مطالبه بهای ملک واقع در طرح شهرداری با وکیل

مطالبه بهای ملک واقع در طرح شهرداری : در برخی از موارد شاهد طرح دعوی با عنوان مطالبه بهای ملک واقع در طرح شهرداری از جانب برخی از شهروندان هستیم. این دعوی زمانی مطرح می شود. که میان شهرداری و صاحب ملک در خصوص تعیین بهای زمین واقع شده در طرح شهرداری، توافق حاصل نشود. در واقع شهرداری برای اجرای طرح های خود به زمین نیاز دارد و زمانیکه با کمبود زمین مواجه می شود. املاک دیگران را در این خصوص و البته به صورت قانونی تصرف می کند.

این تصرف زمانی قانونی است که بهای ملک به صورت کامل پرداخت گردد. و خارج از نیاز شهرداری نیز نباشد. بنابراین شهرداری صرفاً می تواند به صورت محدود و در چهارچوب قانون مبادرت به تصرف زمین های شخصی با مالکیت خصوصی نماید. افزایش امکانات رفاهی در جامعه، گسترش فضای سبز، گسترس عرض معابر و ساخت اتوبان ها از مهمترین مواردی هستند که شهرداری را مجبور به تصرف زمین دیگران می کند.

مطالبه بهای ملک واقع در طرح شهرداری با وکیل

تخمین بهای ملک واقع در طرح شهرداری

تخمین بهای ملک باتوجه به تراضی صاحب ملک و شهرداری صورت می گیرد. اگر در این زمینه میان طرفین توافق حاصل نشود مسئله برای رسیدگی به دادگاه صالح ارجاع داده می شود. البته ممکن است صاحب ملک نسبت به قیمت پیشنهادی اعتراض نداشته باشد. و اعتراض وی به تصرف ملک بدون پرداخت بهای آن باشد. در واقع تصور کنید که شهرداری ملک مربوطه را متصرف شده است. اما بهای آن در زمان تعیین شده به حساب مالک قبلی پرداخت نمی کند. در این شرایط نیز باید دادخواست خود را با همین عنوان به مراجع صالح تحویل نمایید.

دعوی مطالبه بهای ملک واقع در طرح شهرداری

برای اینکه بتوانید بهترین نتیجه ممکن را در این زمینه به دست آورید. پیشنهاد می کنیم از یک وکیل حرفه ای ملکی کمک بگیرید. برای این کار نیاز است تا در ابتدا دادگاه صالح برای رسیدگی به این دعوی را تعیین کنید. دادگاه محل وقوع ملک غیرمنقول برای رسیدگی به دعوی مطالبه بهای ملک واقع در طرح شهرداری صلاحیت دار شناخته می شود.

به دفتر خدمات الکترونیک قضایی بروید. در آنجا موضوع دادخواست را به صورت (مطالبه بهای ملک واقع در طرح شهرداری) تنظیم نمایید. برای رسیدگی به درخواست شما وقت رسیدگی تعیین می گردد. کارشناسان رسمی دادگستری موظف هستند. تا در صورت اعتراض شما به قیمت تعیین شده، قیمت واقعی ملک را باتوجه به مشخصات آن و بعد از بازدید محلی به توجه دادگاه برسانند. اگر هم مسئله اصلی عدم پرداخت بهای ملک توسط شهرداری است. که اصولاً دستور پرداخت آن توسط دادگاه و به محض اثبات آن صادر می گردد.

هیات سه نفره تخمین بهای ملک

در ابتدا یک هیات سه نفره تشکیل می شود که متشکل از یک عضو به عنوان نماینده شهرداری، یک عضو به عنوان نماینده مالک زمین و یک عضو دیگر به انتخاب طرفین است. در این هیات به بحث و بررسی در خصوص این مسئله می پردازند. که بهای ملک واقع در طرح شهرداری چقدر است. قیمت این زمین باید در مقایسه با زمانی که این زمین در معرض طرح شهرداری واقع نشده است تخمین زده شود. چرا که قرار گرفتن املاک شخصی در طرح شهرداری باعث می شود قیمت زمین افت مشهودی داشته باشد.

رای اکثریت آرا در این زمینه برای تعیین قیمت زمین ملاک امر است. اما طبق شرایط خاصی قانون راه را برای اعتراض صاحب ملک باز گذاشته است. چرا که در این موارد احتمال تبانی برای پایین آوردن قیمت ملک وجود دارد. البته این را هم اضافه کنیم که شهرداری در موارد ضروری نیازی به انتظار کشیدن برای صدور رای دادگاه ندارد. و می تواند با اثبات ضرورت در این زمینه مبادرت به تصرف زمین نماید.

نکاتی در خصوص مطالبه بهای ملک واقع در طرح شهرداری

  • اگر ملک شما در طرح شهرداری واقع شده است. به هیچ وجه حق اعتراض به این امر را ندارید و نمی توانید مانع اجرای طرح شهرداری شوید.
  • افرادی که هیات تعیین بهای ملک را تشکیل می دهند. باید از کارشناسان رسمی دادگستری باشند.
  • تصرف شهرداری پیش از رضایت شما غاصبانه نیست و مشمول پرداخت اجرت المثل نمی شود.
  • به این دلیل که دعوای مورد اشاره از دعوای مالی محسوب می‌شود .

امید شاه مرادی – وکیل پایه یک دادگستری و مشاور حقوقی

هزینه طلاق توافقی در سال 1400 چقدر است ؟

هزینه طلاق توافقی چقدر است ؟ قیمت وکیل و سایر هزینه ها برای طلاق توافقی چقدر است ؟ یکی از مسائلی که در زمان طلاق مطرح می شود. هزینه های مربوط به دادخواست طلاق ، پروسه رسیدگی به دادخواست و ثبت طلاق است. هزینه طلاق توافقی نیز با توجه به افزایش آمار این نوع از طلاق طی سال های اخیر مورد توجه واقع شده است. به همین علت تصمیم گرفته ایم تا در این مقاله به بررسی کلیات طلاق توافقی و هزینه طلاق توافقی برای هر کدام از طرفین ( یا جمعاً ) بپردازیم. هزینه طلاق توافقی در سال 1400 را در این مقاله توسط وکیل خانواده بررسی می کنیم.

هزینه طلاق توافقی در سال 1400

تعریف طلاق توافقی

در این نوع طلاق مسئله دادخواست طلاق از جانب مرد یا زن مطرح نیست. چرا که طرفین به طلاق رضایت داده و به نوعی هر دو آن ها خواهان طلاق هستند. طرفین در طلاق توافقی باید در خصوص همه مسائل از جمله حضانت فرزندان، مهریه، نفقه، اجرت المثل، تنصیف اموال، نحله و … به توافق برسند. آن ها حتی در خصوص پرداخت هزینه طلاق توافقی نیز به توافق رسیده و این مسئله را به صورت توافقی مرتفع می کنند. باتوجه به اینکه احتمال چالش در چنین طلاق هایی بسیار پایین است. اصولاً پروسه رسیدگی به پرونده نیز با سرعت بالایی دنبال می شود و این امر ضرورت آگاهی از هزینه ها را نمایان می سازد.

هزینه دادخواست طلاق توافقی

شما باید در وهله اول به دفتر خدمات الکترونیک قضایی مراجعه نمایید. این دفاتر به صورت خصوصی اداره می شوند و اولین مرحله ثبت دادخواست به شمار می روند. باتوجه به اینکه دادخواست طلاق توافقی یک دادخواست مالی محسوب نمی شود. و در زمره دعاوی غیرمالی است. بنابراین هزینه چندانی نداشته و طبق تعرفه جدید در سال 1400 مشمول پرداخت 180 الی 200 هزار تومان است. لازم به ذکر می باشد که این مبلغ برای دادخواست مطروحه است و یک بار پرداخت می شود. بنابراین نیازی نیست تا هر کدام از طرفین یک بار مبادرت به پرداخت هزینه و ثبت دادخواست طلاق نمایند.

هـزینه مشاوره و دریافت گواهی عدم امکان سازش

پیش از اینکه راهی دادگاه شوید باید در جلسات مشاوره شرکت کنید. شرکت در این جلسات اجباری است و البته هر چند جزء رسیدگی به پروسه پرونده در دادگاه به حساب نمی آید. اما اغلب مراکز مشاوره نیز در دادگاه ها و یا موسسات زیرنظر آن ها مستقر شده اند. هزینه شرکت در این جلسات نیز به صورت توافقی پرداخت می شود. و طبق تعرفه سال 1400، مبلغ 80 هزار تومان است. حداقل تعداد جلسات 5 جلسه می باشد اما در شرایط محدودی قابلیت کاهش یا افزایش را دارند. شرکت در این جلسات منجر به صدور گواهی عدم انصراف از طلاق می شود که برای صدور حکم طلاق ضروری می باشد .

پس از دریافت گواهی عدم انصراف از طلاق ، دفاتر خدمات قضایی اقدام به ثبت دادخواست طلاق توافقی نموده. و پس از آن دعوا به دادگاه صالح و توسط معاون ارجاع به یکی از شعب آن دادگاه ارجاع و نهایتاً پس از تشکیل جلسه رسیدگی قاضی محترم پرونده مبادرت به صدور رای می نماید .

پس از قطعیت حکم و دریافت گواهی قطعیت حکم می بایست جهت اجرای صیغه طلاق به یکی از دفاتر طلاق مراجعه نمایید .

هـزینه ثبت طـلاق در دفترخانه

همه این مراحل سپری می شوند. تا به مرحله ثبت طلاق در دفترخانه برسد. در اینجا نیز باید هزینه ثبت طلاق را پرداخت کنید. که جمعاً و باتوجه به تعرفه تعیین شده در سال 1400 به میزان 850 هزار تومان الی یک میلیون و دویست هزار تومان تعیین شده است. البته متأسفانه در عمل شاهد اخذ مبلغ بیشتری در دفترخانه ها هستیم که اگر از وکیل طلاق توافقی بهره مند باشید. قطعاً با چنین مسئله ای مواجه نخواهید شد. گذشته از اینکه رسیدگی به پرونده نیز با سهولت و سرعت بالایی همراه خواهد بود.

هزینه گرفتن وکیل طلاق توافقی

یکی دیگر از هزینه هایی که اصولاً در طلاق توافقی مطرح می شود. هزینه وکیل یا تعرفه حق الوکاله است. طرفین می توانند به دو وکیل مجزا مراجعه کنند. و یا حتی برای کاهش هزینه ها یک نفر را به عنوان وکیل انتخاب کنند. هزینه گرفتن وکیل طلاق توافقی با توجه به نوع پرونده و تجربه مهارت وکیل متفاوت است. و نمی توان رقم مشخصی را به عنوان حق الوکاله بیان کرد. ( البته مبلغ دریافتی وکلا در سال 1400 بین 3 تا 5 میلیون تومان است. ) در این خصوص بهتر است یک جلسه به وکیل مورد نظر مراجعه کرده و در خصوص حق الوکاله صحبت کنید .

مجازات رانندگی بدون گواهینامه در قانون ایران

مجازات رانندگی بدون گواهینامه در قانون 1400 : رانندگی کردن مستلزم داشتن اطلاعات لازم در خصوص نحوه رانندگی در خیابان ها، کوچه ها، جاده ها و همچنین مستلزم داشتن اطلاعات لازم در خصوص قطعات خودرو و احتمال وقوع نقص فنی و مواردی از این قبیل می باشد. رعایت حق تقدم، رعایت حق عابر پیاده و مواردی از این قبیل نیز باید در زمان رانندگی رعایت گردد. احتیاط فراوان لازمه رانندگی است و اگر مورد توجه فرد قرار نگیرد با ایجاد حوادث ناگوار برای راننده، سرنشینان، خودروها و عابرین پیاده همراه است. همه این موارد نیازمند شرکت در کلاس های آیین نامه و آزمون شهری می باشد که در نهایت به اخذ گواهینامه منجر می گردد. در واقع آنچه مسلم و بدیهی این است که شخص پس از دریافت گواینامه رانندگی مجاز به انجام این کار ( رانندگی ) خواهد بود . در ادامه با توضیحات وکیل شاه مرادی همراه باشید..

مجازات رانندگی بدون گواهینامه

مجازات رانندگی بدون گواهینامه چیست؟

مقدمه این مقاله به خوبی اهمیت اخذ گواهینامه را برای ما روشن می سازد حال سوال این است که اگر فردی مبادرت به رانندگی نماید و گواهینامه نداشته باشد مجازات او چیست؟

این عمل مشمول دو نوع مجازات کیفری و جریمه مربوط به پلیس راهور می باشد. اما آنچه که در این مقاله مد نظر ماست مجازات مقرر بر آن از دیدگاه قانون مجازات اسلامی است.

طبق این قانون:

هر کس بدون گواهینامه رسمی و قانونی مبادرت به رانندگی و یا تصدی وسایل موتوری که مستلزم داشتن گواهینامه مخصوص است. بنماید و ‌همچنین هر کس که به موجب حکم دادگاه از رانندگی وسایل نقلیه موتوری ممنوع شده است اما به رانندگی وسائل مزبور مبادرت ورزد برای بار اول به حبس‌ تعزیری تا دو ماه یا جزای نقدی تا یک میلیون ریال و یا هر دو مجازات محکوم می شود. و در صورت ارتکاب مجدد به دو ماه تا شش ماه حبس محکوم خواهد شد.

بر طبق قانون رسیدگی به تخلفات رانندگی، در صورتی که راننده بدون داشتن گواهینامه مبادرت به رانندگی نماید وسیله نقلیه متوقف و راننده به مرجع قضایی معرفی می گردد. در واقع باید بگوییم که اعمال مجازات مربوط به تخلفات رانندگی توسط پلیس راهور زودتر از مجازات مقرر در قانون مجازات اسلامی صورت می گیرد. نکته دیگر اینکه امکان تبدیل حبس تعزیری مقرر در ماده فوق به جریمه نقدی وجود دارد.

مجازات رانندگی بدون تمدید گواهینامه

همانطور که می دانید رانندگی بدون گواهینامه با رانندگی بدون گواهینامه تمدید شده یکی نیستند. درواقع فردی که گواهینامه خود را تمدید نکرده است. قبلاً مبانی لازم برای رانندگی را آموخته است. اما در زمان مناسب مبادرت به تمدید آن طبق قانون نکرده است. تمدید نکردن گواهینامه رانندگی به معنای نداشتن گواهینامه نیست. بنابراین رسیدگی قضایی ندارد و صرفاً مشمول جریمه از جانب پلیس راهنمایی و رانندگی ( راهور ) خواهد بود.

مجازات رانندگی با گواهینامه غیرمرتبط

امروزه برای انواع مختلفی از وسایل نقلیه همانند موتورسیکلت، کمباین، تراکتور، لیفتراک و … گواهینامه های خاصی در نظر گرفته شده است. و افراد برای استفاده از چنین وسایلی باید گواهینامه های مذکور را دریافت کنند. رانندگی با گواهینامه غیرمرتبط در حکم رانندگی بدون گواهینامه است. و مشمول مجازات مندرج در قانون مجازات اسلامی خواهد بود.

جبران خسارت تصادف راننده بدون تصادف

اگر به ثالث خسارت بدنی وارد شود و راننده مقصر هم گواهینامه نداشته باشد دیه شخص ثالث از ناحیه صندوق خسارات بدنی قابل پرداخت است و صندوق مزبور می تواند برای بازپرداخت وجه پرداختی به راننده مقصر رجوع کند.

باید بدانید که به عنوان یک قاعده کلی به راننده مقصر و مسبب حادثه رانندگی بدون گواهینامه چیزی تعلق نمی گیرد. حتی اگر بیمه شده باش.د اما اگر طرف مقابل گواهینامه نداشته و مقصر وقوع حادثه هم نبوده است. و به وی خسارت بدنی وارد شده است بیمه موظف است. خسارات وی را بپردازد . اگر راننده مقصر بیمه نداشته باشد صندوق خسارات بدنی دیه اشخاص ثالث را پرداخت می کند. حتی اگر شخص ثالث مشغول رانندگی بوده و مقصر حادثه نباشد.

نکات تکمیلی در خصوص رانندگی بدون گواهینامه

  • رانندگی بدون رعایت الزامات موجود و در کمال بی احتیاطی اگر منجر به قتل غیرعمدی شود. فرد به ۶ ماه تا ۳ سال حبس محکوم می شود. حال اگر راننده علاوه بر اینکه بی احتیاطی کرده است. فاقد گواهینامه باشد حبس مذکور به بیش از دو سوم حداکثر مجازات مذکور افزایش خواهد یافت. بنابراین آنچه گاهاً در بین افراد غیر حقوقی شنیده می شود. که چنانچه شخص بدون گواهینامه منجر به قتل فردی گردد. قتل عمد محسوب می شود اشتباه است .
  • اگر بی احتیاطی در رانندگی منجر به قتل نشود. اما باعث سقط جنین گردد یا باعث از بین رفتن یکی از حواس انسان شود یا اینکه باعث از بین رفتن یکی از اعضا یا نقص عضو شود. ۲ ماه تا یک سال حبس را به دنبال دارد. اگر این حوادث همراه با فقدان گواهینامه راننده مقصر باشد. حبس مذکور به بیش از دو سوم حداکثر مجازات مذکور افزایش خواهد یافت.
  • اگر بی احتیاطی منجر به تصادف گردد. و باعث وضع حمل زودتر از موعد گردد مجازات یک ماه الی سه ماه حبس را به دنبال دارد. اما اگر این حادثه با فقدان گواهینامه همراه باشد مجازات مقرر به بیش از دو سوم حداکثر مجازات افزایش خواهد یافت.

نکته ای که در موارد فوق مشاهده می شود این است. که بی احتیاطی و عدم رعایت قوانین راهنمایی و رانندگی جرم است. و اگر این موارد با ایجاد حادثه همراه باشند و فرد مقصر هم گواهینامه نداشته باشد. مجازات مقرر به بیش از دو سوم حداکثر مجازات افزایش خواهد یافت.

وکیل دیوان عالی کشور ، انجام 100% امور مربوطه

وکیل دیوان عالی کشور , مسلط به تمامی قوانین جدید دیوان عالی :  زمانیکه سخن از دیوان عالی کشور به میان می آید قطعاً با پرونده مهمی روبرو هستیم. که بارها توسط قضات کشور در دادگاه های بدوی و تجدیدنظر مورد بررسی واقع شده است. اما به نتیجه قطعی منجر نشده است. ارسال پرونده برای دیوان عالی کشور بدون حضور یک وکیل حرفه ای صورت نمی گیرد.

چرا که باید بهترین دفاع ممکن از موکل در این پرونده به عمل آید. از طرف دیگر اصولاً هیچ کسی از نتیجه احتمالی دعوی در دیوان عالی کشور آگاه نیست و این مسئله حساسیت کار را نشان می دهد. به همین علت نیاز است تا به وکیل دیوان عالی کشور مراجعه کنید.

وکیل دیوان عالی کشور

دیوان عالی کشور

در ابتدا باید با دیوان عالی کشور آشنا شوید. دیوان عالی کشور برترین مرجع قضایی در ایران است. و رای صادره در این دیوان دیگر قابل تجدیدنظر خواهی و اعتراض نمی باشد. برترین و برجسته ترین قضات کشور در ایران در این دادگاه حضور دارند و به پرونده های صادره که در مراحل مختلف دادرسی با اعتراض طرفین مواجه شده اند رسیدگی می کنند.

لازم به ذکر است که رسیدگی این دیوان به پرونده‌ها به صورت شکلی است. و طرفین دعاوی در محضر قضات حاضر نمی‌شوند. مگر آن‌که دیوان برای ادای توضیحات اقدام به احضار آن‌ها نماید. رأی شعب این دیوان نیز به شکل نقض یا ابرام رأی دادگاه تالی است.

وظایف دیوان عالی کشور

دیوان عالی کشور وظایف خود را بر طبق دستورالعمل های صادره از جانب رییس قوه قضاییه انجام می دهد. این مرجع به منظور نظارت بر اجرای صحیح قوانین در محاکم و ایجاد وحدت رویه قضایی و انجام مسوولیت‌های که طبق قانون به آن محول می‌شود. براساس ضوابطی که رئیس قوه قضاییه تعیین می‌کند، تشکیل شده ‌است.

رسیدگی به تخلفات رییس جمهور و همچنین رسیدگی به شکایات از آرای صادره توسط دادگاه‌های پائین‌ تر نیز از وظایف این مرجع است. نمونه اخیر مهمترین علت مراجعه مردم به وکیل دیوان عالی کشور است. مهمترین وظیفه دیوان که باعث می شود تا با اهمیت این مرجع آشنا شویم این است که حق صدور رأی وحدت رویه را دارد که از ارزشی برابر با قوانین برخوردار است.

شعب دیوان عالی کشور

دیوان عالی کشور دارای 40 شعبه است که 5 شعبه آن در قم، 3 شعبه در مشهد و بقیه شعبه ها در تهران هستند. این شعب نیز باتوجه به اینکه پرونده مورد نظر یک دعوی حقوقی است یا کیفری به دو بخش مجزا تقسیم می شوند که عبارتند از:

  • هیئت عمومی شعب حقوقی در دیوان عالی کشور متشکل از رئیس دیوان و روسای شعب حقوقی دیوان است. و موضوعاً به احکام اصراری دادگاه‌های تالی در موارد حقوقی رسیدگی می‌کند .
  • هیئت عمومی شعب کیفری در دیوان عالی کشور با حضور رئیس دیوان و روسای شعب کیفری تشکیل و به احکام اصراری دادگاه‌های تالی کیفری در خصوص مسائل جزائی رسیدگی می‌کند .

کدام احکام حقوقی در دیوان عالی کشور مورد رسیدگی واقع می شوند؟

پر واضح است که دیوان عالی کشور برای رسیدگی به پرونده های مهم و حائز اهمیت تشکیل می شود. احکام راجع به اصل نکاح و فسخ آن، طلاق، نسب، حجر و وقف که از دادگاه تجدیدنظر صادر می شوند.

و همچنین احکام دادگاه بدوی که خواسته آن بیش از مبلغ بیست میلیون ریال باشد. و همچنین احکام راجع به اصل نکاح و فسخ آن، طلاق، نسب، حجر، وقف، ثلث، حبس و تولیت دادگاه های بدوی که به علت عدم درخواست تجدیدنظر قطعیت یافته است. از جمله پرونده های حقوقی هستند که قابل رسیدگی در دیوان عالی کشور می باشند. باتوجه به عدم حضور طرفین در جلسات رسیدگی به پرونده بهتر است مراجعه به وکیل دیوان عالی کشور را جدی بگیرید.

کدام احکام کیفری در دیوان عالی کشور مورد رسیدگی واقع می شوند؟

بخش قالب پرونده هایی که به دیوان عالی کشور فرستاده می شوند مربوط به احکام دادگاه های کیفری و بخصوص مجازات های سالب حیات یا نقص عضو و مانند آن هاست.

بنابراین تمام احکام صادره از دادگاه های کیفری یک و احکام صادره از دادگاه انقلاب که به جرایمی با مجازات سلب حیات، قطع عضو، حبس ابد و یا تعزیر درجه سه و بالاتر و جنایات عمدی علیه تمامیت جسمانی که میزان دیه آن ها نصف دیه کامل یا بیش از آن با چند قاضی رسیدگی می کند. قابل رسیدگی فرجامی در دیوان عالی کشور خواهد بود. همچنین رسیدگی به اعتراض نظامیان به احکام صادره از دادگاه های نظامی نیز در این دیوان صورت می گیرد. حضور وکیل دیوان عالی کشور در چنین پرونده هایی به شدت حائز اهمیت است.

وضعیت حقوقی قراردادها و معاملات

وضعیت حقوقی قراردادها و معاملات : به طور کلی وضعیت حقوقی قراردادها از 3 حالت خارج نیست که عبارتند از : صحیح ، باطل و غیر نافذ ، حکم وضعی قراردادها به موجب قانون تعیین می گردد .

حال در ذیل 3 حالت فوق را جداگانه مورد بررسی قرار می دهیم .

وضعیت حقوقی قراردادها و معاملات

قرارداد صحیح

قانونگذار در ماده 190 قانون مدنی شرایط اساسی صحت معامله را بیان نموده و صحت هر قراردادی را منوط به وجود چهار شرط مندرج در این ماده نموده است بنابراین چنانچه معامله ای این شروط را نداشته باشد باطل خواهد بود .

لازم به ذکر است وجود این 4 شرط برای صحت تمام عقود کافی نیست ، وجود 4 شرط مندرج در ماده 190 قانون مدنی برای هر عقدی لازم بوده ولی ممکن است کافی نباشد ، بنابراین شرایط اختصاصی هر عقدی نیز باید هنگام تنظیم آن رعایت گردد به عنوان مثال برابر ماده 778 قانون مدنی در صورتی که در عقد رهن شرط شود که مرتهن حق فروش عین مرهونه را ندارد عقد باطل است و یا مطابق ماده 348 قانون مدنی بیع چیزی که بایع قدرت بر تسلیم آن را ندارد باطل است ( همانند عقای در آسمان ) یا در عقود عینی که تسلیم و قبض شرط صحت آنهاست .

قرارداد باطل

وضعیت حقوقی قراردادها و معاملات باطل نقطه مقابل عقد صحیح است . و همانطور که پیش تر نیز گفته شد چنانچه عقدی شرایط اساسی صحت معامله ( ماده 190 قانون مدنی ) را نداشته باشد ، باطل است . مثالی که در معامله باطل می توان زد بیع فاسد است و به تعبیر قانون مدنی بیع فاسد اثری در تملک ندارد .

معامله و قرارداد غیر نافذ

برخی از حقوقدانان معامله غیر نافذ را معامله ی صحیحی که هنوز کامل نیست می دانند . وضعیت معامله غیر نافذ قابل تغییر است و ممکن است این عقد باطل گردد . بنابراین عبارت عقد ناقص می تواند عبارت مناسبی باشد .

مثالی مبتلا به این معاملات عقود فضولی هستند ، و تا زمانی که مالک معامله را تنفیذ ننموده باشد آثار حقوقی بر آن بار نمی شود .

امید شاه مرادی – مشاور حقوقی وکیل پایه یک دادگستری

نحوه افراز ملک مشاع

نحوه افراز ملک مشاع : یکی از مسائلی که در دادگاه های عمومی و حقوقی مطرح می شود درخواست افراز ملک مشاع است. بسیاری از مردم با نحوه افراز ملک مشاع آشنایی نداشته و این مسئله آن ها را به سمت وکیل ملکی و تنظیم دادخواست در دادگاه حقوقی با عنوان افراز ملک مشاع یا تقسیم ملک مشاع سوق می دهد.

البته در اکثر موارد، رعایت حقوق یکدیگر و جلوگیری از تضییع حقوق است که باعث می شود تا مالکین یک ملک یا یکی از شرکا، درخواست افراز ملک مشاع بدهد چرا که ارزش ملک در نقاط مختلف کاملاً متفاوت است و این مسئله می تواند به حقوق شرکا در خصوص تقسیم مال مشترک آسیب برساند.

نحوه افراز ملک مشاع

ملک مشاعی چیست؟

در اصطلاح عامیانه گفته می شود مال شریکی یا تصرف مال به صورت شراکتی اما در علم حقوق به عنوان مال مشاع شناخته می شود. و برای زمانی به کار می رود که یک مال، بیش تر از یک مالک داشته باشد. یک مال زمانی مشاعی شناخته می شود که سهم طرفین مشخص باشد اما موقعیت جغرافیایی این سهم مشخص نباشد.

در واقع هر کدام از مالکین در جزء جزء ملک سهم دارند و هیچ کدام از آن ها نمی تواند به بهانه مشخص بودن میزان سهم (مثلا سه دانگ از یک سند شش دانگ) نصف از ملک را تصرف کرده و حق دیگران را ضایع کند.

ملک قابل افراز و ملک غیرقابل افراز

در وهله اول باید بگوییم که برخی از املاک قابل افراز هستند و برخی دیگر خیر! بدین صورت که برخی از املاک را اگر تقسیم کنیم ارزش ملک به شدت کاهش پیدا می کند و ارزش واقعی خود را از دست می دهد.

البته ممکن است افراز ملک با ایجاد ضرر برای یکی از طرفین همراه باشد. به نحوی که با پرداخت مبلغ نقدی نیز نتوان یکی از شرکا را برای پذیرفتن سهم کم ارزش تر راضی نمود. برای اینکه مشخص شود یک ملک قابل افراز است یا خیر باید نظر کارشناسی را در این خصوص جویا شد. این مسئله را در ادامه و در بخش مراحل افراز ملک مشاع تشریح خواهیم کرد.

روش های تقسیم ملک مشاع

تقسیم با افراز تفاوت دارد؛ در واقع افراز یکی از روش های تقسیم است و در خصوص املاک مشاع بکار می رود. زمانیکه یک ملک قابل افراز به نسبت سهم باشد به عنوان تقسیم به افراز شناخته می شود اما در همه املاک مشاعی نمی توان از تقسیم به افراز استفاده کرد.

در برخی از شرایط نحوه افراز ملک مشاع ، لازم است تا طبق توافقات طرفین از تقسیم به تعدیل استفاده شود. این نوع تقسیم بر اساس مساحت صورت نمی گیرد. بلکه در براساس ارزش مال صورت می گیرد. نوع آخر از تقسیم ملک مشاع به تقسیم به رد اختصاص دارد که در آن فردی که سهم کمتری را صاحب شده است در مقابل پذیرش وجه نقد یا یک مال دیگر حاضر به تقسیم ملک مشاع می شود.

مراحل افراز ملک مشاع

برای درخواست افراز مال مشاع باید مراحل ذیل را طی کنید. دقت نمایید که درخواست یکی از طرفین مبنی بر افراز ملک مشاع در مقابل مراجع صالح کفایت می کند و نیازی به طرح دعوی توسط تمام شرکا نمی باشد. در صورت درخواست افراز ملک مشاع مراحل ذیل را مدنظر قرار دهید:

  1. در وهله اول باید یکی از شرکا درخواست خود را مبنی بر افراز ملک مشاع تقدیم دادگاه صالح یا مرجع صلاحیتدار نماید.
  2. اگر ملک به صورت رسمی و در دفتر ثبت اسناد ثبت شده باشد. باید به اداره ثبت اسناد مراجعه کرد در غیر این صورت مرجع صالح همان دادگاه عمومی و حقوقی محل وقوع ملک است.
  3. در مرجع صالح از کارشناس دعوت به عمل می آید تا در خصوص افراز یا غیرقابل افراز بودن ملک نظریه کارشناسی خود را صادر نماید.
  4. دادگاه حکم به افراز ملک یا غیرقابل افراز بودن ملک را با توجه به نظریه کارشناسی به خواهان اعلام می کند.
  5. با توجه به اینکه دعوای افراز ملک مشاع دعوای غیرمالی محسوب می‌شود بنابراین رای صادره در خصوص آن، قابل فرجام خواهی نیست.

اجرای حکم دادگاه مبنی بر افراز ملک یا غیرقابل بودن ملک

اگر حکم دادگاه مبنی بر افراز ملک باشد که نیازی به صدور اجراییه ندارد و صرفاً جنبه اعلامی دارد. متقاضی باید پس از صدور رأی، آن را به اداره ثبت محل وقوع ملک، تقدیم کند. تا پس از انجام مراحل اداری و پرداخت هزینه های لازم، پرونده برای متصدی املاک ارسال شود و متصدی املاک نیز بتواند مشخصات هر قطعه را ثبت کرده و سند مالکیت مشاع را باطل و سند جدید را صادر نماید.

اگر ملک قابل افراز نباشد و حکم دادگاه مبنی بر غیرقابل افراز بودن آن هم صادر گردد باید درخواست دستور فروش ملک مشاع به دادگاه صالح ارائه گردد. و تا زمانی که دادگاه دستور فروش ملک مشاع را صادر نکرده است. نمی توان نسبت به معامله ملک بدون رضایت سایر شرکت اقدام نمود. لازم است بدانید که تنها اشخاصی که مالک رسمی ملک مشاع هستند. حق اعتراض نسبت به رأی اداره ثبت ‌اسناد و املاک مبنی بر عدم قابلیت افراز ملک را دارند. جهت کسب اطلاعات بیشتر می توانید از طریق راه های ارتباطی با ما در تماس باشید .

مزاحمت ملکی چیست؟

مزاحمت ملکی چیست؟ یکی دعاوی ملکی که در رابطه با اموال غیرمنقول مطرح می شود دعوی رفع مزاحمت ملکی است. حال سوال این است که مزاحمت ملکی چیست؟ و چه تفاوتی با تصرف عدوانی و ممانعت از حق دارد؟ همچنین بررسی خواهیم کرد که مراجع صالح برای رسیدگی به دعوی رفع مزاحمت از حق کدامند. و چه مجازاتی برای افراد مزاحم در حق دیگران وضع شده است؟ در نهایت نیز نحوه طرح درخواست رفع مزاحمت از حق را تشریح کرده و اجرای آن توسط اجرائیات دادگاه ها را بیان می کنیم.

مزاحمت ملکی چیست

مزاحمت ملکی چیست؟ و چگونه صورت می گیرد ؟

تصور کنید یک شخص دارای یک واحد آپارتمان و یک واحد پارکینگ در یک ساختمان چند طبقه است. حال یکی از همسایگان، خودروی خود را به نحوی پارک می کند که فرد مورد نظر قادر به پارک کردن خودرو در محل پارک قانونی خود نمی باشد. یا خودرو شخص دوم، نوعی پارک شده است که شخص اول قادر به خارج ساختن ماشین پارک شده و استفاده از آن نمی باشد.

همه ما در زندگی خود با چنین صحنه هایی مواجه شده ایم که اغلب آن ها به علت ازدیاد جمعیت و تراکم ساختمان ها و مواردی از این قبیل رخ داده اند اما در برخی از موارد، چنین اعمالی کاملاً عامدانه بوده و با سوء نیت همراه هستند. هرچند در موارد قبل تر نیز می توان دعوی رفع مزاحمت از حق را به جریان انداخت اما اصولاً با یک یا دو بار صحبت کردن، مسئله رفع می شود اما در خصوص اقدامات عامدانه، قضیه فرق می کند. و با مزاحمت ملکی به معنای واقعی مواجه هستیم.

تفاوت مـزاحمـت ملکـی، تصرف عدوانی و ممانعت از حق

در مزاحمت ملکی، شاهد تصرف و یا قصد تصرف توسط دیگری نیستیم. درواقع شخص مزاحم ادعای تصرف ملک یا پارکینگ مربوطه را ندارد. (هرچند ممکن است مزاحمت های وی به علت چنین قصدی در آینده باشد) و حتی نمی خواهد مالک ملک را از حق استفاده از ملک خود محروم نماید. بلکه صرفاً با ایجاد مزاحمت از حق، دردسرهای خاصی را برای مالک مال غیرمنقول ایجاد می کند.

تصرف عدوانی ، غاصب ادعای مالکیت بر ملک مربوطه را دارد. درممانعت از حق نیز، فرد قصد تصرف ندارد یا ملکی را تصرف نکرده است اما مانع استفاده مالک از مال خود می شود. دراین خصوص می توان به قفل کردن یا تغییر قفل درب پارکینگ بدون اطلاع مالک اشاره نمود. در هرکدام از موارد فوق بایدعنوان دعوی را متناسب باعمل صورت گرفته ازجانب غاصب یا فرد مزاحم یا مانع درج نمایید.

مرجع صالح برای رسیدگی به مزاحمت ملکی

طبق قانون شما می توانید علاوه بر مراجع حقوقی به مراجع کیفری نیز مراجعه نمایید. مراجعه به مراجع حقوقی به این معناست که شما صرفاً رفع مزاحمت را درخواست نموده اید. اما مراجعه به دادگاه های کیفری به معنای رفع مزاحمت و اعمال مجازات قانونی بر فرد مزاحم است. مرجع صالح برای رسیدگی به جرائم ملکی، محل وقوع جرم یا همان محل وقوع مال غیرمنقول است.

مجازات مـزاحمت مـلکی

طبق قانون مجازات اسلامی، مجازات مزاحمان ملکی عبارت است از یک ماه تا یک سال حبس و کسانی که پس از اجرای حکم مزاحمت مجدداً به همان جرم محکوم شوند علاوه بر رفع تجاوز به حبس از شش ماه تا دو سال محکوم خواهند شد. اگر تعداد مزاحمین ملکی سه نفر یا بیشتر باشند از ادله قوی برای اثبات جرم است و مطابق قانون باید قرار بازداشت مزاحمین صادر شود.

دادخواست و شکواییه رفع مزاحمت ملکی

در ابتدا بهتر است از صحنه مزاحمت عکس برداری و در صورت امکان، فیلم برداری کنید. اگر هم بتوانید چند شاهد عینی برای جرمی که رخ داده است. پیدا کنید بسیار بهتر است. به کلانتری مراجعه کرده و درخواست صورت جلسه بدهید.

اصولاً نیروی انتظامی شما را به دادسرا ارجاع می دهد اما شما می توانید با مراجعه به دفتر خدمات الکترونیک قضایی، درخواست رفع مزاحمت ملکی را هم بدهید. که در این صورت به دادگاه صالح ارجاع داده می شوید.

رسیدگی به جرائم مزاحمت ملکی خارج از نوبت صورت می گیرد. البته امکان رسیدگی به مزاحمت ملکی که در گذشته به وقوع پیوسته است .و آثار آن هم به کل رفع شده است وجود ندارد . و شما صرفاً می توانید درخواست رفع مزاحمتی را داشته باشید که هم اکنون نیز باعث ایجاد اختلال در استفاده از حق قانونی شما شده است. در این زمینه بهتر است حتما از یک مشاوره حقوقی با وکیل ملکی یاری بگیرید.

مدارک لازم برای اثبات بیع

مدارک لازم برای اثبات بیع : کسی که ادعای وقوع بیع را دارد باید مدارک لازم برای اثبات بیع را به دادگاه ارائه کند.! این یک اصل حقوقی است که ادعای منفی قابل اثبات نیست و هرگاه فردی ادعای وقوع یک عمل در گذشته را دارد. باید نسبت به اثبات آن همت گمارد. باتوجه به اینکه اصطلاحات متعددی در خصوص خرید و فروش وجود دارد. که همه آن ها نیز به زبان عربی هستند و درک آن ها برای عامه اجتماع دشوار است. بنابراین بهتر می باشد تا مدارک لازم برای اثبات بیع را با ذکر کلیات حاکم بر این مسئله آغاز کنیم.

بیع، مبیع و ثمن

زمانی که با اصطلاحات فوق مواجه می شوید شاید تصور کنید با یک قرارداد یا قضیه حقوقی بسیار سخت و دشوار مواجه هستید اما این گونه نیست. بیع به معنای فروش است و در واقع همان عملیات خرید و فروش در دنیای واقعی را می رساند. مبیع به معنای کالایی است. که در معرض فروش قرار گرفته و خریدار در ازای مبلغی پول آن را تصاحب می کند. ثمن نیز به همان وجه نقد یا نسیه ای گفته می شود که در قبال مبیع پرداخت می گردد. در نتیجه بیع، خریدار صاحب مبیع و فروشنده صاحب ثمن معامله می شود.

مدارک لازم برای اثبات بیع

انواع بیع

بیـع به چهار صورت انجام می شود:

  1. بـیع نقد که هم مبیع و هم ثمن معامله در زمان وقوع بیع تسلیم می شود.
  2. بـیـع نسیه که مبیع در زمان عقد بیع تسلیم می شود. اما ثمن دارای مدت است و بعد از مدتی به فروشنده پرداخت می گردد. و در عرف معمولاً خرید قسطی یا اقساطی نامیده می شود.
  3. بیـع سلم یا بیع سلف که برخلاف مورد اخیر است. و در آن ابتدا ثمن معامله اخذ شده و سپس مبیع تحویل داده می شود. این نوع معامله بیشتر در پیش خرید آپارتمان یا خودرو صورت می گیرد.
  4. بـیع کالی به کالی که وقوع عقد بیع در زمان حال را می رساند اما مبیع و ثمن بعداً پرداخت می شوند.

همه موارد فوق قابلیت انکار و اثبات با استفاده از مدارک و ادله مشخص را دارند.

اثبات بیع مال غیر منقول

زمانیکه عقد بیع در خصوص یک مال غیر منقول صورت گیرد. باید به صورت رسمی یا تنظیم قولنامه باشد. منظور از اموال غیر منقول هر گونه مالی است که قابلیت جابجایی ندارد. همانند زمین یا اموالی که به واسطه زمین، قابلیت جابجایی ندارند و در حکم غیر منقول شناخته می شوند؛ همانند ویلا، آپارتمان، کارگاه و مانند آن ها.

کسی که معامله مال غیرمنقول را انکار می کند هیچ گونه وظیفه ای برای اثبات وقوع بیع خود ندارد. چرا که طبق قانون، امور منفی (عدم فروش مال غیرمنقول) قابل اثبات نیستند. ( اصطلاحاً می گویند نافی را نفی کافی ست ) در این شرایط باید فردی که ادعای وقوع بیع را دارد مدارک لازم برای اثبات بیع غیرمنقول را ارائه کند. اصولاً با توجه به اهمیت تنظیم سند رسمی در خرید و فروش اموال غیرمنقول، همواره حق با کسی است که سند رسمی را در دست دارد مگر اینکه طرف مقابل بتواند خلاف آن را اثبات نماید.

اثبات بیع مال منقول

در خصوص اموال منقول همانند خودرو، جواهرات، بار میوه و … قدری اوضاع متفاوت است. دراین شرایط دیگر کسی از شما سند رسمی نمی خواهد. (در خصوص خودرو قضیه فرق می کند) بلکه یک سند عادی و دست نوشت نیز می تواند به خوبی برای اثبات وقوع بیع کارساز باشد. دراین شرایط نیز مدعی وقوع بیع باید مدارک لازم برای اثبات بیع مال منقول را ارائه نماید و فردی که انکار کننده است وظیفه ای در این خصوص نخواهد داشت.

البته در اکثر موارد در اموال منقول قاعده ید جاری و ساری است. بدین معنا که هر کسی مالی را در اختیار دارد اصل بر این است که مالک آن مال است .

مرجع صالح رسیدگی به اثبات بیع

در خصوص اموال منقول و غیرمنقول باید به مراجع مختلفی مراجعه کنید با این حال هر دوی آن ها در زیر مجموعه مراجع حقوقی بوده و نیازی به مراجع کیفری ندارید. جهت اثبات بیع مال منقول باید در محل سکونت خوانده، دعوی را به جریان اندازید. در خصوص اثبات بیع مال غیرمنقول نیز باید در محل وقوع همان مال غیر منقول طرح دعوا نمود . ابتدا به دفتر ثبت خدمات الکترونیک قضایی بروید و سپس دادخواست اثبات بیع را مطرح نمایید. هزینه دادرسی اثبات وقوع بیع نیز معادل هزینه دادرسی در دعاوی مالی است.

مدارک و ادله لازم برای اثبات بیع

شما علاوه بر مدارک شناسایی خود به ادله معتبری برای اثبات بیع نیاز دارید. مدارک لازم برای اثبات بیع عبارتند از:

– سندمالکیت

اگر سند مالکیت در دست دارید که دیگر نیازی به اثبات دعوی نیست اما اگر سند مالکیت در دست طرف مقابل است و وقوع بیع را انکار می کند. باید جعلی بودن یا خلاف واقع بودن آن را اثبات کنید.

– شهادت شهود

شهادت دو مرد عادل یا یک مرد و دو زن برای اثبات بیع در مواردی که سند مالکیت را ندارید کفایت می کند.

– کپی برابر اصل از قولنامه

این برگه را باید از دفتر اسناد رسمی اخذ کنید.

– سوگند

مدعی وقوع بیع باید سوگند یاد کند که بیع منقعد شده و ثمن معامله پرداخت شده است.

– امارات قضایی

باید گفته شود که در دنیای امروز هیچ چیزی به اندازه امارات قضایی و اسناد رسمی نمی توانند در زمان اثبات یک دعوی به کمک شما بیایند. حتی سوگند و شهادت شهود نیز می تواند نوعی امارات قضایی قلمداد گردد که قاضی را در پذیرش ادعا یا رد آن یاری می کند. بنابراین می توانید هر نوع ادله ای همانند ارسال یک پیامک به شماره خوانده، صدای ضبط شده یا مواردی از این قبیل را به عنوان یکی از امارات قضایی مطرح نموده. و از مقام قضایی درخواست کنید تا در زمان صدور حکم به آن ها توجه ویژه ای مبذول نماید.

– اقرار خوانده

اگر هیچ سند و مدرکی از وقوع بیع در اختیار ندارید. تنها چیزی که می تواند به کمک شما بیاید صرفاً اقرار خوانده است. اقرار خوانده یا کسی که وقوع بیع را تاکنون انکار کرده است. باعث صدور حکم به نفع شما شده و ادعای خلاف آن بعد از اقرار از جانب خوانده قابل استماع نخواهد بود.

اثبات دعوی در صورتی که مدارک قانونی همانند سند رسمی، قولنامه یا دست نوشت عادی با امضای طرفین و شهادت شهود وجود نداشته باشد بسیار دشوار است. پیشنهاد می دهیم در این زمینه حتماً از وکیل حرفه ای در امور حقوقی یاری گرفته و مشاوره حقوقی لازم را در این زمینه دریافت نمایید.

ماده 5 کمیسیون شهرداری و نکات مهم آن

ماده 5 کمیسیون شهرداری به بررسی تغییر کاربری می پردازد و به همین علت به کمیسیون تغییر کاربری شهرت دارد. معرفی اعضای کمیسیون شهرداری در تهران و شهرستان ها، وظیفه این کمیسیون و نحوه اعتراض و شکایت از آراء این کمیسیون. در این مقاله مورد بررسی واقع می شود. اگر شما نیز در این حوزه با مسئله خاصی مواجه شده اید پیشنهاد می دهیم با مطالعه این مقاله وکیل شاه مرادی را همراهی کنید.

اعضای کمیسیون ماده 5 شهرداری

اعضـای کمیسیون ماده 5 شهرداری عبارتند از استاندار و در غیاب وی معاون عمرانی استانداری به عنوان رییس کمیسیون و همچنین با عضویت شهردار و نمایندگان وزارت مسکن و شهرسازی. وزارت جهاد کشاورزی و سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و صنایع دستی و همچنین رئیس شورای اسلامی شهر ذی ربط و نماینده سازمان نظام مهندسی استان (با تخصص معماری یا شهرسازی) که البته عضو اخیر دارای حق رای نیست. و صرفاً برای برخی از امور فنی و ادای برخی از توضیحات در این کمیسیون حاضر می شود.

ماده 5 کمیسیون شهرداری

اعضای کمیسیون ماده 5 شهرداری در تهران

طبق قانون اعضای کمیسیون ماده 5 شهرداری در تهران عبارتند از معاونین ذی ربط وزراء مسکن و شهرسازی، کشور، نیرو، جهاد کشاورزی و معاونین رؤسای سازمان های حفاظت محیط زیست و میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی و شهردار تهران .(رئیس کمیسیون) و همچنین رئیس شورای اسلامی شهر تهران که البته گزینه اخیر دارای حق رای نیست. اگر رییس شورای اسلامی شهر تهران نتواند در جلسه شرکت کند. نماینده وزیر کشور و در سایر شهرها نماینده معرفی شده از سوی استاندار به جای رئیس شورای اسلامی شهر در کمیسیون ذی ربط شرکت خواهد کرد.

هدف از تشکیل کمیسـیون مـاده 5 شهـرداری

این کمیسیون وظیفه دارد به تغییر و تصویب طرح های تفصیلی بپردازد. البته این کمیسیون بسیاری از اقدامات خود را باید با توجه به آراء صادره از جانب شورای عالی شهر سازی و معماری ایران یا مرجع تعیین شده از طرف شورای عالی به انجام برساند. به عنوان مثال طبق قانون اگر تغییرات نقشه های تفصیلی بر اساس طرح جامع شهری مؤثر باشد. باید به تأیید مرجع تصویب کننده طرح جامع که همان شورای عالی شهر سازی و معماری ایران یا مرجع تعیین شده از طرف شورای عالی است برسد. جلسات کمیسیون در تهران با حضور اکثریت اعضاء رسمیت یافته و تصمیمات کمیسیون حداقل با چهار رأی موافق معتبر است.

نحوه شکایت از آراء کمیسیون ماده 5 شهرداری

اینکه برای شکایت از این کمیسیون باید به چه مرجعی مراجعه کنید. بستگی به این دارد که دعوی جنبه ترافعی دارد یا خیر؟ اگر دعوی جنبه ترافعی دارد باید به دادگاه عمومی مراجعه کنید .و با توجه به اینکه مسائل مربوطه در خصوص یک ملک یا زمین مشخص رخ می دهد. بنابراین دادگاه محل وقوع ملک نیز برای رسیدگی به این مسئله صالح شناخته می شود. اما اگر دعوی جنبه ترافعی ندارد باید به دیوان عدالت اداری شکایت کنید. چرا که کمیسیون ماده 5 شهرداری یک شخصیت حقوقی با وجهه اداری است و شکایات مربوط به آن باید در دیوان عدالت اداری رسیدگی شوند.

وکیل امور شهرداری

بسیاری از ما در زندگی خود حداقل یک بار در مقابل شهرداری و تصمیمات اخذ شده توسط کمیسیون های آن قرار گرفته ایم.! در اغلب موارد نیز بسیاری از این تصمیمات به تنش و ایجاد شکایت منجر می شود. تفاوتی ندارد که این شکایت از نوع ترافعی است و باید در دادگاه عمومی مطرح گردد. یا ترافعی نیست و باید در دیوان عدالت اداری مطرح شود در هر صورت بهتر است تا از خدمات وکلای حرفه ای ملکی در امور شهرداری بهره مند شوید. امروزه شکایت در دیوان عدالت اداری به صورت آنلاین صورت می گیرد. و این امر ضرورت مراجعه شما به وکلای آگاه به امور اینترنتی را افزایش می دهد.

ابطال مالکیت سند معارض

ابطال مالکیت سند معارض : سند معارض یک مسئله حقوقی متداول در دادگاهها و مراجع حقوقی ایران تلقی نمی گردد با این حال برخی از افراد به صورت محدود با آن مواجه شده و ممکن است دردسر های متعددی را تا زمان ابطال سند معارض و یا نیل به حقیقت متحمل شوند. با توجه به اینکه آشنایی عامه‌ اجتماع با موضوع سند معارض چندان زیاد نمی باشد به نظر می‌رسد مراجعه به وکیل ملکی در این موارد ضرورت دارد؛ اگر هم از لحاظ مالی توانایی گرفتن وکیل ملکی ندارید بهتر است حتماً به مشاوره حقوقی در بحث املاک یا امور ملکی مراجعه کنید.

ما در این مقاله کلیات مربوط به سند معارض و همچنین ابطال مالکیت سند معارض را تشریح می کنیم. در صورتی که با چنین مسئله ای مواجه شده اید پیشنهاد می دهیم با مطالعه این مقاله ما را همراهی کنید. در این مقاله نحوه ابطال مالکیت سند معارض به زبانی شیوا و رسا بیان شده است.

مالکیت معارض به چه معناست؟

معارض به معنای امری است که با یک امر یا امور دیگر تعارض دارد حال اگر این مقوله در خصوص مالکیت باشد. به تعارض یک سند با سند دیگر در برخی از بخش ها یا در تمام مطالب مندرج در هر دو سند اشاره دارد. بنابراین لازم نیست برای اثبات سند مالکیت معارض تمام مطالب مندرج در دو یا چند سند با یکدیگر متعارض باشند. بلکه تعارض آنها در یک بخش محدود مانند حق ارتفاق و انتفاع یا حتی مالکیت بر بخشی از متراژ زمین و املاک نیز برای ایجاد سند مالکیت معارض کفایت می کند.

ابطال مالکیت سند معارض

دقت کنید که تعارض در مشخصات اسنادی که به صورت رسمی ثبت شده‌اند با تفاوت مطالب مندرج در این اسناد متفاوت است. تعارض در مطالب و مشخصات مندرج در سند ملکی با یک سند دیگر به معنای ایجاد اختلاف میان مالکین می باشد. اما تفاوت اسناد مربوطه با یکدیگر چنین تعارضی را ایجاد نمی‌کند و از لحاظ حقوقی کاملاً صحیح و اصولی قلمداد می شود .

علل ایجاد سند مالکیت معارض

از مهمترین علل ایجاد سند مالکیت معارض اشتباهات ثبتی می باشد اما در موارد محدودی نیز شاهد فروش یک ملک توسط مالک به چندین نفر هستیم که در این موارد نیز احتمال صدور سند مالکیت معارض افزایش می یابد. هرچند امروزه با سیستماتیک شدن امور ثبتی به ندرت شاهد این موارد هستیم اما باز هم محتمل بوده و حتی بروز آن را می‌توان سهل انگاری در ثبت دقیق املاک دانست .

بنابراین اگر دو سند با مالکیت دو فرد بر یک ملک به صورت مفروز و غیر مشاع باشند ، با مقوله سند مالکیت معارض مواجه هستیم. حتی اگر دو سند ، مالکیت دو فرد بر دو زمین مجاور یکدیگر را نشان دهد اما محدوده مالکیت یکی از اسناد به مالکیت دیگری تجاوز کرده باشد باز هم سند مالکیت معارض خواهد بود. در این میان سوالی که مطرح می گردد این است که کدام یک از اسناد مربوطه به عنوان سند معارض شناخته شده و درخواست ابطال آن نیز لازم می گردد.

تشخیص سند مالکیت معارض

تشخیص این امر بر عهده هیئت نظارت ثبتی است. همانطور که میدانید مالکیت معارض در میان اسناد رسمی مطرح می گردد. بنابراین اسناد مربوطه نباید صرفاً به صورت سند عادی یا مبایعه نامه تنظیم شده باشند. اگر میان اسناد رسمی این تعارض پیدا شود اداره‌ ثبت موظف است حقانیت را به یکی از مالکین بدهد. بنابراین امکان اثبات مالکیت دو فرد به صورت غیر مشاع بر یک ملک یا بخشی از ملک وجود ندارد.

اعضاء هیئت نظارت متشکل از دو نفر قاضی و مدیرکل ثبت استان یا معاون و یا کفیل او هستند. قضات حاضر در این هیئت توسط رئیس قوه قضاییه انتخاب شده و همچنین باید یکی از قضات دادگاه تجدید نظر مرکز همان استان باشند. این افراد موظف به بررسی پرونده بوده و باید مالکیت معارض را شناسایی کنند. مالکیت معارض محکوم به ابطال سند مربوطه است.

نحوه ابطال سند مالکیت معارض

در جلسه هیئت نظارت مواردی که منجر به ایجاد سند مالکیت معارض شده اند بررسی می شوند. برای این امر اداره‌ ثبت موظف است. اسناد مربوطه را برای تشکیل هیئت نظارت ارسال کند. چنین کارشناسانی از طرف هیئت نظارت مامور به رسیدگی در محل می شوند. هر کدام از طرفین می توانند اسناد خود را برای اثبات حقانیت مالکیت به هیئت نظارت ارسال کنند. همچنین طرف مقابل نیز می تواند برای اطلاع از اسناد ارائه شده توسط رقیب خود این اسناد را در اداره‌ ثبت مشاهده کرده و برای دفاع از حقوق خود اسناد مرتبطی را ارائه نماید.

کلیات مربوط به بررسی پرونده در یک جمله خلاصه می شود. و آن این است که سند موخر بر سند مالکیت مقدم، به عنوان سند معارض شناخته می شود. مشروط بر اینکه سند مالکیتی که مقدم است به یکی از علل قانونی باطل نشده باشد. رای هیئت نظارت قابل تجدید نظر است. تجدیدنظر در این خصوص در شورای عالی ثبت مطرح می گردد. در صورتی که ظرف بیست روز از ابلاغ رای توسط شورای عالی ثبت نسبت به آن هیچگونه اعتراضی صورت نگیرد. ابطال سند مالکیت معارض به صورت کل و یا تصحیح برخی از مطالب آن برای ایجاد یک سند جدید و صحیح محقق می شود.