نوشته‌ها

تخلیه به جهت نیاز به سکونت

تخلیه به جهت نیاز به سکونت : تخلیه به جهت نیاز به سکونت : مطابق با بند 3 ماده 15 قانون روابط موجر و مستأجر سال 1356 ، پس از انقضای مدت اجاره ، در صورتی که محل کسب یا پیشه یا تجارت ، مناسب برای سکنی هم باشد و مالک برای سکونت خود یا اولاد یا پدر یا مادر یا همسر خود درخواست تخلیه کند ، دادگاه ضمن صدور حکم تخلیه ، به پرداخت حق کسب یا پیشه یا تجارت نیز حکم خواهد داد .

 

لازم به ذکر است که اشخاصی که در بند 3 ماده 15 قانون روابط موجر و مستأجر سال 1356 ذکر شده اند و به استناد نیاز آنها به محل سکونت ، می توان دادخواست تخلیه تقدیم کرد ، حصری هستند و نمی توان با تفسیر موسع ، این رابطه را به اشخاص دیگر تعمیم داد .

 

تخلیه به جهت نیاز به سکونت

نحوه رسیدگی به دعوی تخلیه به جهت نیاز به سکونت:

دادگاه پس از بررسی وضعیت ملک و قابلیت سکونت آن و احراز نیاز اشخاص فوق به سکونت ، ابتدا پرونده را به کارشناس رسمی دادگستری جهت ارزیابی میزان حق کسب و پیشه ارجاع می دهد و پس از قطعیت نظر کارشناس رسمی ، اقدام به صدور رأی تخلیه به جهت نیاز به سکونت با تعیین مهلت سه ماهه برای موجر جهت پرداخت حق کسب و پیشه و مهلتی ده روزه تا دو ماهه برای مستأجر جهت تخلیه ، می کند .

 

مهلت سه ماهه مالک از تاریخ قطعیت رأی و مهلت مستأجر از تاریخ پرداخت حق کسب و پیشه خواهد بود . و در صورت عدم پرداخت مبلغ حق کسب و پیشه در مهلت مذکور ، رأی صادره کان لم یکن می شود .

 

اگر موجر در مهلت تعیین شده در رأی صادره ، اقدام به پرداخت حق کسب و پیشه کند ، پس از اتمام مهلت تعیین شده برای مستأجر ، اجرای احکام دادگاه ، اقدام به تخلیه ملک می کند .

 

جهت کسب اطلاعات بیشتر ، قبل از طرح دادخواست یا دفاع در دعوی و اخذ مشاوره از وکیل ملکی با ما تماس بگیرید . تلفن تماس : 09123939759

تخلیه ی مستأجر به دلیل نیاز شخصی

تخلیه ی مستأجر به دلیل نیاز شخصی : تخلیه ی مستأجر به دلیل نیاز شخصی : بر اساس ماده 15 قانون روابط موجر و مستأجر مصوب 1356 ، یکی از جهاتی که مالک ملک استیجاری دارای حق کسب و پیشه می تواند اقدام به تخلیه ملک تجاری کند ، تخلیه به منظور احتیاج شخص موجر برای کسب یا پیشه یا تجارت است .

بنابراین مالک نمی تواند به استناد نیاز فرزندان یا نزدیکان ، درخواست تخلیه را تقدیم کند و صرفاً نیاز فعلی خود موجر جهت امرار معاش معمول زندگی ، مجوز تخلیه ملک است .

البته برخی از محاکم با وحدت ملاک از بند سه ماده 15 قانون روابط موجر و مستأجر مصوب 1356 بر خلاف نظر فوق ، عقیده دارند و به استناد نیاز شخصی فرزندان مالک نیز حکم به تخلیه صادر می کنند .

در درخواست تخلیه ی مستأجر به دلیل نیاز شخصی ، مالک می تواند با اثبات این که برای گذراندن زندگی و امرار معاش ، نیازمند به کسب و کار در ملک تجاری است ، تقاضای تخلیه ی مستأجر به دلیل نیاز شخصی را تقدیم کند .

مثلاً ممکن است موجر بازنشسته شده باشد و در صدد باشد با تخلیه ی ملک خود به کسب و کار در آن جا بپردازد که در این صورت لازم است به پیوست دادخواست ، مستندات و مدارک بازنشستگی خود را که حاکی از بیکار بودن وی است ارائه دهد .

 

تخلیه ی مستأجر به دلیل نیاز شخصی

رسیدگی به دعوی تخلیه ی مستأجر به دلیل نیاز شخصی :

دادگاه پس از بررسی ادله و مستندات ، چنان چه علیه مالک رأی صادر کند ، از اعتبار امر مختومه برخوردار است .

یعنی اگر موجر بخواهد مجدداً همان دعوی را در دادگاه مطرح کند ، قابل رسیدگی دوباره نیست . مگر اینکه تغییر در وضعیت موجر پیدا شده باشد . اگر دادگاه نیاز شخصی مالک را احراز کرد ، پس از جلب نظر کارشناس و ارزیابی مبلغ حق کسب و پیشه ، اقدام به صدور رأی مبنی بر تخلیه ملک می کند و در ضمن رأی مهلتی سه ماهه جهت پرداخت حق کسب و پیشه به موجر و مهلتی ده روزه تا دو ماهه برای تخلیه ملک به مستأجر می دهد . شروع مهلت مستأجر از تاریخ پرداخت مبلغ حق کسب و پیشه می باشد . چنان چه پس از پرداخت مبلغ حق کسب و پیشه ، مستأجر در مهلت مقرر در حکم اقدام به تخلیه ملک نکند ، اجرای احکام ملک را تخلیه می کند .

 

جهت کسب اطلاعات بیشتر ، قبل از طرح دادخواست یا دفاع در دعوی و اخذ مشاوره از وکیل ملکی با ما تماس بگیرید . تلفن تماس : 09123939759

تخلیه به جهت تغییر شغل

تخلیه به جهت تغییر شغل : تخلیه به جهت تغییر شغل : در قراردادهای اجاره املاک تجاری که قبل از سال 1376 منعقد شده است و مشمول قانون روابط موجر و مستأجر سال 1356 می شوند ، هر گاه مورد اجاره برای شغل معینی اجاره داده شده باشد و مستأجر بدون رضایت موجر ، اقدام به تغییر شغل خود کند ، مالک می تواند تخلیه ی مورد اجاره را به لحاظ تغییر شغل از دادگاه بخواهد . مگر این که شغل جدید ، عرفاً مشابه ی شغل سابق باشد .

 

چنان چه شغل معینی در اجاره نامه قید نشده باشد و موجر و مستأجر نیز برای شغل معینی ، عقد اجاره را منعقد نکرده باشند ، دعوی فسخ و تخلیه به جهت تغییر شغل ، پذیرفته نمی شود . همچنین در صورت انتقال ملک ، حق تخلیه به جهت تغییر شغل که در زمان مالک قبلی ایجاد شده است ، به مالک جدید منتقل نمی شود البته برخی محاکم معتقدند که این حق به مالک جدید منتقل می شود .

 

تخلیه به جهت تغییر شغل

دعوی تخلیه به جهت تغییر شغل :

در دعوی تخلیه به جهت تغییر شغل ، مالکی که متقاضی تخلیه ی مورد اجاره است ، خواهان دعوی می باشد و به طرفیت مستأجری که شغل خود را تغییر داده است ، دعوی طرح می کند .

دادگاه پس از استماع اظهارات طرفین در جلسه رسیدگی و بررسی مستندات خواهان و در صورت لزوم با ارجاع امر به کارشناسی و یا معاینه ی محل ، پس از احراز تغییر شغل از سوی مستأجر ، رأی به تخلیه ی ملک صادر می کند و در ضمن رأی مهلتی که از ده روز کمتر و از دو ماه بیشتر نباشد ، جهت تخلیه ملک به مستأجر داده می شود . این نوع تخلیه بدون احتساب حق کسب و پیشه می باشد و مستأجر بدون دریافت وجهی بابت حق کسب و پیشه ، اقدام به تخلیه خواهد کرد .

 

اجرای رأی با صدور اجراییه امکان پذیر است و به مستأجر ابلاغ می شود تا ظرف مهلت تعیین شده در رأی ، اقدام به تخلیه ی ملک کند . در صورت استنکاف مستأجر از تخلیه ، اجرای احکام دادگاه اقدام به تخلیه ی ملک می کند .

 

جهت کسب اطلاعات بیشتر ، قبل از طرح دادخواست یا دفاع در دعوی و اخذ مشاوره از وکیل ملکی با ما تماس بگیرید . تلفن تماس : 09123939759

تخلیه مستأجر به جهت تعدی و تفریط

تخلیه مستأجر به جهت تعدی و تفریط : تخلیه مستأجر به جهت تعدی و تفریط : در قراردادهای تجاری که مشمول قانون روابط موجر و مستأجر 1356 می شود یا به عبارت بهتر در قرارداد های املاک تجاری دارای حق کسب و پیشه ، یکی از مواردی که مالک می تواند ، درخواست تخلیه ی ملک را مطرح کند ، زمانی است که مستأجر نسبت به ملک تعدی و تفریط کرده باشد . تعدی به معنای تخلف از حدود اذن و اختیار است و تفریط به معنای ترک تکالیف و الزامات است . اثبات تعدی و تفریط بر عهده ی مالک است و مالک ممکن است قبل از طرح دعوی با تأمین دلیل از وضعیت ملک ، بتواند اقدام به اثبات تعدی و تفریط کند .

 

قانون ، قرارداد و عرف منابع شناسایی حدود اختیارات و تکالیف مستأجر در ارتباط با ملک مورد اجاره است . به عبارت دیگر ، اگر مستأجر بر طبق یکی از منابع فوق ، از حدود اختیارات خود تجاوز کند و یا تکلیف خود را در قبال ملک انجام ندهد ، تعدی و تفریط محقق شده و مالک می تواند ، نسبت به تخلیه ی ملک اقدام کند .

 

تخلیه مستأجر به جهت تعدی و تفریط

مصادیق تعدی و تفریط :

تخریب تمام و یا بخشی از ملک ، تغییر اساسی در ملک ، انجام ندادن تعمیراتی که در تعهد مستأجر است و احداث بنا در ملک ، نمونه هایی از تعدی و تفریط محسوب می شود .

 

نحوه ی رسیدگی به دعوی تخلیه مستأجر به جهت تعدی و تفریط :

دادگاه پس از رسیدگی و استماع اظهارات طرفین ، در صورت نیاز از طریق معاینه ی محل و یا ارجاع امر به کارشناس رسمی دادگستری ، اقدام به بررسی صحت ادعای مالک و در صورت احراز صحت ادعای وی ، حکم به تخلیه مستأجر به جهت تعدی و تفریط ، بدون نیاز به پرداخت حق کسب و پیشه از سوی مالک صادر می کند . لازم به ذکر است که تخلف مستأجر مسقط حق سر قفلی نیست و تنها موجب سقوط حق کسب وپیشه می شود به این صورت که در صورت انتقال عین مستأجره بدون داشتن حق انتقال ، نصف حق کسب و پیشه ساقط می شود و در صورت سایر تخلفات ، کلیه ی حق کسب و پیشه وی از بین می رود .

 

نحوه ی اجرای رأی :

از آنجایی که تخلیه به لحاظ تعدی و تفریط ، بدون احتساب و واریز حق کسب و پیشه می باشد ، لذا به محض قطعیت رأی و صدور اجراییه ، اگر مستأجر ملک را در مهلت تعیین شده از سوی دادگاه ( معمولاً بیش از ده روز و کمتر از دوماه ) تخلیه نکند ، به اجبار محل تجاری تخلیه می شود .

 

جهت کسب اطلاعات بیشتر ، قبل از طرح دادخواست یا دفاع در دعوی و اخذ مشاوره از وکیل ملکی با ما تماس بگیرید . تلفن تماس : 09123939759

تخلیه به جهت انتقال به غیر

تخلیه به جهت انتقال به غیر : تخلیه به جهت انتقال به غیر : در مورد قراردادهای اجاره ی اماکن تجاری که قبل از سال 1376 منعقد شده و مشمول قانون روابط موجر و مستأجر 1356 است ، مستأجر بدون اذن مالک ، حق انتقال منافع ملک را به شخص دیگر ندارد . در صورتی که مستأجر بدون اذن مالک و یا حکم دادگاه ، به هر شکلی اعم از آن که قرارداد مکتوبی در بین باشد و یا به صورت عملی و بدون مبادله ی قرارداد ، منافع ملک را به دیگری منتقل کند ، مالک می تواند با پرداخت نصف حق کسب و پیشه ، اقدام به فسخ قرارداد اجاره و تخلیه به جهت انتقال به غیر کند .

 

تخلیه به جهت انتقال به غیر

 

حتی اگر قراردادی برای انتقال حق کسب و پیشه ، منعقد نشده باشد ؛ ولی فرد دیگری غیر از مستأجر از عین مستأجره استفاده کند ، برای تحقق انتقال به غیر ، کفایت می کند و وجود یا عدم وجود قرارداد ، بین مستأجر و منتقل الیه مؤثر نیست لازم به ذکر است ، چنان چه مستأجر از لحاظ جسمی قادر به کسب و کار در عین مستأجره نباشد و پسر و یا شاگردش که دارای استقلال مالی نیست ، عملاً محل کسب را اداره کند ، از مصادیق انتقال به غیر نیست . برای تحقق انتقال به غیر باید انتقال گیرنده دارای استقلال مالی از مستأجر بوده و به نفع خود از محل استفاده کند .

بنابراین در صورت انتقال به غیر از سوی مستأجر ، مالک می تواند دادخواست فسخ قرارداد اجاره و تخلیه به جهت انتقال به غیر را طرح کند .

 

نحوه رسیدگی به دعوی تخلیه به جهت انتقال به غیر :

دادگاه پس از رسیدگی و استماع اظهارات طرفین ، در صورت احراز انتقال به غیر ، موضوع را برای ارزیابی میزان حق کسب و پیشه به کارشناس رسمی دادگستری ارجاع می دهد و پس از قطعیت نظر کارشناس ، رأی به تخلیه ی ملک استیجاری در ازای پرداخت نصف حق کسب و پیشه صادر می کند . دادگاه در رأی صادر شده به موجر ، مهلت می دهد تا ظرف سه ماه از تاریخ قطعیت رأی ، نسبت به پرداخت نصف حق کسب و پیشه به مستأجر اقدام کند . عدم پرداخت حق کسب و پیشه در مهلت سه ماهه توسط موجر ، موجب الغای رأی می شود .

همچنین برای مستأجر مهلتی که از ده روز کمتر و از دو ماه بیشتر نباشد ، برای تخلیه ی ملک در نظر می گیرد شروع مهلت مستأجر از زمان پرداخت حق کسب و پیشه ، توسط موجر محاسبه می شود . در صورتی که موجر در مهلت سه ماه از قطعیت ، اقدام به پرداخت حق کسب و پیشه کند ، اجرای احکام مکلف است پس از انقضای مهلتی که در رأی برای مستأجر تعیین شده است ، اقدام به تخلیه ی ملک کند .

 

جهت کسب اطلاعات بیشتر ، قبل از طرح دادخواست یا دفاع در دعوی و اخذ مشاوره از وکیل ملکی با ما تماس بگیرید . تلفن تماس : 09123939759

الزام به تنظیم سند صلح حق کسب و پیشه

الزام به تنظیم سند صلح حق کسب و پیشه  : الزام به تنظیم سند صلح حق کسب و پیشه : تعریف حق کسب و پیشه :  حق کسب و پیشه و تجارت حق مالی تدریجی الحصول و قابل تقویمی است که قانون گذار در قبال فعالیت کسبی و رونق مورد اجاره برای مستأجر محل کسب در نظر گرفته که به تبع منافع مورد اجاره ، در صورت جواز انتقال با سند رسمی قابلیت نقل و انتقال به غیر را دارد .

الزام به تنظیم سند صلح حق کسب و پیشه

تفاوت حق کسب و پیشه با حق سر قفلی :

 

  1. سر قفلی از ابتدای اجاره و حتی از زمان اتمام ساخت و ساز مکان تجاری وجود دارد . به طوری که پس از ساخت و ساز مکان های تجاری سرقفلی قابل انتقال است . در حالی که حق کسب و پیشه بدواً موجودیت نداشته و تدریجاً با فعالیت مستأجر ایجاد می شود .
  2.  اسقاط حق کسب و پیشه با توجه به این که هنوز به وجود نیامده با توجه به عدم امکان اسقاط مالم یجب ممکن نیست در حالی که اسقاط سرقفلی امکان پذیر است .
  3. در قراردادهای اجاره مشمول سال 1356 اصل بر وجود حق کسب و پیشه و اصل بر عدم حق سر قفلی برای مستأجر است . در قراردادهای مشمول سال 1376 ، حق کسب و پیشه پیش بینی نشده است و اخذ هر گونه وجهی از این بابت ممنوع است . لیکن حق سر قفلی پیش بینی شده است ؛ اگرچه همچنان اصل بر عدم وجود حق سر قفلی است و اثبات وجود آن بر عهده مستأجر است .
  4.  چنان چه قرارداد اجاره مشمول قانون روابط موجر و مستأجر سال 56 شود ، حتی اگر مکان تجاری بدون دریافت حق سر قفلی واگذار شود ، پس از اتمام مدت قرار داد مستأجر مستحق حق کسب و پیشه می شود .
  5. میزان کسب و پیشه به تعداد مشتریان محل و کسب و رونق دارد ، در حالی که میزان سرقفلی بستگی به موقعیت و کیفیت بنا دارد .
  6.  طبق قانون روابط موجر و مستأجر 1356 ، موجر مکلف است در زمان تخلیه ی ملک از سوی مستأجر مبلغی را با توجه به سنوات کار و فعالیت مستأجر ، موقعیت ملک ، شغل مستأجر ، مساحت ملک ، میزان اجاره بهای ماهیانه ، هزینه هایی که مستأجر برای بهتر کردن ملک انجام داده و نوع بنا ، به مستأجر پرداخت کند ولو مستأجر در زمان انعقاد اجاره مبلغی را تحت این عنوان به موجر نپرداخته باشد ؛ در حالی که ریشه حق سر قفلی اصولاً پرداخت مبلغی در زمان انعقاد اجاره به موجر است .

دادخواست الزام به تنظیم سند صلح حق کسب و پیشه:

تا قبل از تصویب قانون روابط موجر و مستأجر 1376 ، هر شخص با اذن مالک ملک تجاری ، تحت هر عنوانی اعم از اجاره ، صلح منافع و یا هر عنوان دیگر اقدام به تصرف ملک می کرد ، مشمول مقررات قانون روابط موجر و مستأجر سال 1356 می شد و دارای حق کسب و پیشه می شد . این حق با اتمام مدت اجاره نیز از بین نمی رفت و معتبر بود . اشخاصی که به استناد قانون فوق ، دارای حق کسب و پیشه شده اند و تا کنون سند رسمی صلح حق کسب و پیشه به نام آنها تنظیم نشده است ، می توانند با اثبات رابطه استیجاری خود با مالک ملک ، تقاضای الزام به تنظیم سند صلح حق کسب و پیشه را طرح کنند . الزام به تنظیم سند صلح حق کسب و پیشه ، حتماً می بایست با دادخواست الزام به تنظیم سند اجاره تقدیم شود و بدون تنظیم سند رسمی اجاره ، تنظیم سند رسمی صلح حق کسب و پیشه ، موضوعیت ندارد .

 

اجرای رأی الزام به تنظیم سند صلح حق کسب و پیشه :

دادگاه پس از رسیدگی ، اقدام به صدور حکم می کند و پس از قطعیت آن با صدور اجراییه به محکوم علیه ابلاغ می کند . در صورت استنکاف وی از تنظیم سند رسمی صلح سرقفلی و یا حق کسب و پیشه ، نماینده دادگاه با حضور در دفتر خانه از طرف مستأجر سابق ، سند صلح سرقفلی را امضا می کند .

 

جهت کسب اطلاعات بیشتر ، قبل از طرح دادخواست یا دفاع در دعوی و اخذ مشاوره از وکیل ملکی با ما تماس بگیرید . تلفن تماس : 09123939759

الزام به تنظیم سند رسمی اجاره

الزام به تنظیم سند رسمی اجاره : الزام به تنظیم سند رسمی اجاره : بر اساس مواد 22، 46 ، 47 و 48 قانون ثبت ، کلیه ی قراردادهای اجاره ی غیر منقول ، می بایست به صورت رسمی ثبت شوند و ثبت آنها الزامی است . به همین جهت هرگاه قرارداد اجاره عادی ، نسبت به ملکی تنظیم شود ، هر یک از مالک یا مستأجر می توانند ، دادخواست الزام به تنظیم سند رسمی اجاره را در دادگاه صالح طرح کنند . لازم به ذکر است که این امکان وجود دارد که در ضمن دادخواست الزام به تنظیم سند رسمی اجاره ، دادخواست الزام به تنظیم سند رسمی صلح سرقفلی و یا حق کسب و پیشه نیز تقدیم شود .

 

الزام به تنظیم سند رسمی اجاره

دادخواست الزام به تنظیم سند رسمی اجاره :

دادگاه پس از بررسی اظهارات طرفین در جلسه رسیدگی ، اقدام به صدور حکم الزام به تنظیم سند رسمی اجاره می کند . این موضوع در خصوص قرارداد اجاره ی املاک تجاری ، موضوع قانون روابط موجر و مستأجر سال 56 و املاک موضوع قانون روابط موجر و مستأجر سال 76 ، کمی متفاوت است . در مورد رابطه استیجاری املاک تجاری که مربوط به قبل از تصویب قانون روابط موجر و مستأجر سال 76 است ، نیازی به وجود قرارداد اجاره ، بین طرفین نیست و هر نوع تصرفی در ملک تجاری که با اذن مالک و با هدف استفاده از منافع ملک باشد ، مشمول قانون روابط موجر و مستأجر سال 56 است . در این رابطه استیجاری ، حتی اگر مدت اجاره تمام شده باشد و هیچ نوع قرارداد کتبی نیز بین طرفین نباشد ، هر یک از طرفین می توانند با اثبات رابطه استیجاری ، دادخواست الزام طرف مقابل به تنظیم سند رسمی را تقدیم کند ؛ اما در رابطه ی استیجاری مشمول قانون روابط موجر و مستأجر مصوب 76 با پایان مدت اجاره ، رابطه استیجاری از بین رفته و امکان الزام به تنظیم به سند رسمی اجاره، وجود نخواهد داشت .

 

نحوه ی اجرای رأی :

با صدور رأی مبنی بر الزام به تنظیم سند رسمی اجاره و قطعیت آن ، اجراییه صادر می شود و به محکوم علیه ابلاغ می شود تا نسبت به تنظیم سند رسمی اجاره ، اقدام کند . در صورت استنکاف محکوم علیه ، دادگاه نماینده خود را به دفتر اسناد رسمی معرفی می کند تا نسبت به امضای قرارداد اجاره اقدام کند . در این موارد سند اجاره به میزان مدت باقی مانده از اجاره ، تنظیم و صادر می شود .

چنان چه قرارداد اجاره مشمول قانون روابط موجر و مستأجر سال 56 باشد ، پس از صدور حکم الزام به تنظیم سند رسمی اجاره و قطعیت آن ، نیازی به صدور اجراییه نیست و طرفین مکلفند ظرف یک ماه از تاریخ ابلاغ حکم قطعی با حضور در دفتر اسناد رسمی ، اقدام به تنظیم سند رسمی کنند و چنان چه در این مدت اجاره نامه تنظیم نشود ، به تقاضای یکی از طرفین دادگاه رونوشت حکم را جهت تنظیم اجاره نامه به دفتر اسناد رسمی ابلاغ و به طرفین اخطار می کند که در روز و ساعت معین برای اجاره نامه در دفتر خانه حاضر شوند .

هرگاه موجر حاضر به امضای اجاره نامه در دفتر خانه نشود ، نماینده دادگاه اجاره را به مدت یک سال از جانب موجر امضا می کند و اگر مستأجر تا 15 روز از تاریخ تعیین شده ، حاضر به امضاء نشود . دادگاه در صورت نبود عذر موجه ، به تقاضای موجر ، حکم به تخلیه ی عین مستأجره صادر می کند و این حکم قطعی است .

 

جهت کسب اطلاعات بیشتر ، قبل از طرح دادخواست یا دفاع در دعوی و اخذ مشاوره از وکیل ملکی با ما تماس بگیرید . تلفن تماس : 09123939759

مطالبه ی اجور معوقه ی اجاره بها

مطالبه ی اجور معوقه ی اجاره بها : مطالبه ی اجور معوقه ی اجاره بها :یکی از وظایف مستأجر در مقابل موجر ، پرداخت مال الاجاره در تاریخ مقرر به موجر است . با انعقاد عقد اجاره ذمه ی مستأجر به مال الاجاره مشغول می شود . به عبارت دیگر هنگامی که قرارداد اجاره بین موجر ( مالک ) و مستأجر منعقد می شود ، موجر موظف است که ملک خود را در اختیار مستأجر بگذارد و مستأجر متعهد می شود که مبلغ معینی به ازای استفاده از ملک به عنوان اجاره بها به مالک بپردازد . اگر مستأجر به تعهد خود عمل نکند و اجاره بها را در موعد مقرر پرداخت نکند ، موجر می تواند ، دادخواست مطالبه ی اجور معوقه را مطرح کند .

 

مطالبه ی اجور معوقه ی اجاره بها

دعوی مطالبه ی اجور معوقه ی اجاره بها :

در دعوی مطالبه اجور معوقه ، موجری که اجاره بها را درخواست کرده است به طرفیت مستأجر اقامه دعوی می کند .

چنان چه مالک به دلیل عدم پرداخت اجاره بها ، دستور تخلیه ی ملک را گرفته باشد ، اجرای دستور تخلیه ، منوط به پرداخت ودیعه به مستأجر و یا واریز به حساب اجرای احکام مدنی است و موجر نمی تواند ، اجاره های معوقه را از ودیعه کسر کند . در چنین حالتی موجر می بایست مبلغ اجاره های معوقه را به حساب دادگستری واریز کرده و دادخواست مطالبه ی اجور معوقه را به دادگاه تقدیم کرده و گواهی آن را به اجرای احکام ارائه کند . اجرای احکام شورای حل اختلاف از ارائه ی مبلغ ودیعه به مستأجر در هنگام تخلیه خودداری می کند و پس از صدور حکم قطعی و صدور اجراییه ، مبلغ محکومیت به موجر پرداخت خواهد شد .

 

اجرای رأی مطالبه ی اجور معوقه

زمانی که رأی مبنی بر محکومیت مستأجر به پرداخت مطالبه ی اجور معوقه صادر شد و قطعیت یافت ، اجراییه صادر می شود و می توان با معرفی اموال مستأجر یا استعلام از مراجع مربوطه ، اموالی را که شناسایی شده و جزو مستثنیات دین نمی باشد ، توقیف تا در قبال فروش آن ها مبلغ مورد نظر را به دست آورند . اگر اموالی از مستأجر به دست نیامد ، می تواند مستأجر را تا زمان پرداخت اجاره ی معوقه مطابق بر اساس ماده 3 قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی ، جلب کند . اگر مبلغی به عنوان ودیعه نزد موجر باشد ، می تواند مبلغ اجور معوقه را از محل ودیعه تأمین کند .

جهت کسب اطلاعات بیشتر ، قبل از طرح دادخواست یا دفاع در دعوی و اخذ مشاوره از وکیل ملکی با ما تماس بگیرید . تلفن تماس : 09123939759

حکم تخلیه مستأجر به دلیل اتمام مدت قرارداد

حکم تخلیه مستأجر به دلیل اتمام مدت قرارداد : حکم تخلیه مستأجر به دلیل اتمام مدت قرارداد : به طور کلی قرارداد های اجاره ی موضوع قانون روابط موجر و مستأجر سال 76 ، مشمول تخلیه ی فوری هستند مگر در برخی موارد که مالک باید در پایان مدت اجاره ، برای تخلیه ی ملک ، از طریق دادگاه عمومی اقدام و دادخواست تخلیه ارایه کند .

حکم تخلیه مستأجر به دلیل اتمام مدت قرارداد

استثنائات تخلیه ی فوری

 

  1. مطابق با ماده 7 قانون روابط موجر و مستأجر مصوب 1376 ، هر گاه ضمن عقد اجاره شرط شود ، تا زمانی که عین مستأجره در تصرف مستأجر باشد مالک حق افزایش اجاره بها و تخلیه ی عین مستأجره را نداشته باشد و متعهد شود که هر ساله عین مستأجره را به همان مبلغ به او واگذار نماید ؛ در این صورت مستأجر می تواند از موجر و یا مستأجر دیگر مبلغی به عنوان سر قفلی برای اسقاط حقوق خود دریافت نماید .
  2. همچنین بر اساس ماده 8 همان قانون ، هر گاه ضمن عقد اجاره شرط شود که مالک عین مستأجره را به غیر مستأجر اجاره ندهد و هر ساله آن را به اجاره متعارف به مستأجر متصرف واگذار نماید ، مستأجر می تواند برای اسقاط حق خود و یا تخلیه ی محل مبلغی را به عنوان سرقفلی مطالبه و دریافت نماید .
  3. قراردادهای اجاره ای که شرایط مذکور در ماده قانون روابط موجر و مستأجر مصوب 1376 را نداشته باشند و به عنوان مثال توسط دو نفر شاهد امضا نشده و یا قرارداد در دو نسخه تنظیم نشده باشد ؛ نیز مشمول تخلیه فوری نیستند .

بنابراین در موارد فوق امکان تخلیه فوری وجود ندارد و موجر باید از طریق طرح دعوی تخلیه مستأجر را پس از اتمام مدت قرارداد بخواهد .

دعوی حکم تخلیه مستأجر به دلیل اتمام مدت قرارداد

دعوی تخلیه از سوی موجر به طرفیت مستأجر مطرح می شود . چنان چه مستأجر ملک را به شخص دیگری اجاره داده باشد ، دعوا باید به طرفیت هر دو مستأجر مطرح شود .

دادگاه در جلسه رسیدگی ، دلایل و مستندات موجر برای تخلیه را بررسی کرده و در صورتی که مستأجر در جلسه ی رسیدگی حاضر شود ، دفاعیات وی را استماع و در صورت محق بودن موجر ، حکم به تخلیه ی ملک استیجاری ، صادر می کند .

 

 

اجرای رأی حکم تخلیه مستأجر به دلیل اتمام مدت قرارداد

پس از قطعیت رأی به درخواست موجر ، اجراییه صادر و به مستأجر ابلاغ می شود . اگر مستأجر ظرف 10 روز از تاریخ ابلاغ اجراییه اقدام به تخلیه ی ملک نکند ، اجرای احکام دادگاه با توسل به قوای قهریه ، اقدام به تخلیه ی ملک می کند . در مواردی که مبلغی به عنوان ودیعه و یا قرض الحسنه از مستأجر اخذ شده باشد ، اجرای حکم تخلیه ، منوط به تودیع مبالغ مذکور است .

 

جهت کسب اطلاعات بیشتر ، قبل از طرح دادخواست یا دفاع در دعوی و اخذ مشاوره از وکیل ملکی با ما تماس بگیرید . تلفن تماس : 09123939759

دستور تخلیه ملک اجاره ای

دستور تخلیه ملک اجاره ای : دستور تخلیه ملک اجاره ای : در موارد اجاره ی املاک غیر تجاری و اماکن تجاری بدون حق کسب و پیشه و سرقفلی در صورت وجود چند شرط در قرارداد اجاره ، موجر می تواند بدون نیاز به طرح دعوی تخلیه در دادگاه و صرفاً با تقدیم درخواست تخلیه و صدور دستور تخلیه ، توسط شورای حل اختلاف ، ملک خود را تخلیه کند .

دستور تخلیه ملک اجاره ای

دستور تخلیه ملک اجاره ای

در دعوی تخلیه ، صرفاً مالکیت منافع از طرف خواهان برای صدور دستور تخلیه ، کفایت می کند و لازم نیست ، خواهان مالک عین ملک نیز باشد . با این حال در رویه ی شوراهای حل اختلاف ، سند مالکیت نیز مطالبه می شود .

دستور تخلیه بدون تشکیل جلسه ی رسیدگی و خارج از نوبت و فوری ، رسیدگی و صادر می شود و قابل اعتراض و تجدید نظر خواهی نیست .

برای اینکه بتوان از مزیت دستور تخلیه استفاده کرد ، باید شرایط ذیل جمع باشد :

  1.  قرارداد اجاره مربوط به املاک غیر تجاری یا املاک تجاری ، فاقد سر قفلی یا حق کسب و پیشه باشد .
  2.  در قرارداد مدت اجاره قید شده باشد .
  3.  قرارداد اجاره در دو نسخه تنظیم و امضا شده باشد .
  4.  دو شاهد ، ذیل قرارداد اجاره را امضا کرده باشند .
  5.  مدت اجاره پایان یافته باشد .

چنان چه یکی از طرفین یا هر دو به جای امضا ، اثر انگشت خود را درج کنند ، برخی از محاکم این قرارداد را از شمول دستور فوری تخلیه ، خارج می کنند و معتقدند ، باید حتماً قرارداد به امضای طرفین برسد .

در دعوی تخلیه ملک اجاره ای خواهان موجر است و دعوی را به طرفیت مستأجر اقامه می کند .

 

اگر قرارداد اجاره ، مربوط به اماکن غیر تجاری و اماکن تجاری بدون حق کسب و پیشه و سرقفلی باشند ، مرجع صالح برای تخلیه ، شورای حل اختلاف محل وقوع ملک است . تخلیه ی اماکن تجاری مشمول قانون روابط موجر و مستأجر سال 56 در صلاحیت شورای حل اختلاف نیست و دادگاه حقوقی ، صالح به رسیدگی تخلیه ی این اماکن است . چنان چه قرارداد اجاره رسمی باشد ، می توان تخلیه ملک را از طریق اداره اجرای ثبت نیز پیگیری کرد . در این صورت درخواست صدور اجراییه ، جهت تخلیه ی مورد اجاره از دفتر خانه ی تنظیم کننده سند به عمل می آید . سردفتر پس از احراز هویت و صلاحیت درخواست کننده ، اوراق اجراییه را ظرف 24 ساعت در سه نسخه با قید تخلیه ی عین مستأجره ، تهیه و جهت اقدام به دایره ی اجرای اسناد رسمی ثبت محل ، ارسال می کند .

درخواست تخلیه از ناحیه موجر ، نیاز به دادخواست ندارد و هزینه دادرسی آن برابر هزینه دادرسی دعاوی غیر مالی است .

نحوه ی اجرای رأی دستور تخلیه ملک اجاره ای

دستور تخلیه ی صادر شده ، توسط مقام قضایی نیاز به صدور اجراییه ندارد و توسط مأمور ابلاغ و اجرا می شود .مأمور مکلف است ، دستور تخلیه را ظرف 24 ساعت به شخص مستأجر ابلاغ و در نسخه ی ثانی ، رسید دریافت کند و در صورت امتناع مستاجر از دادن رسید ، مراتب را در ابلاغ نامه ، قید و ظرف سه روز نسبت به اجرای مفاد دستور ، اقدام کند .

چنان چه موجر ، مبلغی را به عنوان ودیعه یا قرض الحسنه از مستأجر دریافت کرده باشد و یا سند تعهد آوری را موجر به عنوان تضمین از مستأجر گرفته باشد ، اجرای دستور تخلیه ، منوط به تودیع و سپردن وجه و یا سند تعهد ، نزد اجرای احکام است .

 

جهت کسب اطلاعات بیشتر ، قبل از طرح دادخواست یا دفاع در دعوی و اخذ مشاوره از وکیل ملکی با ما تماس بگیرید . تلفن تماس : 09123939759