ایراد عدم توجه دعوا

ایراد عدم توجه دعوا : در قوانین ما اصطلاحی وجود دارد تحت عنوان “ایراد عدم توجه دعوا” که در خصوص خوانده بکار می رود. در واقع زمانی که یک دعوی حقوقی در دادگاه مطرح می شود. ممکن است تحت تاثیر برخی از شرایط نسبت به خوانده قابلیت مطرح شدن نداشته باشد. دراین شرایط وی می تواند از قانون ایراد عدم توجه دعوی، بهره مند شود.

در ادامه مقاله علاوه بر تعریف دقیق ایراد عدم توجه دعوا به بررسی شرایطی خواهیم پرداخت که منجر به صدور ایراد فوق می شوند. با وکیل شاه مرادی همراه باشید…

ایراد عدم توجه دعوا به چه معناست؟

ایراد به معنای هر نوع دفاعی است که قانون در اختیار خوانده قرار می دهد. تا بتواند با استناد به آن ها از حقوق خود دفاع نماید. عدم توجه دعوا به معنای متوجه نبودن دعوا به شخص خوانده است. آیین دادرسی مدنی در این خصوص بیان می کند.

ایراد عدم توجه دعوا

که اگر ایرادات استنادی از جانب خوانده تا پایان جلسه اول دادرسی اعلام نشوند. دادگاه تکلیفی ندارد تا به صورت جداگانه به آنها رسیدگی کند. البته این قانون دارای یک استثنا هم می باشد. بدین صورت که پذیرش طرح ایراد عدم صلاحیت ذاتی، خارج از مهلت قانونی باعث می شود. تا دادگاه مکلف گردد جدا از ماهیت و یا حتی بدون صدور رای در ماهیت دعوا نسبت به آن قرار عدم صلاحیت ذاتی را صادر نماید.

انوع ایرادات

ایرادات مختلفی در قانون آیین دادرسی مدنی مورد اشاره واقع شده اند که خوانده یا وکیل او می تواند به آن ها استناد نماید. این ایرادات با توجه به تاثیرات آن ها در دعوا به موارد ذیل طبقه بندی می شوند:

  1. ایراداتی که اثر آنها تغییر مرجع رسیدگی است. در واقع دعوا و علل مطرح شدن آن کاملا صحیح هستند. اما در دادگاه صالح مطرح نشده است. در این موارد ممکن است صلاحیت ذاتی یا صلاحیت محلی دادگاه مورد ایراد واقع شود.
  2. ایراداتی که در رسیدگی به دعوا مانع موقتی ایجاد می‌کنند. بدین معنا که در یک زمان دیگر با جمع شرایط می توان نسبت به طرح دعوی مجدد اقدام نمود.
  3. ایراداتی که در رسیدگی به دعوا مانع دائمی ایجاد می‌کنند. به این صورت که دعوی مورد نظر با همان موضوع و طرفین دعوی دیگر قابل طرح نمی باشد. به عنوان مثال زمانی که دعوا قبلا بین طرفین در دادگاه صالح مطرح شده و به صورت صحیح نیز مورد صدور حکم قطعی واقع شده است.

علل ایراد عدم توجه دعوا به خوانده

علل و مواردی که باعث می شود تا ایراد عدم توجه دعوا به خوانده مورد پذیرش واقع شود مواردذیل است:

  • دادگاه مورد نظر صلاحیت رسیدگی به پرونده را نداشته باشد. صلاحیت در برخی از موارد به صورت ذاتی و در برخی دیگر از موارد به صورت نسبی مطرح می شود.
  • دعوی بین همان اشخاص در همان دادگاه یا دادگاه هم عرض دیگری در جریان باشد.
  • دعوی بین همان اشخاص در همان دادگاه یا دادگاه هم عرض دیگری اقامه شده و به صدور حکم منجر شده باشد یا مرتبط با آن باشد. حتی اگر این دعوی میان نمایندگان دو طرف یا افرادی که قائم مقام آن ها هستند مطرح شود. و به صدور حکم نیز منجر گردد در آینده می تواند باعث ورود ایراد عدم توجه دعوی به خوانده گردد.
  • خواهان فاقد اهلیت قانونی برای مطرح کردن دعوی باشد. عدم اهلیت ممکن است ناشی از صغر سن یا مواردی همانند جنون و حتی ممنوعیت در تصرف اموال به علت حکم ورشکستگی باشد.
  • ادعای خواهان ذاتاً متوجه شخص خوانده نباشد.
  • خواهان در قالب نمایندگی اعم از وکالت، قیمومت و … طرح دعوی کند اما ادعای او مبنی بر نمایندگی قابل احراز نباشد.
  • دعوا ممکن است بر فرض ثبوت دارای اثر واقعی نباشد. همانند وقف یا حبه بدون قبض یا همان عدم تسلیم مال در نتیجه وقف یا هدیه دادن آن که اثرات وقف و هبه را از بین می برد.
  • ادعای خواهان مبنی بر یک دعوی مشروع یا رسیدن به یک حق مشروع نباشد.
  • دعوی به صورت جزمی مطرح نشود بلکه مبتنی بر یک امر احتمالی یا ظنی باشد. که همراه با شک و تردید است و نمی توان به صورت قطع بر یقین در خصوص آن مبادرت به صدور حکم نمود.
  • ممکن است همه جهات فوق رعایت شده باشند، اما خواهان در دعوی مطرح شده دارای نفع نباشد. طبق اصطلاحات حقوقی ذی نفع نباشد.
  • دعوی در خارج از مهلت قانونی اقامه شده باشد. قانون همواره برای طرح دعوا یک مدت زمان مشخص را معین نموده است. البته در بسیاری از مواقع این زمان ها به صورت عددی تعیین نشده اند. اما در برخی دیگر از شرایط حتی زمان دقیق آن ها مشخص شده است. به عنوان مثال می توان به تعیین زمان بیست روزه برای تجدیدنظرخواهی اشاره کرد. در هر صورت عدم توجه به زمان مقرر با مهلت موجود جهت طرح دعوی باعث می شود تا خوانده از ایراد عدم توجه دعوی به علت خارج شده از مهلت قانونی بهره ببرد.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.