وظایف بازپرس + 5 وظیقه اصلی

وظایف بازپرس در آیین دادرسی کیفری : زمانیکه علیه فردی شکایت کیفری تنظیم کنید با یکی از مقاماتی که برخورد خواهید کرد بازپرس پرونده است. بسیاری از مردم اطلاع دقیق و جامعی از وظایف بازپرس ندارند. به همین علت لازم است تا در این مقاله به ذکر وظایف بازپرس بپردازیم.

  • از مهمترین سوالاتی که در این زمینه مطرح می شود این است که بازپرس کیست و در سلسله مراتب قضایی دادسرا در چه مرتبه ای قرار دارد؟
  • سوال دیگری که مطرح می شود این است که آیا بازپرس حکم صادر می کند یا خیر؟

پاسخ همه این سوالات را در ادامه پیدا خواهید کرد. با وکیل شاه مرادی همراه باشید..

بازپرس کیست؟

دادسرا اولین مرحله از مراحل رسیدگی کیفری است. البته برخی از افراد تصور می کنند. کلانتری ها اولین مرحله را تشکیل می دهند. اما اگر بخواهیم رسیدگی کیفری و حقوقی را ملاک بحث قرار دهیم قطعاً دادسرا اولین مرحله رسیدگی به پرونده خواهد بود.

وظایف بازپرس

در دادسرا با چهار شخص مواجه هستیم که طبق سلسه مراتب قضایی، شامل دادستان، معاون دادستان، بازپرس و دادیار هستند. بنابراین بازپرس در مرتبه سوم قرار می گیرد با این حال بخش قابل توجهی از وظایف مقرر در دادسرا بر عهده اوست به نحوی که بدون حضور او امکان ارسال پرونده به دادگاه نیز منتفی می شود.

آیا بازپرس می تواند حکم صادر کند؟

قبل از اینکه به شرح وظایف بازپرس بپردازیم بهتر است تا به یکی از عمومی ترین سوالات مردم در خصوص امکان یا عدم امکان صدور حکم توسط بازپرس جواب دهیم. درست است که پرونده پیش از هر مقام قضایی دیگر در اختیار بازپرس قرار می گیرد. و حتی در مرحله مقدماتی به عنوان قاضی پرونده هم شناخته می شود.

اما در واقع وظیفه قضاوت و صدور حکم در خصوص هیچ پرونده ای را ندارد. او پرونده را تکمیل می کند و چنانچه نظر مجرمیت مشتکی عنه داشته باشد. قرار مجرمیت صادر نموده و جهت صدور حکم و به عبارتی تعیین مجازات پرونده به دادگاه ارسال می گردد . ذکر وظایف بازپرس که در ادامه به آن ها اشاره می کنیم موقعیت این مقام قضایی را در دادسرا روشن می کند.

وظایف بازپرس در آیین دادرسی کیفری

وظایف بازپرس از زمانی که شکایت نامه توسط شاکی تنظیم می شود. تا زمانی که پرونده مورد نظر تشکیل شده و در ارتباط با ضابطین نیروی انتظامی تکمیل می گردد متفاوت است.

انجام تحقیقات مقدماتی، رسیدگی به چگونگی وقوع یک جرم، پیدا کردن متهم و بازجویی از او و صدور انواع قرار نهایی دادسرا از مهمترین وظایف بازپرس در دادسرا است. هر کدام از این موارد را به صورت جداگانه در ادامه تشریح می کنیم.

1- انجام تحقیقات مقدماتی

این گزینه اولین وظیفه بازپرس برای تکمیل پرونده در دادسراست. انجام تحقیقات مقدماتی در خصوص تمام جرایمی که به بازپرس گزارش می شود صورت می گیرد. اگر گزارش جرم به دادستان صورت گیرد باز هم بازپرس وظیفه دارد تا انجام تحقیقات مقدماتی را بر عهده بگیرد. در هر دو حالت فوق، بازپرس در صورتی می تواند تحقیقات مقدماتی را آغاز کند. که از طرف دادستان، اجازه این کار را داشته باشد. بنابراین بازپرس موظف است تا برای رسیدگی به یک پرونده در ابتدا اجازه بالاترین مقام قضایی دادسرا را اخذ نماید.

2- جمع آوری مدارک لازم برای کشف جرم

بازپرس به طور مستقیم، در روند کشف جرم دخالت می کند تا بتواند دلایل و شواهد لازم وقوع جرم را پیدا کند. هرچند بازپرس، نمی تواند وظایف خود را به شخص دیگری واگذار کند. اما می تواند انجام برخی امور همانند تحقیقات محلی، تهیه گزارش از کلانتری و ثبت گزارش های واصله از شهود را به یک شخص دیگر محول نماید. جمع آوری ادله لازم برای اثبات جرم باید همزمان با جلوگیری از محو آثار جرم و از بین رفتن دلایل اثبات جرم باشد.

3- جلوگیری از امحاء یا از بین رفتن دلایل اثبات جرم

به این گزینه در مبحث قبل هم اشاره گردید. بازپرس، به محض اینکه از وقوع یک جرم مطلع شد. باید علاوه بر اینکه تلاش خود را برای جمع آوری ادله به کار می برد. اقدامات لازم برای جلوگیری از امحاء دلایل و مدارک و مستندات جرم را هم انجام دهد. به عنوان مثال می تواند با صدور قرار ممنوع الخروجی مانع خارج شدن متهم یا متهمین از کشور شود.

4- صدور قرار

درست است که بازپرس قادر به صدور حکم نیست. اما می تواند از قرارهای تعیین شده در آیین دادرسی کیفری برای جلوگیری از امحاء آثار جرم یا کشف دلایل و شواهد جدید استفاده نماید. بنابراین او می تواند اقدام به صدور قرارهایی نظیر قرار اناطه، قرار منع تعقیب، قرار موقوفی تعقیب، قرار مجرمیت و سایر موراد مندرج در قانون نماید.

5- منع توقف تحقیقات

صدور قرار منع توقف تحقیقات به همین راحتی امکان پذیر نیست. در واقع بازپرس نمی تواند با بهانه عدم دستگیری متهم یا ناتوانی از کشف شواهد جرم از ادامه رسیدگی به پرونده صرف نظر کند. برای منع توقف تحقیقات دو شرط قانونی وجود دارد. اول اینکه جرم مورد نظر باید یکی از جرایم با درجه مجازات 4 ، 5 ، 6 ، 7 و 8 باشد. و دیگر اینکه دو سال کامل، از زمان وقوع جرم گذشته باشد. اما همچنان مرتکب مشخص نشده باشد. و امیدی به مشخص شدن او وجود نداشته باشد. همچنین منع توقف تحقیقات با موافقت دادستان صورت می گیرد. و بازپرس نمی تواند شخصاً نسبت به این قضیه تعیین تکلیف کند.

موارد رد دادخواست (6 دلیل مهم)

دلایل و موارد رد دادخواست : روند دادرسی در دادگاه از طریق تنظیم دادخواست آغاز می شود. در واقع تا زمانیکه یک فرد اعم از شخص حقیقی یا حقوقی مبادرت به ارائه دادخواست نکند. دادگاه نیز وظیفه ای برای رسیدگی به مسائل وی ندارد. در این میان مسئله ای تحت عنوان موارد رد دادخواست وجود دارد. که باعث می شود تا خواهان با صدور قرار رد دادخواست مواجه گردد.

برخی از این موارد رد دادخواست مربوط به قبل از بررسی دادخواست در دادگاه و برخی دیگر مربوط به بعد از بررسی آن در جلسه دادگاه می باشد. این موارد را در ادامه بیان می کنیم.

موارد رد دادخواست

دلایل رد دادخواست توسط مدیر دفتر دادگاه کدام است؟

  1. نقص دادخواست
  2. عدم پرداخت هزینه نشر آگهی

مهمترین و اصلی ترین علت رد بسیاری از دادخواست ها پیش از ارسال به جلسه دادرسی نقص دادخواست است. اصولاً دادخواست هایی که توسط وکلای حرفه ای تنظیم می شوند به ندرت با چنین مسئله ای مواجه خواهند شد. اما دادخواست هایی که توسط اشخاص عادی جامعه تنظیم شده اند. در اغلب موارد ناقص بوده و نمی توانند مورد تایید دادگاه قرار بگیرند.

موارد مختلفی باعث می شود تا یک دادخواست به عنوان یک برگه ناقص و تکمیل نشده شناخته شود. عدم الصاق تمبر یا عدم پرداخت آن و همچنین عدم درج مشخصات ضروری اعم از مشخصات خوانده یا خواهان و عدم درج ادله ای که دادخواست مورد نظر را تا حدی به اثبات نزدیک می کند. منجر به صدور قرار رد دادخواست توسط مدیر دفتر دادگاه می گردد. نکته مهم این است که در برخی از موارد می توان نسبت به عدم مشخص بودن اقامتگاه خوانده گذشت نمود. اما اگر خواهان اطلاعات خود را به صورت دقیق و مشخص درج نکند منجر به رد دادخواست می شود.

عدم پرداخت هزینه نشر آگهی و ابلاغ آن بیشتر مربوط به گذشته است. چرا که امروزه اغلب کارها به صورت سیستمی درآمده است و به صورت الکترونیکی انجام می شوند. با این حال در برخی از بخش ها همچنان شاهد سنتی بودن این روند هستیم. و در نتیجه اگر خواهان ظرف مهلت مقرر قانونی از تاریخ ابلاغ اخطاریه در خصوص عدم پرداخت هزینه نشر آگهی در این زمینه اقدامی انجام ندهد مشمول رد دادخواست توسط مدیر دفتر دادگاه می گردد.

دلایل صدور قرار رد دادخواست توسط دادگاه کدام است؟

  1. عدم پرداخت تامین دعوی واهی
  2. عدم پرداخت هزینه نشر آگهی
  3. عـدم تأمین اتباع بیگانه
  4. عدم واخواهی در مهلت مقرر
  5. عدم تجدیدنظر خواهی در مهلت مقرر
  6. عـدم رعایت مقررات یا مهلت مربوط به فرجام خواهی

در همه دعاوی قرار نیست که خواهان پیروز میدان شود. به همین دلیل خوانده می تواند برای جلوگیری از تضییع حقوق خود تقاضای تأمین کند تا در صورت پیروزی در دعوی بتواند حقوق خود از جمله هزینه گرفتن وکیل و مانند آن ها را از خواهان دریافت نماید. اگر خواهان حاضر به پرداخت تأمین نباشد. قرار رد دادخواست صادر می گردد. این قانون در خصوص عدم تأمین از جانب اتباع بیگانه نیز اجرا می گردد.

اگر خواهان بعد از راه یابی به دادگاه حاضر به پرداخت هزینه های مربوط به نشر آگهی نگردد. طبق قوانین با او برخورد شده و دادخواست او رد می گردد .

مهلت واخواهی برای اتباع ایرانی که در ایران سکونت دارند بیست روز و برای کسانی که مقیم خارج هستند دو ماه است. اگر در این مدت نسبت به واخواهی اقدام نگردد. و در واقع خارج از این مهلت و بدون عذر موجه اعتراض ثبت گردد، قرار رد دادخواست صادر می گردد . عدم تجدیدنظرخواهی نیز با همین شرایط منجر به صدور قرار رد دادخواست می گردد و پذیرش بررسی مجدد دادخواست منوط به پذیرش عذر موجه شخص می باشد.

فرجام خواهی

فرجام خواهی دارای قواعد مشخصی است که در آیین دادرسی مدنی به آن ها اشاره شده است؛ علاوه بر این قواعد زمان مشخصی هم برای درخواست فرجام یا همان فرجام خواهی تعیین شده است. و نیاز است تا فرجام خواه در این زمینه با توجه به مهلت مقرر و قواعد موجود اقدام نماید. در غیر این صورت با رد دادخواست مواجه می شود. با توجه به حساس بودن امورات حقوقی بهتر است برای طرح دادخواست و سپری کردن پروسه دادگاه از یک وکیل حقوقی مجرب کمک بگیرید.

در چه مواردی دیه از بیت المال پرداخت می شود؟

در چه مواردی دیه از بیت المال پرداخت می شود؟ امروزه برای کاهش میزان اثرات نامطلوب ناشی از تصادفات رانندگی و در برخی از جنایت ها اعم از اینکه منجر به قتل عمد، شبه عمد یا خطای محض بشود. یا اینکه منجر به آسیب های جسمی گردد. امکان پرداخت دیه از بیت المال فراهم شده است. اینکه در چه مواردی دیه از بیت المال پرداخت می شود. سوالی است که ما هم قصد داریم تا در این مقاله به جواب آن دست پیدا کنیم. در ادامه با توضیحات وکیل دیه همراه باشید..

موارد پرداخت دیه از صندوق بیت المال

باتوجه به بررسی قوانین مدون بخصوص قانون مجازات اسلامی مواردی که دیه از بیت المال پرداخت می شود. شامل موارد ذیل است:

  1. در صورتیکه در اثر تقصیر یا اشتباه قاضی در موضوع یا تطبیق حکم بر مورد خاص، ضرر و زیان مادی یا معنوی متوجه یکی از طرفین دعوی یا شخص ثالث گردد. در مورد ضرر مادی و در صورت تقصیر، فرد مقصر طبق موازین اسلامی ضامن است. در غیر این صورت خسارت به وسیله دولت و از صندوق بیت المال پرداخت می شود.
  2. اگر هیچ یک از طرفین دعوا (مدعی و مدعی علیه) هیچگونه دلیلی برای اثبات ادعاهای خود نداشته باشند. در صورتی که مدعی قسم نخورد و قسم را متوجه مدعی علیه کند. با قسم خوردن مدعی علیه، دعوا پایان یافته و دیه مقتول از بیت المال پرداخت می شود.
  3. اگر در مقابل حمله یک فرد دیوانه، دفاع مشروعی صورت بگیرد که منجر به آسیب گردد. دیه فرد دیوانه از محل بیت المال پرداخت می شود.
  4. پرداخت دیه از صندوق بیت المال

  5. اگر ظن قوی مبنی بر صداقت مدعی بر علیه متهم وجود داشته باشد. (لوث) همانند زمانیکه یک نفر با یک ابزار کشنده کنار مقتول دستگیر می شود. اما اولیای دم حاضر به قسم خوردن نیستند اگر متهم و خانواده اش قسم بخورند، در این صورت قصاص از متهم ساقط شده و دیه مقتول از بیت المال پرداخت می گردد
  6. اگر لوث علیه دو یا چند نفر به شکل مردد ثابت گردد. و قسامه به همین گونه علیه آنان اقامه شود. جنایت بر عهده یکی از چند نفر، به صورت مردد اثبات می شود. و قاضی از آنان می خواهد که بر برائت خود سوگند بخورند. اگر همه متهمین بر برائت خود سوگند یاد کنند. در خصوص قتل، دیه از بیت المال پرداخت می شود. و در خصوص جنایاتی غیر از قتل، دیه به نسبت مساوی میان همه انان تقسیم می گردد. همچنین اگر لوث علیه دو یا چند نفر به شکل مردد ثابت باشد. در صورتیکه شاکی از آنان درخواست اقامه قسامه نماید. هر یک از آنان باید اقامه قسامه کند. اگر همگی اقامه قسامه کنند.در قتل، دیه از بیت المال پرداخت می گردد.
  7. اگر مرتکب قتل دارای عاقله یعنی خویشاوندان ذکور نسبی پدر مادری یا پدری نباشد. یا اینکه عاقله او به دلیل عدم تمکن مالی نتواند دیه را پرداخت کند. دیه توسط مرتکب پرداخت می شود. و در صورت عدم تمکن مالی مرتکب نیز از بیت المال پرداخت می گردد.
  8. در صورتیکه جسد یک شخص در خیابان یا معابر عمومی پیدا شود. و نتوان اثبات نمود که چه کسی او را به قتل رسانده است اعم از اینکه قتل عمد یا غیرعمد باشد. یا اینکه مشخص گردد آن فرد در اثر تصادف رانندگی فوت کرده است. اما مقصر حادثه مشخص نباشد دیه از بیت المال پرداخت می گردد. اگر هم فرد یا افرادی در اثر ازدحام کشته شوند. دیه آن ها از محل بیت المال به وراث آن ها پرداخت می گردد. نمونه بارز آن پرداخت دیه کسانی است که در آشوب ها و اغتشاشات اجتماعی و سیاسی است. که بیت المال دیه افراد کشته شده را پرداخت می نماید.
  9. در جنایات عمد یا شبه عمد (مانند تصادف) یا خطای محض اگر به علتی از علل موجود همانند مرگ یا فرار، دسترسی به مرتکب امکانپذیر نباشد. از محل بیت المال دیه مقتول پرداخت می گردد. بنابراین همانطور که مشخص است اگر فردی که مقصر تصادف است از صحنه تصادف متواری شود. و هرگز اثبات نگردد که مرتکب تقصیر شده و در این حین یک فرد نیز جان خود را از دست داده است دیه فرد کشته شده در تصادف از طریق بیت المال پرداخت می شود.
  10. نکته نهایی اینکه اگر فردی مجهول الهویه باشد و جسد او پیدا شود. که در اثر یک جنایت یا امثال آن همانند تصادف کشته شده باشد. و وارث او پیدا نشود و قاتل او نیز مشخص نگردد. دیه او به بیت المال پرداخت می شود. تا در صورت مراجعه اولیا دم به آن ها پرداخت گردد.

4 تفاوت حکم تاسیسی و حکم اعلامی

تفاوت مهم حکم تاسیسی و حکم اعلامی  : احکام دادگاه ها به انواع مختلفی تقسیم می شوند. اما همه احکام را می توان به نوعی در مجموعه حکم تاسیسی و حکم اعلامی دسته بندی نمود. بدین معنا که یک حکم یا اعلامی است یا تاسیسی! حال سوالی که مطرح می شود این است که تفاوت حکم تاسیسی و حکم اعلامی چیست؟

در ابتدا باید برای روشن شدن موضوع به تعریف هرکدام از آن ها بپردازیم. و در قالب مثال این تعاریف را شفاف سازی کنیم. بنابراین به شما پیشنهاد می دهیم با مطالعه این مقاله وکیل شاه مرادی را همراهی کنید .

حکم اعلامی به چه معناست؟

همانطور که از عنوان موضوع بر می آید به حکمی که در حال اعلام کردن موضوعی است حکم اعلامی گفته می شود؛ یعنی موضوعی برای دادگاه اثبات شده است. و به دنبال آن مبادرت به اعلام حکم متناسب با موضوع پرونده می کند. و هیچ قاعده جدیدی را در این بین نمی سازد. این مورد را با ذکر یک مثال تشریح می کنیم.

4 تفاوت حکم تاسیسی و حکم اعلامی

مثال:

تصور کنید خواسته ای را مبنی بر تأیید فسخ به دادگاه ارائه کرده اید. خوانده نیز در جریان دادرسی شرکت می کند و ضمن قبولی شرایط به وجود آمده (تأیید اعلام فسخ از هر طریقی اعم از اظهارنامه و … ) اظهارات خواهان را تأیید می کند ، در اینجا دادگاه حکم به تأیید فسخ خواهد داد. این حکم یک حکم اعلامی است و مقام قضایی هیچ وضعیت جدیدی را ایجاد نمی کند.

حکم تاسیسی به چه معناست؟

در حکم تاسیسی بر خلاف حکم اعلامی، مقام قضایی علاوه بر بررسی موضوع پرونده و اعلام حقانیت آن مبادرت به ایجاد یک وضعیت جدید هم می کند. که وابسته به قانون است. به همین علت است که اغلب مردم جامعه ما با احکام اعلامی آشنایی دارند. اما آگاهی چندانی از احکام تاسیسی ندارند. در قالب یک مثال به شفاف سازی حکم تاسیسی می پردازیم.

مثال:

تصور کنید یک فرد تاجر ورشکسته شده است. برای اینکه یک فرد به عنوان ورشکسته شناخته شود باید حتماً حکم ورشکستگی او در دادگاه صادر شود. فردی که ورشکسته شده و توانایی پرداخت بدهی های خود را با توجه به میزان درآمد و مال و اموال خود ندارد و اعلام می شود که این شخص ورشکسته است.

حال دادگاه علاوه بر حکم فوق، حکم دیگری را هم صادر می کند. مبنی بر اینکه فرد ورشکسته حق ندارد در اموال خود تصرف نماید. و باید مدیر تسویه برای رسیدگی به امور مالی او تعیین شود. این حکم در عرف جامعه وجود نداشته است. و توسط قانون گذار تاسیس شده است. حکم فوق یک وضعیت جدید را ایجاد می کند. به همین علت به عنوان حکم تاسیسی شناخته می شود.

تفاوت حکم اعلامی و حکم تاسیسی چیست؟

اکنون با توجه به تعاریف بالا می توان تفاوت حکم اعلامی و حکم تاسیسی را به خوبی دریافت .
تفاوت این احکام به شرح ذیل هستند:

  1. حکم اعلامی به وجود آورنده یک وضعیت جدید نیست. و اعلام کننده یک وضعیت خاص در گذشته است. اما حکم تاسیسی یک وضعیت جدید را ایجاد می کند که تا پیش از آن وجود نداشته است.
  2. حکم اعلامی ناظر بر گذشته است. و حکم صادره را با توجه به دینی که در گذشته ایجاد شده است صادر می کند. اما حکم تاسیسی ناظر بر آینده است.
  3. اغلب احکام دادگاه ها در مجموعه احکام اعلامی قرار میگیرند اما بخش محدودی از آن ها دارای جنبه تاسیسی هستند.
  4. مراجعه به وکیل برای امور حقوقی و کیفری از اهمیت زیادی برخوردار است. اما در خصوص احکام تاسیسی از اهمیت بالاتری برخوردار می باشد. چرا که این امور کاملاً جنبه حقوقی دارند. و عامه اجتماع از آن ها اطلاعی ندارند. این درحالیست که اغلب مردم جامعه از نتیجه احکام اعلامی به خوبی آگاهی دارند .