نحوه اقدام برای حذف نام همسر از شناسنامه بعد از طلاق

چگونه برای حذف نام همسر از شناسنامه اقدام کنیم ؟  یکی از مهمترین مسائلی که توسط زوجه در دنیای امروز مطرح می شود نحوه حذف نام همسر از شناسنامه است. باتوجه به افزایش آمار طلاق در جامعه نیز بیش از پیش شاهد چنین تقاضایی هستیم.

باتوجه به اینکه جامعه ما مصائب عرفی زیادی را برای ازدواج افراد مطلقه ایجاد نموده است به نظر می رسد قانون نیز تمایل دارد تا حدودی به درخواست حذف نام همسر از شناسنامه مبادرت نماید اما حقوق مردی که بعدها قرار است با زن ازدواج کند ایجاب می کند تا پذیرش این تقاضا با محدودیت هایی مواجه باشد. این مسئله را در ادامه بیان می کنیم با وکیل شاه مرادی همراه باشید….

حذف نام همسر از شناسنامه

درخواست حذف نام همسر از شناسنامه

این درخواست به دو بخش مجزا تقسیم می گردد:

  • اول اینکه ممکن است زوجه باکره باشد هرچند به عقد ازدواج دیگری درآمده است.
  • دوم اینکه زوجه با مرد ارتباط جنسی برقرار کرده و باکره نیست. در این شرایط کار زوجه برای حذف نام همسر از شناسنامه قدری دشوار می شود.

حذف نام شوهر از شناسنامه به درخواست زوجه باکره

اگر دختری به عقد مردی درآید و پیش از آمیزش جنسی از یکدیگر جدا شوند ولو اینکه یک هفته یا چندین سال از عقد آن ها گذشته باشد و یا اعمال جنسی دیگری غیر از دخول میان آن ها صورت گرفته باشد وی می تواند درخواست پاک شدن نام همسر از شناسنامه را داشته باشد. این امکان برای مرد نیز وجود دارد تا درخواست پاک شدن نام همسر سابق از شناسنامه را تقدیم ثبت احوال کند.

در این شرایط زوجه باکره را به پزشکی قانونی ارجاع می دهند. اگر پزشکی قانونی ادعای باکره بودن زن را بپذیرد، گزارشی را به این عنوان تنظیم کرده و برای اداره ثبت احوال ارسال می کند. در این شرایط زوجه می تواند با استفاده از مزایای طلاق بائن از همسر خود جدا شده و نام همسر را از شناسنامه خود پاک کند.

حذف نام شوهر از شناسنامه توسط زوجه غیر باکره

اگر میان طرفین رابطه زناشویی صورت گرفته باشد ولو اینکه تنها چند روز از خطبه عقد نکاح گذشته باشد حذف نام شوهر از شناسنامه روال قانونی دشوارتری را خواهد داشت. در این شرایط دیگر اداره ثبت احوال با درخواست زوجه موافقت نمی کند و زوجه می تواند این مسئله را از طریق دادگاه و به طرفیت اداره ثبت احوال پیگیری نماید.

در این شرایط لازم است تا زوجه به یکی از روش های ذیل متوسل شود. البته در این خصوص بهتر است از وکیل متبحر یاری گرفته و روال قانونی درخواست خود را به ایشان بسپارید. در هر صورت باید یکی از روش های ذیل را برای دریافت نتیجه مطلوب بکار بگیرید.

معرفی کردن خواستگار جدید

شما می توانید در دادگاه ادعا کنید که قرار است با فرد دیگری ازدواج کرده و نمی خواهید نام همسر شما در شناسنامه ماندگار گردد. در واقع شما می گویید که از لحاظ روانی یا برای جلوگیری از دخالت های خانواده همسر جدید لازم می دانید که نام همسر قبلی از شناسنامه پاک شود. البته این را هم اضافه کنیم که این مسئله باید مورد پذیرش خواستگار شما واقع شده باشد اما باتوجه به فرهنگ غالب بر والدین، دادگاه اجازه می دهد تا خانواده ایشان از ازدواج سابق شما مطلع نشوند. در این شرایط با درخواست شناسنامه المثنی، درخواست خود را تکمیل خواهید کرد.

ادعای فقدان شناسنامه

در اینجا شما به دادگاه اعلام می کنید که با توجه به مفقود شدن شناسنامه علاوه بر درخواست شناسنامه جدید، نام شوهر سابق را حذف کنند. در این شرایط ممکن است شما اصلا خواستگار نداشته باشید یا در کل قصد ازدواج هم نداشته باشید اما با توجه به مدخوله بودن پذیرش این ادعا قدری دشوار است و بهتر می باشد حتما با حضور وکیل دادگستری در این جلسه حاضر شوید. اگر شرایط خاصی برای شما مهیا شده باشد که نیاز است تا نام شوهر سابق از شناسنامه حذف گردد دادگاه با این عمل موافقت به عمل می آورد.

حذف نام همسری که فوت کرده است

طبق قانون پاک کردن نام شوهر از شناسنامه صرفاً ویژه مواردی است که طرفین از طریق طلاق از یکدیگر جدا شده اند و نمی توان نام همسر فوت شده را از شناسنامه حذف کرد. ارج و قرب همسری که فوت شده و همچنین آثار مختلفی که بعد از طلاق از لحاظ مالی و غیر مالی مطرح می گردد امکان حذف نام همسر متوفی را از شناسنامه غیر ممکن می سازد هرچند این مورد نیز ممکن است در موارد محدود و طبق مصلحت زن اجرا گردد.

حذف نام همسر از شناسنامه در صورت داشتن فرزند

حذف نام همسر سابق از شناسنامه در همه موارد اعم از اینکه صاحب فرزند باشند یا خیر امکان پذیر است اما نمی توان نام پدر یا مادر را شناسنامه فرزند پاک کرد.

آشنایی با تصمیمات محاکم در امور حسبی

آشنایی با تصمیمات محاکم در امور حسبی : برابر مفاد ماده ۱ قانون امور حسبی

” امور حسبی اموری هستند که دادگاه مکلف است نسبت به آن امور اقدام و تصمیم گیری کنند بدون این که رسیدگی به آن متوقف بر وقوع اختلاف و منازعه بین اشخاص و اقامه دعوا از طرف آنها باشد”

لازم به ذکر است که رسیدگی به امور حسبی در دادگاه های حقوقی به عمل می آید به عبارت دیگر دادگاه های کیفری صلاحیت ورود به این امور را ندارند . تصمیمات حسبی را با توجه به قانون امور حسبی می‌توان به سه دسته تقسیم کرد ؛

  1. احکام حسبی
  2. تصمیمات حسبی به مفهوم اخص
  3. دستور

تصمیمات محاکم در امور حسبی

احکام حسبی

در تصمیمات محاکم در امور حسبی مقنن ایران در قانون امور حسبی در مواردی تصمیم به مفهوم اعم دادگاه را که در نتیجه رسیدگی به امور حسبی صادر می‌شود ، حکم نامیده است ؛ که این موارد عبارتند از :

۱_ حکم عزل وصی یا قیم یا ضم امین

به موجب ماده ۴۷ قانون امور حسبی در مواردی که دعوای خیانت یا عدم لیاقت و سایر موجبات عزل وصی و قیم یا ضم امین مطرح می‌شود ، دادگاه برابر مقررات قانون مذکور رسیدگی کرده اما نتیجه رسیدگی خود را در قالب صدور حکم ارائه می نماید و این حکم برابر مقررات آیین دادرسی مدنی قابل تجدید نظر می باشد

۲_ حکم حجر و بقای حجر

دادگاه در صورت احراز حجر اشخاصی که مجنون یا سفیه معرفی می شوند به موجب قانون امور حسبی اقدام به صدور حکم حجر می نماید

۳_ حکم موت فرضی

چنانچه درخواست صدور حکم موت فرضی غایبی مطرح شود ، دادگاه به موجب ماده ۱۵۵ قانون امور حسبی پس از در نظر گرفتن دلایل ارائه شده نسبت به نشر آگهی مربوطه اقدام نموده و در صورت احراز موجبات لازم نسبت به صدور حکم موت فرضی اقدام می نماید .

۴_ حکم تقسیم ترکه

در صورت تعدد ورثه هر یک از آنها به موجب ماده ۳۰۰ قانون امور حسبی میتواند تقسیم سهم خود از سهم سایر وراث را از دادگاه درخواست نماید و دادگاه به موجب قانون مزبور برای رسیدگی به موضوع ، تعیین جلسه نموده و نهایتاً صورت مجلسی تنظیم و در آن مقدار سهم هر یک از وراث و آنچه برای تادیه دین و اجرای وصیت منظور شده را تصریح می نماید این تقسیم نامه به تمام وراث ابلاغ می شود .

۵_ حکم رد و قبول اعتراض به درخواست انحصار وراثت

در صورتی که وراث متوفی یا اشخاص ذینفع خواهان گواهی انحصار ورثه باشند به موجب ماده ۳۶۰ قانون امور حسبی این درخواست را به دادگاه تسلیم نموده و پس از آگهی و پایان یافتن مدت قانونی آن در صورتیکه اعتراضی واصل نگردد گواهی صادر می شود ، امروزه مطابق قانون شورای حل اختلاف درخواست گواهی مزبور از طریق شورای حل اختلاف واقع در آخرین اقامتگاه متوفی صورت می گیرد .

تصمیمات حسبی به معنای اخص

به آن دسته از تصمیمات دادگاه در امور حسبی که مطابق ماده ۴۰ قانون مذکور قابل تجدید نظر خواهی نمی باشد لکن مرجع رسیدگی کننده در هر زمان که لازم است بتواند راساً یا بر حسب درخواست ذینفع تصمیم خود را تغییر دهد تصمیم حسبی به مفهوم اخص گفته می شود ، لذا این تصمیمات نه تنها اعتبار امر قضاوت شده ندارند بلکه مشمول قاعده فراغ دادرس نیز نمی شود .

دستور

وکیل امور حسبی : دستور در حقوق ایران به آن دسته از تصمیمات دادگاه تعلق می گیرد که صدور آن مستلزم رسیدگی تناظری نیست و قابل شکایت نبوده و علی القاعده مربوط به اختیارات و صلاحدید دادگاه می باشد ؛ به عنوان مثال ماده ۷۳ قانون آیین دادرسی مدنی که می‌گوید آگهی ابلاغ دادخواست در روزنامه به دستور دادگاه انجام می‌شود

مشاوره حقوقی تغییر نام

مشاوره حقوقی تغییر نام  : پس از تولد هر شخص والدین وی موظف هستند ظرف مدت پانزده روز از تاریخ تولد به اداره ثبت احوال محل خود این موضوع را اعلام نمایند و با ارائه گواهی ولادت پزشک اقدام به ثبت مشخصات فرزند خود نمایند و در این مرحله برای ایشان از بین اسامی مجاز یک نام تعیین می کنند .

گاهاً افراد از نام انتخابی توسط والدین خود رضایت نداشته و ترجیح می دهند آنها را با نام دیگری صدا نمایند یا اینکه به دلیل برخی مسائل افراد از بذو تولد با نام دیگری صدا می شوند که همه این اتفاقات باعث می شود افراد برای تغییر نام خود اقدام نمایند ، که امروزه به دلیل وجود فضای مجازی عمدتاً افراد قبل از هر اقدامی اقدام به اخذ مشاوره حقوقی می نمایند .

مرجع صالح برای تصحیح سند سجلی

امکان دارد مامور ثبت احوال در انجام کار خویش دچار اشتباه شود ؛ این اشتباه ممکن است قلمی باشد ( مانند حسان به جای احسان ) ممکن است غیر قلمی باشد ( درج اشتباه جنسیت طفل ) بسته با نوع و زمان وقوع این اشتباه مرجع رسیدگی کننده متفاوت است :

  1. اگر اشتباه قبل از امضا سند سجلی ، چه قلمی باشد چه غیر قلمی باشد توسط خود مامور ثبت کننده اطلاعات تصحیح می شود .
  2. اگر اشتباه قلمی و بعد از امضاء سند باشد رسیدگی به آن و تصحیح سند به عهده هیئت حل اختلاف اداره ثبت احوال متبوع است .
  3. اگر اشتباه بعد از امضاء و غیر قلمی باشد رسیدگی به آن در صلاحیت دادگاه است .

همانطور که مشاهده می شود این موضوع یک امر تخصصی است و نیاز به همراهی مشاور حقوقی و وکیل تغییر نام در این زمینه را دارد .

تغییر نام کوچک

نام کوچک به نوعی معرف شخصیت و هویت هر فردی است به همین علت نیز حساسیت غالب اشخاص نسبت به نامشان قابل درک است ؛ ممکن است به علتی تمایل به تغییر نام کوچک خود داشته باشند لیکن با توجه به قانون حفظ اعتبار اسناد سجلی تغییر در این اسناد با محدودیت زیادی همراه است و اشخاص بهتر است برای اقدام به این تغییرات از مشاور حقوقی تغییر نام استفاده نمایند .

مشاوره حقوقی تغییر نام

موارد مجاز تغییر نام کوچک

  1. نام کوچک ممنوع : مانند نام هایی که موجب هتک حیثیت مقدسات اسلامی می شود مثل عبدالعزی به معنی پرستنده بتی به نام عزی ( عزی نام بتی در مکه قبل دوران اسلام است )
  2. نام مرکب ناموزون : مثل اکبر کامیار به عنوان نام واحد
  3. استفاده از عناوین و القاب به جای نام : مانند سرهنگ ، دکتر و ….
  4. اسامی زننده یا نام حیوانات : مثل گرگ
  5. اسامی غیر متناسب با جنس : مثل انتخاب نام پارمیدا برای پسر
  6. هم نام بودن فرزند با یکی از والدین یا خواهر و برادر
  7. تغییر نام عربی به فارسی : مثل رحمن به رحمان
  8. اسامی هفته : مثل دوشنبه
  9. تغییر نام به واسطه تشرف به دین مبین اسلام

قابل ذکر است در صورتیکه هیچ کدام از موارد فوق صادق نباشد نیز شخص می تواند پس از رسیدن به سن ۱۸ سالگی فقط برای یک بار اقدام به تغییر نام نماید .

مرجع صالح

مرجع صالح برای تغییر نام در صورتیکه جز موارد ۹ گانه فوق باشد در صلاحیت هیئت حل اختلاف سازمان ثبت احوال است و در غیر این صورت مشروط بر اینکه تغییر نام متضمن منفعت عقلایی و مشروع باشد در صلاحیت دادگاه می باشد .

با توجه به مطالب ارائه شده در این سایت متوجه می شویم آگاهی حقوقی و آشنایی به رویه تغییر نام امری بسیار تخصصی است و شما می توانید با اخذ مشاوره حقوقی تغییر نام به این هدف خود جامع عمل بپوشانید .

امید شاه مرادی – وکیل پایه یک دادگستری و مشاور حقوقی

وکیل کاهش سن , نکات مهم تغییر سن شناسنامه

موانع ارث

موانع ارث : موانع ارث عبارت است از اموری که بر خلاف وجود شرایط وراثت یعنی فوت مورث ، وجود وارث و وجود ترکه ، مانع از تحقق ارث می شود . برای اینکه وارث متوفی از ارث بردن محکوم شود ، لازم است که وجود مانع اثبات شود و در صورت شک در وجود مانع ، وارث از متوفی ارث خواهد برد . مشاوره با وکیل حقوقی .

موانع ارث عبارت است از :

  1. قتل
  2. کفر
  3. لعان
  4. ولادت از زنا

قتل

انگیزه شدید مادی و میل زیاد به امور مالی ممکن است موجب شود تا وارث اقدام به قتل مورث کند و با این هدف به اموال او دست یابد .

موانع ارث

قانون برای جلوگیری ار ارتکاب چنین جنایاتی ، قتل را از موانع ارث معرفی کرده است .

مطابق با ماده 880 قانون مدنی : قتل از موانع ارث است . بنابراین کسی که مورث خود را عمداً بکشد از ارث ممنوع می شود ، اعم از اینکه قتل بالمباشره باشد یا بالتسبیب و منفرداً باشد یا به شرکت دیگری .

لازم به توضیح است که هر چند حکمت وضع ماده 880 قانون مدنی ، جلوگیری از انگیزه برای ارتکاب جنایت بر مورث می باشد ، اما به این معنا نیست که هر گاه وارث بدون انگیزه برای دست یافتن به اموال مورث ، او را به صورت عمدی به قتل برساند ، از ارث محروم نمی شود . چرا که قانونگذار در ماده 880 قانون مدنی علت و انگیزه قتل را از موانع ارث ندانسته بلکه قتل عمد با هر انگیزه ای را از موانع ارث قرار داده است .

کفر

مطابق با ماده 881 مکرر قانون مدنی ، الحاقی مصوب 70/8/14 ، کافر از مسلم ارث نمی برد . اگر چه از لحاظ طبقه و درجه مقدم بر مسلم باشند .

بنابراین شخصی که منکر وجود خدا و پیامبری حضرت محمد یا یکی از ضرورات دین می باشد کافر بوده و از مورث مسلمان ارث نمی برد .

لعان

لعان در لغت مصدر باب ملاعنه و به معنی لعن و اظهار بدخواهی دو نفر نسبت به یکدیگر است و در اصطلاح عبارت است از مباهله و اظهار لعن و نفرت به زوجین با اجرای صیغه مخصوصی که منشاء آن نسبت دادن زنای محسنه شوهر به همسر خود یا انکار کردن فرزند کسی است که شرعاً ملحق به اوست . به عبارت بهتر برای تحقق لعان مرد باید به زن خود نسبت زنا بدهد و ادعای مشاهده آن را بکند و چهاربار سوگند یاد کند که از راستگویان است و برای بار پنجم بگوید لعنت خدا بر من اگر او از راستگویان باشد .

چنانچه لعان برای نفی نسب باشد ، نسب را نفی کرده و دیگر میان آن پدر و فرزند رابطه پدر و پسری برقرار نبوده و پدر و پسر از یکدیگر ارث نخواهند برد و قاعده ارث بردن میان آن دو نفر و خویشان پدری برقرار نخواهد بود . لازم به توضیح است که وقوع لعان در گذشته بین زوجین سابقه داشته و در شرایط کنونی این اقدام حقوقی ، غیر معمول شده است .

ولادت از زنا

مشروع بودن نسب یکی از شروط وراثت است بنابراین ولادت ناشی از زنا مانع از ارث بردن می شود چرا که زنا مانع از تحقق نسب مشروع و قانونی و فقدان توارث بین زانی و فرزند ناشی از زنا بوده و یکی از نتایج آن منتفی بودن نسب است .

قانونگذار در قانون مدنی اشعار می دارد که : (( ولد الزنا از پد و مادر و اقوام آنان ارث نمی برد ، لکن اگر حرمت رابطه ای که طفل ثمره آن است نسبت به یکی از ابوین ثابت و نسبت به دیگری به واسطه اکراه یا شبهه زنا نباشد ، طفل فقط از این طرف و اقوام او ارث می برد و بالعکس .

سوال : آیا فرزند ناشی از لقاح مصنوعی ارث می برد ؟

طفل حاصل از لقاح مصنوعی بین زن و شوهر ، مشروع بوده و رابطه نسب و توارث بین طفل و ابوین او برقرار است اما طفل حاصل لقاح مصنوعی بین زن و مرد نامحرم در حکم زنا بوده و از موجبات ارث بردن نخواهد بود .

مشاوره با ما :

جهت کسب اطلاعات بیشتر و اخذ مشاوره حقوقی از وکیل امید شاه مرادی با ما تماس بگیرید . تلفن تماس : 09123939759

شرایط ارث

شرایط ارث : منظور از شرایط ارث ، مواردی است که وجود آنها برای ارث ضروری خواهد بود . مشاوره با وکیل حقوقی .

شرایط تحقق ارث عبارت است از :

  1. موت مورث
  2. وجود وارث
  3. وجود ترکه

 

موت مورث :

یکی از شرایط ارث ، فوت مورث است . چرا که ارث در نتیجه مرگ انسان و انتقال دارایی او به خویشاوندانش محقق می شود .

موت شخص به عنوان یکی از شرایط ارث به دو شکل است :

  • موت حقیقی
  • موت فرضی

 

موت حقیقی :

در فقه ، موت به خارج شدن روح از بدن گفته می شود . به عبارت بهتر ، پس ار آنکه تمام دستگاه های حیاتی فرد از حرکت باز ایستد ، فرد دچار موت حقیقی شده است .

موت فرضی :

موت فرضی مرگی است که به منظور جریان آثار حقوقی موت ، برای غایب مفقودالاثر فرض می شود که با توجه به شرایط موجود ، قاعدتاً آن شخص نمی تواند زنده باشد . بدون آنکه فوت حقیقی آن شخص مسلّم شده باشد .

مطابق با ماده 1011 قانون مدنی ، غائب مفقودالاثر کسی است که که از غیبت او مدت بالنسبه مدیدی گذشته و از او به هیچ وجه خبری نباشد .

با توجه به مفقود الاثر بودن شخص ، اموال و دارایی او نمی تواند بلاتکلیف بماند و با توجه به مواد 1016 ، 1017 ، 1018 ، چنانچه پس از سپری شدن مدتی ، خبری از غائب مفقودالاثر به دست نیاید ، باید وضعیت مالکیت اموالش روشن شود .

 

شرایط ارث

وجود وارث :

یکی دیگر از شرایط ارث ، وجود وارث برای متوفی در زمان مرگ اوست . زیرا همانطور که در موارد فوق گفته شد، مقصود از ارث ، انتقال قهری اموال متوفی به وراث اوست و در صورت نبود وراث این انتقال قابل تصور نخواهد بود .

بر همین اساس قانونگذار در ماده 875 قانون مدنی اشعار می دارد : شرط وراثت ، زنده بودن در حین فوت مورث می باشد و اگر حملی باشد در صورتی ارث می برد که نطفه او حین الموت منعقد بوده و زنده هم متولد شود ، اگر چه فوراً پس از تولد بمیرد .

وجود ترکه :

شرط سوم جهت ارث ، وجود ترکه می باشد . وجود ترکه یعنی وجود دارایی مثبت برای متوفی و در زمان فوت او .

بنابراین بدهی و دیون متوفی هرگز به ورثه او منتقل نمی شود و در صورتی که متوفی اموالی نداشته باشد ، ورثه هیچگونه مسئولیتی بابت پرداخت بدهی او نخواهد داشت . هر چند که ممکن است ورثه جهت پرداخت بدهی متوفی و آزاد کردن او از دین ، دیون او را پرداخت کنند .

با توجه به سه شرط ذکر شده ، وجود هر سه شرط با هم موجب تحقق ارث خواهد شد و در صورت نبود هر کدام ، موضوع ارث منتفی خواهد بود .

مشاوره با ما :
تلفن تماس : 09123939759

نکاتی در مورد مهر و موم ترکه

نکاتی در مورد مهر و موم ترکه : نکاتی در مورد مهر و موم ترکه : به منظور حفظ اموال متوفی و همچنین تشخیص وضعیت مالی متوفی و حق و حقوق ورثه ، طلبکاران و بدهکاران ، هر یک از ورثه یا نماینده قانونی آنها و همچنین طلبکارانی که طلب آنها بر اساس سند رسمی یا حکم قطعی می باشد ، در صورتی که طلب دارای وثیقه و تأمین نباشد ، می تواند از دادگاه تقاضای مهر و موم ترکه کند .

لازم به ذکر است که به تقاضای هر یک از اشخاص فوق ، با تنظیم صورت مجلس ، مهر و موم از ترکه برداشته می شود .

مسئولیت یا عدم مسئولیت ورثه در فرضهای مختلف قبول یا رد ترکه :

ورثه در پذیرش یا نپذیرفتن ترکه می توانند یکی از موارد زیر را انتخاب کنند :

  1. قبول ترکه
  2. قبول ترکه به شرط تحریر ترکه
  3. رد ترکه

قبول ترکه :

چنانچه ورثه متوفی ، ترکه را بدون هیچ شرطی قبول کنند ، مسئول پرداخت تمام دیون متوفی می باشند . اعم از اینکه دارایی متوفی بیشتر از بدهی های او باشد یا کمتر باشد . مگر اینکه وراث ثابت کنند که بدهی های متوفی بیشتر از ترکه او بوده که در این صورت ورثه نسبت به پرداخت مازاد آن معاف هستند . البته اثبات این امر پس از قبول ترکه ، دشوار است . چرا که قبول بدون قید و شرط ورثه ای که معمولاً از دارایی مورث خود آگاهی دارند ، حاکی از آن است که اموال باقی مانده از متوفی به اندازه ای است که بدهی های او را پرداخت کند .

نکاتی در مورد مهر و موم ترکه
قبول ترکه می تواند به صورت صریح و از طریق تنظیم سند رسمی یا سند عادی ، انجام شود و یا به طور ضمنی . مانند انجام کارهایی که نشان از قبول دارد . مانند فروش و صلح کردن ترکه .

قبول ترکه به شرط تحریر ترکه :

چنانچه ورثه نسبت به میزان اموال و بدهی های متوفی اطلاعی نداشته باشند ، می توانند قبول ترکه را مشروط به تحریر ترکه کنند . پس از تحریر ترکه ، مسئولیت پرداخت بدهی های متوفی توسط وراث ، محدود به میزانی خواهد بود که در صورت تحریر ترکه قید شده است .

رد ترکه :

چنانچه ورثه ترکه را رد کنند ، ترکه متوفی در حکم ترکه متوفی بلاوارث است و ترکه توسط مدیر تصفیه ی منصوب از طرف دادگاه ، اداره خواهد شد .

رد ترکه باید به طور صریح اعم از کتبی یا شفاهی به دادگاه اعلام شود و در صورت سکوت ورثه ، اصل بر قبول ترکه می باشد .

تقسیم ترکه :

بعد از اینکه مراحل فوق طی شد ، نوبت به تقسیم ترکه می رسد . برای تقسیم ترکه ، هر یک از ورثه می توانند از دادگاه تقاضای تقسیم ترکه و تعیین سهم خود را بخواهند .

مشاوره با ما :

جهت کسب اطلاعات بیشتر و اخذ مشاوره با ما تماس بگیرید .
تلفن تماس : 09123939759

مطالبه طلب از متوفی

مطالبه طلب از متوفی : چنانچه اشخاصی از متوفی طلب داشته باشند می توانند به طرفیت وراث یا نماینده قانونی او طرح دعوا کنند . اگر چه ترکه و اموال متوفی در دست وراث نباشد ، اما تا زمانی که ترکه به دست وراث نرسیده ، ایشان مسئولیتی نسبت به پرداخت دیون متوفی ندارند . مشاوره با وکیل حقوقی .

مبنای حکم فوق این است که پس از فوت ، اموال متوفی ، قهراً به وراث او منتقل می شود و در حقیقت ورثه مالک آن خواهند بود . اما مسئولیت ورثه نسبت به پرداخت بدهی مورث خود تنها محدود به آن میزان از اموالی است که از متوفی به آنها می رسد و خود مستقلاً و شخصاً مسئولیتی ندارند .

مطابق با ماد 235 قانون امور حسبی ، در صورتی که ترکه به مقدار دیون متوفی در ید ورثه نباشد ، بستانکار متوفی می تواند علیه کسی که او را مدیون می داند یا مدعی است که مالی از ترکه در ید اوست اقامه دعوا کند . و در صورتی که طلب بستانکار از متوفی مسلم نباشد ، مدعی باید طلب خود را در دعوی مطروح علیه ورثه اثبات کند و سپس دعوای خود را علیه کسی که او را مدیون متوفی یا متصرف در مال متوفی می داند ، اقامه کند . همچنین بستانکار می تواند در یک دادخواست علیه هر دو اقامه دعوی کند .

مطالبه طلب از متوفی

مطالبه طلب از متوفی بدون وارث :

در مورد متوفای بدون وارث ، دعوای طلب باید به طرفیت مدیر ترکه اثبات شود .

مطابق با ماده 239 قانون امور حسبی ، در دعاوی مربوط به عین مال ، طرف دعوی کسی است که مال مذکور در تصرف اوست . خواه این شخص وارث باشد یا غیر وارث . چنانچه متصرف مال اقرار کند که مال موجود در دست او متعلق به متوفی بوده و جزء ترکه می باشد ، طلبکار باید دعوی را علیه کلیه وراث اقامه کند .

مطالبه طلب وراث از بدهکاران :

ورثه نیز می توانند مطالبات مورث خود را مطالبه کنند . چرا که وراث پس از مرگ مورث خود قهراً مالک اموال و حقوق مورث خود می شوند و می توانند طلب های مورث خود را از بدهکاران مطالبه کنند .

مشاوره با ما :

تلفن تماس : 09123939759

تصفیه ترکه و بدهی های میت

تصفیه ترکه و بدهی های میت : پس از فوت ، تمام اموال متوفی در اختیار وراث قرار نمی گیرد . به عبارت بهتر ، اموال باقی مانده از متوفی به وارثان او نمی رسد ، مگر پس از تصفیه بدهی ها ی متوفی . مشاوره با وکیل حقوقی .

منظور از تصفیه ترکه و بدهی های میت چیست ؟

مطابق با ماده 260 قانون امور حسبی ، مقصود از تصفیه ترکه ، تعیین دیون و حقوق متوفی و ادای دیون او و نیز اخراج مورد وصیت از ترکه است .

نحوه تصفیه ترکه

تصفیه ترکه به تقاضای هر یک از ورثه و از طریق دادگاه انجام می شود . چنانچه متوفی تاجر باشد ، تصفیه ترکه او تابع مقررات ورشکستگی و امور مربوط به تاجر ورشکسته است .

چه دیونی به ترکه متوفی تعلق میگیرد ؟

حقوق و بدهی های وابسته به ترکه متوفی به ترتیب زیر از اموال متوفی کسر می گردد .

قیمت کفن میت

علاوه بر هزینه کفن و دفن ، سایر هزینه های ضروری مانند هزینه غسل میت و هزینه ها ی اولیه جهت حفظ اموال متوفی ، مقدم بر سایر بدهی های او می باشد .

تصفیه ترکه و بدهی های میت

دیون وابسته به اعیان ترکه

بعد از هزینه کفن و دفن ، دیون وابسته به اعیان ترکه دارای اولویت است . به عبارت بهتر تعهدات و اموال معینی از متوفی که در رهن و وثیقه هستند ، دارای حق تقدم خواهد بود .

سایر دیون

بعد از کسر بدهی های بالا نوبت به سایر دیون متوفی می رسد . اما مطابق با ماده 226 قانون امور حسبی این دیون نیز طبقه بندی شده و به ترتیب زیر هر یک بر دیگری مقدم است :
1- حقوق خدمه خانه نسبت به مدت سال آخر قبل از فوت . حقوق خدمتگزاران بنگاه متوفی نسبت به شش ماه قبل از فوت . دستمزد کارگرانی که به صورت روزانه یا هفتگی مزد میگیرند ، به مدت سه ماه قبل از فوت .
2- مطالبات اشخاصی که مال آنها به عنوان ولایت یا قیمومت تحت اداره متوفی بوده .
3- طلب پزشک و دارو فروش و سایر مطالبات مربوط به مداوای متوفی و خانواده اش در ظرف یک سال قبل از فوت .
4- نفقه و مهریه زن

وصیت متوفی تا یک سوم ترکه بدون اجازه وراث از اموال متوفی کسر می شود و مازاد بر یک سوم با اجازه و تنفیذ ورثه کسر می گردد .

آنچه که در بالا ذکر شد در مورد ترتیب اولویت بدهی ها و دیون متوفی بر سایر دیون او می باشد . بنابر این ورثه زمانی مالک اموال وارث خود می شوند که ، دیون فوق از اموال متوفی کسر شده باشد .

مشاوره با ما :

تلفن تماس : 09123939759