محاربه

محاربه : محاربه از جرایم علیه امنیت و نظم عمومی است که موجب حد می شود .مطابق با ماده 279 قانون مجازات اسلامی ، محاربه عبارت است از کشیدن سلاح به قصد جان ، مال یا ناموس مردم یا ارعاب آنها به نحوی که موجب ناامنی در محیط گردد .

محاربه

عنصر قانونی جرم محاربه :

جرم محاربه از جرایمی است که موجب حد می باشد ، چرا که شارع مقدس در آیه 33 و 34 سوره مبارکه مائده ، محاربه را از جرایم حدی اعلام نموده است ؛ بنابراین امکان تغییر در میزان مجازات محاربه وجود ندارد همچنین قانون مجازات اسلامی در مواد 279 تا 285 جرم محاربه را تعریف کرده و برای آن مجازات تعیین کرده است .

عنصر مادی جرم محاربه :

عنصر مادی یا رفتار فیزیکی در جرم محاربه اسلحه کشیدن ( تجرید السلاح ) برای ایجاد ناامنی در محیط (لاخافه الناس ) است . لازم به ذکر است که سلاح کشیدن با انگیزه شخصی از شمول ماده 279 قانون مجازات اسلامی خارج است . سلاح با لحاظ ریشه واژه محاربه ، حرب ، در مفهوم نزاع و جنگیدن ، ناظر به هر وسیله ای است که عرفاً سلاح و وسیله نزاع تلقی شود اعم از سرد و گرم .

منظور از سلاح چیست ؟

مطابق با ماده 2 قانون مجازات قاچاق اسلحه و مهمات و دارندگان سلاح و مهمات غیر مجاز مصوب 1390 ، مقصود از سلاح و مهمات در این قانون انواع سلاح های گرم و سرد جنگی و شکاری اعم از گلوله زنی و غیر گلوله زنی و مهمات مربوط به آنها است .

تبصره : اسلحه لیزری و آن دسته از شبهه سلاح هایی که به دلیل مشابهت و کاربرد ، قابلیت جایگزینی سلاح را دارند و از حیث احکام مندرج در این قانون ، حسب مورد تابع احکام سلاح گرم قرار می گیرند و سلاح های آموزشی و بیهوش کننده تابع احکام سلاح شکاری می باشند .

همچنین در تبصره الحاقی مصوب 1387 به بند 3 ماده 651 قانون تعزیرات مصوب 1375 بیان داشته ، منظور از سلاح عبارت است از:

  • انواع اسلحه گرم از قبیل تفنگ و نارنجک

  • انواع اسلحه سرد از قبیل قمه ، شمشیر ، کارد ، چاقو ، پنجه بوکس .

  • انواع اسلحه سرد جنگی مشتمل بر کاردهای سنگری متداول در نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران یا مشابه آنها و سرنیزه های قابل نصب بر روی تفنگ .

  • انواع اسلحه شکاری شامل تفنگ ساچمه زنی ، تفنگ های مخصوص بیهوش کننده جانداران و تفنگ های ویژه شکار حیوانات آبزی .

 

شرط تحقق جرم محاربه :

شرط تحقق جرم محاربه ایجاد ناامنی عمومی در محیط است ؛ بنابراین اگر کسی بر روی مردم سلاح بکشد ولی در اثر ناتوانی او ، موجب سلب امنیت نشود از شمول جرم محاربه خارج است و مقید به جرم محاربه نیست .

 

عنصر روانی جرم محاربه :

عنصر روانی جرم محاربه قصد تجاوز به جان ، مال یا ناموس مردم و یا قصد ارعاب مردم است . بنابراین اگر کسی با انگیزه شخصی به سوی یک یا چند شخص خاص سلاح بکشد ، محاربه محسوب نمی شود چرا که عمل او جنبه شخصی داشته نه جنبه ی عمومی . همچنین اشخاصی که برای دفاع در مقابله با محاربان دست به اسلحه ببرند محارب محسوب نمی شوند .

 

مصادیق جرم محاربه :

مطابق با ماده 281 قانون مجازات اسلامی ، راهزنان ، سارقان و قاچاقچیان که دست به سلاح ببرند و موجب سلب امنیت مردم و راهها شوند ، محارب اند .

لازم به ذکر است که در برخی مصادیق محاربه وجود دو رکن دست بردن به سلاح و سلب امنیت عمومی ضروری فرض شده است و در برخی از آنها بدون ضرورتی برای معیار نوعی ( ایجاد اختلال در امنیت عمومی ) صرفاً احراز معیار ذهنی ( قصد اخلال یا مقابله با نظام ) کافی دانسته شده است . با لحاظ تصویب ماده 286 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 بسیاری از این مصادیق از جرایم در حکم محاربه خارج شده و در ردیف جرم مفسد فی الارض قرار خواهد گرفت .

مجازات و حد محاربه :

حد محاربه به یکی از چهار مجازات زیر است و انتخاب هر یک از این امور چهارگانه در اختیار قاضی است .
1- اعدام
2- صلب
3- قطع دست راست و پای چپ
4- نفی بلد

لازم به توضیح است که نفی بلد با تبعید متفاوت است ؛ چرا که مدت نفی بلد در هر حال کمتر از یک سال نیست اگر چه محارب بعد از دستگیری توبه نماید و در صورتی که توبه نکند همچنان در تبعید می ماند . همچنین در نفی بلد ، محارب باید تحت مراقبت قرار گیرد و با دیگران معاشرت ، مراوده و رفت و آمد نداشته باشد در حالی که در تبعید این گونه نیست .

 

توبه محارب و تأثیر آن بر مجازات :

با لحاظ تبصره 1 ماده 114 و ماده 116 قانون مجازات اسلامی توبه محارب صرفاً قبل از تسلط یا دستگیری موجب سقوط حد است و با لحاظ ماده 284 قانون مجازات اسلامی ، محاربی که به حد نفی بلد محکوم شده باشد به مدت یک سال تا زمان توبه در تبعید می ماند یعنی حداقل مدت تبعید محارب یک سال است و حداکثر آن زمان توبه وی است .

 

قاعده درأ و تأثیر آن در محاربه

به طور کلی مفاد قاعده درأ آن است که حدود با شک و شبهه از بین می روند و مجازات حدی فقط زمانی جاری می شود که جای هیچ گونه شک و شبهه ای در میان نباشد . قاعده درأ در قانون مجازات اسلامی این گونه بیان شده است :

هر گاه وقوع جرم یا برخی از شرایط آن و یا هر یک از شرایط مسئولیت کیفری مورد شبهه یا تردید قرارگیرد و دلیلی بر نفی آن یافت نشود ، حسب مورد جرم یا شرط مذکور ثابت نمی شود.

اما به لحاظ مفهوم ماده 121 قانون مجازات اسلامی ( در جرایم حد به استثنای محاربه ، افساد فی الارض ، سرقت و قذف ، به صرف وجود شبهه یا تردید و بدون نیاز به تحصیل دلیل ، حسب مورد جرم یا شرط مذکور ثابت نمی شود ) و تبصره 1 ماده 218 قانون مجازات اسلامی در محاربه و افساد فی الارض ، صرف وجود شبهه یا صرف ادعای فقدان یکی از شرایط مسئولیت کیفری ، مسقط حق به استناد قاعده درأ نیست بلکه دادگاه موظف به تحقیق و بررسی می باشد .

اکثر پرونده های کیفری با پیچیدگی های خاص حقوقی روبه رو هستند ، شرکت در جلسات دادگاه بدون حضور وکیل متخصص کیفری عمدتاً خسارت های جبران ناپذیری به طرفین پرونده وارد خواهد کرد ؛ از همین رو پیشنهاد می شود با انتخاب وکیل کیفری و سپردن پرونده خود به آنها از بروز چنین مشکلاتی جلوگیری نمایید .
برای دریافت مشاوره تلفنی رایگان تماس بگیرید .تلفن تماس : 09123939759

توهین به زنان و کودکان

توهین به زنان و کودکان : توهین به زنان و کودکان در قانون مجازات اسلامی جرم انگاری شده است . زن بودن و صغیر بودن بزه دیده از مواردی است که موجب شده قانونگذار آن را از موارد تشدید مجازات توهین بداند .

 

توهین به زنان و کودکان

 

به موجب ماده 619 قانون تعزیرات مصوب 1375 : هر کس در اماکن عمومی یا معابر ، معترض یا مزاحم اطفال یا زنان بشود یا با الفاظ و حرکات مخالف شؤون و حیثیت به آنان توهین نماید به حبس از دو تا شش ماه و تا 74 ضربه شلاق محکوم خواهد شد .

منظور از توهین به زنان و کودکان ، تعرض و دست درازی و ایجاد مزاحمت جسمانی و یا استفاده از الفاظی است که بر خلاف عفت عمومی و حیثیت افراد می باشد .

توهین به زنان و کودکان زمانی موضوعیت دارد که شخص در محل های رفت و آمد و معابر مانند کوچه ، بازار ، خیابان ، بیابان و کلیه اماکنی که اشخاص به صورت عمومی در آنجا باشند ، مرتکب توهین به زنان و کودکانی شود که سن آن ها به بلوغ شرعی نرسیده باشد .

بنابراین توهین در منزل شخصی یا اماکن شخصی مشمول عنوان توهین به زنان و کودکان نمی شود و تحت عنوان توهین عادی قرار می گیرد حتی اگر در آن محل اشخاص دیگری حضور داشته باشند مگر اینکه آن محل به دلایلی مانند برگزاری مراسم عزاداری یا یک جشن عمومی برای ورود عموم آزاد باشد .

دلیل پیش بینی جرم توهین به زنان و کودکـان و قرار دادن آن در زمره ی جرایم توهین مشدده ، آسیب پذیر بودن قربانیان این جرم و مختل شدن نظم و عفت عمومی به دلیل وقوع این نوع جرایم می باشد . شاید به همین دلیل است که جرم توهین به زنان و کودکان در اماکن عمومی بر خلاف جرم توهین ساده از جرایم قابل گذشت نیست .

 

شرایط تحقق جرم توهین به زنان و کودکان

توهین در مکان عمومی صورت گرفته باشد .

توهین مغایر با شئؤون و حیثیت قربانی باشد .

 

مجازات توهین به زنان و کودکان :

بر اساس ماده 619 قانون تعزیرات مصوب 1375 : مجازات توهین به زنان و کودکـان دو تا شش ماه حبس و تا 74 ضربه شلاق خواهد بود .

 

جهت کسب اطلاعات بیشتر و اخذ مشاوره از وکیل کیفری با ما تماس بگیرید . تلفن تماس : 09123939759

بغی یا قیام مسلحانه

بغی یا قیام مسلحانه : مطابق با ماده 287 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 ، ” گروهی که در برابر اساس نظام جمهوری اسلامی ایران قیام مسلحانه کند باغی محسوب و در صورت استفاده از سلاح ، اعضای آن به مجازات اعدام محکوم می گردند .

در مورد ماده 287 که به جرم بغی یا قیام مسلحانه و مجازات آن اشاره کرده است ، توضیح چند نکته ضروری به نظر می رسد :

1 در متن ماده 287 قانون مجازات اسلامی از لفظ گروه استفاده شده است ؛ بنابراین به نظر می رسد که قانون گذار در ماده 287 قانون مجازات اسلامی ، قیام مسلحانه را برخاسته از یک فعالیت متشکل و نظام مند می داند . اما این که برای شمول ماده حداقل تعداد گروه باید چند نفر باشد مشخص نیست .

با وحدت ملاک از ماده 489 قانون تعزیرات مصوب 1375 و ماده 19 قانون مجازات جرایم نیروهای مسلح مصوب 1382 در میابیم که منظور از گروه قدر متیقن سه نفر یا بیشتر از سه نفر می باشد .

2 منظور از قیام مسلحانه برای شمول بغی یا قیام مسلحانه ، دست بردن به سلاح علیه اساس حکومت است .

چرا که عبارت “در صورت استفاده از سلاح” در متن ماده 287 ، نشان می دهد که کسانی باغی محسوب می شوند که خود دست به سلاح برده باشند . و اگر صرف اقدام به قیام مسلحانه از سوی گروه موجب عنوان بغی و قیام مسلحانه می شد ، همه اعضا و هواداران آن گروه مشمول ماده 287 قانون مجازات اسلامی قرار می گرفتند . بنابراین ماده 287 به دو شرط مجزا اشاره کرده است : اولاً گروه علیه اساس نظام دست به اسلحه برده باشد . دوماً متهم خاص نیز از سلاح استفاده کرده باشد ؛ چرا که در ماده 288 به این نکته اشاره کرده است . در این مورد ماده 288 قانون مجازات اسلامی اشعار می دارد :

هر گاه اعضای گروه باغی قبل از درگیری و استفاده از سلاح دستگیر شوند ، چنان چه سازمان و مرکزیت آن وجود داشته باشد به حبس تعزیری درجه سه( حبس بیش از ده سال تا پانزده سال ) و در صورتی که سازمان و مرکزیت آن از بین رفته باشد به حبس تعزیری درجه پنج ( حبس بیش از دو سال تا پنج سال ) محکوم می شوند .

 

مجازات بغی یا قیام مسلحانه

مجازات بغی و قیام مسلحانه ( باغی ) در صورت وجود شرایط فوق ، اعدام است .

اکثر پرونده های کیفری با پیچیدگی های خاص حقوقی روبه رو هستند ، شرکت در جلسات دادگاه بدون حضور وکیل کیفری عمدتاً خسارت های جبران ناپذیری به طرفین پرونده وارد خواهد کرد ؛ از همین رو پیشنهاد می شود با انتخاب وکیل متخصص کیفری و سپردن پرونده خود به آنها از بروز چنین مشکلاتی جلوگیری نمایید .

برای دریافت مشاوره تلفنی رایگان تماس بگیرید . 09123939759

افترا

افترا : به معنی تهمت زدن و بهتان و یا به دروغ نسبت دادن کارهای ناروا به دیگری است . قانون مجازات اسلامی در ماده 697 ، در قسمت تعزیرات برای افترا مجازات تعیین کرده است .

 

افترا

بر این اساس هر کس به وسیله اوراق چاپی یا خطی یا به وسیله درج در روزنامه و جراید یا نطق در مجامع یا به هر وسیله ی دیگر به کسی امری را صریحاً نسبت دهد یا آنها را انتشار نماید که به موجب قانون آن امر جرم باشد و نتواند صحت اسناد را ثابت نماید ، جز در مواردی که موجب حد است ، به یک ماه تا یک سال حبس و تا 74 ضربه شلاق یا یکی از آنها محکوم می گردد .

همچنین در ماده 27 قانون اصلاح مبارزه با مواد مخدر عنوان داشته : هر گاه شخصی دیگری را به منظور تعقیب در مراجع ذیصلاح ، تعمداً و بر خلاف واقع ، متهم به یکی از جرایم موضوع این قانون ( مانند کشت خشخاش ، وارد کردن و تولید مواد مخدر ، نگهداری ، حمل ، خرید ، توزیع ، اخفاء ، عرضه و فروش مواد مخدر ، نگهداری آلات و ادوات استعمال مواد مخدر و نظایر آنها ) نماید ، به بیست و چهار ضربه شلاق محکوم خواهد شد .

در انتساب جرم افترا وسیله اسناد به دیگری حائز اهمیت نیست . چرا که در ماده 697 با آوردن کلمه ی (( یا به هر وسیله ی دیگر ))، وسیله ی اسناد به دیگری نامحدود شده است .

اشکال مختلف ارتکاب جرم :

هماگونه که اشاره شد در انتساب جرم افترا وسیله ی انتساب به دیگری نا محدود است . بنابراین مرتکب از طریق اوراق حتی یک ورقه هم می تواند مرتکب جرم شود و یا سخنرانی در یک جمع( افترای شفاهی ) نیز از موارد ارتکاب جرم است .

شرایط تحقق جرم افترا :

 – انتساب جرم به دیگری:

با توجه به اینکه قانونگذار صراحتاً از نسبت دادن جرم به دیگری جهت تحقق افترا سخن گفته است ، یکی از شرایط اصلی در تحقق افترا ، نسبت دادن جرم به دیگری است . به عبارت بهتر مرتکب باید فعل یا ترک فعلی که به موجب قانون جرم محسوب می شود را به قربانی نسبت دهد .

 – شخص بودن قربانی :

در تحقق جرم افترا نیز مانند جرم توهین ، لزوماً باید قربانی شخص حقیقی باشد و اشخاص حقوقی را نمی توان بزه دیده این جرم دانست .

 – صراحت در انتساب :

برای تحقق جرم انتساب ، مرتکب باید صراحتاً امری را که به موجب قانون جرم است به دیگری نسبت دهد . لازم به توضیح است که لزومی به ذکر مشخصات دقیق جرم ارتکابی به دیگری نیست و همین که جرمی را ( سرقت ، آدم ربایی ، ترک انفاق ) به صورت کلی به دیگری نسبت دهد ، کافی است .

افترا از جرایم قابل گذشت :

جرم افترا از جرایم قابل گذشت است و مرتکب با شکایت بزه دیده ، مورد تعقیب کیفری قرار می گیرد .

– ناتوانی مرتکب از انتساب صحت اِسناد :

چنانچه مرتکب بتواند صحت فعل یا ترک فعل انتسابی به شخص منتسب را اثبات کند ، قابل تعقیب و مجازات نخواهد بود . در صورتی که نتواند صحت جرم منتسب شده را ثابت کند ، مشمول عنوان افترا خواهد بود .

– عمد در انتساب جرم :

جرم افترا از جرایم مادی صرف یا غیر عمدی نیست ؛ بنابراین وجود سوءنیت و یا عمد در انتسابِ عمل مجرمانه به بزه دیده نیز از شرایط لازم تحقق جرم است . به عبارت بهتر ، مرتکب باید در نسبت دادن عمل مجرمانه عامد باشد و همچنین در حالت مستی ، هیپنوتیزم ، خواب یا بیهوشی ، این کلمات را به زبان نیاورده باشد و همچنین از مجرمانه بودن عمل انتسابی آگاه باشد . به این معنی که بداند عملی که به قربانی نسبت می دهد ، دارای وصف مجرمانه می باشد .

– سوء نیت خاص در انتساب جرم :

مرتکب باید قصد بی آبرو کردن و هتک حیثیت طرف مقابل را داشته باشد .
چنانچه شخصی در مقام تظلم خواهی و احقاق حق علیه دیگری شکایت مطرح کند و نتواند صحت آن را ثابت کند ، با توجه به عدم سوء نیت و عنصر معنوی ( قصد و انگیزه ) و همچنین به دلیل اینکه شاکی راهی جز اعلام شکایت به مراجع صالحه را ندارد ، نمی توان علیه او اعلام جرم نمود و شاکی را تحت عنوان افترا تعقیب کرد . چرا که به دور از عدالت است به جای رفع ظلم ، شاکی را به عنوان مفتری کیفر دهیم .

مجازات افترا :

به موجب ماده 697 قانون تعزیرات مصوب 1375 : مجازات افترا ، حبس از یک ماه تا یک سال و همچنین تا 74 ضربه شلاق و یا یکی از این دو مجازات می باشد .

جهت کسب اطلاعات بیشتر و اخذ مشاوره از وکیل کیفری با ما تماس بگیرید . تلفن تماس : 09123939759

افشاى اسرار

افشاى اسرار : افشای اسرار مردم کاری خلاف با موازین اخلاقی است ولی جز در موارد خاص ، وصف مجرمانه ندارد . در حكومت جمهورى اسلامى ، فاش كردن اَسرار افراد جرم انگارى شده است منتها قانونگذار مجازات اين جرم را محدود به اشخاصى دانسته كه به مناسبت شغل خود از اسرار و اطلاعات محرمانه افراد مطلع مى گردند .

 

افشاى اسرار

 

بر اين اساس منطبق با ماده ٦٤٨ قانون تعزیرات مصوب ١٣٧٥ ، اطباء و جراحان و ماماها و داروفروشان و كليه كسانى كه به مناسبت شغل يا حرفه خود محرم اسرار مى شوند ، هر گاه در غير از موارد قانونى ، اسرار مردم را افشا كنند به حبس از سه ماه و يك روز تا يك سال و به جزاى نقدى محكوم مى گردد.

مقرره فوق ناطر است بر كليه اشخاصى كه به مناسبت شغل و حرفه خود محرم اسرار مى باشند ، اعم از پزشكان ، وكلا ، سران دفاتر رسمى ، جراحان ، كارشناسان رسمى ، مترجمان رسمى ، ماماها ، ماموران مراجع مالياتى ، ماموران نيروى انتظامى ، داروفروشان ، قضات و ساير ماموران مشابه . بنابراين حتى مطلع كردن يك فرد هم از اين اطلاعات محرمانه مشمول مجازات افشاى اسرار است .

لازم به توضیح است که این اشخاص باید به مناسبت شغل و حرفه ی خود به اسرار دیگران آگاه شده باشند ، مثلاً پزشکی که در مهمانی از بیماری خاص صاحب خانه یا یکی از افراد حاضر در جمع ، مطلع می شود و آن را افشا می کند و یا کسی که به موجب قانون ، اسرار دیگری را فاش می کند ، مشمول ماده 648 قانون تعزیرات نمی شود .

همان گونه که در فوق اشاره شد ، مطلع کردن حتی یک شخص نیز مشمول جرم افشای اسرار است ؛ بنابر این برای تحقق جرم ، ضرورتی ندارد که مرتکب به صورت گسترده اقدام به افشای اسرار کند .

عمد در افشاى اسرار :

در جرم افشای اسرار مرتکب باید نسبت به این امر عامد باشد . نه این که مثلاً در خواب یا مستی و یا هیپنوتیزم این کار را کرده باشد .

جرم افشاى اسرار جرم مطلق است :

جرم افشاى اسرار جرم مطلق است و اثبات ورود ضرر به کسی که اسرارش فاش شده است شرط تحقق آن نمی باشد .

 

برای کسب اطلاعات بیشتر و مشاوره حقوقی با ما تماس حاصل کنید . تلفن تماس :09123939759

جرم توهين

جرم توهين : جرم توهین یکی از جرایم علیه اشخاص است که در قانون تعزیرات مصوب 1375 با عنوان هتک حرمت اشخاص جرم انگاری شده است . توهين عبارت است از هر رفتارى كه بتواند به نحوى موجب هتک حيثيت كسى در نظر افراد متعارف و معمولى جامعه شود .

 

جرم توهين

جرم توهین ، که متأسفانه به دلیل پایین بودن آستانه صبر مردم ، وقوع آن در کشور ما رو به افزایش است ، دارای اقسام مختلفی است .

  1. توهین ساده

  2. توهین مشدده

 

توهین ساده :

عبارت از اهانتی است که علی رغم دارا بودن وصف مجرمانه ، از هیچ کیفیت مشدّده ای برخوردار نیست .

مطابق با ماده ٦٠٨ قانون تعزيرات مصوب ١٣٧٥ ، توهين به افراد از قبيل فحاشى و استعمال الفاظ رکيك چنانچه موجب حد قذف نباشد موجب مجازات شلاق تا ٧٤ ضربه و يا جزاى نقدى خواهد بود .

 

عنصر مادی جرم توهين :

هر رفتار فيزيكى اعم از گفتار ، كردار ، نوشتار ، حتى اشارات مختلف دست و چشم به هر وسیله ای ، با ارسال ایمیل یا پیامک ، مي تواند از مصاديق جرم توهين باشد . هر چند که فحاشی و استعمال الفاظ رکیک نمونه بارز جرم توهین است ؛ اما استفاده از کلمه ی (( از قبیل )) در ماده 608 قانون تعزیرات نشان از آن است که فحاشی و استفاده از الفاظ رکیک ، تنها یکی از مصادیق جرم توهین بوده و اعمالی از قبیل پرتاب کردن آب دهان بر روی دیگری ، یا هل دادن ، برداشتن عمامه و یا روسری از روی سر اشخاص و پرتاب کردن آن بر روی زمین ، برخی اشارات انگشتان دست در فرهنگ ما یا کشورهای دیگر نیز از مصادیق جرم توهین محسوب می شود .

 

شرایط و اوضاع و احوال لازم برای تحقق جرم توهين :

  1. موهن بودن رفتار : براى محقق شدن جرم توهين لازم است كه رفتار انجام شده از نظر عرفى با لحاظ زمان و مكان و طبقه اجتماعى و شخصيتى مخاطب، موهن باشد ؛ بنابراین صِرفِ خشونت در گفتار را نمی توان توهین کیفری محسوب کرد ؛ هر چند چنین رفتاری با توجه به شخصیت طرف مقابل ، بی ادبانه باشد .
  2. وجود مخاطب معین : مرتكب بايد شخص معينى را مورد توهين قرار داده باشد . توهين با تلفن ، ايميل ، پيام كوتاه و نظیر آن نيز محقق مى گردد . بنابراين نياز نيست كه مرتكب و مخاطب به صورت فيزيكى مقابل يكديگر قرار گرفته باشند تا جرم توهين محقق گردد .توهین به یک جمع گروهی مانند مخاطب قراردادن همه ی اساتید دانشگاه به بی سواد بودن ، موجب تحقق جرم توهین نیست .
  3. شخص حقیقی بودن مخاطب : با توجه به استفاده قانون گذار از لفظ “افراد” در ماده 608 ، توهین به اشخاص حقوقی جرم محسوب نمی شود چرا که مخاطب توهین باید یک شخص معین باشد و اهانت به یک دستگاه دولتی و یا خصوصی ، از مصادیق توهین نیست .
  4. توهين بايد صريح باشد بدين معنا كه تفسير بردار نباشد .

 

نتیجه ی جرم توهين :

جرم توهین یک جرم مطلق بوده و مقید به نتیجه نیست . بنابراین به صرف موهن بودن رفتار و ارتکاب عمل ، جرم توهین محقق می گردد . به عبارت بهتر در تحقق جرم توهين الزاماً نباید مخاطب ناراحت و متأثر شده باشد بلکه صرف توهين قابل مجازات است .

 

توهین مشدّده :

گاهی قانون گذار به اعتبار شخصیت و مقام طرف اهانت ، مجازات توهین را تشدید کرده است . نمونه های این توهین عبارت است از :

  1. توهین به مقام رهبری قبلی و یا فعلی ( ماده 514 قانون تعزیرات مصوب 1375 که مجازات آن ، حبس از شش ماه تا دو سال است .)
  2. توهین به سایر کارکنان و مقامات دولتی ایران : ( ماده 609 قانون تعزیرات مصوب 1375 که مجازات آن ، حبس از سه ماه تا شش ماه و یا شلاق تا 74 ضربه )
  3. توهین به مقامات سیاسی خارجی : ( ماده 517 قانون تعزیرات مصوب 1375 که مجازات آن حبس از یک ماه تا سه ماه می باشد . )
  4. توهین به صاحبان حرفه ها و مشاغل خاص : مانند توهین به وکیل دادگستری ( ماده 20 لایحه قانونی استقلال کانون وکلای دادگستری ) یا کارشناسان رسمی در حین انجام وظیفه (ماده 20 لایحه قانونی مربوط به استقلال کارشناسان رسمی ) و یا توهین به نگهبان یا مراقب در حال انجام وظیفه ( ماده 46-48-49 قانون مجازات جرایم نیروهای مسلح ) .
  5. توهین مشدّد به اعتبار جنسیت و یا سن طرف توهین : (ماده 619 قانون تعزیرات مصوب 1375 که تعرض و مزاحمت برای اطفال و یا زنان با استفاده از الفاظ و حرکات مخالف با شئون را توهین تلقی و مجازات آن را جبس از دو ماه تا شش ماه و تا 74 ضربه شلاق قرار داده است . )
  6. توهین به مقدسات دینی : ( ماده 513 قانون تعزیرات مصوب 1375 که مجازات آن حبس از یک تا پنج سال می باشد .
  7. توهین به صورت هجو : ( ماده 700 قانون تعزیرات مصوب 1375 که مجازات آن حبس از یک ماه تا شش ماه می باشد .

 

سوال اينجاست كه آيا توهين به خود هم جرم است ؟

توهین به خود جرم نیست ؛ مانند آن که پدری به فرزند خود بگوید (پدر … ) مگر آن که استفاده از آن لفظ ، توهین به دیگری باشد مثل ( منِ پدر … ) . چنان چه توهين به خود در ملاء عام و باعث جريحه دار شدن عفت عمومى شود ، در شمول ماده ٦٣٨ قانون تعزيرات قرار مي گيرد كه اينگونه بيان مى دارد : هر كس علناً در اماكن و انظار عمومى و معابر تظاهر به عمل حرامى نمايد ، علاوه بر كيفر عمل به حبس از ده روز تا دو ماه يا شلاق تا ٧٤ ضربه و در صورتى كه نفس عمل داراى كيفر نباشد فقط به حبس از ده روز تا دو ماه يا تا ٧٤ ضربه شلاق محكوم مى شود .

 

برای کسب اطلاعات بیشتر و دریافت مشاوره حقوقی توهین تماس حاصل فرمایید . شماره تماس 09123939759