شرایط ازدواج دختر باکره

شرایط ازدواج دختر باکره : شرایط ازدواج دختر باکره : قابلیت صحی برای ازدواج :عقد ازدواج قبل از قابلیت صحی – ولایت در نکاح : مطابق با ماده 1041 فانون مدنی عقد نکاح دختر قبل از رسیدن به سن 13 سال تمام شمسی و پسر قبل از رسیدن به سن 15 سال شمسی منوط است به اذن ولی به شرط رعایت مصلحت با تشخیص دادگاه صالح .

 

شرایط ازدواج دختر باکره

ولی کیست؟

ولی قهری طفل پدر و جد پدری طفل است . هر یک از پدر یا جد پدری می توانند برای فرزندان خود و همچنین برای زمانی که دیگری فوت شده و خود نیز در قید حیات نیستند ، وصی برای اداره امور طفل و نگهداری از او تعیین کنند .

بنابراین هیچ یک از پدر و پدر بزرگ نمی تواند با وجود حیات دیگری وصی برای طفل انتخاب کند . برای مادر یا جد مادری یا اشخاص دیگر ولایتی در نکاح و سایر امور مریوط به طفل نیست . همچنین با توجه به اصل عدم ولایت و عدم قابلیت انتقال ولایت از ولی قهری , در خصوص وصی منصوب از سوی ولی قهری , حکم عدم ولایت وصی است .

ولی قهری باید وجود مصلحت صغیر در نکاح را اثبات کند و صرف به بار نیامدن مفسده کافی نخواهد بود .

ضمانت اجرایی ازدواج با دختر صغیر :

چنان چه مردی بدون رعایت شرایط موجود در ماده 1041 از  قانون مدنی با دختری که به سن بلوغ نرسیده است ازدواج کند با استناد به ماده 50 قانون حمایت خانواده به حبس تعزیری درجه شش (شش ماه تا دو سال حبس) محکوم می گردد.

یکی از شرایط ازدواج دختر باکره اجازه ولی می باشد :

ازدواج دختر باکره حتی اگر به سن بلوغ رسیده باشد با اجازه پدر یا جد پدری امکان پذیر است . در صورتی که  پدر یا یا جد پدری بدون هیچ دلیل موجهی از دادن اجازه امتناع کنند , اجازه آن ها ساقط شده و  دختر می تواند با معرفی مردی که می خواهد با او ازدواج کند و همچنین شرایط ازدواج و  میزان مهریه ای که بین آن ها مقرر شده ، پس از اینکه از دادگاه خانواده اجازه صادر شد ،به دفتر ازدواج مراجعه و نسبت به ثبت ازدواج اقدام نماید .

هر گاه دختری به دلایلی غیر از مواقعه (نزدیکی ) بکارت خود را از دست داده باشد , در حکم باکره خواهد بود و ازدواج وی موقوف به اجازه پدر یا جد پدری اوست . اما ازاله بکارت بر اثر نزدیکی خواه مشروع خواه نا مشروع , ولایت پدر و جد پدری را ساقط می کند و مشروعیت دخول قبل از عقد شرط سقوط ولایت پدر نیست .

 

ازدواج مجدد دختر باکره :

در صورتی که ازدواج دختر باکره منحل شود (منجر به طلاق یا فسخ شود ) و او همچنان باکره باشد , ازدواج مجدد او منوط به اذن ولی می باشد .

آیا پدر و جد پدری می تواند پیش از ازدواج از اذن خود رجوع کند؟

اذن پدر و جد پدری پیش از انعقاد عقد نکاح قابل رجوع است .

 

عدم استیذان از ولی قهری (عدم اخذ اجازه از پدر یا جد پدری )

در صورتی که پدر یا جد پدری در محل حاضر نباشند و استیذان از آنها نیز عادتا” غیر ممکن باشد و دختر نیز در شرایط خاص و به بیانی دیگر احتیاج به ازدواج داشته باشد میتواند با کسب اجازه و احراز شرایط خاص از دادگاه خانواده اقدام به ازدواج کند.

 

شما می توانید قبل از اقدام ، پاسخ یا طرح دعوی جهت دریافت مشاوره حقوقی تخصصی در این زمینه تماس حاصل فرمایید .تلفن تماس : 09123939759 – 02144386581

مخالفت شوهر با شغل زن

مخالفت شوهر با شغل زن : مخالفت شوهر با شغل زن : آیا مرد می تواند مانع کار کردن زن شود؟ مرد چگونه می توند مانع کار کردن همسر خود شود ؟در قانون مدنی در مورد مخالفت شوهر با شغل همسر خود بیان شده که : شوهر می تواند زن خود را از حرفه یا صنعتی که منافی مصالح خانوادگی یا حیثیات خود یا زن باشد ، منع کند .

 

مخالفت شوهر با شغل زن

 

مخالفت شوهر با شغل زن :

مرد باید ثابت کند که شغل زن خلاف مصالح یا حیثیت خانوادگی است . البته در خصوص مشاغل ذاتاً نامشروع ، نیازی به اثبات از طرف مرد نیست .

در خصوص پذیرش سمت قیمومت از جانب زن ، شوهر برای مخالفت خود نیازی به ارائه دلیل ندارد . چنانچه زن پیش از نکاح به حرفه مذکور اشتغال داشته و شوهر نیز به آن رضایت ضمنی داشته ، شوهر باز هم می تواند پس از عقد با وجود شرایط موجود مانع از اشتغال زن شود .

مخالفت شوهر با شغل زن :

زن تنها در صورتی از کار خود منع می شود که شغل وی منافی مصلحت خانواده و حیثیت وی باشد .

آیا مخالفت مرد در شغل زن تأثیری در معاملات زن دارد ؟

مخالفت مرد در خصوص قراردادهایی که زن در مورد اموال خود ، منعقد کرده است تأثیری نخواهد داشت . زیرا زن در امور مالی خود استقلال داشته و منع وی از اشتغال از سوی شوهر ، تأثیری در صحت معاملات وی ندارد .

در صورتی که زن حکم دادگاه را اجرا نکند ، دادگاه می تواند به درخواست مرد ، جهت الزام زن به رها کردن شغل ، برای هر روز تأخیر در اجرای حکم ،جریمه تعیین کند تا به مرد پرداخت شود .

 

آیا کارفرما می تواند قرار داد کار را خاتمه یافته تلقی کند ؟

کارفرما نمی تواند به صرف مخالفت شوهر ، پیش از صدور حکم قطعی دادگاه مبنی بر منع زن به اشتغال ، قرارداد را خاتمه یافته تلقی نماید چرا که طبق ماده 18 قانون حمایت خانواده مصوب 1353 ، منع زن از اشتغال منوط به تأیید دادگاه است .

آیا زن هم می تواند مرد را از اشتغال منع کند ؟

زن هم می تواند با رعایت شرایط ماده 1117 ، شوهر را از اشتغال به کار منع کند ، مشروط بر اینکه اختلالی در امر معیشت خانواده ایجاد نشود .

 

جهت کسب اطلاعات بیشتر و اخذ مشاوره حقوقی با ما تماس بگیرید . تلفن تماس : 09123939759 – 02144386581

سکونت زن در منزل جداگانه

سکونت زن در منزل جداگانه : حق سکونت زن در منزل جداگانه : آیا زن می تواند بدون اجازه شوهر مسکن جداگانه داشته باشد ؟ آیا زن حق داشتن مسکن جداگانه را دارد؟ آیا زن می تواند در منزل شوهرش زندگی نکند ؟در چه مواردی زن می تواند بدون اجازه شوهر در مسکن جداگانه ساکن شود ؟

در پاسخ به تمامی سوالات بالا باید عنوان نمود که : اصولاً زن باید با همسر خود در یک خانه زندگی کند . و اقامتگاه زن همان اقامتگاه و منزل شوهر محسوب می شود .

سکونت زن در منزل جداگانه

قانون مدنی در ماده 1005 محل اقامت و سکونت زن را محل اقامت شوهر عنوان کرده است اما این قاعده به صورت امری نیست و زن می تواند با داشتن شرایط زیر محل سکونت جداگانه داشته باشد .

شرایط سکونت زن در منزل جداگانه

  1. چنانچه زن در ضمن عقد نکاح یا به موجب عقدی جداگانه اختیار تعیین محل سکونت داشته باشد .
  2. چنانچه بودن زن با شوهر در یک منزل متضمن خوف ضرر بدنی یا مالی یا شرافتی برای زن باشد ، زن می تواند مسکن جداگانه اختیار کند . و در صورت ثابت شدن ضرر مزبور ، محکمه حکم بازگشت به منزل شوهر نخواهد داد. و مادام که زن در برگشتنش به منزل شوهر معذور است ، نفقه بر عهده شوهر خواهد بود .
  3. چنانچه محل سکونت تعیین شده از جانب شوهر ، برای زندگی خانوادگی و با شئون زن مناسب نباشد و عرف آن را مناسب نداند ، مانند سکونت با زن دیگر شوهر ، زن می تواند از رفتن به آن خانه امتناع کند .

در تکمیل مطالب فوق باید اذعان نمود که در صورت وجود عذر موجه زن برای ترک خانه شوهر ، نیازی ندارد تا منتظر حکم دادگاه گردد . چرا که بر اساس رأی مورخ 2/2/1323 شعبه ششم دیوان عالی کشور ، ممکن است سکونت موجب ورود زیان به زن گردد .

در مورد خوف ضرر بدنی ، مالی یا شرافتی ، زن در انتخاب مسکن جداگانه آزاد نیست و مستفاد از ماده 1116 قانون مدنی ،این انتخاب باید به تراضی یا به حکم دادگاه باشد .

در موارد فوق مادام که محاکمه بین زوجین خاتمه نیافته محل سکنای زن به تراضی طرفین معیّن می شود و در صورتی که اقربائی نباشد خود محکمه محل مورد اطمینانی را برای زن معین خواهد کرد .

برای کسب اطلاعات بیشتر و اخذ مشاوره با وکیل متخصص در دعاوی خانواده با ما تماس بگیرید . شماره تماس : 09123939759 – 02144386581

عدم تمکین

عدم تمکین : عدم تمکین : تمکین  به معنای اختیار دادن به شخص دیگر است . تمکین در نکاح به معنای آن است که زن برای استمتاع ، خودش را در اختیار همسر قرار دهد . تمکین از حقوق واجب شوهر بر زن است . زنی که حق تمکین را در برابر شوهر به جا نیاورده ناشزه است . ناشزه به زنی گفته می شود که از تمکین شوهر خود سرپیچی کرده است .

عدم تمکین

تمکین به دو دسته تمکین عام و تمکین خاص تقسیم می شود .

تمکین عام به معنای وظایف عرفی و قانونی همسری در برابر شوهر است . به طور کلی فرمانبرداری زن نسبت به شوهر را تمکین عام می گویند . اما تمکین خاص همان است که در ابتدا ذکر شد یعنی اطاعت زن از نیازهای غریزی و جنسی همسر خود .

آثار عدم تمکین ( تمکین و نشوز )

چه زمانی مرد حق تمکین بر زن را پیدا می کند ؟

مطابق با قانون ، همین که عقد نکاح به طور صحت واقع شد ، روابط زوجیت بین طرفین موجود و حقوق و تکالیف زوجین در مقابل یکدیگر برقرار می شود . یکی از این حقوق که پس از نکاح ، شوهر نسبت به زن پیدا می کند ، حق تمکین است اما باید اذعان داشت که در مقابل حق تمکین ، زوجه ای که باکره است حق حبس دارد . به عبارتی دیگر ، مادام که زوجه باکره است ، می تواند از حق حبس خود استفاده کند و تا زمانی که مهریه خود را دریافت ننموده ، ملزم به تمکین شوهر خود نمی باشد .

بنابر این اگر مردی در دوران عقد ، اقدام به دادخواست الزام به تمکین زوجه نماید ، زوجه باکره می تواند در مقابل آن از حق حبس خود استفاده کند . چنانچه زوجه از شوهر تمکین کرده باشد ، دیگر نمی تواند در مقابل خواسته شوهر از حق حبس استفاده کند .

حدود و شرایط عدم تمکین

حدود و شرایط تمکین خاص عبارت است از :

  • عدم وجود مانع شرعی مانند نفاس – عادت ماهانه – احرام – روزه واجب .
    در شرع انور اسلام نزدیکی در ایام ذکر شده حرام است ؛ بنابراین زوجه در صورتی که هیچ یک از عذر های مذکور را دارا نباشد ، ملزم به تمکین شوهر خود می باشد .
  • در صورتی که زوجه به اذن و اجازه شوهر خود ، سفر رفته باشد ، می تواند از ادای وظایف همسری معاف باشد .
  • در صورتی که زوج دارای بیماری های مقاربتی باشد ، زوجه ملزم به تمکین نیست و می تواند تا رفع مانع از تمکین خودداری نماید .
  • در صورتی که زوجه دارای بیماری ای باشد که داشتن رابطه جنسی ، موجب تشدید او گردد ، می تواند مقاربت با شوهر نداشته باشد و به طور کلی داشتن هر مرضی که مقاربت ، موجب تشدید آن شود ، مانع از تمکین خاص است .

آثار تمکین : ( تمکین و نشوز )

تمکین زن موجب ایجاد آثاری از جمله حق نفقه برای زن می گردد ؛ بنابر این با تمکین زن ، مرد ملزم به پرداخت نفقه زوجه می گردد .

آثار عدم تمکین :

  1. اسقاط حق نفقه :

    در حقوق ایران درمورد عدم تمکین زوجه در مقابل همسر خود ، ضمانت اجرا در نظر گرفته شده . مستفاد از ماده 1108 قانون مدنی ، هر گاه زن بدون مانع مشروع از ادای وظایف زوجیت امتناع کند ، مستحق نفقه نخواهد بود بنابراین اولین ضمانت اجرایی برای عدم تمکین ، اسقاط حق نفقه و ناشزه شدن زن می باشد .

  2. کسب اجازه ازدواج مجدد :

    مرد می تواند پس از رجوع به دادگاه و با اثبات عدم تمکین زوجه ، مجوز ازدواج مجدد خود را از دادگاه بگیرد .
    رابطه عدم تمکین و مهریه

 

آیا عدم تمکین موجب از بین رفتن حق مهریه می شود؟

میان عدم تمکین و مهریه هیچگونه رابطه ای نیست . بنابراین عدم تمکین بر خلاف نفقه موجب اسقاط حق مهریه نمی گردد .

 

آیا مرد هم ملزم به تمکین در مقابل زوجه است ؟

در قانون ایران در مورد نشوز مرد و عدم تمکین و خودداری از انجام وظایف مرد نسبت به همسر خود بحثی نشده است و هیچگونه ضمانت اجرایی در نظر گرفته نشده است .

ناشزه کیست ؟زن ناشزه

زن ناشزه ، کسی است که از ادای وظایف شرعی و قانونی خود( تمکین عام و خاص ) نسبت به شوهرش خودداری نموده است . بنابراین نشوز زن اختصاص به امر وقاع (نزدیکی ) ندارد بلکه نشوز به اموری که بر زن در مقابل شوهر واجب است ، ناظر است .

آیا زن ناشزه می تواند درخواست طلاق کند ؟

در حالت عادی حق طلاق با مرد است ، اما اگر زن دارای یکی از شرایط ضمن عقد و یا مقرر در قانون باشد می تواند دادخواست طلاق بدهد .

 

آیا با وجود سکونت زوجه در منزل شوهر باز هم می توان اقدام به دادخواست الزام زوجه به تمکین نمود ؟

با زندگی زوجه در منزل شوهر ، دعوای تمکین زوج بر علیه زوجه و همچنین دعوای ترک انفاق (کیفری ) و مطالبه نفقه معوقه و ماهیانه زوجه علیه زوج مسموع نخواهد بود .

جهت کسب اطلاع بیشتر و دریافت مشاوره خانواده با ما تماس بگیرید . تلفن تماس : 09123939759 – 02144386581-

حقوق و تکالیف زوجین نسبت به یکدیگر

حقوق و تکالیف زوجین نسبت به یکدیگر : حقوق و تکالیف زوجین نسبت به یکدیگر : ایجاد حقوق و تکالیف ناشی از زوجیت ، منوط به تراضی طرفین نیست و نمی توان بر خلاف ماده 1102 قانون مدنی که اذعان می دارد همین که نکاح به طور صحت واقع شد روابط زوجیت بین طرفین موجود و حقوق و تکالیف زوجین در مقابل همدیگر برقرار می شود ، تراضی نمود .

حقوق و تکالیف زوجین نسبت به یکدیگر

حقوق و تکالیف زوجین نسبت به یکدیگر عبارت است از :

  1. تکالیف مالی
  2. تکالیف غیر مالی

 

تکالیف مالی :

  • به محض وقوع عقد مرد مکلف به دادن مهریه و نفقه زن است .البته باید اذعان داشت که تکلیف دادن نفقه برای مرد تنها در نکاح دائم است و در نکاح موقت در صورتی مرد مکلف به پرداخت نفقه می شود که ضمن عقد موقت ، شرط پرداخت نفقه شده باشد .

تکالیف غیر مالی :

  • حسن معاشرت : مطابق با ماده 1103 قانون مدنی زن و مرد مکلف به حسن معاشرت با یکدیگرند . سکونت مشترک و رعایت تمایل جنسی همسر از لوازم حسن معاشرت است . حسن معاشرت در قانون مدنی صرفا ًیک توصیه اخلاقی نیست و ضمانت اجرایی این تکلیف آن است که اگر زن از انجام وظیفه حسن معاشرت ، سر باز زند ناشزه محسوب شده و حق نفقه او ساقط خواهد شد . در مقابل ، عدم رعایت حسن معاشرت از سوی مرد در صورتی که ادامه زندگی را متعسر کند می تواند مبنای درخواست طلاق از سوی زن قرار گیرد .

  • معاضدت در تشیید مبانی خانواده : زوجین باید در تشیید مبانی خانواده و تربیت اولاد خود به یکدیگر معاضدت نمایند . برای مثال وفاداری زن و شوهر به یکدیگر از لوازم تشیید مبانی خانواده است .
  • ریاست شوهر بر خانواده : در روابط زوجین ریاست خانواده از خصایص شوهر است . به عبارت بهتر مدیریت خانواده توسط مرد از قواعد مربوط به نظم عمومی است . و اسقاط آن و یا توافق و شرط خلاف آن باطل و از درجه اعتبار ساقط است . زیرا ریاست مرد بر خانواده هم حق است و هم تکلیف .

 

جهت کسب اطلاعات بیشتر و دریافت مشاوره حقوقی در رابطه با موضوعات خانواده با ما تماس بگیرید . تلفن تماس : 09123939759 – 02144386581 –

موارد طلاق از طرف زن

موارد طلاق از طرف زن : موارد طلاق از طرف زن : زن ميتواند در موارد ذيل از دادگاه درخواست طلاق نمايد :طلاق توافق – در صورت غيبت شوهر بيش از چهار سال – در صورتى كه زن وكالت در طلاق داشته باشد – خوددارى كردن شوهر از پرداخت نفقه – عسر و حرج زوجه

 

موارد طلاق از طرف زن

موارد طلاق از طرف زن :

 

١- طلاق توافقى :

اگر بخواهيم به طور خلاصه طلاق توافقى را تعريف كنيم ، طلاق توافقى طلاقی است كه زوجين به هر دليلى تمايل به ادامه زندگى مشترك را نداشته و قصد جدايى از يكديگر را به صورت توافقى و تفاهمى دارند . بنابر اين هر گونه توافقى كه بين زن و مرد صورت مي گيرد از قبيل توافق در نفقه ، مهريه ، جهيزيه ، اجرت المثل ، حضانت و ملاقات فرزند از نظر دادگاه محترم و قابل قبول است و تمامى موارد توافق در رأى دادگاه منعكس ميشود .

مزيت طلاق توافقى در اين است كه بر خلاف بسيارى از پرونده هاى طلاق كه از طرف زوجه صورت ميگيرد ، رأى صادره از دادگاه بدوي مستند نهايي اجراى صيغه طلاق قرار ميگيرد و نيازى به ارسال پرونده به دادگاه تجديد نظر يا ديوان عالى كشور نمى باشد .

در طلاق توافقى موضوع به داورى ارجاع نميشود و دادگاه ابتدا موضوع را به مراكز مشاوره ارجاع ميدهد و طرفين ميتوانند از همان ابتدا تقاضاى طلاق توافقى را در مركز مشاوره مطرح كنند .  در صورت عدم انصراف متقاضى طلاق ، مركز مشاوره موضوع را با مشخص كردن مورد توافق جهت اتخاذ تصميم نهايى به دادگاه منعكس ميكند .

 

موارد طلاق از طرف زن :

٢-طلاق از طرف زوجه در صورت غيبت مرد:

هر گاه مردى چهار سال تمام غيبت كند به طورى كه هيچ خبرى از او نباشد ، زنِ او ميتواند تقاضاى طلاق كند ؛ كه در اين صورت دادگاه با رعايت تشريفات مربوطه از جمله انتشار آگهى به تقاضاى زن رسيدگى و حكم طلاق را صادر مى كند . البته هر گاه غيبت شوهر موجب عسر و حرج زن شود ، دادگاه ميتواند حكم طلاق زن را صادر كند ؛ اگر چه مدت غيبت شوهر كمتر از چهار سال باشد.

موارد طلاق از طرف زن :

٣-در صورتى كه زن وكالت در طلاق داشته باشد:

مي توان در ضمن عقد نكاح يا در ضمن عقد لازم ديگرى به زوجه به طور مطلق وكالت در طلاق داد . بنابراين زن مي تواند با داشتن وكالت در طلاق از دادگاه درخواست طلاق كند . البته بايد توجه داشت كه در مواردى هم كه زن از شوهر وكالت در طلاق دارد ، مستلزم طى كردن تشريفات قانونىِ مقرر است . در طلاقى كه از سوى زوجه به وكالت از زوج صورت ميگيرد ، مثل اين است كه خودِ زوج ،زوجه را مطلقه كرده است .  منتها در رويه عملى معمولا زوجه قسمتى از مهريه خود را بذل نموده و به وكالت از شوهر قبول بذل مى نمايد تا طلاق از نوع خلع محسوب شود و امكان رجوع از طلاق براى زوج وجود نداشته باشد .

البته بايد اضافه كرد كه اعطاى وكالت به زوجه در طلاق از طرف زوج ، حق طلاق از زوج را سلب نميكند . و او مي تواند هر زمان كه بخواهد زن خود را طلاق دهد .  اگر شرط شود حق طلاق منحصراً با زن باشد ، شرط باطل است و در اين صورت زن اختيار مطلقه كردن خود را ندارد .

 

موارد طلاق از طرف زن :

٤-در صورت استنكاف شوهر از پرداختن نفقه :

نفقه حقي است از حقوق مالى زن بر عهده شوهر . این حق در عقد نكاح دائم به وجود می آید و در عقد نکاح موقت زمانی زن حق نفقه دارد که در حین عقد ، حق نفقه شرط شده باشد .  نپرداختن نفقه از سمت شوهر مى تواند داراى ضمانت اجرا از جمله حق درخواست طلاق از سوى زوجه را در پيش داشته باشد .

در صورت درخواست زن به پرداخت نفقه از طرف مرد ، اصل بر عدم پرداخت نفقه است و اثبات پرداختن آن بر عهده مرد است . پس جز در مواردى كه زن مستحق نفقه نمى باشد ، با تقاضاى زن به پرداخت نفقه و صدور حكم محكوميت مرد به پرداخت و خوددارى از پرداخت نفقه و عدم امكان اجراى حكم محكوميت او ، زن مي تواند از دادگاه تقاضاى طلاق كند .

 

موارد طلاق از طرف زن :

٥- درخواست طلاق در صورت عسر و حرج زوجه :

عسر و حرج عبارت است از به وجود آمدن وضعيتي كه ادامه زندگى براى زوجه را با مشقّت و سختى همراه ساخته و تحمل آن براى زوجه ممكن نباشد . بنابراين صرف نفرت از همسر از مصاديق عسر و حرج نيست مگر اينكه به دليل موجهى باشد كه ادامه زندگى را براي زوجه متعسر كند .

 

برخى از مصاديق عسر و حرج عبارت است از :

  1. ترك زندگى خانوادگى توسط زوج حداقل به مدت شش ماه متوالى يا نه ماه متناوب در يك سال بدون عذر موجه
  2. اعتياد زوج به مواد مخدر و مشروبات الكلى
  3. محكوميت قطعى زوج به حبس پنج سال به بالا
  4. ضرب و شتم و هر گونه سوء رفتار مستمر زوج
  5. ابتلاء زوج به بيمارى صعب العلاج روانى يا سارى

 

بايد اذعان نمود كه موارد فوق جنبه حصرى ندارند و هر علت و عارضه اى كه منتسب به زن نباشد و زندگى را بر او با سختى همراه كند به طورى كه تحمل آن دشوار باشد از موارد درخواست طلاق بر اثر عسر و حرج مى باشد .

در زمان درخواست طلاق از طرف زن مبنى بر عسر و حرج بايد سببى كه زن را به عسر و حرج دچار كرده در هنگام مراجعه زن به دادگاه براى طلاق موجود باشد و زن براى رهايى از آن متوسل به طلاق شده باشد نه براى جبران ضرر گذشته .

 

لازم به ذکر است كه اثبات عسر و حرج با زوجه است . و اساساً قانع كردن دادگاه كمى سخت و مشكل است . بنابر اين به صرف درخواست طلاق مبنى بر عسر و حرج دادگاه حكم مبنی بر طلاق صادر نمي كند و تنها زمانى تصميم دادگاه قالب بر حكم طلاق است كه ادعاى زوجه را مبنى بر عسر و حرج وارد بداند .

 

در درخواست طلاق از طرف زن بر اثر عسر و حرج تمامى حقوق مالى زن محفوظ است . صدور حكم طلاق در صلاحيت دادگاه خانواده است . دادگاه خانواده مى تواند رأساً سوء رفتار زوج را احراز نمايد و نيازى به صدور حكم كيفرى در اين خصوص نيست . حتى صدور حكم دادگاه كيفرى مبنى بر برائت زوج منافاتى با احراز سوء رفتار زوج و صدور حكم طلاق ندارد .

 

جهت کسب اطلاعات بیشتر و دریافت مشاوره در خصوص طلاق و دعاوی خانواده با ما تماس بگیرید . تلفن تماس : 09123939759 – 02144386581

بخشش مهريه و امكان رجوع از آن

بخشش مهريه و امكان رجوع از آن : بخشش مهريه و امكان رجوع از آن : در مواردى پيش آمده كه زوجه مهريه خود را در قالب یک سند رسمی و حتی یک دستنویس عادی به همسر خود می بخشد و پس از بذل و بخشیدن مهریه پشیمان می شود سوال اینجاست که در صورت پشیمانی زن آیا رجوع از بذل مهریه امکان پذیر است یا خیر ؟

 

بخشش مهريه و امكان رجوع از آن

در پاسخ به سوالِ بخشش مهريه و امكان رجوع از آن بايد قائل به تفكيك شد و براى مهر از نوع عين معين و مهر از نوع كلى فى ذمه پاسخ های متفاوتی داد .

امروزه معمولاً مهريه را در قالب تعدادى سكه و يا مبلغى وجه قرار مي دهند و البته گاهى هم مهريه در قالب عين معين مانند يك اتومبيل ، يك آپارتمان و امثال اين ها تعیین می گردد .
اگر مهريه به صورت تعدادى سكه يا مبلغ معينى پول باشد و هنوز مهریه زوجه پرداخت نشده باشد ، بخشش مهريه در قالب ابراء صورت مي گيرد و با ابراء دين ، ذمه زوج برى مي شود و مانند آن است كه زوجه مهريه خود را گرفته است . بنابراين رجوع از آن امكانپذير نيست .

بخشش مهريه و امكان رجوع از آن :

اگر زوج مهر را در مقام اداء دين به زوجه بدهد و پس از آن زوجه مهر را به زوج ببخشد ، در اينجا مهر از حالت كلى خارج شده و وجود خارجى پيدا مي كند بنابراين بخشش مهر با تحقق ديگر اركان هبه از جمله قبض و اقباص در قالب عقد هبه صورت مي گيرد و در اين صورت رجوع از آنچه كه زوجه بخشيده امكانپذير است .

بخشش مهريه و امكان رجوع از آن :

اگر مهريه به صورت عين معين باشد مانند يك ملك يا يك قطعه زمين يا يك اتومبيل و امثال اينها و پس از آنكه به ملكيت زن در آمد و زوجه آن را با وجود ساير شرايطِ تحقق هبه ( قبض و اقباص ) به زوج ببخشد ، باز هم رجوع امكانپذير است .

البته بايد اذعان داشت كه بعضي از حقوقدانان بخشش مهريه را در هر صورت در قالب هبه مي دانند ولو اينكه مهريه به زن تسليم نشده باشد و همچنان بر ذمه زوج باقى باشد و بر اين نظرند كه هبه بخشش مال اعم از دين يا عين مي باشد .

در پاسخ بايد اين چنين گفت كه حتى اگر بخشش مهريه اى كه به صورت دين بر ذمه زوج مى باشد را در قالب عقد هبه بدانيم ، باز هم با بخشش مهريه مالكيت ما فى ذمه براى زوج به وجود مى آيد و طبق ماده ٨٠٦ قانون مدنى هر گاه داين طلب خود را به مديون ببخشد حق رجوع ندارد .

چنان چه زوجه مهریه خود را در مقابل طلاق ببخشد ، مستنبط از ماده 1145 قانون مدنی ، حق رجوع به آن چه که بخشیده را دارد مگر آن که در حین طلاق یا به موجب عقد جداگانه ای حق رجوع را از خود سلب کرده باشد .

 

جهت کسب اطلاع بیشتر و بهره مندی از خدمات مشاوره ای ، با ما تماس بگیرید . تلفن تماس : 09123939759- 02144386581-

فسخ نکاح قبل از نزدیکی

فسخ نکاح قبل از نزدیکی : فسخ نکاح قبل از نزدیکی در مهریه چه تاثیری دارد ؟ به موجب ماده 1101 قانون مدنی ، هر گاه عقد نکاح قبل از نزدیکی به جهتی فسخ شود زن حق مهر ندارد مگر در صورتی که موجب فسخ ، عِنَن باشد که در این صورت با وجود فسخ نکاح ، زن مستحق نصف مهر است .

فسخ نکاح قبل از نزدیکی

عنن چیست ؟ اثر آن در فسخ نکاح قبل از نزدیکی به چه صورت است ؟

عنن یکی از عیوب مرد است و حالتی است که در آن مرد قادر به مواقعه با هیچ زنی نباشد و در صورتی به زن حق فسخ نکاح را می دهد که عمل زناشویی ولو یکبار هم انجام نداده باشد .

در صورتی که نکاح به دلایلی غیر از عنن فسخ شود و همچنین در صورت عدم تعیین مهریه و فوت قبل از نزدیکی ، زن حق مهر ندارد اما در صورت عدم تعیین مهریه و به دنبال آن فسخ شدن نکاح بر اثر عِنَن ، زن مستحق نصف مهرالمثل خواهد بود .

مهرالمثل :

برای تعیین مهر المثل باید حال زن از حیث شرافت خانوادگی و سایر صفات و وضعیت او نسبت به امثال و اقارب او و همچنین معمول محل و غیره در نظر گرفته شود .

در صورت فریفته شدن مرد از سوی اشخاص ثالث ، ایجاد دین برای پرداخت مهر از سوی مرد به منزله خسارت است و مرد حق رجوع به فریب دهندگان را دارد . اما در خصوص مطالبه زیانهای مادی و معنوی زاید بر مهریه در صورتی حق مطالبه خواهد داشت که خسارات وارده با فسخ نکاح جبران نشود یا فسخ نکاح برای انسان متعارف ناممکن و مشقت بار باشد و در آخر اینکه مفهوم مخالف ماده 1101 قانون مدنی این است که در صورت نزدیکی وفسخ نکاح ، زن مستحق همه مهر خواهد بود.

برای کسب اطلاعات بیشتر قبل از اقدام به طرح دعوی و همچنین پاسخ به دعوی با مشاوره حقوقی متخصص در این زمینه تماس حاصل فرمایید . تلفن تماس : 09123939759- 02144386581

افشاى اسرار

افشاى اسرار : افشای اسرار مردم کاری خلاف با موازین اخلاقی است ولی جز در موارد خاص ، وصف مجرمانه ندارد . در حكومت جمهورى اسلامى ، فاش كردن اَسرار افراد جرم انگارى شده است منتها قانونگذار مجازات اين جرم را محدود به اشخاصى دانسته كه به مناسبت شغل خود از اسرار و اطلاعات محرمانه افراد مطلع مى گردند .

 

افشاى اسرار

 

بر اين اساس منطبق با ماده ٦٤٨ قانون تعزیرات مصوب ١٣٧٥ ، اطباء و جراحان و ماماها و داروفروشان و كليه كسانى كه به مناسبت شغل يا حرفه خود محرم اسرار مى شوند ، هر گاه در غير از موارد قانونى ، اسرار مردم را افشا كنند به حبس از سه ماه و يك روز تا يك سال و به جزاى نقدى محكوم مى گردد.

مقرره فوق ناطر است بر كليه اشخاصى كه به مناسبت شغل و حرفه خود محرم اسرار مى باشند ، اعم از پزشكان ، وكلا ، سران دفاتر رسمى ، جراحان ، كارشناسان رسمى ، مترجمان رسمى ، ماماها ، ماموران مراجع مالياتى ، ماموران نيروى انتظامى ، داروفروشان ، قضات و ساير ماموران مشابه . بنابراين حتى مطلع كردن يك فرد هم از اين اطلاعات محرمانه مشمول مجازات افشاى اسرار است .

لازم به توضیح است که این اشخاص باید به مناسبت شغل و حرفه ی خود به اسرار دیگران آگاه شده باشند ، مثلاً پزشکی که در مهمانی از بیماری خاص صاحب خانه یا یکی از افراد حاضر در جمع ، مطلع می شود و آن را افشا می کند و یا کسی که به موجب قانون ، اسرار دیگری را فاش می کند ، مشمول ماده 648 قانون تعزیرات نمی شود .

همان گونه که در فوق اشاره شد ، مطلع کردن حتی یک شخص نیز مشمول جرم افشای اسرار است ؛ بنابر این برای تحقق جرم ، ضرورتی ندارد که مرتکب به صورت گسترده اقدام به افشای اسرار کند .

عمد در افشاى اسرار :

در جرم افشای اسرار مرتکب باید نسبت به این امر عامد باشد . نه این که مثلاً در خواب یا مستی و یا هیپنوتیزم این کار را کرده باشد .

جرم افشاى اسرار جرم مطلق است :

جرم افشاى اسرار جرم مطلق است و اثبات ورود ضرر به کسی که اسرارش فاش شده است شرط تحقق آن نمی باشد .

 

برای کسب اطلاعات بیشتر و مشاوره حقوقی با ما تماس حاصل کنید . تلفن تماس :09123939759- 02144386581

جرم توهين

جرم توهين : جرم توهین یکی از جرایم علیه اشخاص است که در قانون تعزیرات مصوب 1375 با عنوان هتک حرمت اشخاص جرم انگاری شده است . توهين عبارت است از هر رفتارى كه بتواند به نحوى موجب هتک حيثيت كسى در نظر افراد متعارف و معمولى جامعه شود .

 

جرم توهين

جرم توهین ، که متأسفانه به دلیل پایین بودن آستانه صبر مردم ، وقوع آن در کشور ما رو به افزایش است ، دارای اقسام مختلفی است .

  1. توهین ساده

  2. توهین مشدده

 

توهین ساده :

عبارت از اهانتی است که علی رغم دارا بودن وصف مجرمانه ، از هیچ کیفیت مشدّده ای برخوردار نیست .

مطابق با ماده ٦٠٨ قانون تعزيرات مصوب ١٣٧٥ ، توهين به افراد از قبيل فحاشى و استعمال الفاظ رکيك چنانچه موجب حد قذف نباشد موجب مجازات شلاق تا ٧٤ ضربه و يا جزاى نقدى خواهد بود .

 

عنصر مادی جرم توهين :

هر رفتار فيزيكى اعم از گفتار ، كردار ، نوشتار ، حتى اشارات مختلف دست و چشم به هر وسیله ای ، با ارسال ایمیل یا پیامک ، مي تواند از مصاديق جرم توهين باشد . هر چند که فحاشی و استعمال الفاظ رکیک نمونه بارز جرم توهین است ؛ اما استفاده از کلمه ی (( از قبیل )) در ماده 608 قانون تعزیرات نشان از آن است که فحاشی و استفاده از الفاظ رکیک ، تنها یکی از مصادیق جرم توهین بوده و اعمالی از قبیل پرتاب کردن آب دهان بر روی دیگری ، یا هل دادن ، برداشتن عمامه و یا روسری از روی سر اشخاص و پرتاب کردن آن بر روی زمین ، برخی اشارات انگشتان دست در فرهنگ ما یا کشورهای دیگر نیز از مصادیق جرم توهین محسوب می شود .

 

شرایط و اوضاع و احوال لازم برای تحقق جرم توهين :

  1. موهن بودن رفتار : براى محقق شدن جرم توهين لازم است كه رفتار انجام شده از نظر عرفى با لحاظ زمان و مكان و طبقه اجتماعى و شخصيتى مخاطب، موهن باشد ؛ بنابراین صِرفِ خشونت در گفتار را نمی توان توهین کیفری محسوب کرد ؛ هر چند چنین رفتاری با توجه به شخصیت طرف مقابل ، بی ادبانه باشد .
  2. وجود مخاطب معین : مرتكب بايد شخص معينى را مورد توهين قرار داده باشد . توهين با تلفن ، ايميل ، پيام كوتاه و نظیر آن نيز محقق مى گردد . بنابراين نياز نيست كه مرتكب و مخاطب به صورت فيزيكى مقابل يكديگر قرار گرفته باشند تا جرم توهين محقق گردد .توهین به یک جمع گروهی مانند مخاطب قراردادن همه ی اساتید دانشگاه به بی سواد بودن ، موجب تحقق جرم توهین نیست .
  3. شخص حقیقی بودن مخاطب : با توجه به استفاده قانون گذار از لفظ “افراد” در ماده 608 ، توهین به اشخاص حقوقی جرم محسوب نمی شود چرا که مخاطب توهین باید یک شخص معین باشد و اهانت به یک دستگاه دولتی و یا خصوصی ، از مصادیق توهین نیست .
  4. توهين بايد صريح باشد بدين معنا كه تفسير بردار نباشد .

 

نتیجه ی جرم توهين :

جرم توهین یک جرم مطلق بوده و مقید به نتیجه نیست . بنابراین به صرف موهن بودن رفتار و ارتکاب عمل ، جرم توهین محقق می گردد . به عبارت بهتر در تحقق جرم توهين الزاماً نباید مخاطب ناراحت و متأثر شده باشد بلکه صرف توهين قابل مجازات است .

 

توهین مشدّده :

گاهی قانون گذار به اعتبار شخصیت و مقام طرف اهانت ، مجازات توهین را تشدید کرده است . نمونه های این توهین عبارت است از :

  1. توهین به مقام رهبری قبلی و یا فعلی ( ماده 514 قانون تعزیرات مصوب 1375 که مجازات آن ، حبس از شش ماه تا دو سال است .)
  2. توهین به سایر کارکنان و مقامات دولتی ایران : ( ماده 609 قانون تعزیرات مصوب 1375 که مجازات آن ، حبس از سه ماه تا شش ماه و یا شلاق تا 74 ضربه )
  3. توهین به مقامات سیاسی خارجی : ( ماده 517 قانون تعزیرات مصوب 1375 که مجازات آن حبس از یک ماه تا سه ماه می باشد . )
  4. توهین به صاحبان حرفه ها و مشاغل خاص : مانند توهین به وکیل دادگستری ( ماده 20 لایحه قانونی استقلال کانون وکلای دادگستری ) یا کارشناسان رسمی در حین انجام وظیفه (ماده 20 لایحه قانونی مربوط به استقلال کارشناسان رسمی ) و یا توهین به نگهبان یا مراقب در حال انجام وظیفه ( ماده 46-48-49 قانون مجازات جرایم نیروهای مسلح ) .
  5. توهین مشدّد به اعتبار جنسیت و یا سن طرف توهین : (ماده 619 قانون تعزیرات مصوب 1375 که تعرض و مزاحمت برای اطفال و یا زنان با استفاده از الفاظ و حرکات مخالف با شئون را توهین تلقی و مجازات آن را جبس از دو ماه تا شش ماه و تا 74 ضربه شلاق قرار داده است . )
  6. توهین به مقدسات دینی : ( ماده 513 قانون تعزیرات مصوب 1375 که مجازات آن حبس از یک تا پنج سال می باشد .
  7. توهین به صورت هجو : ( ماده 700 قانون تعزیرات مصوب 1375 که مجازات آن حبس از یک ماه تا شش ماه می باشد .

 

سوال اينجاست كه آيا توهين به خود هم جرم است ؟

توهین به خود جرم نیست ؛ مانند آن که پدری به فرزند خود بگوید (پدر … ) مگر آن که استفاده از آن لفظ ، توهین به دیگری باشد مثل ( منِ پدر … ) . چنان چه توهين به خود در ملاء عام و باعث جريحه دار شدن عفت عمومى شود ، در شمول ماده ٦٣٨ قانون تعزيرات قرار مي گيرد كه اينگونه بيان مى دارد : هر كس علناً در اماكن و انظار عمومى و معابر تظاهر به عمل حرامى نمايد ، علاوه بر كيفر عمل به حبس از ده روز تا دو ماه يا شلاق تا ٧٤ ضربه و در صورتى كه نفس عمل داراى كيفر نباشد فقط به حبس از ده روز تا دو ماه يا تا ٧٤ ضربه شلاق محكوم مى شود .

 

برای کسب اطلاعات بیشتر و دریافت مشاوره حقوقی توهین تماس حاصل فرمایید . شماره تماس 09123939759- 02144386581