نوشته‌ها

تعدیل قرارداد مشارکت در ساخت

تعدیل قرارداد مشارکت در ساخت : تعدیل قرارداد مشارکت در ساخت : قرارداد مشارکت در ساخت قراردادی است مستمر که در طول زمان اجرا می شود . معمولاً در قرارداد های مشارکت در ساخت طرفین با پیش بینی تقریبی هزینه های ساخت و محاسبات اقتصادی ، ضمن قرارداد با یکدیگر توافق می کنند . به عبارت بهتر طرفین در قرارداد مشارکت در ساخت بر اساس میزان آوده های خود با یکدیگر توافق می کنند . مشاوره با وکیل ملکی .

در بسیاری از موارد تأخیر در اجرای پروژه و یا طولانی شدن مدت زمان اجرای قرارداد و همچنین تغییر در قوانین و مقررات و نوسانات شدید اقتصادی موجب عدم تعادل در میزان آورده و سهم هر یک از طرفین قرارداد مشارکت در ساخت می شود .

به عنوان مثال ممکن است قیمت مصالح به میزان چشمگیری افزایش پیدا کند یا قیمت ملک به طور غیر ملاحظه ای کاهش یابد . که در این صورت بین میزان آورده مالک و سازنده عدم تعادل به وجود می آید . بنابراین سازنده قرارداد مشارکت در ساخت نه تنها انتفاع نمی برد بلکه متضرر می شود .

تعدیل قرارداد مشارکت در ساخت

برای رفع این مشکل ، شخصی که موجب ضرر شده است می تواند دادخواست مربوطه را مطرح کند . تعدیل قرارداد به معنای متعادل کردن قرارداد و برگرداندن شرایط قرارداد به شرایط انعقاد آن می باشد .

انواع تعدیل قرارداد

  1. تعدیل قانونی
  2. تعدیل قراردادی
  3. تعدیل قضایی

در حال حاضر در رویه قضایی ایران ، تنها تعدیل قانونی و قراردادی پذیرفته می شود و تعدیل قضایی به این معنا که قاضی بتواند بدون تصریح مقررات قانونی و قرارداد ، اقدام به تعدیل قضایی کند ، پذیرفته نشده است . بنابراین چنانچه بین طرفین قرارداد مشارکت در ساخت شرط تعدیل نشده باشد ، دادگاه نمی تواند از طریق تعدیل قضایی ، حکم صادر کند .

دادخواست تعدیل قرارداد مشارکت در ساخت :

چنانچه بین طرفین قرارداد شرط تعدیل قرارداد شود ، با ایجاد آن شرایط هر یک از طرفین که دچار ضرر شده است می تواند دعوی تعدیل را در دادگاه مطرح کند . دادگاه با احراز شرایط جدید و ارجاع امر به کارشناس حکم به تعدیل قرارداد صادر می کند .

 

طرفین دعوی :

کسی که در قرارداد شرط تعدیل به نفع اوست خواهان دعوی بوده و دادخواست خود را بر علیه طرف دیگر قرارداد مطرح می کند .

 

مشاوره با ما :

جهت اخذ مشاوره و کسب اطلاعات از وکیل ملکی با ما تماس بگیرید . تلفن تماس : 09123939759

تعیین محل سکونت

تعیین محل سکونت : اختیار زوج در تعیین محل سکونت : مستفاد از مواد 1114 و 1005 قانون مدنی ، تعیین محل سکونت در اختیار مرد است و زن باید در خانه ای که شوهر تعیین می کند زندگی کند . مگر آنکه اختیار تعیین محل سکونت به زن داده شده باشد .

تعیین محل سکونت

 

چنانچه زن اختیار تعیین محل سکونت را نداشته یا دارای عذر موجهی نباشد و از رفتن به محلی که شوهر زندگی می کند خودداری ورزد ، ناشزه محسوب و متعاقب آن نفقه اش قطع می شود .

 

شرط حق تعیین محل سکونت چنانچه به طور مطلق باشد ، اعم از انتخاب و تعیین شهر محل سکونت و تعیین خانه معین است و با یک بار استفاده زوجه از بین نمی رود .

همچنین شوهر حق ندارد زن را ملزم به سکونت در یک خانه با خویشاوندان خود کند ، مگر آنکه عرف خلاف یا ضرورت خاص وجود داشته باشد .

لازم به ذکر است که آزادی شوهر یا زن در تعیین محل سکونت مطلق نیست ، بلکه محل زندگی مشترک باید با شأن و وضع اقتصادی و نیازهای خانواده تناسب داشته باشد .در صورتی که محل سکونت تعیین شده از جانب شوهر با شأن زن متناسب نباشد و عرف آن را متناسب نداند ، زن میتواند از رفتن به آن محل خودداری کند .

 

دادن اختیار تعیین محل سکونت به زن

اختیار تعیین محل سکونت به زن ممکن است در ضمن عقد نکاح ، اعطا شود و لزومی ندارد در قالب شرط ضمن عقد نکاح باشد .

 

امکان ترک منزل از سوی زوجه

اگر بودن زن با شوهر در یک منزل متضمن ضرری برای زن باشد زن می تواند مسکن جداگانه اختیار کند . و در صورت ثبوت مظنه ضرر مزبور ، دادگاه حکم بازگشت به منزل شوهر نخواهد داد و مادام که زن در بازگشتن به منزل مزبور معذور است ، نفقه بر عهده شوهر خواهد بود . همچنین با احراز چنین شرایطی دادگاه می تواند دستور موقت در تعیین مسکن جداگانه بدهد .

نکته قابل توجه این است که در خصوص خوف ضرر مالی یا جانی ، زن در اختیار مسکن جداگانه آزاد نیست . به عبارت بهتر در صورت وجود خوف ضرر مالی ، زن نمی تواند بدون تراضی با شوهر یا بدون صدور حکم از محکمه ، مسکن مستقل انتخاب کند .

 

وجود عذر موجه :

یکی از شرایط اختیار در تعیین مسکن جداگانه ، وجود عذر موجه برای زن است . بر خلاف مورد قبل ، در صورت وجود عذر موجه ، زن می تواند بدون اینکه از دادگاه حکمی صادر شده باشد ، مسکن جداگانه انتخاب کند .

آیا حق تعیین مسکن جداگانه تنها مختص به زن می باشد ؟

حق انتخاب مسکن مستقل که در موارد بالا گفته شد ، تنها مختص به زن نیست و مرد نیز با وجود یکی از شرایط بالا می تواند مسکن جداگانه انتخاب کند .

جهت کسب اطلاعات بیشتر و اخذ مشاوره از وکیل خانواده با ما تماس بگیرید . تلفن تماس : 09123939759

نفقه اقارب

نفقه اقارب : الزام به انفاق از قواعد آمره است و شرط خلاف آن باطل و نامشروع می باشد .نفقه اقارب شامل خوراک ، پوشاک ، مسکن و وسایل مسکن و … می باشد .

 

نفقه اقارب

چه کسی مستحق به نفقه است ؟

کسی مستحق نفقه است که ندار بوده و نتواند به وسیله اشتغال به شغلی ( حرفه ای که مناسب با شأن و لایق حال فرد ) وسائل معیشت خود را فراهم سازد .

چنانچه شخصی برای وام گرفتن اعتبار داشته باشد ، باز هم واجب النفقه محسوب می شود و همچنین دختری که از شوهر کردن امتناع کند و به خواستگاران شایسته خود پاسخ رد بدهد ، این اقدام استحقاق او را بر نفقه گرفتن از بین نمی برد .

شرایط الزام به پرداخت نفقه اقارب:

مطابق با ماده 1198 قانون مدنی کسی ملزم به پرداخت نفقه اقارب است که متمکن از دادن نفقه باشد . یعنی بتواند نفقه بدهد بدون اینکه از این حیث در وضع معیشت خود دچار مضیقه گردد . برای تشخیص تمکن باید کلیه تعهدات و وضع زندگانی شخصی او در جامعه در نظر گرفته شود .

مثلاً اگر فردی مالی زائد بر مخارج خود و زوجه اش داشته باشد ، اما در مقابل دیون حالی داشته باشد ، این دیون مقدم بر نفقه اقارب به جز نفقه اولاد است و پس از پرداخت آنها ، اگر چیزی زاید آمد صرف نفقه اقارب می شود .

 

نفقه اولاد :

نفقه اولاد بر عهده پدر است . پس از فوت پدر یا عدم قدرت او به انفاق به عهده اجداد پدری است و در صورت نبودن پدر و اجداد پدری و یا عدم قدرت آنها نفقه بر عهده مادر است . هرگاه مادر هم زنده نباشد و یا قادر به پرداخت نفقه نباشد به عهده اجداد و جدات مادری و جدات پدری واجب النفقه است.

نفقه پدر و مادر :

نفقه پدر و مادر بر عهده اولاد و یا اولادِ اولاد است . اگر پدر و مادر تنها یک فرزند داشته باشند ، همه نفقه بر عهده اوست و در صورت تعدد فرزندان ، مشترکاً و به صورت برابر باید پرداخت کنند .

تقدم نفقه زوجه بر دیگران

در صورتی که یک یا چند نفر از افراد واجب النفقه همراه با زوجه وجود داشته باشد ، زوجه مقدم بر دیگران است . نفقه زن ، طلب ممتاز است و بر سایر دیون شوهر ، مقدم است حتی بر طلب دولت بابت مالیات و طلب سازمان تأمین اجتماعی مقدم خواهد بود .

ارکان نفقه اقارب

نفقه اقارب شامل چه چیزهایی است ؟

نفقه اقارب عبارت است از مسکن و البسه و غذا و اثاث البیت به قدر رفع حاجت با در نظر گرفتن درجه استطاعت منفق البته باید اذعان داشت که نفقه منحصر به موارد مذکور نیست و در واقع هر چیزی که بر حسب عرف ، برای گذران زندگی شخص لازم است ، جزء نفقه محسوب می شود .

عدم قابلیت مطالبه نفقه گذشته توسط اقارب

زوجه در هر حال می تواند برای نفقه زمان گذشته خود اقامه دعوا نماید و طلب او از بابت نفقه مزبور ، طلب ممتاز بوده و در صورت ورشکستگی شوهر ، زن مقدم بر غرما خواهد بود ولی اقارب نسبت به نفقه گذشته حقی ندارند و فقط نسبت به آتیه می توانند مطالبه نفقه نمایند .

مزایا و امتیازات نفقه زن نسبت به نفقه اقارب

  1. نفقه زن مقدم بر نفقه اقارب است .
  2. نفقه زن طلب ممتاز محسوب می شود .
  3. نفقه گذشته زن دین حقوقی و قابل مطالبه است .
  4. نفقه زن منوط به فقر او یا تمکن شوهر نیست .
  5. نفقه زن یک تکلیف یک جانبه است و در هیچ شرایطی زن مجبور نیست که به شوهر خود نفقه بدهد ، ولی نفقه اقارب یک تکلیف دو جانبه و متقابل است .

 

جهت کسب اطلاعات بیشتر و اخذ مشاوره با ما تماس بگیرید .تلفن تماس : 09123939759

ولایت

ولایت : ولایت قهری به معنی سرپرستی و برخورداری از قدرت تصمیم گیری برای طفل است .مستفاد از ماده 1180 قانون مدنی ، ولایت قهری طفل به عهده  پدر و جد پدری او است . کودک غیر رشید و مجنون هم در صورتی که عدم رشد یا جنون او متصل به صغر باشد تحت ولایت پدر و یا جد پدری خود می باشد .

بنابراین طبق قانون در هیچ صورتی نمی توان برای مادر نسبت به فرزند ، قائل به ولایت قهری بود ، هر چند که ممکن است به عنوان وصی منصوب از سوی ولی قهری تعیین شود که در این صورت ولی خاص فرزند خود خواهد بود .

 

ولایت

اختیارات ولی قهری :

اختیارات ولی قهری بسیار زیاد و گسترده است و تنها چیزی که این اختیارات را محدود می کند ، رعایت مصلحت کودک است .

ولایت قهری منحصر به پدر و جد پدری است که هر یک می توانند ((مستقلاً)) امور صغیر را اداره کنند که در صورت تعارض پدر و جد پدری ، عرف ، تصرف پدر را مقدم می شمارد که ولی نزدیک محسوب می شود .

هرگاه طفل هم پدر و هم جد پدری داشته باشد و یکی از آنها محجور و یا به علتی ممنوع از تصرف در اموال مولی علیه گردد ، ولایت قانونی او ساقط می شود .

البته باید اذعان داشت که با حجر ولی قهری ، ولایت به حالت تعلیق در می آید و با زوال آن دوباره ولایت پدر یا جد پدری باز می گردد.

قلمرو ولایت در امور مالی :

قانون مدنی در مورد قلمرو ولایت ولی بیان کرده که در کلیه امور مربوطه به اموال و حقوق مالی مولی علیه ، ولی نماینده قانونی او می باشد . علاوه بر اداره امور مالی محجور ، اداره امور شخصی و مواظبت از مولی علیه بر عهده ولی می باشد .

آیا اعمال حقوقی ولی پس از رفع حجر نافذ است ؟

اعمال حقوقی پیشین ولی پس از زائل شدن حجر نیر معتبر است و مولی علیه  حق ندارد این اعمال را به هم بزند . مگر رعایت نکردن مصلحت خویش از جانب ولی قهری را ثابت کند ؛ بنابراین اگر مولی علیه در اثناء عقد اجاره ، از حجر خارج شود ، عقد نافذ است و نیاز به تنفیذ کسی ندارد .

موانع ولایت – عزل ولی- ضم ولی

هر گاه ولی قهری طفل رعایت غبطه صغیر را ننماید و مرتکب اقداماتی شود که موجب ضرر مولی علیه گردد ، به تقاضای یکی از اقارب مول علیه و یا به درخواست دادستان ، پس از اثبات ، دادگاه ولی مذکور را عزل و از تصرف در اموال صغیر منع و برای اداره امور مالی طفل ، فرد صالحی را به عنوان قیم تعیین می نماید . همچنین اگر ولی قهری به واسطه کبر سن و یا بیماری و امثال آن قادر به اداره اموال مولی علیه نباشد و شخصی را هم برای این امر تعیین ننماید ، فردی به عنوان امین به ولی قهری منضم می شود.

در مورد اداره کامل امور مولی علیه ، امین نفش معاون و وکیل او را دارد و مانع از نفوذ اعمال ولی قهری نیست و باید تعلیمات ولی قهری را بپذیرد مگر اینکه ناتوانی او روانی و فکری باشد .

حجر ولی قهری

هر گاه ولی قهری طفل محجور شود ، مدعی العموم ( دادستان ) مکلف است مطابق مقررات راجعه به تعیین قیم ، قیمی برای طفل معین کند .

البته این تکلیف در موردی است که طفل ولی قهری دیگر یا وصی منصوب از طرف قیم نداشته باشد وگرنه با وجود ولی یا وصی ، دادستان و دادگاه حق دخالت در امور محجور را ندارد .

آیا ولی خائن عزل می شود ؟

در مواردی که برای عدم امانت ولی قهری نسبت به دارایی طفل امارات و دلایل قوی وجود داشته باشد ، دادستان مکلف است از دادگاه ، رسیدگی به عملیات ولی را بخواهد .در صورتی که عدم امانت ولی ثابت شد یا ولی را عزل یا به ولی ضم امین می کند .

تعیین امین موقت در زمان غیبت یا حبس یا ناتوانی ولی قهری :

هرگاه ولی قهری به واسطه غیبت یا حبس یا به هر علتی که نتواند به امور مولی علیه رسیدگی کند و کسی را هم از طرف خود معین نکرده باشد ، دادگاه یک نفر امین به پیشنهاد دادستان برای تصدی و اداره اموال مولی علیه و سایر امور راجعه به او موقتاً معین خواهد کرد .

در این صورت امین موقت جایگزین ولی قهری می شود و به تنهایی تصمیم می گیرد و با رفع مانع ، امین سمت خود را از دست می دهد و ولی قهری اداره امور محجور را به عهده می گیرد .

وصی کیست ؟

مطابق با ماده 1188 قانون مدنی ، هر یک از پدر و جد پدری بعد از وفات دیگری می تواند برای اولاد خود که تحت ولایت او می باشند وصی معین کند تا بعد از فوت خود ، در نگهداری و تربیت آنها مواظبت کرده و اموال آنها را اداره نماید .

بنابراین وصی کسی است که توسط ولی قهری برای اداره امور محجور پس از مرگ خود تعیین می کند و هیچ یک از پدر و جد پدری نمی توانند با وجود حیات دیگری برای مولی علیه خود وصی معین کند و به عبارتی دیگر با وجود حیات ولی قهری ، وصایت باطل است .

اختیارات وصی :

ولی قهری می تواند به وصی اختیار تعیین وصی بعد از فوت خود را بدهد . همچنین وصی می تواند برا ی انجام
وظایف محول شده وکیل بگیرد .

عزل وصی :

واژه انعزال و عزل با یکدیگر تفاوت دارند چرا که انعزال به معنای آن است که نمایندگی بنا به یک علت قانونی و بدون نیاز به حکم دادگاه ، ساقط شود و در این خصوص حکم دادگاه جنبه اعلامی دارد . اما در عزل ، دادگاه با احراز دلایلی حکم به برکناری نماینده می دهد و این حکم تأسیسی است . و از تاریخ صدور ، دارای منشأ اثر می باشد .

اگر وصی منصوب از طرف ولی قهری به نگاهداری یا تربیت مولی علیه و یا اداره امور او اقدام نکند یا امتناع از انجام وظایف خود نماید منعزل می شود .

قاعده نفی سبیل :

قانون مدنی در مورد قاعده نفی سبیل عنوان کرده است که ولی مسلم نمی تواند برای امور مولی علیه خود وصی غیر مُسلم معین کند و بر اساس این قاعده ولایت کافر بر مسلم ممنوع است حتی اگر وصی معین شده ، مادر طفل باشد .

خروج از ولایت :

همین که طفل کبیر و رشید شد از تحت ولایت خارج می شود و اگر بعداً سفیه یا مجنون شود قیّمی برای او معین می شود .

 

جهت کسب اطلاعات بیشتر و اخذ مشاوره خانواده با ما تماس بگیرید . تلفن تماس : 09123939759 –

نامزدی

نامزدی : نامزدی همان مدت زمانی است که دو نفر پس از توافقِ ازدواج با یکدیگر ،طی می کنند . نامـزدی عقدی است جایز که به موجب آن هر یک از طرفین می توانند آن را فسخ کنند .

 

نامزدی

 

بر اساس ماده 1035 قانون مدنی وعده ازدواج موجب علقه زوجیت نیست . حتی اگر به موجب آن تمام یا قسمتی از مهریه ای که بین طرفین توافق شده ، پرداخت شده باشد . و هیچ یک از طرفین تا زمان جاری شدن عقد ازدواج نمی تواند طرف مقابل را مجبور به ازدواج کند و یا به جهت اینکه طرف او نامزدی را به هم زده ، از او مطالبه خسارت کند .

بنابراین با توجه به استفاده قانونگذار از کلمه وعده این چنین استنباط می کنیم که وعده ازدواج الزام آور نیست و همچنین تعهد به ازدواج هم نمی تواند الزام آور باشد چرا که واژه وعده شامل تعهد هم می شود .

 

آیا می توان برای بر هم زدن نامزدی وجه التزام تعیین کرد ؟

تعیین وجه التزام برای بر هم زدن نامـزدی صحیح نیست چرا که نوعی اجبار غیر مستقیم به نکاح است اما در خصوص سوء استفاده طرفین در حق بر هم زدن نامزدی ( با توجه به اصل 40 قانون اساسی ) و یا تقصیر یکی از طرفین و ورود خسارت به دیگری دعوای مسئولیت قابل طرح خواهد بود و این مسئولیت تعارضی با بر هم زدن نامزدی نخواهد داشت . همچنین در صورتی که فردی در دوران نامزدی طرف مقابل را فریب دهد و موجبات خسارت وی را فراهم آورد از باب تسبیب و نه خلف وعده مسئول خواهد بود .

 

مطالبه خسارت بر اثر بهم خوردن نامزدی :

با توجه به ملاک اصل 171 قانون اساسی و مواد 1-2-8-9- 10 قانون مسئولیت مدنی ، در صورت لطمه دیدن آبرو و اعتبار و یا عواطف یکی از طرفین بر اثر بر هم خوردن غیر موجه نامـزدی ، نامزد زیان دیده می تواند مطالبه خسارت معنوی کند . همچنین بند 1 ماده 4 قانون حمایت خانواده مصوب 1391 دعوای خسارت ناشی از بر هم زدن نامـزدی را به رسمیت شناخته و آن را در صلاحیت دادگاه خانواده می داند .

 

استرداد هدایای نامزدی :

هر یک از طرفین  می تواند در صورت به هم خوردن نامـزدی  هدیه هایی را که به یکدیگر یا پدر و مادر طرف مقابل داده اند ، پس بگیرند . چنان چه عین هدیه ها موجود نباشد نسبت به هدایایی که معمولاً قابل نگهداری است مستحق قیمت آن می باشد . مگر اینکه آن هدایا بدون تقصیر طرف دیگر از بین رفته باشد .

بنابراین هدایای مصرف شدنی مانند عطر به طور قطع بخشیده می شوند و در صورت موجود نبودن هدیه دهنده حق مطالبه قیمت را نخواهد داشت اما چنانچه نامزدی ، بدون علت موجه بر هم خورده باشد هدیه دهنده می تواند به عنوان خسارت و به موجب قانون مسئولیت مدنی بهای ان را مطالبه کند .

در خصوص عکس و یا نامه هایی که طرفین در دوران نامزدی به یکدیگر داده اند ، در صورت بقاء آن امکان استرداد است .  اما از بابت تلف آن نمی توان مطالبه خسارت کرد ؛ مگر آنکه عکس عرفاً ارزش مالی داشته باشد . در این صورت چنانچه تلف ناشی از تقصیر هدیه گیرنده باشد ، خسارت قابل مطالبه است . به طور کلی هبه اموالی که عادتاً نگاه داشته می شوند هبه ای است قطعی با شرط ضمنی امکان منحل کردن هبه در صورت بهم خوردن نامزدی .

 

اثبات تقصیر در خصوص هدایای نامزدی :

اثبات تقصیر در خصوص تلف هدایای دوران نامزدی که عادتاً نگاه داشته می شود با توجه به اصل عدم تقصیر بر عهده هدیه دهنده است .

استرداد هدایای نامزدی در صورت فوت یکی از نامزدها :

استرداد هدایا در صورت فوت یکی از نامزدها وجود ندارد مگر بر مبنای توافق و همچنین بقاء عین هدایا .
شما می توانید قبل از اقدام ، پاسخ یا طرح دعوی جهت دریافت مشاوره حقوقی تخصصی در زمینه استرداد هدایای نامزدی تماس حاصل فرمایید .

 

برای کسب اطلاعات بیشتر و اخذ مشاوره حقوقی با ما تماس بگیرید . شماره تماس : 09123939759

موانع نکاح

موانع نکاح – موانع نکاح چیست ؟ چه مواردی مانع از ازدواج است ؟ قانون مدنی با الهام از فقه اسلامی و منابع فقهی ، مواردی را تصریح کرده است که در صورت وجود هر یک از این موارد ازدواج غیر ممکن است .

 

موانع نکاح

 

قانون مدنی در ماده 1045 مواردی را با عنوان موانع نکاح بیان نموده است که عبارت است از :

  1. نکاح با پدر و اجداد و با مادر و جدات هر چقدر که بالا برود .

  2. نکاح با اولاد هر قدر که پایین برود .

  3. نکاح با برادر و خواهر و فرزندان آنها تا هر قدر که پایین برود .

  4. نکاح با عمات و خالات خود و عمات و خالات پدر و مادر و اجدات و جدات .

  5. استیفاء عدد .
  6. شوهر داشتن زن .
  7. عده داشتن زن .
  8. نکاح با غیر مسلمان .
  9. لعان .
  10. احرام .
  11. قرابت رضاعی .
  12. محارم سببی .

در توضیح موارد مذکور باید اظهار داشت که از لحاظ حرمت نکاح ، تفاوتی میان نسب مشروع و نامشروع نیست .

بنابراین ولد نامشروع با پدر و مادر طبیعی خود و یا سایر خویشان نسبی خود ، نمی تواند ازدواج کند .

موانع نکاح :

تعریف استیفا عدد :

استیفاء عدد از موانع نکاح به شمار می رود . یعنی اگر مردی چهار زن دائم داشته باشد ، دیگر نمی تواند زن پنجمی را به عقد دائم بگیرد . استیفاء عدد ، مانعی برای ازدواج دائم مرد و موجب بطلان نکاح مجدد است . این مانع اگر چه به صراحت در قانون مدنی نیامده است ، اما با توجه به فقه جزء موانع مسلم نکاح می باشد . البته باید اذعان داشت که استیفاء عدد طبق نظر مشهور در نکاح موقت محدودیتی ندارد .

شوهر داشتن زن :

تاهل زن نیز از دیگر موارد موانع نکاح است .

عده داشتن زن :

عده عبارت است مدتی که تا انقضای آن زنی که عقد نکاح او منحل شده است نمی تواند شوهر دیگر اختیار کند .

نکاح با غیر مسلمان :

کفر عبارت است از ناباوری به اسلام و کسی که به یکی از اصول اسلام اعتقاد نداشته باشد کافر است . اگر شوهر در زمان نکاح از اسلام خارج شود ، نکاح خود به خود منفسخ می شود . همچنین در مواردی که زنِ کافر اسلام آورد و شوهر وی همچنان بر کفر خود باقی بماند ، نکاح منفسخ می شود .

لعان :

لعان به معنی ناسزا گفتن و نفرین کردن است و در اصطلاح حقوق یعنی ، زن و شوهر با سوگند خوردن یکدیگر را تخطئه می کنند . بنابراین هنگاهی که مرد به همسر خود نسبت زنا دهد یا فرزندی را که زن به دنیا آورده است از خود نفی کند ، لعان محقق می شود .

احرام :

قانون مدنی در ماده 1053 در مورد احرام می گوید : عقد در حال احرام باطل است و با علم به حرمت موجب حرمت ابدی می گردد . بنابراین احرام نیز از موارد موانع نکاح است .

قرابت رضاعی :

اگر طفلی شیر زن دیگری غیر از مادر خود را با داشتن شرایط مقرر در قانون بخورد نسبت به آن زن و کودک شیر خوارِ آن زن حرمت ازدواج پیدا میکند .

مستفاد از ماده 1046 قانون مدنی قرابت رضاعی از حیث حرمت نکاح در حم قرابت نسبی است مشروط بر اینکه
اولا ٌشیر زن از حمل مشروع حاصل شده باشد .
ثانیاً شیر مستقیم از پستان مکیده شده باشد .
ثالثاً طفل لااقل یک شبانه روز و یا 15 دفعه متوالی شیر کامل خورده باشد بدون اینکه در بین غذای دیگر یا شیر زن دیگر را بخورد .
رابعاً شیر خوردن طفل قبل از تمام شدن دو سال از تولد طفل باشد .
خامساً مقدار شیری که طفل خورده از یک زن و از یک شوهر باشد .

بنابراین اگر طفل در شبانه روز مقداری از شیر یک زن و مقداری از شیر زن دیگر بخورد ، موجب حرمت نخواهد شد اگر چه شوهر آن دو زن یک نفر باشد . همچنین اگر یک زن یک دختر و یک پسر رضاعی داشته باشد که هر یک را از شیر متعلق به شوهر دیگر شیر داده باشد ، آن پسر و یا آن دختر ، برادر و خواهر رضاعی نبوده و ازدواج بین آنها از این حیث ممنوع نمی باشد .

محارم سببی :

محارم سببی از دیگر موانع نکاح است .

مطابق با ماده 1047 قانون مدنی : نکاح بین اشخاص ذیل به واسطه مصاهره ممنوع دائمی است .
– بین مرد و مادر و جدات زن او هر درجه که باشد اعم از نسبی و رضاعی
– بین مرد و زنی که سابقاً زن پدر و یا زن یکی از اجداد یا زن پسر یا زن یکی از اَحفاد او بوده است هر چند درجه رضاعی باشد .
– بین مرد با دختران زن از هر درجه که باشد ولو رضاعی ، مشروط بر اینکه بین زن و شوهر زناشویی واقع شده باشد .

 

جمع دو خواهر :

جمع دو خواهر نیز از موانع نکاح است . به این معنا که دو خواهر نمی توانند با هم در عقد یک مرد باشند . همچنین اگر یکی از خواهران در عده طلاق رجعی باشد ، این حکم جاری است .

 

حرمت مشروط ناشی از سه طلاق :

حرمت مشروط ناشی از سه طلاق : زنی که سه مرتبه متوالی زوجه یک نفر بوده و مطلقه شده بر آن مرد حرام است مگر اینکه به عقد دائم به زوجیت مرد دیگری در آمده و پس از وقوع نزدیکی با او به واسطة طلاق یا فسخ یا فوت جدایی حاصل شده باشد .

 

حرمت مشروط ناشی از سه طلاق :

حرمت ناشی از نه طلاق نیز از موانع نکاح است : به موجب قانون مدنی زن شخصی که به نه طلاق که شش تای آن عدّی است مطلقه شده بر آن شخص حرمت ابدی پیدا می کند .

 

جهت کسب اطلاعات بیشتر و اخذ مشاوره خانواده با ما تماس بگیرید . تلفن تماس : 09123939759 –

فسخ نکاح

فسخ نکاح : موارد فسخ نکاح : فسخ و طلاق از جهاتی به هم شبیه هستند ، از جمله : 1- موجب انحلال نکاح هستند . 2- عمل حقوقی یکجانبه (ایقاع) محسوب می شوند . 3- اثر فسخ نکاح و طلاق ناظر به آینده است . 4- احکام راجع به عده آنها یکسان است .

 

فسخ نکاح

 

تفاوت فسخ نکاح و طلاق :

  1. موجبات فسخ و طلاق با یکدیگر متفاوت است .
  2. فسخ نکاح فاقد تشریفات لازم برای طلاق است . مثل تکلیف رجوع به داوری .
  3. صحت طلاق منوط به شرایط خاصی در زن است . مثل پاکیزگی .
  4. در فسخ ، امکان رجوع در هیچ فرضی وجود ندارد .
  5. میزان مهر در انحلال ناشی از فسخ با طلاق متفاوت است .
  6. فسخ نکاح ممکن است از جانب مرد یا زن باشد ، ولی طلاق از جانب مرد یا به نیابت از او واقع می شود .
  7. فسخ نکاح هیچ گاه موجب ایجاد حرمت نمی شود .
  8. طلاق مخصوص نکاح دائم است ولی فسخ در نکاح موقت هم ممکن است .

 

موارد امکان فسخ نکاح :

1 – جنون :

جنون هر یک از زوجین به شرط استقرار ،اعم از اینکه مستمر یا ادواری باشد ، برای طرف مقابل موجب حق فسخ است . البته جنونی موجب حق فسخ است که مستمر باشد و جنون رهگذر موجب حق فسخ نیست و همچنین چنانچه زن پس از نکاح مجنون شود برای مرد حق فسخ وجود ندارد . لازم به ذکر است که هر نوع اختلال روانی جنون نیست و جنون تعریف مخصوص به خود را دارد .

2 –  عیوب مرد :

عیوبی که در مرد موجب حق فسخ برای زن می شود عبارت است از :

  • خصاء : کوبیده بودن بیضه های مرد را خصاء می گویند . صرف خصاء بدون توجه به توان مرد برای ایفاء وظایف زناشویی ، از عیوب قانونی موجب حق فسخ برای زن به شمار می رود . خصاء زمانی موجب حق فسخ برای زن خواهد بود که پیش از عقد موجود بوده و زن نیز جاهل به آن بوده باشد هر چند مانع از ایفای وظایف زناشویی نباشد .
  • عِنَن : عنن به شرط آنکه حتی یک بار عمل زناشویی را انجام نداده باشد . عنین ، مردی است که با هیچ زنی قادر به مواقعه نباشد . پس اگر مردی با زوجه خود نتواند مقاربت کند اما قادر به وطی دیگری باشد ، عنین نخواهد بود . و زوجه تنها می تواند از باب عسر و حرج درخواست طلاق دهد .در صورتی که زوج قادر به انجام وظیفه زناشویی باشد ؛ اما نتواند زوجه را باردار کند ، از موارد فسخ نکاح نیست و زن نمی تواند بر این اساس تقاضای صدور گواهی عدم امکان سازش کند .
  • مقطوع بودن آلت تناسلی مرد به اندازه ای که قادر به عمل زناشویی نباشد .

لازم به ذکر است که چنانچه عیب موجد خیار فسخ ، قبل از اعمال خیار مرتفع گردد ، حق فسخ ساقط می گردد .

 

3 – عیوب زن :

عیوبی که در زن موجب حق فسخ برای مرد می شود عبارت است از :

  • قَرَن : قَرَن استخوان زائدی است در آلت تناسلی زن که مانع نزدیکی می گردد .

  • جذام : جذام همان خوره نوعی بیماری پوستی می باشد .

  • بَرَص : بَرَص همان پیسی است که نوعی بیماری پوستی است .

  • افضاء : افضاء یکی شدن مجرای بول و حیض می باشد .

  • زمین گیری .

  • نابینایی از هر دو چشم.

شرط ایجاد حق فسخ ناشی از عیوب :

عیوب زن در صورتی موجب حق فسخ برای مرد است که عیب مزبور در حال عقد نکاح وجود داشته باشد . بنابراین ایجاد این عیوب پس از عقد نکاح در زن ، موجب حق فسخ نکاح برای مرد نمی باشد . چنانچه به جهتی نظیر درمان و عمل جراحی عیب مرتفع گردد ، حق فسخ مرد ساقط می شود . اما در مورد جنون و عِنَن در مرد ، هرگاه بعد از عقد هم حادث شود موجب حق فسخ برای زن خواهد بود .

 

لزوم جهل به عیب :

در تحقق حق فسخ، جهل به عیب نیز لازم است ؛ بنابراین هر یک از زوجین که قبل از عقد ، عالم به امراض مذکور در طرف دیگر بوده بعد از عقد حق فسخ نخواهد داشت .

 

 

3- تخلف از شرط صفت :

چنان چه در یکی از طرفین ازدواج وصف خاصی شرط شده و پس از عقد ازدواج معلوم شود که طرف وصف مورد نظر را دارا نیست ، برای طرف مقابل حق فسخ نکاح وجود دارد .حتی اگر وصف مذکور در عقد تصریح نشده باشد ولی طرفین ، بر اساس آن وصف ، عقد را انجام داده باشند . بنابراین اگر شخصی بر خلاف واقع خود را مهندس یا دکتر یا مجرد معرفی نماید و عقد بر این مبنا واقع شود ، بر خلاف قواعد عمومی قراردادها ، عقد نکاح باطل نیست بلکه طرف مقابل حق فسخ خواهد داشت . در تخلف از شرط صفت ، وجود سوء نیت لازم نیست بر خلاف تدلیس در ازدواج که نیاز به سوء نیت دارد .

4 – تدلیس در ازدواج :

تدلیس به معنای این است که یک نفر به عمد و با سوء نیت و یا با اعمال متقلبانه عیبی را مخفی نگاه داشته و یا صفتی را که مورد توافق طرفین بوده از خود نشان دهد درحالی که فاقد آن صفت بوده است . تدلیس در ازدواج موجب مجازات کیفری است .

 

جهت کسب اطلاعات بیشتر ، قبل از اقدام به طرح دادخواست و دعوی و دفاع در دعوی با مشاوره متخصص در این زمینه تماس حاصل فرمایید . تلفن تماس : 09123939759

شرایط صحت ازدواج

شرایط صحت ازدواج : شرایط صحت ازدواج : نکاح عقدی است غیر مالی همراه با آثار مالی . اصولاً قواعد مربوط به نکاح امری است . مگر در مواردی خاص مانند حق سکنی . در قانون مدنی یکی از شرایط صحت ازدواج ، لزوم صریح بودن الفاظ بر قصد ازدواج است .

بنابراین منطبق با ظاهر قانون مدنی وهمچنین قول مشهور فقهای امامیه ، نوشته در نکاح نمی تواند جایگزین لفظ و مبیّن اراده باشد و اعلام اراده به لفظ در عقد نکاح لازم است و چنانچه یکی از متعاقدین یا هر دو لال باشد ، عقد نکاح به اشاره از طرف لال نیز واقع می شود به شرط آنکه به طور وضوح حاکی از انشاء عقد باشد . بنابراین در صورتی که یکی از طرفین قادر به تکلّم باشد باید اراده او به لفظ اعلام شود و بر خلاف قواعد عمومی قراردادها اشاره در این خصوص کفایت نمی کند .

شرایط صحت ازدواج

آیا صیغه نکاح باید به زبان عربی باشد ؟

در پاسخ باید اظهار داشت که لزومی ندارد که صیغه عقد نکاح ، عربی و به صیغه ماضی باشد ، بنابراین هر لفظی که دلالت بر اراده نکاح کند معتبر می باشد .

ایجاب و قبول نکاح از طرف چه کسانی صورت می گیرد ؟

ایجاب و قبول نکاح ممکن است از طرف خود مرد یا زن و یا از طرف اشخاصی که قانوناً حق عقد دارند صادر شود .

 

شرط اختلاف دو جنس یکی از شرایط صحت ازدواج

یکی از شرایط صحت ازدواج ، شرط اختلاف جنس است ، چرا که ازدواج میان دو جنس موافق ، بر خلاف نظم عمومی و اخلاق حسنه بوده و طبق ماده 975 قانون مدنی باطل است .

 

عاقد در عقد نکاح کیست ؟

مقصود از عاقد کسی است که صیغه عقد را جاری می کند ، خواه عقد برای خودش باشد و یا به وکالت از طرف دیگری اقدام کرده باشد . از شرایط عاقد این است که باید عاقل ، بالغ و قاصد باشد .

 

ازدواج شخص سفیه :

نکاح دائم سفیه نافذ است و در خصوص تعیین مهر ، نیاز به تنفیذ دارد ولی چون مهر در نکاح موقت شرط صحت است ، ازدواج موقت سفیه بدون اذن ولی یا قیم با استنباط از مواد 1095 و 1069 قانون مدنی غیر نافذ است .

ازدواج مجنون دائمی :

ازدواج مجنون دائمی با اذن ولی قهری یا وصی منصوب از طرف ولی قهری صحیح است بنابراین برای ازدواج مجنون دائمی نیاز به کسب اجازه از دادستان در این خصوص نیست .
اما در مورد مجنون ادواری باید اظهار داشت که مجنون ادواری تنها در حالت افاقه می تواند بدون کسب اجازه ازدواج نماید و چنانچه در حالت جنون باشد ازدواج او باید از طرف ولی یا وصی منصوب از طرف ولی انجام گیرد .

ازدواج صغیر :

قیم حق مداخله در ازدواج صغیر را ندارد و در خصوص سفیه ، اذن قیم تنها در خصوص امور مالی سفیه لازم است .

 

یکی از شروط صحت ازدواج ، لزوم تعیین زن و شوهر است به نحوی که برای هیچ یک از طرفین در شخص طرف دیگر شبهه نباشد ، بنابراین اشتباه در هویت جسمی ، یعنی آنکه شخص دیگری به جای شخص مورد نظر طرف عقد واقع شده باشد ، مانع توافق بوده و موجب بطلان عقد می گردد .

 

تعلیق در نکاح :

از دیگر شروط صحت ازدواج معلق نبودن عقد نکاح است . در این موردقانون مدنی در ماده 1068 به صراحت تعلیق در عقد نکاح را باطل اعلام کرده است .البته باید اذعان داشت که این بطلان در موردی است که تعلیق متوجه اصل نکاح باشد وگرنه تعلیق در مهر صحیح است مگر در نکاح موقت که تعلیق در مهر هم صحیح نبوده و موجب بطلان نکاح است.

 

عدم اکراه در نکاح :

رضای زوجین شرط نفوذ عقد است . بنابراین چنانچه هریک از زوجین بر اثر اکراه معنوی ازدواج کند، نکاح نافذ نیست و نفوذ آن منوط به اجازه شخص مکره خواهد بود . اما چنانچه اکراه هر یک از طرفین به درجه ای باشد که قصد او را زایل کند ، عقد به جهت فقدان قصد ، باطل است .

 

وکالت در ازدواج :

هر یک از زن و مرد می تواند برا ی عقد نکاح وکالت به غیر دهد . وکیل باید برای اجرای صیغه عقد عاقل ، بالغ و قاصد باشد .در صورتی که وکالت به صورت مطلق داده شده باشد وکیل نمی تواند موکل را برای خود تزویج کند مگر اینکه اذن صریح به او داده شده باشد . در نکاح یک نفر می تواند به وکالت از زن و مرد یا به وکالت از یک طرف و اصالتاً از جانب خود ، صیغه نکاح را جاری کند .

اگر وکیل از آنچه که موکل راجع به شخص یا مهر یا خصوصیات دیگر معین کرده تخلف کند صحت عقد متوقف بر تنفیذ موکل خواهد بود .

شرایط صحت ازدواج موقت – عقد موقت

نکاح موقت یا عقد موقت وقتی است که برای مدت معینی واقع شده باشد .به طور کلی اصل بر دائمی بودن نکاح است و در موارد تردید ، نکاح دائم محسوب می شود . چنانچه مدت در نکاح تعیین نشده باشد و معلوم شود مقصود طرفین نکاح موقت بوده است ، نکاح باطل است ولی اگر قصد طرفین معلوم نباشد ، نکاح صحیح و دائمی محسوب خواهد شد .

لزوم تعیین مدت در عقد موقت :

مدت نکاح منقطع باید کاملاً معین شود . مدت عقد نکاح موقت باید در زمان عقد مشخص گردد و قابلیت تعیین آن ، کفایت نمی کند . بنابراین عدم تعیین مدت در نکاح موقت موجب بطلان عقد است .

ضرورت تعیین مهر در نکاح موقت

در نکاح موقت عدم تعیین مهر در عقد موجب بطلان است .از شرایط صحت ازدواج موقت ، لزوم تعیین مهر است نه پرداخت آن . به عبارت دیگر لزوم پرداخت مهر از آثار نکاح صحیح است نه از شرایط صحت آن ؛ بنابراین همین که مهر تعیین شود برای صحت نکاح موقت کافی است و زوجه می تواند آن را مطالبه کند .

 

برای کسب اطلاعات بیشتر و اخذ مشاوره خانواده با ما تماس بگیرید . تلفن تماس : 09123939759