قانون جدید مهریه 1401

قانون جدید مهریه در سال 1401 : مهریه یکی از حقوق مالی زن در زندگی مشترک می باشد. و به محض عقد نکاح به عنوان یکی از حقوق زن در مالکیت او قرار می گیرد. بنابراین زن می تواند در همان ابتدای زندگی مشترک مهریه خود را مطالبه نماید. یا اینکه آن را در جریان زندگی مشترک و حتی در زمان طلاق مطالبه کند.

البته عرف جامعه بدین صورت است که اغلب زنان تا زمانی که از زندگی مشترک خود راضی هستند آن را مطالبه نمی کنند. و از آن به عنوان یک اهرم فشار برای طلاق و جدایی استفاده می کنند. از این موارد که بگذریم باید به این مسئله اشاره کنیم. که قانون جدید مهریه در راستای حبس زدایی تصویب شده است. و زوجین برای پرداخت و مطالبه آن باید از آن تبعیت کنند. با وکیل مهریه همراه باشید تا قواعد کلی مهریه و قانون جدید مهریه را شرح دهیم.

قانون جدید مهریه

مهریه در حقوق اسلامی

مهریه به عنوان صداق و کابین شناخته می شود و نوعی قدردانی مرد از زن است با این حال در عصر مدرن این گونه نیست. و از مهریه به عنوان پشتوانه مالی زن برای حفظ زندگی مشترک و همچنین حفظ حرمت زن از جانب مرد یاد می شود. در واقع زن با حق خود مبنی بر مهریه در کنار مرد که دارای حق الطلاق است.

زندگی مشترک را ادامه می دهد. با توجه به اینکه مهریه در همان بدو عقد نکاح در مالکیت زن قرار می گیرد به صورت بالقوه به عنوان اموال زن شناخته می شود. حتی در صورت فوت وی، قابل انتقال به وراث زوجه می باشد. این امر اهمیت مهریه را به وضوح نشان می دهد. اما مسئله ای که باید به آن دقت کنیم این است که اصولاً مهریه های امروزی به علت بالا بودن، دارای شرایط خاصی هستند که در این مقاله به آن ها خواهیم پرداخت.

محدود شدن مطالبه مهریه به 110 سکه

تا پیش از سال 1400 قانون جدیدی در خصوص محدود شدن مطالبه مهریه به 110 سکه تصویب شده است و گمانه زنی های زیادی را به دنبال داشت. اما باید بگوییم که اغلب مردم در این خصوص اشتباه فکر می کنند چرا که آن ها تصور نموده اند. دیگر مهریه بیش از 110 سکه قابل وصول نمی باشد. حال آنکه این گونه نیست و طبق این قانون، مرد اگر 110 سکه یا اقساط آن را پرداخت نکند. می توان برای او حکم جلب گرفت ، بیشتر از 110 سکه نیز به شرط دارا بودن زوج قابل مطالبه است .

پیشنهاد محدود شدن مطالبه مهریه از 110 به 14 سکه

وکیل خانواده : افزایش بی رویه قیمت سکه باعث گردید تا حتی قانون 110 سکه نیز تاثیر چندانی در راستای حبس زدایی نداشته باشد. به همین علت پیشنهاد دیگری در دست بررسی قرار گرفته است. تا میزان حداقل سکه هایی که به موجب آن حکم جلب و نهایتاً زندانی شدن زوج را در پی داشت به 14 سکه کاهش پیدا کند. با این حال مخالفت های زیادی با این طرح صورت گرفته است. اما به نظر می رسد در آینده ای نه چندان دور شاهد تصویب این قانون نیز باشیم. به هرحال به نظر می رسد در کنار قانون تعدیل مهریه باید منتظر قوانین جدیدتر همانند قانون فوق و محدود شدن مطالبه مهریه به 14 سکه نیز باشیم .

مطالبه مهریه از طریق مراجع حقوقی و ثبتی امکان پذیر است

در گذشته خانم ها می توانستند برای مطالبه مهریه به دادگاه یا اداره ثبت مراجعه کنند. اما امروزه این گونه نیست و در ابتدا باید از طریق دوایر اجرای ثبت ، مهریه مطالبه گردد و در صورت انصراف زوجه و بلاوصول ماندن مهریه ایشان می تواند از طریق دادگاه مهریه خود را مطالبه نماید .

بنابراین در حال حاضر و در ابتدای امر مطالبه مهریه از طریق دادگاه امکان پذیر نیست. و زوجه با مراجعه به دفتر رسمی ازدواجی که در آن عقد نموده درخواست اولیه را مطرح می نماید و پس از آن ، پیگیری از طریق اجرای ثبت خواهد بود .

شرایط اجاره به شرط تملیک

اجاره به شرط تملیک چگونه صورت میگیرد و چه شرایطی دارد ؟ نکات مهم در ادامه با وکیل شاه مرادی : همه ما می دانیم که اجاره عقدی است که میان موجر و مستاجر منعقد می گردد. و طبق آن، مستاجر متعهد می شود در یک زمان خاص و مقرر مبادرت به تخلیه ملک نماید. در واقع مالکیت ملک هرگز به مستاجر منتقل نمی شود. و صرفاً حق استفاده از منفعت ملک برای مدت زمان مشخص مثلاً یک سال به او منتقل می شود. اما به نظر می رسد اجاره به شرط تملیک با این روند تفاوت دارد چرا که در نتیجه آن می توان صاحب ملک استیجاری گردید ! این موضوع را در ادامه تشریح خواهیم کرد .

قانون اجـاره به شـرط تملـیک چه می گوید؟

وکیل امور ملکی : اجاره به شرط تملیک ، عمدتاً یکی از تسهیلات بانکی است که توسط بانک ها ارائه می گردد یا اینکه حداقل یکی از طرفین قرارداد. یک شخص حقوقی همانند شرکت های واگذاری لیزینگ خودرو است. بنابراین بانک یا شخص حقوقی در مقام موجر عمل می کند. در این عقد شرط می‌شود که مستاجر در پایان مدت اجاره و در صورت عمل به شرایط قرارداد اجاره به شرط تملیک، عین مستاجره را مالک شده و صاحب رسمی و واقعی آن شناخته شود. اجـاره به شـرط تملـیک شامل تمام اموال اعم از منقول و غیرمنقول می شود.

شرایط اجاره به شرط تملیک

در واقع بانک ها به منظور ایجاد تسهیلات لازم در زمینه گسترش امور خدماتی، کشاورزی، صنعت و معدن، ساختمان و مسکن، بازرگانی و کسب و کار و همچنین در زمینه مصرف کالاهای با دوامی که ساخت داخل کشور هستند. و شرکت های حقوقی برای فروش محصولات خود به عنوان موجر عمل کرده و مبادرت به معاملات اجاره به شرط تملیک می‌‌کند. برای اینکه مستاجر یا فردی که به شخص حقوقی مراجعه کرده است. در نهایت بتواند حق تملیک اموال را به دست آورد باید تا پایان مدت اجـاره به شـرط تمـلیک، تمام قواعد و قوانین درج شده در قرارداد را اجرا کند .

انواع اجاره به شرط تملیک

اجاره به شرط تملیک با توجه به اینکه ماهیت شرط مقرر چه می باشد شامل دو نوع اجاره به شرط تملیک با شرط فعل و اجاره به شرط تملیک با شرط نتیجه است. در شرط فعل لازم است تا شرایط ذیل جهت تملیک نهایی محقق شوند :

  • رضایت موجر
  • پرداخت اجاره بها
  • رعایت تمام شروط مقرر

اما زمانیکه شرط نتیجه به میان می آید کار قدری دشوارتر می شود. چرا که مستاجر علاوه بر انجام شروط مقرر باید دست یابی به نتیجه نهایی را هم تضمین کند. بنابراین در شرط فعل ، همین که مستاجر اثبات نماید که همه شرایط را رعایت کرده است برای تملیک کفایت می کند. اما در شرط نتیجه، اثبات رعایت کردن همه شرایط کفایت نمی کند. و باید حتماً نتیجه مورد نظر نیز محقق گردد. شرط فعل بیشتر محبوب مستاجران است. چرا که دیگر رضایت نهایی موجر شرط اصلی کسب مالکیت نیست و همین که همه شرایط مندرج در قرارداد رعایت گردد. به عنوان مثال آخرین قسط از اقساط مورد نظر پرداخت شود مالکیت مستاجر نیز مسجل خواهد بود.

نکاتی که باید در خصوص قرارداد اجاره به شرط تملیک بدانید

  • این قرارداد اصولاً میان یک شخص حقوقی یا شخص حقیقی یا حقوقی دیگر منقعد می گردد اما طبق قاعده حاکمیت اراده، می توان آن را در چهارچوب قانون و میان دو شخص حقیقی نیز متصور بود.
  • تفاوت این قرارداد با قرارداد اجاره ای که متداول است در شروط مندرج در آن می باشد. و در خصوص آن باید قواعد مربوط به عقد اجاره همانند تعیین زمان اجاره نامه، میزان اجاره بها و امضای دو شاهد عادل نیز رعایت گردد.
  • متاسفانه برخی از اشخاص حقوقی در مقام موجر از عدم اطلاعات مراجعه کنندگان سوء استفاده کرده و حق فسخ یک طرفه را برای خود در قرارداد درج می کنند. اگر در ابتدای راه هستید نسبت به امضای قراردادی که حق فسخ یک طرفه دارد یا کافه خیارات را اسقاط نموده است حساسیت بیشتری به خرج دهید.
  • مدت اجاره را با توجه به عمر مفید اموالی که مورد بحث هستند تعیین کنید. بنابراین درگیر اعداد و ارقام تکراری و متداول همانند قراردادهای یک ساله نباشید.

در این زمینه سعی کنید حتما از مشاوره تخصصی یک مشاور حقوقی بهره مند شوید. چرا که قراردادها دارای جزییات و نکات حقوقی بسیار زیادی هستند که عامه اجتماع از آن ها بی اطلاع هستند.

راهکار های حقوقی توقف عملیات اجرایی ثبت

توقف عملیات اجرایی ثبت چگونه انجام می شود ؟ یکی از نمونه دادخواست های مطرح شده در بسیاری از دوائر اجرای ثبت و دادگاه های عمومی، توقیف عملیات اجرایی ثبت است. توقیف عملیات اجرایی ثبت با توجه به اینکه با اسناد رسمی و لازم الاجرا سر و کار دارد به این راحتی ها صادر نمی گردد. با این حال اگر مدارک لازم برای چنین درخواستی را در اختیار دارید بهتر است زمان را از دست نداده و بعد از گرفتن وکیل ثبت نسبت به طرح دادخواست در این زمینه اقدام نمایید. ما نیز در این مقاله کلیات مربوط به توقیف عملیات اجرایی ثبت را تشریح می کنیم ، با وکیل شاه مرادی همراه باشید…

عملیات اجرای ثبت چیست ؟

در ابتدا باید با این بخش از دوایر ثبتی آشنا شوید. قسمت اجرای ثبت مسئول و عهده دار اجرا و انجام فعالیت هایی است که ناشی از اسناد رسمی و لازم الاجرا می باشد. در این خصوص می توان به انتقال سند رسمی ملک غیر منقول یا وصول چک برگشتی برای خواهان دعوی اشاره نمود. در واقع دو نوع سند در برابر دوایر اجرای ثبت قابل مطالبه می باشند. یکی اسناد رسمی همانند سند رسمی مالکیت است و دیگری اسناد لازم الاجرا که نیازی به مراجعه به مراجع قضایی برای اجرا ندارند. در این خصوص می توان به وصول چک، سفته و برات اشاره کرد.

توقف عملیات اجرایی ثبت

اعتراض به عملیات اجرای ثبت

در صورتی که عملیات اجرای ثبت با منافع قانونی یک فرد دیگر تداخل داشته باشد. یا درخواست عملیات اجرایی با استفاده از اسناد جعلی و مواردی مشابه آن باشد. فردی که از این عملیات متضرر می شود باید درخواست خود را در قالب توقیف عملیات اجرایی ثبت به دوایر اجرای ثبت ارائه کند. درواقع تصور کنید یک فرد مالک یک مال غیر منقول است که از طریق ارث به او رسیده است. اما فرد دیگری بدون اخذ اجازه یا نمایندگی از وی مبادرت به فروش مال و با استفاده از مدارک جعلی مبادرت به انتقال سند رسمی نماید. در چنین شرایطی مالک اصلی مال باید درخواست خود را به صورت اعتراض به عملیات اجرای ثبت مطرح کند.

مرجع صالح برای توقیف عملیات اجرایی ثبت

همانطور که در مباحث قبل بیان کردیم مشخص گردید مرجع اصلی برای رسیدگی به این تقاضا و بررسی اعتراض به عملیات اجرایی ثبت، دایره اجرای ثبت است. اما اگر اعتراض کننده دارای سند رسمی یا لازم الاجرا در این زمینه نباشد. باید از طریق دادگاه عمومی مبادرت به طرح اعتراض نماید. نحوه تنظیم درخواست در هر دو واحد فوق یکسان است و هیچ تفاوتی با یکدیگر ندارند. نحوه تنظیم دقیق درخواست حقوقی در مقابل هر دو واحد فوق را در ادامه توضیح داده ایم.

دادخواست توقیف عملیات اجرایی ثبت

برای تنظیم دادخواست در این زمینه به موارد ذیل دقت کنید:

  • شما برای اینکه توقیف عملیات اجرایی را درخواست کنید نیاز است تا در ابتدا ابطال اجراییه واحد ثبتی را خواستار شوید.
  • در بخش موضوع خواسته به صورت دقیق عنوان (ابطال اجراییه و توقیف عملیات اجرایی) را خواستار شوید.
  • اگر اجرای ثبت با ایجاد تغییر در وضعیت ملک یا سند لازم الاجرا همراه شده است. بعد از درج عبارات فوق، عبارت (بازگشت وضع به حال سابق) را هم خواستار شوید.
  • درخواست ابطال اجراییه به تنهایی نمی تواند منجر به توقیف عملیات اجرایی شود بنابراین بهتر است از همان ابتدا تمام خواسته های خود را در دادخواست مربوطه درج نمایید.
  • درج توقیف عملیات اجرایی بدون درج ابطال اجراییه منجر به رد دعوی می شود.
  • از عبارت (ابطال عملیات اجرایی) در دادخواست خودداری کنید. چرا که یک عنوان نادرست است. و به رد دعوی منجر می شود.
  • رای دادگاه به صورت دستور صادر می شود و باید سریعاً اجرا گردد.
  • این دستور قابل اعتراض یا تجدیدنظر خواهی نیست و اگر فردی نسبت به آن ادعا اعتراض دارد. باید درخواست خود را به صورت جداگانه و از طریق دادگاه حقوقی پیگیری نماید.
  • اگر سند رسمی در اختیار نداشته اما مدارک مربوطه را در اختیار دارید. باید در ابتدا یا همزمان با طرح دادخواست مبنی بر ابطال اجراییه و توقیف عملیات اجرایی، دادخواست الزام به تنظیم سند رسمی را هم مطرح نمایید.

با توجه به پیچیده بودن موضوع از حضور یک وکیل حرفه ای در امور ثبتی و دریافت مشاوره حقوقی توقیف عملیات اجرایی ثبت غافل نشوید. عدم امکان تجدیدنظرخواهی در خصوص رای صادره نیز اهمیت این موضوع را بیش از پیش نمایان می سازد.

الزام موجر به تعمیر ملک اجاره ای

شرایط و نحوه الزام موجر به تعمیر ات ملک اجاره ای : یکی از درخواست هایی که همه روزه در شورای حل اختلاف و در برخی از موارد در دادگاه های حقوقی مورد بررسی قرار می گیرد. درخواست الزام موجر به تعمیر می باشد. الزام موجر به تعمیر قوانین خاصی دارد و در همه موارد نمی توان او را به این کار ملزم نمود. در این مقاله تصمیم گرفته ایم به بررسی این مسئله بپردازیم. که اصولاً منظور از اجاره، موجر و مستاجر چیست و در چه مواردی می توان الزام موجر به تعمیر را خواستار شد؟ همچنین در این مقاله به دادگاه صالح برای رسیدگی به این موضوع نیز اشاره خواهیم کرد و نکات کاربردی در خصوص این مسئله را بیان خواهیم نمود ، با وکیل متخصص امور ملکی همراه باشید…

اجاره، موجر و مستاجر

یکی از عمده ترین قراردادهایی که همه روزه و بخصوص در فصل تابستان میان افراد منعقد می شود قرارداد اجاره است. در قرارداد اجاره یک فرد در قالب موجر که صاحب مال است ملک خود را در اختیار فرد دیگر که مستاجر نام دارد می گذارد تا مستاجر از منافع ملک استیجاری استفاده کند. بی آنکه مالکیت ملک را به دست آورد.

الزام موجر به تعمیر ملک اجاره ای

به عنوان مثال در اجاره یک واحد آپارتمان مسکونی حق سکونت در آن واحد به مستاجر برای مدت معلوم واگذار می شود. مستاجر نیز موظف است در مقابل، اجاره بها را طبق قانون و قرارداد اجاره به موجر پرداخت نماید. در مدت زمانی که ملک در اختیار مستاجر است ممکن است ملک مورد اجاره نیاز به تعمیر داشته باشد . برخی از این تعمیرات برعهده مالک و برخی دیگر بر عهده مستاجر هستند.

تعمیرات اساسی و الزام موجر به تعمیر ساختمان

طبق قانون موجر صرفاً به تعمیر ارکانی از ساختمان الزام قانونی دارد که ناشی از عملکرد مستاجر نباشد به همین علت اصولاً گفته می شود تعمیرات اساسی ساختمان بر عهده مالک است. به عنوان مثال خراب شدن لوله فاضلاب و ترکیدن آن در بافت اصلی ساختمان تقصیر مستاجر نیست. و موجر باید علاوه بر پرداخت هزینه های تعمیر، نظارت بر این امر را هم برعهده بگیرد . مگر اینکه مستاجر به دریافت هزینه رضایت دهد و آن را کافی بداند اما تعمیرات غیر اساسی برعهده موجر نیست. چرا که اصولاً در نتیجه استفاده مستاجر ایجاد می شوند. به عنوان مثال می توان به شکسته شدن دستگیره درب ورودی یا خراب شدن شیر آب ظرف شویی و مواردی از این قبیل اشاره نمود.

دادخواست الزام موجر به تعمیر و مرجع صالح رسیدگی به این امر

برای تنظیم این درخواست باید به شورای حل اختلاف محل وقوع ملک مراجعه کرد. البته اگر ارزش دادخواست شما بیشتر از 20 میلیون تومان باشد باید به دادگاه حقوقی مراجعه کنید. شاید بپرسید دادخواست الزام موجر به تعمیر یک دادخواست غیرمالی است و چگونه می توان ارزش آن را تعیین کرد؟ اگر شما به حکم دادگاه، شخصاً و با هزینه خود مبادرت به تعمیر ساختمان کنید. می توانید مبلغ پرداختی را از موجر دریافت کنید. اگر هم موجر این مبلغ را پرداخت نکرد می توانید علیه او دادخواست حقوقی تنظیم نمایید.

نکاتی که باید در خصوص الزام موجر به تعمیر بدانید

  • برخی از تعمیرات اساسی ساختمان با توجه به اینکه در نتیجه عملکرد مستاجر بوده اند باید توسط مستاجر انجام شوند. و برخی از تعمیرات جزیی نیز مشروط بر اینکه در ابتدای اجاره وجود داشته باشند باید توسط موجر صورت گیرند. بنابراین این قاعده که موجر صرفاً ملزم به انجام تعمیرات اساسی می باشد. یک قاعده کلی است و برخی از استثنائات را هم در بر می گیرد.
  • دادخواست الزام موجر به تعمیر در محل وقوع ملک رسیدگی می شود. اما دادخواست الزام موجر به پرداخت مبلغ ارائه شده برای تعمیر ساختمان یا عین مستاجره باید در محل سکونت خوانده یا همان موجر به جریان افتد.
  • اگر موجر حاضر به تعمیر نشود مستاجر می تواند اجاره را یک طرفه فسخ کند. و برای دریافت ودیعه نیز از طریق محاکم اقدام نماید.
  • اگر مستاجر بدون اذن دادگاه یا بدون اجازه موجر، دست به اقدماتی در قالب تعمیر بزند نمی تواند هزینه های تقبل شده را از موجر درخواست کند.
  • تشخیص اینکه تعمیرات مورد نیاز از نوع اساسی هستند. یا غیر اساسی و اینکه برعهده موجر هستند یا مستاجر، بر عهده دادگاه است و دادگاه برای این کار ، از کارشناسان رسمی دادگسترس نظر می گیرد.
  • اگر موجر خانه را تعمیر کند بی آنکه به مستاجر خسارت یا ضرر و زیانی وارد گردد مستاجر حق فسخ نخواهد داشت.

نحوه انتقال پارکینگ آپارتمان ها

چگونه مالکیت پارکینگ آپارتمان ها را انتقال دهیم ؟ مسئله پارکینگ در دنیای کنونی و با افزایش تراکم ساختمان ها و آمار خودروها به یک مسئله مهم تبدیل شده است. انتقال پارکینگ آپارتمان ها نیز مسئله دیگری است که طی چند سال اخیر به وفور شاهد آن بوده ایم. اما مسئله اصلی این است که اغلب مردم از قوانین حاکم بر این موضوع آگاهی ندارند. و بدون اطلاع در این زمینه مبادرت به انتقال پارکینگ آپارتمان ها به صورت قولنامه ای می کنند که اصولاً کار اشتباهی است. ما در این مقاله توسط وکیل متخصص ملکی تمام نکات مهم در خصوص شیوه صحیح انتقال پارکینگ آپارتمان ها را به شما گوشزد خواهیم کرد.

حالات مختلفی که برای انتقال پارکنیگ متصور است

در حالت اول شما می خواهید پارکینگ خودتان را به یکی دیگر از اعضای همان آپارتمان انتقال دهید. در این جا نیاز است تا به دفترخانه مراجعه کرده و سند انتقال منضم را تنظیم کنید. اگر در یک ساختمان صاحب دو ملک مجزا یا صاحب دو واحد متفاوت هستید و بخواهید پارکینگ یکی از واحدها را به واحد دیگر انتقال دهید باید باز هم به دفترخانه مراجعه کرده و در اینجا اقرارنامه جابجایی پارکینگ را امضا نمایید. البته داستان به همین جا ختم نمی شود و باید نکات بعدی را هم مدنظر قرار دهید.

نحوه انتقال پارکینگ آپارتمان ها

میزان پارکنیگ ها برابر با تعداد واحدهای آپارتمان است

طبق قانون در آپارتمان هایی که تعداد پارکینگ ها با تعداد واحدها برابر است صاحب یکی از پارکینگ ها نمی تواند آن را به دیگری منتقل نماید. هر چند خریدار صاحب یکی از واحدهای ساختمان باشد . تنها امکانی که در این زمینه وجود دارد این است که پارکینگ ها را بایکدیگر جابجا کنند یا در صورت لزوم آن را اجاره دهند. نکته مهمی هم که در خصوص اجاره پارکینگ وجود دارد این است که اجاره پارکینگ به فردی غیر از صاحبان املاک و واحدها در ساختمان های چند طبقه، منوط است به جلب رضایت سایر ساکنان ساختمان!

میزان پارکینگ ها کمتر از تعداد واحدهای آپارتمان است

بسیاری از ساختمان های امروزی دارای پارکینگ هستند. اما اصولاً فضای پارکینگ به قدری نیست که برای همه واحدها فضای پارک ماشین ایجاد شود و برای یک یا چند واحد نمی توان پارکینگ در نظر گرفت. در این حالت اگر شخصی بخواهد پارکینگ خود را واگذار کند. صرفاً به واحدی که پارکینگ ندارد می تواند پارکینگ خود را واگذار نماید. و نمی‌تواند آن را به واحدی که پارکینگ دارد، واگذار کند.

میزان پارکنیگ ها بیشتر از تعداد واحدهای آپارتمان است

در برخی از شرایط شاهد زیاد بودن تعداد پارکینگ ها در مقایسه با تعداد واحدهای آپارتمانی هستیم. در این حالت افرادی که دارای پارکینگ اضافه هستند صرفاً می توانند پارکنیگ ها را به اشخاص متقاضی در همان ساختمان واگذار کنند. و اجازه واگذاری پارکینگ ها به اشخاصی خارج از ساختمان را ندارند. درخصوص اجاره پارکینگ اضافه نیز باید شرایط مربوط به رضایت ساکنان واحدها را در نظر بگیرند.

تعیین تکلیف پارکینگ مشاع به چه صورت است؟

در برخی از ساختمان ها تکلیف تعلق پارکنیگ ها به صاحبان واحدها مشخص نیست و در واقع همه آن ها به صورت مشاع هستند. به این معنا که هیچ کدام از ساکنان یا صاحبان املاک صاحب پارکنیگ ها از طریق سند رسمی نمی باشند. در این شرایط مدیر ساختمان باید از طریق قرعه کشی، هر کدام از پارکنیگ ها را به یکی از صاحبان واحدها اختصاص دهد. نکته بسیار مهمی که در باب این موضوع وجود دارد این است که این امکان وجود ندارد که یک پارکینگ دو مالک داشته باشد. بعبارت دیگر انتقال مشاعی پارکینگ به مالکین دو واحد یا بیشتر از آن مجاز نیست. و قضیه مشاع بودن پارکنیگ با مشاع بودن یک ملک متفاوت می باشد.

صورتمجلس تفکیکی در پارکینگ آپارتمان ها

در نقل و انتقال پارکینگ در آپارتمان هایی که واحدهای متعدد دارند طبق قانون در صورتمجلس تفکیکی باید به صورت کاملاً دقیق و واضح تصریح و نوشته شود که پارکینگ مورد نظر باید همراه با آپارتمان مربوطه مورد انتقال واقع شود چرا که انتقال پارکینگ به تنهایی به افرادی غیر از مالکین مجموعه آپارتمان ها امکان پذیر نیست. در صورتی که تعداد پارکینگ‌ ها با واحدهای تفکیک شده در آپارتمان برابر نباشد باید تعداد واحدهای بدون پارکینگ در صورتمجلس تفکیکی قید گردد تا هنگام تنظیم سند انتقال، این موضوع به خریدار اعلام شده و در سند انتقال ملک نیز نوشته شود. این موارد از وقوع اختلافاتی که ممکن است بعدها و در صورت فروش ملک ایجاد گردد جلوگیری می کند.

نحوه دریافت تخفیف در مجازات سرقت

تخفیف در مجازات سرقت را چگونه بگیریم ؟ سرقت یکی از جرائمی ست که در همه ادوار تاریخ رخ داده است و در همه نظام های حقوقی نیز مورد توجه واقع شده است. متاسفانه به علت شرایط نامناسب اقتصادی نیز شاهد افزایش سرقت در نقاط مختلف کشور هستیم. افزایش میزان سرقت و گزارش های به دست آمده در این خصوص با سوالات زیادی همراه است که از جمله آن ها امکان یا عدم امکان تخفیف مجازات سرقت می باشد. قصد داریم در این مقاله به بررسی این مسئله بپردازیم که آیا تخفیف در مجازات سرقت امکان پذیر است یا خیر؟ با وکیل شاه مرادی همراه باشید تا این مسئله را بررسی کنیم.

جرم سرقت و مجازات آن

سرقت یکی از جرائمی است که به دو صورت حدی و تعزیری رخ می دهد. شرایط خاصی لازم است تا سرقت به عنوان یک جرم حدی شناسایی شود. اما در اغلب موارد به علت فقدان چندین شرط از شرایط مورد نظر، سرقت به وقوع پیوسته از نوع حدی نیست و مشمول مجازات های تعزیری می شود.

تخفیف در مجازات سرقت

همه جرائم دارای جنبه خصوصی هستند اما برخی دیگر شامل جنبه عمومی نیز می باشند و این مسئله باعث می شود. تا مجازات آن ها شدیدتر از جرائمی باشد که صرفاً دارای جنبه خصوصی هستند. سرقت از جمله جرائمی است که علاوه بر جنبه خصوصی، دارای جنبه عمومی نیز می باشد. به همین علت با گذشت شاکی خصوصی، پرونده مختومه نمی شود و سارق باید متحمل یک مجازات متناسب با جنبه عمومی جرم گردد.

جهات مخففه در مجـازات سـرقت

جهات مخففه برای تخفیف در مجازات سرقت و سایر جرائم یکسان است. طبق قانون مجازات اسلامی جهات مخففه عبارتند از:

  • الف- گذشت شاکی یا مدعی خصوصی (هرچند باعث تبرئه سارق نمی شود اما باعث تخفیف مجازات می گردد.)
  • ب- همکاری موثر سارق در شناسایی شرکا یا معاونان جرم، تحصیل ادله یا کشف اموال و اشیاء حاصله از وقوع سرقت یا به کار رفته برای ارتکاب آن.
  • پ- اوضاع و احوال خاص موثر در ارتکاب سرقت، از قبیل رفتار یا گفتار تحریک آمیز بزه دیده یا وجود انگیزه شرافتمندانه در ارتکاب سرقت.
  • ت- اعلام متهم یا همان اقرار قبل از تعقیب یا اقرار موثر وی درحین تحقیق و رسیدگی به پرونده.
  • ث- ندامت، حسن سابقه و یا وضع خاص متهم از قبیل کهولت سن یا بیماری هایی که مانع اجرای برخی از مجازات ها می شود.
  • ج- کوشش سارق یا متهم به سرقت به منظور کاهش آثار جرم یا اقدام وی برای جبران زیان ناشی از آن.
  • چ- خفیف بودن زیان وارده به بزه دیده (مال باخته) یا نتایج زیانبار سرقت.
  • ح- مداخله ضعیف شریک یا معاون در وقوع سرقت.

لازم است بدانید که طبق قانون مجازات اسلامی اگر نظیر جهات مندرج در این ماده (ماده 38 قانون مجازات اسلامی) در مواد خاصی و برای جرائم ویژه ای پیش بینی شده باشد. دادگاه نمی تواند به موجب همان جهات، مجازات را دوباره تخفیف دهد. بنابراین تخفیف مجازات صرفاً با استناد به یکی از مواد مندرج در قانون مجازات اسلامی امکان پذیر است. همچنین وجود یکی از جهات نیز برای اجرای تخفیف در مجازات سرقت کفایت می کند.

نحوه تخفیف مجازات در سرقت

شاید این سوال برای شما پیش بیاید که تخفیف مجازات در سرقت به چه صورت است؟ این سوال نیز در قانون مجازات اسلامی پاسخ داده شده است و شامل موارد ذیل می شود:

  1. تقلیل و تخفیف مجازات حبس به میزان یک تا سه درجه.
  2. تبدیل مصادره اموال سارق به جزای نقدی درجه یک تا چهار.
  3. تبدیل انفصال دائم به انفصال موقت آن هم به میزان پنج تا پانزده سال.
  4. تقلیل سایر مجازات های تعزیری به میزان یک یا دو درجه از همان نوع یا انواع دیگر که باید توسط قاضی تعیین گردد.

تشخیص زمین های ملی از اراضی عادی

تشخیص زمین های ملی از اراضی عادی : یکی از مباحث مهمی که مورد توجه موسسات حقوقی، اشخاص حقیقی و بسیاری از ارگان های دولتی واقع شده است. تشخیص زمین های ملی از اراضی عادی می باشد. طی چند سال اخیر و با افزایش میزان ساخت و سازها و همچنین با افزایش پیگیری های صورت گرفته از جانب سازمان های دولتی شاهد صدور حکم تخریب برخی از ساختمان های نیمه کاره یا ساخته شده بوده ایم. و این مسئله با ایجاد چالش هایی برای اشخاص حقیقی و سازمان های دولتی همراه بوده است. به همین علت ما نیز تصمیم گرفته ایم تا در این مقاله به نحوه تشخیص زمین های ملی شده از اراضی عادی بپردازیم.

تفاوت مالکیت زمین های ملی شده و زمین های عادی

زمین های عادی تعریف خاصی ندارند و به زمین هایی گفته می شود که در مالکیت اشخاص قرار دارند و هیچ گونه اعتراضی نیز نسبت به مالکیت آن ها پذیرفته نیست. البته ممکن است میان اشخاص عادی در خصوص مالکیت آن ها چالش هایی ایجاد گردد اما در هر صورت دولت و منابع طبیعی ادعایی در خصوص مالکیت آن ها ندارند.

تشخیص زمین های ملی از اراضی عادی

با توجه به توضیح فوق قطعاً دریافته اید که منظور از زمین های ملی شده، زمین هایی هستند که در مالکیت دولت و سازمان حفاظت از محیط زیست قرار گرفته و هیچ شخصی نمی تواند نسبت به مالکیت آن ها ادعایی را مطرح نماید. تعریف اراضی ملی را در ادامه و به صورت دقیق تر بیان کرده ایم.

تعریف اراضی ملی شده

همه چیز از سال 1341 آغاز شد. در سال 1341 قانونی تحت عنوان قانون ملی شدن جنگل ها و مراتع ایران تصویب شد. که مطابق آن از تاریخ تصویب این قانون، عرصه و اعیانی کلیه جنگل ها و مراتع و بیشه های طبیعی و اراضی جنگلی در کشور، جزء اموال عمومی محسوب می شوند. و متعلق به دولت هستند ولو اینکه قبل از این تاریخ افراد آن را متصرف شده و سند مالکیت گرفته باشند. این قانون در راستای حفظ محیط زیست و تعلق زمین های موات به تمام مردم ایران صورت گرفت.

این اراضی که در قانون فوق بیان شده اند دارای مستثنیاتی هستند که شامل عرصه و محاوط تاسیسات و خانه های روستایی و زمین های زراعی و باغات واقع در محدوده جنگل ها و مراتعی هستند که سابقه ایجاد و تصرف آنها مربوط به قبل از تاریخ تصویب این قانون است. بنابراین به صورت طبیعی حق مالکیت افراد به زمین های احیا شده و دارای سکونت در روستا و آبادی ها را به رسمیت شناخت. قانون سال 1346 پخته تر بود که تحت عنوان قانون حفاظت و بهره برداری از جنگل های مراتع تصویب شد و در آن به تمام جوانب مربوط به این مسئله پرداخته اند.

تشخیص ملی بودن اراضی

حال به یکی از اصلی ترین سوالاتی که در این حوزه مطرح می گردد می پردازیم و آن این است که تشخیص ملی بودن اراضی برعهده چه ارگانی است و چگونه صورت می گیرد؟ تشخیص ملی بودن اراضی تنها به وسیله‌ کمیسیون ماده 56 منابع طبیعی امکان پذیر است که در قانون سال 1346 به آن اشاره شده است. و بعدها اصلاح گردید. طبق قوانین این کمیسیون در صورتی که زمینی در شمار اراضی ملی شناخته شود. آن ملک یا زمین از اختیار فرد خارج شده و جزء املاک دولتی قرار می‌گیرد.

امکان اعتراض به این مسئله نیز وجود دارد که برای این امر باید به به کمیسیون ماده واحده مستقر در اداره منابع طبیعی مراجعه کرد. اگر مشکل رفع نشد می توان اعتراض را در دادگستری محل وقوع اراضی مورد نظر به جریان انداخت. کارشناسان رسمی دادگستری موظف هستند تا با استفاده از نشانه های خاصی که در ادامه بیان شده اند ملی بودن یا ملی نبودن زمین مورد نظر را اثبات نمایند.

مشخصات زمین های عادی در مقایسه با زمین های ملی شده

یک یا دسته ای از ویژگی های ذیل می توانند مالکیت واقعی افراد و اشخاص حقیقی را نسبت به زمین های مورد اعتراض اثبات نمایند. این موارد عبارتند از:

  • زمین هایی که در آن ها فعالیت های خاصی همانند کشاورزی و باغبانی صورت گرفته است.
  • زمین های که در محدوده روستاها و مزارع، قنات، چاه آب، رودخانه و چشمه واقع شده اند.
  • زمینهایی که دارای نشاه هایی از دخالت و دستکاری برای کشاورزی دارند.
  • زمین های قابل کشت که شیب چندانی نداشته و معقولانه تر است آن ها جز زمین های کشاورزی و آباد بدانیم.
  • زمین های قابل کشت و قابل آبیاری.
  • زمینهایی که مرز بندی ثابت یا عرفی دارند.
  • زمین هایی که جوی های قدیمی یا تازه تاسیس در مسیر آن ها باشد و نشان از آباد بودن زمین داشته باشد.
  • زمینهایی که دارای درختان میوه یا غیر آن هستند و این درختان برای سالیان متوالی در آن مکان بوده اند.

همچنین

  • زمین‌هایی که مسیر آب در بالا دست آن‌ها قرار گرفته باشد و به نوعی زیر جریان آب جای گرفته اند.
  • زمین هایی که دارای ساختمان های مرتبط با کشاورزی همانند آب انبار، طویله، خانه باغ و مانند آن ها هستند.
  • زمین‌هایی که اصطلاحاً بندسار بوده و سیستم آبیاری از آب‌های جاری بهاره را بر خود سوار داشته باشند.
  • زمین هایی که فاقد پوشش گیاهی مرتعی هستند.
  • زمین هایی که از فعالیت کشاورزی به صورت متمادی ایجاد شده اند.
  • زمینهایی که دارای درختان میوه هستند.
  • زمین‌هایی که دارای مسیرهای رفت و برگشت قدیمی شده هستند و مشخص است که این مسیرها مدت‌ها پیش جهت رفت و آمد زراعی مورد استفاده قرار گرفته اند.
  • زمین هایی که در کنار یا داخل آن ها می توان خرمنگاه ها را مشاهده کرد.
  • زمینهایی که در نقشه هایی هوایی در بخش های زرد رنگ قرار دارند.
  • زمین های کرت بندی شده، قطعه بندی شده و هر زمینی که عرفاً نتوان آن را در زمره اراضی دولتی به حساب آورد.

در صورتی که قصد اعتراض به رای کمیسیون ماده 56 را دارید بهتر است با وکلای متبحر در امور ملکی مشورت کرده و در صورت امکان رسیدگی به جریان پرونده را به یک وکیل ملکی حرفه ای واگذار نمایید.

دستور تخلیه با حکم تخلیه چه تفاوتی دارد ؟

تفاوت دستور تخلیه با حکم تخلیه : اگر صاحب ملکی هستید که در اختیار مستأجر است. قطعاً می خواهید بدانید در چه مواردی می توانید دستور تخلیه بگیرید و در چه مواردی هم می توانید حکم تخلیه را از دادگاه صالح دریافت نمایید. در ابتدا لازم است تا برخی از قواعد کلی در این زمینه را بدانید و سپس با مواردی که به شما اجازه درخواست دستور یا حکم تخلیه را می دهد آشنا شوید. در ادامه با وکیل ملکی همراه باشید..

دستور تخلیه چیست؟

منظور از دستور تخلیه ، دستوری است که از جانب مرجع صالح صادر می گردد و باید در کمترین زمان ممکن نیز اجرا گردد. برای اینکه بتوانید دستور تخلیه بگیرید شرایط ذیل مورد نیاز است :

  • در قرارداد اجاره، مدت زمان دقیق قيد شده باشد.
  • قرارداد اجاره مربوط به اماكن غيرتجاري يا تجاري یا فاقد سرقفلی باشد. (مربوط به املاک مسکونی باشد)
  • دو شاهد ذيل قرارداد اجاره را امضاء كرده باشند.
  • مدت اجاره پايان يافته باشد.
  • قرارداد اجاره در دو نسخه تنظيم و به امضاء طرفین رسیده باشد.

دستور تخلیه با حکم تخلیه چه تفاوتی دارد ؟

حکم تخلیه چیست؟

حکم به معنی آرائی است که از دادگاه ها صادر می شود و قابلیت تجدیدنظرخواهی هم دارد. بنابراین سرعت رسیدگی و اجرای آن از دستور تخلیه کمتر است. زمانی که می خواهید مستاجر را از خانه بیرون کنید اما شرایط فوق یا یکی از آن ها مهیا نمی باشد باید درخواست حکم تخلیه بدهید. مهمترین مواردی که موجر را ملزم می کند تا پیش از اتمام موعد اجاره درخواست حکم تخلیه بدهد شامل موارد ذیل است:

  • عدم پرداخت اجاره بها به مدت سه ماه
  • اجاره خانه به دیگری بدون اجازه مالک یا همان موجر
  • استفاده نامشروع از ملک استیجاری
  • استفاده تجاری از ملک مسکونی
  • آسیب رساندن به ملک مورد اجاره

مرجع صالح

اغلب دادخواست هایی که در خصوص املاک استیجاری آن هم از نوع مسکونی تنظیم می شوند در شورای حل اختلاف محل وقوع ملک به جریان می افتند. اما شما باید برای برخی از درخواست ها و دادخواست های مرتبط با این امور به دادگاه عمومی مراجعه نمایید. به عنوان مثال اگر مستاجر بعد از دریافت حکم تخلیه و ابلاغیه آن حاضر به تخلیه ملک نشود. باید برای رسیدگی به این موضوع به دادگاه حقوقی مراجعه کند.

همچنین اگر مستاجر مدعی تمدید اجاره نامه است باید برای اثبات این ادعا به دادگاه حقوقی مراجعه کند. باز پس گرفتن هزینه های ناشی از تعمیر ملک و امثال آن ها نیز در صلاحیت دادگاه محل اقامت خوانده (موجر) می باشد.

نکته مهمی که در خصوص مرجع صالح برای رسیدگی به مسئله دستور تخلیه وجود دارد این است که در مورد قراردادهاي اجاره رسمي (قراردادهایی که در دفتر اسناد رسمی تنظیم شده اند). مي توان تخليه ملك را از طريق اداره اجراي ثبت نيز انجام داد. اما نکته دیگری نیز در این زمینه وجود دارد. و باید به این امر توجه داشته باشید که اگر مکان مورد اجاره از نوع تجاری است. و قرارداداجاره نیز برای سال 56 و یا قبل از آن می باشد. دیگر نمی توانید به شورا مراجعه نمایید. بلکه در این خصوص بایستی به دادگاه صالح مراجعه کنید.

تفاوت در اجرای دستور تخلیه و حکم تخلیه

اجرای دستور تخلیه ظرف 24 ساعت ابلاغ شده و باید ظرف 72 ساعت اجرایی گردد. اما برای اجرای حکم تخلیه 10 روز فرصت وجود دارد گذشته از اینکه رسیدگی به دستور تخلیه خارج از نوبت و بدون فوت وقت صورت می گیرد. برای حکم تخلیه باید منتظر بمانید تا نوبت رسیدگی به این درخواست نیز برسد. در واقع دادگاه پس از تعیین وقت که غالباً چندین ماه زمان می برد جلسه رسیدگی تشکیل داده و پس از آن مبادرت به انشای رای می نماید .

نکته مهمی که وجود دارد این است که امکان اعتراض و تجدید نظر خواهی در خصوص دستور تخلیه وجود ندارد. ( همانطور که از نام آن پیداست این یک دستور قضایی است. ) و اگر مستاجر مدعی حقی در این زمینه است باید ابتدا ملک را تخلیه کند. و سپس شواهد خود را به اثبات برساند این در حالیست که حکم تخلیه قابل اعتراض است. اگر مستاجر شواهد معتبری را ارائه کند می تواند اجرای حکم را به صورت موقت تا زمان بررسی شواهد متوقف نماید.

چگونه وکالت بلاعزل در طلاق بگیریم؟

چگونه وکالت بلاعزل در طلاق بگیریم؟ یکی از چالش برانگیزترین مباحثی که در حقوق اسلامی و به تبع آن در نظام حقوقی ایران مشاهده می شود مسئله طلاق است. که به صورت ذاتی در اختیار مرد بوده و صرفاً می تواند به صورت وکالتی در اختیار زن قرار بگیرد. این مسئله با عنوان حق طلاق شناخته می شود. و قوانین ریز و درشت بسیار زیادی در خصوص آن وجود دارد که متاسفانه حتی بسیاری از زنان جامعه نیز از آن آگاهی ندارند.

متأسفانه امروزه بسیاری از خانم ها انگیزه ای برای ادامه زندگی مشترک ندارند و مشکلات زیادی را در روابط زناشویی تجربه می کنند. اما با چالش عدم حق طلاق مواجه شده و حتی در صورت داشتن وکالت در طلاق نیز قادر به اجرای این حق نمی باشند. به اجرا گذاشتن مهریه تنها راه حلی است که به ذهن این زنان می رسد تا بتوانند مرد را مجبور کنند تا به طلاق راضی شود. اما مطالبه مهریه نوعی اهرم فشار به حساب می آید و غالباً باعث از بین رفتن حرمت باقی مانده میان زوجین می گردد.

وکالت در طلاق یا حق الطلاق چیست؟

طلاق طبق نظام اسلامی حقی است که در اختیار مرد می باشد. حال زن می تواند در زمان عقد نکاح یا در خلال زندگی مشترک و در دفتر اسناد رسمی، وکالت در طلاق را دریافت کند. در واقع زمانیکه زن حق طلاق می گیرد به معنای از بین رفتن حق مرد مبنی بر طلاق نمی باشد. بلکه زن نوعی وکالت دریافت می کند تا هر زمان که خواست یا در صورت مشروط بودن وکالت در طلاق، طبق شرایط خاصی بتواند از جانب مرد درخواست طلاق دهد و خود را مطلقه کند. آنگونه که پیداست این حق به صورت قطعی در مالکیت زن قرار نمی گیرد.

وکالت بلاعزل در طلاق

حق طلاق اگر ضمن عقد لازم همانند عقد نکاح واگذار گردد از بار حقوقی بیشتری برخوردار است تا زمانی که در دفتر اسناد رسمی به همسر اعطا می شود. بنابراین بهترین کار ممکن این است که وکالت در طلاق را در زمان عقد نکاح به دست آورید البته به ندرت پیش می آید که مردان جامعه بدون هیچ دلیل خاصی حاضر به پذیرش این شرایط شوند. باتوجه به اینکه زن با داشتن حق طلاق امکان دارد باز هم نتواند طلاق بگیرد. این سوال مطرح می شود که چگونه وکالت بلاعزل در طلاق بگیریم؟

وکالت بلاعزل در طلاق

منظور از وکالت بلاعزل این است که زن تا زمان حضور در زندگی مشترک اجازه درخواست طلاق را داشته باشد و تحت هیچ شرایطی نتوان این حق را از او سلب نمود. امروزه یکی از شرایطی که باعث می شود تا زنان جامعه نتوانند حق طلاق را اجرا کنند وکالت معلق یا مشروط در این زمینه است. بدین صورت که در دفترخانه اسناد رسمی امضا نمایند که اگر مرد حق طلاق را به زن بدهد زن هم مهریه را بذل می کند. در این شرایط نوعی حق طلاق مشروط ایجاد می شود که مرد می تواند با پذیرش پرداخت مهریه به راحتی آن را بلا اثر نماید.

در زمان امضای این قرارداد واژه و عبارت بلاعزل بسیار حائز اهمیت است . بهتر است حق طلاق در یک برگه رسمی و با حضور دو شاهد عادل امضا گردد . از ضم وکیل هم استفاده نگردد چرا که استفاده شما از حق طلاق را به حالت معلق درمی آورد و ضامن دیگر این نوع وکالت نیز باید به طلاق شما رضایت دهد. بنابراین در ابتدا یک مشاوره حقوقی اصولی در این زمینه دریافت نمایید و سپس سند مربوطه را امضا نمایید. استفاده از واژه ها و اصطلاحات وکالت بلا عزل و تام بدون حق اختیار ضم وکیل در طلاق برای داشتن یک حق طلاق اصولی لازم می باشد.

طلاق از جانب زنی که دارای حق الطلاق بلاعزل است

زنانی که دارای حق طلاق هستند باید درخواست خود را در دفتر خدمات الکترونیک قضایی به جریان انداخته و حتی در جلسات مشاوره ای که در بهزیستی برگزار می شود شرکت کنند. در واقع تفاوتی ندارد شما حق طلاق دارید یا خیر! درهر صورت زنانی که درخواست طلاق می دهند نیاز به صدور حکم طلاق دارند. و این امر نیاز به دریافت گواهی عدم امکان سازش دارد. در این خصوص بهتر است .

با توجه به رویه و قانون موجود زنانی که حق طلاق داشته و قصد اعمال این حق را دارند الزاماً باید از جانب همسر خود وکیل خانواده اختیار نمایند. و بدون حضور وکیل انجام طلاق امکان پذیر نیست بنابراین ناگفته پیداست بهتر است به وکلای متخصص در طلاق مراجعه نمایند .