تخريب اموال ديگران

تخريب اموال ديگران : در بسيارى از موارد شاهد مشاجرات ميان افراد و در نتيجه ى آن ايراد خسارت به اموال يكديگر و همچنين گاهى اوقات شاهد ايراد خسارت برخی اشخاص به اموال عمومى بوده ايم . غافل از اينكه تخريبِ اموال ديگران جرم محسوب ميشود و مجازاتِ مربوط به خود را دارد .

تخريب اموال ديگران

با توجه به اينكه مالكيت افراد نسبت به اموال خود از نظر قانون محترم شمرده شده ، بنابراين هيچ كس حق تعرض به اين اموال را ندارد و وارد كردن خسارت بر اموال ديگران جرم است . با اين مقدمه به تفسير جرم تخريب اموال دیگران ميپردازيم كه تخريب اموال دیگران چيست و چگونه محقق مى شود و مجازات آن چيست ؟.

 

تعریف جرم تخریب

جرم تخريب عبارت است از نابود كردن يا ايراد خسارت عمدى به اموال غير و جرم تحريق عبارت است از آتش زدن عمدى اموال ديگران . در قانون مجازات اسلامى مصوب ١٣٧٥ مواد ٦٧٥ الى ٦٨٩ جرم تخريب و تحريق را جرم انگارى كرده است .

فعل و رفتار فیزیکی

فعل يا رفتار فيزيكى در تحقق جرم تخريب و تحريق اموال دیگران اعم است از نابود كردن به معناى از بين بردن كلى مال با آتش زدن يا خراب كردن كردن آن و همينطور ايراد خسارت به معناى صدمه زدن به مال بدون از بين بردن كلى مال است .

توضيحاً اينكه تخريب غالباً با فعل مثبت واقع مى شود اما گاهى با ترك كردن فعل به صورت عمدى نيز مى توان موجب تخريب اموال شد . مثل عدم مراقبت عمدى از مال متعلق به غير كه وظيفه مراقبت از آن بر عهده مرتكب بوده است .

 

تخريب اموال ديگران

شرایط لازم برای تحقق جرم تخریب اموال دیگران :

شرايط لازم براى تحقق جرم تخريب اموال دیگران عبارت است از اينكه : اولاً موضوع تخريب و تحريق بايد عرفاً و شرعاً ماليت داشته باشد . ثانياً مال بايد متعلق به غير باشد .

در جرم تخريب و تحريق اضرار به صاحب مال كافى است و حتماً نياز نيست كه مال از حيز انتفاع خارج شده باشد، البته لازم است كه رابطه سببيت بين فعل انجام شده و خسارت وارده اثبات گردد . بنابر اين با عدم ورود هيچ گونه خسارت ، تخريب و تحريق وارد نشده است .

همانگونه كه در تعريف جرم تخريب ذكر شد ، تخريب و تحريق زمانى محقق است كه علاوه بر شرايط مذكور عمد در انجام فعل وجود داشته باشد . در واقع مرتكب با سوءنيت فعل تخريب و تحريق اموال غير را انجام دهد .

 

آيا تخريب در اموال مشاع بين دو شريك نيز محقق مى شود يا خير ؟

در پاسخ بايد گفت كه ارتكاب تخريب و تحريق نسبت به مال مشترك در صورتيكه مقرون به قصد اضرار يا جلب منافع غير مجاز همراه با سوءنيت باشد ، قابل تعقيب است هر چند مالكيت اموال به طور اشاعه و اشتراك باشد .

برخى از مصادق جرم تخريب اموال دیگران :

  • تخريب اموال منقول يا غير منقول كه ميتواند با آتش زدن مطابق با ماده ٦٧٥ قانون تعزيرات يا غير آتش زدن مطابق با ماده ٦٧٦ قانون تعزيرات باشد و يا تخريب اموال منقول و غير منقول متعلق به غير مطابق با ماده ٦٧٧ قانون تعزيرات باشد كه در اين صورت به مجازات شش ماه تا سه سال حبس محكوم ميگردد.
  • كشتن حيوانى كه كشتن آن توسط دولت ممنوع شده اگر بدون ضرورت باشد و يا صيد و شكار حيوانات وحشى حفاظت شده بدون جواز و به طور غير قانونى نيز از مصاديق جرم تخريب است و مطابق با ماده ٦٨٠ قانون تعزيرات جرم است .
  • اتلاف اسناد نيز از مصادق جرم تخريب است البته در اين مورد بايد قائل به تفكيك شد ، اگر اسناد دولتى باشد ، تلف كردن يا سوزاندن آن مطلقا جرم محسوب مى شود . اما اگر سند غير دولتى باشد ، جرم تخريب و تحريق وقتى محقق است كه مقيد به ورود ضرر باشد .
  • تخريب اموال عمومى به هر طريقى باشد جرم است و منظور از اموال عمومى ، اموالى است كه مورد استفاده عموم است خواه ايجاد كننده آن دولت باشد خواه بخش خصوصى . با اين تفاسير تخريب علائم جاده اى نيز مصداق جرم تخريب اموال عمومى است .

 

مشاوره با ما

جهت کسب اطلاع بیشتر و مشاوره از وکیل کیفری با ما تماس حاصل فرمایید .

 

تلفن تماس : 09123939759

بى احتياطى در رانندگى

بى احتياطى در رانندگى : بى احتياطى در رانندگى : بى احتياطى و جرايم مربوط به رانندگى عبارت است از : رانندگى يا تصدى وسيله نقليه موتورى كه منتج به يكى از صدمات مندرج در مواد ٧١٤ الى ٧١٩ قانون مجازات اسلامى مصوب ١٣٧٥ كه اعم است از قتل غير عمدى ، از كار افتادن يا از بين رفتن عضو بدن يا يكى از صدمات بدنى است .

مقدمه :

منظور از راندن يا رانندگى در جرم بى احتياطى در رانندگى ، هدايت كردن يك وسيله نقليه مانند اتومبيل است . البته بى احتياطى در رانندگى تنها مشمول راندن وسايل نقليه نيست ، بلكه تصدى ( هدايت كردن ) يك وسيله غير نقليه مانند جرثقيل يا تله كابين نيز مشمول اين عنوان قرار دارد .
بنابراین اينگونه به نظر مى رسد كه نشستن پشت فرمان خودروى در حال توقفى كه بر اثر برخورد اتومبيل عقب با اتومبيل مذكور ، به اتومبيل جلويى بر خورد مى كند و موجب ايراد صدمه به غير مى گردد و همچنين هل دادنِ اتومبيل خاموش توسط شخص ديگر كه منتج به برخورد آن اتومبيل به اتومبيل ديگر شود مشمول عنوان بى احتياطى در رانندگى مذكور در مواد ٧١٤ الى ٧١٩ قانون مجازات نيست بلكه مشمول بند پ ماده ٢٩١ يعنى جنايت ناشى از تقصير مرتكب و ماده ٦١٦ قانون تعزيرات مى باشد . مشاوره با وکیل کیفری.

 

انواع صدمات مربوط به جنايت ناشى از بى احتياطى در رانندگى :

  1.  قتل : مطابق با ماده ٧١٤ قانون تعزيرات مصوب ١٣٧٥ ، هر گاه بى احتياطى يا عدم رعايت رعايت نظامات دولتى و همچنين عدم مهارت راننده منتهى به قتل گردد ، مرتكب به شش ماه تا سه سال حبس و همچنين به پرداخت ديه در صورت تقاضا از ناحيه اولياى دم محكوم مى شود .
  2. در صورت وقوع صدمات شديد اعم از مرض جسمى يا دماغى غير قابل علاج يا از بين رفتن يكى از حواس يا از بين رفتن عضوى كه يكى از وظايف ضرورى زندگى را انجام ميداده و يا سقط جنين ، مرتكب به حبس از دو ماه تا يك سال و همچنين پرداخت ديه در صورت مطالبه از ناحيه مصدوم محكوم مى گردد.
  3. در صورتى كه بى احتياطى در رانندگى منجر به وقوع صدمات خفيف ترى مانند نقص يكى از اعضاء بدن يا از بين رفتن قسمتى از بدن بدون از كار افتادگى و همچنين وضع حمل قبل از موعد طبيعى شود ، مرتكب به حبس از دو ماه تا شش ماه و همچنين پرداخت ديه محكوم مى گردد.

 

لزوم رابطه سببيت بين تقصير مرتكب و تحقق نتيجه:

رفتار توأم با بى احتياطى و خطايى مرتكب بايد باعث تحقق جنايت شده باشد . بنابراين اگر در زمانى كه فردى با نقض نظامات رانندگى مانند رانندگى بدون داشتن گواهينامه ، رانندگى كند اما مهارت لازم را داشته باشد و ديگرى خود را در جلو اتومبيل او پرت كند و در نتيجه بميرد ، راننده ضامن مرگ او نيست چرا كه سبب مرگ حادثه ديده نبوده است . به اين معنا كه اگر راننده گواهينامه هم داشت باز هم حادثه رخ ميداد و راننده صرفاً به دليل نداشتن گواهينامه به مجازات حبس تا دو ماه مقرر در ماده ٧٢٣ قانون تعزيزات محكوم مى گردد. بنابراين اگر صدمه يا جنايت در بى احتاطى در رانندگى غير عمد باشد و كسيكه ارتكاب آن به او نسبت داده شده هيچ گونه تخلفى ننموده باشد و وقوع جنايت نيز صرفاً به لحاظ تقصير و تخلف مصدوم يا مقتول باشد ، راننده مسئوليتى ندارد.

بى احتياطى در رانندگى

 

موارد تشديد مجازات در بى احتياطى در رانندگى:

  • هر گاه راننده مست باشد يا بدون پروانه باشد يا داراى سرعت غير مجاز باشد يا اتومبيل او داراى نقص فنى موثر در تصادف باشد و همچنين در صورت عدم رعايت حق عابر در محل هاى مخصوص عابر پياده ، موجب محكوميت به بيش از دو سوم حداكثر مجازاتى كه در موارد فوق گفته شد مى گردد.
  • هر گاه راننده پس از حادثه نسبت به مصدومى كه احتياح به كمك فورى داشته و با وجود امكان رساندن او به بيمارستان و يا با وجود امكان كمك گرفتن از مأمورين نيروى انتظامى ، از كمك به او خوددارى كرده باشد و همچنين در صورت فرار كردن از محل حادثه و ترك مصدوم ، به بيش از دو سوم حداكثر مجازاتى كه در موارد فوق گفته شد ، محكوم مى گردد.

 

مجازات نداشتن گواهى نامه در رانندگى :

هر كس بدون گواهينامه اقدام به رانندگى كند و همچنين هر كس كه به موجب حكم دادگاه از رانندگى با وسايل نقليه ممنوع باشد و مبادرت به رانندگى ورزد براى بار اول به حبس تا دو ماه يا جزاى نقدى و يا به حبس و جزاى نقدى و در صورت ارتكاب مجدد به دو تا شش ماه حبس محكوم مى گردد.

 

مشاوره با ما :

جهت اخذ مشاوره از وکیل کیفری با ما تماس بگیرید . تلفن تماس : 09123939759

خیار

خيار به معناى اختيار فسخ يك جانبه قرار داد بين طرفين می باشد .  در ماده ٣٩٦ قانون مدنى ده مورد از خيارات بيان شده است كه عبارتند از :
١- خیار مجلس٢- خیار حیوان٣- خیار شرط ٤-خیار تاخیر ثمن ٥-خیار رویت ٦- تخلف وصف٧- خیار غبن ٨- خیار عیب ٩- خیار تدلیس ١٠- خیار تبعض صفقه.

که در ذیل به تعریف هر کدام  به اختصار می پردازیم.

خیار مجلس:

یعنی هر یک از خریدار و فروشنده بعد از انعقاد قرارداد در جلسه عقد و مادام که از یکدیگر جدا نشده اند اختیار فسخ معامله را دارند (ماده ٣٩٧ قانون مدنی).

خیار حیوان

یعنی چنانچه حیوانی معامله شود خریدار ظرف مدت زمان سه روز از زمان انعقاد قرارداد اختیار فسخ (یعنی بر هم زدن معامله) را دارد.

خیار شرط:

یعنی مطابق ماده (٣٩٩ قانون مدنی): در قرارداد (بیع) خرید و فروش ممکن است شرط شود که در مدت معین برای فروشنده یا خریدار یا هر دو یا شخص ثالث اختیار فسخ معامله قید شود.

خیار تاخیرثمن:

یعنی هر گاه چیزی که مورد معامله قرار می گیرد (مبیع) برای پرداخت ثمن یا تحویل آن چیز بین طرفین عقد مدتی معین نشده باشد و عوضین حال باشند که اگر از ٣ روز از زمان انعقاد قرارداد خرید و فروش بگذرد و در این مدت نه فروشنده مبیع را تحویل خریدارنماید و نه خریدار تمام ثمن (مثلا پول) را به فروشنده بدهد فروشنده اختیار دارد معامله را به هم بزند

خیار

خیار رویت:

یعنی هرگاه کسی مالی را ندیده ولی فقط وصف آن را از فروشنده شنیده بخرد بعد از دیدن اگر دارای آن وصف که قبلا ذکر شده است. ولی هنگام تحویل فاقد آن وصف باشد خریدار اختیار دارد که معامله خرید و فروش (بیع) را به هم بزند (یعنی فسخ کند) یا آنکه به همان نحو که هست قبول نماید ماده ٤١٠ قانون مدنی.

خیار تخلف وصف:

یعنی هرگاه یکی از طرفین قرارداد (یعنی خریدار یا فروشنده) مالی را سابقاً دیده و به اعتماد سابقه دیدن معامله کند و بعد از اینکه کالا را دید و متوجه شد مال مزبور اوصاف سابقه را ندارد، اختیار بر هم زدن معامله را دارد(اختیار فسخ قرارداد).

خیارغبن:

یعنی هر گاه یکی از طرفین عقد در معامله متوجه شوند که اختلاف زیادی در ثمن (مثلا پول) یا ارزش معامله باشد اختلاف و قیمت واقعی بسیار باشد بعد از آگاهی به این اختلاف (بعد از علم به غبن) می تواند معامله را فسخ کند. ماده ٤١٦ قانون مدنی

خیار عیب

یعنی اگر بعد از معامله عیبی ظاهر شود که مشخص شود مورد معامله معیوب بوده خریدار مختار است در قبول آن با کسر قیمت از آن و یا فسخ آن معامله.

خیارتدلیس:

مثلا کالایی را معیوب و یا شکسته طوری جلوه دهند که سالم است و اگر فروشنده خریدار را فریب داده خریدار حق بر هم زدن معامله (فسخ بیع) را دارد و اگر خریدار نسبت به ثمن معامله تدلیس کرده فروشنده حق فسخ معامله را دارد.(مواد ٤٣٨ و ٤٣٩ قانون مدنی).

خیارتبعض صفقه:

در این صورت خریدار حق فسخ معامله را خواهد داشت. البته مطابق ماده ٤٤١ قانون مدنی خریدار در این صورت می تواند بیع قرارداد واقع شده را نسبت به قسمت سالم قبول کند و نسبت به آن قسمت که باطل است ثمن (مثلا پول آن را) مسترد کند.

 

مشاوره با ما :

در صورت تمایل به اخذ مشاوره از  وکیل ملکی و حقوقی با ما تماس بگیرید .

تلفن تماس : 09123939759

پولشويى چیست ؟ مجازات پولشویی

پولشويى چیست ؟ مجازات پولشویی : پولشويى فرآيندى است كه طى آن پول كثيف و يا درآمدهاى نامشروع حاصل از اعمال مجرمانه تطهير شده و جلوه اى پاك و حاصل از اعمال قانونى به آن داده مى شود تا رديابى منشاء درآمد دشوار گردد. ممكن است كه عبارت پول كثيف كمى كلى و نامفهوم باشد و براى شما سوال به وجود آيد كه منظور از پول كثيف چيست ؟

پول هاى كثيف عبارتند از عوايد ناشى از جرم اعم از عوايد حاصل از قاچاق كالا ، قاچاق مواد مخدر ، قاچاق زنان و كودكان ، تروريسم ، اختلاس ، فساد ادارى و هر گونه رفتار مجرمانه درآمدزا ديگر . با اين توضيح به تشريح مراحل پولشويى مى پردازيم .

مراحل پولشویی

مراحل پولشويى سه مرحله است كه عبارت است از :

١- مرحله پيش شستشو

مرحله سرمايه گذارى و استقرار و جايابى درآمد نامشروع به نحوى كه پول كثيف وارد سيستم اقتصادى سالم مى شود مانند سرمايه گذارى پول كثيف در بانك

٢- مرحله شستشو

موحله تبديل و لايه گذارى يا لايه لايه كردن درآمد نامشروع كه با ايجاد پوشش هاى پيچيده با معاملات مالى و بانكى متعدد ، منشاء پول كثيف مخفى مى گردد.

٣- مرحله تبديل يا خشكاندن

مرحله يكپارچه سازى و ادغام به نحوى كه منافع ناشى از پول كثيفِ شسته شده توسط پولشو به سيستم مال باز مى گردد و در اين وضع پول كثيف و تميز ( سود ناشى از سرمايه گذارى مرحله قبل ) در هم ادغام شده اند .

پولشویی چیست ؟

مطابق با ماده ٢ قانون مبارزه با پولشويى ، پولشويى عبارت است از :

الف : تحصيل ، تملك ، نگهدارى يا استفاده از عوايد حاصل از فعاليت هاى غير قانونى با علم به اين كه به طور مستقيم يا غير مستقيم در نتيجه ارتكاب جرم به دست آمده باشد .

ب : تبديل ، مبادله يا انتقال عوايدى به منظور پنهان كردن منشاء غير قانونى آن با علم به اين به طور مستقيم يا غير مستقيم ناشى از ارتكاب جرم بوده يا كمك به مرتكب به نحوى كه وى مشمول آثار و تبعات قانونى آن جرم نگردد.

ج : اخفا يا پنهان يا كتمان كردن ماهيت واقعى ، منشاء ، منبع ، محل ، نقل و انتقال ، جابه جايى يا مالكيت عوايدى كه به طور مستقيم يا غير مستقيم در نتيجه جرم تحصيل شده باشد .

پولشويى چیست ؟ مجازات پولشویی

پولشويى چیست ؟ مجازات پولشویی

تعریف پولشویی در قانون

با توجه به تعريف قانونىِ مذكور براى جرم پولشويى ، رفتارهاى فيزيكى در تحقق پولشويى ميتواند به صورت ذيل باشد :

  1. تحصيل عوايد حاصل از جرم : يعنى به دست آوردن عوايدى كه ناشى از يك رفتار مجرمانه بوده است . چه از قبل با مباشر آن جرم تبانى شده باشد و چه نشده باشد .
  2. تملك عوايد حاصل از جرم : به معناى هر گونه اقدام تملك آور ، اعم از خريد و فروش ، معاوضه ، قرض ، هبه و هر نوع عقد تمليكى ديگر هر چند عوضى هم در مقابل تملك عوايد حاصل از جرم داده باشد .
  3. نگهدارى عوايد حاصل از جرم : نگهدارى عوايد حاصل از جرم بدون قصد تملك آنها و يا حتى بدون انتقاع از آنها در راستاى مساعدت به مباشر نيز مشمول عنوان پولشويى است .
  4. استفاده از عوايد حاصل از جرم : استفاده و انتفاع از عوايد حاصل از جرم حتى به طريق شخصى غير از مجرم از مصاديق پولشويى است .
  5. تبديل عوايد حاصل از جرم : همانگونه كه در مطالب مذكور بيان شد تبديل و لايه گذارى عوايد به مال ديگر مشمول پولشويى است مثل تبديل در آمد ناشى از قاچاق به سهام و اوراق بهادار .
  6. مبادله عوايد حاصل از جرم : عبارت است از گردش عوايد براى گم شدن منشاء اوليه آن .
  7. انتقال عوايد حاصل از جرم : جابه جايى مال حاصل از جرم در راستاى رهايى دادن مجرم از تعقيب پيگيرى .
  8. پنهان كردن يا اخفا كردن يا كتمان كردن : اين مصداق از رفتار فيزيكى نه ناظر بر عوايد حاصله از جرم بلكه ناظر بر اخفاء و كتمان اطلاعات و آگاهى از مراحل فرآيند پولشويى مى باشد .

 

مجازات پولشویی

نكته اول در بيان مصاديق مذكور در اين است كه : براى تحقق جرم پولشويى از طريق تبديل ، مبادله يا انتقال عوايد ، اين اقدامات بايد به منظور پنهان كردنِ منشاء غير قانونى عوايد حاصل از جرم ، صورت گرفته باشد .
نكته دوم اينكه براى تحقق نتيجه در جرم پولشويى، ظاهراً نظر قانونگذار بر وقوع نتيجه اى خاص نيست و صرف اينكه يكي از مصاديق عنصر مادي ( موارد ١ تا ٨ ) واقع شود ، چه پولشو موفقيت حاصل كند يا نكند جرم تحقق يافته محسوب مى شود بنابر اين پولشويى جرمى مطلق است در این رابطه می توانید از وکیل کیفری مشاوره دریافت نمایید .

نكته سوم اينكه در تحقق پولشويى سوء نيت مرتكب به معناى علمِ و آگاهى مرتكب به اينكه عوايد بطور مستقيم و غير مستقيم در نتيجه رفتار مجرمانه به دست آمده است ، لازم مى باشد .
مجازات جرم پولشويى مطابق با ماده ٩ قانون مبارزه با پولشويى عبارت است از اينكه مرتكب علاوه بر استرداد درآمد و عوايد حاصل از ارتكاب جرم ، به جزاى نقدى به ميزان يك چهارم عوايد حاصل از جرم محكوم مى شود .

البته بايد اذعان داشت كه اگر پولشويى به طور گسترده موجب اخلال در نظام اقتصادى كشور شود با لحاظ ماده ٢٨٦ قانون مجازات اسلامى ، افساد في الارض فرض شده و مجازات آن اعدام است .

سقط جنين و مجازات آن

سقط جنين و مجازات آن : در ابتدا به مفهوم سقط جنين ميپردازيم ، سقط جنين عبارت است ار اخراج يا خروج جنين از مادر به نحوى كه زنده نباشد يا داراى قابليتِ زيست مستقل از مادر نباشد .سوال اينجاست كه با توجه به تعريف مذكور آيا جنايت بر جنين و در نتيجه از بين بردن او مشمول عنوان قصاص است يا خير ؟.

در پاسخ بايد گفت مطابق با ماده ٣٠٦ قانون مجازات اسلامى ، جنايت عمدى بر جنين هر چند پس از حلول روح باشد موجب قصاص نيست و مرتكب تنها به مجازات تعزيرىِ مقرر و همينطور به پرداخت ديه محكوم ميگردد اما اگر جنايت قبل از تولد در دوره جنينى واقع شده باشد و جنين زنده متولد شده و داراى قابليتِ حيات باشد ولى پس از تولد به سبب جنايت بميرد يا دچار نقص شود طبق تبصره ماده مذكور مرتكب به قصاص محكوم ميگردد . بنابراين با حصول شرايط مذكور قصاص ثابت مى شود.

انواع سقط جنين

سقط جنين يا به صورت مجاز يا درمانى و يا به صورت غير مجاز و مجرمانه است .
١-سقط جنين به صورت مجاز و در مانى با لحاظ قانون سقط جنين درمانى مصوب ١٣٨٤ ، اقدام براى سقط جنين مجاز بايد داراى شرايط ذيل باشد :

  • اول اينكه تشخيص قطعى سه پزشك متخصص و تأييد پزشك قانونى مبنى بر بيمارى جنين كه به علت عقب ماندگى يا ناقص الخلقه بودن موجب حرج مادر است و يا بيمارى مادر كه با تهديد جانى مادر توأم باشد .
  • دوم اينكه اقدام به سقط بايد قبل از ولوج روح (چهار ماهگى ) باشد . توضيحاً اينكه منظور از ولوج روح: حركات جنينى و جدا تپيدن قلب جنين است .
  • سوم اينكه اقدام به سقط مستلزم رضايت مادر است با اين توضيح كه رضايت پدر در اين مورد لازم نيست .
    با جمع شرايط فوق مجازات و مسئوليتى متوجه پزشكِ مباشر نخواهد بود .

٢- سقط جنين غير مجاز يا مجرمانه كه به صورت عمدى توسط مادر يا توسط ديگرى با ضرب و جرح بر مادر و يا توسط ديگرى در قالبِ معاونت در سقط جنين و يا توسط پزشك و ماما چه با مباشرت و چه به صورت معاونت صورت ميگيرد و همينطور سقط جنين به صورت غير عمد نيز به لحاظ مواد ٧١٥ و ٧١٦ قانون تعزيرات مشمول عنوان مجرمانه است .
در تكميل مطالب فوق ابتدا بايد اذعان داشت كه مادرى كه شخصاً اقدام به سقط جنين خود كرده است هيچ مجازاتى جز پرداخت ديه براى او در نظر گرفته نشده است و در ادامه ، مطابق با ماده ٧١٨ قانون مجازات اسلامى هر گاه زنى جنين خود را در هر مرحله اى كه باشد ، به عمد ، شبه عمد يا خطا از بين ببرد ، ديه جنين حسب مورد توسط مرتكب يا عاقله او پرداخت مى شود .

سقط جنين و مجازات آن

سقط جنين و مجازات آن

سقط جنين عمدى به واسطه ضرب و اذيت و آزار زن حامله كه در صورت وجود شرايطِ علم مرتكب به حامله بودن زن و اقدام عمدىِ مرتكب و وجود رابطه سببيت بين ضرب و آزار و سقط جنين ، مرتكب مطابق با ماده ٧١٧ قانون مجازات و ماده ٦٢٢ قانون تعزيرات ، نسبت به صدمه به زن به قصاص يا ديه و يا تعزير مربوطه و نسبت به جنين به پرداخت ديه و همچنين حبس از يك تا سه سال محكوم ميگردد.

سقط جنين توسط پزشك و ماما و يا افرادى كه به عنوان پزشك و ماما مبادرت به سقط مى كنند ، چنانچه اين افراد وسايل سقط جنين را فراهم سازند و يا مباشرت به اسقاط جنين نمايند به حبس از دو تا پنج سال و حكم به پرداخت ديه محكوم خواهند شد

اطلاعات بیشتر در : چگونه از پزشک شکایت کنیم ؟

و چنانچه پزشك با مباشرت در سقط جنين باعث مرگ مادر نيز بشود علاوه بر مجازات فوق ، حسب مورد مشمول مقررات قتل شبه عمد و يا عمد نيز مى باشد .

دریافت مشاوره از وکیل خانواده

علاوه بر موارد بالا گاهى شوهر ، همسر خود را ترغيب به سقط جنين مى نمايد و زن با گرفتن دارو ، جنين خود را سقط مى كند كه در اين مورد ، زن به پرداخت ديه محكوم مى گردد و شوهر نيز به لحاظ معاونت در سقط جنين مطابق با ماده ١٢٦ قانون مجازات اسلامى ،قابل مجازات مى باشد که در این رابطه می توانید از وکیل خانواده مشاوره دریافت نمایید.

براى مصادق ديگر جرم سقط جنين ميتوان دادنِ ادويه يا وسايل ديگر يا راهنمايى كردن زن به استعمال ادويه را نيز بيان نمود .
در تكميل توضيحات قبل بايد اضافه نمود كه جرم سقط جنين تنها مشمول جنين مشروع نيست و جنين ناشى از زنا نيز مورد حمايت قانونگذار قرار گرفته است و همچنين چنين تركيبى در آزمايشگاه تا قبل از انتقال به رحم زن ، در صورت از بين رفته شدن مشمول عنوان سقط جنين نمى باشد و نكته آخر اينكه مبادا سلب حيات از نوزاد نارس در دستگاه را سقط جنين برشمريم چرا كه اين عنوان مجرمانه قتل محسوب مى شود نه سقط جنين .

جرایم در حکم کلاهبرداری

جرایم در حکم کلاهبرداری : در بسیاری از موارد شاهد این بوده ایم که جرمی با داشتن عنوان خاص مجرمانه خود دارای مجازات کلاهبرداری است . در واقع قانونگذار به جهت جلوگیری از ترویج جرم برای بعضی از جرایم سخت گیری بیشتری نشان داده و مجازات آن را به میزان جرم کلاهبرداری قرار داده . برای کسب اطلاعات بیشتر در ادامه با وکیل کلاهبرداری همراه باشید…

جرایم در حكم كلاهبردارى هستند

  1. ﺗﺒﺎﻧﯽ ﺍﺷﺨﺎﺹ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺮﺩﻥ ﻣﺎﻝ ﻏﯿﺮ .
  2. ﺍﺷﺨﺎﺻﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﺛﺎﻟﺚ ﻭﺍﺭﺩ ﺩﻋﻮﺍ ﻣﯿﺸﻮﻧﺪ ﯾﺎ ﺑﺮ ﺣﮑﻤﯽ ﺍﻋﺘﺮﺍﺽ ﻣﯿﮑﻨﻦ ﯾﺎ ﺑﺮ ﻣﺤﮑﻮﻡ ﺑﻪ ﺣﮑﻤﯽ ﻣﺴﺘﻘﯿﻤﺎً ﺍﻗﺎﻣﻪ ﺩﻋﻮﺍ ﻧﻤﺎﯾﻨﺪ ﻣﺸﺮﻭﻁ ﺑﺮ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺳﺎﺑﻘﺎً ﺑﺎ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺍﺻﺤﺎﺏ ﺩﻋﻮﺍ بر ﺳﺮ ﺑﺮﺩﻥ ﻣﺎﻝ ﯾﺎ ﺗﻀﯿﯿﻊ ﺣﻖ ﻃﺮﻑ ﺩﯾﮕﺮ ﺗﺒﺎﻧﯽﮐﺮﺩﻩ ﺑﺎﺷﻨﺪ !
  3. ﺍﻧﺘﻘﺎﻝ ﻣﺎﻝ ﻏﯿﺮ ﻋﯿﻨﺎً ﯾﺎ ﻣﻨﻔﻌﺘﺎً .
  4. ﺍﻧﺘﻘﺎﻝ ﮔﯿﺮﻧﺪﻩ ﻣﺎﻝ ﻏﯿﺮ ﻣﺸﺮﻭﻁ ﺑﺮ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺑﺮ ﻣﻠﮏ ﻏﯿﺮ ﺑﻮﺩﻥ ﺩﺭ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﻋﺎﻟﻢ ﺑﺎﺷﻨﺪ .
  5. ﻣﻌﺮﻓﯽ ﻣﺎﻝ ﻏﯿﺮ ﺑﻪ ﻋﻮﺽ ﻣﺎﻝ ﺧﻮﺩ .
  6. ﺗﻘﺎﺿﺎﯼ ﺛﺒﺖ ﻣﻠﮏ ﺑﺮ ﺧﻼﻑ ﻭﺍﻗﻊ .
  7. ﺗﻘﺎﺿﺎﯼ ﺛﺒﺖ ﻣﻠﮏ ﺗﻮﺳﻂ ﺍﻣﯿﻦ .
  8. ﺧﯿﺎﻧﺖ ﯾﺎ ﺗﺒﺎﻧﯽ ﻣﺘﺼﺮﻑ ﺑﺮﺍﯼ ﺛﺒﺖ ﻣﻠﮏ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻭ ﯾﺎ ﻣﺘﺼﺮﻑ ﻗﻠﻤﺪﺍﺩ ﮐﺮﺩﻥ ﺧﻮﺩ .
  9. ﺧﻮﺩﺩﺍﺭﯼ ﺍﺯ ﺍﺳﺘﺮﺩﺍﺩ ﺣﻖ ﻃﺮﻑ .
  10. ﺗﺤﺼﯿﻞ ﺗﺼﺪﯾﻖ ﺍﻧﺤﺼﺎﺭ ﻭﺭاثت ﺑﺮ ﺧﻼﻑ ﻭﺍﻗﻊ .
  11. ﺍﻇﻬﺎﺭﺍﺕ ﺧﻼﻑ ﻭﺍﻗﻊ ﻣﻮﺳﺴﯿﻦ ﻭ ﻣﺪﯾﺮﺍﻥ ﺷﺮﮐﺖ ﻫﺎ ﺑﺎ ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ ﻣﺤﺪﻭﺩ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﺗﻤﺎﻡ ﺳﻬﺎﻡ ﺍﻟﺸﺮﮐﻪ ﻧﻘﺪﯼ ﻭ ﺗﺴﻠﯿﻢ ﺳﻬﻢ ﺍﻟﺸﺮﮐﻪ ﻏﯿﺮ ﻧﻘﺪﯼ ﺩﺭ ﺍﻭﺭﺍﻕ ﻭ ﺍﺳﻨﺎﺩ ﻻﺯﻡ ﺑﺮﺍﯼ ﺛﺒﺖ ﺷﺮﮐﺖ .
  12. ﺗﻘﺎﺿﺎﯼ ﺛﺒﺖ ﻣﻠﮏ ﺗﻮﺳﻂ ﻭﺍﺭﺙ ﺑﺎ ﻋﻠﻢ ﺑﻪ ﺍﻧﺘﻘﺎﻝ ﯾﺎ ﺳﻠﺐ ﻣﺎﻟﮑﯿﺖ ﻣﻮﺭﺙ .
  13. ﺗﻘﻮﯾﻢ ﻣﺘﻘﻠﺒﺎﻧﻪ ﺳﻬﻢ ﺍﻟﺸﺮﮐﻪ ﻏﯿﺮ ﻧﻘﺪﯼ ﺑﻪ ﻣﺒﻠﻎ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ﻗﯿﻤﺖ ﻭﺍﻗﻌﯽ .
  14. ﺗﻘﺴﯿﻢ ﻣﻨﺎﻓﻊ ﻣﻮﻫﻮﻡ ﺑﺎ ﻧﺒﻮﺩﻥ ﺻﻮﺭﺕ ﺩﺍﺭﺍﯾﯽ ﺑﯿﻦ ﺷﺮﮐﺎ ﺗﻮﺳﻂ ﻣﺪﯾﺮﺍﻥ .
  15. جرایم در حکم کلاهبرداری

    جرایم در حکم کلاهبرداری

  16. ﺗﻘﺴﯿﻢ ﻣﻨﺎﻓﻊ ﻣﻮﻫﻮﻡ ﺑﻪ ﺍﺳﺘﻨﺎﺩ ﺻﻮﺭﺕ ﺩﺍﺭﺍﯾﯽ ﺑﯿﻦ ﺷﺮﮐﺎ ﺑﻪ ﻭﺳﯿﻠﻪ ﻣﺪﯾﺮﺍﻥ .
  17. ﻫﺮ ﮐﺲ ﺑﺮﺧﻼﻑ ﺣﻘﻴﻘﺖ ﻣﺪّﻋﻲ ﻭﻗﻮﻉ ﺗﻌﻬّﺪ ﺍﺑﺘﻴﺎﻉ ﺳﻬﺎﻡ ﻳﺎ ﺗﺄﺩﻳﻪ ﻱ ﻗﻴﻤﺖ ﺳﻬﺎﻡ ﺷﺪﻩ ﻳﺎ ﻭﻗﻮﻉ ﺗﻌﻬﺪ ﻭ ﻳﺎ ﺗﺄﺩﻳﻪ ﺍى ﺭﺍ ﮐﻪ ﻭﺍﻗﻌﻴﺖ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﺍﻋﻼﻥ ﻳﺎ ﺟﻌﻠﻴﺎﺗﻲ ﻣﻨﺘﺸﺮ ﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﻭﺳﺎﻳﻞ ﺩﻳﮕﺮﻱ ﺭﺍ ﻭﺍﺩﺍﺭ ﺑﻪ ﺗﻌﻬﺪ ﺧﺮﻳﺪ ﺳﻬﺎﻡ ﺑﺎ ﺗﺄﺩﻳﻪ ﻗﻴﻤﺖﺳﻬﺎﻡ ﻧﻤﺎﻳﺪ ﺍﻋﻢ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﮐﻪ ﻋﻤﻠﻴﺎﺕ ﻣﺬﮐﻮﺭ ﻣﺆﺛﺮ ﺷﺪﻩ ﻳﺎ ﻧﺸﺪﻩ ﺑﺎﺷﺪ .
  18. ﻫﺮﮐﺲ ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﺗﻘﻠّﺐ ﺑﺮﺍﻱ ﺟﻠﺐ ﺗﻌﻬﺪ ﻳﺎ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﻗﻴﻤﺖ ﺳﻬﺎﻡ ، ﺍﺳﻢ ﺍﺷﺨﺎﺻﻲ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺧﻼﻑ ﻭﺍﻗﻊ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻧﻲ ﺍﺯﻋﻨﺎﻭﻳﻦ ﺟﺰﺀ ﺷﺮﮐﺖ ﻗﻠﻤﺪﺍﺩ ﺑﻨﻤﺎﻳﺪ .
  19. ﻣﺪﻳﺮﻫﺎﻳﻲ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻧﺒﻮﺩﻥ ﺻﻮﺭﺕ ﺩﺍﺭﺍﻳﻲ ﻳﺎ ﺑﻪ ﺍﺳﺘﻨﺎﺩ ﺻﻮﺭﺕ ﺩﺍﺭﺍﻳﻲ ﻣﺰﻭﺭ ﻣﻨﺎﻓﻊ ﻣﻮﻫﻮمی ﺭﺍ ﺑﻴﻦ ﺻﺎﺣﺒﺎﻥ ﺳﻬﺎﻡ ﺗﻘﺴﻴﻢ ﻧﻤﻮﺩﻩ ﺑﺎﺷﻨﺪ .
  20. ﺑﻪ ﻣﺼﺮﻑ ﺭﺳﺎﻧﺪﻥ ﺍﺭﺯ ﺩﻭﻟﺘﯽ ﺑﻪ ﻣﺼﺮﻓﯽ ﻏﯿﺮ ﺍﺯ ﺧﺮﯾﺪ ﮐﺎﻻ .
  21. ﻓﺮﻭﺧﺘﻦ ﺍﺭﺯ ﺩﻭﻟﺘﯽ ﺩﺭ ﺑﺎﺯﺍﺭ ﺁﺯﺍﺩ ﯾﺎ ﺳﯿﺎﻩ .
  22. ﻓﺮﻭﺵ ﮐﺎﻻﯼ ﺗﻬﯿﻪ ﺷﺪﻩ ﺑﺎ ﺍﺭﺯ ﺩﻭﻟﺘﯽ ﺑﻪ ﺑﻬﺎﯾﯽ ﮔﺮﺍﻧﺘﺮ ﺍﺯ ﻧﺮﺥ ﻣﻘﺮﺭ .
  23. ﻫﺮ ﻧﻮﻉ ﺳﻮﺀ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺭﺍﺟﻊ ﻣﻌﺎﻣﻼﺕ ﺍﺭﺯﯼ .
  24. ﺟﻌﻞ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻧﻤﺎﯾﻨﺪﮔﯽ ﺑﯿﻤﻪ .
  25. ﻫﺮ ﮔﻮﻧﻪ ﻧﻘﻞ ﻭ ﺍﻧﺘﻘﺎﻝ ﺍﻣﻮﺍﻝ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺍﺻﻞ 49 ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺍﺳﺎﺳﻲ ﺑﻪ ﻣﻨﻈﻮﺭ ﻓﺮﺍﺭ ﺍﺯ ﻣﻘﺮﺭﺍﺕ ﺍﻳﻦ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺍﺛﺒﺎﺕ ﺑﺎﻃﻞ ﻭ ﺑﻼﺍﺛﺮ ﺍﺳﺖ .ﺍﻧﺘﻘﺎﻝﮔﻴﺮﻧﺪﻩ ﺩﺭ ﺻﻮﺭﺕ ﻣﻄﻠﻊ ﺑﻮﺩﻥ ﻭ ﺍﻧﺘﻘﺎﻝ ﺩﻫﻨﺪﻩ ﺑﻪ ﻣﺠﺎﺯﺍﺕ ﻛﻼﻫﺒﺮﺩﺍﺭﻱ ﻣﺤﻜﻮﻡ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ.
  26. ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻃﻠﺐ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻏﯿﺮ ﻣﺪﯾﻮﻥ ﺍﻧﺘﻘﺎﻝ ﺩﻫﺪ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﻧﺘﻘﺎﻝ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻣﺪﯾﻮﻥ ﺳﺎﺑﻖ ﺧﻮﺩ ﺩﺭﯾﺎﻓﺖ ﮐﺮﺩﻩ ﯾﺎ ﺍﻧﺘﻘﺎﻝ ﺩﻫﺪ .
  27. ﺩﺭﯾﺎﻓﺖ ﻫﺮ ﻭﺟﻪ ﯾﺎ ﻣﺎﻟﯽ ﺍﺯ ﻣﻮﮐﻞ ﯾﺎ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺳﻨﺪ ﺭﺳﻤﯽ ﯾﺎ ﻏﯿﺮﺭﺳﻤﯽ ﺍﺯ ﺍﻭ ﻋﻼﻭﻩ ﺑﺮ ﻣﯿﺰﺍﻥ ﻣﻘﺮﺭﻩ به ﻋﻨﻮﺍﻥ ﺣﻖﺍﻟﻮﮐﺎﻟﻪ ﻭ ﻋﻼﻭﻩ ﺑﺮ ﻣﺨﺎﺭﺝ ﻻﺯﻣﻪ ﺑﻪ ﻫﺮ ﺍﺳﻢ ﻭ ﻫﺮ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﻭﻟﻮ ﺑﻪﻋﻨﻮﺍﻥ ﻭﺟﻪ ﺍﻟﺘﺰﺍﻡ ﻭ ﻧﺬﺭ ﻣﻤﻨﻮﻉ ﺍﺳﺖ .  ﻭ ﻣﺮﺗﮑﺐ ﺑﻪ ﻣﺠﺎﺯﺍﺕ ﺍﻧﺘﻈﺎﻣﯽ ﺍﺯ ﺩﺭﺟﻪ ﭘﻨﺞ ﺑﻪ ﺑﺎﻻ ﻣﺤﮑﻮﻡ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﻭ ﭼﻨﯿﻦ ﺳﻨﺪ ﻭ ﺍﻟﺘﺰﺍﻡﺩﺭ ﻣﺤﺎﮐﻢ ﻭ ﺍﺩﺍﺭﺍﺕ ﺛﺒﺖ ﻣﻨﺸﺎ ﺗﺮﺗﯿﺐ ﺍﺛﺮ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ .ﺩﺭ ﺻﻮﺭﺗﯽ ﮐﻪ ﻭﮐﯿﻞ ﺍﯾﻦ ﻋﻤﻞ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﺣﯿﻠﻪ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﻫﺪ ﻣﺜﻞ ﭘﻮﻝ ﯾﺎ ﻣﺎﻝ ﯾﺎ ﺳﻨﺪﯼ ﺩﺭ ﻇﺎﻫﺮ ﺑﻪﻋﻨﻮﺍﻥ ﺩﯾﮕﺮ و ﺩﺭ ﺑﺎﻃﻦ ﺭﺍﺟﻊ ﺑﻪ ﻋﻤﻞ ﻭﮐﺎﻟﺖ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﯾﺎ ﺩﺭ ﻇﺎﻫﺮ ﺑﻪ ﺍﺳﻢ ﺷﺨﺺ ﺩﯾﮕﺮ ﻭ ﺩﺭ ﺑﺎﻃﻦ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺩ ﺑﮕﯿﺮﺩ ﮐﻼﻫﺒﺮﺩﺍﺭﯼ ﻣﺤﺴﻮﺏ ﻭ ﻣﻮﺭﺩﺗﻌﻘﯿﺐ ﺟﺰﺍﯾﯽ ﻭﺍﻗﻊ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ.
  28.  ﮐﻠﯿﻪ ﺍﺷﺨﺎﺻﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻣﺰﺍﯾﺎﯼ ﻣﻘﺮﺭ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻣﻮﻇﻔﻨﺪ ﺩﺭ ﺗﻘﺎﺿﺎ ﻧﺎﻣﻪ ﺧﻮﺩ ﻫﺮ ﮔﻮﻧﻪ ﺣﻘﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺍﺷﺨﺎﺹ ﺣﻘﯿﻘﯽ ﯾﺎ ﺣﻘﻮﻗﯽ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﯾﺎ ﻗﺴﻤﺘﯽ ﺍﺯﺍﻣﻼﮎ ﻭ ﺍﺳﻨﺎﺩ ﻣﻮﺭﺩ ﺗﻘﺎﺿﺎ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﺭﺍ ﻣﻨﻌﮑﺲ ﻧﻤﺎﯾﻨﺪ ﺩﺭ ﻏﯿﺮ ﺍﯾﻨﺼﻮﺭﺕ ﭼﻨﺎﻧﭽﻪ ﻋﺎﻟﻤﺎ ” ﻭ ﻋﺎﻣﺪﺍ ” ﺍﻋﻼﻡ ﻭ ﻣﻨﻌﮑﺲ ﻧﻨﻤﺎﯾﻨﺪﮐﻼﻫﺒﺮﺩﺍﺭ ﻣﺤﺴﻮﺏ ﻭ ﺑﻪ ﻣﺠﺎﺯﺍﺕ ﺁﻥ ﻣﺤﮑﻮﻡ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﺷﺪ .
  29. ﻃﺮﻓﻴﻦ ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺗﺒﺎﻧﯽ ﺛﻤﻦ ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﻏﻴﺮ ﻣﻨﻘﻮﻝ ﺭﺍ ﭼﻨﺪﻳﻦ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻗﻴﻤﺖ ﻭﺍﻗﻌﻲ ﺩﺭ ﺳﻨﺪ ﻗﻴﺪ ﻧﻤﺎﻳﻨﺪ ﺗﺎ ﺑﻌﺪﺍً ﻫﻤﺎﻥ ﻣﻮﺭﺩ ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﻏﻴﺮ ﻣﻨﻘﻮﻝ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﺒﻠﻎ ﺑﻴﺸﺘﺮﻱ ﺑﻪ ﺭﻫﻦ ﺩﻳﮕﺮﻱ ﺑﺪﻫﻨﺪ.

مشاوره در امور کلاهبرداری و جرایم در حکم کلاهبرداری :

تلفن تماس : 09123939759

منازعه

منازعه همان درگيرى فيزيكى چند نفرى يا درگيرى بدنى و يا درگيرى با چوب و سنگ و سلاح مى باشد . جرم منازعه با فعل مثبت محقق مى گردد كه تحقق آن داراى شرايط خاصى است .

شرايط تحقق جرم منازعه

  • لزوم شركت حداقل سه نفر در نزاع .
  • لزوم حضور هم زمان شركت كنندگان حتى اگر از قبل با يكديگر تبانى نكرده باشند . اين به اين معناست كه جهت تحقق نزاع شركت كنندگان بايد به صورت هم زمان در درگيرى شركت داشته باشند ، اما اگر بعضى از شركت كنندگان جهت ميانجيگرى وارد درگيرى شوند ، شركت كننده در منازعه محسوب نمى شوند و از نصاب لازم ( لزوم حداقل سه نفر ) جهت تحقق جرم منازعه خارج مى شوند .

نتيجه در منازعه

تحقق جرم نزاع مستلزم وقوع نتيجه است اعم از اينكه قتل يا نقص عضو و يا ضرب و جرح واقع شود و اگر نتايج مذكور واقع نگردد موضوع مشمول عنوان منازعه نخواهد بود هر چند كه مى تواند با عنوان ديگرى مورد تعقيب واقع گردد.

لزوم رابطه سببيت بين نتيجه واقع شده و منازعه

لازم است تا نزاع سبب وقوع صدمه يا فوت شده باشد . بدين معنا كه نتايج بايد به سبب نزاع يا در اثناى آن رخ دهد ولو اينكه اين نتايج بر شرکت كنندگان يا ميانجيگران و يا حتى بر پليس وارد شود . بنابراين وقوع نتيجه حاصل بر كسى كه دور از صحنه نزاع بوده است موضوع را از عنوان منازعه خارج مى كند و مشمول ماده ٦١٥ قانون مجازات اسلامى مصوب ١٣٧٥ نخواهد بود .

منازعه

اگر نزاع نتايج مختلفى مثل قتل و ضرب و جرح و نقص را در پى داشته باشد شركت كنندگان بر اساس نتيجه اشد به حبس از يك تا سه سال محكوم مى گردند .

عنصر روانى در تحقق منازعه

عنصر روانى همان انگيزه درونىِ شركت كنندگان در نزاع است . با توجه به اينكه منازعه يكى از جرايم عمدى محسوب مى شود ، درگيرى عمدى شركت كنندگان جهت تحقق نزاع كافى است . بدون اينكه شركت كنندگان سوء نيت خاصى را داشته باشند .

با اين تفاسير شخصِ ميانجيگرى كه قصد درگيرى ندارد ، نزاع كننده نخواهد بود . بايد توجه داشت كه ، هر چند درگيرى عمدى براى تحقق منازعه شرط است ، اما اين به اين معنا نيست كه وقوع صدمات و ايرادات هم بايد عمدى باشد . بنابراين صدمات ناشى از نزاع و به طور كلى نتيجه حاصله از منازعه مى تواند عمدى باشد يا غير عمدى باشد .

عنصر قانونى شركت در منازعه

قانونگذار در ماده ٦١٥ قانون مجازات اسلامى مصوب ١٣٧٥ ، منازعه را اين چنين جرم انگارى نموده :
هر گاه عده اى با يكديگر نزاع نمايند ، هر يك از شركت كنندگان در نزاع حسب مورد به مجازات زير محكوم مى شود :

  • در صورتى كه نزاع منتهى به قتل شود به حبس از يك تا سه سال محكوم مى شوند .

  • در صورتى كه نزاع منتهى به نقص عضو شود به حبس از شش ماه تا سه سال محكوم مى شوند

  • در صورتى كه نزاع منتهى به ضرب و جرح شود به حبس از سه ماه تا يك سال محكوم مى شوند .

با توجه به متن ماده ٦١٥ ، صدور محكوميت هاى فوق تنها جهت شركت در منازعه است بدون اينكه مجازات خاص مربوط به قتل توسط قاتل يا ضرب و جرح توسط ضارب و جارح اعمال گردد .

نحوه مجازات شركت كنندگان در منازعه

  •  همه نزاع كنندگان صرف نظر از اينكه قاتل يا ضارب يا جارح در بين آنها مشخص باشد يا نباشد به يكى از مجازات هاى مورد يك يا دو در ماده ٦١٥ محكوم مى گردند.
  • اگر جانى بين نزاع كنندگان مشخص باشد ، جانى علاوه بر قصاص و يا ديه به يكى از مجازات هاى مورد يك يا دو محكوم مى گردد . ضمن اينكه ديگر منازعه كنندگان هم به مجازات مقرر در بند يك يا دو ماده ٦١٥ محكوم مى شود .

مشاوره با وکیل کیفری :

جهت کسب اطلاعات بیشتر و مشاوره از وکیل متخصص در زمینه کیفری با ما تماس بگیرید . تلفن تماس : 09123939759

رابطه نامشروع

رابطه نامشروع : واژه نامشروع به معناى حرام ، غير شرعى ، غيرقانونى ، ناروا و گناه آلود مى باشد و رابطه نامشروع به معناى پیوند و ارتباط بین دو تن که بدون مجوز شرعی و قانونی صورت گرفته و طبق شرع حرام است.

به چه رابطه اى نامشروع مى گويند؟

با توجه به تعريف فوق رابطه نامشروع رابطه اى است كه حداقل از دو نفر تشکیل شده باشد و آن رابطه اى است كه بین زن و مرد نامحرم خارج از حد مشخص شده صورت گرفته باشد . جرم روابط نامشروع يكى از جرايم عمومى است كه به درخواست مدعى العموم (دادستان ) نيز قابل پيگیری مى باشد .

به عبارت ديگر این جرم از آن دسته جرایمی است که نیاز به شکایت شاکی خصوصی ندارد .

یعنی بدون اینکه شاکی خصوصی شکایت کند ، نیروی انتظامی یا دادستان می تواند ، رسیدگی به جرم را آغاز کند . البته نیروهای انتظامی زمانی می تواند دخالت کند که جرم مشهود و علنی باشد .

رابطه نامشروع

این نوع جرایم در دسته جرایم غیر قابل گذشت قرار دارند . و اگر با شکایت شاکی خصوصی آغاز شده باشند ، حتی در صورتی که شاکی رضایت بدهد ، رسیدگی به جرم متوقف نخواهد شد . زیرا این جرم از جرایمی است که علاوه بر اینکه مخالف شرع است ، موجب جریحه دار شدن وجدان عمومی و بر هم ریختن نظم نیز می شود .

لازم به تأكيد است كه رابطه نامشروع مشمول ارتباط غير قانونى جنس مخالف با يكديگر است و روابط غير اخلاقى و حرام با هم جنس را نمى توان مشمول روابط نامشروع دانست چرا كه رابطه با جنس موافق براى مرد مشمول عنوان لواط و تفخيذ است و براى جنس زن مشمول عنوان مساحقه خواهد شد كه هر كدام از جرايم مذكور مجازات حدى مخصوص به خود را دارد .

رابطه نامشروع در نظام كيفرى ايران

در نظام كيفرى ايران ، جرايم منافى عفت و نامشروع به دو دسته جرايم زنا و من دون زنا تقسيم مى شود . زنا به مفهوم جماع مرد با زنى كه علقه زوجيت بين آنها نبوده و از موارد وطى به شبهه نيز نباشد . به عبارت ديگر جماع با اندام تناسلى مرد به اندازه ختنه گاه در قُبُل و دُبُر زن را زنا مى گويند كه در صورت محقق شدن اين جرم اگر زانى ( مرد زنا كار ) و زانيه (زن زناكار ) هر دو داراى شرايط احصان باشد به حد رجم محكوم مى گردند .

شرايط احصان

احصان وضعيت مرد و زنى است كه داراى همسر دائمى و بالغ باشد و در حاليكه بالغ و عاقل بوده از طريق قُبُل با وى در حال بلوغ جماع كرده باشد و هر وقت بخواهد امكان جماع  از طريق قُبُل با وى را داشته باشد .

آنچه كه بيان شد مجازات زنا براى زن و مرد محصن و محصنه است . اما اگر هر يك يا هر دو طرف داراى شرايط احصان نباشند به يكصد ضربه شلاق حدى محكوم خواهند شد .

همانطور كه ذكر كرديم قانونگذار دايره روابط نامشروع را فراتر از زنا قرار داده است و هر رابطه خارج از حد و غير اخلاقى و نامتعارف بين دو جنس مخالف را مشمول عنوان رابطه نامشروع قرار داده است . و بر اين اساس در ماده ٦٣٧ قانون تعزيرات مصوب ١٣٧٧ اين چنين بيان نموده كه : هر گاه زن و مردى كه بين آنها علقه زوجيت نباشد ، مرتكب روابط نامشروع يا عمل منافى عفت غير از زنا از قبيل تقبيل يا مضاجعه شوند ، به شلاق تا نود و نه ضربه محكوم خواهند شد و اگر عمل با عنف و اكراه باشد فقط اكراه كننده تعزير مى شود .

ممكن است براى شما سوال پيش آيد كه آيا اشخاصى كه با اطلاع از خانواده خود با يكديگر در ارتباط هستند نيز مشمول جرم رابطه نامشروع مى شوند؟ در پاسخ بايد اينگونه بيان داشت كه روابط دختر و پسر در حد متعارف با اطلاع خانواده مشمول روابط نامشروع نخواهد بود .

نحوه اثبات روابط نامشروع

بهترين روش براى اثبات رابطه نامشروع ، اقرار مرتكب يا مرتكبين است همچنين شهادت شهود و وجود مدارك و شواهد ديگر مانند پرينت مكالمات و پيامها و تصاوير مى تواند موجب اثبات جرم رابطه نامشروع گردد.

مجازات رابطه نامشروع

مطابقاً با ماده ٦٣٧ قانون مجازات اسلامى مصوب ١٣٧٧ مجازات رابطه نامشروع من دون زنا ٩٩ ضربه شلاق تعزيرى خواهد بود .

مشاوره کیفری

جهت کسب اطلاعات بیشتر و مشاوره با وکیل کیفری با ما تماس حاصل فرمایید .

تلفن تماس : 09123939759