مجازات معاونت در قتل چیست ؟

مجازات معاونت در قتل درقانون ایران : یکی از دردناک ترین جرائمی که ممکن است توسط افراد رخ دهد جرم قتل اعم از قتل عمد و غیرعمد است. هرچند در بسیاری از موارد وقوع قتل غیر عمد یک اتفاق غیرمنتظره قلمداد می شود. اما قتل عمد یک فعل مجرمانه و غیر انسانی است که عنوان حادثه را نمی توان در خصوص آن بکار برد. فردی که مرتکب قتل عمد می شود در تمام نظام های حقوقی به بالاترین درجات مجازات که اصولاً به صورت اعدام است محکوم می گردد. حال سوال این است که مجازات معاونت در قتل چیست؟ معاونت در قتل با مشارکت در قتل و مباشرت در آن متفاوت است. و قطعاً مجازات متفاوتی را نیز برای مجرم در نظر گرفته اند. این مسئله را در ادامه بررسی می کنیم.

مجازات معاونت در قتل

معاونت در قتل به چه معناست؟

افرادی که در وقوع یک قتل دست داشته اند را می توان به صورت ذیل تقسیم بندی نمود:

مباشر قتل :

فردی که به صورت مستقیم ، جدی و واقعی جان فرد دیگری را می گیرد. در واقع قتل ناشی از فعل اوست و به همین دلیل به عنوان مباشر قتل شناخته می شود .

شریک قتل :

اگر افرادی که منجر به قتل شده اند دو نفر یا بیشتر باشند و همه آن ها در وقوع قتل نقش مستقیم داشته اند. به عنوان شریک قتل یا همان شریک جرم شناخته می شوند. و هر کدام به نوعی مباشر جرم هستند. در واقع قتل فرد باید ناشی از اقدام همه آن ها باشد .

معاون قتل :

این فرد به صورت مستقیم باعث قتل فرد نشده است. در واقع در اقدامات اجرایی همانند وارد کردن ضربات چاقو ، شلیک کردن ، خفه کردن و مواردی از این قبیل دخالت نداشته است. اما اسباب لازم برای وقوع قتل را فراهم نموده است. به عنوان مثال چاقو را با هدف اینکه مباشر قتل ، دیگری را به قتل برساند به او داده است. یا با حرف ها و گفتار خود دیگری را ترغیب کند تا یک فرد را به قتل برساند .

وکیل کیفری : با توجه به مطالب فوق می توان معاونت در قتل را به این صورت تعریف کرد که عبارتست از همکاری و دخالت در وقوع جرم قتل که در اینجا منظور قتل عمد است. به یکی از صور معینه قانونی بدون مداخله در عملیات اجرایی ، قبل یا مقارن با وقوع جرم همانند تهیه اسباب اجرای قتل یا ترغیب ، تهدید و تطمیع دیگری به اجرای این فعل.

مجازات معاونت در قتل عمد

طبق قانون مجازات اسلامی فردی که مبادرت به قتل عمد نموده است محکوم به اعدام است. مگر اینکه اولیاء دم گذشت کنند و به دریافت دیه راضی شوند. مجازات معاونت در قتل در صورتی که فعل اصلی مشمول اعدام باشد سه تا 15 سال حبس تعزیری می باشد. البته طبق همین قانون معاون در قتل عمد با خوردن سوگند در صورت اثبات بین یک تا پنج سال محکوم به حبس می شود. دقت نمایید در برخی از موارد فردی ممکن است شخصاً مبادرت به قتل نکند. اما دیگری را در موقعیتی که قرار دهد که چاره ای جز قتل دیگری نداشته باشد. در این شرایط دستور دهنده به عنوان قاتل و فردی که تحت اجبار واقع شده است به عنوان معاون قتل شناخته می شود و به تحمل مجازات معاونت در قتل عمدی محکوم خواهد شد.

مجازات معاونت در قتل خطای محض

اصولاً بسیاری از مردم قتل غیرعمد که شامل قتل شبه عمد و قتل خطای محض است را به عنوان قتل نمی شناسند. اما قانون گذار به بررسی این موارد نیز پرداخته است تا امکان وقوع قتل در همه موارد را به شدت کاهش دهد؛ قتل خطای محض نوعی از قتل است که قاتل در آن نه اقداماتی که منجر به قتل شود را انجام داده است و نه قصد دریافت نتیجه (قتل و گرفتن جان دیگری) را داشته است.

در این شرایط نمی توان فرد را به جرم قتل غیر عمد اعدام نمود. و قطعاً نمی توان فردی که معاونت در ارتکاب عمل را داشته است به عنوان معاونت در قتل به سه تا 15 سال حبس محکوم نمود با این حال هیچ نص قانونی در خصوص تعیین میزان مجازات معاونت در قتل خطای محض وجود ندارد و قاضی موظف است با استفاده از اوضاع و احوال نسبت به این قضیه اظهار نظر کند.

مجازات معاونت در قتل شبه عمد

قانون گذار در تعریف قتل شبه عمد که یکی از ارکان قتل غیرعمد است بیان می دارد. قتل یا جرح یا نقض عضو که بطور خطاء شبه عمد واقع شده است در صورتی می باشد که جانی قصد فعلی را که نوعاً سبب جنایت نمی شود داشته باشد. اما قصد جنایت را نسبت به مجنی علیه نداشته باشد. در واقع کار او منجر به قتل می شود اما قصد انجام قتل را نداشته است!

در این شرایط که قتل شبه عمد رخ می دهد. مجازات آن در قانون تعیین نشده است تا بتوان با توجه به میزان آن، مجازات معاونت در قتل شبه عمد را تعیین کرد. و به نظر می رسد قاضی باید ماده 126 قانون مجازات اسلامی را ملاک تعیین میزان مجازات وی قرار داده و معاونت در قتل شبه عمد را با توجه به مواردی از قبیل شرایط و امکانات خاطی و دفعات و مراتب جرم و تادیب از وعظ و تهدید و درجات تعزیر، مورد تعزیر قرار دهد.

امید شاه مرادی مشاور حقوقی و وکیل پایه یک دادگستری

تحفیف مجازات در شرب خمر + شرایط دریافت آن

نحوه گرفتن تحفیف مجازات در شرب خمر : یکی از مواردی که بعد از ارتکاب جرم مطرح می گردد امکان تخفیف در مجازات تعیین شده است. قانون گذار امکان تخفیف در مجازات های تعزیری را تعیین نموده و آن ها را در موادی از قانون مجازات اسلامی مورد توجه قرار داده است.

حال سوال این است که آیا امکان تخفیف مجازات شرب وجود دارد یا خیر؟

اگر امکان تخفیف وجود دارد به چه صورت است و اگر وجود ندارد چرا و چگونه می باشد؟ این مسئله را در ادامه توسط وکیل شرب خمر بررسی می کنیم.

مجازات شرب خمر

در قرآن و قانون مجازات اسلامی بیان شده است که مجازات شرب خمر شامل 80 ضربه شلاق حدی می باشد؛ منظور از مجازات حدی این است که میزان آن توسط شرع تعیین شده است و قابل افزایش یا کاهش نمی باشد، بنابراین نمی توان فردی که مقدار زیادی ماده سکرکننده را نوشیده است به مجازاتی بیشتر از 80 ضربه شلاق محکوم کرد. یا فردی که مقدار اندکی از این ماده را مصرف کرده است به میزان کمتری محکوم نمود.

تحفیف مجازات در شرب خمر

البته زمانی می توان یک فرد را به جرم شرب خمر محکوم نمود که ماده مورد نظر سکر آور باشد. در تعریف شرب خمر آمده است که یک ماده مست کننده است و باعث ایجاد مستی در فرد می گردد. منظور از مستی نیز حالتی است که فرد از لحاظ عقلی یا روحی و روانی در حالت نا متعادلی قرار بگیرد. منظور از شرب نیز هر نوع ماده ایست که قابل نوشیدن باشد. بنابراین در تعریف آن می توان به همان مشروبات الکلی اشاره کرد.

آیا امکان تخفیف در مجازات شرب خمر وجود دارد؟

اکنون به سوال اصلی مقاله باز می گردیم که تخفیف مجازات در شرب خمر امکان پذیر است یا خیر؟ در این خصوص باید بگوییم به غیر از توبه هیچ چیزی باعث تخفیف مجازات نمی شود. البته توبه نیز باید دارای شرایط خاصی باشد تا بتوان برای تخفیف مجازات به آن استناد کرد. به عنوان مثال توبه اگر قبل از اثبات جرم صورت گیرد یا اثبات جرم ناشی از اقرار متهم باشد. علاوه بر اقرار، نسبت به جرم ارتکابی نیز توبه نماید احتمال تخفیف در مجازات وجود دارد.

وکیل کیفری : اگر فردی در معابر و مکان های عمومی شرب خمر نماید علاوه بر 80 ضربه شلاق به تحمل 2 تا 4 ماه حبس تعزیری نیز محکوم می شود. در این خصوص اثر توبه نسبت به شرب خمر پذیرفته می شود یا به نظر قاضی رد می گردد؛ اما در مورد حبس تعزیری از آنجا که این میزان حبس جزء مجازاتهای درجه 7 و 8 درج شده در قانون مجازات اسلامی است. با نظر قاضی و در صورت اطمینان از پشیمانی متهم می تواند شامل تخفیف گردد.

چه زمانی توبه در شرب خمر قابل پذیرش نیست؟

برخی از مسائل باعث می شوند تا تخفیف مجازات بر پایه توبه امکان پذیر نباشد. یا پذیرش آن توسط دادگاه به سختی صورت گیرد. این موارد عبارتند از:

  • توبه بعد از اثبات جرم با ادله ای به غیر از اقرار و ابراز ندامت متهم
  • توبـه در جرائم متعدد و شرب خمر مدام
  • توبه فردی که صرفاً با هدف رهایی از مجازات زبان به توبه گشوده است. و آثار ندامت در رفتار و کردار او مشاهده نمی شود .

در توضیح تحفیف مجازات در شرب خمر باید بگوییم که اگر متهم تا زمان اثبات جرم زبان به توبه باز نکند به گونه ای عدم ندامت خود را اظهار می کند. همچنین اگر یک بار با استفاده از توبه از مجازات شرب خمر رهایی یافت اما بار دیگر به همین علت دستگیر شود دیگر نمی تواند با استناد به توبه، درخواست تخفیف مجازات دهد. همچنین اگر قاضی تشخیص دهد که توبه متهم صرفا برای رهایی از مجازات است و واقعی نمی باشد الزامی به پذیرش توبه متهم ندارد و می تواند مجازات مقرر را برای او وضع نماید.

مراحل شکایت کیفری چک

صفر تا 100 مراحل شکایت کیفری چک : یکی از سوالاتی که در عرصه علم حقوق و وکالت مطرح می شود این است که مراحل شکایت کیفری چک شامل چه مواردی می باشد؟

با توجه به اینکه مطالبه وجه چک از طریق مراجع حقوقی و ثبتی امکان پذیر است و برای عدم وصول وجه چک در برخی از موارد می توان به مراجع کیفری مراجعه نمود لازم است تا جزییات مربوط به مراحل شکایت کیفری چک را هم بدانید. در این مقاله به بررسی این موضوع خواهیم پرداخت با وکیل متخصص چک همراه باشید…

مهلت شکایت کیفری از چک چقدر است؟

مرور زمان در برخی از موارد باعث می شود تا دیگر امکان شکایت کیفری از چک وجود نداشته باشد. طبق قانون شما باید حداکثر در مدت شش ماه از زمان سررسید چک آن را برگشت دهید و تا شش ماه از زمان برگشت چک نیز فرصت دارید تا شکایت نامه خود را تحت عنوان عدم پرداخت وجه چک به دادگاه صالح تحویل نمایید.

شکایت کیفری چک

بنابراین اگر در این مدت گواهی عدم پرداخت وجه چک از بانک محال علیه دریافت نشود. و شکایت کیفری از چک برگشتی آغاز نگردد ، دیگر هرگز امکان شکایت کیفری از چک مورد نظر وجود ندارد. و باید از سایر شیوه های وصول چک یعنی روش حقوقی و روش ثبتی اقدام نمود.

چگونه می توان از چک برگشتی شکایت نمود؟

در این بخش می خواهیم مراحل شکایت کیفری از چک را توسط وکیل کیفری تشریح کنیم. شکایت کیفری از چک برگشتی باید در دادسرای حوزه ای صورت گیرد که بانک صادر کننده گواهی عدم پرداخت وجه چک در آن قرار دارد. ابتدا از بانک محال علیه، گواهی عدم پرداخت دریافت کنید. سپس به همراه مدارک، لاشه چک برگشتی و گواهی عدم پرداخت به یکی از دفاتر خدمات قضایی مراجعه کرده و شکایت نامه خود را تنظیم کنید.

زمانیکه در دادسرا از صادر کننده چک برگشتی شکایت می کنید. دادسرای مربوطه تنها موظف است به جرم صدور چک بلامحل (و در صورت لزوم به خسارت تاخیر تادیه و مواردی از این قبیل) رسیدگی کند بنابراین رسیدگی به وجهی که پرداخت نشده است. نیاز به ارائه دادخواست جداگانه ای دارد که در صلاحیت دادگاه ها و مراجع حقوقی و ثبتی است.

باتوجه به مطالب فوق برای اینکه بتوانید علاوه بر مجازات صادر کننده چک بلامحل، وجه چک را هم دریافت کنید باید در دادگاه حقوقی همان حوزه، اقدام به طرح دادخواست مطالبه وجه چک نمایید تا دادگاه به آن رسیدگی کند. و در صورت احراز طلب شما از صادر کننده چک یا ضمانت کننده آن، حکم به پرداخت وجه چک را صادر نماید. در واقع شکایت کیفری نوعی اهرم فشار بر فردی است که از پرداخت وجه چک خودداری می کند. و در عین حال طبق قانون موظف به پرداخت آن می باشد.

چک هایی که مشمول شکایت کیفری نمی باشند کدامند؟

همانطور که در ابتدای مقاله نیز بیان کردیم برخی از انواع چک ها قابلیت شکایت کیفری را ندارند. البته برخی از چک ها از همان بدو صدور و امضا این قابلیت را ندارند. اما برخی دیگر به علت مرور زمان این قابلیت را از دست می دهند. به عنوان مثال چک هایی که هر دو مهلت شش ماهه را از دست می دهند دیگر قابلیت شکایت کیفری ندارند. طبق قانون علاوه بر این مورد، گزینه های ذیل نیز صرفاً از طریق مراجع حقوقی و ثبتی قابل پیگیری هستند:

  1. چک سفید امضا یا چکی که ثابت شود به صورت سفید امضا صادر شده است.
  2. چک مشروط (چک هایی که پرداخت آن ها مشروط به یک امر خاص باشد)
  3. چکهای تضمین کننده کار یا تعهد اعم از عدم انجام فعل یا یک فعل مثبت
  4. چک های بدون تاریخ
  5. چک های مدت دار
  6. چکهایی که برای معاملات نامشروع از جمله قمار و معاملات ربوی صادر شده اند
  7. چک هایی که از طرف موسسات مالی و اعتباری یا صندوق های قرض الحسنه صادر می شوند. ( در واقع اوراق موسسات مالی اصلاً چک نیستند. هر چند از نظر ظاهری شباهت زیادی به چک دارند اما با دقت در این اوراق مشخص می گردند که حواله هستند )
  8. چک هایی که بعد از صدور گواهی عدم پرداخت از جانب بانک محال علیه، با پشت نویسی به دیگری منتقل شده اند.

دارا شدن بلاجهت چیست؟

مفهوم حقوقی و تعریف دارا شدن بلاجهت : یکی از قواعدی که در متون فقهی و حقوقی و همچنین در قوانین مدنی مورد توجه واقع شده است. قاعده جلوگیری از دارا شدن بلاجهت یا همان قاعده جلوگیری از استیفا ناعادلانه نام دارد. این قاعده از قرادادهایی که منفعت بلاجهتی را برای یکی از طرفین ایجاد نماید جلوگیری می کند. زیرا انسان ها باید به دنبال قراردادهای قانونی به استیفاء منفعت بپردازند. و اگر این گونه نباشد مشمول دارا شدن بلا جهت خواهند بود. در این مقاله علاوه بر تعریف داراشدن بلاجهت به بررسی سایر جوانب آن خواهیم پرداخت. پیشنهاد می دهیم با مطالعه این مقاله ما را همراهی کنید.

دارا شدن بلاجهت

دارا شدن بلاجهت به چه معناست؟

دارا شدن به معنای به دست آوردن مال یا منفعت است. و بلاجهت بدان معناست که هیچ کدام از دلایل قانونی همانند بیع، معاوضه، صلح ، هبه و … باعث دارا شدن نشده است.

دارا شدن به معنای بدست آوردن هر نوع منفعت مادی یا معنوی است که دارای ارزش مالی می باشد؛ به عبارتی می توان استیفای ناروا یا بلاجهت بدین صورت تعریف کرد؛ که بر دارایی یک فرد بدون دلیل و بلاجهت و با زیان رساندن به فرد دیگر، افزوده گردد؛ دارا شدن بلا جهت در قران کریم، در متون فقهی و مواد قانونی مورد توجه قرار گرفته است.

مطابق با قوانین داخلی ایران و سایر نظام های حقوقی، قاعده کلی در این خصوص بدین صورت است که اگر کسی بدون جهت یعنی بدون سبب مشروع، مال فرد دیگری را دارا شده است؛ باید آن را به صاحبش برگرداند در غیر این صورت مرتکب تقصیر شده و مقصر شناخته می شود. بنابراین همانطور که مشخص است مبنای دعوای استیفای ناروا یا بلاجهت، تحصیل ثروت بصورت نامشروع می باشد.

دارا شدن بلاجهت در قوانین ایران

برخی از قوانین داخلی جمهوری اسلامی به صورت مستقیم و برخی دیگر در خلال مطالب خود به دارا شدن بلاجهت اشاره کرده اند. از جمله این موارد می توان به مواد قانونی ذیل اشاره کرد:

ماده 301 قانون مدنی:

اگر کسی که عمدا یا از روی اشتباه چیزی را که مستحق نبوده است دریافت کند. ملزم است تا آن را به مالک واقعی مال تسلیم کند.

ماده 306 قانون مدنی:

هرگاه فردی اموال غایب یا محجور و امثال آنها را بدون اجازه مالک یا کسی که حق اجازه دارد اداره نماید. باید حساب زمان تصدی خود را ‌بدهد. (منظور همان اجرت المثل ایام تصرف است.) البته در صورتی که تحصیل اجازه در موقع مقدور بوده یا تاخیر در دخالت موجب ضرر نبوده باشد حق مطالبه مخارج را نخواهد داشت. اما در صورتیکه عدم ‌دخالت یا تاخیر در دخالت موجب ضرر صاحب مال بوده باشد دخالت ‌کننده مستحق اخذ مخارجی خواهد بود. که برای اداره کردن مال لازم بوده است.

ماده 319 قانون تجارت:

اگر وجه برات یا فته‌ طلب یا چک را نتوان به واسطه حصول مرور زمان در مدت پنج سال مطالبه کرد. دارنده برات یا فته طلب یا چک می ‌تواند تا‌ حصول مرور زمان به مدت مقرر در قانون، اموال منقوله وجه آن را از کسی که به ضرر او استفاده بلاجهت نموده است مطالبه نماید.

ارکان تحقق دعوی دارا شدن بلاجهت

برای اینکه بتوانید علیه دیگری دعوی دارا شدن بلاجهت را به جریان اندازید نیاز است تا ارکان آن تحقق یابد.

  • دارا شدن باید با کاهش مال یک فرد و افزایش مال یا منفعت دیگری همراه باشد.
  • دارا شدن باید بدون جهت قانونی باشد.
  • کسی که مال را بدست آورده است حاضر به پس دادن آن مال نباشد.

اگر یکی از ارکان فوق در زمان طرح دعوی وجود نداشته باشد امکان طرح دعوا نیز از دست خواهد رفت. بهتر است قبل طرح دعوی در این زمینه با یک مشاور حقوقی یا وکیل حرفه ای مشورت کنید.

نحوه شکایت از کارکنان دولتی + مراحل 0 تا 100

مراحل و نحوه شکایت از کارکنان دولتی : یکی از مسائلی که ممکن است در حوزه ادارات و توسط کارکنان دولتی رخ دهد. عدم رعایت حقوق ارباب رجوع و برخوردهای نامناسب توسط کارکنان و مواردی از این قبیل می باشد.

تا قبل از سال 1381 قوانین مربوط به تکریم ارباب رجوع و حفظ شان و شخصیت او در قوانین پراکنده ای مورد توجه واقع شده و به صورت جدی مطرح نشده بود. تا اینکه در سال هشتاد و یک طرح ‏تکریم مردم‏ و ‏جلب ‏رضایت ‏ارباب ‏رجوع ‏در ‏نظام اداری مورد توجه قرار گرفت. و ساز و کارهای خاصی برای جلوگیری از عملکرد نامناسب کارکنان دولتی وضع گردید. این مسئله را در ادامه بررسی می کنیم و نحوه شکایت از کارکنان دولتی را تشریح خواهیم کرد. با وکیل شاه مرادی همراه باشید..

نحوه شکایت از کارکنان دولتی

تخلفات و جرائم کارکنان دولتی

در وهله اول باید تفاوت این دو گزینه مشخص شود که منظور از تخلفات اداری و جرائم کارکنان ادارات چیست؟ در خصوص این مسئله باید به برخی از مصادیق تخلفات و جرائم اداری اشاره کنیم. کارمندی که در راس ساعت مشخص سر کار خود حاضر نمی شود یا پوشش مناسبی ندارد. یا از الفاظ نامناسب برای ارتباط با ارباب رجوع استفاده می کند. مرتکب تخلف شده و عملکرد او از طریق مسئولین بالاتر رتبه تر از جمله رییس اداره قابل پیگیری است.

جرائم اداری شامل اقداماتی است که در قانون مجازات اسلامی جرم انگاری شده اند؛ از جمله این موارد می توان به توهین کردن به ارباب رجوع، دریافت رشوه یا افشاء سازی اسرار اداری و مواردی از این دست اشاره کرد. البته کارکنان دولتی ممکن است همانند شهروندان عادی نیز مرتکب برخی از جرائم شوند که هیچ ارتباطی با محل کار آن ها یا شغل آن ها نداشته باشند. این جرائم در حوزه دادسرا و دادگاه های عمومی بررسی می شوند. آن چیزی که مد نظر ماست تخلفات اداری و جرائمی است که در حیطه شغلی کارکنان رخ می دهد.

نحوه رسیدگی به تخلفات اداری کارکنان دولتی

مطابق دستورالعمل نحوه تشویق و تنبیه کارکنان موضوع مصوبه طرح تکریم مردم و جلب رضایت ارباب ‏رجوع، رسیدگی به سوء عملکرد کارکنان در ارتباط با ارباب ‌رجوع، بر مبنای موارد ذیل صورت می‌گیرد:

  • نتایج نظرسنجی از ارباب ‌رجوع به عنوان اصلی ترین مدرک موجود جهت رسیدگی به عملکرد نامناسب کارکنان.
  • گزارش بازرسان طرح تکریم که به صورت دوره ای و در زمان های خاصی از سال وصول می شود. بخش حراست در هر اداره ای نیز موظف است تا به شکایات ارباب رجوع رسیدگی کند.
  • شکایات واصله از ارباب ‌رجوع که در موارد جدی اظهار می شوند. و نیازمند رسیدگی و اظهارنظر در خصوص عملکرد کارمند است.
  • سایر ساز و کارهای نظارتی که توسط واحدهای مربوطه معرفی می شوند

شکایت در دیوان عدالت اداری علیه کارکنان دولتی

وکیل دیوان عدالت اداری : اصولاً برای گزارشات ارباب رجوع مبنی بر تخلفات اداری، کار به دیوان عدالت اداری و واحدهای حقوقی و قضایی نمی رسد. اما اگر کاری خلاف قانون توسط کارکنان دولتی صورت گیرد. یا اداره به صلاحیت های قانونی خود تجاوز نماید. می توان شکایت خود را در دیوان عدالت اداری به جریان انداخت.

ثبت شکایت در دیوان عدالت اداری به صورت ذیل است

  • مرحله اول به ثبت دادخواست تنظیمی در دفاتر الکترونیک قضائی اختصاص دارد.
  • در مرحله بعد نیز تعیین شعبه توسط رئیس شعبه اول یا معاون اجرائی وی با توجه به تخصص شعبه صورت می گیرد. با ارجاع پرونده به شعبه مرجوعه، بررسی شرایط و صحت و نواقص دادخواست توسط مدیر دفتر شعبه مرجوع الیه صورت می گیرد.
  • مرحله بعد نیز به ارسال دادخواست به رویت ریاست شعبه جهت اخذ دستور اراسال دادخواست و ضمائم آن برای خوانده یا کارمند اداره مورد نظر اختصاص یافته است.
  • در خصوص رسیدگی به شکایات باید بدانید که این اقدام در دیوان عدالت اداری به صورت غیر ترافعی بوده و از طریق تبادل لوایح انجام می گیرد. مگر شعبه توضیحات یکی از طرفین یا هر دو را لازم بداند. که در این صورت از آن ها دعوت می کند تا برای ادای توضیحات حاضر شوند.
  • تشریفات رسیدگی به پرونده در دیوان نیز بدین صورت است. که پس از ارسال دادخواست و ضمائم آن برای خوانده ، وی موظف است تا ظرف یک ماه از تاریخ ابلاغ دادخواست، پاسخ خود را به واحد مربوطه ارسال کند. این درحالیست که عدم وصول پاسخ، مانع از رسیدگی به پرونده توسط دیوان نمی باشد. و شعبه رسیدگی کننده پس از بررسی و تحقیق در خصوص جوانب پرونده رای خود را صادر می کند.

ایفای ناروا چیست؟ + نکات مهم و کلیدی

ایفای ناروا چیست؟ یکی از اصطلاحات قانون مدنی که برگرفته از اصول فقه بوده و در دین اسلام نیز به آن اشاره شده است ایفای ناروا می باشد. اما همچنان بسیاری از مردم با کاربرد این اصطلاح آشنایی ندارند. و بعد از بحث و جدل در خصوص آن در زمان مراجعه به مشاوره حقوقی و وکلا به کم و کیف این مسئله پی می برند. امروز می خواهیم در این مقاله به بررسی این موضوع بپردازیم که ایفای ناروا به چه معناست و شرایط تحقق آن چیست؟

در ادامه نیز به بررسی جوانب مختلف این مسئله خواهیم پرداخت. با وکیل شاه مرادی همراه باشید..

ایفای ناروا به چه معناست؟

ایفا به معنای وفا کردن و عمل به یک تعهد است و ناروا نیز به معنای عدم انجام یک کار بدون تعهد یا سبب قانونی می باشد. بنابراین ایفای ناروا زمانی بکار می رود که شما یک عمل را در حق دیگری انجام داده اید با این تفکر که به او مدیون هستید. در حالی که هیچ دینی به ایشان نداشته اید .

ایفای ناروا چیست

مثلاً شما مبلغی را به دیگری پرداخت کرده اید. با این تصور که به این فرد بدهکار و مدیون هستید. اما بعداً متوجه می شوید که به فرد دیگری بدهکار بوده اید یا اصلاً بدهکار نبوده اید مثلاً شخص ثالث بدهی شما را بدون اطلاع شما پرداخت کرده باشد. و شما بدون اینکه در برابر شخص اول مدیون باشید. به ایفای دین در برابر او پرداخته اید.

شرایط تحقق ایفای ناروا چه می باشد؟

برای اینکه ایفای ناروا تحقق پیدا کند لازم است تا تمام شرایط ذیل در زمان ایفا وجود داشته باشد:

  • وفای به عهدی که توسط ایفا کننده تصور شده است .
  • ناروا بودن وفای صورت گرفته اعم از اینکه شرایط مدیون بودن از بین رفته باشد یا کلاً به وجود نیامده باشد .
  • وجود اشتباه ، تدلیس ، اکراه و مواردی که اسباب ایفای ناروا را فراهم می کند .

مصادیق ایفـای نـاروا کدامند؟

طبق موادی که در قانون مدنی بیان شده است. مصادیق ایفای ناروا به سه دسته تقسیم می شوند. که به شرح ذیل می باشند:

  • پرداخت دین به فردی غیر از دائن که اصولاً ناشی از اشتباه ، تدلیس یا اکراه است .
  • پرداخـت دین از سوی شخصی غیر از مدیون با این تفکر که مدیون است و اصولاً ناشی از اشتباه یا تدلیس می باشد .
  • پرداخت دین بدون وجود دین اعم از اینکه دین کلاً از بین رفته باشد. یا از ابتدا شکل نگرفته باشد که اصولاً همانند گزینه قبل ناشی از اشتباه و تدلیس است .

آثار ایفای ناروا چیست؟

در صورتی که ایفـای ناروا صورت گیرد آثاری را به دنبال دارد که در ادامه ذکر می شوند:

  • گیرنده مال موظف است آن را به پرداخت کننده استرداد نماید .
  • گیرنده‌ مالی که در نتیجه ایفای ناروا ، یک مال را به دست آورده است. علاوه بر این‌که باید خود مال را پس بدهد، ملزم به جبران منافع مال است. زیرا در مدتی که او مال بدون استحقاق نزد او بوده است. مالک از منافع آن مال محروم شده و باید اجرت المثل آن را دریافت نماید .
  • اگر گیرنده مال بدون اینکه از عدم استحقاق خود مطلع باشد این کار را انجام دهد الزامی به پرداخت اجرت المثل ندارد. اما اگر به عم استحقاق خود آگاه باشد و مال را بپذیرد باید حتماً اجرت المثل زمان تصرف را پرداخت کند .
  • معاملاتی که روی این مال صورت می گیرد غیرنافذ است. بنابراین پرداخت کننده مال می تواند آن معامله را تایید کند و بهای به دست آمده را دریافت نماید یا اینکه آن معامله را رد کرده و مال خود را صاحب گردد.
  • در مورد مسئولیت گیرنده‌ مال نسبت به اصل مال و منافع آن در صورتی که با آگاهی از عدم استحقاق خود صورت گرفته باشد. باید دانست که حتی درصورتی که مال در نتیجه‌ حوادث قهری مانند زلزله و یا سیل از بین برود باز هم در برابر پرداخت کننده مال مسئول جبران خسارت است .

مالیات بر ارث و اقدامات لازم در این زمینه

مالیات بر ارث و توضیحات تکمیلی با وکیل شاه مرادی : مالیات یکی از مهمترین منابع درآمد دولت هاست که در اغلب نظام های حقوقی به چشم می خورد. با این حال قوانین و درصد های خاصی که بر آن ها حکمفرماست. از یک کشور به سایر کشورها متفاوت است. اما اصل ماجرا یا همان مالیات بر ارث در اغلب کشورها یکسان می باشد.

قوانین مربوط به مالیات بر ارث در ایران به سال 1316 باز می گردد اما آنچه که امروزه مورد توجه مودیان مالیاتی قرار می گیرد قانون سال 1395 است. که در خصوص ماترک متوفیان 1/1/95 به بعد اجرا می شود. بنابراین قوانین پیش از این تاریخ در خصوص ماترک برجای مانده از متوفیان قبل از سال 95 اجرا می شود. این مقوله را در ادامه به صورت تفصیلی تر بررسی خواهیم کرد.

مالیات بر ارث

مالیات بر ارث به چه معناست؟

مالیات به معنای مبلغی پول یا اعتبار است که از اموال منقول و غیر منقول جدا شده و به حساب دولت واریز می گردد. دولت نیز موظف است تا از این پول برای عمران و آبادانی کشور استفاده کند. ماترک متوفی از جمله این اموال است که قوانین مربوط به مالیـات برارث را تشکیل می دهند.

بنابراین وراث برای اینکه بتوانند در ماترک متوفی دست برده و صاحب سهم الارث خود شوند باید مالیات آن را پرداخت کنند. اگر وراث مالیات بر ارث را طبق قانون پرداخت نکنند حق سند زدن مال یا فروش و انتقال آن را نخواهند داشت. کما اینکه مهر و موم کردن اموال پیش از صدور گواهی انحصار وراثت نیز باعث می شود. تا به هیچ نحوی قادر به استفاده از ماترک نباشند.

تغییرات قانون مالیات بر ارث

تا قبل از آغاز سال 1395 رسیدگی به مالیات بر ارث این گونه بود که ارزش تمام ماترک تعیین می شد. و سپس در مقایسه با تعداد وراث، مالیات بر ارث نیز تعیین می گشت اما بعد از آغاز سال 1395 روند جدیدی برای تعیین نرخ مالیـات بر ارث در پیش گرفته شد که در آن میزان مالیات هر مال نسبت به مال دیگر متفاوت است. به عنوان مثال مالـیات بر ارث مغازه با مالیات بر ارث ماشین یا وجوه نقد متفاوت می باشد. به غیر از این مورد باید به تفاوت مالیات بر ارث در طبقات ارث اشاره کرد. این مسئله را در ادامه تشریح می کنیم.

مالیات بر ارث طبق قوانین سال 1395

طبق قوانین سال 1395 به بعد هرچقدر طبقات ارث بالاتر باشند میزان مـالیات برارث برای آن ها کمتر و هر چقدر طبقات و درجات ارث افزایش پیدا کنند میزان مالیـات برارث برای آن ها بیشتر می شود. در واقع هر چقدر وارث مورد نظر از لحاظ نسب به مورث نزدیک تر باشد مشمول مالیـات کمتر و هر چقدر هم دورتر باشد مشمول مالیـات بیشتری می شود. طبق قانون طبقات ارث به شرح ذیل است:

  • طبقه اول: پدر، مادر، زن، شوهر، اولاد و اولاد اولاد
  • طبـقه دوم: اجداد، برادر، خواهر و اولاد آنها
  • طبقه سوم: عمو، عمه، دایی، خاله و اولاد آنها

نوع اموال باقی مانده از متوفی

حال باید به نوع اموال باقی مانده از متوفی بپردازیم چرا که طبق قانون به هر کدام از آن ها مالیات خاصی تعلق می گیرد. طبق قانون میزان مالیات مقرر بر هر کدام از اموال به شرح ذیل می باشد .

  • تمام وسایل نقلیه موتوری اعم از هوایی، زمینی و دریایی (2 درصد)
  • حق‌الامتیاز متوفی در زمان حیات و سایر حقوق مالی متوفی (10 درصد)
  • املاک غیرمنقول اعم از زمین، آپارتمان و حق واگذاری محل ( 1.5 برابر نرخ‌های ماده 59)
  • سپرده بانکی متوفی در بانک ها و موسسات مالی، انواع اوراق بهادار و سود متعلق به آنها (3 درصد)
  • سهام متوفی در موسسات، سهم ‌الشرکه و حق تقدم آنها ( 1.5 برابر نرخ‌های ماده 143)
  • اموال متوفای ایرانی که در خارج از کشور اقامت داشته است (10 درصد)
  • مالـیات بر ارث ملک مسکونی (7.5 درصد از ارزش کل ملک)
  • مـالیات بر ارث مغازه (3 درصد)

همانطور که بیان گردید درصد مالـیات بر ارث برای طبقات اول، دوم و سوم با یکدیگر متفاوت می باشد. درصدهای فوق برای طبقات اول ارث است و برای طبقات دوم و سوم، این درصدها به ترتیب دو و چهار برابر می‌ شود . جهت دریافت اطلاعات بیشتر با وکیل امور مالیاتی تماس بگیرید.

اسناد لازم الاجرا چیست؟

اسناد لازم الاجرا در کنار اسناد عادی و اسناد رسمی بخش مهمی از انواع اسناد در علم حقوق را تشکیل می دهند. برخلاف تصور بسیاری از مردم اسناد رسمی و اسناد لازم الاجرا یکسان نبوده و مرز مشخصی میان آن ها وجود دارد. اسناد لازم الاجرا جنبه اجرایی دارند و به همین علت از ارزش و اعتبار بالایی برخوردار هستند. بنابراین شما برای بهره مندی از آثار آن ها نیازی به مراجعه به مراجع حقوقی یا قضایی ندارید. در این مقاله به معرفی انواع اسناد لازم الاجرا می پردازیم.

لازم به ذکر است اقسام سند در ماده 1286 قانون مدنی ذکر شده است؛ که عبارتند از سند عادی و رسمی در ماده 1287 قانون مدنی نیز سند رسمی تعریف شده است.

اسناد لازم الاجرا چیست؟

در مقالات دیگر وب سایت اسناد رسمی و عادی نیز به طور مفصل توضیح داده شده است .

اسناد لازم الاجرا چه اسنادی هستند ؟

اسناد رسمی مربوط به معاملات اموال غیرمنقول ثبت شده

سند رسمی اموال غیر منقول همانند خانه، آپارتمان، زمین و مغازه در صورتی که در اداره ثبت محلی به ثبت رسیده باشند از ارزشمندترین اسناد لازم الاجرا به شمار می روند. و عمل به مفاد آن ها نیازمند رسیدگی قضایی نیست. مگر اینکه همانند سایر اسناد لازم الاجرا مواردی همانند جعل بودن یا امثال آن ها در خصوص این اسناد مطرح گردد. اما در کل اصل بر لازم الاجرا بودن آن هاست. مگر اینکه تأمین مناسب در این زمینه اخذ شود و شواهد قانونی هم در خصوص جعل بودن آن ها وجود داشته باشد.

اسناد رسمی راجع به دیون و اموال منقول

این نوع اسناد علاوه بر اینکه رسمی هستند جنبه اجرایی هم دارند. بنابراین به عنوان اسناد لازم الاجرا شناخته می شوند. به اسناد رسمی راجع به دیون و اموال منقول باید بدون نیاز به طی کردن مراحل قضایی و صدور حکم از دادگاه صالح ترتیب اثر داده شود؛ البته اگر مال مورد نظر به نحوی از انها در اختیار شخص ثالث قرار گرفته باشد. برای جلوگیری از ضرر و زیان وارده به او باید مراحل قضایی برای اجرایی شدن آن ها طی گردد.

قباله نکاح، تعهدات ضمن عقد مندرج در قباله نکاح و سند طلاق

شروطی که در قباله نکاح یا سند طلاق ذکر شده است به تبعیت از اسناد مورد نظر قابلیت اجرایی دارند. در این خصوص می توان به لازم الاجرا بودن مهریه اشاره کرد. از تعهدات لازم الاجرا در سند طلاق نیز می توان به رجوع از بذل مهریه اشاره نمود.

اسناد رسمی نسبت به املاک ثبت شده به همراه املاکی که در وثیقه قرار دارند

دریافت اجراییه در خصوص اسناد رسمی نسبت به املاک ثبت شده به همراه املاکی که در وثیقه قرار دارند نیاز به صدور اجراییه در مراجع حقوقی و قضایی ندارد. در این خصوص دفترخانه ای که مبادرت به ثبت اسناد فوق نموده است می تواند نسبت به صدور اجراییه اقدام نماید.

چک یک سند لازم الاجراست

برخلاف تصور مردم چک یک سند رسمی نیست. اما یک برگه تجاری است و اعتبار بسیار بالایی دارد و به وسیله قانون جنبه لازم الاجرایی پیدا کرده است. جنبه اجرایی آن نیز بدین صورت است که شما برای وصول وجه چک باید به بانک محال علیه مراجعه نمایید. و نیازی نیست به دادگاه مراجعه کنید. (مگر در صورت برگشت خوردن چک)

قبوض اقساطی

قبوض مربوط به تقسیط مهریه، قبوض اقساطی ثبتی، قبوض اقساطی اصلاحات ارضی، تخلیه ملک به علت عدم پرداخت اجاره بهای مقرر از جانب موجر و مواردی از این قبیل در زمره مهمترین قبوض اقساطی قرار دارند. که امروزه افراد با آن ها سر و کار داشته و به عنوان اسناد لازم الاجرا نیز شناخته می شوند.

سایر اسناد لازم الاجرا

  • قراردادهای بانکی.
  • اظهارنامه حاوی بدهی های مربوط به هزینه ها و شارژ آپارتمان.
  • آب بهای مصرفی.
  • بهای برق مصرفی.
  • آرای داوری بورس اوراق بهادار.
  • تخلیه فروشگاه ها و غرفه های احداثی در پایانه ها و مجتمع های خدماتی رفاهی بین راهی.
  • اسناد عادی تنظیم شده میان بانک کشاورزی، شرکت ها و اتحادیه های تعاونی با وام گیرندگان.
  • عوارض شهرداری.

اخذ سند برای املاک فاقد سند ثبتی

روش اخذ سند برای املاک فاقد سند ثبتی : اگر ملک دارای سند ثبتی نباشد ، برای تهیه سند آن باید از کجا شروع کنیم ؟
قبل از توضیح این مبحث ، لازم است اشاره شود ، املاکی که زمین آنها جزء اراضی واگذاری دولت نیستند. از دوحال خارج نیست :

1 – پلاک مجهول است

پلاک مجهول به املاکی اطلاق می شود که در دفتر توزیع اظهارنامه بنام شخص ثبت مشخصات گردیده. اما از طرف مالک ، درخواستی برای ثبت ملک صورت نگرفته است .

2 –املاکی که دارای سابقه ثبت می باشد

یعنی دارای سابقه ثبت در دفتر املاک می باشد . روند صدور سند در املاکی که پلاک آنها مجهول بوده و املاکی که دارای سابقه ثبت می باشند متفاوت است .

برای درخواست صدور سند نسبت به پلاک های مجهول ، می بایست از طریق اظهارنامه ماده ۲۱ استفاده نموده . و برای درخواست صدور سند نسبت به پلاک های دارای سابقه ثبت، استفاده از قانون ‘ تعیین تکلیف اراضی بدون سند ‘ الزامی ست .

اخذ سند برای املاک فاقد سند ثبتی

روند صدور سند برای املاک دولتی و ملی

در مواردی ، املاک مورد تقاضا جزء هیچکدام از دسته های فوق نمی باشد. مانند پلاک ها و املاک دولتی و ملی (خانه ها و املاک سازمانی و …)

بیشتر بخوانید در : وکیل اخذ سند تک برگی

روند صدور سند برای پلاک های دولتی و ملی ، مراجعه مالک فعلی با مدارک دال بر مالکیت به اداره مسکن و شهرسازی، و یا بنیاد مسکن انقلاب اسلامی محل مورد نظر ، و تسلیم درخواست به ریاست اداره، مبنی بر نقاضای صدور سند ثبتی ملک مورد تفاضا می باشد .

اقدامات لازم در خصوص املاکی که دارای سند ثبتی می باشند

چنانکه ملک دارای سند ثبتی باشد. فروشنده می بایست امورات خاصی را جهت انتقال سند بنام خریدار انجام دهد. و چنانکه ملک مورد مبایعه دارای قولنامه عادی بوده و فاقد سند ثبتی می باشد. خریدار می تواند برای صدور سند ثبتی نسبت به ملک خویش اقدام نماید.

اگر ملک دارای سند ثبتی است. برای شروع انتقال قطعی سند ابتدا می بایست خریدار و فروشنده به همراه اصل مدارک شناسایی در یکی از دفاتر اسناد رسمی حضور پیدا کنند.

پس از حضور، سردفتر در همان جلسه ضمن استعلام سیستمی از اداره ثبت ناحیه مربوطه ، بازداشت یا عدم بازداشت بودن سند مورد معامله را استعلام می نماید .

زمان پاسخ دهی اداره ثبت حداکثر 48ساعت بوده و مدت اعتبار پاسخ اداره ثبت، حداکثر 45 روز می باشد.

همچنین دفترخانه استعلامات لازمه را از شهرداری و اداره دارایی و مالیاتی منطقه می نماید. و طرفین موظفند همزمان در هر دو محل ، پاسخ دفترخانه را مبنی بر بلامانع بودن نقل و انتقالات اخذ نمایند. پس از درج بلامانع بودن از طرف شهرداری و اداره دارایی ، به همراه گواهی عدم بازداشتی از طرف اداره ثبت ، نقل و انتقال صورت پذیرد.

بر این اساس دفترخانه پس از اتمام امورات نقل و انتقال، ‘ خلاصه وضعیت معامله غیر منقول ‘ را در قالب اوراقی چاپ ، و به دست طرفین جهت مراجعه به اداره ثبت نسبت به چاپ سند تسلیم می نماید .

وکیل متخصص در زمینه اخذ سند املاک

طرفین مبایعه نامه می توانند در همان ابتدا و یا در هر مرحله از کار ، ضمن دادن وکالت رسمی به وکیل متخصص در زمینه اخذ سند یا شخص ثالثی که در انعقاد قرارداد هیچ سمتی نداشته ، کلیه امورات فوق را به وی محول نمایند. با اعطای وکالت دیگر نیازی به حضور طرفین در هیچیک از ادارات و سازمانهای دولتی نخواهد بود. و وکیل مربوطه کلیه اقدامات لازم را در کمترین زمان ممکن به پایان خواهد رساند .

پیشنهاد می گردد با توجه به پیچیدگی و تشریفات خاص اخذ سند به ویژه در خصوص املاک فاقد سند ثبتی از همکاری و اخذ مشاوره از متخصصین و وکیل امور ملکی غافل نشوید .

اثبات مالکیت اراضی ملی

نحوه اثبات مالکیت اراضی ملی : یکی از مواردی که به دنبال ملی شدن اراضی جنگل ها و مراتع مطرح گردید تعیین تکلیف کسانی است که پیش از تصویب این قانون، سند مالکیت یک قطعه از این اراضی را دریافت کرده و دارای مالکیت رسمی بر این اراضی بودند. بر طبق قوانین اسلامی و متون فقهی، سبق تصرف حتی بدون سند مالکیت رسمی نیز می تواند دال بر مالکیت شرعی یک شخص بر یک زمین باشد که هیچ کسی صاحب آن نیست. بنابراین قانون ملی شدن این اراضی در صورتی که حتی دارای مالکیت شخصی نیز باشند خلاف مقررات اسلامی است. با این حال چگونه باید اعتراض به این مقوله را مطرح نمود؟

اثبات مالکیت اراضی ملی

قانون ملی شدن جنگل ها

سال 1341 قانون ملی شدن جنگل ها از تصویب مجلس وقت گذشت. طبق این قانون تمام اراضی موجود در محدوده جنگل ها و مراتع، متعلق به دولت است و هیچ فردی نمی تواند نسبت به آن ادعای مالکیت شخصی داشته باشد. این قانون حتی دامنگیر مالکیت های خصوصی نیز می شد به گونه ای که بسیاری از صاحبان اراضی با از دست دادن مالکیت خود در محدوده های مقرر مواجه شدند.

بعدها قوانین دیگری نیز تصویب شد. که از جمله آن ها می توان به قانون انحلال بنگاه خالصجات، قانون مربوط به اراضی ساحلی ، قانون حفاظت و بهره برداری از جنگل ها و مراتع و .. که با هدف حفظ و حمایت از منابع طبیعی اشاره نمود. این قوانین، ملی شدن اراضی فوق را به رسمیت می شناختند. و تلاش خود را برای تعلق این اراضی به دولت و به تبع آن به ملت ایران به کار می بردند.

اعتراض به ملی شدن اراضی

مشکلات متعددی که برای صاحبان اراضی در خارج از محدوده های مقرر به وجود آمده بود با ایجاد اعتراضاتی به قانون ملی شدن اراضی و جنگل ها همراه بود. به نحوی که ساز وکار اعتراض به ملی شدن اراضی و تشکیل کمیسیون ماده 56 یا هیئت ماده واحده تعیین تکلیف اراضی اختلافی را به دنبال داشت. برخی از صاحبان اراضی که ملک آن ها در حواشی جنگل ها بود با اجرای این قانون، ملک خود را از دست دادند. این مسئله با تفکیک اراضی ملی از مستثنیات همراه گردید. و قانون ملی شدن اراضی و جنگل ها در سال 1341 را تعدیل نمود.

تشخیص اراضی ملی از مستثنیات

امروزه یک مسئله جدیدتر پدید آمده است و آن تشخیص اراضی ملی از مستثنیات است. اراضی ملی که جنبه مشخص و تعیین شده ای دارند. این اراضی متعلق به عموم ملت است و هیچ کسی حق ندارد نسبت به آن ها ادعای مالکیت نماید. اما مستثنیات آن ها کاملاً به رسمیت شناخته شده و در صورتی که توسط جهاد کشاورزی تایید شوند دارای مالکیت خصوصی خواهند بود. این قانون برای کسانی که در شمال کشور زندگی می کنند از اهمیت بسزایی برخوردار است. در این خصوص بهتر است حتما از وکیل اثبات مالکیت کمک بگیرید.

دعوی اعتراض به اثبات مالکیت اراضی

کسی که قصد اعتراض به اثبات مالکیت اراضی را دارد. باید در این پرونده ذی نفع تلقی شود. حال سوال این است که ذی نفع در چنین پرونده هایی به چه اشخاصی گفته می شود؟ در این پرونده ذی نفع هر کسی است که با ادعای مالکیت و به عنوان مدعی حق به تشخیص منابع طبیعی و مستثنیات ماده 2 قانون ملی شدن جنگل ها اعتراض و دادخواهی می کند. ذی نفع باید دو مورد را اثبات نماید.

  • اول اینکه ملک وی در محدوده اراضی ملی و جنگل ها قرار ندارد.
  • دوم اینکه سبق تصرف و مالکیت خود را اثبات نماید.

لازم به ذکر است که ارائه سند مالکیت رسمی نیز ضرورت ندارد و صرف اثبات ادعای سبق تصرف کفایت می کند.

خوانده در دعوی اعتراض به اثبات مالکیت اراضی

در اثبات مالکیت اراضی ملی ، زمانی که حرف از خواهان و ذی نفع به میان می آید باید خوانده را هم در این دعوی مشخص کنیم. طبق قانون اداره منابع طبیعی به عنوان طرف مقابل این دعوی شناخته می شود. و نماینده این اداره باید از جانب سازمان حفاظت از محیط زیست در دادگاه صالح حاضر شود. در مواردی که اداره منابع طبیعی زمین مورد نظر را به راه و شهرسازی و یا ارگان یا نهاد دیگری واگذار می کند. جهت جلوگیری از صدور قرار عدم استماع دعوا بهتر است که آن نهاد نیز طرف دعوا قرار گرفته و در جلسه مورد نظر حاضر گردد. این دعوی در قالب اعتراض به تشخیص ملی بودن زمین و اعلام مستثنیات قانونی زمین مطرح می گردد. بهتر است در این جلسه حتما با حضور وکیل اثبات مالکیت حاضر شوید.