنون نیست و جنون تعریف مخصوص به خود را دارد .

2 –  عیوب مرد :

عیوبی که در مرد موجب حق فسخ برای زن می شود عبارت است از :

  • خصاء : کوبیده بودن بیضه های مرد را خصاء می گویند . صرف خصاء بدون توجه به توان مرد برای ایفاء وظایف زناشویی ، از عیوب قانونی موجب حق فسخ برای زن به شمار می رود . خصاء زمانی موجب حق فسخ برای زن خواهد بود که پیش از عقد موجود بوده و زن نیز جاهل به آن بوده باشد هر چند مانع از ایفای وظایف زناشویی نباشد .
  • عِنَن : عنن به شرط آنکه حتی یک بار عمل زناشویی را انجام نداده باشد . عنین ، مردی است که با هیچ زنی قادر به مواقعه نباشد . پس اگر مردی با زوجه خود نتواند مقاربت کند اما قادر به وطی دیگری باشد ، عنین نخواهد بود . و زوجه تنها می تواند از باب عسر و حرج درخواست طلاق دهد .در صورتی که زوج قادر به انجام وظیفه زناشویی باشد ؛ اما نتواند زوجه را باردار کند ، از موارد فسخ نکاح نیست و زن نمی تواند بر این اساس تقاضای صدور گواهی عدم امکان سازش کند .
  • مقطوع بودن آلت تناسلی مرد به اندازه ای که قادر به عمل زناشویی نباشد .

لازم به ذکر است که چنانچه عیب موجد خیار فسخ ، قبل از اعمال خیار مرتفع گردد ، حق فسخ ساقط می گردد .

 

3 – عیوب زن :

عیوبی که در زن موجب حق فسخ برای مرد می شود عبارت است از :

  • قَرَن : قَرَن استخوان زائدی است در آلت تناسلی زن که مانع نزدیکی می گردد .

  • جذام : جذام همان خوره نوعی بیماری پوستی می باشد .

  • بَرَص : بَرَص همان پیسی است که نوعی بیماری پوستی است .

  • افضاء : افضاء یکی شدن مجرای بول و حیض می باشد .

  • زمین گیری .

  • نابینایی از هر دو چشم.

شرط ایجاد حق فسخ ناشی از عیوب :

عیوب زن در صورتی موجب حق فسخ برای مرد است که عیب مزبور در حال عقد نکاح وجود داشته باشد . بنابراین ایجاد این عیوب پس از عقد نکاح در زن ، موجب حق فسخ نکاح برای مرد نمی باشد . چنانچه به جهتی نظیر درمان و عمل جراحی عیب مرتفع گردد ، حق فسخ مرد ساقط می شود . اما در مورد جنون و عِنَن در مرد ، هرگاه بعد از عقد هم حادث شود موجب حق فسخ برای زن خواهد بود .

 

لزوم جهل به عیب :

در تحقق حق فسخ، جهل به عیب نیز لازم است ؛ بنابراین هر یک از زوجین که قبل از عقد ، عالم به امراض مذکور در طرف دیگر بوده بعد از عقد حق فسخ نخواهد داشت .

 

 

3- تخلف از شرط صفت :

چنان چه در یکی از طرفین ازدواج وصف خاصی شرط شده و پس از عقد ازدواج معلوم شود که طرف وصف مورد نظر را دارا نیست ، برای طرف مقابل حق فسخ نکاح وجود دارد .حتی اگر وصف مذکور در عقد تصریح نشده باشد ولی طرفین ، بر اساس آن وصف ، عقد را انجام داده باشند . بنابراین اگر شخصی بر خلاف واقع خود را مهندس یا دکتر یا مجرد معرفی نماید و عقد بر این مبنا واقع شود ، بر خلاف قواعد عمومی قراردادها ، عقد نکاح باطل نیست بلکه طرف مقابل حق فسخ خواهد داشت . در تخلف از شرط صفت ، وجود سوء نیت لازم نیست بر خلاف تدلیس در ازدواج که نیاز به سوء نیت دارد .

4 – تدلیس در ازدواج :

تدلیس به معنای این است که یک نفر به عمد و با سوء نیت و یا با اعمال متقلبانه عیبی را مخفی نگاه داشته و یا صفتی را که مورد توافق طرفین بوده از خود نشان دهد درحالی که فاقد آن صفت بوده است . تدلیس در ازدواج موجب مجازات کیفری است .

 

جهت کسب اطلاعات بیشتر ، قبل از اقدام به طرح دادخواست و دعوی و دفاع در دعوی با مشاوره متخصص در این زمینه تماس حاصل فرمایید . تلفن تماس : 09123939759

مهريه

مهريه : مهريه مالی است که در زمان وقوع عقد ازدواج مرد به زن خود می‌پردازد یا مکلّف به پرداخت آن می‌شود.وضعيت مهريه در اديان مختلف:بعضی از پژوهشگران می گویند : علاوه بر دین اسلام در یهودیت نیز مهریه وجود داشته است . در حال حاضر نیز برخی از یهودیان مهریه را از ارکان عقد نکاح می دانند .،اما در بین ادیان ابراهیمی در میان فرقه کاتولیک‌ها مهریه وجود ندارد.

 

مهريه

شرايط مهريه :

هر چيزى را كه ماليت داشته باشد و قابلیت تملك نيز داشته باشد ، مى تواند موضوع مهريه قرار گيرد . بنابراين مهر يه مى تواند عين معين مانند خانه يا زمين باشد يا به صورت عين كلى مانند سكه طلا و يا به صورت منفعت مانند اجاره بها يا حتى انجام يا عدم انجام كارى باشد . و طرفين عقد نكاح مى توانند با تراضى هر چيزى را كه از نظر قانون ماليت داشته باشد مهر قرار دهند .

اين موضوع بيانگر اين است كه نمى توان اعضاى بدن و چيزهايى كه عقلاً و عرفاً داراى ماليت و منفعت عقلايى نباشد مانند بال مگس و امثالهم را مهر قرار داد . بنابراين زن و مرد مى توانند در عقد نكاح با رعايت چهارچوپ مشخص شده از طرف قانون هر چيزى را به عنوان مهر قرار دهند . توافق زن و مرد ، در خصوص مهر در مقايسه با عقد نكاح يك قرارداد تبعى است و بايد شرايط اساسى در قرارداد مهر نيز رعايت شود . اگر مهر فاقد يكى از شرايط صحت باشد ، مهر باطل است ولى باعث بطلان عقد ازدواج دائم نمى شود و عقد نكاح دائم صحيح است .

مقدار مهریه :

تعيين مقدار مهریه منوط به تراضى طرفين است و زن و مرد مى توانند هر ميزان و مقدارى را به عنوان مهر قرار دهند بنابر اين طرفين براى تعيين مهر محدوديتى ندارند . گاهاً پيش آمده كه طرفين در سند نكاح معادل ريالى مهر را در مواردى كه مهريه سكه يا طلا مى باشد ، ذكر مى كنند كه ذكر اين مورد در واقع از لحاظ تعيين مبلغ حق التحرير سودمند مى باشد اما نافىِ استحقاق زن بر عين طلا يا سكه مورد تراضى نمى باشد و زن مى تواند شوهر را ملزم به تأديه عين مهريه نمايد .

 

وضعيت تعهد شخص ديگر به غير از زوج به پرداخت مهريه :

در مواردى شاهد اين بوده ايم كه شخص ديگرى به غير از زوج متعهد به پرداخت مهريه مى گردد كه در اين موارد ، تعهد شخص ثالث به پرداخت مهريه موجب برى الذمه شدن شوهر و از بين رفتن تعهد شوهر به پرداخت مهريه نيست و شخص ثالث در حكم ضامن است . بدين معنا كه زوجه مى تواند براى مطالبه مهريه به هر دو شخص ( شوهر ، ثالث ) رجوع كند .

 

مهر السنه :

مهر السنه همان مهريه حضرت فاطمه (س) است كه مقدار آن پانصد درهم نقره معادل دويست و شصت و دو مثقال و نيم پول نقره مسكوك به مثقال است .

مطالبه مهريه :

همانگونه كه در مطالب بالا ذكر شد زن و مرد در تعيين مهریه هيچ گونه محدوديتى ندارند منتها هرگاه مهريه در زمان وقوع عقد تا ١١٠ سكه تمام بهار آزادى يا معادل آن باشد ، وصول آن مشمول ماده ٣ قانون نحوه اجراى محكوميت هاى مالى مصوب ١٣٩٤ است . بدين معنا كه اگر زوج از پرداخت مهر تا تعداد مذكور و يا معادل آن به زوجه امتناع ورزد ، حبس مى گردد. اما اگر مهریه بيش از اين ميزان باشد ، مطالبه مازاد بر تعداد مذكور منوط به اثبات ملائت ( توانايى مالى ) زوج است . بنابراين وصول مهريه مازاد بر ١١٠ سكه يا معادل آن ، منوط به معرفى مال از زوج بوده و زوج بابت مبلغ مازاد حبس نخواهد شد .

 

زمان تعيين مهریه :

تعيين مهریه ممكن است كه در زمان عقد يا پس از آن صورت گيرد . همچنين تغيير ميزان مهریه اعم از افزايش و كاهش مهریه ، صحيح بوده و دليلى براى بطلان آن وجود ندارد . هر چند كه به اعتقاد برخى ، افزودن مبلغى بر مهر ، پس از نكاح ، عنوان مهر ندارد و تابع احكام آن نيست اما در پاسخ به اين نظريه بايد گفت كه به فرض انكه چنين توافقى عنوان و آثار مهریه را نداشته باشد اما قدر متيقن ، اصل توافق معتبر بوده و تابع قواعد عمومى قرارداد هاست .

 

زمان مالكيت زن بر مهريه :

به محض وقوع عقد زن مالك مهریه مى شود و مى تواند هر گونه تصرفى  در آن انجام دهد و هر زمان بخواهد مى تواند مهر را از شوهر مطالبه كند . البته اين در صورتى است كه زوجين از قبل شرط مدت يا قرار اقساط براى مطالبه مهر قرار نداده باشند .

همچنين بايد اذعان نمود كه اثر فورى مالكيت زن بر مهر در مواردى است كه مهر عين معين باشد . كه در اين صورت به محض وقوع عقد ، زن طلبكار آن مى گردد و مى تواند هر زمانى كه بخواهد براى مطالبه آن به شوهر رجوع كند . در مواردى هم شاهد اين بوده ايم كه طرفين در سند نكاح ، پرداخت مهر را منوط به استطاعت شوهر قرار داده اند . بدين صورت كه پس از تعيين مهر از لفظ عندالاستطاعه استفاده كرده اند و در واقع نوعى شرط عجل در مهر قرار داده اند كه مطالبه آن تا زمان حصول توانايى شوهر به تأخير مى افتد .

البته ذكر اين نكته الزامى است كه مالكيت زن نسبت به نصف مشاع مهریه ، قبل از نزديكى متزلزل است . بدين معنا كه به محض وقوع عقد نكاح و قبل از نزديكى زن فقط مالك نيمى از مهریه مى باشد و با تحقق نزديكى مالكيت زن بر تمام مهر مستقر مى گردد .

چنانچه مهریه به صورت وجه رايج باشد ، متناسب با تغيير شاخص قيمت سالانه زمان تأديه نسبت به سال اجراى عقد كه توسط بانك مركزى جمهورى اسلامى تعيين مى گردد ، محاسبه و پرداخت خواهد شد و اين موضوع شامل كسي كه ضمانت پرداخت مهر را كرده است نيز مى شود .

جهت کسب اطلاعات بیشتر و دریافت مشاوره خانواده با ما تماس بگیرید . تلفن تماس : 09123939758

سکونت زن در منزل جداگانه

سکونت زن در منزل جداگانه : حق سکونت زن در منزل جداگانه : آیا زن می تواند بدون اجازه شوهر مسکن جداگانه داشته باشد ؟ آیا زن حق داشتن مسکن جداگانه را دارد؟ آیا زن می تواند در منزل شوهرش زندگی نکند ؟در چه مواردی زن می تواند بدون اجازه شوهر در مسکن جداگانه ساکن شود ؟

در پاسخ به تمامی سوالات بالا باید عنوان نمود که : اصولاً زن باید با همسر خود در یک خانه زندگی کند . و اقامتگاه زن همان اقامتگاه و منزل شوهر محسوب می شود .

سکونت زن در منزل جداگانه

قانون مدنی در ماده 1005 محل اقامت و سکونت زن را محل اقامت شوهر عنوان کرده است اما این قاعده به صورت امری نیست و زن می تواند با داشتن شرایط زیر محل سکونت جداگانه داشته باشد .

شرایط سکونت زن در منزل جداگانه

  1. چنانچه زن در ضمن عقد نکاح یا به موجب عقدی جداگانه اختیار تعیین محل سکونت داشته باشد .
  2. چنانچه بودن زن با شوهر در یک منزل متضمن خوف ضرر بدنی یا مالی یا شرافتی برای زن باشد ، زن می تواند مسکن جداگانه اختیار کند . و در صورت ثابت شدن ضرر مزبور ، محکمه حکم بازگشت به منزل شوهر نخواهد داد. و مادام که زن در برگشتنش به منزل شوهر معذور است ، نفقه بر عهده شوهر خواهد بود .
  3. چنانچه محل سکونت تعیین شده از جانب شوهر ، برای زندگی خانوادگی و با شئون زن مناسب نباشد و عرف آن را مناسب نداند ، مانند سکونت با زن دیگر شوهر ، زن می تواند از رفتن به آن خانه امتناع کند .

در تکمیل مطالب فوق باید اذعان نمود که در صورت وجود عذر موجه زن برای ترک خانه شوهر ، نیازی ندارد تا منتظر حکم دادگاه گردد . چرا که بر اساس رأی مورخ 2/2/1323 شعبه ششم دیوان عالی کشور ، ممکن است سکونت موجب ورود زیان به زن گردد .

در مورد خوف ضرر بدنی ، مالی یا شرافتی ، زن در انتخاب مسکن جداگانه آزاد نیست و مستفاد از ماده 1116 قانون مدنی ،این انتخاب باید به تراضی یا به حکم دادگاه باشد .

در موارد فوق مادام که محاکمه بین زوجین خاتمه نیافته محل سکنای زن به تراضی طرفین معیّن می شود و در صورتی که اقربائی نباشد خود محکمه محل مورد اطمینانی را برای زن معین خواهد کرد .

برای کسب اطلاعات بیشتر و اخذ مشاوره با وکیل متخصص در دعاوی خانواده با ما تماس بگیرید . شماره تماس : 09123939759

موارد طلاق از طرف زن

موارد طلاق از طرف زن : موارد طلاق از طرف زن : زن ميتواند در موارد ذيل از دادگاه درخواست طلاق نمايد :طلاق توافق – در صورت غيبت شوهر بيش از چهار سال – در صورتى كه زن وكالت در طلاق داشته باشد – خوددارى كردن شوهر از پرداخت نفقه – عسر و حرج زوجه

 

موارد طلاق از طرف زن

موارد طلاق از طرف زن :

 

١- طلاق توافقى :

اگر بخواهيم به طور خلاصه طلاق توافقى را تعريف كنيم ، طلاق توافقى طلاقی است كه زوجين به هر دليلى تمايل به ادامه زندگى مشترك را نداشته و قصد جدايى از يكديگر را به صورت توافقى و تفاهمى دارند . بنابر اين هر گونه توافقى كه بين زن و مرد صورت مي گيرد از قبيل توافق در نفقه ، مهريه ، جهيزيه ، اجرت المثل ، حضانت و ملاقات فرزند از نظر دادگاه محترم و قابل قبول است و تمامى موارد توافق در رأى دادگاه منعكس ميشود .

مزيت طلاق توافقى در اين است كه بر خلاف بسيارى از پرونده هاى طلاق كه از طرف زوجه صورت ميگيرد ، رأى صادره از دادگاه بدوي مستند نهايي اجراى صيغه طلاق قرار ميگيرد و نيازى به ارسال پرونده به دادگاه تجديد نظر يا ديوان عالى كشور نمى باشد .

در طلاق توافقى موضوع به داورى ارجاع نميشود و دادگاه ابتدا موضوع را به مراكز مشاوره ارجاع ميدهد و طرفين ميتوانند از همان ابتدا تقاضاى طلاق توافقى را در مركز مشاوره مطرح كنند .  در صورت عدم انصراف متقاضى طلاق ، مركز مشاوره موضوع را با مشخص كردن مورد توافق جهت اتخاذ تصميم نهايى به دادگاه منعكس ميكند .

 

موارد طلاق از طرف زن :

٢-طلاق از طرف زوجه در صورت غيبت مرد:

هر گاه مردى چهار سال تمام غيبت كند به طورى كه هيچ خبرى از او نباشد ، زنِ او ميتواند تقاضاى طلاق كند ؛ كه در اين صورت دادگاه با رعايت تشريفات مربوطه از جمله انتشار آگهى به تقاضاى زن رسيدگى و حكم طلاق را صادر مى كند . البته هر گاه غيبت شوهر موجب عسر و حرج زن شود ، دادگاه ميتواند حكم طلاق زن را صادر كند ؛ اگر چه مدت غيبت شوهر كمتر از چهار سال باشد.

موارد طلاق از طرف زن :

٣-در صورتى كه زن وكالت در طلاق داشته باشد:

مي توان در ضمن عقد نكاح يا در ضمن عقد لازم ديگرى به زوجه به طور مطلق وكالت در طلاق داد . بنابراين زن مي تواند با داشتن وكالت در طلاق از دادگاه درخواست طلاق كند . البته بايد توجه داشت كه در مواردى هم كه زن از شوهر وكالت در طلاق دارد ، مستلزم طى كردن تشريفات قانونىِ مقرر است . در طلاقى كه از سوى زوجه به وكالت از زوج صورت ميگيرد ، مثل اين است كه خودِ زوج ،زوجه را مطلقه كرده است .  منتها در رويه عملى معمولا زوجه قسمتى از مهريه خود را بذل نموده و به وكالت از شوهر قبول بذل مى نمايد تا طلاق از نوع خلع محسوب شود و امكان رجوع از طلاق براى زوج وجود نداشته باشد .

البته بايد اضافه كرد كه اعطاى وكالت به زوجه در طلاق از طرف زوج ، حق طلاق از زوج را سلب نميكند . و او مي تواند هر زمان كه بخواهد زن خود را طلاق دهد .  اگر شرط شود حق طلاق منحصراً با زن باشد ، شرط باطل است و در اين صورت زن اختيار مطلقه كردن خود را ندارد .

 

موارد طلاق از طرف زن :

٤-در صورت استنكاف شوهر از پرداختن نفقه :

نفقه حقي است از حقوق مالى زن بر عهده شوهر . این حق در عقد نكاح دائم به وجود می آید و در عقد نکاح موقت زمانی زن حق نفقه دارد که در حین عقد ، حق نفقه شرط شده باشد .  نپرداختن نفقه از سمت شوهر مى تواند داراى ضمانت اجرا از جمله حق درخواست طلاق از سوى زوجه را در پيش داشته باشد .

در صورت درخواست زن به پرداخت نفقه از طرف مرد ، اصل بر عدم پرداخت نفقه است و اثبات پرداختن آن بر عهده مرد است . پس جز در مواردى كه زن مستحق نفقه نمى باشد ، با تقاضاى زن به پرداخت نفقه و صدور حكم محكوميت مرد به پرداخت و خوددارى از پرداخت نفقه و عدم امكان اجراى حكم محكوميت او ، زن مي تواند از دادگاه تقاضاى طلاق كند .

 

موارد طلاق از طرف زن :

٥- درخواست طلاق در صورت عسر و حرج زوجه :

عسر و حرج عبارت است از به وجود آمدن وضعيتي كه ادامه زندگى براى زوجه را با مشقّت و سختى همراه ساخته و تحمل آن براى زوجه ممكن نباشد . بنابراين صرف نفرت از همسر از مصاديق عسر و حرج نيست مگر اينكه به دليل موجهى باشد كه ادامه زندگى را براي زوجه متعسر كند .

 

برخى از مصاديق عسر و حرج عبارت است از :

  1. ترك زندگى خانوادگى توسط زوج حداقل به مدت شش ماه متوالى يا نه ماه متناوب در يك سال بدون عذر موجه
  2. اعتياد زوج به مواد مخدر و مشروبات الكلى
  3. محكوميت قطعى زوج به حبس پنج سال به بالا
  4. ضرب و شتم و هر گونه سوء رفتار مستمر زوج
  5. ابتلاء زوج به بيمارى صعب العلاج روانى يا سارى

 

بايد اذعان نمود كه موارد فوق جنبه حصرى ندارند و هر علت و عارضه اى كه منتسب به زن نباشد و زندگى را بر او با سختى همراه كند به طورى كه تحمل آن دشوار باشد از موارد درخواست طلاق بر اثر عسر و حرج مى باشد .

در زمان درخواست طلاق از طرف زن مبنى بر عسر و حرج بايد سببى كه زن را به عسر و حرج دچار كرده در هنگام مراجعه زن به دادگاه براى طلاق موجود باشد و زن براى رهايى از آن متوسل به طلاق شده باشد نه براى جبران ضرر گذشته .

 

لازم به ذکر است كه اثبات عسر و حرج با زوجه است . و اساساً قانع كردن دادگاه كمى سخت و مشكل است . بنابر اين به صرف درخواست طلاق مبنى بر عسر و حرج دادگاه حكم مبنی بر طلاق صادر نمي كند و تنها زمانى تصميم دادگاه قالب بر حكم طلاق است كه ادعاى زوجه را مبنى بر عسر و حرج وارد بداند .

 

در درخواست طلاق از طرف زن بر اثر عسر و حرج تمامى حقوق مالى زن محفوظ است . صدور حكم طلاق در صلاحيت دادگاه خانواده است . دادگاه خانواده مى تواند رأساً سوء رفتار زوج را احراز نمايد و نيازى به صدور حكم كيفرى در اين خصوص نيست . حتى صدور حكم دادگاه كيفرى مبنى بر برائت زوج منافاتى با احراز سوء رفتار زوج و صدور حكم طلاق ندارد .

 

جهت کسب اطلاعات بیشتر و دریافت مشاوره در خصوص طلاق و دعاوی خانواده با ما تماس بگیرید . تلفن تماس : 09123939759

فسخ نکاح قبل از نزدیکی

فسخ نکاح قبل از نزدیکی : فسخ نکاح قبل از نزدیکی در مهریه چه تاثیری دارد ؟ به موجب ماده 1101 قانون مدنی ، هر گاه عقد نکاح قبل از نزدیکی به جهتی فسخ شود زن حق مهر ندارد مگر در صورتی که موجب فسخ ، عِنَن باشد که در این صورت با وجود فسخ نکاح ، زن مستحق نصف مهر است .

فسخ نکاح قبل از نزدیکی

عنن چیست ؟ اثر آن در فسخ نکاح قبل از نزدیکی به چه صورت است ؟

عنن یکی از عیوب مرد است و حالتی است که در آن مرد قادر به مواقعه با هیچ زنی نباشد و در صورتی به زن حق فسخ نکاح را می دهد که عمل زناشویی ولو یکبار هم انجام نداده باشد .

در صورتی که نکاح به دلایلی غیر از عنن فسخ شود و همچنین در صورت عدم تعیین مهریه و فوت قبل از نزدیکی ، زن حق مهر ندارد اما در صورت عدم تعیین مهریه و به دنبال آن فسخ شدن نکاح بر اثر عِنَن ، زن مستحق نصف مهرالمثل خواهد بود .

مهرالمثل :

برای تعیین مهر المثل باید حال زن از حیث شرافت خانوادگی و سایر صفات و وضعیت او نسبت به امثال و اقارب او و همچنین معمول محل و غیره در نظر گرفته شود .

در صورت فریفته شدن مرد از سوی اشخاص ثالث ، ایجاد دین برای پرداخت مهر از سوی مرد به منزله خسارت است و مرد حق رجوع به فریب دهندگان را دارد . اما در خصوص مطالبه زیانهای مادی و معنوی زاید بر مهریه در صورتی حق مطالبه خواهد داشت که خسارات وارده با فسخ نکاح جبران نشود یا فسخ نکاح برای انسان متعارف ناممکن و مشقت بار باشد و در آخر اینکه مفهوم مخالف ماده 1101 قانون مدنی این است که در صورت نزدیکی وفسخ نکاح ، زن مستحق همه مهر خواهد بود.

برای کسب اطلاعات بیشتر قبل از اقدام به طرح دعوی و همچنین پاسخ به دعوی با مشاوره حقوقی متخصص در این زمینه تماس حاصل فرمایید . تلفن تماس : 09123939759

نفقه

نفقه :نفقه در لغت به معنی هزینه و مخارج روزانه آمده‌ است. نفقه به معناى کمک کردن و انفاق به جهت نیکوکاری است . لازم به ذکر است ، نفقه در مواردی الزام‌آور است مثل نفقه زوجه و اقارب و خویشاوندان .

 

نفقه

 

طبق ماده ۱۱۰۷ قانون مدنى ایران، نفـقه عبارت است از: همه نیازهای متعارف و متناسب با وضعیت زن در عقد نكاح دائم ، از قبیل مسکن، البسه، غذا، اثاث منزل و هزینه‌های درمانی و بهداشتی و خادم در صورت عادت یا احتیاج به واسطه نقصان یا مرض.

بنابراين هر چيزى كه بر حسب عرف مورد احتياج زن باشد ، جزء نفـقه محسوب مى شود . در تعيين ميزان نفقه ، ملاك ، وضعيت زن است نه وضعيت اقتصادى و مالى مرد .

موارد نفقه :

  1. خوراك : خوراک مهم ترین بخش نفقـه است . بر اساس نظریه فقهی معیار در غذا، مقداری است که موجب سیر کردن یک فرد شود و میزان آن به عرف بستگی دارد . از این رو، چیزی که برای امثال او متعارف است و شخص به آن عادت کرده به طوری که با ترک آن ضرر می‌بیند .
  2. لباس : در مقدار و جنس لباس، باید به عرف شهری که در آن ساکن است رجوع شود ؛ چرا که در کیفیت و جنس لباس در هر شهر اختلافات فاحشی پیدا می‌شود . چنان چه  زن اهل تجمل است و به لباسهای تجملی نیاز دارد باید علاوه بر دیگر لباس ها، متناسب یا وضعیت امثال او، برایش لباس تهیه شود.
  3. مسكن : یکی از مهم‌ترین ارکان نفقه ، حق مسکن است و مرد باید به عنوان سرپرست خانواده منزلی متناسب با شأن همسر خود بگیرد . بنابراین، زندگی کردن زن در خانه ای متناسب با شأن و شخصیت او، از حقوق زن است و می تواند مرد را به تهیه ی خانه ای مستقل ملزم نماید .
  4. لوازم خانه: یکی دیگر از ضروریات نفـقه لوازم خانه است و کمیت و کیفیت  آن به عرف و عادت بستگی دارد .
  5. خدمتكار: چنانچه زن، از خانواده‌های اشراف ،که دارای خدمتکار و کلفت هستند ، باشد، مرد باید برایش خدمتکار بگیرد؛ اگرچه زن به بیش از یک نفر خدمتکار نیاز داشته باشد .
  6. هزینه‌های درمانی و بهداشتی: هزینه داروهایی که زن به‌طور متعارف به آن نیاز دارد و همینطور هزینه نظافت و بهداشت فردی زن بر عهده شوهر است.
  7. هزینه سفر: مخارج سفر جزء نفـقه محسوب نمی شود ، ولی اگر شوهر مایل باشد که زن را به سفر ببرد باید خرج سفر او را بدهد.

 

در چه مواردی به زوجه نفقه تعلق می‌گیرد؟

به محض وقوع عقد ازدواج ،  مرد ملزم به پرداخت مهريه و نفـقه مى باشد . البته بايد اذعان داشت كه دو شرط زیر برای وجوب نفقـه ضروری است:

  1. دایمی بودن عقد که قانون مدنی در ماده ۱۱۰۶ تصریح دارد: در عقد دایم نفقه زوجه به عهده شوهر است.

  2. تمکین کامل زوجه

 

تمکین

تمكين مخصوص و خاص زوجه است .در نکاح، تمکین به معنای پاسخ دادن زن به خواسته های مشروع جنسی همسر خود تعریف شده است اما در کتاب های حقوقی تمکین دارای دو معنای اصطلاحی است.

  1. تمکین عام، به معنی قبول ریاست شوهر بر خانواده و محترم شمردن اراده او در تربیت فرزندان و اداره مالی و اخلاقی خانواده است .
  2. تمکین خاص ناظر به رابطه جنسی زن با شوهر و پاسخ دادن به خواسته های مشروع او است.

بنابراين تمكين اعم است از تمكين عام و تمكين خاص و اثر امتناع از آن موجب نشوز و يا ناشزه شدن زن مى گردد . به اين معنا كه هر گاه زن بدون مانع مشروع از اداى وظايف زوجيت امتناع كند ، مستحق نفقه نخواهد بود . نشوز مانع استقرار نفقه است و زن ناشزه مستحق نفقه نيست .

حق حبس:

تنها زمانی که زن می‌تواند از تمکین مرد خودداری کند زمانیست که مرد از پرداخت مهريه خودداری کند. این حق که نوعی حق حبس معروف به حق امتناع زوجه است بنا به نظر مشهور تا قبل از زفاف یا اولین آميرش جنسى است.

مادهٔ ۱۰۸۵ قانون مدنی در این مورد گفته‌است: زن می‌تواند تا مهر به او تسلیم نشده از ایفاء وظایفی که در مقابل شوهر دارد امتناع کند مشروط بر اینکه مهر او حال باشد و این امتناع مسقط حق نفقه نخواهد بود .بنابراين زن مى تواند تنها در يك صورت مطالبه نفقه بدون تمكين كند و آن هم پيش از انجام اولين عمل زناشويى بين آنهاست . در اين مورد مرد نمى تواند پرداخت نفقه را مشروط بر تمكين زن كند.

اختلاف در پرداخت نفقه ميان زن و شوهر :

در صورت ايجاد اختلاف در پرداخت نفـقه ميان زن و شوهر ، اصل بر عدم پرداخت نفـقه مى باشد مگر اينكه قرائن و ظاهر زندگى ، حكايت از پرداخت داشته باشد .

استنكاف و خوددارى شوهر از پرداخت نفقـه :

زن مى تواند در صورت استنكاف شوهر از دادن نفـقه به دادگاه رجوع كند كه در اين صورت دادگاه ميزان آن را معين و شوهر را به دادن محكوم خواهد كرد . چنانچه پس از تعيين نفـقه ، مرد همچنان از پرداخت خوددارى كند اعم از اينكه خوددارى او به صورت عمدى باشد و يا به واسطه عجز و ناتوانى مالى مرد باشد ، زن مى تواند از دادگاه درخواست طلاق كند .

نفقـه در عقد انقطاع يا موقت :

در نكاح موقت ، پرداخت نفقه بر عهده مرد نيست مگر اينكه بين آنها شرط شده باشد كه پرداخت نفقه بر عهده مرد باشد .

 

جهت کسب اطلاع  بیشتر و بهرمندی از خدمات مشاوره ای با ما تماس بگیرید . تلفن تماس : 09123939759 –

طلاق

طلاق : بهترين وكيل در زمينه طلاق چه كسى است؟ بهترين وكيل در زمينه طـلاق چه كسى است؟ امروزه یکی از مسائل و به عبارتی معضلات جامعه ، مسئله طلاق است . با توجه به این که اکثریت مردم ، اطلاعات جامع و کاملی در خصوص قوانین و مقررات مربوط به طلاق ندارند ، بهتر است در صورت نیاز با وکلای متخصص و متبحر در این زمینه مشورت و از آن ها مشاوره حقوقی دریافت نمایند . علاوه بر آشنایی با قوانین مربوط به طلاق ، آشنایی در خصوص روند رسیدگی در دادگاه ها نیز می تواند کمک شایانی به تسریع در احقاق حق نماید . با توجه به این که وکلای متخصص در زمینه طلاق علاوه بر تسلط به قوانین و مقررات مربوطه ، به روند رسیدگی در دادگاه ها نیز آشنا هستند ، بهتر است در صورت نیاز از خدمات آن ها استفاده گردد.

طلاق

بهترين وكيل در زمينه طلاق چه كسى است؟

بهترين وکیل در طـلاق کسی است که با اخذ دعاوی متعدد در امور خانواده  تجربه کافی در مورد دعاوی خانوادگی و همین طور انواع طـلاق ها را دارد و به کلیه امور مربوطه  به این دعاوی ؛ از جمله ، جهیزیه، مهريه ، عده زن ، حضانت فرزندان،اجرت المثل ، انواع طـلاق و فسخ نکاح و شرایط و آثار آن ها، حق رجوع مرد و تعیین تکلیف در مورد جهیزیه ، نفقه و … در اين زمينه آشنایی کافی دارد و همینطور با توجه به تجربه ای که در این زمینه دارد به رویه مرسوم دادگاه ها و محاکم خانواده ، آراء وحدت رویه و دکترین حقوقی در مورد طلاق کاملا آشنا است.

معنا و مفهوم طـلاق :

واژه طـلاق از ريشه عربى و به معنى گشودن گره و رها كردن است و در فقه اسلامى زائل كردن قيد ازدواج تعريف مى شود و در حقوق طـلاق به معنى پايان قانونى ازدواج و جدا شدن زوجين از يكديگر است و به دنبال آن حقوق و تكاليفى را كه زوجين به هنگام ازدواج دارا شده اند ، از بین مى رود. اصولاً طلاق هنگامى اتفاق مى افتد كه دوام و استحكام رابطه زناشويى از میان رفته و ميان زوجين عدم تفاهم ، ناسازگارى و تنش به وجود آمده است. نا گفته نماند كه طـلاق با فسخ ازدواج متفاوت است و فسخ ازدواج به معناى آن است كه ازدواج صورت گرفته از ابتدا باطل و بى اعتبار بوده و يا اينكه با داشتن يكى از شرايط موجود در قانون مدنى امكان فسخ و ابطال نكاح موجود است .

انواع طلاق

  1. طــلاق توافقى
  2. طــلاق از سمت زوج
  3. طــلاق از سمت زوجه
  4. طــلاق توافقى

 

1.طلاق توافقی

ساده ترين شكل طـلاق ، طـلاق توافقى است بدين معنا كه زوجين در مورد طـلاق و جدايى از يكديگر به توافق رسيده اند و بدين شكل زوجين با توافق در خصوص شرايط جدايى از جمله مهريه و اجرت المثل و حضانت فرزندان و غيره براى طـلاق توافقى اقدام ميكنند . بنابر اين تمام توافقات زوجين در خصوص طـلاق توافقى از نظر دادگاه قابل پذيرش و محترم است .

مدارك لازم جهت طلاق توافقى

شناسنامه و كارت ملى هر يك از زوجين – عقد نامه يا رونوشت آن.

در صورت در دسترس نبودن عقد نامه زوجين مى توانند با مراجعه به دفتر خانه اى كه ازدواج آنان راثبت كرده است و با اخذ رونوشت ازدواج از آن دفترخانه براى طلاق توافقى اقدام كنند .

گواهى عدم امكان سازش چيست؟

گواهى عدم امكان سازش همان حكم طـلاق است كه از طرف دادگاه صادر مى گردد و تا قبل از صدور اين حكم ، در صورت منصرف شدن هر يك از زوجين ، اين گواهى صادر نمى گردد. اما در صورت صدور رأى گواهى عدم امكان سازش و به دنبال آن انصراف زوجين از طـلاق توافقى چه اتفاقى مى افتد؟

در پاسخ به سوال فوق بايد اينگونه اذعان داشت كه پس از صدور رأى طلاق توافقى ، در صورت پشيمانى زوج و عدم حضور او در دفتر خانه امكان ثبت طلاق وجود نخواهد داشت مگر اينكه زوجه ضمن رأى دادگاه يا به صورت جداگانه وكالت طلاق يا همان اصطلاح حق طـلاق را داشته باشد كه در اين صورت با مراجعه زوجه به دفتر خانه طـلاق ثبت مى گردد.

 

انصراف زوجه از طلاق پس از صدور گواهی عدم امکان سازش :

اگر پس از صدور رأى طـلاق توافقى زوجه منصرف شود ، هيچ تأثيرى در ثبت طـلاق ندارد و زوج مى تواند بدون حضور زوجه در دفترخانه ،آن را ثبت كند . اگر چه در عمل ، عدم حضور زوجه يا وكيل زوجه در دفتر خانه موجب استعلام دفتر خانه از شعبه صادر كننده رأى مى شود و معمولاً دادگاه ها ى خانواده اجازه ثبت طلاق بدون رضايت زوجه را نمى دهد .

چقدر زمان ميبرد تا طلاق توافقى انجام شود؟

در صورتى كه زوجين تصميم به جدايى از يكديگر به صورت توافقى  داشته باشند ابتدا بايد به سامانه نوبت دهى طلاق مراجعه و پس از انتخاب يكى از مراكز مشاوره با حضور در جلسات مشاوره كه معمولاً بين يك تا پنج جلسه مى باشد، گواهى عدم انصراف از طلاق را از اين مراكز اخذ نموده و در پى آن دادخواست طلاق از طريق دفاتر خدمات قضايى را ثبت كنند.

لازم به ذكر است كه بعد از صدور رأى دادگاه مبنى بر گواهى عدم امكان سازش زوجين در بازه زمانى سه ماهه مى توانند به يكى از دفتر خانه ها جهت ثبت طلاق مراجعه كنند.

آيا مى توان بدون اخذ رأى از دادگاه ، جهت ثبت به دفتر خانه مراجعه كرد؟

پاسخ اين است كه هيچ زن و مردى نمى توانند بدون اخذ گواهى عدم امكان سازش كه صرفاً از طرف دادگاه خانواده صادر مى شود ، جهت ثبت طلاق توافقى و يا هر نوع طلاق ديگرى به دفترخانه جهت ثبت طلاق مراجعه كنند.

2.طلاق از طرف زوج:

در قانون حق طـلاق با مرد است و مرد مى تواند هر زمان كه بخواهد براى طلاق همسر خود اقدام كند اما بايد اذعان داشت كه در اين صورت مرد با حفظ حق و حقوقى كه به زوجه تعلق مى گيرد ، اختيار طلاق او را دارد . بدين معنا كه مرد زمانى مى تواند زن را طلاق دهد كه حقوق و تكاليف زن مانند مهريه ، نفقه ، اجرت المثل ، شرط تنصيف دارايي و …را مشخص و پرداخت كند.

شرط تنصيف دارايى به اين معنا است كه اگر طلاق به درخواست زوج باشد و همچنين در صورتى كه درخواست طلاق مبنى بر بدرفتارى زوجه نباشد ، در اين صورت زوج بايد نصف اموالى را كه در مدت زمان زندگى مشترك يعنى پس از عقد نكاح حاصل شده است را طبق دستور دادگاه به زن بدهد.

طـلاق از سوى زوج از نوع طلاق رجعى است بدين معنا كه مرد پس از ثبت طلاق در مدت زمان عده زوجه، حق رجوع از طلاق را دارد . همچنين در اين نوع طلاق ، در مدت عده مرد بايد نفقه زوجه را پرداخت كند .

3.طلاق از سمت زوجه :

به طور كلى زوجه حقى براى طلاق ندارد و طبق قانون حق طلاق به مرد داده شده است مگر در صورتى كه يكى از موارد زير موجود باشد

مطابق با قانون مدنى و مستنداً به تبصره ماده ١١٣٣، زن مى تواند با وجود شرايط مقرر در مواد١١١٩ -١١٢٩-١١٣٠ قانون مدنى از دادگاه تقاضاى طـلاق كند  . علاوه بر اين در صورت تخلف زوج از يكى از شروط ضمن عقد ، زوجه مى تواند از دادگاه تقاضاى طـلاق كند كه اين موارد عبارت است از:

 

  1. در صورتى كه زن به صورت شرط ضمن عقد ازدواج يا ضمن عقد لازم ديگرى وكالت بلاعزل براى اجراى صيغه طلاق گرفته باشد
  2. در صورت استنكاف مرد از دادن نفقه و عدم امكان اجراى حكم دادگاه و الزام مرد به پرداخت نفقه
  3. در صورتى كه دوام زوجيت موجب عسر و حرج( مشقت و سختى) زوجه باشد.
  4. ترك زندگى خانوادگى توسط زوج ، حداقل به مدت شش ماه متوالى و يا نه ماه متناوب در مدت يك سال بدون عذر موجه
  5. اعتياد زوج به يكى از انواع مواد مخدر و يا ابتلا وى به مشروبات الكى كه به اساس زندگى خانوادگى خلل وارد آورد.
  6. محكوميت قطعى زوج به حبس پنج سال يا بيشتر  همينطور محكوميت قطعى زوج بر اثر ارتكاب جرم و اجراى هر گونه مجازات كه مغاير با حيثيت و شئون خانوادگى زوجه باشد
  7. ضرب و شتم يا هر گونه سوءرفتار مستمر زوج كه عرفاً با توجه به وضعيت زوجه قابل تحمل نباشد.
  8. ابتلاء زوج به بيمارى صعب العلاج كه زندگى مشترك را مختل كند.
  9. ديوانه بودن زوج
  10. اشتغال مرد به كارى كه به حيثيت و آبروى زن و مصالح خانوادگى او لطمه بزند.
  11. بچه دار نشدن زوج پس از گذشت پنج سال از  زندگى مشترك به جهت عقيم بودن يا ديگر عوارض جسمى مرد.
  12. ازدواج مجدد مرد بدون اجازه همسر

طلاق بائن چيست؟

طـلاق بائن طلاقى است كه در آن مرد نمى تواند پس از طلاق به زن رجوع كند يعنى نمى تواند بدون عقد او را دوباره همسر خود قرار دهد . طـلاق بائن در مقابل طـلاق رجعى قرار دارد.

اقسام طلاق بائن

طـلاق هاى زير بائن محسوب مى شود:

  1. طـلاقى كه قبل از نزديكى واقع شود
  2. طـلاق صغيره:طلاق دخترى كه به نه سال تمام نرسيده . البته در قانون مدنى به جهت ممنوع بودن ازدواج دختره صغيره يا نابالغ ، اين نوع طلاق ذكر نگرديده.
  3. طـلاق زن يائسه : يائسه زنى است كه به اقتضاى سن خود عادت زنانگى نمى بيند و اين سن معمولاً پنجاه سالگى است.
  4. خلع
  5. مبارات
  6. طـلاق سوم يا سه طلاقه: يعنى سومين طلاق كه بعد از سه وصلت متوالى به عمل آيد . اعم از اينكه وصلت درنتيجه رجوع باشد يا در نتيجه نكاح جديد.

اصولاً طـلاق بائن در موضوعى است كه به حكم دادگاه باشد يعنى شوهر به حكم دادگاه الزام به طلاق همسر خويش شده باشد.

طلاق خلع

طـلاق خلع آن است كه زن به واسطه كراهتى كه از شوهر دارد در مقابل مالى كه به شوهر مى دهد طـلاق بگيرد ، اعم از اينكه مال مزبور عين مهر يا معادل مهر يا كمتر و يا بيشتر از مهر باشد.

در طـلاق خلع و مبارات ، آنچه كه زن در ازاء (طلاق) به شوهر مى بخشد فديه يا عوض نام دارد.

طـلاق خلع و مبارات از انواع طـلاق بائن است بدين معنا كه حق رجوع در ايام عده تنها براى زوجه امكان پذير است.

رجوع در طـلاق خلع و مبارات

رجوع در طـلاق خلع و مبارات از طرف زوجه با رجوع به فديه يا عوض يا آنچه كه در ازاء طـلاق بذل كرده است ، ميسّر مى شود كه در اين صورت پس از رجوع زن به فديه شوهر نيز حق رجوع به زن را پيدا مى كند. . همچنين لازم به ذكر است كه در طـلاق خلع و مبارات در صورتى كه مرد به جهات ديگر مانند يائسه بودن زن ، حق رجوع به زن را نداشته باشد ، زن نيز حق رجوع به بذل يا آنچه را كه بخشيده ندارد . چرا كه اين عمل موجب زيان مرد است و با اصل لاضرر سازگار نيست.

 

طـلاق مبارات

طـلاق مبارات آن است كه كراهت از سوى طرفين باشد ولى در اين صورت عوض و يا آنچه كه بخشيده شده نبايد از ميزان مهر بيشتر باشد و چنانچه عوض زائد بر مهر باشد ، مرد مازاد را مالك نمى شود ولى طـلاق صحيح و نافذ است.

طـلاق رجعى

مطابق با ماده ١١٤٨ قانون مدنى در طـلاق رجعى در مدت عده براى مرد حق رجوع وجود دارد .

به جز طـلاق هايى كه فوقاً ذكر گرديدو همچنين طـلاق صغيره و طـلاق ناشى از عسر و حرج زوجه، تمام طـلاق هاى ديگر رجعى محسوب مى شود . به عبارتى اصل در طـلاق رجعى بودن است و طـلاق بائن استثناء است.

نحوه اعلام رجوع در طلاق رجعى

اطلاع زن از رجوع مرد شرط تحقق رجوع نيست و تاريخ رجوع اعلان اراده شوهر مبنى بر رجوع به زن است اما زن تنها از زمان آگاهى از رجوع مكلف به ايفاء وظايف زناشويى است.

مدت زمان رجوع چقدر است؟

مدت زمانى كه در آن امكان رجوع وجود دارد مدت زمان عده است .

عده چيست؟

عده عبارت است از مدتى كه تا انقضاى آن زنى كه عقد نكاح او منحل شده است نمى تواند شوهر ديگرى را اختيار كند .كه معمولاً اين مدت سه ماه يا سه طهر است.

جهت کسب اطلاع و قبل از اقدام به دادخواست و طرح دعوی یا دفاع در دعوی با مشاوره حقوقی متخصص در این زمینه تماس حاصل فرمایید . شماره تماس : 09123939759