قتل

قتل : قتل واژه اى عربى و به معناى كشتن و كشتار است و مفهوم آن کشتن انسانی توسط انسانی دیگر است . به طور كلى جرايم عليه تماميت جسمانى اشخاص به سه دسته جنايت بر نفس ، جنايت بر عضو و جنايت بر منافع تقسيم مى شود .

در حقوق ايران جنايت بر نفس ( قتل) بر اساس عنصر روانىِ ( انگيزه درونى ) قاتل به سه دسته قتل عمد ، شبه عمد و خطاى محض يا غير عمد تقسيم مى شود .

 

قتل عمد :

قتل عمد متشكل از دو عنصر معنوى يعنى عمد در فعلِ قاتل و قصد نتيجه ى قاتل از وقوع جنايت مى باشد .
فعل عمدى يا رفتار فيزيكىِ عمدى قاتل در قتل عمد عبارت است از انجام رفتار فيزيكى يا غير فيزيكىِ مجرمانه از سوى مرتكب با اراده و اختيار او بر انسان مورد نظر و اما قصد در نتيجه كه قصد سلبِ حيات قربانى مورد نظر است .

انواع قصدِ نتيجه مطابق با قوانين جزايى ايران :

١- قصد مستقيم قتل :

هر گاه مرتكب قصد قتل يا جنايت بر اعضاء و منافع مجنى عليه را داشته باشد، صرف نظر از اينكه عمل او نوعاً موجب جنايت يا نظير آن بوده است يا خير ، داراى قصد مستقيم جنايت فرض خواهد شد . بنابراين بر اساس بند الف ماده ٢٩٠ قانون مجازات اسلامى مصوب ١٣٩٢ ، هر گاه مرتكب با انجام كارى قصد ايراد جنايت بر فرد يا افرادى معين يا فرد يا افرادى غير معين ( مانند بمب گذارى در يك مكان عمومى ) از يك جمع را داشته باشد و در عمل نيز جنايت مقصود يا نظير آن حاصل شود ، خواه كار ارتكابى نوعاً موجب وقوع آن جنايت يا نظير آن بشود ، خواه نشود ، جنايت واقع شده عمدى است .

مجازات قتل

٢- قصدِ تبعى مطلق ( كشنده بودن مطلق رفتار )

مطابق با بند ب ماده ٢٩٠ ، هر گاه مرتكب عمداً كارى انجام دهد كه نوعاً موجب جنايت واقع شده مى گردد ، مرتكب داراى قصد قتل فرض مى گردد هر چند قصد ارتكاب آن جنايت را نداشته باشد مشروط بر اينكه آگاه و متوجه باشد كه آن كار نوعاً موجب آن جنايت يا نظير آن مى شود . توضيحاً اينكه قانونگذار در اين بند اصل را بر علم مرتكب به نوعاً كشنده بودن رفتار ارتكابى دانسته و اثبات عدم علم يا جهل به اين امر با مرتكب است . بنابراين با عدم اثبات جهل به امر ارتكابى توسط مرتكب ، قتل از نوع عمد محسوب مى شود .

 

٣- قصد تبعى نسبى ( شرايط مجنى عليه )

در بند پ ماده ٢٩٠ قانون مجازات اسلامى اين چنين آمده كه اگر مرتكب قصد ارتكاب جنايت واقع شده يا نظير آن را نداشته و كارى را هم كه انجام داده نسبت به اشخاص متعارف نوعاً موجب جنايت يا نظير آن نمى شود اما در خصوص مجنى عليه و شرايط خاص او مانند سن او يا بيمارى او ، نوعاً موجب جنايت گردد ، جنايت عمدى محسوب مى شود مشروط بر آنكه مرتكب به وضعيت نامتعارف مجنى عليه يا وضعيت خاص مكانى يا زمانى آگاه باشد . بنابراين با توجه به قسمت پايانىِ اين بند ، قانونگذار اصل را بر عدم علم مرتكب قرار داده و اثبات وجود علم مرتكب بر عهده شاكى يا دادستان است .

 

مجازات قتل

مجازات قتل عمد در تمام حالات فوق الذكر اعم است از قصاص و همينطور حبس تعزيرى .
قصاص از جهت جنبه حق الناسى جرم و حق اولياى دم ، (مقصود از اولیای دم، ورثه‌ی شخص مقتول به جز زوج و زوجه است.) كه مى توانند از اين حق قصاص گذشت كنند و يا اينكه با قاتل مصالحه كرده و ديه بگيرند و همچنين حبس تعزيرى ( ٣ تا ١٠ سال حبس ) كه به جهت جنبه عمومىِ جرم ، قاتل محكوم به اين مجازات مى گردد .مشاوره با وکیل پایه یک دادگستری .

 

قتل شبه عمد

قتل شبه عمد عبارت است از وجود قصد فعلىِ مرتكب نسبت به مجنى عليه كه نوعاً سبب جنايت نيست به انضمام عدم وجود قصد نتيجه و قصد جنايت بر مجنى عليه .به این معنا كه قاتل قصد ايراد فعل را دارد اما قصد نتيجه وارد شده بر مجنى عليه را ندارد .

انواع قتل شبه عمد

  1. گاهى مرتكب نسبت به مجنى عليه قصد رفتارى را دارد كه اين رفتار كشنده نيست و همچنين مرتكب قصد جنايت واقع شده را ندارد كه در اين صورت قتل شبه عمد است . ( مستنبط از ماده ٢٩١ قانون مجازات اسلامى )
  2. اگر جنايت ناشى از تقصير مرتكب باشد مشروط بر اينكه هيچ يك از شرايط مقرر در مورد قتل عمد كه فوقاً ذكر گرديد را نداشته باشد مشمول عنوان قتل شبه عمد قرار مى گيرد . بنابراين هر گاه بر اثر بى احتياطى يا بى مبالاتى يا عدم مهارت و عدم رعايت مقررات ، قتلى واقع شود به نحوى كه اگر آن مقررات رعايت مى شد حادثه اى اتفاق نمى افتاد ، عمل ارتكابى شبه عمد مى باشد .

 

مجازات قتل شبه عمد :

در قتل شبه عمد از آنجايى كه مرتكب عمدى در وقوع جنايت نداشته است قصاص منتفى است و با توجه به ماده ٦١٦ قانون تعزيرات مصوب ١٣٧٧ ،تنها به پرداخت ديه محكوم مى گردد و همچنين به حبس از يك تا سه سال محكوم مى گردد. مشاوره با وکیل کیفری .

 

قتل غير عمد يا خطاى محض

عنصر معنوى و روانىِ تشكيل دهنده قتل غير عمد عبارت است از عدم قصد فعل واقع شده نسبت به مجنى عليه بعلاوه عدم قصد جنايت بر مجنى عليه در واقع در قتل غير عمد مرتكب نه قصد جنايت بر ديگرى را دارد و نه قصد ايراد فعل بر مجنى عليه را .

انواع قتل غير عمدى

١- جنايت در حال خواب و بيهوشى و مانند آن .
٢- جنايت توسط صغير و مجنون .
٣- جنايتى كه در آن مرتكب نه قصد جنايت بر مجنى عليه را داشته باشد و نه قصد ايراد فعل واقع شده بر او را . مانند قتل بر اثر تصاف .

 

مجازات قتل غير عمد:

قتلِ خطاى محض يا قتل غير عمد همانند قتل شبه عمد مستوجب پرداخت دیه است. با این تفاوت که در شبه عمد دیه توسط خود مرتکب پرداخت می‌شود اما در خطای محض، عاقله‌ی مرتکب، ملزم به پرداخت دیه هستند. عاقله عبارت است از بستگان و خویشان ذکورِ (مرد) نسبی قاتل به ترتیبِ طبقاتِ ارث. مثل پدر، پدر بزرگ، فرزند پسر، برادر، عمو، دایی و … .

 

مشاوره با ما :

جهت تعیین نوبت و اخذ مشاوره از وکیل کیفری با ما تماس حاصل فرمایید . تلفن تماس : 09123939759

تخريب اموال ديگران

تخريب اموال ديگران : در بسيارى از موارد شاهد مشاجرات ميان افراد و در نتيجه ى آن ايراد خسارت به اموال يكديگر و همچنين گاهى اوقات شاهد ايراد خسارت برخی اشخاص به اموال عمومى بوده ايم . غافل از اينكه تخريبِ اموال ديگران جرم محسوب ميشود و مجازاتِ مربوط به خود را دارد .

تخريب اموال ديگران

با توجه به اينكه مالكيت افراد نسبت به اموال خود از نظر قانون محترم شمرده شده ، بنابراين هيچ كس حق تعرض به اين اموال را ندارد و وارد كردن خسارت بر اموال ديگران جرم است . با اين مقدمه به تفسير جرم تخريب اموال دیگران ميپردازيم كه تخريب اموال دیگران چيست و چگونه محقق مى شود و مجازات آن چيست ؟.

 

تعریف جرم تخریب

جرم تخريب عبارت است از نابود كردن يا ايراد خسارت عمدى به اموال غير و جرم تحريق عبارت است از آتش زدن عمدى اموال ديگران . در قانون مجازات اسلامى مصوب ١٣٧٥ مواد ٦٧٥ الى ٦٨٩ جرم تخريب و تحريق را جرم انگارى كرده است .

فعل و رفتار فیزیکی

فعل يا رفتار فيزيكى در تحقق جرم تخريب و تحريق اموال دیگران اعم است از نابود كردن به معناى از بين بردن كلى مال با آتش زدن يا خراب كردن كردن آن و همينطور ايراد خسارت به معناى صدمه زدن به مال بدون از بين بردن كلى مال است .

توضيحاً اينكه تخريب غالباً با فعل مثبت واقع مى شود اما گاهى با ترك كردن فعل به صورت عمدى نيز مى توان موجب تخريب اموال شد . مثل عدم مراقبت عمدى از مال متعلق به غير كه وظيفه مراقبت از آن بر عهده مرتكب بوده است .

 

تخريب اموال ديگران

شرایط لازم برای تحقق جرم تخریب اموال دیگران :

شرايط لازم براى تحقق جرم تخريب اموال دیگران عبارت است از اينكه : اولاً موضوع تخريب و تحريق بايد عرفاً و شرعاً ماليت داشته باشد . ثانياً مال بايد متعلق به غير باشد .

در جرم تخريب و تحريق اضرار به صاحب مال كافى است و حتماً نياز نيست كه مال از حيز انتفاع خارج شده باشد، البته لازم است كه رابطه سببيت بين فعل انجام شده و خسارت وارده اثبات گردد . بنابر اين با عدم ورود هيچ گونه خسارت ، تخريب و تحريق وارد نشده است .

همانگونه كه در تعريف جرم تخريب ذكر شد ، تخريب و تحريق زمانى محقق است كه علاوه بر شرايط مذكور عمد در انجام فعل وجود داشته باشد . در واقع مرتكب با سوءنيت فعل تخريب و تحريق اموال غير را انجام دهد .

 

آيا تخريب در اموال مشاع بين دو شريك نيز محقق مى شود يا خير ؟

در پاسخ بايد گفت كه ارتكاب تخريب و تحريق نسبت به مال مشترك در صورتيكه مقرون به قصد اضرار يا جلب منافع غير مجاز همراه با سوءنيت باشد ، قابل تعقيب است هر چند مالكيت اموال به طور اشاعه و اشتراك باشد .

برخى از مصادق جرم تخريب اموال دیگران :

  • تخريب اموال منقول يا غير منقول كه ميتواند با آتش زدن مطابق با ماده ٦٧٥ قانون تعزيرات يا غير آتش زدن مطابق با ماده ٦٧٦ قانون تعزيرات باشد و يا تخريب اموال منقول و غير منقول متعلق به غير مطابق با ماده ٦٧٧ قانون تعزيرات باشد كه در اين صورت به مجازات شش ماه تا سه سال حبس محكوم ميگردد.
  • كشتن حيوانى كه كشتن آن توسط دولت ممنوع شده اگر بدون ضرورت باشد و يا صيد و شكار حيوانات وحشى حفاظت شده بدون جواز و به طور غير قانونى نيز از مصاديق جرم تخريب است و مطابق با ماده ٦٨٠ قانون تعزيرات جرم است .
  • اتلاف اسناد نيز از مصادق جرم تخريب است البته در اين مورد بايد قائل به تفكيك شد ، اگر اسناد دولتى باشد ، تلف كردن يا سوزاندن آن مطلقا جرم محسوب مى شود . اما اگر سند غير دولتى باشد ، جرم تخريب و تحريق وقتى محقق است كه مقيد به ورود ضرر باشد .
  • تخريب اموال عمومى به هر طريقى باشد جرم است و منظور از اموال عمومى ، اموالى است كه مورد استفاده عموم است خواه ايجاد كننده آن دولت باشد خواه بخش خصوصى . با اين تفاسير تخريب علائم جاده اى نيز مصداق جرم تخريب اموال عمومى است .

 

مشاوره با ما

جهت کسب اطلاع بیشتر و مشاوره از وکیل کیفری با ما تماس حاصل فرمایید .

 

تلفن تماس : 09123939759

بى احتياطى در رانندگى

بى احتياطى در رانندگى : بى احتياطى در رانندگى : بى احتياطى و جرايم مربوط به رانندگى عبارت است از : رانندگى يا تصدى وسيله نقليه موتورى كه منتج به يكى از صدمات مندرج در مواد ٧١٤ الى ٧١٩ قانون مجازات اسلامى مصوب ١٣٧٥ كه اعم است از قتل غير عمدى ، از كار افتادن يا از بين رفتن عضو بدن يا يكى از صدمات بدنى است .

مقدمه :

منظور از راندن يا رانندگى در جرم بى احتياطى در رانندگى ، هدايت كردن يك وسيله نقليه مانند اتومبيل است . البته بى احتياطى در رانندگى تنها مشمول راندن وسايل نقليه نيست ، بلكه تصدى ( هدايت كردن ) يك وسيله غير نقليه مانند جرثقيل يا تله كابين نيز مشمول اين عنوان قرار دارد .
بنابراین اينگونه به نظر مى رسد كه نشستن پشت فرمان خودروى در حال توقفى كه بر اثر برخورد اتومبيل عقب با اتومبيل مذكور ، به اتومبيل جلويى بر خورد مى كند و موجب ايراد صدمه به غير مى گردد و همچنين هل دادنِ اتومبيل خاموش توسط شخص ديگر كه منتج به برخورد آن اتومبيل به اتومبيل ديگر شود مشمول عنوان بى احتياطى در رانندگى مذكور در مواد ٧١٤ الى ٧١٩ قانون مجازات نيست بلكه مشمول بند پ ماده ٢٩١ يعنى جنايت ناشى از تقصير مرتكب و ماده ٦١٦ قانون تعزيرات مى باشد . مشاوره با وکیل کیفری.

 

انواع صدمات مربوط به جنايت ناشى از بى احتياطى در رانندگى :

  1.  قتل : مطابق با ماده ٧١٤ قانون تعزيرات مصوب ١٣٧٥ ، هر گاه بى احتياطى يا عدم رعايت رعايت نظامات دولتى و همچنين عدم مهارت راننده منتهى به قتل گردد ، مرتكب به شش ماه تا سه سال حبس و همچنين به پرداخت ديه در صورت تقاضا از ناحيه اولياى دم محكوم مى شود .
  2. در صورت وقوع صدمات شديد اعم از مرض جسمى يا دماغى غير قابل علاج يا از بين رفتن يكى از حواس يا از بين رفتن عضوى كه يكى از وظايف ضرورى زندگى را انجام ميداده و يا سقط جنين ، مرتكب به حبس از دو ماه تا يك سال و همچنين پرداخت ديه در صورت مطالبه از ناحيه مصدوم محكوم مى گردد.
  3. در صورتى كه بى احتياطى در رانندگى منجر به وقوع صدمات خفيف ترى مانند نقص يكى از اعضاء بدن يا از بين رفتن قسمتى از بدن بدون از كار افتادگى و همچنين وضع حمل قبل از موعد طبيعى شود ، مرتكب به حبس از دو ماه تا شش ماه و همچنين پرداخت ديه محكوم مى گردد.

 

لزوم رابطه سببيت بين تقصير مرتكب و تحقق نتيجه:

رفتار توأم با بى احتياطى و خطايى مرتكب بايد باعث تحقق جنايت شده باشد . بنابراين اگر در زمانى كه فردى با نقض نظامات رانندگى مانند رانندگى بدون داشتن گواهينامه ، رانندگى كند اما مهارت لازم را داشته باشد و ديگرى خود را در جلو اتومبيل او پرت كند و در نتيجه بميرد ، راننده ضامن مرگ او نيست چرا كه سبب مرگ حادثه ديده نبوده است . به اين معنا كه اگر راننده گواهينامه هم داشت باز هم حادثه رخ ميداد و راننده صرفاً به دليل نداشتن گواهينامه به مجازات حبس تا دو ماه مقرر در ماده ٧٢٣ قانون تعزيزات محكوم مى گردد. بنابراين اگر صدمه يا جنايت در بى احتاطى در رانندگى غير عمد باشد و كسيكه ارتكاب آن به او نسبت داده شده هيچ گونه تخلفى ننموده باشد و وقوع جنايت نيز صرفاً به لحاظ تقصير و تخلف مصدوم يا مقتول باشد ، راننده مسئوليتى ندارد.

بى احتياطى در رانندگى

 

موارد تشديد مجازات در بى احتياطى در رانندگى:

  • هر گاه راننده مست باشد يا بدون پروانه باشد يا داراى سرعت غير مجاز باشد يا اتومبيل او داراى نقص فنى موثر در تصادف باشد و همچنين در صورت عدم رعايت حق عابر در محل هاى مخصوص عابر پياده ، موجب محكوميت به بيش از دو سوم حداكثر مجازاتى كه در موارد فوق گفته شد مى گردد.
  • هر گاه راننده پس از حادثه نسبت به مصدومى كه احتياح به كمك فورى داشته و با وجود امكان رساندن او به بيمارستان و يا با وجود امكان كمك گرفتن از مأمورين نيروى انتظامى ، از كمك به او خوددارى كرده باشد و همچنين در صورت فرار كردن از محل حادثه و ترك مصدوم ، به بيش از دو سوم حداكثر مجازاتى كه در موارد فوق گفته شد ، محكوم مى گردد.

 

مجازات نداشتن گواهى نامه در رانندگى :

هر كس بدون گواهينامه اقدام به رانندگى كند و همچنين هر كس كه به موجب حكم دادگاه از رانندگى با وسايل نقليه ممنوع باشد و مبادرت به رانندگى ورزد براى بار اول به حبس تا دو ماه يا جزاى نقدى و يا به حبس و جزاى نقدى و در صورت ارتكاب مجدد به دو تا شش ماه حبس محكوم مى گردد.

 

مشاوره با ما :

جهت اخذ مشاوره از وکیل کیفری با ما تماس بگیرید . تلفن تماس : 09123939759

خیار

خيار به معناى اختيار فسخ يك جانبه قرار داد بين طرفين می باشد .  در ماده ٣٩٦ قانون مدنى ده مورد از خيارات بيان شده است كه عبارتند از :
١- خیار مجلس٢- خیار حیوان٣- خیار شرط ٤-خیار تاخیر ثمن ٥-خیار رویت ٦- تخلف وصف٧- خیار غبن ٨- خیار عیب ٩- خیار تدلیس ١٠- خیار تبعض صفقه.

که در ذیل به تعریف هر کدام  به اختصار می پردازیم.

خیار مجلس:

یعنی هر یک از خریدار و فروشنده بعد از انعقاد قرارداد در جلسه عقد و مادام که از یکدیگر جدا نشده اند اختیار فسخ معامله را دارند (ماده ٣٩٧ قانون مدنی).

خیار حیوان

یعنی چنانچه حیوانی معامله شود خریدار ظرف مدت زمان سه روز از زمان انعقاد قرارداد اختیار فسخ (یعنی بر هم زدن معامله) را دارد.

خیار شرط:

یعنی مطابق ماده (٣٩٩ قانون مدنی): در قرارداد (بیع) خرید و فروش ممکن است شرط شود که در مدت معین برای فروشنده یا خریدار یا هر دو یا شخص ثالث اختیار فسخ معامله قید شود.

خیار تاخیرثمن:

یعنی هر گاه چیزی که مورد معامله قرار می گیرد (مبیع) برای پرداخت ثمن یا تحویل آن چیز بین طرفین عقد مدتی معین نشده باشد و عوضین حال باشند که اگر از ٣ روز از زمان انعقاد قرارداد خرید و فروش بگذرد و در این مدت نه فروشنده مبیع را تحویل خریدارنماید و نه خریدار تمام ثمن (مثلا پول) را به فروشنده بدهد فروشنده اختیار دارد معامله را به هم بزند

خیار

خیار رویت:

یعنی هرگاه کسی مالی را ندیده ولی فقط وصف آن را از فروشنده شنیده بخرد بعد از دیدن اگر دارای آن وصف که قبلا ذکر شده است. ولی هنگام تحویل فاقد آن وصف باشد خریدار اختیار دارد که معامله خرید و فروش (بیع) را به هم بزند (یعنی فسخ کند) یا آنکه به همان نحو که هست قبول نماید ماده ٤١٠ قانون مدنی.

خیار تخلف وصف:

یعنی هرگاه یکی از طرفین قرارداد (یعنی خریدار یا فروشنده) مالی را سابقاً دیده و به اعتماد سابقه دیدن معامله کند و بعد از اینکه کالا را دید و متوجه شد مال مزبور اوصاف سابقه را ندارد، اختیار بر هم زدن معامله را دارد(اختیار فسخ قرارداد).

خیارغبن:

یعنی هر گاه یکی از طرفین عقد در معامله متوجه شوند که اختلاف زیادی در ثمن (مثلا پول) یا ارزش معامله باشد اختلاف و قیمت واقعی بسیار باشد بعد از آگاهی به این اختلاف (بعد از علم به غبن) می تواند معامله را فسخ کند. ماده ٤١٦ قانون مدنی

خیار عیب

یعنی اگر بعد از معامله عیبی ظاهر شود که مشخص شود مورد معامله معیوب بوده خریدار مختار است در قبول آن با کسر قیمت از آن و یا فسخ آن معامله.

خیارتدلیس:

مثلا کالایی را معیوب و یا شکسته طوری جلوه دهند که سالم است و اگر فروشنده خریدار را فریب داده خریدار حق بر هم زدن معامله (فسخ بیع) را دارد و اگر خریدار نسبت به ثمن معامله تدلیس کرده فروشنده حق فسخ معامله را دارد.(مواد ٤٣٨ و ٤٣٩ قانون مدنی).

خیارتبعض صفقه:

در این صورت خریدار حق فسخ معامله را خواهد داشت. البته مطابق ماده ٤٤١ قانون مدنی خریدار در این صورت می تواند بیع قرارداد واقع شده را نسبت به قسمت سالم قبول کند و نسبت به آن قسمت که باطل است ثمن (مثلا پول آن را) مسترد کند.

 

مشاوره با ما :

در صورت تمایل به اخذ مشاوره از  وکیل ملکی و حقوقی با ما تماس بگیرید .

تلفن تماس : 09123939759

پولشويى چیست ؟ مجازات پولشویی

پولشويى چیست ؟ مجازات پولشویی : پولشويى فرآيندى است كه طى آن پول كثيف و يا درآمدهاى نامشروع حاصل از اعمال مجرمانه تطهير شده و جلوه اى پاك و حاصل از اعمال قانونى به آن داده مى شود تا رديابى منشاء درآمد دشوار گردد. ممكن است كه عبارت پول كثيف كمى كلى و نامفهوم باشد و براى شما سوال به وجود آيد كه منظور از پول كثيف چيست ؟

پول هاى كثيف عبارتند از عوايد ناشى از جرم اعم از عوايد حاصل از قاچاق كالا ، قاچاق مواد مخدر ، قاچاق زنان و كودكان ، تروريسم ، اختلاس ، فساد ادارى و هر گونه رفتار مجرمانه درآمدزا ديگر . با اين توضيح به تشريح مراحل پولشويى مى پردازيم .

مراحل پولشویی

مراحل پولشويى سه مرحله است كه عبارت است از :

١- مرحله پيش شستشو

مرحله سرمايه گذارى و استقرار و جايابى درآمد نامشروع به نحوى كه پول كثيف وارد سيستم اقتصادى سالم مى شود مانند سرمايه گذارى پول كثيف در بانك

٢- مرحله شستشو

موحله تبديل و لايه گذارى يا لايه لايه كردن درآمد نامشروع كه با ايجاد پوشش هاى پيچيده با معاملات مالى و بانكى متعدد ، منشاء پول كثيف مخفى مى گردد.

٣- مرحله تبديل يا خشكاندن

مرحله يكپارچه سازى و ادغام به نحوى كه منافع ناشى از پول كثيفِ شسته شده توسط پولشو به سيستم مال باز مى گردد و در اين وضع پول كثيف و تميز ( سود ناشى از سرمايه گذارى مرحله قبل ) در هم ادغام شده اند .

پولشویی چیست ؟

مطابق با ماده ٢ قانون مبارزه با پولشويى ، پولشويى عبارت است از :

الف : تحصيل ، تملك ، نگهدارى يا استفاده از عوايد حاصل از فعاليت هاى غير قانونى با علم به اين كه به طور مستقيم يا غير مستقيم در نتيجه ارتكاب جرم به دست آمده باشد .

ب : تبديل ، مبادله يا انتقال عوايدى به منظور پنهان كردن منشاء غير قانونى آن با علم به اين به طور مستقيم يا غير مستقيم ناشى از ارتكاب جرم بوده يا كمك به مرتكب به نحوى كه وى مشمول آثار و تبعات قانونى آن جرم نگردد.

ج : اخفا يا پنهان يا كتمان كردن ماهيت واقعى ، منشاء ، منبع ، محل ، نقل و انتقال ، جابه جايى يا مالكيت عوايدى كه به طور مستقيم يا غير مستقيم در نتيجه جرم تحصيل شده باشد .

پولشويى چیست ؟ مجازات پولشویی

پولشويى چیست ؟ مجازات پولشویی

تعریف پولشویی در قانون

با توجه به تعريف قانونىِ مذكور براى جرم پولشويى ، رفتارهاى فيزيكى در تحقق پولشويى ميتواند به صورت ذيل باشد :

  1. تحصيل عوايد حاصل از جرم : يعنى به دست آوردن عوايدى كه ناشى از يك رفتار مجرمانه بوده است . چه از قبل با مباشر آن جرم تبانى شده باشد و چه نشده باشد .
  2. تملك عوايد حاصل از جرم : به معناى هر گونه اقدام تملك آور ، اعم از خريد و فروش ، معاوضه ، قرض ، هبه و هر نوع عقد تمليكى ديگر هر چند عوضى هم در مقابل تملك عوايد حاصل از جرم داده باشد .
  3. نگهدارى عوايد حاصل از جرم : نگهدارى عوايد حاصل از جرم بدون قصد تملك آنها و يا حتى بدون انتقاع از آنها در راستاى مساعدت به مباشر نيز مشمول عنوان پولشويى است .
  4. استفاده از عوايد حاصل از جرم : استفاده و انتفاع از عوايد حاصل از جرم حتى به طريق شخصى غير از مجرم از مصاديق پولشويى است .
  5. تبديل عوايد حاصل از جرم : همانگونه كه در مطالب مذكور بيان شد تبديل و لايه گذارى عوايد به مال ديگر مشمول پولشويى است مثل تبديل در آمد ناشى از قاچاق به سهام و اوراق بهادار .
  6. مبادله عوايد حاصل از جرم : عبارت است از گردش عوايد براى گم شدن منشاء اوليه آن .
  7. انتقال عوايد حاصل از جرم : جابه جايى مال حاصل از جرم در راستاى رهايى دادن مجرم از تعقيب پيگيرى .
  8. پنهان كردن يا اخفا كردن يا كتمان كردن : اين مصداق از رفتار فيزيكى نه ناظر بر عوايد حاصله از جرم بلكه ناظر بر اخفاء و كتمان اطلاعات و آگاهى از مراحل فرآيند پولشويى مى باشد .

 

مجازات پولشویی

نكته اول در بيان مصاديق مذكور در اين است كه : براى تحقق جرم پولشويى از طريق تبديل ، مبادله يا انتقال عوايد ، اين اقدامات بايد به منظور پنهان كردنِ منشاء غير قانونى عوايد حاصل از جرم ، صورت گرفته باشد .
نكته دوم اينكه براى تحقق نتيجه در جرم پولشويى، ظاهراً نظر قانونگذار بر وقوع نتيجه اى خاص نيست و صرف اينكه يكي از مصاديق عنصر مادي ( موارد ١ تا ٨ ) واقع شود ، چه پولشو موفقيت حاصل كند يا نكند جرم تحقق يافته محسوب مى شود بنابر اين پولشويى جرمى مطلق است در این رابطه می توانید از وکیل کیفری مشاوره دریافت نمایید .

نكته سوم اينكه در تحقق پولشويى سوء نيت مرتكب به معناى علمِ و آگاهى مرتكب به اينكه عوايد بطور مستقيم و غير مستقيم در نتيجه رفتار مجرمانه به دست آمده است ، لازم مى باشد .
مجازات جرم پولشويى مطابق با ماده ٩ قانون مبارزه با پولشويى عبارت است از اينكه مرتكب علاوه بر استرداد درآمد و عوايد حاصل از ارتكاب جرم ، به جزاى نقدى به ميزان يك چهارم عوايد حاصل از جرم محكوم مى شود .

البته بايد اذعان داشت كه اگر پولشويى به طور گسترده موجب اخلال در نظام اقتصادى كشور شود با لحاظ ماده ٢٨٦ قانون مجازات اسلامى ، افساد في الارض فرض شده و مجازات آن اعدام است .

سقط جنين و مجازات آن

سقط جنين و مجازات آن : در ابتدا به مفهوم سقط جنين ميپردازيم ، سقط جنين عبارت است ار اخراج يا خروج جنين از مادر به نحوى كه زنده نباشد يا داراى قابليتِ زيست مستقل از مادر نباشد .سوال اينجاست كه با توجه به تعريف مذكور آيا جنايت بر جنين و در نتيجه از بين بردن او مشمول عنوان قصاص است يا خير ؟.

در پاسخ بايد گفت مطابق با ماده ٣٠٦ قانون مجازات اسلامى ، جنايت عمدى بر جنين هر چند پس از حلول روح باشد موجب قصاص نيست و مرتكب تنها به مجازات تعزيرىِ مقرر و همينطور به پرداخت ديه محكوم ميگردد اما اگر جنايت قبل از تولد در دوره جنينى واقع شده باشد و جنين زنده متولد شده و داراى قابليتِ حيات باشد ولى پس از تولد به سبب جنايت بميرد يا دچار نقص شود طبق تبصره ماده مذكور مرتكب به قصاص محكوم ميگردد . بنابراين با حصول شرايط مذكور قصاص ثابت مى شود.

انواع سقط جنين

سقط جنين يا به صورت مجاز يا درمانى و يا به صورت غير مجاز و مجرمانه است .
١-سقط جنين به صورت مجاز و در مانى با لحاظ قانون سقط جنين درمانى مصوب ١٣٨٤ ، اقدام براى سقط جنين مجاز بايد داراى شرايط ذيل باشد :

  • اول اينكه تشخيص قطعى سه پزشك متخصص و تأييد پزشك قانونى مبنى بر بيمارى جنين كه به علت عقب ماندگى يا ناقص الخلقه بودن موجب حرج مادر است و يا بيمارى مادر كه با تهديد جانى مادر توأم باشد .
  • دوم اينكه اقدام به سقط بايد قبل از ولوج روح (چهار ماهگى ) باشد . توضيحاً اينكه منظور از ولوج روح: حركات جنينى و جدا تپيدن قلب جنين است .
  • سوم اينكه اقدام به سقط مستلزم رضايت مادر است با اين توضيح كه رضايت پدر در اين مورد لازم نيست .
    با جمع شرايط فوق مجازات و مسئوليتى متوجه پزشكِ مباشر نخواهد بود .

٢- سقط جنين غير مجاز يا مجرمانه كه به صورت عمدى توسط مادر يا توسط ديگرى با ضرب و جرح بر مادر و يا توسط ديگرى در قالبِ معاونت در سقط جنين و يا توسط پزشك و ماما چه با مباشرت و چه به صورت معاونت صورت ميگيرد و همينطور سقط جنين به صورت غير عمد نيز به لحاظ مواد ٧١٥ و ٧١٦ قانون تعزيرات مشمول عنوان مجرمانه است .
در تكميل مطالب فوق ابتدا بايد اذعان داشت كه مادرى كه شخصاً اقدام به سقط جنين خود كرده است هيچ مجازاتى جز پرداخت ديه براى او در نظر گرفته نشده است و در ادامه ، مطابق با ماده ٧١٨ قانون مجازات اسلامى هر گاه زنى جنين خود را در هر مرحله اى كه باشد ، به عمد ، شبه عمد يا خطا از بين ببرد ، ديه جنين حسب مورد توسط مرتكب يا عاقله او پرداخت مى شود .

سقط جنين و مجازات آن

سقط جنين و مجازات آن

سقط جنين عمدى به واسطه ضرب و اذيت و آزار زن حامله كه در صورت وجود شرايطِ علم مرتكب به حامله بودن زن و اقدام عمدىِ مرتكب و وجود رابطه سببيت بين ضرب و آزار و سقط جنين ، مرتكب مطابق با ماده ٧١٧ قانون مجازات و ماده ٦٢٢ قانون تعزيرات ، نسبت به صدمه به زن به قصاص يا ديه و يا تعزير مربوطه و نسبت به جنين به پرداخت ديه و همچنين حبس از يك تا سه سال محكوم ميگردد.

سقط جنين توسط پزشك و ماما و يا افرادى كه به عنوان پزشك و ماما مبادرت به سقط مى كنند ، چنانچه اين افراد وسايل سقط جنين را فراهم سازند و يا مباشرت به اسقاط جنين نمايند به حبس از دو تا پنج سال و حكم به پرداخت ديه محكوم خواهند شد

اطلاعات بیشتر در : چگونه از پزشک شکایت کنیم ؟

و چنانچه پزشك با مباشرت در سقط جنين باعث مرگ مادر نيز بشود علاوه بر مجازات فوق ، حسب مورد مشمول مقررات قتل شبه عمد و يا عمد نيز مى باشد .

دریافت مشاوره از وکیل خانواده

علاوه بر موارد بالا گاهى شوهر ، همسر خود را ترغيب به سقط جنين مى نمايد و زن با گرفتن دارو ، جنين خود را سقط مى كند كه در اين مورد ، زن به پرداخت ديه محكوم مى گردد و شوهر نيز به لحاظ معاونت در سقط جنين مطابق با ماده ١٢٦ قانون مجازات اسلامى ،قابل مجازات مى باشد که در این رابطه می توانید از وکیل خانواده مشاوره دریافت نمایید.

براى مصادق ديگر جرم سقط جنين ميتوان دادنِ ادويه يا وسايل ديگر يا راهنمايى كردن زن به استعمال ادويه را نيز بيان نمود .
در تكميل توضيحات قبل بايد اضافه نمود كه جرم سقط جنين تنها مشمول جنين مشروع نيست و جنين ناشى از زنا نيز مورد حمايت قانونگذار قرار گرفته است و همچنين چنين تركيبى در آزمايشگاه تا قبل از انتقال به رحم زن ، در صورت از بين رفته شدن مشمول عنوان سقط جنين نمى باشد و نكته آخر اينكه مبادا سلب حيات از نوزاد نارس در دستگاه را سقط جنين برشمريم چرا كه اين عنوان مجرمانه قتل محسوب مى شود نه سقط جنين .

چگونه از پزشک شکایت کنیم ؟

چگونه از پزشک شکایت کنیم ؟ ممکن است در مواردی پزشکان دچار اشتباهاتی شده و مورد پیگرد قانونی قرار گیرند ، اما چطور می توان از پزشک مقصر شکایت کرد ؟ روش های احقاق حق از پزشکان مقصر چیست ؟ در ادامه به بررسی روش های شکایت از پزشکان خواهیم پرداخت با وکیل کیفری همراه باشید..

چگونه از پزشک شکایت کنیم ؟

١- دادسرای ویژه رسیدگی به جرایم پزشکی

نخستین مکانی است که افراد می‌توانند برای رسیدگی به مشکلات و پرونده‌های قضایی خود در رابطه با قصور و تخلفات پزشکی در هر سطحی که باشد، به آنجا مراجعه کنند و از این طریق دیه و خسارات وارده را مطالبه کنند و اگر پزشک، مرتکب قصور شده باشد، مجازات او را هم از دادگاه بخواهند.

چگونه از پزشک شکایت کنیم ؟

٢-مراجعه به شورای حل اختلاف

دومین راهکاری که قانون برای شکایت از پزشکان در نظر گرفته، مراجعه به شورای حل اختلاف (ویژه امور بهداشتی) است که رسیدگی و حل و فصل اختلافات اعضای جامعه پزشکی با یکدیگر و همچنین اختلافات جامعه پزشکی با سایر اشخاص اعم از حقیقی یا حقوقی در صورتی که مبلغ مورد نظر تا ۲۰میلیون تومان بوده یا در صورتی که هر دو طرف در خصوص ارجاع پرونده به شورا، توافق داشته باشند، در صلاحیت آن است.

 

٣- شکایت از طریق سازمان نظام پزشکی

سومین مرجعی که در قوانین و مقررات برای این مساله به آن اشاره شده، سازمان نظام پزشکی است که تخلفات اداری و انتظامی پزشکان را مورد رسیدگی قرار می‌دهد و نتیجه آن برخورد انتظامی با پزشک خواهد بود که طیف وسیعی از اقدامات از توبیخ کتبی تا لغو پروانه طبابت به شکل دایمی را در بر می‌گیرد.

در پاسخ به سوال چگونه از پزشک شکایت کنیم ؟ ، آنچه از اهمیت بسیار زیادی برخوردار بوده، نظریه پزشکی قانونی است و مبنای اکثر احکام صادره، نظریه کارشناسی این سازمان خواهد بود.

توهین به مقدسات

توهین به مقدسات : توهین به مقدسات دینی در قانون تعزیرات و قوانین مطبوعاتی پیش بینی شده است .مثلاً در لایجه قانونی مطبوعات ، مصوب شورای عالی امنیت ، برای اهانت به دین اسلام یا سایر مذاهب رسمی کشور مجازات حبس از شش ماه تا دو سال مقرر شده است .

در ماده 26 قانون مطبوعات ، مجازات توهین به مقدسات را در صورتی که موجب ارتداد نشود ، مطابق با نظر دادگاه و قانون تعزیرات مقرر نموده است .

توهین به مقدسـات در قانون مجازات اسلامی :

بر اساس ماده 513 قانون تعزیرات مصوب 1375 : هر کس به مقدسات اسلام و یا هر یک از انبیاء عظام یا ائمه طاهرین علیه السلام یا حضرت صدیقه طاهره علیه السلام اهانت نماید ، اگر مشمول حکم ساب النبی باشد ، اعدام می شود . در غیر این صورت به حبس از یک تا پنج سال محکوم می شود .

منظور از توهین به مقدسات چیست ؟

در ماده 513 قانون تعزیرات ، توهین به دوارده امام و حضرت فاطمه علیه السلام و هر یک از پیامبران شناخته شده الهی است و از این نظر تفاوتی بین پیامبران الوالعظم و بقیه پیامبران وجود ندارد . همچنین توهین به ذات باری تعالی و هر یک از مکان های مقدس و مساجد ، قرآن کریم ، کعبه ، مزار پیامبر و ائمه و شخصیت های قابل احترام در دیگر مذاهب مانند حضرت مریم و یا حضرت ابوالفضل ، علی اکبر و یا حضرت زینب ، مشمول عنوان توهین به مقدسات می باشد .

طرق اهانت

توهین به مقدسات می تواند از طریق هر نوع گفتار ، فعل ، اشاره و یا حتی کتابت صورت گیرد .

توهین به مقدسات

عنصر روانی در جرم توهین مقـدسات

عنصر روانی در جرم توهین ، عمد در توهین است که لازمه ی آن آگاهی مرتکب نسبت به موهن بودن رفتاراست .

مجازات توهین به مقـدسات

در ماده 513 دو مجازات مقرر شده است

  • مجازات اعدام برای ساب النبی
  • مجازات حبس از یک تا پنج سال

برای تعیین مجازات ساب النبی و شمول موارد تحت این عنوان باید به موازین فقهی مراجعه شود . به این معنا که هر گاه دشنام به پیامبر اکرم و یا هر یک از امامان معصوم یا حضرت فاطمه علیه السلام باشد ، دشنام دهنده به مجازات اعدام محکوم می شود و در موارد دیگر مشمول مجازات حبس می باشد .

برای کسب اطلاعات بیشتر و اخذ مشاوره از وکیل کیفری با ما تماس بگیرید . تلفن تماس : 09123939759

نشر اكاذيب

نشر اكاذيب : قانونگذار در قانون مجازات اسلامى مصوب ١٣٧٥ در ماده ٦٩٨ ، جرم  را به اين صورت تعريف نموده است : هر كس به قصد ضرر زدن به ديگرى ويا تشويش اذهان عمومى و يا مقامات رسمى ، به وسيله نامه يا شكواييه يا مراسلات و يا گزارش و يا با توزيع كردن هر گونه اوراق چاپى ، اكاذيبى را اظهار نمايد يا با همان مقاصد اعمالى را بر خلاف حقيقت و به كذب ، چه شخصاً و چه به عنوان نقل قول به شخصى اعم از حقيقى يا حقوقى به صورت تصريح و يا تلويح نسبت دهد ، علاوه بر اعاده حيثيت به حبس از دو ماه تا دو سال و يا شلاق محكوم مى گردد ولو اينكه نسبت دادن اين اكاذيب موجب ورود ضرر مادى و معنوى به ديگرى نگردد.

رفتار فيزيكى در تحقق جرم نشر اكاذيب

مرتكب بدون توهين كردن و افترا ، به قصد بد بين كردن مردم نسبت به ديگرى يا براى تحريك مردم عليه ديگرى ، اقدام به انتشار مطلب يا مطالب دروغ عليه او مى كند برای توضیحات بیشتر در ادامه با وکیل کیفری همراه باشید…

نكته مهم در تحقق جرم نشراكاذيب اين است كه ، مطالب منتشره بايد كذب و دروغ باشد .

نشر اكاذيب

این جرم منصرف به ارايه مطالب كذب و دروغ نيست بلكه از هر طريقى اعم از نامه ، شكواييه ، مراسله ، عريضه ، گزارش ، توزيع اوراق و ديگر طرق مختلف محقق مى گردد. البته لازم به ذكر است كه اظهارات شفاهى از شمول جرم نشر اكاذيب خارج است .ذكر اين مهم ضرورى است كه واژه نشر اكاذيب به معناى انتشار متعدد از مطالب نادرست نيست و صرف انتشار يك كذب هم در تحقق اين جرم كافى است .

نتيجه جرم نشر اكاذيب

جرم نشر اكاذيب از جمله جرايم مطلق است و صرف نظر از اينكه ضررى اعم از ضرر مادى يا معنوى بر بزه ديده وارد گردد، موجب تحقق اين جرم و تعقيب مرتكب مى گردد. البته لازم به ذكر است كه جرم نشر اكاذيب از جرايم قابل گذشت بوده و تنها با شكايت شاكى  توسط وکیل پایه یک دادگستری قابل پيگرى است .

نشر اكاذيب رايانه اى

این مورد هم مانند نشر اكاذيب سنتى داراى همان اجزاء تشكيل دهنده است و تنها تفاوت آن در وسيله جرم يعنى استفاده از سامانه هاى رايانه اى يا مخابراتى براى انتشار اكاذيب است .

اما همچنان در نشر اكاذيب رايانه اى هم قصد اضرار به غير يا تشويش اذهان عمومى شرط لزوم در تحقق اين جرم است .

مطابق با ماده ١٨ قانون جرايم رايانه اى مصوب ١٣٨٨ : هر كس به قصد اضرار به غير يا تشويش اذهان عمومى به وسيله سامانه رايانه اى يا مخابراتى ، اكاذيبى را منتشر نمايد يا در دسترس ديگران قرار دهد و يا با همان مقاصد اعمالى را بر خلاف حقيقت رأساً يا به عنوان نقل قول به شخص حقيقي يا حقوقى ، صريح يا تلويحى نسبت دهد ، اعم از اينكه از طريق ياد شده به نحوى از انحاء ضرر مادى يا معنوى به ديگرى وارد شود يا نشود ، افزون بر اعاده حيثيت به حبس از نود و يك روز تا دو سال يا جزاى نقدى يا هر دو مجازات با هم محكوم مى گردد.

جرایم در حکم کلاهبرداری

جرایم در حکم کلاهبرداری : در بسیاری از موارد شاهد این بوده ایم که جرمی با داشتن عنوان خاص مجرمانه خود دارای مجازات کلاهبرداری است . در واقع قانونگذار به جهت جلوگیری از ترویج جرم برای بعضی از جرایم سخت گیری بیشتری نشان داده و مجازات آن را به میزان جرم کلاهبرداری قرار داده . برای کسب اطلاعات بیشتر در ادامه با وکیل کلاهبرداری همراه باشید…

جرایم در حكم كلاهبردارى هستند

  1. ﺗﺒﺎﻧﯽ ﺍﺷﺨﺎﺹ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺮﺩﻥ ﻣﺎﻝ ﻏﯿﺮ .
  2. ﺍﺷﺨﺎﺻﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﺛﺎﻟﺚ ﻭﺍﺭﺩ ﺩﻋﻮﺍ ﻣﯿﺸﻮﻧﺪ ﯾﺎ ﺑﺮ ﺣﮑﻤﯽ ﺍﻋﺘﺮﺍﺽ ﻣﯿﮑﻨﻦ ﯾﺎ ﺑﺮ ﻣﺤﮑﻮﻡ ﺑﻪ ﺣﮑﻤﯽ ﻣﺴﺘﻘﯿﻤﺎً ﺍﻗﺎﻣﻪ ﺩﻋﻮﺍ ﻧﻤﺎﯾﻨﺪ ﻣﺸﺮﻭﻁ ﺑﺮ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺳﺎﺑﻘﺎً ﺑﺎ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺍﺻﺤﺎﺏ ﺩﻋﻮﺍ بر ﺳﺮ ﺑﺮﺩﻥ ﻣﺎﻝ ﯾﺎ ﺗﻀﯿﯿﻊ ﺣﻖ ﻃﺮﻑ ﺩﯾﮕﺮ ﺗﺒﺎﻧﯽﮐﺮﺩﻩ ﺑﺎﺷﻨﺪ !
  3. ﺍﻧﺘﻘﺎﻝ ﻣﺎﻝ ﻏﯿﺮ ﻋﯿﻨﺎً ﯾﺎ ﻣﻨﻔﻌﺘﺎً .
  4. ﺍﻧﺘﻘﺎﻝ ﮔﯿﺮﻧﺪﻩ ﻣﺎﻝ ﻏﯿﺮ ﻣﺸﺮﻭﻁ ﺑﺮ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺑﺮ ﻣﻠﮏ ﻏﯿﺮ ﺑﻮﺩﻥ ﺩﺭ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﻋﺎﻟﻢ ﺑﺎﺷﻨﺪ .
  5. ﻣﻌﺮﻓﯽ ﻣﺎﻝ ﻏﯿﺮ ﺑﻪ ﻋﻮﺽ ﻣﺎﻝ ﺧﻮﺩ .
  6. ﺗﻘﺎﺿﺎﯼ ﺛﺒﺖ ﻣﻠﮏ ﺑﺮ ﺧﻼﻑ ﻭﺍﻗﻊ .
  7. ﺗﻘﺎﺿﺎﯼ ﺛﺒﺖ ﻣﻠﮏ ﺗﻮﺳﻂ ﺍﻣﯿﻦ .
  8. ﺧﯿﺎﻧﺖ ﯾﺎ ﺗﺒﺎﻧﯽ ﻣﺘﺼﺮﻑ ﺑﺮﺍﯼ ﺛﺒﺖ ﻣﻠﮏ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻭ ﯾﺎ ﻣﺘﺼﺮﻑ ﻗﻠﻤﺪﺍﺩ ﮐﺮﺩﻥ ﺧﻮﺩ .
  9. ﺧﻮﺩﺩﺍﺭﯼ ﺍﺯ ﺍﺳﺘﺮﺩﺍﺩ ﺣﻖ ﻃﺮﻑ .
  10. ﺗﺤﺼﯿﻞ ﺗﺼﺪﯾﻖ ﺍﻧﺤﺼﺎﺭ ﻭﺭاثت ﺑﺮ ﺧﻼﻑ ﻭﺍﻗﻊ .
  11. ﺍﻇﻬﺎﺭﺍﺕ ﺧﻼﻑ ﻭﺍﻗﻊ ﻣﻮﺳﺴﯿﻦ ﻭ ﻣﺪﯾﺮﺍﻥ ﺷﺮﮐﺖ ﻫﺎ ﺑﺎ ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ ﻣﺤﺪﻭﺩ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﺗﻤﺎﻡ ﺳﻬﺎﻡ ﺍﻟﺸﺮﮐﻪ ﻧﻘﺪﯼ ﻭ ﺗﺴﻠﯿﻢ ﺳﻬﻢ ﺍﻟﺸﺮﮐﻪ ﻏﯿﺮ ﻧﻘﺪﯼ ﺩﺭ ﺍﻭﺭﺍﻕ ﻭ ﺍﺳﻨﺎﺩ ﻻﺯﻡ ﺑﺮﺍﯼ ﺛﺒﺖ ﺷﺮﮐﺖ .
  12. ﺗﻘﺎﺿﺎﯼ ﺛﺒﺖ ﻣﻠﮏ ﺗﻮﺳﻂ ﻭﺍﺭﺙ ﺑﺎ ﻋﻠﻢ ﺑﻪ ﺍﻧﺘﻘﺎﻝ ﯾﺎ ﺳﻠﺐ ﻣﺎﻟﮑﯿﺖ ﻣﻮﺭﺙ .
  13. ﺗﻘﻮﯾﻢ ﻣﺘﻘﻠﺒﺎﻧﻪ ﺳﻬﻢ ﺍﻟﺸﺮﮐﻪ ﻏﯿﺮ ﻧﻘﺪﯼ ﺑﻪ ﻣﺒﻠﻎ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ﻗﯿﻤﺖ ﻭﺍﻗﻌﯽ .
  14. ﺗﻘﺴﯿﻢ ﻣﻨﺎﻓﻊ ﻣﻮﻫﻮﻡ ﺑﺎ ﻧﺒﻮﺩﻥ ﺻﻮﺭﺕ ﺩﺍﺭﺍﯾﯽ ﺑﯿﻦ ﺷﺮﮐﺎ ﺗﻮﺳﻂ ﻣﺪﯾﺮﺍﻥ .
  15. جرایم در حکم کلاهبرداری

    جرایم در حکم کلاهبرداری

  16. ﺗﻘﺴﯿﻢ ﻣﻨﺎﻓﻊ ﻣﻮﻫﻮﻡ ﺑﻪ ﺍﺳﺘﻨﺎﺩ ﺻﻮﺭﺕ ﺩﺍﺭﺍﯾﯽ ﺑﯿﻦ ﺷﺮﮐﺎ ﺑﻪ ﻭﺳﯿﻠﻪ ﻣﺪﯾﺮﺍﻥ .
  17. ﻫﺮ ﮐﺲ ﺑﺮﺧﻼﻑ ﺣﻘﻴﻘﺖ ﻣﺪّﻋﻲ ﻭﻗﻮﻉ ﺗﻌﻬّﺪ ﺍﺑﺘﻴﺎﻉ ﺳﻬﺎﻡ ﻳﺎ ﺗﺄﺩﻳﻪ ﻱ ﻗﻴﻤﺖ ﺳﻬﺎﻡ ﺷﺪﻩ ﻳﺎ ﻭﻗﻮﻉ ﺗﻌﻬﺪ ﻭ ﻳﺎ ﺗﺄﺩﻳﻪ ﺍى ﺭﺍ ﮐﻪ ﻭﺍﻗﻌﻴﺖ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﺍﻋﻼﻥ ﻳﺎ ﺟﻌﻠﻴﺎﺗﻲ ﻣﻨﺘﺸﺮ ﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﻭﺳﺎﻳﻞ ﺩﻳﮕﺮﻱ ﺭﺍ ﻭﺍﺩﺍﺭ ﺑﻪ ﺗﻌﻬﺪ ﺧﺮﻳﺪ ﺳﻬﺎﻡ ﺑﺎ ﺗﺄﺩﻳﻪ ﻗﻴﻤﺖﺳﻬﺎﻡ ﻧﻤﺎﻳﺪ ﺍﻋﻢ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﮐﻪ ﻋﻤﻠﻴﺎﺕ ﻣﺬﮐﻮﺭ ﻣﺆﺛﺮ ﺷﺪﻩ ﻳﺎ ﻧﺸﺪﻩ ﺑﺎﺷﺪ .
  18. ﻫﺮﮐﺲ ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﺗﻘﻠّﺐ ﺑﺮﺍﻱ ﺟﻠﺐ ﺗﻌﻬﺪ ﻳﺎ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﻗﻴﻤﺖ ﺳﻬﺎﻡ ، ﺍﺳﻢ ﺍﺷﺨﺎﺻﻲ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺧﻼﻑ ﻭﺍﻗﻊ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻧﻲ ﺍﺯﻋﻨﺎﻭﻳﻦ ﺟﺰﺀ ﺷﺮﮐﺖ ﻗﻠﻤﺪﺍﺩ ﺑﻨﻤﺎﻳﺪ .
  19. ﻣﺪﻳﺮﻫﺎﻳﻲ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻧﺒﻮﺩﻥ ﺻﻮﺭﺕ ﺩﺍﺭﺍﻳﻲ ﻳﺎ ﺑﻪ ﺍﺳﺘﻨﺎﺩ ﺻﻮﺭﺕ ﺩﺍﺭﺍﻳﻲ ﻣﺰﻭﺭ ﻣﻨﺎﻓﻊ ﻣﻮﻫﻮمی ﺭﺍ ﺑﻴﻦ ﺻﺎﺣﺒﺎﻥ ﺳﻬﺎﻡ ﺗﻘﺴﻴﻢ ﻧﻤﻮﺩﻩ ﺑﺎﺷﻨﺪ .
  20. ﺑﻪ ﻣﺼﺮﻑ ﺭﺳﺎﻧﺪﻥ ﺍﺭﺯ ﺩﻭﻟﺘﯽ ﺑﻪ ﻣﺼﺮﻓﯽ ﻏﯿﺮ ﺍﺯ ﺧﺮﯾﺪ ﮐﺎﻻ .
  21. ﻓﺮﻭﺧﺘﻦ ﺍﺭﺯ ﺩﻭﻟﺘﯽ ﺩﺭ ﺑﺎﺯﺍﺭ ﺁﺯﺍﺩ ﯾﺎ ﺳﯿﺎﻩ .
  22. ﻓﺮﻭﺵ ﮐﺎﻻﯼ ﺗﻬﯿﻪ ﺷﺪﻩ ﺑﺎ ﺍﺭﺯ ﺩﻭﻟﺘﯽ ﺑﻪ ﺑﻬﺎﯾﯽ ﮔﺮﺍﻧﺘﺮ ﺍﺯ ﻧﺮﺥ ﻣﻘﺮﺭ .
  23. ﻫﺮ ﻧﻮﻉ ﺳﻮﺀ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺭﺍﺟﻊ ﻣﻌﺎﻣﻼﺕ ﺍﺭﺯﯼ .
  24. ﺟﻌﻞ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻧﻤﺎﯾﻨﺪﮔﯽ ﺑﯿﻤﻪ .
  25. ﻫﺮ ﮔﻮﻧﻪ ﻧﻘﻞ ﻭ ﺍﻧﺘﻘﺎﻝ ﺍﻣﻮﺍﻝ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺍﺻﻞ 49 ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺍﺳﺎﺳﻲ ﺑﻪ ﻣﻨﻈﻮﺭ ﻓﺮﺍﺭ ﺍﺯ ﻣﻘﺮﺭﺍﺕ ﺍﻳﻦ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺍﺛﺒﺎﺕ ﺑﺎﻃﻞ ﻭ ﺑﻼﺍﺛﺮ ﺍﺳﺖ .ﺍﻧﺘﻘﺎﻝﮔﻴﺮﻧﺪﻩ ﺩﺭ ﺻﻮﺭﺕ ﻣﻄﻠﻊ ﺑﻮﺩﻥ ﻭ ﺍﻧﺘﻘﺎﻝ ﺩﻫﻨﺪﻩ ﺑﻪ ﻣﺠﺎﺯﺍﺕ ﻛﻼﻫﺒﺮﺩﺍﺭﻱ ﻣﺤﻜﻮﻡ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ.
  26. ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻃﻠﺐ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻏﯿﺮ ﻣﺪﯾﻮﻥ ﺍﻧﺘﻘﺎﻝ ﺩﻫﺪ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﻧﺘﻘﺎﻝ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻣﺪﯾﻮﻥ ﺳﺎﺑﻖ ﺧﻮﺩ ﺩﺭﯾﺎﻓﺖ ﮐﺮﺩﻩ ﯾﺎ ﺍﻧﺘﻘﺎﻝ ﺩﻫﺪ .
  27. ﺩﺭﯾﺎﻓﺖ ﻫﺮ ﻭﺟﻪ ﯾﺎ ﻣﺎﻟﯽ ﺍﺯ ﻣﻮﮐﻞ ﯾﺎ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺳﻨﺪ ﺭﺳﻤﯽ ﯾﺎ ﻏﯿﺮﺭﺳﻤﯽ ﺍﺯ ﺍﻭ ﻋﻼﻭﻩ ﺑﺮ ﻣﯿﺰﺍﻥ ﻣﻘﺮﺭﻩ به ﻋﻨﻮﺍﻥ ﺣﻖﺍﻟﻮﮐﺎﻟﻪ ﻭ ﻋﻼﻭﻩ ﺑﺮ ﻣﺨﺎﺭﺝ ﻻﺯﻣﻪ ﺑﻪ ﻫﺮ ﺍﺳﻢ ﻭ ﻫﺮ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﻭﻟﻮ ﺑﻪﻋﻨﻮﺍﻥ ﻭﺟﻪ ﺍﻟﺘﺰﺍﻡ ﻭ ﻧﺬﺭ ﻣﻤﻨﻮﻉ ﺍﺳﺖ .  ﻭ ﻣﺮﺗﮑﺐ ﺑﻪ ﻣﺠﺎﺯﺍﺕ ﺍﻧﺘﻈﺎﻣﯽ ﺍﺯ ﺩﺭﺟﻪ ﭘﻨﺞ ﺑﻪ ﺑﺎﻻ ﻣﺤﮑﻮﻡ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﻭ ﭼﻨﯿﻦ ﺳﻨﺪ ﻭ ﺍﻟﺘﺰﺍﻡﺩﺭ ﻣﺤﺎﮐﻢ ﻭ ﺍﺩﺍﺭﺍﺕ ﺛﺒﺖ ﻣﻨﺸﺎ ﺗﺮﺗﯿﺐ ﺍﺛﺮ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ .ﺩﺭ ﺻﻮﺭﺗﯽ ﮐﻪ ﻭﮐﯿﻞ ﺍﯾﻦ ﻋﻤﻞ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﺣﯿﻠﻪ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﻫﺪ ﻣﺜﻞ ﭘﻮﻝ ﯾﺎ ﻣﺎﻝ ﯾﺎ ﺳﻨﺪﯼ ﺩﺭ ﻇﺎﻫﺮ ﺑﻪﻋﻨﻮﺍﻥ ﺩﯾﮕﺮ و ﺩﺭ ﺑﺎﻃﻦ ﺭﺍﺟﻊ ﺑﻪ ﻋﻤﻞ ﻭﮐﺎﻟﺖ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﯾﺎ ﺩﺭ ﻇﺎﻫﺮ ﺑﻪ ﺍﺳﻢ ﺷﺨﺺ ﺩﯾﮕﺮ ﻭ ﺩﺭ ﺑﺎﻃﻦ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺩ ﺑﮕﯿﺮﺩ ﮐﻼﻫﺒﺮﺩﺍﺭﯼ ﻣﺤﺴﻮﺏ ﻭ ﻣﻮﺭﺩﺗﻌﻘﯿﺐ ﺟﺰﺍﯾﯽ ﻭﺍﻗﻊ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ.
  28.  ﮐﻠﯿﻪ ﺍﺷﺨﺎﺻﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻣﺰﺍﯾﺎﯼ ﻣﻘﺮﺭ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻣﻮﻇﻔﻨﺪ ﺩﺭ ﺗﻘﺎﺿﺎ ﻧﺎﻣﻪ ﺧﻮﺩ ﻫﺮ ﮔﻮﻧﻪ ﺣﻘﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺍﺷﺨﺎﺹ ﺣﻘﯿﻘﯽ ﯾﺎ ﺣﻘﻮﻗﯽ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﯾﺎ ﻗﺴﻤﺘﯽ ﺍﺯﺍﻣﻼﮎ ﻭ ﺍﺳﻨﺎﺩ ﻣﻮﺭﺩ ﺗﻘﺎﺿﺎ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﺭﺍ ﻣﻨﻌﮑﺲ ﻧﻤﺎﯾﻨﺪ ﺩﺭ ﻏﯿﺮ ﺍﯾﻨﺼﻮﺭﺕ ﭼﻨﺎﻧﭽﻪ ﻋﺎﻟﻤﺎ ” ﻭ ﻋﺎﻣﺪﺍ ” ﺍﻋﻼﻡ ﻭ ﻣﻨﻌﮑﺲ ﻧﻨﻤﺎﯾﻨﺪﮐﻼﻫﺒﺮﺩﺍﺭ ﻣﺤﺴﻮﺏ ﻭ ﺑﻪ ﻣﺠﺎﺯﺍﺕ ﺁﻥ ﻣﺤﮑﻮﻡ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﺷﺪ .
  29. ﻃﺮﻓﻴﻦ ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺗﺒﺎﻧﯽ ﺛﻤﻦ ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﻏﻴﺮ ﻣﻨﻘﻮﻝ ﺭﺍ ﭼﻨﺪﻳﻦ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻗﻴﻤﺖ ﻭﺍﻗﻌﻲ ﺩﺭ ﺳﻨﺪ ﻗﻴﺪ ﻧﻤﺎﻳﻨﺪ ﺗﺎ ﺑﻌﺪﺍً ﻫﻤﺎﻥ ﻣﻮﺭﺩ ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﻏﻴﺮ ﻣﻨﻘﻮﻝ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﺒﻠﻎ ﺑﻴﺸﺘﺮﻱ ﺑﻪ ﺭﻫﻦ ﺩﻳﮕﺮﻱ ﺑﺪﻫﻨﺪ.

مشاوره در امور کلاهبرداری و جرایم در حکم کلاهبرداری :

تلفن تماس : 09123939759