نوشته‌ها

تأیید بطلان فروش ملک بازداشت شده

تأیید بطلان فروش ملک بازداشت شده : تأیید بطلان فروش ملک بازداشت شده : مطابق با ماده 56 قانون اجرای احکام مدنی ، هر گونه نقل و انتقال اعم از قطعی و شرطی و رهنی نسبت به مال توقیف شده ، باطل و بلاثر است .

بنابراین اگر ملک توسط دادگاه به یکی از جهات قانونی بازداشت شود ، هر گونه معامله ای نسبت به این ملک بی اعتبار است . علی رغم اینکه در ماده 56 قانون اجرای احکام مدنی ، در مورد بطلان این گونه معاملات صراحتاً بیان شده ؛ اما بین باطل بودن و غیر نافذ بودن این گونه معاملات بین محاکم اختلاف نظر است . البته در فرضی که این گونه معاملات را غیر نافذ بدانیم ، مستفاد از ماده 57 قانون اجرای احکام مدنی ، در صورت رد ذی نفع و عدم تنفیذ معامله از سوی وی ، معامله باطل خواهد بود . در چنین شرایطی ؛ اگر مالک با سند عادی ملک خود را به دیگری منتقل کند ، شخصی که ملک به نفع او بازداشت شده است ، می تواند تأیید بطلان فروش ملک بازداشت شده را از دادگاه بخواهد .

 

تأیید بطلان فروش ملک بازداشت شده

 

تعهد در فروش مال توقیف شده

 

چنانچه محکوم علیه یا مالک در قراردادی با شخص ثالث ، تعهد کند که با پرداخت طلب محکوم له ، زمینه ی رفع بازداشت از مال توقیف شده را فراهم سازد و بعد از رفع بازداشت ، آن را منتقل کند ، این تعهد صحیح است.

آیا با فروش ملک بازداشت شده جرم فروش مال غیر اتفاق افتاده ؟

اصولاً بازداشت ملک در مقابل طلب ، سالب مالکیت مالک نمی شود ؛ بنابراین فروش ملک بازداشتی ، فروش مال غیر تلقی نمی شود . البته بعضی محاکم فروش ملک غیر را کلاهبرداری محسوب می کنند و فروشنده را تحت تعقیب کیفری قرار می دهند .

دادخواست تأیید بطلان فروش ملک بازداشت شده

در تأیید بطلان فروش ملک بازداشت شده ، خواهان کسی است که ملک به نفع او بازداشت شده و دعوی را به طرفیت خریدار و فروشنده مطرح می کند . باید اذعان داشت که هر یک از خریدار و فروشنده نیز می توانند تأیید بطلان فروش ملک بازداشت شده را از دادگاه تقاضا کنند .

 

جهت کسب اطلاعات بیشتر ، قبل از طرح دادخواست یا دفاع در دعوی و اخذ مشاوره از وکیل ملکی با ما تماس بگیرید . تلفن تماس : 09123939759

تأیید بطلان قرارداد به جهت در رهن بودن ملک

تأیید بطلان قرارداد به جهت در رهن بودن ملک : تأیید بطلان قرارداد به جهت در رهن بودن ملک : ماده ی 793 قانون مدنی اشعار می دارد راهن نمی تواند در رهن ، تصرفی کند که منافی حق مرتهن باشد . مگر به اذن مرتهن ؛ بنابراین در خصوص ضمانت اجرای انتقال ملکی که در رهن دیگری است دو نظر وجود دارد : نظر اول معتقد است که با توجه به ماده 57 قانون اجرای احکام مدنی چنین معامله ای غیر نافذ است و با رد آن ازطرف مرتهن معامله باطل خواهد بود و عده ای دیگر بر این نظرند که تصرفات حقوقی ، خلاف حق مرتهن باطل و بلاثر است . به هر حال بر اساس هر دو نظریه فوق ، اگر مالک نسبت به ملک معامله ای انجام دهد که با حق مرتهن منافی باشد ، مرتهن می تواند ، تأیید بطلان قرارداد را از دادگاه بخواهد .

 

تأیید بطلان قرارداد به جهت در رهن بودن ملک

آیا در فروش املاکی که در رهن بانک هستند ، اذن بانک لازم است ؟

مطابق با ماده 133 برنامه لایحه ششم مصوب اسفند 1395 ، برای تنظیم و ثبت سند معاملات راجع به انتقال مالکیت املاک که در رهن بانک ها و موسسات مالی و اعتباری قرار گرفته اند ، اذن مرتهن لازم نیست ؛ لکن این موضوع باید پس از استعلام از بانک و تعیین میزان بدهی توسط سردفتر تنظیم اسناد رسمی به اطلاع منتقل الیه برسد . انتقال مال مذکور ، نافی حقوق مرتهن در وصول مطالبات خود از محل مال مرهون در صورت عدم پرداخت دین در مهلت مقرر نخواهد بود .

 

رهن مکرر یا مازاد چیست ؟ چنانچه مالک ، ملک خود را که در رهن شخصی است برای بار دیگر در رهن مرتهن یا شخص ثالثی قرار دهد رهن مکرر یا مازاد گفته می شود .

 

آیا رهن مکرر یا مازاد ملک باطل است ؟

اگر راهن ، ملک خود را بار دیگر در رهن دیگری قرار دهد ، عمل او منافی حق مرتهن اول نیست و رهن دوم که اصطلاحاً رهن مازاد گفته می شود ، صحیح است با حفظ حق تقدم مرتهن اول نسبت به مرتهن دوم .

 

اجاره ملک رهنی

اگر مالک ملک خود را اجاره دهد ، قرارداد اجاره در صورتی صحیح است که ، تسلیم آن به مستاجر ، حق مرتهن را در معرض خطر قرار ندهد و مدت آن کوتاه تر از دین باشد . در چنین مواردی اگر مستأجر به راهن که موجر نیز هست مبلغی به عنوان ودیعه یا قرض الحسنه پرداخت کند و قرارداد رهنی به دلیل عدم وصول طلب مرتهن منجر به صدور اجراییه و تخلیه ی ملک شود ، مستاجر می بایست مبلغ ودیعه را از موجر مطالبه کند و حق مراجعه به مرتهن ندارد .

طرفین دعوای تأیید بطلان قرارداد به جهت در رهن بودن ملک :

در دعوای تأیید بطلان قرارداد به جهت در رهن بودن ، مرتهن یا کسی که ملک در رهن اوست خواهان دعوی است و دعوی به طرفیت راهن و شخص ثالثی که قرارداد با او منعقد شده است ، طرح می شود . البته این حق برای راهن و شخصی که طرف قرارداد راهن است نیز وجود دارد که نسبت به طرح دعوی اقدام کند .

 

جهت کسب اطلاعات بیشتر ، قبل از طرح دادخواست یا دفاع در دعوی و اخذ مشاوره از وکیل ملکی با ما تماس بگیرید . تلفن تماس : 09123939759

تأیید انفساخ قرارداد

تأیید انفساخ قرارداد : تأیید انفساخ قرارداد :انفساخ به معنی انحلال قهری یا خود به خود در عقود است . به عبارت بهتر انحلالی که اراده طرفین در آن نقشی ندارد را انفساخ می گویند . مانند تلف مبیع قبل از قبض و یا فوت یا حجر یکی از طرفین در عقود جایز .

 

 

تأیید انفساخ قرارداد

 

به طور کلی انحلال قرارداد به سه صورت امکان پذیر است :

 

  • انحلال به تراضی که در اصطلاح اقاله و یا تفاسخ نامیده می شود . بدین گونه که همان اراده های موجد عقد ، عقد را با توافق یکدیگر منحل می کنند .
  • انحلال ارادی که با تصمیم یکی از طرفین انجام می شود و یک عمل حقوقی است و برخلاف اقاله که در شمار قراردادها ست ، ایقاع محسوب شده و نیازی به تراضی ندارد . انحلال ارادی را فسخ و اختیاری که طرف عقد لازم در فسخ آن دارد ، را خیار می گویند .
  • انحلال قهری که خود به خود انجام می شود و اراده طرفین در آن نقشی ندارد و در اصطلاح به آن انفساخ می گویند . مانند تلف مبیع قبل از قبض ( ماده 387 قانون مدنی ) و فوت یا حجر در عقود جایز ( ماده 954 قانون مدنی )

 

بنابر این این امکان وجود دارد که عقود و قراردادها پس از آن که به صورت صحیح تشکیل شدند ، در شرایطی بدون نیاز به اراده حقوقی جدید ، منحل شوند . برای این نوع از انحلال عقد ، واژه ی انفساخ به کار برده می شود .

 

انفساخ قرارداد به دو شکل قابل تصور است . ممکن است ، انفساخ به حکم قانون باشد یا در قرارداد ، شرط شود در صورت ایجاد شرایط خاصی ، مانند عدم انجام تعهد از سوی یکی از طرفین ، قرارداد منحل و منفسخ شود . لازم به ذکر است که شرط انفساخ صرفاً در قراردادی معتبر است که قابل انحلال باشد و انحلال آن نیز نیاز به تشریفات خاص نداشته باشد .

 

اگر چه پس از انفساخ عقد ، ضرورتی برای ارائه دادخواست حقوقی وجود ندارد و کسی که از انفساخ نفع می برد ، می تواند در صورت استناد طرف دیگر به قرارداد ، به عنوان دفاع ، به انفساخ استناد کند ؛ اما در برخی موارد ذی نفع به جهت تعیین تکلیف موضوع و یا ادعاهای احتمالی که ممکن است از سوی طرف دیگر قرارداد مطرح شود و یا برای استفاده ار آثار حقوقی انفساخ می تواند ، دادخواست تأیید انفساخ را تقدیم دادگاه کند .

 

تأیید انفساخ قرارداد و رأی صادر شده در مورد آن :

دادگاه تنها انفساخ را تأیید می کند و رأی دادگاه نیاز به صدور اجراییه ندارد .

 

جهت کسب اطلاعات بیشتر ، قبل از طرح دادخواست یا دفاع در دعوی و اخذ مشاوره از وکیل ملکی با ما تماس بگیرید . تلفن تماس : 09123939759

تأیید فسخ قرارداد به جهت غَبن فاحش

تأیید فسخ قرارداد به جهت غَبن فاحش : تأیید فسخ قرارداد به جهت غَبن فاحش : معنای غبن : غبن در لغت به معنای فریفتن و گول زدن است و در اصطلاح حقوقی به معنای به هم خوردن تعادل ارزش اقتصادی عوضین است . غبن زمانی محقق می شود که میان ارزش واقعی ملک و ارزش تعیین شده در قرارداد ، اختلاف وجود داشته باشد . مثلاً ؛ اگر شخصی ملکی را به مبلغ دویست میلیون تومان بخرد ، در حالی که ارزش واقعی ملک کمتر از این مبلغ باشد ، خریدار در این حالت مغبون شده است و اختیار فسخ معامله را پیدا می کند . مبنای غبن ، قاعده لاضرر ، یعنی ضرورت پرهیز از ضرر و جبران آن است .

 

تأیید فسخ قرارداد به جهت غَبن فاحش

 

فاحش بودن غبن را عرف مشخص می کند و غبنی که عرفاً قابل مسامحه باشد به مغبون حق فسخ نمی دهد . لازم به ذکر است که در شرایط کنونی اکثر دادگاه ها ، فاحش بودن غبن را از طریق ارجاع به کارشناس رسمی احراز می کنند .  با توجه به اصل لزوم قراردادها و در مورد اختلاف ، مدعی غبن باید فاحش بودن آن را ثابت کند .

 

شرایط ایجاد خیار غبن :

یکی از شرایط اساسی ایجاد خیار غبن فاحش این است که غبن در زمان انعقاد قرارداد ، وجود داشته باشد . همچنین در صورتی که مغبون در حین معامله عالم به قیمت معامله بوده است خیار فسخ نخواهد داشت .

اگر معلوم شود ، مغبون در هر شرایطی ، به صورت گرفتن معامله تمایل داشته و آن را منعقد می ساخته ، غبن ولو آن که فاحش باشد موجد حق فسخ نیست .

 

مبنای حقوقی دادخواست تأیید فسخ قرارداد به جهت غَبن فاحش :

در صورتی که اختلاف ارزش معاملاتی ملک با ارزش واقعی از حد متعارف بیشتر باشد و به حدی باشد که قابل مسامحه نباشد ، اصطلاحاً غبن فاحش در قرارداد وجود دارد که این غبن برای کسی که متضرر شده است ، حق فسخ ایجاد می کند . فرد مغبون می تواند ، پس از علم به غبن به هر طریق ممکن از جمله ارسال اظهار نامه رسمی ، اقدام به فسخ قرارداد کند و سپس تأیید فسخ خود را از دادگاه بخواهد .

نحوه اجرای رأی تأیید فسخ قرارداد به جهت غبن فاحش

دادگاه نقشی در فسخ قرارداد ندارد و صرفاً فسخ صورت گرفته را تأیید و اعلام می کند . به همین خاطر این رآی ، جنبه اجرایی ندارد .

 

جهت کسب اطلاعات بیشتر ، قبل از طرح دادخواست یا دفاع در دعوی و اخذ مشاوره از وکیل ملکی با ما تماس بگیرید . تلفن تماس : 09123939759

الزام به رفع ممانعت از حق

الزام به رفع ممانعت از حق : الزام به رفع ممانعت از حق :دعوی الزام به رفع ممانعت از حق یکی از دعاوی رایج در اموال عیر منقول می باشد که به موجب آن صاحب حق انتفاع و ارتفاق ، جهت اعاده ی وضع به حالت قبل از تصرف به دادگاه رجوع می کند و رفع ممانعت را از دادگاه می خواهد .

 

الزام به رفع ممانعت از حق

 

قانون آیین دادرسی مدنی در مورد دعوای ممانعت از حق در ماده 159بیان نموده : دعوای ممانعت از حق عبارت است از تقاضای کسی که رفع ممانعت از حق ارتفاق یا انتفاع خود را در ملک دیگری بخواهد .

 

بنابراین چنانچه کسی مانع استفاده حقوق قانونی شخص در ملکی شود ؛ ممانعت از حق کرده است .

 

در دعوای ممانعت از حق ، خواهان از مرجع قضایی می خواهد تا مانعی را که سبب جلوگیری وی از بهره مندی از حقوق ارتفاقی شده است را رفع کند .

 

شرایط دادخواست الزام به رفع ممانعت از حق

برای اینکه دعوای ممانعت از حق به نتیجه برسد و دادگاه به رفع ممانعت رأی بدهد ، باید شرایط ذیل فراهم باشد :

  1.  سبق تصرف خواهان : یعنی خواهان ثابت کند که از حق مورد نظر استفاده می کرده است .
  2.  ممانعت فعلی خوانده : باید ثابت شود که خوانده از حق خواهان جلوگیری کرده است .
  3.  عدم رضایت خواهان : باید این ممانعت بدون حق و بدون رضایت خواهان بوده باشد .

در دعوای الزام به رفع ممانعت از حق ، خواهان دعوی ، صاحب حق انتفاع یا ارتفاق است که از حق خود محروم شده است . خوانده هم کسی است که از حق خواهان جلوگیری کرده است . کسی که ممانعت کرده ، ممکن است ، مالک ملک مجاور یا شخص دیگری باشد .

در دعوای  الزام به رفع ممانعت از حق ، دادگاه صرفاً به این موضوع رسیدگی می کند که آیا خواهان دارای حق ارتفاق و یا انتفاع است و آیا خوانده از چنین حقی جلوگیری کرده است یا خیر ؛ بنابراین در دعوای ممانعت از حق ، دادگاه وارد دلایل مالکیت ملک نمی شود .

 

نحوه اجرای رأی ممانعت از حق

دعوای ممانعت از حق به محض صدور رآی بدوی قابلیت اجرایی دارد و تجدید نظر از آن ، اجرای حکم را به تأخیر نمی اندازد . بنابراین پس از صدور حکم ، اجراییه صادر و رأی اجرا می شود .

 

جهت کسب اطلاعات بیشتر در خصوص الزام به رفع ممانعت از حق ، قبل از طرح دادخواست یا دفاع در دعوی و اخذ مشاوره از وکیل ملکی با ما تماس بگیرید . تلفن تماس : 09123939759

 

الزام به رفع مزاحمت

الزام به رفع مزاحمت : الزام به رفع مزاحمت : مطابق با ماده 160 قانون آیین دادرسی مدنی ، دعوای مزاحمت عبارت است از : دعوایی که به موجب آن متصرف مال غیر منقول ، درخواست جلوگیری از مزاحمت کسی را می کند که نسبت به متصرفات او مزاحم است ، بدون اینکه مال را از تصرف متصرف خارج کرده باشد ؛ بنابراین بدون اینکه ملک از تصرف مالک خارج شود ، نسبت به تصرفات مالک مزاحمت ایجاد شده است و اجازه بهره برداری مناسب متصرف را از ملک نمی دهد . مثل اینکه شخصی با تخلیه مصالح و یا با ریختن زباله در ورودی ملک دیگری ، برای مالک مزاحمت ایجاد کند .

الزام به رفع مزاحمت

در دعوای مزاحمت باید ارکان زیر موجود باشد :

  1. تصرف سابق خواهان بدون مزاحمت
  2. مزاحمت فعلی خوانده بدون رضایت خواهان
  3. غیر قانونی بودن مزاحمت خوانده

 

دادخواست الزام به رفع مزاحمت مزاحمت :

در دعوای مزاحمت ، خواهان باید ثابت کند که موضوع دعوا حسب مورد ، قبل از خارج شدن ملک از تصرف وی و یا قبل از ممانعت و یا مزاحمت در تصرف و یا مورد استفاده ی او بوده و بدون رضایت او و یا به غیر وسیله قانونی از تصرف وی خارج شده است .

در دعوای مزاحمت از حق ، خواهان دعوی کسی است که نسبت به تصرفات او مزاحمت شده است . مزاحم ملک نیز خوانده ی دعوا است .

نحوه اجرای رأی مزاحمت از حق

دعوای الزام به رفع مزاحمت از حق بلافاصله پس از صدور حکم دادگاه بدوی و قبل از قطعیت ، رأی اجرا می شود و تجدید نظرخواهی محکوم علیه ، تاثیری در اجرای رأی ندارد .

 

جهت کسب اطلاعات بیشتر در خصوص الزام به رفع مزاحمت از حق ، قبل از طرح دادخواست یا دفاع در دعوی و اخذ مشاوره از وکیل ملکی با ما تماس بگیرید . تلفن تماس : 09123939759

افراز ملک توسط دادگاه

افراز ملک توسط دادگاه : معنای افراز : افراز به معنای تقسم ملک مشاعی بین شر کا است . در افراز ملک توسط دادگاه آنچه مهم است تعدد مالکین ملک می باشد و چنانچه ملک فاقد شریک باشد نمی توان دعوای افراز ملک مطرح نمود .

 

 

افراز ملک توسط دادگاه

تفاوت تفکیک ملک مشاع و دعوای افراز :

تفاوت تفکیک ملک مشاع و دعوای افراز در این است که در تفکیک ملک مشاعی ، حالت اشاعه ملک از بین نمی رود ولی در افراز ملک ، از حالت اشاعه خارج و به قطعات اختصاصی تقسیم می شود .

افراز ملک مشاع با درخواست یکی از شرکا هم انجام می شود ولی در تفکیک ملک ، موافقت تمامی مالکین لازم است .

 

دعوی افراز ملک توسط دادگاه

مطابق با ماده 1 قانون افراز و فروش املاک مشاع مصوب 1357 : افراز املاک مشاع که جریان ثبتی آنها خاتمه یافته باشد اعم از اینکه در دفتر املاک ثبت شده یا نشده باشد در صورتی که مورد تقاضای یک یا چند شریک باشد ، با واحد ثبتی محلی خواهد بود که ملک مذکور در حوزه آن واقع است . واحد ثبتی با رعایت کلیه ی قوانین و مقررات ، ملک مورد تقاضا را افراز می کند . بنابر این در حالت عادی درخواست افراز ملک مستقیماً به اداره ثبت اسناد محل وقوع ملک داده می شود .

مفهوم مخالف ماده بالا این است که چنانچه جریان ثبتی ملکی خاتمه نیافته باشد ، مرجع رسیدگی به دعوای افراز ملک ، دادگاه محل وقوع ملک می باشد همچنین در مواردی که بین شرکا غایب مفقود الاثر یا محجور باشد ، دادگاه محل وقوع ملک صالح به رسیدگی است .

اگر ملک دارای سابقه ثبتی باشد ، دادگاه پس از ثبت دادخواست و تعیین وقت رسیدگی ، آخرین وضعیت ثبتی ملک و میزان سهم هر یک از مالکین مشاعی را از اداره ثبت استعلام می کند و پس از دریافت پاسخ استعلام ، قرار ارجاع امر به کارشناسی را صادر می کند . کارشناس رسمی پس از بررسی ملک نسبت به قابل افراز بودن و یا نبودن ملک و در صورت قابلیت افراز ، نحوه تقسیم ملک را مشخص و به دادگاه تقدیم می کند . چنانچه ملک غیر قابل افراز باشد ، دادگاه حکم به غیر قابل افراز بودن ملک می دهد . اگر ملک قابل افراز باشد و مالکین به نظر کارشناس معترض نباشند ، دادگاه بر مبنای نظر کارشناس حکم به افراز ملک می دهد و چنانچه مالکین نسبت به نظریه کارشناس معترض باشند ، دادگاه سهم مالکین را مشخص می کند .

اجرای حکم افراز ملک

حکم افراز ملک جنبه ی اعلامی دارد بنابراین نیاز به صدور اجراییه ندارد . متقاضی ، حکم افراز ملک را به اداره ثبت محل تقدیم می کند و پس از آن پرونده برای متصدی دفتر املاک ، ارسال می شود و او نیز حدود و مشخصات هر قطعه افرازی را در دفتر املاک ثبت کرده و سپس سند مالکیت مشاعی اولیه را باطل و سند جدید را صادر و به امضای مسئول اداره ثبت می رساند .

 

جهت کسب اطلاعات بیشتر در خصوص افراز ملک، قبل از طرح دادخواست یا دفاع در دعوی و اخذ مشاوره از وکیل ملکی با ما تماس بگیرید . تلفن تماس: 09123939759

اعتراض به افراز ملک

اعتراض به افراز ملک – اعتراض به تصمیم واحد ثبتی در خصوص افراز ملک – افراز به معنای تقسیم ملک مشاعی بین شرکا است . زمانی که تقاضای افراز ملکی به اداره ثبت می شود ، در صورتی که مطابق با ماده 1 قانون افراز املاک مشاع مصوب 1375 ، اداره ثبت صالح به افراز ملک باشد ، به پرونده رسیدگی می کند و قابل افراز بودن و یا نبودن ملک را اعلام می کند . که این تصمیم واحد ثبتی پس از ده روز از تاریخ ابلاغ به مالکین ، قابل اعتراض در دادگاه صالح است .

 

اعتراض به افراز ملک

 

اعتراض به افراز ملک :

تصمیم واحد ثبتی از طرف هر یک از شرکاء در دادگاه محل وقوع ملک قابل اعتراض است . دادگاه شهرستان محل وقوع ملک به اعتراض به افراز ملک رسیدگی کرده و حکم مقتضی صادر می کند . حکم دادگاه شهرستان قابل شکایت فرجامی نیز می باشد .

نحوه رسیدگی:

دادگاه پس از ثبت دادخواست ، وقت رسیدگی تعیین می کند . پس از برگزاری جلسه ی رسیدگی ، دادگاه آخرین وضعیت ثبتی ملک و تاریخ ابلاغ تصمیم واحد ثبتی به خواهان را از اداره ثبت استعلام می کند و پس از وصول آن دادگاه قرار ارجاع امر به کارشناس را صادر می کند . پس از اعلام نظر کارشناس در صورتی که به نظریه کارشناس اعتراضی نشود ، دادگاه بر اساس نظر کارشناس اقدام به صدور رأی می کند .

چنانچه دادگاه با تصمیم واحد ثبتی مخالف باشد ، حکم به فسخ آن را صادر می کند و در صورت موافقت با آن ، تصمیم را تأیید می کند .

در صورتی که دادگاه بر خلاف نظر اداره ثبت ، ملک را قابل افراز تشخیص دهد ، حکم به افراز ملک خواهد داد .

نحوه اجرای رأی

در اعتراض به تشخیص واحد ثبتی مبنی بر افراز ملک ، دادگاه تنها تصمیم واحد ثبتی را تأیید و یا فسخ می کند و رأی به افراز یا عدم افراز می دهد ؛ بنابراین نظر دادگاه اعلامی می باشد و نیاز به صدور اجراییه نیست .

 

جهت کسب اطلاعات بیشتر قبل از طرح دادخواست یا دفاع در دعوی و اخذ مشاوره از وکیل ملکی با ما تماس بگیرید . تلفن تماس : 09123939759

الزام مالک ملک به ارائه اصل سند مالکیت

الزام مالک ملک به ارائه اصل سند مالکیت : الزام مالک ملک به ارائه اصل سند مالکیت :مطابق با ماده 219 قانون مدنی ، عقودی که بر طبق قانون ، واقع شده باشد ، بین متعاملین و قائم مقام آن ها لازم الاتباع است . مگر اینکه به رضای طرفین اقاله یا به علت قانونی فسخ شود .

در قرارداد های مشارکت در ساخت ، معمولاً سازنده انجام مراحل اداری و ثبتی لازم برای ملک را به عهده می گیرد . در این رابطه همکاری مالک با سازنده به صورت دادن وکالت کاری و تحویل مدارک ملک در مواقع لزوم ، نمایان می شود .

برای انجام مراحل اداری در ادارات مالیاتی ، ادارات ثبت و شهرداری در برخی موارد نیاز به ارایه ی اصل سند مالکیت ملک ، وجود دارد . به همین خاطر در قراردادهای مشارکت ، مالک تعهد می کند که باید سند رسمی ملک را به سازنده یا شخص دیگری تحویل دهد و آن را به امانت بگذارد .

در مورد انجام تعهد وضمانت اجرای آن ، قانون مدنی بیان داشته ، اگر کسی تعهد اقدام به امری را بکند ، در صورت تخلف ، مسئول خسارت طرف مقابل است . بنابراین اگر مالک به تعهد خود مبنی بر ارائه سند رسمی ملک عمل نکند ، سازنده می تواند وی را به تحویل سند ، الزام کند و الزام وی را از دادگاه بخواهد .

در دعوی الزام مالک به ارایه اصل سند مالکیت ، کسی که می خواهد اسناد مربوط به وی تحویل شود خواهان است و شخصی که در قرارداد به تحویل سند مالکیت ، تعهد داده خوانده است .

الزام مالک ملک به ارائه اصل سند مالکیت

 

نحوه ی اجرای رأی الزام مالک ملک به ارائه اصل سند مالکیت:

در این دعوی در صورتی که محکوم علیه مفاد حکم را اجرا نکند ، رأی از طریق قوه ی حاکمه ، قابل اجرا نیست . فایده عملی طرح این دعوی این است که در صورتی که مالک با وجود الزام قانونی ، از ارائه ی سند خودداری کند ، سازنده حق فسخ قرارداد را پیدا خواهد کرد . در حقیقت کاربرد این دعوی در جایی است که حق فسخ ناشی از استنکاف مالک به ارایه ی سند در قرارداد پیش بینی نشده است و سازنده ی ملک با طرح این دعوی از حق فسخ قرارداد برخوردار می شود .

 

 

جهت کسب اطلاعات بیشتر ، قبل از طرح دادخواست یا دفاع در دعوی و اخذ مشاوره از وکیل ملکی با ما تماس بگیرید . تلفن تماس : 09123939759

تأیید انفساخ قرارداد اجاره به دلیل از بین رفتن عین

تأیید انفساخ قرارداد اجاره به دلیل از بین رفتن عین : تأیید انفساخ قرارداد اجاره به دلیل از بین رفتن عین و یا منافع ملک : مطابق با ماده 471 قانون مدنی ، برای صحت اجاره ، باید انتفاع از عین مستأجره با بقای اصل آن ممکن باشد .

بنابراین اگر به هر دلیلی عین مستأجره و یا منافع آن از بین برود و یا اینکه قابلیت انتفاع ملک سلب شود ، عقد اجاره منفسخ می شود و قرارداد اجاره از بین می رود .

به عنوان مثال ممکن است ملکی برای تأسیس مغازه اجاره داده شود ، ولی شهرداری اجازه ی استفاده ی تجاری از ملک را به مستأجر ندهد . در چنین حالتی قرارداد اجاره منفسخ می شود یا زمانی که دستور تخلیه ملکی به دلیل تخلفات ساختمانی توسط کمیسیون ماده 100 شهرداری صادر شده و ملک توسط شهرداری پلمپ شود .

حالت دیگر زمانی است که عقد اجاره منعقد شده باشد و قابلیت انتفاع ملک مورد اجاره به دلیل ایجاد یک عیب به صورت کلی از بین برود و نتوان از آن رفع عیب کرد . در چنین حالتی نیز قرارداد اجاره بر طبق قانون منفسخ می شود . در این موارد ، دادخواست تأیید انفساخ قرارداد اجاره به دلیل از بین رفتن عین مستأجره و یا منافع ملک مطرح می شود .

 

تأیید انفساخ قرارداد اجاره به دلیل از بین رفتن عین

دادخواست تأیید انفساخ قرارداد اجاره به دلیل از بین رفتن عین :

در دعوی تأیید انفساخ قرارداد اجاره به دلیل از بین رفتن عین و یا منافع ملک هم موجر و هم مستأجر می توانند به عنوان خواهان ، دادخواست را به طرفیت دیگری مطرح کنند .

هنگامی که عین مستأجره یا منافع آن از بین رفت ، قرارداد از همان موقع از بین میرود . به عبارت دیگر ، عقدی که به طور صحیح منعقد شود ، باطل نمی شود ؛ بلکه منفسخ می شود و اثر آن ناظر به آینده است و در گذشته هیچ تأثیری ندارد . به همین دلیل عنوان تأیید انفساخ برای این دعوی مناسب تر است . با این حال از آن جا که در قانون مدنی در فرض تلف و خارج شدن از امکان انتفاع عین مستأجره ، واژه ی بطلان را استفاده کرده است ، می توان در عنوان دعوی این واژه را به کار برد .

دادگاه در دادنامه ، انفساخ عقد اجاره را تأیید می کند . به همین دلیل اجراییه برای این موضوع صادر نمی شود وحکم دادگاه جنبه ی اعلامی دارد .

 

جهت کسب اطلاعات بیشتر ، قبل از طرح دادخواست یا دفاع در دعوی و اخذ مشاوره از وکیل ملکی با ما تماس بگیرید . تلفن تماس : 09123939759