عدول از دستور تخلیه ، تعریف و نکات مهم

عدول از دستور تخلیه چیست؟ روابط میان موجر و مستاجر همواره یکی از چالش برانگیزترین روابط حقوقی بوده است به همین علت قانونگذار همواره سعی داشته است تا قوانین منسجم و کاربردی را در این زمینه وضع نماید. عدول از دستور تخلیه یکی دیگر از مواردیست که در زمینه روابط موجر و مستاجر مطرح می گردد اما در مقایسه با سایر موارد کمتر مطرح می شود. با این حال لازم است تا در یک مقاله جداگانه و تحت همین عنوان مورد بررسی واقع گردد. در این مقاله به بررسی جوانب مختلف همین موضوع خواهیم پرداخت ، در ادامه با وکیل امور ملکی همراه باشید…

عدول از دستور تخلیه به چه معناست؟

عدول در لغت به معنای سرپیچی کردن است اما در اینجا به معنای انصراف و بازگشت از مسئله ایست که قبلاً تایید شده است. بنابراین به خوبی می توان دریافت که معنای لغوی و اصطلاحی عدول از دستور تخلیه، صرف نظر کردن مقام قضایی از این دستور است. بدین معنا که مستاجر دیگر ملزم به تخلیه ملک نیست و می تواند طبق قرارداد استنادی در آن سکونت داشته باشد. (البته مشروط به رعایت زمان مقرر در اجاره نامه و نه به صورت دائم)

عدول از دستور تخلیه

صدور دستور تخلـیه

در ابتدا به این مسئله می پردازیم که دستور تخلیه چیست و تفاوت آن با حکم تخلیه چه می باشد؟ “دستور” نوعی رای دادگاه یا مقام قضایی است که باید در کمترین زمان ممکن اجرا گردد و قابل اعتراض و تجدیدنظرخواهی نیست. مدارک استنادی برای صدور دستور باید بسیار قوی و غیرقابل انکار باشند تا مقام قضایی بتواند با اطمینان خاطر و برای جلوگیری از تضییع حقوق خواهان در این زمینه مبادرت به صدور رای نماید.

حکم تخلیه نیز توسط مقام قضایی صادر می گردد با این تفاوت که لازم است در ابتدا، نوبت رسیدگی اخذ شود و در جلسه دادرسی نیز اظهارات طرفین استماع گردد. بعد از صدور حکم نیز طبق قانون امکان اعتراض و تجدیدنظرخواهی وجود دارد و مهلت زمانی بیشتری برای اجرای حکم در نظر گرفته اند. بنابراین دستور تخلیه از شدت عمل بیشتری برخوردار است.

برای صدور دستور تخلیه نیاز است تا حتماً مهلت اجاره نامه به اتمام رسیده باشد و تمدید هم نشده باشد. بنابراین سایر شرایطی که نیاز به تحقیق و دادرسی دارد قابلیت صدور دستور تخلیه را ندارند. چرا که نیاز به بررسی و کارشناسی خواهند داشت به عنوان مثال این مسئله که مستاجر ملک مورد نظر را محل فساد کرده است. یا استفاده نا متعارف از آن دارد و مسائلی از این دست، مشمول صدور حکم تخلیه می شوند. و با دستور تخلیه متفاوت هستند اما وجه تشابه این است که در نتیجه هر دوی آن ها، مستاجر موظف به تخلیه ملک می گردد.

عدول از دستور تخلیه چه زمانی امکان پذیر است؟

حال به سوال اصلی مقاله بازمی گردیم که عدول از دستور تخلیه در چه مواقعی امکان پذیر است؟ عدول از دستور تخلیه باید توسط مقام قضایی بررسی گردد. بنابراین مستاجر نمی تواند به شخصه در این زمینه اقدام نماید. البته ابهاماتی نیز در این زمینه وجود دارد چرا که دستور تخلیه ظرف 24 ساعت به مستاجر ابلاغ شده و او ظرف سه روز مهلت دارد تا ملک مورد نظر را تخلیه نماید.

آن طور که مشخص است مستاجر تنها سه روز فرصت دارد تا بتواند حقانیت ادعای خود و عدم حقانیت موجر را اثبات نماید. به نظر زمان اندکی است اما وکیل عدول از دستور تخلیه می تواند به راحتی اقدامات کاربردی برای جلوگیری از اجرای دستور تخلیه را بکارگیرد.

شما باید به مرجع قانونی مراجعه نمایید. (دادگاه، شورای حل اختلاف یا دفتر اسناد رسمی) و مدارک خود را مبنی بر عدم حقانیت موجر ارائه کنید. به عنوان مثال می توانید اجاره نامه ای که نشان دهنده تمدید شدن عقد اجاره برای یک سال دیگر است را به افراد ذی صلاح تحویل دهید یا جعلی بودن مدارک استنادی توسط موجر را اثبات نمایید.

مرجع قضایی در همان وهله اول و بدون اخذ نوبت و فوت وقت به ادعای شما رسیدگی می کند. اگر مدارک استنادی از جانب شما معتبر و قوی تر از مدارک موجر باشد. قرار توقف عملیات اجرایی مبنی بر دستور تخلیه ملک صادر شده و سپس به صورت جدی تر به بررسی مدارک مورد نظر خواهد پرداخت. مقام قضایی در نهایت می تواند با صدور رای خود مبنی بر عدول از دستور تخلیه، مستاجر را صاحب حق بداند و خواسته موجر را غیرقانونی تشخیص دهد.

هتک حرمت مال غیر + باید ها و نباید ها

هتک حرمت مال غیر : یکی از مشکلات و مسائلی که توسط برخی از شهروندان مطرح می شود مسئله هتک حرمت مال غیر می باشد. البته ما دعوای خاصی به عنوان هتک حرمت مال غیر نداریم اما برخی از دعاوی که به صورت حقوقی و کیفری قابل پیگیری هستند در مقوله هتک حرمت مال غیر قرار می گیرند. با ما همراه باشید تا جوانب مختلف این امر را بررسی کنیم.

هتک حرمت مال غیر به چه معناست؟

هتک حرمت به معنای از بین بردن عزت و احترام و دریدن پرده های حرمت می باشد و مال غیر نیز به معنای اموال دیگری است. زمانی که از اصطلاح هتک حرمت مال غیر نام می بریم در واقع به نادیده گرفتن حق دیگری در خصوص اموال و املاک خود اشاره کرده و این بدان معناست که فرد خاطی در حال انجام کار یا فعلی است که حق مالکیت و حق تصرف مالک را از بین می برد. در این خصوص می توان به تصرف عداونی، ممانعت و مزاحمت از حق و حتی تخریب محیط زیست اشاره نمود. در ادامه به تشریح نمونه ها و مصداق های هتک حرمت مال غیر خواهیم پرداخت ، با وکیل شاه مرادی همراه باشید..

هتک حرمت مال غیر

تصرف عدوانی چیست؟

تصرف عدوانی به معنای مالکیت بلا حق یک شخص نسبت به مال دیگری است که بر پایه یک حق قانونی مانند اجاره نمی باشد. برای طرح این دعوی در مراجع حقوقی یا کیفری باید شرایط ذیل اثبات گردد:

  • ادعای متصرف سابق مبنی بر مالکیت مقدم بر تصرف باشد.
  • ادعای متصرف کنونی مبنی بر مالکیت بعد از تصرف مالکیت مدعی باشد.
  • مالکیت شخص دوم برای مالکیت باید مبتنی بر زور و اجبار باشد و هیچ مدرکی در این خصوص ارائه ندهد.

بنابراین همین که سبق تصرف خوهان (مقدم بودن تصرف) و لحوق تصرف خوانده (موخر بودن تصرف) محرز شد و دلیلی بر مشروع بودن تصرف اخیر نیز ابراز نگردید، تصرف عدوانی محسوب است و دلیل دیگری بر اثبات عدوان لازم نیست.

ممانعت از حق به چه معناست؟

در برخی از املاک حقوق خاصی جاری است که اصولاً با عناوین حقوقی همانند حق انتفاع و حق ارتفاق شناخته می شوند. کسی که ممانعت از حق می کند نه قصد تصرف یک ملک را دارد نه ادعای آن را بلکه صرفاً مانع از بهره وری راحت و قانونی توسط دیگری از ملک خویش می گردد. به عنوان مثال راهروی ساختمان ها و پاگرد آپارتمان های مسکونی یا تجاری نوعی حق ارتفاق است و حق مستاجر برای استفاده از ملک برای سکونت نیز نوعی حق انتفاع می باشد.

حال تصور کنید همسایه طبق اول به همسایه طبقه دوم این اجاره را ندهد که از پارگردها برای رفتن به واحد خود استفاده نماید یا موجر بدون هیچ دلیل قانونی، قفل ساختمان را تغییر دهد و اجازه ندهد که مستاجر از ملک استیجاری استفاده نماید. در این شرایط ممانعت از حق ارتفاق و ممانعت از حق انتفاع رخ داده است .

مزاحمت از حق به چه معناست؟

مزاحمت از حق برای زمانی است که تصرف ایجاد نشده است اما فردی در برابر حق دیگری ایجاد اختلال کرده و در واقع مزاحمت هایی را در برابر حقوق دیگران ایجاد می کند ، مثل اینکه شخصی در مقابل ملک دیگری صدای ناهنجار ایجاد نماید ، در این شرایط فرد مزاحم نه ادعای مالکیت ملک را دارد و نه از حقوقی مانند انتفاق و ارتفاق جلوگیری کرده است بنابراین او را به عنوان مزاحم از حق دیگران می شناسند که گونه ای از هتک حرمت مال غیر می باشد. البته در بسیاری از موارد، مزاحمت از حق مقدمه ای برای تصرف عدوانی می باشد.

شرایط اجاره به شرط تملیک

اجاره به شرط تملیک چگونه صورت میگیرد و چه شرایطی دارد ؟ نکات مهم در ادامه با وکیل شاه مرادی : همه ما می دانیم که اجاره عقدی است که میان موجر و مستاجر منعقد می گردد. و طبق آن، مستاجر متعهد می شود در یک زمان خاص و مقرر مبادرت به تخلیه ملک نماید. در واقع مالکیت ملک هرگز به مستاجر منتقل نمی شود. و صرفاً حق استفاده از منفعت ملک برای مدت زمان مشخص مثلاً یک سال به او منتقل می شود. اما به نظر می رسد اجاره به شرط تملیک با این روند تفاوت دارد چرا که در نتیجه آن می توان صاحب ملک استیجاری گردید ! این موضوع را در ادامه تشریح خواهیم کرد .

قانون اجـاره به شـرط تملـیک چه می گوید؟

وکیل امور ملکی : اجاره به شرط تملیک ، عمدتاً یکی از تسهیلات بانکی است که توسط بانک ها ارائه می گردد یا اینکه حداقل یکی از طرفین قرارداد. یک شخص حقوقی همانند شرکت های واگذاری لیزینگ خودرو است. بنابراین بانک یا شخص حقوقی در مقام موجر عمل می کند. در این عقد شرط می‌شود که مستاجر در پایان مدت اجاره و در صورت عمل به شرایط قرارداد اجاره به شرط تملیک، عین مستاجره را مالک شده و صاحب رسمی و واقعی آن شناخته شود. اجـاره به شـرط تملـیک شامل تمام اموال اعم از منقول و غیرمنقول می شود.

شرایط اجاره به شرط تملیک

در واقع بانک ها به منظور ایجاد تسهیلات لازم در زمینه گسترش امور خدماتی، کشاورزی، صنعت و معدن، ساختمان و مسکن، بازرگانی و کسب و کار و همچنین در زمینه مصرف کالاهای با دوامی که ساخت داخل کشور هستند. و شرکت های حقوقی برای فروش محصولات خود به عنوان موجر عمل کرده و مبادرت به معاملات اجاره به شرط تملیک می‌‌کند. برای اینکه مستاجر یا فردی که به شخص حقوقی مراجعه کرده است. در نهایت بتواند حق تملیک اموال را به دست آورد باید تا پایان مدت اجـاره به شـرط تمـلیک، تمام قواعد و قوانین درج شده در قرارداد را اجرا کند .

انواع اجاره به شرط تملیک

اجاره به شرط تملیک با توجه به اینکه ماهیت شرط مقرر چه می باشد شامل دو نوع اجاره به شرط تملیک با شرط فعل و اجاره به شرط تملیک با شرط نتیجه است. در شرط فعل لازم است تا شرایط ذیل جهت تملیک نهایی محقق شوند :

  • رضایت موجر
  • پرداخت اجاره بها
  • رعایت تمام شروط مقرر

اما زمانیکه شرط نتیجه به میان می آید کار قدری دشوارتر می شود. چرا که مستاجر علاوه بر انجام شروط مقرر باید دست یابی به نتیجه نهایی را هم تضمین کند. بنابراین در شرط فعل ، همین که مستاجر اثبات نماید که همه شرایط را رعایت کرده است برای تملیک کفایت می کند. اما در شرط نتیجه، اثبات رعایت کردن همه شرایط کفایت نمی کند. و باید حتماً نتیجه مورد نظر نیز محقق گردد. شرط فعل بیشتر محبوب مستاجران است. چرا که دیگر رضایت نهایی موجر شرط اصلی کسب مالکیت نیست و همین که همه شرایط مندرج در قرارداد رعایت گردد. به عنوان مثال آخرین قسط از اقساط مورد نظر پرداخت شود مالکیت مستاجر نیز مسجل خواهد بود.

نکاتی که باید در خصوص قرارداد اجاره به شرط تملیک بدانید

  • این قرارداد اصولاً میان یک شخص حقوقی یا شخص حقیقی یا حقوقی دیگر منقعد می گردد اما طبق قاعده حاکمیت اراده، می توان آن را در چهارچوب قانون و میان دو شخص حقیقی نیز متصور بود.
  • تفاوت این قرارداد با قرارداد اجاره ای که متداول است در شروط مندرج در آن می باشد. و در خصوص آن باید قواعد مربوط به عقد اجاره همانند تعیین زمان اجاره نامه، میزان اجاره بها و امضای دو شاهد عادل نیز رعایت گردد.
  • متاسفانه برخی از اشخاص حقوقی در مقام موجر از عدم اطلاعات مراجعه کنندگان سوء استفاده کرده و حق فسخ یک طرفه را برای خود در قرارداد درج می کنند. اگر در ابتدای راه هستید نسبت به امضای قراردادی که حق فسخ یک طرفه دارد یا کافه خیارات را اسقاط نموده است حساسیت بیشتری به خرج دهید.
  • مدت اجاره را با توجه به عمر مفید اموالی که مورد بحث هستند تعیین کنید. بنابراین درگیر اعداد و ارقام تکراری و متداول همانند قراردادهای یک ساله نباشید.

در این زمینه سعی کنید حتما از مشاوره تخصصی یک مشاور حقوقی بهره مند شوید. چرا که قراردادها دارای جزییات و نکات حقوقی بسیار زیادی هستند که عامه اجتماع از آن ها بی اطلاع هستند.

الزام موجر به تعمیر ملک اجاره ای

شرایط و نحوه الزام موجر به تعمیر ات ملک اجاره ای : یکی از درخواست هایی که همه روزه در شورای حل اختلاف و در برخی از موارد در دادگاه های حقوقی مورد بررسی قرار می گیرد. درخواست الزام موجر به تعمیر می باشد. الزام موجر به تعمیر قوانین خاصی دارد و در همه موارد نمی توان او را به این کار ملزم نمود. در این مقاله تصمیم گرفته ایم به بررسی این مسئله بپردازیم. که اصولاً منظور از اجاره، موجر و مستاجر چیست و در چه مواردی می توان الزام موجر به تعمیر را خواستار شد؟ همچنین در این مقاله به دادگاه صالح برای رسیدگی به این موضوع نیز اشاره خواهیم کرد و نکات کاربردی در خصوص این مسئله را بیان خواهیم نمود ، با وکیل متخصص امور ملکی همراه باشید…

اجاره، موجر و مستاجر

یکی از عمده ترین قراردادهایی که همه روزه و بخصوص در فصل تابستان میان افراد منعقد می شود قرارداد اجاره است. در قرارداد اجاره یک فرد در قالب موجر که صاحب مال است ملک خود را در اختیار فرد دیگر که مستاجر نام دارد می گذارد تا مستاجر از منافع ملک استیجاری استفاده کند. بی آنکه مالکیت ملک را به دست آورد.

الزام موجر به تعمیر ملک اجاره ای

به عنوان مثال در اجاره یک واحد آپارتمان مسکونی حق سکونت در آن واحد به مستاجر برای مدت معلوم واگذار می شود. مستاجر نیز موظف است در مقابل، اجاره بها را طبق قانون و قرارداد اجاره به موجر پرداخت نماید. در مدت زمانی که ملک در اختیار مستاجر است ممکن است ملک مورد اجاره نیاز به تعمیر داشته باشد . برخی از این تعمیرات برعهده مالک و برخی دیگر بر عهده مستاجر هستند.

تعمیرات اساسی و الزام موجر به تعمیر ساختمان

طبق قانون موجر صرفاً به تعمیر ارکانی از ساختمان الزام قانونی دارد که ناشی از عملکرد مستاجر نباشد به همین علت اصولاً گفته می شود تعمیرات اساسی ساختمان بر عهده مالک است. به عنوان مثال خراب شدن لوله فاضلاب و ترکیدن آن در بافت اصلی ساختمان تقصیر مستاجر نیست. و موجر باید علاوه بر پرداخت هزینه های تعمیر، نظارت بر این امر را هم برعهده بگیرد . مگر اینکه مستاجر به دریافت هزینه رضایت دهد و آن را کافی بداند اما تعمیرات غیر اساسی برعهده موجر نیست. چرا که اصولاً در نتیجه استفاده مستاجر ایجاد می شوند. به عنوان مثال می توان به شکسته شدن دستگیره درب ورودی یا خراب شدن شیر آب ظرف شویی و مواردی از این قبیل اشاره نمود.

دادخواست الزام موجر به تعمیر و مرجع صالح رسیدگی به این امر

برای تنظیم این درخواست باید به شورای حل اختلاف محل وقوع ملک مراجعه کرد. البته اگر ارزش دادخواست شما بیشتر از 20 میلیون تومان باشد باید به دادگاه حقوقی مراجعه کنید. شاید بپرسید دادخواست الزام موجر به تعمیر یک دادخواست غیرمالی است و چگونه می توان ارزش آن را تعیین کرد؟ اگر شما به حکم دادگاه، شخصاً و با هزینه خود مبادرت به تعمیر ساختمان کنید. می توانید مبلغ پرداختی را از موجر دریافت کنید. اگر هم موجر این مبلغ را پرداخت نکرد می توانید علیه او دادخواست حقوقی تنظیم نمایید.

نکاتی که باید در خصوص الزام موجر به تعمیر بدانید

  • برخی از تعمیرات اساسی ساختمان با توجه به اینکه در نتیجه عملکرد مستاجر بوده اند باید توسط مستاجر انجام شوند. و برخی از تعمیرات جزیی نیز مشروط بر اینکه در ابتدای اجاره وجود داشته باشند باید توسط موجر صورت گیرند. بنابراین این قاعده که موجر صرفاً ملزم به انجام تعمیرات اساسی می باشد. یک قاعده کلی است و برخی از استثنائات را هم در بر می گیرد.
  • دادخواست الزام موجر به تعمیر در محل وقوع ملک رسیدگی می شود. اما دادخواست الزام موجر به پرداخت مبلغ ارائه شده برای تعمیر ساختمان یا عین مستاجره باید در محل سکونت خوانده یا همان موجر به جریان افتد.
  • اگر موجر حاضر به تعمیر نشود مستاجر می تواند اجاره را یک طرفه فسخ کند. و برای دریافت ودیعه نیز از طریق محاکم اقدام نماید.
  • اگر مستاجر بدون اذن دادگاه یا بدون اجازه موجر، دست به اقدماتی در قالب تعمیر بزند نمی تواند هزینه های تقبل شده را از موجر درخواست کند.
  • تشخیص اینکه تعمیرات مورد نیاز از نوع اساسی هستند. یا غیر اساسی و اینکه برعهده موجر هستند یا مستاجر، بر عهده دادگاه است و دادگاه برای این کار ، از کارشناسان رسمی دادگسترس نظر می گیرد.
  • اگر موجر خانه را تعمیر کند بی آنکه به مستاجر خسارت یا ضرر و زیانی وارد گردد مستاجر حق فسخ نخواهد داشت.

نحوه انتقال پارکینگ آپارتمان ها

چگونه مالکیت پارکینگ آپارتمان ها را انتقال دهیم ؟ مسئله پارکینگ در دنیای کنونی و با افزایش تراکم ساختمان ها و آمار خودروها به یک مسئله مهم تبدیل شده است. انتقال پارکینگ آپارتمان ها نیز مسئله دیگری است که طی چند سال اخیر به وفور شاهد آن بوده ایم. اما مسئله اصلی این است که اغلب مردم از قوانین حاکم بر این موضوع آگاهی ندارند. و بدون اطلاع در این زمینه مبادرت به انتقال پارکینگ آپارتمان ها به صورت قولنامه ای می کنند که اصولاً کار اشتباهی است. ما در این مقاله توسط وکیل متخصص ملکی تمام نکات مهم در خصوص شیوه صحیح انتقال پارکینگ آپارتمان ها را به شما گوشزد خواهیم کرد.

حالات مختلفی که برای انتقال پارکنیگ متصور است

در حالت اول شما می خواهید پارکینگ خودتان را به یکی دیگر از اعضای همان آپارتمان انتقال دهید. در این جا نیاز است تا به دفترخانه مراجعه کرده و سند انتقال منضم را تنظیم کنید. اگر در یک ساختمان صاحب دو ملک مجزا یا صاحب دو واحد متفاوت هستید و بخواهید پارکینگ یکی از واحدها را به واحد دیگر انتقال دهید باید باز هم به دفترخانه مراجعه کرده و در اینجا اقرارنامه جابجایی پارکینگ را امضا نمایید. البته داستان به همین جا ختم نمی شود و باید نکات بعدی را هم مدنظر قرار دهید.

نحوه انتقال پارکینگ آپارتمان ها

میزان پارکنیگ ها برابر با تعداد واحدهای آپارتمان است

طبق قانون در آپارتمان هایی که تعداد پارکینگ ها با تعداد واحدها برابر است صاحب یکی از پارکینگ ها نمی تواند آن را به دیگری منتقل نماید. هر چند خریدار صاحب یکی از واحدهای ساختمان باشد . تنها امکانی که در این زمینه وجود دارد این است که پارکینگ ها را بایکدیگر جابجا کنند یا در صورت لزوم آن را اجاره دهند. نکته مهمی هم که در خصوص اجاره پارکینگ وجود دارد این است که اجاره پارکینگ به فردی غیر از صاحبان املاک و واحدها در ساختمان های چند طبقه، منوط است به جلب رضایت سایر ساکنان ساختمان!

میزان پارکینگ ها کمتر از تعداد واحدهای آپارتمان است

بسیاری از ساختمان های امروزی دارای پارکینگ هستند. اما اصولاً فضای پارکینگ به قدری نیست که برای همه واحدها فضای پارک ماشین ایجاد شود و برای یک یا چند واحد نمی توان پارکینگ در نظر گرفت. در این حالت اگر شخصی بخواهد پارکینگ خود را واگذار کند. صرفاً به واحدی که پارکینگ ندارد می تواند پارکینگ خود را واگذار نماید. و نمی‌تواند آن را به واحدی که پارکینگ دارد، واگذار کند.

میزان پارکنیگ ها بیشتر از تعداد واحدهای آپارتمان است

در برخی از شرایط شاهد زیاد بودن تعداد پارکینگ ها در مقایسه با تعداد واحدهای آپارتمانی هستیم. در این حالت افرادی که دارای پارکینگ اضافه هستند صرفاً می توانند پارکنیگ ها را به اشخاص متقاضی در همان ساختمان واگذار کنند. و اجازه واگذاری پارکینگ ها به اشخاصی خارج از ساختمان را ندارند. درخصوص اجاره پارکینگ اضافه نیز باید شرایط مربوط به رضایت ساکنان واحدها را در نظر بگیرند.

تعیین تکلیف پارکینگ مشاع به چه صورت است؟

در برخی از ساختمان ها تکلیف تعلق پارکنیگ ها به صاحبان واحدها مشخص نیست و در واقع همه آن ها به صورت مشاع هستند. به این معنا که هیچ کدام از ساکنان یا صاحبان املاک صاحب پارکنیگ ها از طریق سند رسمی نمی باشند. در این شرایط مدیر ساختمان باید از طریق قرعه کشی، هر کدام از پارکنیگ ها را به یکی از صاحبان واحدها اختصاص دهد. نکته بسیار مهمی که در باب این موضوع وجود دارد این است که این امکان وجود ندارد که یک پارکینگ دو مالک داشته باشد. بعبارت دیگر انتقال مشاعی پارکینگ به مالکین دو واحد یا بیشتر از آن مجاز نیست. و قضیه مشاع بودن پارکنیگ با مشاع بودن یک ملک متفاوت می باشد.

صورتمجلس تفکیکی در پارکینگ آپارتمان ها

در نقل و انتقال پارکینگ در آپارتمان هایی که واحدهای متعدد دارند طبق قانون در صورتمجلس تفکیکی باید به صورت کاملاً دقیق و واضح تصریح و نوشته شود که پارکینگ مورد نظر باید همراه با آپارتمان مربوطه مورد انتقال واقع شود چرا که انتقال پارکینگ به تنهایی به افرادی غیر از مالکین مجموعه آپارتمان ها امکان پذیر نیست. در صورتی که تعداد پارکینگ‌ ها با واحدهای تفکیک شده در آپارتمان برابر نباشد باید تعداد واحدهای بدون پارکینگ در صورتمجلس تفکیکی قید گردد تا هنگام تنظیم سند انتقال، این موضوع به خریدار اعلام شده و در سند انتقال ملک نیز نوشته شود. این موارد از وقوع اختلافاتی که ممکن است بعدها و در صورت فروش ملک ایجاد گردد جلوگیری می کند.

تشخیص زمین های ملی از اراضی عادی

تشخیص زمین های ملی از اراضی عادی : یکی از مباحث مهمی که مورد توجه موسسات حقوقی، اشخاص حقیقی و بسیاری از ارگان های دولتی واقع شده است. تشخیص زمین های ملی از اراضی عادی می باشد. طی چند سال اخیر و با افزایش میزان ساخت و سازها و همچنین با افزایش پیگیری های صورت گرفته از جانب سازمان های دولتی شاهد صدور حکم تخریب برخی از ساختمان های نیمه کاره یا ساخته شده بوده ایم. و این مسئله با ایجاد چالش هایی برای اشخاص حقیقی و سازمان های دولتی همراه بوده است. به همین علت ما نیز تصمیم گرفته ایم تا در این مقاله به نحوه تشخیص زمین های ملی شده از اراضی عادی بپردازیم.

تفاوت مالکیت زمین های ملی شده و زمین های عادی

زمین های عادی تعریف خاصی ندارند و به زمین هایی گفته می شود که در مالکیت اشخاص قرار دارند و هیچ گونه اعتراضی نیز نسبت به مالکیت آن ها پذیرفته نیست. البته ممکن است میان اشخاص عادی در خصوص مالکیت آن ها چالش هایی ایجاد گردد اما در هر صورت دولت و منابع طبیعی ادعایی در خصوص مالکیت آن ها ندارند.

تشخیص زمین های ملی از اراضی عادی

با توجه به توضیح فوق قطعاً دریافته اید که منظور از زمین های ملی شده، زمین هایی هستند که در مالکیت دولت و سازمان حفاظت از محیط زیست قرار گرفته و هیچ شخصی نمی تواند نسبت به مالکیت آن ها ادعایی را مطرح نماید. تعریف اراضی ملی را در ادامه و به صورت دقیق تر بیان کرده ایم.

تعریف اراضی ملی شده

همه چیز از سال 1341 آغاز شد. در سال 1341 قانونی تحت عنوان قانون ملی شدن جنگل ها و مراتع ایران تصویب شد. که مطابق آن از تاریخ تصویب این قانون، عرصه و اعیانی کلیه جنگل ها و مراتع و بیشه های طبیعی و اراضی جنگلی در کشور، جزء اموال عمومی محسوب می شوند. و متعلق به دولت هستند ولو اینکه قبل از این تاریخ افراد آن را متصرف شده و سند مالکیت گرفته باشند. این قانون در راستای حفظ محیط زیست و تعلق زمین های موات به تمام مردم ایران صورت گرفت.

این اراضی که در قانون فوق بیان شده اند دارای مستثنیاتی هستند که شامل عرصه و محاوط تاسیسات و خانه های روستایی و زمین های زراعی و باغات واقع در محدوده جنگل ها و مراتعی هستند که سابقه ایجاد و تصرف آنها مربوط به قبل از تاریخ تصویب این قانون است. بنابراین به صورت طبیعی حق مالکیت افراد به زمین های احیا شده و دارای سکونت در روستا و آبادی ها را به رسمیت شناخت. قانون سال 1346 پخته تر بود که تحت عنوان قانون حفاظت و بهره برداری از جنگل های مراتع تصویب شد و در آن به تمام جوانب مربوط به این مسئله پرداخته اند.

تشخیص ملی بودن اراضی

حال به یکی از اصلی ترین سوالاتی که در این حوزه مطرح می گردد می پردازیم و آن این است که تشخیص ملی بودن اراضی برعهده چه ارگانی است و چگونه صورت می گیرد؟ تشخیص ملی بودن اراضی تنها به وسیله‌ کمیسیون ماده 56 منابع طبیعی امکان پذیر است که در قانون سال 1346 به آن اشاره شده است. و بعدها اصلاح گردید. طبق قوانین این کمیسیون در صورتی که زمینی در شمار اراضی ملی شناخته شود. آن ملک یا زمین از اختیار فرد خارج شده و جزء املاک دولتی قرار می‌گیرد.

امکان اعتراض به این مسئله نیز وجود دارد که برای این امر باید به به کمیسیون ماده واحده مستقر در اداره منابع طبیعی مراجعه کرد. اگر مشکل رفع نشد می توان اعتراض را در دادگستری محل وقوع اراضی مورد نظر به جریان انداخت. کارشناسان رسمی دادگستری موظف هستند تا با استفاده از نشانه های خاصی که در ادامه بیان شده اند ملی بودن یا ملی نبودن زمین مورد نظر را اثبات نمایند.

مشخصات زمین های عادی در مقایسه با زمین های ملی شده

یک یا دسته ای از ویژگی های ذیل می توانند مالکیت واقعی افراد و اشخاص حقیقی را نسبت به زمین های مورد اعتراض اثبات نمایند. این موارد عبارتند از:

  • زمین هایی که در آن ها فعالیت های خاصی همانند کشاورزی و باغبانی صورت گرفته است.
  • زمین های که در محدوده روستاها و مزارع، قنات، چاه آب، رودخانه و چشمه واقع شده اند.
  • زمینهایی که دارای نشاه هایی از دخالت و دستکاری برای کشاورزی دارند.
  • زمین های قابل کشت که شیب چندانی نداشته و معقولانه تر است آن ها جز زمین های کشاورزی و آباد بدانیم.
  • زمین های قابل کشت و قابل آبیاری.
  • زمینهایی که مرز بندی ثابت یا عرفی دارند.
  • زمین هایی که جوی های قدیمی یا تازه تاسیس در مسیر آن ها باشد و نشان از آباد بودن زمین داشته باشد.
  • زمینهایی که دارای درختان میوه یا غیر آن هستند و این درختان برای سالیان متوالی در آن مکان بوده اند.

همچنین

  • زمین‌هایی که مسیر آب در بالا دست آن‌ها قرار گرفته باشد و به نوعی زیر جریان آب جای گرفته اند.
  • زمین هایی که دارای ساختمان های مرتبط با کشاورزی همانند آب انبار، طویله، خانه باغ و مانند آن ها هستند.
  • زمین‌هایی که اصطلاحاً بندسار بوده و سیستم آبیاری از آب‌های جاری بهاره را بر خود سوار داشته باشند.
  • زمین هایی که فاقد پوشش گیاهی مرتعی هستند.
  • زمین هایی که از فعالیت کشاورزی به صورت متمادی ایجاد شده اند.
  • زمینهایی که دارای درختان میوه هستند.
  • زمین‌هایی که دارای مسیرهای رفت و برگشت قدیمی شده هستند و مشخص است که این مسیرها مدت‌ها پیش جهت رفت و آمد زراعی مورد استفاده قرار گرفته اند.
  • زمین هایی که در کنار یا داخل آن ها می توان خرمنگاه ها را مشاهده کرد.
  • زمینهایی که در نقشه هایی هوایی در بخش های زرد رنگ قرار دارند.
  • زمین های کرت بندی شده، قطعه بندی شده و هر زمینی که عرفاً نتوان آن را در زمره اراضی دولتی به حساب آورد.

در صورتی که قصد اعتراض به رای کمیسیون ماده 56 را دارید بهتر است با وکلای متبحر در امور ملکی مشورت کرده و در صورت امکان رسیدگی به جریان پرونده را به یک وکیل ملکی حرفه ای واگذار نمایید.

دستور تخلیه با حکم تخلیه چه تفاوتی دارد ؟

تفاوت دستور تخلیه با حکم تخلیه : اگر صاحب ملکی هستید که در اختیار مستأجر است. قطعاً می خواهید بدانید در چه مواردی می توانید دستور تخلیه بگیرید و در چه مواردی هم می توانید حکم تخلیه را از دادگاه صالح دریافت نمایید. در ابتدا لازم است تا برخی از قواعد کلی در این زمینه را بدانید و سپس با مواردی که به شما اجازه درخواست دستور یا حکم تخلیه را می دهد آشنا شوید. در ادامه با وکیل ملکی همراه باشید..

دستور تخلیه چیست؟

منظور از دستور تخلیه ، دستوری است که از جانب مرجع صالح صادر می گردد و باید در کمترین زمان ممکن نیز اجرا گردد. برای اینکه بتوانید دستور تخلیه بگیرید شرایط ذیل مورد نیاز است :

  • در قرارداد اجاره، مدت زمان دقیق قيد شده باشد.
  • قرارداد اجاره مربوط به اماكن غيرتجاري يا تجاري یا فاقد سرقفلی باشد. (مربوط به املاک مسکونی باشد)
  • دو شاهد ذيل قرارداد اجاره را امضاء كرده باشند.
  • مدت اجاره پايان يافته باشد.
  • قرارداد اجاره در دو نسخه تنظيم و به امضاء طرفین رسیده باشد.

دستور تخلیه با حکم تخلیه چه تفاوتی دارد ؟

حکم تخلیه چیست؟

حکم به معنی آرائی است که از دادگاه ها صادر می شود و قابلیت تجدیدنظرخواهی هم دارد. بنابراین سرعت رسیدگی و اجرای آن از دستور تخلیه کمتر است. زمانی که می خواهید مستاجر را از خانه بیرون کنید اما شرایط فوق یا یکی از آن ها مهیا نمی باشد باید درخواست حکم تخلیه بدهید. مهمترین مواردی که موجر را ملزم می کند تا پیش از اتمام موعد اجاره درخواست حکم تخلیه بدهد شامل موارد ذیل است:

  • عدم پرداخت اجاره بها به مدت سه ماه
  • اجاره خانه به دیگری بدون اجازه مالک یا همان موجر
  • استفاده نامشروع از ملک استیجاری
  • استفاده تجاری از ملک مسکونی
  • آسیب رساندن به ملک مورد اجاره

مرجع صالح

اغلب دادخواست هایی که در خصوص املاک استیجاری آن هم از نوع مسکونی تنظیم می شوند در شورای حل اختلاف محل وقوع ملک به جریان می افتند. اما شما باید برای برخی از درخواست ها و دادخواست های مرتبط با این امور به دادگاه عمومی مراجعه نمایید. به عنوان مثال اگر مستاجر بعد از دریافت حکم تخلیه و ابلاغیه آن حاضر به تخلیه ملک نشود. باید برای رسیدگی به این موضوع به دادگاه حقوقی مراجعه کند.

همچنین اگر مستاجر مدعی تمدید اجاره نامه است باید برای اثبات این ادعا به دادگاه حقوقی مراجعه کند. باز پس گرفتن هزینه های ناشی از تعمیر ملک و امثال آن ها نیز در صلاحیت دادگاه محل اقامت خوانده (موجر) می باشد.

نکته مهمی که در خصوص مرجع صالح برای رسیدگی به مسئله دستور تخلیه وجود دارد این است که در مورد قراردادهاي اجاره رسمي (قراردادهایی که در دفتر اسناد رسمی تنظیم شده اند). مي توان تخليه ملك را از طريق اداره اجراي ثبت نيز انجام داد. اما نکته دیگری نیز در این زمینه وجود دارد. و باید به این امر توجه داشته باشید که اگر مکان مورد اجاره از نوع تجاری است. و قرارداداجاره نیز برای سال 56 و یا قبل از آن می باشد. دیگر نمی توانید به شورا مراجعه نمایید. بلکه در این خصوص بایستی به دادگاه صالح مراجعه کنید.

تفاوت در اجرای دستور تخلیه و حکم تخلیه

اجرای دستور تخلیه ظرف 24 ساعت ابلاغ شده و باید ظرف 72 ساعت اجرایی گردد. اما برای اجرای حکم تخلیه 10 روز فرصت وجود دارد گذشته از اینکه رسیدگی به دستور تخلیه خارج از نوبت و بدون فوت وقت صورت می گیرد. برای حکم تخلیه باید منتظر بمانید تا نوبت رسیدگی به این درخواست نیز برسد. در واقع دادگاه پس از تعیین وقت که غالباً چندین ماه زمان می برد جلسه رسیدگی تشکیل داده و پس از آن مبادرت به انشای رای می نماید .

نکته مهمی که وجود دارد این است که امکان اعتراض و تجدید نظر خواهی در خصوص دستور تخلیه وجود ندارد. ( همانطور که از نام آن پیداست این یک دستور قضایی است. ) و اگر مستاجر مدعی حقی در این زمینه است باید ابتدا ملک را تخلیه کند. و سپس شواهد خود را به اثبات برساند این در حالیست که حکم تخلیه قابل اعتراض است. اگر مستاجر شواهد معتبری را ارائه کند می تواند اجرای حکم را به صورت موقت تا زمان بررسی شواهد متوقف نماید.

اخذ سند برای املاک فاقد سند ثبتی

روش اخذ سند برای املاک فاقد سند ثبتی : اگر ملک دارای سند ثبتی نباشد ، برای تهیه سند آن باید از کجا شروع کنیم ؟
قبل از توضیح این مبحث ، لازم است اشاره شود ، املاکی که زمین آنها جزء اراضی واگذاری دولت نیستند. از دوحال خارج نیست :

1 – پلاک مجهول است

پلاک مجهول به املاکی اطلاق می شود که در دفتر توزیع اظهارنامه بنام شخص ثبت مشخصات گردیده. اما از طرف مالک ، درخواستی برای ثبت ملک صورت نگرفته است .

2 –املاکی که دارای سابقه ثبت می باشد

یعنی دارای سابقه ثبت در دفتر املاک می باشد . روند صدور سند در املاکی که پلاک آنها مجهول بوده و املاکی که دارای سابقه ثبت می باشند متفاوت است .

برای درخواست صدور سند نسبت به پلاک های مجهول ، می بایست از طریق اظهارنامه ماده ۲۱ استفاده نموده . و برای درخواست صدور سند نسبت به پلاک های دارای سابقه ثبت، استفاده از قانون ‘ تعیین تکلیف اراضی بدون سند ‘ الزامی ست .

اخذ سند برای املاک فاقد سند ثبتی

روند صدور سند برای املاک دولتی و ملی

در مواردی ، املاک مورد تقاضا جزء هیچکدام از دسته های فوق نمی باشد. مانند پلاک ها و املاک دولتی و ملی (خانه ها و املاک سازمانی و …)

بیشتر بخوانید در : وکیل اخذ سند تک برگی

روند صدور سند برای پلاک های دولتی و ملی ، مراجعه مالک فعلی با مدارک دال بر مالکیت به اداره مسکن و شهرسازی، و یا بنیاد مسکن انقلاب اسلامی محل مورد نظر ، و تسلیم درخواست به ریاست اداره، مبنی بر نقاضای صدور سند ثبتی ملک مورد تفاضا می باشد .

اقدامات لازم در خصوص املاکی که دارای سند ثبتی می باشند

چنانکه ملک دارای سند ثبتی باشد. فروشنده می بایست امورات خاصی را جهت انتقال سند بنام خریدار انجام دهد. و چنانکه ملک مورد مبایعه دارای قولنامه عادی بوده و فاقد سند ثبتی می باشد. خریدار می تواند برای صدور سند ثبتی نسبت به ملک خویش اقدام نماید.

اگر ملک دارای سند ثبتی است. برای شروع انتقال قطعی سند ابتدا می بایست خریدار و فروشنده به همراه اصل مدارک شناسایی در یکی از دفاتر اسناد رسمی حضور پیدا کنند.

پس از حضور، سردفتر در همان جلسه ضمن استعلام سیستمی از اداره ثبت ناحیه مربوطه ، بازداشت یا عدم بازداشت بودن سند مورد معامله را استعلام می نماید .

زمان پاسخ دهی اداره ثبت حداکثر 48ساعت بوده و مدت اعتبار پاسخ اداره ثبت، حداکثر 45 روز می باشد.

همچنین دفترخانه استعلامات لازمه را از شهرداری و اداره دارایی و مالیاتی منطقه می نماید. و طرفین موظفند همزمان در هر دو محل ، پاسخ دفترخانه را مبنی بر بلامانع بودن نقل و انتقالات اخذ نمایند. پس از درج بلامانع بودن از طرف شهرداری و اداره دارایی ، به همراه گواهی عدم بازداشتی از طرف اداره ثبت ، نقل و انتقال صورت پذیرد.

بر این اساس دفترخانه پس از اتمام امورات نقل و انتقال، ‘ خلاصه وضعیت معامله غیر منقول ‘ را در قالب اوراقی چاپ ، و به دست طرفین جهت مراجعه به اداره ثبت نسبت به چاپ سند تسلیم می نماید .

وکیل متخصص در زمینه اخذ سند املاک

طرفین مبایعه نامه می توانند در همان ابتدا و یا در هر مرحله از کار ، ضمن دادن وکالت رسمی به وکیل متخصص در زمینه اخذ سند یا شخص ثالثی که در انعقاد قرارداد هیچ سمتی نداشته ، کلیه امورات فوق را به وی محول نمایند. با اعطای وکالت دیگر نیازی به حضور طرفین در هیچیک از ادارات و سازمانهای دولتی نخواهد بود. و وکیل مربوطه کلیه اقدامات لازم را در کمترین زمان ممکن به پایان خواهد رساند .

پیشنهاد می گردد با توجه به پیچیدگی و تشریفات خاص اخذ سند به ویژه در خصوص املاک فاقد سند ثبتی از همکاری و اخذ مشاوره از متخصصین و وکیل امور ملکی غافل نشوید .

اثبات مالکیت اراضی ملی

نحوه اثبات مالکیت اراضی ملی : یکی از مواردی که به دنبال ملی شدن اراضی جنگل ها و مراتع مطرح گردید تعیین تکلیف کسانی است که پیش از تصویب این قانون، سند مالکیت یک قطعه از این اراضی را دریافت کرده و دارای مالکیت رسمی بر این اراضی بودند. بر طبق قوانین اسلامی و متون فقهی، سبق تصرف حتی بدون سند مالکیت رسمی نیز می تواند دال بر مالکیت شرعی یک شخص بر یک زمین باشد که هیچ کسی صاحب آن نیست. بنابراین قانون ملی شدن این اراضی در صورتی که حتی دارای مالکیت شخصی نیز باشند خلاف مقررات اسلامی است. با این حال چگونه باید اعتراض به این مقوله را مطرح نمود؟

اثبات مالکیت اراضی ملی

قانون ملی شدن جنگل ها

سال 1341 قانون ملی شدن جنگل ها از تصویب مجلس وقت گذشت. طبق این قانون تمام اراضی موجود در محدوده جنگل ها و مراتع، متعلق به دولت است و هیچ فردی نمی تواند نسبت به آن ادعای مالکیت شخصی داشته باشد. این قانون حتی دامنگیر مالکیت های خصوصی نیز می شد به گونه ای که بسیاری از صاحبان اراضی با از دست دادن مالکیت خود در محدوده های مقرر مواجه شدند.

بعدها قوانین دیگری نیز تصویب شد. که از جمله آن ها می توان به قانون انحلال بنگاه خالصجات، قانون مربوط به اراضی ساحلی ، قانون حفاظت و بهره برداری از جنگل ها و مراتع و .. که با هدف حفظ و حمایت از منابع طبیعی اشاره نمود. این قوانین، ملی شدن اراضی فوق را به رسمیت می شناختند. و تلاش خود را برای تعلق این اراضی به دولت و به تبع آن به ملت ایران به کار می بردند.

اعتراض به ملی شدن اراضی

مشکلات متعددی که برای صاحبان اراضی در خارج از محدوده های مقرر به وجود آمده بود با ایجاد اعتراضاتی به قانون ملی شدن اراضی و جنگل ها همراه بود. به نحوی که ساز وکار اعتراض به ملی شدن اراضی و تشکیل کمیسیون ماده 56 یا هیئت ماده واحده تعیین تکلیف اراضی اختلافی را به دنبال داشت. برخی از صاحبان اراضی که ملک آن ها در حواشی جنگل ها بود با اجرای این قانون، ملک خود را از دست دادند. این مسئله با تفکیک اراضی ملی از مستثنیات همراه گردید. و قانون ملی شدن اراضی و جنگل ها در سال 1341 را تعدیل نمود.

تشخیص اراضی ملی از مستثنیات

امروزه یک مسئله جدیدتر پدید آمده است و آن تشخیص اراضی ملی از مستثنیات است. اراضی ملی که جنبه مشخص و تعیین شده ای دارند. این اراضی متعلق به عموم ملت است و هیچ کسی حق ندارد نسبت به آن ها ادعای مالکیت نماید. اما مستثنیات آن ها کاملاً به رسمیت شناخته شده و در صورتی که توسط جهاد کشاورزی تایید شوند دارای مالکیت خصوصی خواهند بود. این قانون برای کسانی که در شمال کشور زندگی می کنند از اهمیت بسزایی برخوردار است. در این خصوص بهتر است حتما از وکیل اثبات مالکیت کمک بگیرید.

دعوی اعتراض به اثبات مالکیت اراضی

کسی که قصد اعتراض به اثبات مالکیت اراضی را دارد. باید در این پرونده ذی نفع تلقی شود. حال سوال این است که ذی نفع در چنین پرونده هایی به چه اشخاصی گفته می شود؟ در این پرونده ذی نفع هر کسی است که با ادعای مالکیت و به عنوان مدعی حق به تشخیص منابع طبیعی و مستثنیات ماده 2 قانون ملی شدن جنگل ها اعتراض و دادخواهی می کند. ذی نفع باید دو مورد را اثبات نماید.

  • اول اینکه ملک وی در محدوده اراضی ملی و جنگل ها قرار ندارد.
  • دوم اینکه سبق تصرف و مالکیت خود را اثبات نماید.

لازم به ذکر است که ارائه سند مالکیت رسمی نیز ضرورت ندارد و صرف اثبات ادعای سبق تصرف کفایت می کند.

خوانده در دعوی اعتراض به اثبات مالکیت اراضی

در اثبات مالکیت اراضی ملی ، زمانی که حرف از خواهان و ذی نفع به میان می آید باید خوانده را هم در این دعوی مشخص کنیم. طبق قانون اداره منابع طبیعی به عنوان طرف مقابل این دعوی شناخته می شود. و نماینده این اداره باید از جانب سازمان حفاظت از محیط زیست در دادگاه صالح حاضر شود. در مواردی که اداره منابع طبیعی زمین مورد نظر را به راه و شهرسازی و یا ارگان یا نهاد دیگری واگذار می کند. جهت جلوگیری از صدور قرار عدم استماع دعوا بهتر است که آن نهاد نیز طرف دعوا قرار گرفته و در جلسه مورد نظر حاضر گردد. این دعوی در قالب اعتراض به تشخیص ملی بودن زمین و اعلام مستثنیات قانونی زمین مطرح می گردد. بهتر است در این جلسه حتما با حضور وکیل اثبات مالکیت حاضر شوید.

الزام به انجام تعهد پیش فروشنده

نحوه الزام به انجام تعهد پیش فروشنده و پیگیری پرونده های مربوطه :  اکثر افراد از حقوق خود در خصوص معاملات مربوط به پیش فروش واحدهای آپارتمانی یا قراردادهای مشارکت در ساخت آگاهی کافی و لازم ندارند. حضور یک وکیل حرفه ای ملکی در کنار شما یا بهره مندی از اطلاعات یک مشاور حقوقی در این زمینه می تواند بهترین راهنمای ممکن برای شما و موجب جلوگیری از بروز تضرر باشد. در این مقاله قصد داریم به یکی از مباحث مهم و پراهمیت چندین سال گذشته تا کنون یعنی الزام به تعهد پیش فروشنده بپردازیم. اگر شما نیز با عدم اجرای تعهدات از جانب پیش فروشنده و کارشکنی در طرف مقابل معامله مواجه شده اید پیشنهاد می دهیم با مطالعه این مقاله وکیل شاه مرادی را همراهی کنید.

الزام به انجام تعهد پیش فروشنده

قرارداد پیش فروش به چه معناست؟

بیع یا همان معامله (خرید و فروش) انواع مختلفی دارد. رایج ترین نوع معامله بدین صورت است که کالای مورد نظر در یک زمان مشخص به خریدار تحویل داده می شود. و خریدار نیز باید در همان زمان مبادرت به پرداخت بهای همان کالا نماید. به غیر از این روش، گونه های دیگری از معامله نیز وجود دارد که یکی از آن ها به صورت پیش فروش است. بدین صورت که بهای کالا پرداخت می شود اما کالا در آینده به خریدار تحویل داده می شود. این روش کاملاً نقطه مقابل نسیه است که کالا را در زمان حال به خریدار تحویل می دهند. اما پرداخت بهای آن به روزهای آینده موکول می شود. قراردادهای پیش فروش نیز یکی از اقسام بیع در دنیای تجارت و اقتصاد است.

  • در قرارداد پیش فروش ذکر موارد ذیل ضرورت دارد:
  • نام و مشخصات پیش خریدار
  • نام و مشخصات پیش فروشنده
  • امضای طرفین به همراه دو فرد به عنوان شاهد
  • موضوع مورد معامله و تاریخ تسلیم آن
  • بهای مورد معامله و نحوه تسلیم آن
  • امضای طرفین معامله

بهتر است علاوه بر موارد فوق، در قرارداد اولیه از شروط ضمن عقد، وجه التزام برای عدم انجام تعهدات از جانب طرفین، تعیین داور برای رسیدگی به اختلافات قراردادی و مواردی از این قبیل نیز اشاره نمایید. تا احساس تعهد و وظیفه شناسی در طرفین و بخصوص پیش فروشنده که ملزم به تحویل موضوع معامله است بیشتر شود.

طرح دعوی الزام به ساخت بنا (الزام به انجام تعهد پیش فروشنده)

دعوی الزام به انجام تعهد پیش فروشنده می تواند اقسام مختلفی داشته باشد. که از جمله آن ها الزام شرکت های خودروسازی به تحویل خودروهای پیش فروش شده یا انواع مختلفی از چنین قراردادهایی است؛ اما مهمترین و اصلی ترین دعوی صورت گرفته در این زمینه، دعوی الزام به ساخت بنا می باشد؛ در این معامله جریان از این قرار است که یک فرد در قالب خریدار یا مهندس، بهای واحدهای فروخته شده را پیش از تحویل واحدها و حتی پیش از ساخت آن ها از خریداران می گیرد.

پرداخت بهای ملک در موارد فوق اصولاً به صورت اقساط است و کمتر شاهد پرداخت بهای آنها به صورت یکجا هستیم. اما در هر صورت پیش فروشنده موظف است. تا طبق قرارداد مبادرت به ساخت بنا و تحویل کلید ساختمان به پیش خریدار نماید. حال اگر وی از انجام تعهدات خود سرباز بزند دادگاه محل وقوع قرارداد پیش فروش برای رسیدگی به دعوی الزام به ساخت بنا صلاحیت رسیدگی خواهد داشت. البته طرفین می توانند در قرارداد اولیه یک داور برای رسیدگی به دعواهای ناشی از این معامله تعیین کنند.

شرایط فسخ قرارداد پیش فروش

اگر پیش خریدار نتواند پیش فروشنده را ملزم نماید تا طبق قرارداد مبادرت به ساخت و تکمیل آپارتمان (یا تحویل موضوع معامله) نماید و فرد دیگری نیز به عنوان شخص ثالث قادر به اجرای تعهدات از جانب پیش فروشنده نباشد. حق فسخ قرارداد برای پیش خریدار ایجاد می گردد و او می تواند خسارات ناشی از فسخ قرارداد را از پیش فروشنده اخذ کند.

البته اگر اغلب کارهای تکمیل ساختمان صورت گرفته باشد و تنها جزییات امر باقی مانده باشد. به جای فسخ قرارداد از پذیرش مسئولیت ها توسط پیش خریدار استفاده می کنند. و طبق شرایط خاصی به وی اجازه می دهند تا با مراجعه به دفتر اسناد رسمی مبادرت به تنظیم سند ملک به نام خود نمایند. در این خصوص سعی کنید از خدمات مشاوره حقوقی الزام به انجام تعهد یا وکیل حرفه ای الزام به انجام تعهد پیش فروشنده بهره مند شوید.